ماریو بارگاس یوسا، بزرگترین چهره ادبیات لاتین آمریکایی، چشم از جهان فروبست

پایان فصل یک اسطوره





پایان فصل یک اسطوره

26 فروردین 1404، 10:06

«او زندگی طولانی، پرماجرا و ثمربخشی داشت و آثارش همچنان زنده خواهند ماند». زندگی «ماریو بارگاس یوسا» شاید در همین چند کلمه خلاصه شود که فرزندانش در بیانیه‌ای اعلام کردند. بارگاس یوسا زندگی‌اش همچون یک رمان بود؛ پیچیده و پرنوسان. او با آثارش تاریخ و سیاست را به چالش کشید و تصویری عمیق از قدرت و شکست انسان‌ها ترسیم کرد. حالا ۸۹سالگی‌اش با مرگی به پایان رسیده که پیشتر درباره آن گفته بود: «دوست دارم مرگ در حالی مرا بیابد که در حال نوشتنم، مثل یک حادثه.»

ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برجسته پرویی، یکی از شخصیت‌های تأثیرگذاری بود که موجی جهانی در ادبیات لاتین آمریکایی ایجاد کرد. او در طول بیش از نیم‌قرن کار حرفه‌ای، در آثارش به تحلیل قدرت و فساد پرداخت. آثاری همچون «قهرمان عصر ما»، «گفت‌وگو در کاتدرال» و «سور بُز» از جمله نوشته‌های برجسته او هستند. 

 

یک زندگی پرماجرا

حیات هشتادو‌چندساله او ماجراهای زیادی داشت. در سال ۱۹۳۶ در شهر آریکوئیپا پرو به دنیا آمد. با پدرش که نمی‌خواست او نویسنده شود، درگیری داشت. درگیری‌ای که باعث شد پدر، ماریوی ۱۴ساله را در آکادمی نظامی لئونسیو پرادو ثبت‌نام کند. بارگاس یوسا در مصاحبه‌ای در نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۱۸ گفته بود: «من به لئونسیو پرادو رفتم، چون پدرم فکر می‌کرد ارتش بهترین درمان برای ادبیات و فعالیت‌هایی است که به‌نظر او بسیار حاشیه‌ای بودند. برعکس، او موضوع اولین رمان من را به من داد!»

از ۱۵سالگی کار خود را به‌عنوان خبرنگار جرم‌شناسی آغاز کرد. در سال ۱۹۶۳، ماریو بارگاس یوسا نخستین رمان خود را با عنوان «زمان قهرمان» در اسپانیا منتشر کرد. این داستان که درباره قتلی در آکادمی نظامی لئونسیو پرادو، جایی که بارگاس یوسا دوران نوجوانی خود را در آن سپری کرده بود، می‌پرداخت، در پرو به حدی شوک‌آور تلقی شد که گفته می‌شود یک‌هزار نسخه از آن در میدان رژه این آکادمی به آتش کشیده شد.

بارگاس یوسا، همراه با نویسندگانی چون خولیو کورتاسار، کارلوس فوئنتس و گابریل گارسیا مارکز، از چهره‌های اصلی جنبش ادبیات شکوفای آمریکای لاتین بود. یکی از حاشیه‌های زندگی‌اش درگیری‌های طولانی‌مدت با گابریل گارسیا مارکز بود. تاآنجاکه در سال ۱۹۷۶، زمانی که مارکز او را در بیرون یک سینما ملاقات کرد، بارگاس یوسا مشت محکمی به صورت مارکز زد. خودش در مصاحبه‌ای وقتی نام مارکز آمد و از او درباره رابطه‌اش با این نویسنده پرسیده شد، گفت دوست و در بارسلونا همسایه بوده‌اند، اما بعدها به‌دلایل «شخصی» و «سیاسی» از هم فاصله گرفتند: «اما علت اصلی جدایی یک مشکل شخصی بود که هیچ ارتباطی با باورهای ایدئولوژیک او نداشت. به‌نظر من، نوشتار او و سیاست‌هایش، کیفیت یکسانی ندارند. من کارش را به‌عنوان نویسنده، بسیار تحسین می‌کنم …، اما از نظر شخصی به او احترام زیادی ندارم و باورهای سیاسی‌اش که به‌نظرم جدی نمی‌آیند.»

