«پیام ما» در گفت‌وگو با دو معمار، رویکردهای حفظ آثار جنگ در تهران را در پرتو یک پژوهش بررسی می‌کند

جنگ در حافظه شهر

شفق متولی، معمار: اهمیت یادمان هیروشیما فقط به باقی ماندن یک ساختمان محدود نمی‌شود





جنگ در حافظه شهر

5 مهر 1405، 23:23

|پیام ما|کمتر ملتی در جهان وجود دارد که ردپایی از جنگ و تخریب در حافظه جمعی‌اش نداشته باشد. جنگ‌ها، علاوه بر تغییر معادلات سیاسی و گاه اقتصادی‌ـ‌اجتماعی، شهرها را ویران و خانه‌ها را تخریب می‌کنند. بازسازی این ویرانه‌ها برای کشورها عموماً پرهزینه است و گاهی به معضلی جدی برای توسعه تبدیل می‌شود. بااین‌حال، کم نیستند کشورهایی که ترجیح می‌دهند آثار به‌جامانده از جنگ را حفظ کنند و بخشی از این خرابه‌ها را در معرض دید شهروندان قرار دهند. مرکز مطالعات شهرداری تهران در گزارشی که به‌تازگی منتشر شده، رویکرد شهرها را در مواجهه با تخریب‌های جنگ بررسی کرده است. این گزارش از تجربه جنگ ۱۲روزه و آسیب‌های تهران نوشته و تأکید کرده است که در روزهای پساجنگ دقیقاً چه چیزهایی باید در سطح شهر حفظ شود. این پژوهش دو یادمان در خیابان هفت‌تیر و تئاتر شهر را که در روزهای پس از جنگ ایجاد شدند، واکاوی کرده است. ما در «پیام ما» در ادامه این گزارش، با دو کارشناس معماری درباره نتایج و رویکردهای آن گفت‌وگو کردیم و از آن‌ها نیز پرسیدیم که با ویرانه‌های جنگی چه باید کرد.

 

با ساختمان‌ها و فضاهایی که در جنگ آسیب دیده‌اند، چه باید کرد؟ آیا شهر باید هرچه سریع‌تر آن‌ها را بازسازی کند و نشانه‌های ویرانی را از سطح خود پاک کند، یا این خرابه‌ها باید به‌عنوان سند برای نسل‌های بعدی در سطح شهر باقی بمانند؟ گزارش «بررسی تحلیلی آثار و نتایج حفظ و در معرض دید قرار دادن مکان‌های آسیب‌دیده در دفاع مقدس ۱۲روزه» می‌کوشد به این پرسش‌ها پاسخ دهد. از نگاه این پژوهش، حفظ بقایای به‌جامانده از جنگ در شهرها هم اثر مثبت دارد و هم اثر منفی: «کمک به تقویت حافظه تاریخی، افزایش انسجام و هویت ملی، بهترین ابزار و رسانه جهت آموزش و آگاهی‌بخشی به جوانان، ترویج صلح‌طلبی و توسعه گردشگری» از جمله اثرات مثبت حفظ مکان‌های آسیب‌دیده جنگ مطرح شده و در سوی دیگر، «زنده کردن زخم‌های روانی و خاطرات حوادث تلخ، هزینه‌های نگهداری و تحت تأثیر قرار گرفتن فضای زیبای شهر» از جمله اثرات منفی این اقدام است.

 

از هیروشیما تا دیوار برلین

 

در بخشی از این گزارش، آثار به‌جامانده از دوران جنگ در کشورهای مختلف بررسی شده است. یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها «گنبد بمب اتمی» هیروشیماست. پس از بمباران اتمی سال ۱۹۴۵، بخشی از ساختمان سابق نمایشگاه صنعتی شهر که نزدیک محل انفجار قرار داشت، حفظ شد. این بنا امروز بخشی از مجموعه یادبود صلح هیروشیما و در فهرست میراث جهانی یونسکو است. در کنار آن، موزه‌ای نیز ساخته شده که تاریخ بمباران و پیامدهای آن را روایت می‌کند. در این نمونه، خرابه به‌خودی‌خود هدف نهایی نیست؛ بلکه در مجموعه‌ای قرار گرفته است که مخاطب را با تاریخ جنگ و پیام صلح روبه‌رو می‌کند. دیوار برلین هم نمونه مشهور دیگری است که پس از جنگ جهانی دوم و در روزهای جنگ سرد به‌عنوان نماد تقسیم و جدایی باقی ماند و امروزه هم ارزش تاریخی دارد، هم به جاذبه گردشگری تبدیل شده و هم نمادی از آزادی است. این گزارش به ایران و تجربه جنگ هشت‌ساله هم اشاره کرده است. مسجد جامع خرمشهر که در شهر حفظ شده، از نگاه پژوهشگر نماد مقاومت و ایستادگی است.

