بایگانی مطالب: اقتصاد

«رفع تداخل» یا سلب مالکیت

|پیام‌ما| شش دهه از تصویب قانون ملی جنگل‌ها می‌گذرد. چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از آن، موضوع رفع تداخلات اراضی جامعه محلی با آنچه به‌نام منابع ملی می‌شناسیم، همواره یکی از موضوعات مهم دولت بوده است. تداخلی که معمولاً به‌دلیل محدودیت‌ها هم به ضرر جامعه محلی تمام شده است و هم به ضرر منابع ملی. این میان، سوداگری گروهی اندک در قالب طرح‌هایی که به‌عنوان زمین‌خواری مطرح می‌شود نیز مطرح است. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی اعلام کرده است که پس از انقلاب اسلامی تصویب «قانون افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی» و ایجاد کمیسیون‌‎های مربوط به آن در استان‌ها، به‌عنوان اقدامی مؤثر در این زمینه بود. قانونی خوب که شیوه اجرای آن، کارایی لازم را از آن گرفته بود. به‌نظر می‌رسد این مطالعه کمیسیون‌های مربوطه فقط رفع تداخلات را می‌بینند نه مدیریت آن را؛ همین نبود مدیریت، زندگی جامعه محلی را خدشه‌دار کرده است. همچنین، این گزارش هشدار می‌دهد کمیسیون‌ها نباید به‌بهانه رفع تداخل در حدود مالکیت تداخل کنند.

برچیدن مرز خبر و آگهی، زمینه‌ساز فساد سیستماتیک در عرصه رسانه‌

در عصر دیجیتال، مرز میان گزارش خبری و تبلیغات تجاری یا سیاسی به‌طور فزاینده‌ای زایل شده است. یکی از پدیده‌های نگران‌کننده در این زمینه، «خبرنگاری باج‌گیر» است؛ وضعیتی که در آن خبرنگار یا رسانه با استفاده از موقعیت اطلاع‌رسانی خود، به‌جای انجام وظیفه‌ی خبری، اقدام به تهدید، چانه‌زنی و معامله‌ی پنهانی می‌کند.

مسئولیت اجتماعی شفاف‌‌سازی می‌شود؟

بیش از یک‌دهه از ورود مفهوم مسئولیت اجتماعی بنگاهی(Corporate Social Responsibility) به عرصه مدیریت و بنگاه‌داری کشور می‌گذرد، اما هنوز این مفهوم برای ما ایرانیان روشن و شفاف نیست و عموماً با خیریه و تبلیغات اشتباه گرفته می‌شود. فعالیت‌ها و طرح‌هایی که در ذیل این مفهوم به اجرا درمی‌آیند، هیچ شفافیتی ندارند؛ بنگاه‌های بزرگ اقتصادی، اعم از نفتی و معدنی و دیگر صنایع، از هزینه‌کردهای کلان خود در این حوزه می‌گویند و همچنان محیط‌زیست محل فعالیت خود، اعم از آب و خاک را آلوده می‌کنند و جوامع بومی در جوار این صنایع هیچ انتفاعی اقتصادی از فعالیت این بنگاه‌ها نمی‌برند. بعد از دهه‌ها نبود شفافیت و فساد و رانت، دیروز «ابوتراب طالبی» در همایش ملی «تجارب مسئولیت اجتماعی در ایران» از تلاش برای ایجاد شفافیت در حوزه مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها گفت. دبیر کمیسیون فرهنگی و اجتماعی هیئت دولت قصد دارد با آیین‌نامه، مسئولیت اجتماعی بنگا‌ه‌ها را نظام‌مند کند و بر اصل شفافیت و ارائه گزارش به مردم تأکید دارد. با اینهمه چنانچه در این همایش مطرح شد، در این مسیر با کارشکنی‌های بسیاری روبه‌رو هستیم. آیا این‌بار امید به تغییر می‌تواند بر رانت و فساد پیروز شود؟

چرخ‌های صنعت گیرکرده در بی‌برقی

پنج تشکل صنفی، در نامه‌ای به رئیس‌جمهور خواستار بازنگری فوری محدودیت برق شده‌اند. از نگاه انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، انجمن سنگ‌آهن ایران، انجمن نوردکاران فولادی ایران، خانه معدن و انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان کشور محدودیت ۹۰ درصدی برق فرقی با اعلام تعطیلی ندارد. وزیر صمت تأکید کرده است این تصمیم که بدون حضور نماینده این وزارتخانه اتخاذ شده، در تضاد کامل با تفاهمنامه اخیر با وزیر نیرو است و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفت‌وگو با «پیام‌ما» می‌گوید، در شرایط ناترازی شدید، بهترین راه برای کنترل اوضاع این است که به‌اندازه سال گذشته، برق در اختیار هر استان قرار گیرد.

