زوال هویت فرهنگی در شهرهای تاریخی، به‌واسطه گردشگری نمایشی و تأثیرات آن بر زندگی محلی

لایک، جایگزین حقیقت

ترویج گردشگری نمایشی به تسلط بر فضاهای فرهنگی منجر شده و هویت محلی را تحت‌الشعاع قرار داده است





لایک، جایگزین حقیقت

۲۳ بهمن ۱۴۰۳، ۱۱:۰۰

در امتداد کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده‌ شهرهای کهن، زمانی صدایی از دل تاریخ جاری بود. آوای کودکانی که با لهجه‌ای شیرین در میان بازارهای سرپوشیده بازی می‌کردند، موسیقی بی‌تکلف پیرمردی که در گوشه‌ میدان نی می‌نواخت، صدای چکش مسگری که بر صفحه‌ مس فرود می‌آمد. هر کوچه، هر خانه و هر میدان، زخمه‌ای بر تار فرهنگ بود.
امروز اما این کوچه‌ها آرام‌آرام در سکوتی غریب فرو رفته‌اند. دیگر کسی قصه‌های مادرانه را در آستانه‌ در نمی‌گوید، دیگر بانوی مسن بازار، گلابتون‌دوزی را به نسل بعد نمی‌آموزد و دیگر کسی از لابه‌لای کاروانسراهای قدیمی صدای خنیاگری را نمی‌شنود. صداها رنگ باخته‌اند و شهرها به ویترینی خاموش برای گردشگران تبدیل شده‌اند.
این سکوت، حاصل هیاهویی تازه است. هیاهویی که در آن، حقیقتِ فرهنگ در قاب‌های زودگذر و ویرایش‌شده محو شده است. در عصر محتواهای لحظه‌ای، اینفلوئنسرهایی که به شهرهای تاریخی قدم می‌گذارند، برای شنیدن نیامده‌اند؛ برای دیدن نیامده‌اند؛ برای ثبت خاطره در دل شهر نیامده‌اند. آنها دوربین‌هایشان را به‌سمت بناها نشانه می‌روند، اما هیچ‌گاه نگاهشان از قاب لنز فراتر نمی‌رود.
در محله‌های قدیمی، خانه‌هایی بودند که پنجره‌هایشان رو به هم باز می‌شدند و زندگی در میان کوچه‌هایشان جریان داشت. امروز بسیاری از آن خانه‌ها، دیگر مأمن ساکنان بومی نیستند. تبدیل شده‌اند به اقامتگاه‌هایی بی‌هویت، با دکورهایی که روح شهر را از خود زدوده‌اند. این خانه‌ها دیگر جایی برای زندگی نیستند؛ به صحنه‌ای بدل شده‌اند برای عکاسی.
مسافری که روزگاری برای شناخت فرهنگ یک شهر تاریخی به آن قدم می‌گذاشت، اکنون در پی مکانی است که بیشترین لایک را برایش بیاورد. در بازارهای قدیمی، مغازه‌های مسگران، چلنگران و سفالگران یکی‌یکی خاموش شده‌اند. به‌جای آنها، کافه‌هایی که دکورشان از صفحات مجازی الهام گرفته، هر روز بیشتر می‌شوند. دیگر کمتر کسی به‌دنبال پیدا کردن داستان یک شهر است؛ کافی‌شاپ‌ها و تابلوهای نئونی، میراث ناملموس را آرام‌آرام به عقب رانده‌اند.
صداها نه‌فقط در بازارها، که در زبان مردم هم خاموش شده‌اند. هر محله، لهجه‌ای، زبانی و قصه‌ای داشت که نسل‌به‌نسل به گوش کودکان می‌رسید. اما حالا در هجوم سلفی‌های بی‌احساس، این صداها خاموش‌تر از همیشه شده‌اند. کلمات بومی، اصطلاحات قدیمی و لحن‌هایی که روزگاری امضای هر شهر بودند، در ازدحام بازدیدهای تکراری و نمایش‌های کوتاهِ مجازی، رنگ می‌بازند.
مسافری که روزگاری از یک فروشنده‌ محلی داستان یک نقش روی پارچه‌ی قلم‌کار را می‌پرسید، حالا تنها به توضیح چندجمله‌ای زیر یک پست اینستاگرامی بسنده می‌کند. اینفلوئنسرها، قصه‌ تاریخ را خلاصه کرده‌اند؛ ساده، سطحی و بی‌جان.
در شهری که زمانی بافت زنده‌ای از فرهنگ و زندگی داشت، امروز صدایی جز کلیک دوربین‌ها و نوای گنگ موسیقی‌های تکراری کافه‌ها شنیده نمی‌شود. آیا می‌توان امید داشت که کوچه‌های شهرهای تاریخی، بار دیگر پر از صدای زندگی شوند؟ آیا بازارها دوباره بوی مس و پارچه خواهند گرفت؟ آیا در پس هر دیوار، قصه‌ای تازه روایت خواهد شد؟
شاید بازگرداندن صداها دشوار باشد، اما تا زمانی که آخرین گویش، آخرین صنعتگر، آخرین قصه‌گو هنوز در گوشه‌ای از این شهرها زنده است، هنوز امیدی برای نجات این میراث ناملموس باقی مانده است. کافی است گوش بسپاریم، کافی است به‌جای تماشای سطحی، به عمق تاریخ سفر کنیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

پایداری از دل زندگی

گفت‌وگو با «رضا عسگری»، سازنده پادکست «رِضونانس»

پایداری از دل زندگی

یکی بر سر شاخ، بُن می‌برید!

نقدی بر تصمیم ضدمیراثی وزیر میراث

یکی بر سر شاخ، بُن می‌برید!

پیکرتراشی چوبی هنری بی‌پشتوانه

گفت‌وگو با هنرمندان پیکرتراشی، درباره جایگاه صنایع‌دستی در زندگی انسان

پیکرتراشی چوبی هنری بی‌پشتوانه

کوچ اجبـــــــاری یک قرن هنر

صاحب‌نظران در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره انتقال اموال پژوهشکده هنرهای سنتی به «کاخ سعدآباد» هشدار دادند

کوچ اجبـــــــاری یک قرن هنر

چهره‌ای انسانی از عراق

نگاهی به کتاب «روی پل جمهوری» که روایتی شاعرانه از بغداد زخمی است

چهره‌ای انسانی از عراق

پر ریختن و فرهیختــــن

پر ریختن و فرهیختــــن

تل آجری به سایت‌موزه تبدیل می‌شود؛ همکاری ایران و ایتالیا برای احیای دروازه پارسه

تل آجری به سایت‌موزه تبدیل می‌شود؛ همکاری ایران و ایتالیا برای احیای دروازه پارسه

ممنوعیت رسمی آفرودسواری در جنگل‌ها و کویرهای ایران؛ جزییات ابلاغیه جدید سازمان منابع طبیعی

ممنوعیت رسمی آفرودسواری در جنگل‌ها و کویرهای ایران؛ جزییات ابلاغیه جدید سازمان منابع طبیعی

چه سرسبز بود دره من

نگاهی به انیمیشن «جابه‌جا شده» و زنجیره شگفت‌انگیز حیات‌وحش

چه سرسبز بود دره من

معنی نام «الموت» چیست؟

ریشه‌شناسی آشیانه عقاب همزمان با ثبت دژ الموت در میراث جهانی یونسکو

معنی نام «الموت» چیست؟

بیشترین نظر کاربران

پر ریختن و فرهیختــــن

پر ریختن و فرهیختــــن