 

پیامدهای مثبت و منفی حفظ خرابه‌های جنگ

 

با مرور این روایت‌ها می‌توان نتیجه گرفت که کشورها در برخورد با ویرانه‌های جنگی، سیاست‌های متفاوتی پیش می‌گیرند. کشورهایی که به‌دنبال حفظ مکان‌های آسیب‌دیده هستند، عمدتاً در پی تقویت حافظه تاریخی‌اند: «حفظ ویرانه‌های جنگی به جامعه کمک می‌کند تا فجایع گذشته را فراموش نکند؛ همان‌طور که در نظریه حافظه جمعی هم تأکید شده، جامعه برای استمرار هویت خود نیاز به یادآوری دارد.»

 

گزارش در کنار مفهوم حافظه جمعی، از «میراث ناخواسته» و «گردشگری تاریک» نیز نام می‌برد. میراث ناخواسته به مکان‌ها و پیامدهایی اشاره دارد که نسل‌های بعد آن‌ها را، بی‌آنکه در شکل‌گیری‌شان نقشی داشته باشند، به ارث می‌برند. گردشگری تاریک نیز به بازدید از مکان‌های مرتبط با مرگ، فاجعه و رنج تاریخی گفته می‌شود؛ از موزه‌های جنگ تا محل فجایع طبیعی. چنین مکان‌هایی هم‌زمان در مرز میان حافظه، اخلاق و اقتصاد گردشگری قرار می‌گیرند. هزینه بالای نگهداری این نمادها برای شهری که درگیر بازسازی اقتصادی است، چهره نامناسب شهر و بازتولید ترومای جمعی، از جمله دلایلی است که مخالفان حفظ بناهای آسیب‌دیده جنگی در شهر به آن‌ها اشاره می‌کنند.

 

هفت‌تیر یا تئاتر شهر؛ کدام موفق بود؟

 

این گزارش دو نمونه عینی از یادمان‌هایی را هم بررسی کرده است که پس از جنگ ۱۲روزه در سطح شهر تهران ایجاد شدند. نویسنده یکی را موفق می‌داند و دیگری را ناموفق: «در میدان هفتم‌تیر مجموعه‌ای شامل تصاویر قربانیان، بخش‌هایی از وسایل آسیب‌دیده و نشانه‌هایی از تخریب، در فضایی با حریم مشخص، پوشش گیاهی و نورپردازی قرار گرفته است. نویسندگان گزارش این نمونه را موفق ارزیابی کرده‌اند؛ زیرا آثار تخریب در مرکز و در سطحی پایین‌تر از خط دید قرار گرفته و عناصر بصری اطراف اجازه نمی‌دهند فضای میدان صرفاً شبیه یک خرابه دیده شود.»

 

در مقابل، در این پژوهش تأکید شده است: «اثری که در حریم تئاتر شهر ایجاد شد، شامل ماکتی از ساختمان تخریب‌شده و بخشی از مصالح و آوار بود. این اثر خیلی زود در رسانه‌ها و میان بخشی از شهروندان با تعابیری مانند «تل خاک» و «نخاله ساختمانی» توصیف شد و در نهایت جمع‌آوری شد.» گزارش، هم‌جواری با ساختمان هویتی تئاتر شهر، نبود حریم، فقدان پوشش گیاهی و عناصر توضیحی و ضعف در طراحی بصری را از دلایل شکست آن می‌داند.

 

گزارش در پایان از حفظ گزینشی دفاع می‌کند؛ یعنی قرار نیست همه ساختمان‌های آسیب‌دیده تهران برای همیشه به همان شکل باقی بمانند. مکان‌هایی که ارزش تاریخی، روایی یا نمادین بیشتری دارند، می‌توانند حفظ شوند؛ برخی به موزه‌های آموزشی تبدیل شوند و بخش عمده‌ای از شهر نیز برای بازگشت به زندگی عادی بازسازی شود. هم‌زمان، نویسنده بر ضرورت توجه به پیامدهای روانی جنگ و بازپروری اجتماعی تأکید می‌کند.

 

راهکارها بی‌شمار است

 

نتیجه‌گیری پایانی این گزارش به رویکرد ترانه یلدا، معمار و شهرساز، شباهت دارد. این کارشناس در گفت‌وگو با روزنامه «پیام ما» تأکید دارد که سلیقه‌ها در شهر متفاوت است: «ما صرفاً می‌توانیم درباره بناهای عمومی صحبت کنیم، زیرا مالکان خصوصی و مثلاً صاحبان خانه‌ها عمدتاً نمی‌خواهند خانه‌های ویران‌شده داشته باشند.» او می‌گوید به‌جای حفظ خرابه‌ها می‌توان راهکارهای دیگری در پیش گرفت: «ایجاد موزه، ساخت المان در فضاهایی مانند آنچه امروز در شهر تهران با عنوان خانه بلدیه وجود دارد یا حتی نمایش فیلم.» او در میان صحبت‌هایش از تجربه حضورش در خرمشهر که گزارش هم به آن اشاره کرده، می‌گوید: «من سال‌ها پیش آنجا بودم، آنجا موزه‌ای داشت و خاطرم هست که برای ما فیلمی از جنگ پخش کردند و بسیار اثرگذار بود.»