نانواها «نان» می‌خواهند

مشکلات معیشتی واحدهای نانوایی در سراسر کشور به میزانی رسیده که بسیاری از این واحدها را به تعطیلی کشانده است. قیمت نان در برخی استان‌ها طی یک سال و در برخی استان‌ها طی سه سال ثابت مانده است. قطع مکرر برق بر زیان این واحدها افزوده است. واحدهایی که برای جبرانِ نبودِ برق از موتورهای بنزینی تولید برق استفاده می‌کنند نیز می‌گویند حالا هزینه بنزین به مخارجشان اضافه شده و ایمنی نانوایی‌ها با این «بمب‌های متحرک» در خطر است. نانوایی‌های فعال عنوان می‌کنند که چاره‌ای جز «اداره خانوادگی نانوایی» ندارند و دیگر امکان استفاده از «کارگر متخصص» وجود ندارد. دولت وعده‌هایی برای اعلام نرخ جدید داده، اما صاحبان این کسب‌وکارها که از یک‌سو، معیشتشان را می‌بینند و از سوی دیگر نانی که باید به دست مردم بدهند، چندان به تصمیمات دولت امیدوار نیستند.

«رمون» در تنهایی سوخت

«رَمون» در آتش سوخت و روایت مردم محلی می‌گوید ۷۰ درصد یک روستا خاکستر شد. آتشی که گویا به‌دلیل عبور غیراستاندارد کابل‌های برق فشار قوی از اراضی باغی و بی‌توجهی شرکت توزیع برق به هشدارهای مردم اتفاق افتاده است. بیش از یک سال از اعتراض و زنهارهای مردم که جرقه‌های اتصال شبکه را در میان درختان می‌دیدند و برق‌گرفتگی یک باغدار می‌گذرد، اما هیچ اقدامی انجام نشده است. حالا باغ‌ها سوخته، دام‌ها سوخته، خانه‌ها سوخته و اهالی در نبود توزیع اقلام مورد نیاز امدادی، «حاشیه‌خوابِ جاده» شده‌اند. تنها چشمه تأمین‌کننده آب روستاها هم سوخته است و اهالی می‌گویند: «حالا از آب رودخانه می‌نوشیم.» آبی که نه‌تنها بهداشتی نیست بلکه می‌تواند منشأ بسیاری از بیماری‌ها باشد: «حتی چشمه سوخته است.» رمون به محرومیت عادت دارد. در این منطقه نه مدرسه‌ای وجود دارد، نه خانه بهداشتی و نه جاده و مسیر دسترسی قابل‌اعتنایی که حتی نیروهای امداد را زودتر به آنان برساند. رمون جایی در مناطق صعب‌العبور جیرفت استان کرمان، در تنهایی خودش و مردمانش سوخت. مسئولان کرمان اما می‌گویند: «هنوز ارزیابی خسارت انجام نشده است. میزان خسارت را اعلام می‌کنیم.» میزان کدام خسارت؟ آتش یا محرومیت سال‌ها مانده بر تن رمون و ساکنانش؟

