بایگانی مطالب برچسب: مدیریت پسماند
زبالهسوز، راه مدیریت پسماند یا افزایش آلودگی؟
روستاییان اطراف محل دفن زباله سراوان، سه سال قبل که مقابل این دفنگاه روزها و روزها بست نشستند تا زبالهای به جنگل وارد نشود. آنها میگفتند صدایشان به جایی نمیرسد و خسته از بو، شیرابه، حشرات و کوه صدمتری زبالهاند. وعدههای بسیاری به آنها داده شد. مانند سالهای قبلتر که تابلوی روزشمار برای جابهجایی و حل مشکل این دفنگاه نصب شده بود و نتیجهاش هیچ بود. در نهایت طرحهایی مانند جابهجایی زباله به شهرهای دیگر مانند رودبار مطرح شد و طرح دیگر این بود که روستاهای اطراف زبالههایشان را به سراوان نیاورند و خودشان مدیریتش کنند. سوزاندن زباله در روستاها و تلنبار شدن آنها در ورودی و اطراف جادهها مشکل جدید منطقه شد تا در نهایت در روستای سالکده چند سال قبل زبالهسوزی کوچک نصب شد که نظارتی بر آن وجود نداشت و بعد هم روستای لسکوکلایه در کیاشهر زبالهسوز کوچکمقیاس اما این بار جدید و با نظارت نصب کرد. واکنشها به راهاندازی این زبالهسوز کم نبوده و موافقان و مخالفان روبروی هم صف کشیدهاند. عدهای آن را فناوریای مناسب در شرایطی میدانند که مدیریت زبالهها در گیلان به فاجعه بدل شده و این کار میتواند با مشارکت جامعه محلی تفکیک را نهادینه کند و عده دیگر این زبالهسوزها را بدون پروتکل دانسته و نگرانیهایی برای ایجاد آلودگی آنها در آینده دارند.
پرده جادویی کلید آینده سبز
برخورد محرمانه با اصلاحیه قانون مدیریت پسماند
زباله از در خانه که خارج میشود، گویی دیگر از زندگیمان خارج شده و اغلب افراد دیگر مسئولیتی در قبال آن ندارد. این مسئولیت اما در سالهای اخیر برای مردمی در شهرهای شمالی و جنوبی که محلهای دفن زباله در نزدیک خانههایشان بوده، حالا دغدغهای جدی شده است. آنها میدانند چیزی بهنام «دور» وجود ندارد و وقتی زباله را دور میریزیم، خیلی زود آثارش به زندگیمان برمیگردد. شیرابهاش در زمین فرو میرود و بو و حشراتش جانمان را کم میکند. «نرگس آذری»، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه پسماند، نیز بر این امر صحه میگذارد. او که سالها در این حوزه پژوهش کرده، معتقد است سیاستگذاران فقط میخواهند مسئله را از خود دور کنند و این را میتوان در اصلاحیه قانون پسماند هم دید؛ اصلاحیهای که در مجلس در دست بررسی است، اما هیچیک از فعالان این عرصه تاکنون امکان دسترسی به آن را نداشتهاند.
مدیریت شکستخورده زبالهها
مدیریت پسماندهای شهری از مرحله جمعآوری، انتقال تا دفع نهایی، فرایندی کاملاً فنی است و بهرهگیری از تجهیزات، فناوریها و ماشینآلات مختلف همیشه بهعنوان مبنایی برای مقایسه سطح پیشرفت کشورها در این حوزه شناخته میشود. آنچه در این میان از نظر مدیران اجرایی پسماندها مغفول مانده، نقش کلیدی شهروندان و روستاییان و میزان مشارکتشان در مدیریت بهینه پسماند است. تا پیش از دهه ۱۳۸۰ شهروندان در بسیاری از شهرهای کشور باید پسماندهای خود را براساس زمانبندی جلوی در خانه یا در انتهای کوچه در محلی مشخص قرار میدادند و سطلهای فلزی و پلاستیکی تخلیهشده را مجدداً به داخل منازلشان باز میگرداندند و میشستند. با آغاز دهه ۸۰ در اقدامی جدید در شهر تهران حدود ۵۰ هزار مخزن ۱۱۰۰ لیتری پلاستیکی در نقاط مختلف شهر جایگزین دو میلیون و ۵۰۰ هزار نقطه جمعآوری سنتی پسماندها شد. هرچند در نگاه اول این تغییر بهعنوان یک دستاورد بزرگ برای مدیران شهرداری پایتخت محسوب میشد، ولی با گذشت زمان پیامدهای منفی این تصمیم به اشکال مختلف نمایان شد. پسازآن نیز شاهد تقلید بدون برنامهریزی سایر شهرداریهای کشور از شهرداری تهران در زمینه استقرار مخازن در خیابانها بودیم. «سعید مرادیکیا»، کارشناس مدیریت پسماندهای شهری، در این گفتوگو تبعات چنین رویهای را شرح میدهد.
