بایگانی مطالب: هنر
راوی ایران تا آخرین نفس
|پیام ما| «زمین زیر پایم سست است وقتی او بر آن راه نمیرود. هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمیکشد.» «مژده شمسایی»، همسر بهرام بیضایی، با انتشار این متن، خبر درگذشت او را اعلام کرد. بیضایی درست در روز تولدش که به ۸۷سالگی رسید، درگذشت و بار دیگر یکی از میراثداران سینما و نمایش ایران از دست رفت.
بر ساحل زمان
«توتورو»؛ آرامشگر خاموشی که از دل جنگلهای اساطیری ژاپن برمیخیزد
در غیاب انسان
نگاهی به مستند «سیاره پیشاتاریخ»
«بازگشت گور ایرانی»، تحقق یک رؤیا
هنر عمومی تا شهر ناپیدا
پایداری اجتماعی در فضاهای شهری
کاربردها و چالشهای هوش مصنوعی در شهرسازی ایران
اعجوبه در باشگاه مشتزنی
«علیرضا رئیسدانایی» در مستند «مشتزنی در رینگ ترجمه» میگوید حتی بازنویسی از روی کتابهایی که «ذبیحالله منصوری» ترجمه و اقتباس کرده، کار دشواری است. منصوری بیش از هزار عنوان داستان و مقاله و کتاب نوشته است، اما شمار آثار او با تجمیع نوشتههایی که با نام مستعار منتشر کرده، بسیار بیشتر بهنظر میرسد. مترجم و روزنامهنگار مرموزی که بیوقفه در طول شش دهه مینوشت و همواره ترجمههایش بهدلیل تغییراتی که خودش در متون میداد، محل مناقشه بود. از طرف دیگر، نسلهای زیادی با آثار او کتابخوان شدهاند و منصوری را اسطوره فرهنگی مینامند. طیف گوناگون آثارش هم محل بحث است؛ چراکه از حوزه پزشکی و پیشگویی تا نوشتههای مذهبی و داستانی را در برمیگرفت. «اسماعیل جمشیدی»، روزنامهنگار، در دهههای مختلف با منصوری مصاحبه کرده که در کتابی با عنوان «دیدار با ذبیحالله منصوری» منتشر شده است. این کتاب و مصاحبههای جمشیدی هسته اصلی مستند «مشتزنی در رینگ ترجمه» را شکل میدهد. با «حنیف شهپرراد» کارگردان این مستند که در نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت به نمایش درآمد، گفتوگو کردیم. او از دوگانه شخصیت منصوری و اهمیت آثارش به «پیام ما» میگوید. مردی که در مصاحبههایش خودش را قهرمان بوکس معرفی میکرد، بیآنکه سندی از این قهرمانی وجود داشته باشد.
از بامداد خمار تا شب سراب
پخش سریال «بامداد خمار» از پلتفرم شیدا، فقط یک نوستالژیسازی شبکه نمایش خانگی نیست؛ بلکه بازگشت دوباره یکی از مهمترین رمانهای عامهپسند سه دهه اخیر است. رمانی که با فروشی بیسابقه، مباحثات طبقاتی و ادبی عمیق برانگیخت و به یکی از متون فرهنگی شاخص دهه ۷۰ تبدیل شد. این بازگشت فرصتی ایجاد کرده تا تحول الگوهای فرهنگی و مصرف ادبی در ایران بررسی شود و دوباره به این پرسش برگردیم که چرا جامعهای که روزی شعر و رمانخوانی بخشی از هویت فرهنگیاش بود، امروز درگیر مصرف سریع و سطحی شبکههای اجتماعی شده است.
رنجهای زنانه، صدای دوباره
نگاهی به «مستند چهار دختر»
