بایگانی مطالب: حیات وحش
سلاح هستهای علیه شکارچیان: شاخهای رادیواکتیوی برای نجات کرگدنها
در حالی که جهان درگیر بحران انقراض گونههای جانوری است، آفریقای جنوبی راهی متفاوت برای حفاظت از بزرگترین جمعیت کرگدنها برگزیده است: تزریق ایزوتوپهای رادیواکتیو به شاخ کرگدنها. هدف؟ قابل شناساییکردن این شاخها در مرزها و فرودگاهها برای مقابله با قاچاق و شکار غیرقانونی.
حفاظت یعنی بمانی، وقتی هیچکس باور ندارد
زنان حفاظتگری که در حوزه گوشتخواران فعالیت میکنند، همچنان با چالش امنیت و پذیرش اجتماعی مواجهاند. نگاه سنتی و محافظهکارانه مدیران برخی مناطق چهارگانه مانع حضور آنها میشود. بااینحال، بهگفته «مهسا برکت»، حفاظتگر دهه هشتادی، استمرار، حرفهایبودن و رفتار مسئولانه بهمرور اعتماد مسئولان، جامعه محلی و همکاران را جلب میکند و درنهایت میتواند این سد را بشکند.
حفاظت مشارکتی بهجای دیوار بلند «دژ حفاظتی»
همصدایی مردم و محیطبانان «گلستان» جهانی شد
حفاظت مشارکتی، فرایندی سخت و چندبُعدی است. بااینحال، یک تیم در پارک ملی گلستان توانست آن را محقق و نام ایران را برای نخستینبار در فهرست «پنج روایت برتر اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)» ثبت کند. گلستان که عنوان اولین پارک ملی ایران را در کارنامه دارد، حالا اولین منطقه تحتحفاظت کشور است که توانسته داستان موفقیت خود را در سطح جهانی مطرح کند و الگویی الهامبخش برای حفاظتگران جهان باشد. این، حاصل حدود شش سال تلاش شبانهروزی و همکاری مدیران محیطزیست، محیطبانان، همیاران، کارشناسان، خیرین، دانشگاهیان، مستندسازان، اهالی رسانه و مهمتر از همه، مردم محلی حاشیه پارک است.
«کوه زندان» فرو ریخت، میشمرغها پَر کشیدند
«کوه زندان قهرآباد» را که معدندار منفجر کرد، اهالی روستاهای «قهرآباد علیا» و «قهرآباد سفلی»، «بیگاویسی»، «بغدهکندی» و «کوچک» از ترس به خود پیچیدند. بخشی از منطقه «شکارممنوع بیگاویسی» که در استان کردستان و مشرف به پنج روستا و در امان کوه زندان قهرآباد قرار گرفته، مأمن گونه در معرض خطر انقراض میشمرغ است و کارشناسان محیطزیست در روزهای اخیر و بعد از انفجار نتوانستهاند اثری از میشمرغها در دشت بیابند و حالا بیشازپیش نگراناند. این منطقه سالی چندبار با انفجار معادن روبهروست و انفجار اخیر هم بار دیگر ترس به جان روستاییان و میشمرغها انداخته است.
دوگانه ذهنیت و واقعیت؛ وقتی تصویر جای داده را میگیرد
صدای دلفینها مسیرم را عوض کرد
«در بسیاری از مناطق ساحلی، زیرساختهای اولیه وجود ندارد و تنها راه امرار معاش، صیادی آنهم اغلب بهصورت غیراصولی است. اگر آموزش، آگاهسازی و حمایت اقتصادی از این جوامع صورت نگیرد، آینده مطلوبی برای تنوعزیستی دریایی متصور نیستم». این گفته «هاله عابدی» است؛ حفاظتگری که در استان هرمزگان در حوزه محیطزیست دریایی کار میکند. او متولد ۱۳۶۷ است و اهل تهران. داستان حفاظتگری هاله از علاقهاش به دلفینها و نهنگها شروع شد، عاملی که سال ۱۳۹۲ او را ترغیب کرد برای کارشناسی ارشد وارد حوزه محیطزیست دریایی شود. آن سالها برخی تردید داشتند هاله بتواند در این زمینه موفق شود، اما بدبینی دیگران باعث نشد او این حوزه را کنار بگذارد. عابدی از سال ۱۴۰۰ فعالیت حرفهای در حوزه حفاظت را با مؤسسه حفاظت از محیطزیست قشم آغاز و در سال ۱۴۰۳ با همراهی گروهی از زنان و متخصصان، «انجمن حفاظت از طبیعت میداف» را تأسیس کرد. او بهجای حفاظت از پلنگ، خرس، یوز و... دل به دریا زده و تصمیم گرفته از گونههایی حفاظت کند که زیستگاهشان خلیجفارس است. در این گفتوگو او از مزیتها و چالشهای زن حفاظتگر و از آینده نگرانکننده محیطزیست دریایی میگوید.
