رویهای که اصلاح نمیشود
قلب کاظم محیطبان دیگر نمیزند
7 اردیبهشت 1404، 18:27
در روستا همه خانه محیطبان باشقره را بلد بودند. همه میدانستند چگونه آوار مصیبتِ نبودنش ۲۵ تیر۱۳۹۷ بر سر خانواده سوار شده، ما کوچهبهکوچه گشتیم و خانهشان را یافتیم. همسرش در خانه نبود، مادر محیطبان بود و پسرش، کمی بعد زنبرادرش هم به ما پیوست. مادر حرف نمیزد، هم فارسی را بهسختی میدانست و هم داغ پسر بعد سالها چنان بر سینهاش سنگین بود که هر کلمه را به باری بدل میکرد. غروب سوم خرداد ۱۴۰۲ پسر محیطبان باشقره از این میگفت که میخواهد در آینده پزشک شود، به مردم کمک کند. پرسیدیم محیطزیست چه! گفت نه مادر راضی به این کار است و نه خودش دل خوشی دارد از آنچه بر سرشان آمده. ضاربان پدرش آزاد بودند، گویی اتفاقی نیفتاده. میآمدند و میرفتند و گاه ریشخندی؛ انگارنهانگار «تاجمحمد باشقره» دیگر نیست و آنها مسبب آن هستند. پس از سالها دوندگی آنها توانستند نام پدر را در فهرست شهدا بگذارند؛ «تاجمحمد باشقره» جانش را برای حفظ طبیعت و تنوع زیستی این سرزمین داده بود، اما اثبات آن سه سال وقت از خانواده داغدارش و مدیران پارک ملی گلستان گرفت.
دو روز پیش «کاظم مصدق»، محیطبان پارک ملی گلستان، در منطقه کویلر پارک ملی گلستان در درگیری با شکارچیان کشته شد. در میان خبرهای دود و اشک و انفجار بندرعباس، شهادت کاظم مصدق گرچه در میان شبکههای اجتماعی چندان پخش نشد، اما آنها که اهل محیطزیست بودند و خبر را شنیدند، بغضی گلویشان را گرفت و اشک بود که سرازیر میشد از دیدگانشان. این چند روز در پارک ملی گلستان غوغایی برپاست؛ دوستان و همکاران محیطبان مصدق همه عزادارند، همچنان که در هرمزگان و سایر استانها مردم به سوگ مرگی که بر سر هموطنانشان آوار شده، نشستهاند.
کاظم مصدق عصر روز شنبه، ششم اردیبهشت، در حوالی کویلر بهدست شکارچیان غیرمجاز کشته شد، تاریخی که در حفاظت پارک ملی گلستان و سازمان حفاظت محیطزیست باقی میماند.
خواستم بگویم امیدوارم، اما مگر چقدر میشود امیدوار بود وقتی عزیز محیطبانی از دست میرود و هیچ رویهای تغییر نمیکند،؛ اینکه محیطزیست در حال شمارش شهدایش است و از آنطرف خانواده همان شهید باید آنقدر دوندگی کند و بیمهری ببیند که دیگر نخواهد نامی از محیطزیست بشنود و درنهایت برای جلوگیری از فاجعه مشابه اقدام مؤثری در کاهش تعارض انجام نشود. امیدوار نیستم؛ اما کاش کاری کنید، مرهمی باشید برای خانواده محیطبان مصدق و کاهش تعارض!
برچسب ها:
پارک ملی گلستان، شبکههای اجتماعی، شکارچیان غیرمجاز، محیطزیست
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
برگزاری دوره منطقهای توانمندسازی تشکلهای مردمنهاد محیطزیستی در مشهد
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تکذیب تلفشدن جدید یوزپلنگ در میاندشت و پایش وضعیت تلما و تولههایش
درس بزرگ چوپان چرامی در مواجهه با خرس؛ پرهیز از شلیک در اوج خطر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید