بایگانی مطالب : جامعه
آینده موزهها در عصر شتابزدگی
صف بلند مقابل موزه هنرهای معاصر برای بازدید از نمایشگاه «چشم در چشم» و بعد از آن نمایشگاه «پیکاسو در تهران» آنقدر پدیده عجیبی بود که بسیاری رسانهها آن را خوشبینانه «نشانی از تغییر در جامعه ایرانی» تعبیر کردند و بسیاری این نکته را یادآور شدند که اگر محتوای خوب ارائه شود، مخاطب خود پا به موزه خواهد گذاشت و موزه دیگر مکانی راکد و فراموششده نخواهد بود.
رؤیای روایت تاریخ در خیابانهای شهر
در شهرهایی با لایههای تاریخی متراکم، باستانشناسی نه در دل کوهها و بیابانها، بلکه در پیادهروها، خیابانها، خانهها و کوچهها جریان دارد. در چنین شهرهایی، موزه نه در چهاردیواریهای معمول، بلکه در بطن زندگی جاری است. «موزه باز شهری» مفهومی است که به رابطه زنده بین شهر، باستانشناسی و مردم اشاره دارد؛ مفهومی که هنوز در ایران جایگاه دقیق و اجرایی نیافته است، اما ظرفیتهایی عظیم برای خوانش تازهای از شهر و هویت شهری فراهم میآورد. در این گزارش بهبهانه روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، با سه پژوهشگر و باستانشناس به گفتوگو نشستهایم تا این ایده را واکاوی کنیم.
«رمون» در تنهایی سوخت
«رَمون» در آتش سوخت و روایت مردم محلی میگوید ۷۰ درصد یک روستا خاکستر شد. آتشی که گویا بهدلیل عبور غیراستاندارد کابلهای برق فشار قوی از اراضی باغی و بیتوجهی شرکت توزیع برق به هشدارهای مردم اتفاق افتاده است. بیش از یک سال از اعتراض و زنهارهای مردم که جرقههای اتصال شبکه را در میان درختان میدیدند و برقگرفتگی یک باغدار میگذرد، اما هیچ اقدامی انجام نشده است. حالا باغها سوخته، دامها سوخته، خانهها سوخته و اهالی در نبود توزیع اقلام مورد نیاز امدادی، «حاشیهخوابِ جاده» شدهاند. تنها چشمه تأمینکننده آب روستاها هم سوخته است و اهالی میگویند: «حالا از آب رودخانه مینوشیم.» آبی که نهتنها بهداشتی نیست بلکه میتواند منشأ بسیاری از بیماریها باشد: «حتی چشمه سوخته است.» رمون به محرومیت عادت دارد. در این منطقه نه مدرسهای وجود دارد، نه خانه بهداشتی و نه جاده و مسیر دسترسی قابلاعتنایی که حتی نیروهای امداد را زودتر به آنان برساند. رمون جایی در مناطق صعبالعبور جیرفت استان کرمان، در تنهایی خودش و مردمانش سوخت. مسئولان کرمان اما میگویند: «هنوز ارزیابی خسارت انجام نشده است. میزان خسارت را اعلام میکنیم.» میزان کدام خسارت؟ آتش یا محرومیت سالها مانده بر تن رمون و ساکنانش؟
سلبریتیزدگی و ماجرای امضای کتاب «سووشون»
نقدی بر فروکاستن فرهنگ به شهرت
موزه متعلق به جامعهای است که به آینده میاندیشد
پیش رفتن بهسوی جهانی نو
نمایش بدون متن در ویترین
فیلترینگ؛ دههها عقبگرد در توسعه پایدار
|پیام ما| اینترنت آزاد، فراتر از وعدههای انتخاباتی، مطالبهای است که عمری به درازای محدودیتهای سخت ایجادشده در این حوزه دارد. «وضعیت خطرناک اینترنت ایران» که در آخرین گزارشهای بررسی کیفیت اینترنت بر آن تأکید شده، با تداوم سیاستهای محدودکننده داخلی، مشکلات زیرساخت و شبکه و همینطور تحریمهای خارجی، ادامه یافته است. با وجود تکرار هشدارها از زبان کارشناسان و فعالان این حوزه، در هنوز بر همان پاشنه میچرخد. سال گذشته در پاسخ به مطالبه مردم، فقط شاهد رفع فیلتر دو ابزار بودیم که تأثیر چندانی در کاهش استفاده از فیلترشکنها نداشت و هیچیک از وعدهها به جایی نرسید که دست آخر، امکان استفاده آزادانه از اینترنت را برای مردم فراهم کند. این شرایط درحالیاست که اینترنت بهعنوان یکی از زیرساختهای اساسی توسعه پایدار شناخته میشود. از طرف دیگر، طبق اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs)، دسترسی به اینترنت نهتنها دسترسی به اطلاعات را تسهیل میکند، بلکه زمینهساز آموزش، اشتغال و کاهش نابرابریهاست که ایران با چالشهای عمیقی در این حوزه مواجه است.