آیا کشتن حیوانات غیراخلاقی است؟
|پیام ما| در دهههای اخیر برخی افراد با انتقاد از کشتن گونههای مختلف توسط انسان، استدلالهای مختلف اخلاقی علیه آن ارائه میدهند. آیا کشتن حیوانات در هر حالتی غیراخلاقی است؟ پاسخ به این پرسش ساده نیست. مقالهای از ۴۰ پژوهشگر با عنوان «استدلالهای اخلاقی در حمایت از کشتن عمدی حیوانات» که بهتازگی در «Frontiers in Ecology and Evolution» منتشر شده، چارچوبهای اخلاقی برای توجیه اشکال مختلف کشتن عمدی حیوانات در زمینههای متنوع را مطرح میکند. این چارچوبها همان مواردی هستند که مخالفان کشتن حیوانات هم از آن بهره گرفتهاند. نگارندگان این مطالعه برچسب زدن کشتن عمدی حیوانات را بهعنوان عملی غیراخلاقی، آنهم بهطور مطلق نادرست میدانند. بهگفته آنها، چارچوبهای اخلاقی کشتن حیوانات را، حتی در سطح گسترده، مجاز میشمارد.
حشرات در خط مقدم بحران اقلیم
ملخهایی که به جان مزارع کشاورزان میافتند یا مراتع دامداران را شخم میزنند، ورود پشه آئدس به جنوب ایران و احتمال شیوع انواع و اقسام بیماریها، حضور انواع و انواع حشرهها در مناطقی که قبلاً دیده نشده بود و...، تنها پیامدهای تغییراقلیم نیستند. تغییراقلیم یعنی حشرهای که هنوز کشف نکردهایم، منقرض شود و نفهمیم حتی جزئی از سرمایههای طبیعی ما بوده! تغییراقلیم یعنی خالی شدن اکوسیستم از گونهها و سکوت شبانه در منطقهای که پیشتر صدای حشرات، نشان زندگی در آن بود. «علیرضا نادری»، پژوهشگر تنوعزیستی و پروانهشناس، از معدود کسانی است که در ایران روی این مقوله کار و پژوهش میکند. او در این گفتوگو تبعات تغییراقلیم بر زندگی حشرات و اکوسیستم را شرح داد. این حشرهشناس تأکید کرد نباید همهچیز را گردن تغییراقلیم انداخت و نقش عامل انسانی در این تحولات را نادیده گرفت.
ما بخشی از طبیعتایم، نه فاتح آن
وقتی نام جین گودال به میان میآید، چیزی فراتر از یک دانشمند یا پژوهشگر در ذهن نقش میبندد. او نهفقط زیستشناسی برجسته و رفتارشناسی بینظیر، بلکه صدای زمین بود؛ صدای آرام اما استواری که در تمام عمرش از انسان خواست جهان را با چشمانی مهربانتر و مسئولانهتر بنگرد. زنی که با یک دفترچه، یک دوربین ساده و قلبی پر از شگفتی، به دل جنگلهای تانزانیا رفت تا ناشناختههای بشر را لمس کند؛ روح حیوانات. او با مشاهده دقیق و سالها همزیستی با شامپانزهها نشان داد فاصله میان انسان و طبیعت آنقدرها که گمان میکردیم، عمیق نیست. در روزگاری که علم رفتارشناسی حیوانات در قید تعاریف خشک و عددهای بیاحساس گرفتار بود، گودال جرئت کرد به آنها نام بدهد، احساسشان را درک کند و حتی تاریخچهای انسانی برایشان قائل شود؛ کاری که در آن زمان نوعی شورش علمی محسوب میشد. اما همان نگاه متفاوت، دروازه درک تازهای از طبیعت را گشود؛ نگاهی که در آن علم و عشق به یک زبان سخن میگفتند. او در طول بیش از شش دهه فعالیتش نهتنها شناخت ما از حیوانات را تغییر داد، بلکه مفهوم انسان بودن را نیز بازتعریف کرد. جین گودال به ما آموخت که احترام به حیات، از مرز گونهها فراتر میرود. او در تمام سخنرانیها و سفرهایش، از زمین چون خانهای مشترک یاد میکرد؛ خانهای که اگر به صدای درختان، پرندگان و حتی خاک گوش ندهیم، دیر یا زود سکوش ما را در خود خواهد بلعید. این گفتوگویی است با زنی که عمرش را وقف روشن کردن گوشههای تاریک جهان کرد. در صدای او، میشد هم خستگی سالها سفر را شنید و هم شوق کودکی را که هنوز از دیدن یک برگ تازه شگفتزده میشود. گودال، تا واپسین روزهای زندگیاش، امید را از یاد نبرد. او باور داشت حتی در تیرهترین زمانهها، جرقهای از مهربانی در وجود انسان زنده است؛ کافی است آن را بیدار کنیم. قرار بود این مصاحبه با توجه به شرایط کاری گودال و برنامه فشردهاش در دو مرحله انجام شود و درنهایت با یک فیلم کوتاه از او خاتمه یابد؛ اما او دو هفته پیش، چشمهایش را برای همیشه بر جهان بست. جالب آنکه گودال در طی مصاحبه پیگیر «عبدالحسین وهابزاده» و پروژه «مدرسه طبیعت» بود. اکنون که او در میان ما نیست، صدایش از میان برگهای جنگل و چشمان شامپانزههایی که روزی با آنها زندگی کرد، شنیده میشود. این مقدمه، ادای دینی است به انسانی که بیش از هر کس دیگر به ما یاد داد چگونه انسان باشیم.
