بایگانی مطالب برچسب: مدیریت بحران
مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟
|پیامما| ایران از جمله کشورهایی است که سوانح طبیعی بسیاری در آن رخ میدهد. ضعف در نظام مدیریتی بسیاری بخشها نیز سالانه بر تعداد حوداث و بحرانهای کشور اضافه میکند. با این حال، بهنظر میرسد مدیریت بحران در ایران، هم در بخش اجرای پس از وقوع و هم پیشگیری، چندان موفق عمل نمیکند. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی عنوان کرده است که یکی از آسیبهای نظام مدیریت بحران کشور وجود اسناد بالادستی متعدد است که اتفاقاً در جریان تدوین این اسناد، ردپای نظری بسیار کمرنگ و درعوض، تعجیل عملی بسیار پررنگ است. این گزارش همچنین میگوید در مقام اجرا، سیاستهای وضعشده و متجلی در اسناد، بهدلایل مختلف بهخوبی اجرا نمیشوند. مرکز پژوهشهای مجلس برخی از اسناد تدوینشده در نظام مدیریت بحران کشور مانند «سند راهبرد ملی مدیریت بحران»، «برنامه ملی کاهش خطر حوادث و بحران»، «برنامه ملی آمادگی و پاسخ»، «برنامه ملی بازسازی و بازتوانی» را چندان کارا نمیداند؛ زیرا این اسناد بیشتر ماهیت برنامهای دارند و از جایگاه بالایی بهلحاظ تقنینی برخوردار نیستند. یکی دیگر از هشدارهای این مرکز در حوزه مقررات و قوانین مربوطه، اجتناب از قوانین غیرضروری است که با کلیت نظام مدیریت بحران در تعارض هستند. همچنین، طبق این گزارش اگر جدایی دو بخش «پیشگیری و آمادگی» از «پاسخ و بازتوانی » انجام شود، توان پیگیری و پیشبینی حوادث و همچنین، توان اجرایی و عملیاتی نظام مدیریت بحران کشور را بالا میبرد و این امکان را فراهم میکند که سازمانها بهصورت تخصصی در حوزه کاری خود فعالیت کنند.
«هُماگ» تنها میسوزد
«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونههای بزرگجثه بود که هم سایر گونهها فراموش شدند و هم زیستگاههایشان؛ نمونهاش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو»، دانشآموخته زیستگاهها و تنوعزیستی، میگوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظتشده «هماگ» افتاد، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیطزیستیها میدانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونههایی دارد؟ درحالیکه بهگفته این خزندهشناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارکهای ملی ارسباران و گلستان است».
زندگی در «اقتصاد بقا»
هر از چندگاهی در کشور ما حوادثی رخ میدهد که در عمق خود بحرانها و ضعفهای ساختاری ریشهداری را آشکار میسازند. پرسش کلیدی همواره این است که آیا از این بحرانها درس آموخته و عبرتگیری لازم صورت میگیرد؟ حادثه تلخ و تکاندهنده خفه شدن متوالی هفت نفر در یک چاه در شهر کونانی از توابع شهرستان کوهدشت، یکی از این وقایع بود که شوکی بزرگ به جامعه وارد کرد و سؤالات جدیای را در سطوح مختلف مطرح ساخت. جدا از ابعاد انسانی و داغی که بر دل خانوادههای داغدار نشست، این فاجعه پرسشی محوری را پیش میکشد: چرا زندگی در چنین مناطقی، و تلاش روزمره برای معاش یا حتی اقدام فداکارانه و تحسین برانگیز این افراد برای نجات جان همسایه، باید به قربانی کردن جان خود و چنین فرجام تراژیکی منجر شود؟ چرا در این جوامع، زندگی روزمره با چنین سطح بالایی از ریسک همراه است؟
آتش بیمهری به جان بازارهای تاریخی
بازارهای تاریخی ایران، از مهمترین و ماندگارترین ساختارهای شهری در بافت کهن شهرهای ایرانی بهشمار میآیند. این بازارها که در دورههای مختلف تاریخی شکل گرفتهاند، علاوه بر نقش اقتصادی، همواره کارکردهای اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و حتی سیاسی نیز داشتهاند. معماری منسجم و هماهنگ این فضاها، با الهام از اصول معماری اسلامی و ایرانی، جلوهای شاخص از زیباییشناسی، کارکردگرایی و سازگاری با اقلیم ارائه داده است. بازار بزرگ تبریز، بازار وکیل شیراز، بازار اصفهان و بازار تهران از جمله نمونههای برجستهای هستند که همچنان حیات اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ کردهاند. در سالهای اخیر، بازارهای تاریخی ایران با چالشهای جدی مواجه شدهاند که حیات این میراث گرانبها را تهدید میکند.