کتابسازی، آفت پنهان
پس از برگزاری ۳۶ دوره از نمایشگاه کتاب، اکنون این رویداد فرهنگی جایگاهی دلخواه برای همه کسانی شده است که با کتاب و نشر آن پیوند دارند. هرساله تازهترین عنوانها، در نمایشگاه بهدست دوستداران کتاب میرسد و آگاهی از آنچه در گذر یک سال چاپ و پخش شده است، در این میعادگاه فرهنگی بهدست میآید. ازاینرو، شاید برگزاری نمایشگاه کتاب را بتوان مهمترین رویداد فرهنگی دانست که با صنعت نشر ایران پیوند دارد. همواره و هرساله نیز شمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه فزونی میگیرد و خواستاران کتاب را، که شمارشان البته بسیار نیست، بهسوی خود میکشد. اما نباید شمار این بازدیدکنندگان را سنجهای برای دلبستگی ایرانیان برای خواندن کتاب دانست؛ زیرا شوربختانه بازدیدکنندگان بسیاری هستند که تنها برای سرگرمی و گذران وقت راهی نمایشگاه میشوند! این را از شمارگان و تیراژ پایین کتاب در ایران میتوان گمان بُرد. هنوز برای آنکه عادت پسندیده کتابخوانی در میان مردم آنگونه گسترش پیدا کند که همسنگ با دیرینگی تمدن و فرهنگ ما باشد، راهی دراز در پیش است.
شکست قاچاقچیان در تختجمشید
گامهای بیاجازه، شبانه به حریم تاریخ نفوذ کرده بودند. نیروهای یگان حفاظت گوشبهزنگ بودند و کتیبهای ارزشمند، مدتی بود زیر ذرهبینشان بود. نشانهها و اخباری به گوششان رسیده بود که عدهای در پی سرقت کتیبهاند. آن شب بالاخره آمدند. آسوده در حال حفاری بودند که نیروهای یگان حفاظت مرودشت به محل نزدیک و با پرتاب سنگهایی از سوی حفاران روبهرو شدند. درگیری آغاز شد. یکی از نیروها مجروح شد و نزاع بالا گرفت، دو طرف حالا گلاویز شده بودند. مأمور یگان دستبندش را بیرون کشید تا خاطی را بازداشت کند، اما کاردی تیز، عمیق به رگ دستش نشست تا حفاران بتوانند از مهلکه جان به در برند، او اما با وجود زخم عمیق تیغ، آن فرد را رها نکرد. پنج ضربه چاقو، مأمور یگان حفاظت میراث را راهی بیمارستان کرد. همکارش هم که با پرتاب سنگ آسیب دیده بود، همراه او شد. کتیبه عجالتاً در امان مانده و ضارب بازداشت شده است. به دستور دادستان نه وثیقه و نه ضمانت برای آزادیاش پذیرفته نشد و همچنان، در بازداشت بهسر میبرد تا تعیینتکلیف شود. دشت مرودشت و کوهستانهای اطراف آن و بسیاری از مناطق این سرزمین همچنان جولانگاه حفاران غیرمجاز است. آنها در امنیتی عجیب در سایه ضعف قوانین، بیپروا به فعالیت مشغولند و با جسارتی گستاخانه به روی حافظان تاریخ این سرزمین تیغ میکشند.