فیلترینگ؛ دهه‌ها عقبگرد در توسعه پایدار

|پیام ما| اینترنت آزاد، فراتر از وعده‌های انتخاباتی، مطالبه‌ای است که عمری به درازای محدودیت‌های سخت ایجادشده در این حوزه دارد. «وضعیت خطرناک اینترنت ایران» که در آخرین گزارش‌های بررسی کیفیت اینترنت بر آن تأکید شده، با تداوم سیاست‌های محدودکننده داخلی، مشکلات زیرساخت و شبکه و همین‌طور تحریم‌های خارجی، ادامه یافته است. با وجود تکرار هشدارها از زبان کارشناسان و فعالان این حوزه، در هنوز بر همان پاشنه می‌چرخد. سال گذشته در پاسخ به مطالبه مردم، فقط شاهد رفع فیلتر دو ابزار بودیم که تأثیر چندانی در کاهش استفاده از فیلترشکن‌ها نداشت و هیچ‌یک از وعده‌ها به جایی نرسید که دست آخر، امکان استفاده آزادانه از اینترنت را برای مردم فراهم کند. این شرایط درحالی‌است که اینترنت به‌عنوان یکی از زیرساخت‌های اساسی توسعه پایدار شناخته می‌شود. از طرف دیگر، طبق اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs)، دسترسی به اینترنت نه‌تنها دسترسی به اطلاعات را تسهیل می‌کند، بلکه زمینه‌ساز آموزش، اشتغال و کاهش نابرابری‌‌هاست که ایران با چالش‌های عمیقی در این حوزه مواجه است.

برنج؛ ترجیح واردات به تولید

|پیام‌ما| «کدام محصول را می‌توانیم یک سال در انبار خانه خود نگه داریم و بعد بفروشیم؟ چه بکاریم که حداقل هزینه‌های کار حتی بعد از یک سال به ما برگردد؟ ناچاریم برنج بکاریم. می‌گویند آب نداریم برنج نکارید. مگر آب برای بقیه محصولات هست؟! لااقل برنج خراب نمی‌شود، ما هم باید درآمد داشته باشیم، چطور وزارت جهادکشاورزی متوجه این موضوع نیست؟» این صحبت‌های یک شالیکار در استان اصفهان است؛ یکی از استان‌هایی ممنوعه برای کشت برنج. شبیه همین حرف‌ها را شالیکاری دیگر در خوزستان می‌گوید. جمله‌هایی که آغاز دردسر برای شالیکاران در شمال کشور به‌ویژه گیلان است. جای دیگری که نباید، برنج می‌کارند و شالی شمالی‌ها روی دستشان می‌ماند. اما فقط شالیزارهای استان‌های ممنوعه نیستند که مشکلات متعددی برای استان‌های مجاز به کشت برنج ایجاد می‌کنند، بلکه واردات بی‌رویه این محصول هم هست. وارداتی که با ارز ترجیحی انجام می‌شود و دو سال پیاپی برنج گیلانی‌ها را روی دستشان گذاشته است. آن‌هم برای تأمین چه میزان برنج؟ برای تأمین محصولی که روزانه ۸ تن آن هدر می‌رود.

بار خاموشی‌ها به دوش استانداران افتاد

قطعی برق یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌‌های این روزهای مردم است. در ادامه افزایش ساعات قطعی برق، اعتراضات مردمی از شبکه‌های اجتماعی فراتر رفته است؛ اتفاقاتی چون کوبیدن خمیر به در اداره برق گرفته تا اعتراضات صنفی و مردمی، نمود عینی نارضایتی مردم است. دولت وعده اتمام قطعی برق در این تابستان را داده بود، اما بهار هم به فصل‌های خاموشی اضافه شد. تا اینجای کار نه بسته افزایش پلکانی قیمت برق، نه الزام ادارات به نصب پنل خورشیدی و نه آن ۳۴ بسته دیگری که جزئیاتش منتشر شده، برای کنترل ناترازی کارساز نبوده است. توانیر اما دست به سیاستی دیگر زده و با سپردن اختیار قطعی برق به استان‌ها، مسئولیت خاموشی‌ها را از دوش خود برداشته است. این تصمیم از یک‌سو با توجه به شناخت بیشتر استانداران به مسائل استان، می‌تواند منجر به کاهش خسارت قطعی برق شود که نقطه‌ قوت است، اما از طرف دیگر، موج نارضایتی مردم از توانیر به استانداران منتقل می‌شود و بعضی کارشناسان هشدار می‌دهند که این تفویض اختیار، در پی رقابت برای تحمیل کمترین قطعی برق، رانت‌هایی را ایجاد کند.

نسخه‌ای برای عبور از پیچ سخت فعلی مذاکراتی