بایگانی مطالب: گزارش روز

وقتی ماه بلعیده شد

|پیام ما| دوستداران آسمان، از روزها پیش برای یکشنبه‌شب آماده شده‌اند. جایی برای دیدن ماه‌گرفتگی کامل انتخاب کرده‌اند و برای رصد و عکس‌برداری از ماه سرخ، برنامه چیده‌اند. این خسوف که حدود ۸۲ دقیقه طول می‌کشد، علاوه‌بر ایران، برای ساکنان سراسر آسیا و اقیانوسیه، بخش‌های زیادی از آفریقا و شرق اروپا هم قابل‌مشاهده است و محافل علمی و نجومی را به تکاپو انداخته. اما برای شماری دیگر از افراد، فرصت تماشای خسوف کامل با پرداختن به باورهای خرافی از دست می‌رود. خرافه به آنها می‌گوید به ماه‌گرفتگی نگاه نکنید، در هنگام گرفت از خوردن و آشامیدن و خوابیدن بپرهیزید، کار جدیدی نکنید و کارهای قبلی را هم ادامه ندهید.

زنان هنوز زیر آوارند

تکلیف طالبان با زنان روشن است: حتی اگر مرده باشی، حتی اگر خروارها خاک و گِل روی سرت ریخته باشد، حتی اگر باران ببارد و معلوم نباشد جنازه‌ات هم چه سرنوشتی پیدا می‌کند، کسی تو را، احتمال زنده‌ماندنت و جنازه‌ات را در نظر نمی‌گیرد، چون امدادگر زنی نیست تا تو را بیرون بیاورد. مجروح و زخم‌‌خورده باشی هم کسی به دادت نمی‌رسد؛ چون طبیب و پرستار زن در کار نیست و قانون و شرع در افغانستان برای همه این موارد تکالیف روشنی دارد. در ولایات زلزله‌زده «ننگرهار» و «کنر» نبود امدادگر یا نیروی پزشکی زن باعث شده است تعداد زیادی زن (که آمار دقیقشان معلوم نیست)، همچنان زیر آوار نزدیک به صد درصدی روستاها باقی بمانند. اگر پدر، پسر یا برادری از خانواده زنده مانده باشد، برای بیرون کشیدنشان تلاش می‌کند و اگر نه، سرنوشتشان معلوم نیست. روایت پزشکان و فعالان اجتماعی افغانستان در گفت‌وگو با «پیام‌ما» با گذشت شش روز از زلزله مهیب شرق این کشور می‌گوید که نه‌فقط زنان بلکه کودکان و مردان نیز در کمبود آب، غذا، دارو، ادوات بهداشتی و حتی چادری برای اسکان، روزهای بغرنجی را می‌گذرانند. سازمان‌های بین‌المللی در مورد احتمال شیوع بیماری و سوءتغدیه در این مناطق هشدار می‌دهند، طالبان اما تصاویر و خبرهای امدادرسانی مطلوب خود را منتشر می‌کند.

گورستان‌ها دیگر جا ندارند

|پیام ما| ساعت ۲۳:۴۷ یکشنبه‌شب زمین در شرق افغانستان لرزید و خانه‌ها را در این نقطه کوهستانی ویران کرد. مردم درمانده تا صبح که آفتاب بزند، با دست‌هایشان آوار را کنار می‌زدند تا عزیزان گمشده‌شان را بیابند. زمین‌لرزه یکشنبه‌شب تا این لحظه بیش از ۸۱۲ کشته و بیشتر از سه هزار زخمی برجای گذاشته است. این زلزله چنان ویرانگر بود که شمار کشته‌ها و مجروحان هر ساعت درحال افزایش است. اکنون در پنج ولایت شرق افغانستان نیروهای امدادی مشغول بیرون کشیدن مردم از زیر آوارند، هرچند شماری از راه‌ها بر اثر ویرانی مسدود شده است.

اعتراف به نسل‌کشی از قلب تل‌آویو

|پیام ما| تصویر ظرف‌هایی که در دست‌های نحیف برای گرفتن غذا دراز شده و چهره‌های رنگ‌پریده فلسطینیان، روزهاست که در فضای مجازی می‌چرخد و جهان به تماشا ایستاده که در نقطه‌ای از این زمین تعداد زیادی انسان به‌عمد، گرسنه نگه داشته می‌شوند. نخست‌وزیر اسرائیل چند روز پیش اعلام کرد «باید کمترین حد از کمک‌های بشردوستانه را وارد نوار غزه کنیم» و بیانیه‌های متعددی علیه این نسل‌کشی آشکار صادر می‌شود که آخرینش هم بیانیه نهاد حقوق بشری اسرائیلی «بتسلیم» بود. اما چقدر این بیانیه‌ها به «نسل‌کشی» آشکار در غزه معترف‌اند؟

اخراج مهاجران؛ امنیت یا توهم؟

در روزهایی که هنوز غبار جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل فرو ننشسته، صدای تلخ طرد و اخراج مهاجران افغانستانی بالا گرفت؛ صدایی که نه‌فقط در کوچه‌ها و خیابان‌ها، بلکه در قاب تلویزیون‌ها و تیتر رسانه‌ها نیز پیچیده است. طردی که دیگر تنها یک «سیاست مهاجرتی» نیست، بلکه به بحرانی اخلاقی بدل شده که پایه‌های انسانیت را لرزانده است. در این وضعیت آشفته و پیچیده، برخی وجدان‌ها خاموش و برخی زبان‌ها به ستایش این خشونت گشوده شده‌اند؛ گویی در کشاکش مشکلات عدیده کشور، مهاجر افغانستانی بدل به مسکن موقتی ناکامی‌ها شده است؛ دشمنی ساختگی برای فرار از پاسخگویی به مطالبات انباشته مردم. انگار در این میانه، حاکمیت و بخشی از افکار عمومی، صورت‌مسئله را پاک کرده‌اند. از گرانی، فساد، دزدی، ناکارآمدی، تحریم، بی‌آبی، کمبود برق و گاز، بگیر تا شکاف طبقاتی و فرسایش سرمایه اجتماعی، حتی ضعف‌های اطلاعاتی و غافلگیری‌ها نیز، بی‌سرو‌صدا به گردن مهاجر انداخته شد. مهاجر افغانستانی ناگهان مسئول تمام این فجایع شد. انگار با قربانی‌کردن، می‌شد تمام زخم‌های جامعه را موقتاً پنهان کرد.