 

شفق متولی، معمار، پس از مطالعه گزارش مرکز مطالعات نقدهایی به آن دارد و حتی برخی پروژه‌هایی را که در آن به‌عنوان نمونه‌های موفق حفظ خرابه‌ها از آن‌ها یاد شده، ناموفق می‌داند. او می‌گوید: «تصاویر اثری را که در محدوده تئاتر شهر ایجاد شده بود دیده بودم و به نظرم واقعاً وضعیت نامناسبی داشت و بیشتر شبیه انباشت زباله و نخاله به نظر می‌رسید. یادمان میدان هفتم‌تیر را نیز از نزدیک دیده‌ام. به لحاظ چیدمان، هرچه به آن نزدیک‌تر می‌شوید، به‌تدریج با اثر درگیر می‌شوید و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرید.»

 

او با اشاره به تجربه‌های خارجی و داخلی که در این گزارش هم به آن‌ها اشاره شده، ادامه می‌دهد: «یکی از نکاتی که در این گزارش وجود دارد، معرفی تعدادی از نمونه‌های داخلی و خارجی به‌عنوان تجربه‌های موفق است. برای من عجیب بود که در بخش مربوط به خرمشهر، مسجد جامع به‌عنوان نمونه‌ای مطرح شده که آثار جنگ در آن حفظ شده است؛ درحالی‌که مسجد جامع خرمشهر به‌طور کامل بازسازی شده است. من شخصاً ترجیح می‌دهم یک بنای تاریخی مانند مسجد، با همان ویژگی‌های تاریخی خود حفظ شود، اما در عین حال وقتی به خرمشهر می‌روم، نمی‌خواهم با شهری مواجه شوم که همچنان بخش زیادی از آن ویران و مملو از آثار جنگ باشد. آخرین باری که خرمشهر را دیدم، وضعیت شهر از این نظر تأثیر بسیار ناخوشایندی بر من گذاشت. البته موزه جنگ خرمشهر موضوع متفاوتی است.»

 

مرور تجربه‌های جهانی کافی است؟

 

این معمار با اشاره به اینکه صرف مثال آوردن از بناهای موفق خارجی کافی نیست، توضیح می‌دهد: «اهمیت یادمان هیروشیما فقط به باقی ماندن یک ساختمان محدود نمی‌شود. آنچه این تجربه را متفاوت کرده، مجموعه فعالیت‌ها و برنامه‌های فرهنگی‌ای است که پیرامون آن شکل گرفته است. بنابراین پیش از هر چیز باید ببینیم خود ما با توجه به تجربه هشت سال جنگ تحمیلی چه کرده‌ایم و سیاست‌گذاری‌های گذشته ما درباره بازنمایی جنگ در فضای شهری تا چه اندازه موفق بوده‌اند.»

 

به گفته او، در سال‌های مختلف انواع راهکارها در شهر تجربه شده است؛ از المان‌ها و دیوارنگاره‌ها گرفته تا استفاده از تلویزیون‌های شهری، موسیقی و تئاترهای خیابانی: «پرسش این است که این اقدامات واقعاً تا چه اندازه در انتقال مفهوم و ایجاد ارتباط با شهروندان مؤثر بوده‌اند. در کنار این‌ها، موزه دفاع مقدس را نیز داریم که از نظر من موزه‌ای به‌روز، توانمند و متفاوت است، اما به‌درستی معرفی و عرضه نشده و نتوانسته جایگاهی متناسب با ظرفیت‌های خود پیدا کند.»

 

این معمار در پایان می‌گوید: «اگر قرار است در زمینه فرهنگی و حافظه جنگ اقدامی انجام دهیم، بهتر است این اقدام براساس یک چشم‌انداز مشخص و در چارچوب یک مدل توسعه فرهنگی شکل بگیرد. مسئله اصلی ما در این زمینه، زیرساختی است. هم در حوزه سیاست‌گذاری گردشگری با مشکل مواجهیم و هم در نوع فعالیت فرهنگی. بسیاری از اقدامات نیز چنان شتاب‌زده و عجولانه انجام می‌شوند که فرصت شکل‌گیری یک کار درست و زیرساختی از بین می‌رود. یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این مسئله، نحوه مواجهه بین‌نسلی ما با موضوع جنگ تحمیلی است.»

 

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

وام به مزرعــــه‌ بدون برق

وام به مزرعــــه‌ بدون برق