بحران پلاستیک؛ چالشی فراتر از محیطزیست
پلاستیک، بهعنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای فناوری قرن بیستم، با ویژگیهایی مانند دوام، سبکی و قیمت پایین، نقش مهمی در اقتصاد و زندگی روزمره ایفا کرده است. بااینحال، مصرف بیرویه و عدم مدیریت پسماند آن، بحران عمیقی در سطح جهانی و ملی ایجاد کرده است. ۴ درصد نفت تولیدی جهان برای تولید مواد پلاستیکی به کار گرفته میشود ازآنجاییکه مواد پلاستیکی دارای ماندگاری بیش از ۳۰۰ سال هستند رهاسازی آنها در طبیعت صدمات جبرانناپذیری را به محیطزیست خشکی و دریایی تحمیل خواهد کرد.
پسماندسوزی در فضای باز تهدیدی برای سلامت ایرانیان
|پیام ما| مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی هشدار داد سوزاندن پسماندها در فضای باز، بهویژه پسماندهای پلاستیکی و الکترونیکی، سالانه هزاران تن مواد سمی خطرناک، مانند دیوکسین و فوران را در هوای کشور منتشر میکند. این ترکیبات شیمیایی که از عوامل اصلی افزایش ریسک ابتلا به سرطان و بیماریهای تنفسی شناخته میشوند، سهم قابلتوجهی در آلودگی هوای کلانشهرها دارند.
زنان حفاظتگر در رزمی بیپایان با نابرابریها
«سازمان حفاظت محیطزیست یکی از مردسالارترین نهادهای کشور است». این را «صفورا زواران حسینی» میگوید از همان نوجوانی یعنی در اواخر دهه ۷۰ درگیر مسئله محیطزیست بوده و بیش از ۲۰ سال است که در این حوزه فعالیت میکند. او در این سالها هم در مناطق تحت مدیریت سازمان محیطزیست کار کرده است و هم در مدارس و روستاهای حاشیه زیستگاه یوز! در این سه دهه ناچار بود هم درگیر رنگ لباس و اندازه مانتو باشد و هم اینکه چه ساعتی در مهمانسرا با همکاران مرد خود جلسه بگذارد، مبادا دیروقت باشد و بگویند «چرا تا ساعت ۱۱ شب با هم جلسه دارید؟» موضوع دیگری هم از نظر زواران محدودیتهایی را برای زنان ایجاد میکرد؛ قشر اجتماعی و اقتصادی! «درحالیکه ما در انجمنمان بیشتر وابسته به حملونقل عمومی بودیم، گروههای دیگر با خودروهای شخصی شاسیبلند راحتتر تردد میکردند. این تفاوتها بهشدت بر تجربه حضور ما در فیلد تأثیرگذار بود و باعث میشد دسترسی به موقعیتهای میدانی برای ما دشوارتر و دورتر باشد. نمیدانم چقدر بتوان این موضوع را بهصورت دقیق بیان کرد، اما قطعاً قشر اجتماعی و اقتصادی فرد و دسترسی به امکانات، نقش مهمی در تاریخ حضور زنان در فعالیتهای میدانی دارد.» زواران در سالهای اخیر از مناطق تحت مدیریت سازمان محیطزیست فاصله گرفته و درگیر آموزش در محیط شهری است. این روزها ذهنش به این مسئله مشغول شده است، «چرا تنها یک طبقه اقتصادی از آموزشهای مرتبط با طبیعت در شهرها بهرهمند میشوند؟»
بودن یا نبودن سطلهای زباله؟
سه سال از آن بهاری که اهالی سراوان مقابل ماشینهای حمل زباله برای چند هفته ایستادند تا زباله به جنگل نرسد، میگذرد. سه سال بعد از آن برخوردهای سخت با مردمی که دههها از بو و کوه چندصدمتری زباله خسته بودند، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در هفته گذشته به گیلان سفر کرد و گفت «موضوع زباله در گیلان قابلحل است؛ چون زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است.» از نظر سخنگو، کوههای زباله در جنگل و ساحل، نبود سایتهای استاندارد، مشکل گسترده کارخانه کود آلی و زبالهسوزها، بیتوجهی به تفکیک از مبدأ و زبالههای سرگردان در روستاها و اعتراضات و بستن راه بر ماشینهای حمل زباله هنوز به مرحله بحرانی نرسیده! این صحبتها در حالی از سوی نماینده دولت مطرح شده است که از اسفند گذشته صدای دهیاران روستاهای گیلان بلند بود. آنها سردرگم میان عملکرد استانداری برای مدیریت پسماند قرار گرفته بودند؛ زمانی بهاجبار سطلهای زباله از روستاها جمع شد و به آنها گفتند خودشان باید زبالههای روستاهایشان را مدیریت کنند و حالا به آنها گفته شده بهاجبار باید سطل زباله بگذارند. آنها میپرسند چه چیزی در این چند سال تغییر کرده؟ آیا محل دپوی جدیدی برای زبالهها تعیین شده؟ آیا فکری به حال ساماندهی سراوان و دیگر محلهای دپو کردهاید و آیا قرار است حالا برخلاف سالهای قبل زبالههای روستایی را جمع کنید؟ دهیاران بسیاری از روستاها بدون پاسخ از سوی استانداری، سرگردان در این شرایط هستند و بسیاری از آنها میگویند بازگشت سطلهای زباله یعنی برگشت به عقب.