«رمون» در تنهایی سوخت
«رَمون» در آتش سوخت و روایت مردم محلی میگوید ۷۰ درصد یک روستا خاکستر شد. آتشی که گویا بهدلیل عبور غیراستاندارد کابلهای برق فشار قوی از اراضی باغی و بیتوجهی شرکت توزیع برق به هشدارهای مردم اتفاق افتاده است. بیش از یک سال از اعتراض و زنهارهای مردم که جرقههای اتصال شبکه را در میان درختان میدیدند و برقگرفتگی یک باغدار میگذرد، اما هیچ اقدامی انجام نشده است. حالا باغها سوخته، دامها سوخته، خانهها سوخته و اهالی در نبود توزیع اقلام مورد نیاز امدادی، «حاشیهخوابِ جاده» شدهاند. تنها چشمه تأمینکننده آب روستاها هم سوخته است و اهالی میگویند: «حالا از آب رودخانه مینوشیم.» آبی که نهتنها بهداشتی نیست بلکه میتواند منشأ بسیاری از بیماریها باشد: «حتی چشمه سوخته است.» رمون به محرومیت عادت دارد. در این منطقه نه مدرسهای وجود دارد، نه خانه بهداشتی و نه جاده و مسیر دسترسی قابلاعتنایی که حتی نیروهای امداد را زودتر به آنان برساند. رمون جایی در مناطق صعبالعبور جیرفت استان کرمان، در تنهایی خودش و مردمانش سوخت. مسئولان کرمان اما میگویند: «هنوز ارزیابی خسارت انجام نشده است. میزان خسارت را اعلام میکنیم.» میزان کدام خسارت؟ آتش یا محرومیت سالها مانده بر تن رمون و ساکنانش؟
فرار از فقر به چاه مرگ
صدای ضجههای زنان میآید. اما خیلی دورتر از جایی که مرد با من تلفنی صحبت میکند. اتفاق عجیب و دردناک بود. روستای «بساط بیگی» از توابع شهرستان «کوهدشت» هفت نفر از فرزندانش را در کمتر از یک ساعت در یک چاه آب از دست داد. جوانترین جانباخته ۲۹ سال سن داشته است. دو خواهر همزمان شوهر از دست دادهاند. یک روستا عزادار است. آخر برای چه؟ برای بیآبی مزارع. کدام مزارع؟ مزارع کشت خشخاش. کجا اتفاق افتاد؟ چاهی متروکه و البته ممنوعه که حفرش از همان ابتدا غیرقانونی بود. در چاه چه میکردند؟ دنبال آب بودند. «مردم ناچارند اینجا خشخاش بکارند. اینجا محرومیت مطلق است. یک لیوان آب اگر اضافه بیاید، میریزند پای مزارع خشخاش. رفته بودند چاه را احیا کنند که دچار گازگرفتگی شدند. یکی پس از دیگری برای نجات رفتند. هیچکس زنده بیرون نیامد. نیروهای امدادی وقتی رسیدند که همه مرده بودند. اینهم از بدبختی ماست.» اینها را آقای «طرهانی» میگوید که دو شوهرخواهر و دوستان و بستگانش را در حادثه جمعه «بساط بیگی» از دست داده است. حادثهای که میگوید اگر در این محرومیت شدید نبودیم، اتفاق نمیافتاد: «آدم بدبخت محکوم است به بلا و مصیبت.»
مذاکره برای نجات هور
آتشسوزی نیزارهای هورالعظیم امسال زودتر از همیشه زنگ خطر را به صدا درآورده است. هزاران هکتار از این تالاب مرزی در حالی طعمه حریق شد که رایزنیها برای خاموش کردن آتش در بخش عراقی هور اینبار هم به نتیجه نرسید. تا جایی که سید محمدرضا موالیزاده استاندار خوزستان دوم اردیبهشت در دیدارش با رئیسجمهور درباره طرح پیشنهاد برگزاری یک اجلاس منطقهای برای مقابله با بحران ریزگردها، آتشسوزیهای اخیر هورالعظیم را هم پیش کشید و گفت: «با توجه به آتشسوزیهای مکرر در هورالعظیم و تأثیر مستقیم آن بر تشدید بحرانِ ریزگردها در استانهای جنوبی لزوم برنامهریزی دقیق وجود دارد.»
زخمهایی از پدافند غیرعامل که در بندر رجایی باز شد