استارتاپ‌ها؛ بازندگان خاموش جنگ

در جنگ دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل، فقط موشک‌ها در میدان نبودند، بلکه زیرساخت‌های دیجیتال کشور نیز در خط مقدم ضربه خوردند. قطعی گسترده اینترنت در سراسر ایران، شبکه‌ای از کسب‌وکارهای آنلاین را در تنگنایی بی‌سابقه قرار داد و پیامدهای آن، نمایی هشداردهنده از آسیب‌پذیری اقتصاد نوآوری را نمایان کرد.

کمک‌رسانی مرگبار به گرسنگان غزه

«ما واقعاً گرسنه‌ایم. در غزه هیچی برای خوردن نیست. من هیچی نمی‌خورم. وزن‌مون خیلی کم شده. من شاید ۱۰ کیلو کم کرده باشم. و استخوان‌هام، می‌تونید استخوان‌هامو ببینید. خیلی زود به یک اسکلت تبدیل می‌شم.» شاید به ذهن هیچ‌کس خطور نکرده بود که در سال ۲۰۲۵ جمعیتی از گرسنگی جان می‌دهند. رنج مردم غزه عمق جدیدی پیدا کرده است. دستیابی به مواد غذایی همیشه به‌سختی ممکن بود، اما اکنون به تقلایی مرگبار برای مردم غزه تبدیل شده است.

نخل‌ها فریاد می‌زدند

صلات ظهر، «شیخ» پشت بلندگوی حسینیه فریاد زد: «مردم! بیرون بیایید که نخل‌ها سوخت.» باد داغ در آتش دمید و شعله‌های وحشی، نخل‌به‌نخل و ده‌به‌ده پیش رفتند. زن‌ها دست بچه‌ها را گرفتند و از خانه‌ها بیرون دویدند و صدای شیون در سه روستای «منیوحی» پیچید. مردها با سطل و دیگ به نهر زدند، اما ظرف‌هایشان از گِل پر شد. عرق‌‌ریزان، گل را با اندک آب باقیمانده در نهر رقیق کردند و به ردیف نخل‌های سوخته رساندند. زور آتش بیشتر بود. ماشین‌های آتش‌نشانی دیر رسیدند. تا شب بیست هزار نفر نخل و چهار خانه مسکونی در «کوت‌شنوف»، «ابوشکر» و «ابوعقاب» سوخت و خرماهای شیرین، بر شاخ نخل، سیاه و تلخ شدند.

اینترنت طبقاتی علیه اینترنت آزاد

با گذشت بیش از ۲۰ روز از اعلام آتش‌بس، اینترنت هنوز به وضعیت قبلی برنگشته است. البته وضعیت قبلی هم هیچ‌وقت عادی نبود. اختلال‌های گاه‌وبی‌گاه، کیفیت و سرعت کم و حتی قطعی کامل، تجربه همیشگی کاربران از اینترنت ایران بوده است. این‌بار اما علاوه‌بر افزایش اختلال‌ها، با ایده‌هایی مثل «اینترنت اضطراری»، «منطقه آزاد سایبری»، «دسترسی سازمانی» و اینترنت‌های مجوزمحور و سطح‌بندی‌شده مواجه‌ایم. طرح قدیمی اینترنت طبقاتی با نام‌هایی گمراه‌کننده بازسازی شده است: تقسیم مردم به «دارندگان اینترنت آزاد» و «محرومان از آن». با اینکه بعضی مسئولان از مخالفتشان با تبعیض دیجیتال سخن می‌گویند، مصوبات شورای‌عالی فضای مجازی بر محدودیت بیشتر تمرکز دارد و ادامه اختلالات، ادعاها درباره پایبندی به «اینترنت آزاد» را رد می‌کند.

زخمی آتش‌بس

دستگیری و اخراج مهاجرین و محروم‌شدن آنها از خدمات رفاهی، آموزشی و سلامت ادامه داشت که جنگ ۱۲روزه علیه ایران آغاز شد. جنگی که توقف آن به سرعت‌گرفتن و گسترده‌شدن روند اخراج و تجربه تبعیض و اتهام برای افغانستانی‌های ساکن منجر شده است. «پیام ما» در این گزارش با زنان جوان افغانستانی‌ای صحبت کرده است که لزوماً در خطر مستقیم اخراج‌شدن نیستند. آنها از ماندن و تلاش برای زندگی می‌گویند، از ناامن شدن شهر برای آنها، از آزار در فضای مجازی و رنج چندباره تجربه جنگی که مادرانشان پیش‌تر در سرزمین دیگری آن را به چشم دیده بودند. نام‌های کوچک در این گزارش به خواست افرادی که با آنها مصاحبه شده است، تغییر پیدا کردند و روایت‌ها بازنویسی شدند. از «مرضیه حیدری» که در جمع‌آوری این روایت‌ها نقش اصلی داشت، تشکر می‌کنیم.