درباره ادبیات آمریکای لاتین می‌گفت خوش‌شانس بوده که در اروپا زندگی می‌کرده و در آنجا آن را کشف کرده است: «با اشتیاق زیادی به خواندن آن پرداختم. من مجبور شدم آن را در دانشگاه لندن تدریس کنم، که تجربه‌ای بسیار غنی بود؛ چون مرا مجبور کرد به ادبیات لاتین آمریکایی به‌طورکلی فکر کنم. از آن زمان به‌بعد، شروع به خواندن بورخس کردم که با او کمی آشنا بودم.»

اما زندگی او در نوشتن خلاصه نمی‌شد.

 

گره‌ خوردن با سیاست

هرچه شهرت او بیشتر می‌شد، بیشتر در سیاست نیز دخیل می‌شد. از مارکسیسم دوران جوانی خود فاصله گرفت و در برنامه‌ای تلویزیونی در پرو حضور یافت و در سال ۱۹۸۴ پیشنهاد ریاست‌جمهوری از طرف رئیس‌جمهور محافظه‌کار فرناندو تری برای نخست‌وزیری را رد کرد.

در سال ۱۹۸۷، بارگاس یوسا با برگزاری تجمعی در لیما، که ۱۲۰ هزار نفر در آن شرکت کردند، علیه برنامه ملی‌سازی نظام مالی پرو اعتراض و کمپین خود برای ریاست‌جمهوری را آغاز کرد. سه سال بعد، پس از دریافت تهدیدها و پیام‌های تهدیدآمیز، در دور دوم انتخابات از آلبرتو فوجیموری شکست خورد و در عرض چندساعت کشور را ترک کرد.

او همچنین از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹ میلادی رئیس سازمان بین‌المللی قلم (PEN) بود، اما به‌دلیل مخالفت با جنبش استقلال کاتالونیا و پس از آنکه سازمان بین‌المللی قلم خواستار آزادی دو رهبر زندانی جامعه مدنی کاتالونیا شد، در سال ۲۰۱۹ از ریاست افتخاری این نهاد استعفا کرد.

باوجود فعالیت‌های سیاسی‌اش، در سال ۲۰۱۲ در مصاحبه‌ای با گاردین گفته بود: «از تجربه‌های سیاسی‌ام آموختم که من یک نویسنده‌ام، نه سیاستمدار.» 

بارگاس یوسا در سال ۱۹۹۳ تابعیت اسپانیایی را پذیرفت و در همان زمان به نوشتن نمایشنامه‌ها، مقالات و رمان‌هایش ادامه داد. یکی از آثار برجسته او، رمان «سور بز» بود که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و به بررسی ترسناک ذهن دیکتاتور جمهوری دومینیکن، رافائل تروخیو پرداخت. همچنین، رمان «دختر بد» که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد، داستان یک رابطه را در طول بیش از ۴۰ سال روایت می‌کرد.

در سال ۲۰۱۰، زمانی که آکادمی سوئد با بارگاس یوسا تماس گرفت، او ابتدا فکر کرد که تماسشان شوخی است. در سال ۲۰۱۲، در مصاحبه‌ای با گاردین، او جایزه نوبل را «افسانه‌ای برای یک هفته» توصیف کرد، اما افزود که «کابوسی برای یک سال» بود؛ زیرا «توجه بی‌پایان عمومی» او را از نوشتن بازداشت. اما او از این توجه جهانی به آثارش بهره برد و در نقد دستکاری‌های رسانه‌ای در پرو، تبلیغات فدراسیون روسیه و همچنین سیاست‌های دونالد ترامپ سخن گفت. بااین‌حال، در می ۲۰۲۲ او اعلام کرد در انتخابات سراسری برزیل از ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور پیشین راست‌گرای افراطی، در مقابل لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا حمایت خواهد کرد.

