بایگانی مطالب: جنگ

میان ماندن و رفتن درنگ می‌کُشدم

جویندگان زندگی زیر آوار

در چندمین روز جنگ این اتفاق افتاد مهم نیست، مهم این است که اثرات شوم این موشک‌پرانی به زندگی مردم غیرنظامی هم رسیده ‌است. گویا شعاع نقطه‌زنی اسرائیل چندصدمتر اطراف هر نقطه را منفجر و منهدم کرده است. امدادگران هنوز هم در حال فعالیت میان آوارها هستند. یکی از امدادگران به «پیام ما» از خانواده‌ایی می‌گویند که به گواه همسایگان از ابتدای جنگ تهران را ترک نکردند و چراغ اتاق‌خوابشان تا پیش از انفجار روشن بوده ‌است: «از محوطه‌ای که قاعدتاً راهرو و درگاهی منزل باشد، وارد می‌شویم. جز تلی از خاک و آهن چیزی باقی نمانده‌ است. حجم خرابی و آوار، هرگونه امیدی را به زنده یافتن ساکنین خانه پلاک ۷ می‌خشکاند. یخچال از وسط تا شده‌ است. پس آشپزخانه آنجاست. طبق گفته همسایه، روبه‌روی آشپزخانه اتاق‌خواب ساکنین پلاک ۷ است. اما روبه‌روی یخچال فقط آوار است. جلوتر که می‌رویم، تکه‌پاره‌هایی از پتو و پارچه دیده می‌شود.» این جست‌وجو همچنان ادامه دارد. امدادگران می‌پرسیدند؟ «پس کجا هستند؟ مگر یک آپارتمان ۸۰متری چقدر فضا دارد که این زوج پیدا نمی‌شوند؟» با صدای مهیب سقوط شیئی سنگین به ‌خود می‌آییم و همگی بالای سرمان را نگاه می‌کنیم. آن شیء سنگین تخت دونفره‌ای بود که در اثر انفجار همچون اعلامیه به دیوار روبه‌رویی چسبیده بود و در اثر ریزش بقایای سقف، بر زمین افتاد. اجزای بدن زوج ساکن پلاک ۷ جای بین دیوار و تخت در اتاق‌خوابشان پخش‌ شده‌ بود.

دوباره می‌سازمت وطن

در پاسداشت و اهمیت زنده‌نگاه‌داشتن گوهر «امید» در روزهای پس از جنگ تحمیلی

طبیعت: شهروند بی‌صدا در میدان درگیری

صحنه پس از آتش‌بس

نهم تیر می‌شود؛ شش روز پس از روزی که آتش‌بس میان ایران و اسرائیل اعلام شد. شش روز است که آرام‌آرام زندگی به نظم پیشینش بازمی‌گردد و مردم به خانه‌ها و شهرهایشان بازگشته‌اند. هرچند که از جنگ، بی‌خانگی یا ازدست‌دادن عزیزی سهم برخی از آنها شده، با این‌همه، در میان ویرانی‌ها و ترس‌های باقیمانده، نشانه‌هایی از حیات دوباره دیده می‌شود. گالری‌ها و صحنه‌های تئاتر که چند روز پیش در خاموشی و اضطراب فرو رفته بودند، حالا دوباره کم‌کم به روزهای گذشته خود بازمی‌گردند و سینماها که در دوران جنگ ۱۲روزه هم فعال بودند، شاهد اکران فیلم‌های تازه می‌شوند. فرهنگ، بار دیگر خود را در دل خاکستر جای داده و آرام‌آرام جوانه می‌زند. بازگشایی تدریجی فعالیت‌های فرهنگی، از تمرین نمایش‌های نیمه‌تمام تا برگزاری نمایشگاه‌ها، نشانه‌ای است از اینکه هنر نیروی بازسازی است.

آخرین فرصت برای آماده‌کردن فهرست قرمز

|پیام ما| «ایران فهرست قرمز آثار تاریخی ندارد.» با اینکه این خبر دیروز بر صدر اخبار نشست و مربوط به گفت‌وگوی خبرگزاری ایسنا با رئیس کمیته ملی ایکوم بود، اما خبر جدیدی نبود. سال‌هاست درباره ضرورت تهیه این لیست هشدار داده می‌شود و سال‌هاست که انجام این مهم هر بار بدون هیچ دلیل قانع‌کننده به تعویق می‌افتد. حالا با بالا گرفتن جنگ باز هم ضرورت تهیه این فهرست مطرح شده است و هشدارهایی درباره آن داده می‌شود، اما کیست که نداد قرار است با فراهم شدن آرامش نسبی باز این موضوع نیز کنار گذاشته شود؛ تا بحران بعدی و هشدار بعدی و ابراز نگرانی‌های بعدی.

روایتی از رنج و مقاومت

فقط یک ماه برای بازسازی روان وقت دارید

آتش‌بس اعلام شده است اما جایی در دل ما هنوز درگیر جنگ است. به آسمان و زمین ما حمله شد و دشمن، جان مردم را نشانه گرفت. ما دوازده روز و شب با چهره خشمگین جنگ روبه‌رو بودیم و ‌اکنون با آوار خانه‌های مسکونی، عکس کودکان بی‌گناه در خیابان‌ها و روایت‌های تلخ این ازدست‌رفتن‌ها. جنگ، بی‌هشدار، روان جمعی ما را در هم کوبید و بعد از ۱۲ روز آتش بی‌امان، آن‌ها که زنده مانده‌اند، نمی‌دانند با ترس‌های شبانه و بغض‌های بی‌مقدمه‌شان چه کنند. در این گفت‌وگو با «پروین میرعنایت»، روان‌درمانگر و سرپرست انجمن حمایت از کودکان پساحادثه، درباره‌ وضعیت روانی مردم پس از این تجربه ناگهانی و فرساینده پرسیده‌ایم؛ از اضطرابی که در جان ما جا خوش می‌کند، سوگی که ادامه دارد، و اینکه آیا راهی برای بازگشت به آرامش هست؟

صیانت از «جان اشیاء» در موشک‌باران تهران

موشک‌باران صدام به تهران رسیده بود. قرار شد همه آثار موجود در بخش‌های موزه ایران باستان به گنجینه منتقل شوند. مکانی که زیر حیاط موزه و مرکز باستان‌شناسی از چند سال پیش برای تحویل و نگهداری آثاری که از کاوش‌های باستان‌شناسی به دست می‌آمد، ساخته شده بود. آن موقع من دیگر در بخش تاریخی و لرستان موزه کار نمی‌­کردم.

حمله به حافظه تاریخی ایران

شایعه‌سازی علیه میراث فرهنگی