 

نقد و مقاومت در کلمات بارگاس یوسا 

ماریو بارگاس یوسا در مصاحبه‌های خود بارها به اهمیت و تأثیر شگرف ادبیات در زندگی فردی و اجتماعی اشاره می‌کرد. می‌گفت ادبیات فقط یک منبع لذت و سرگرمی نیست، بلکه به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای درک بهتر جهان و پرورش نگرش انتقادی نسبت به آن عمل می‌کند. بارگاس یوسا بر این باور بود که ادبیات خوب می‌تواند حساسیت و تخیل خوانندگان را گسترش دهد و آنها را به چالش بکشد. از نگاه او، خواندن آثار بزرگ ادبی مانند «جنگ و صلح»، «دن کیشوت» یا «بینوایان» موجب می‌شد فرد به کاستی‌ها و بی‌عدالتی‌های زندگی واقعی حساس‌تر شود و از این طریق می‌توانست درک بهتری از دنیای اطراف خود پیدا کند.

معتقد بود ادبیات باید به انسان‌ها این توانایی را بدهد تا جهان را نه‌تنها با چشم‌های خود بلکه از دیدگاه‌های مختلف و متنوعی که از طریق فرهنگ‌های گوناگون و نویسندگان مختلف به‌دست می‌آید، ببینند. حتی با وجود فعالیت‌های سیاسی، از دید بارگاس یوسا، ملی‌گرایی محدودکننده است و فرد باید به‌عنوان یک «شهروند جهانی» زندگی کند، نه اینکه فقط خود را متعلق به یک سرزمین یا فرهنگ خاص بداند. 

او در مصاحبه‌هایش ادبیات را نه‌فقط ابزاری برای سرگرمی، بلکه به‌عنوان نیرویی اجتماعی و سیاسی می‌دید که می‌توانست جامعه‌ها را به‌سوی بهبود و تغییر هدایت کند. از دید او، ادبیات می‌تواند به شکستن ساختارهای قدرت کمک کند و به‌نوعی مقاومت در برابر ظلم و فساد باشد: «معتقدم این نگرش انتقادی به جهان برای تغییر، بهبود جامعه و اصلاح کاستی‌های دنیای واقعی ضروری است. چیزی است که شما درصورت برخورداری از ادبیات خوب بسیار بیشتر از آن آگاه خواهید شد. من فکر می‌کنم این یکی از مهمترین آثار اجتماعی، سیاسی و اخلاقی ادبیات خوب است. شما بهتر می‌فهمید که چه چیزی در زندگی اشتباه است و می‌یابید که زندگی واقعی هیچ‌گاه قادر نیست که خواسته‌ها، آرزوها و رؤیاهای شما را برآورده کند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

نخستین دوسالانه‌ی «شب کوک» با تمرکز بر آثار پیانویی فوزیه مجد برگزار می‌شود

نخستین دوسالانه‌ی «شب کوک» با تمرکز بر آثار پیانویی فوزیه مجد برگزار می‌شود

مستند را به گزارشگری تقلیل داده‌ایم

«حسن نقاشی» در گفت‌وگو با «پیام ما» از وضعیت تولید و معیشت مستندسازان می‌گوید

مستند را به گزارشگری تقلیل داده‌ایم

گذرنامه‌ای که ایران را از قونیه جا گذاشت

معاون فرهنگی شهرداری «قونیه» در گفت‌وگو با «پیام ما» از چرایی غیبت ایران در رویداد موسیقی عرفانی می‌گوید

گذرنامه‌ای که ایران را از قونیه جا گذاشت

انسان، پناهنده داستان است

روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم می‌کند؟

انسان، پناهنده داستان است

ســرای بوعلــــــــی

تصویر بوعلی‌سینا چگونه از روایت‌های تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟

ســرای بوعلــــــــی

حذف ایران از جشنواره موسیقی قونیه

حذف ایران از جشنواره موسیقی قونیه

گذشته را باید با نقد احضار کرد

گفت‌وگو با «سیدعلی میرافضلی» درباره حافظه فرهنگی و چگونگی خوانش ادبیات کهن

گذشته را باید با نقد احضار کرد

سینما برای پـــــــرواز

دبیر اجرایی «جشنواره بین‌المللی فیلم پرواز» در گفت‌وگو با «پیام ما» از تلاش برای تغییر نگاه به معلولیت می‌گوید

سینما برای پـــــــرواز

نشست داوری هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم پرواز برگزار شد

همزمان با روز ملی سینما

نشست داوری هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم پرواز برگزار شد

درخشش سینمای ایران در ونیز؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افق‌ها شد

درخشش سینمای ایران در ونیز؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افق‌ها شد