بایگانی مطالب: فرهنگ

فرهنگ و هنر زیر آتش

| پیام ما | در میانه آتش و ویرانی جنگ، فقط جان انسان‌ها در معرض خطر قرار نمی‌گیرد؛ بلکه هویت فرهنگی یک جامعه هم تهدید می‌شود. در میان ویرانی‌هایی که از آغاز جنگ به وجود آمده، بسیاری از مراکز فرهنگی و هنری هم مورد آسیب قرار گرفتند و برخی از آنها با خسارات گسترده‌ای مواجه شدند. مراکزی که هرکدام نقش مهمی در فرهنگ و هنر ایران داشته‌اند و برای شهروندان ایرانی خاطره‌ساز بودند. در این گزارش مروری خواهیم داشت بر این مراکز سینمایی، تئاتر، ادبیات و کتاب و تجسمی.

لرزه بر تن تاریخ و معماری معاصر

در حمله نیمه‌شب ۲۶ اسفندماه ۱۴۰۴ به منطقه نظامی مجاور مجموعه تاریخی «سعدآباد» در تهران، موزه‌ها و کاخ‌موزه‌های این مجموعه بر اثر موج انفجار آسیب دیده و در سه بنای نزدیک‌تر به محل انفجار، بناها، تزیینات معماری آنها و آثار و مبلمان موزه‌ای موجود در کاخ‌موزه‌ها آسیب جدی دیدند.

هواپیمایی ماهان در بیابان لوت چه می‌کند؟

| پیام ما | پاییز ۱۴۰۳، ماشین‌آلات راه‌سازی و عمرانی در بیابان لوت، مشغول کار شدند. شرکت «هواپیمایی ماهان» در بخشی از این بیابان که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده و دارای ضوابط و قوانین مشخص برای حفاظت و مدیریت است، قصد اجرای پروژه‌ای گردشگری داشت که با اعتراض جامعه مدنی روبه‌رو و بعد با تصمیم کارگروه فنی پایگاه‌های میراث جهانی تا اوایل سال ۱۴۰۴ متوقف شد.

همدلی سینمایی

در بحران‌های اجتماعی واکنش هنرمندان زیر ذره‌بین بیشتری قرار می‌گیرد و مردم از اهالی فرهنگ و هنر انتظار واکنش درست و در راستای منافع جمعی دارند. خانه سینما به‌عنوان یک نهاد صنفی، همیشه بین جامعه سینمایی و مخاطبان سینمای ایران مهم بوده است. نهاد صنفی‌ای که خود آن هم از همان روزهای ابتدایی جنگ آسیب دید و ساختمان شماره یک آن مورد اصابت حملات قرار گرفت. حالا که بیش از یک ماه از جنگ می‌گذرد، این روزها خانه سینما هم برای ابراز همدلی بیشتر و کمک به مردم «ستاد همیاری» را راه‌اندازی کرده است و با کمک هلال‌احمر، سعی در ارائه کمک‌های روحی و روانی به مردم آسیب‌دیده دارد.

اصفهان پیش از نوروز

اصفهان در واپسین روزهای اسفند، همیشه شهری بود که نفسش بوی نوروز می‌داد. درختان کهن چهارباغ در آستانه جوانه‌زدن، میدان نقش‌جهان در آستانه ازدحام مسافران و باغ‌های تاریخی در انتظار قدم‌های تازه‌ای که از گوشه‌وکنار ایران و جهان می‌رسیدند. اما امسال، هنگامی که قدم در این شهر می‌گذاری، نخستین چیزی که به استقبال می‌آید، نه هیاهوی نوروزی که سکوتی سنگین و غریب است؛ سکوتی که بر شانه‌های بناهای چندصدساله نشسته و گویی زمان را در میان دیوارهای زخمی شهر متوقف کرده است.

به نوروز بگوییم که امسال نیاید؟

امسال با چهره‌ای جدید از نوروز مواجه‌ایم

امسال بیش از هر سال دیگری به نوروز نیاز داریم

نوروز معجزه تاریخی

|پیام ما| بهار در چند قدمی است. امسال اما انتظار بهار شکل دیگری دارد. ما دیگر آن آدم‌هایی که یک سال قبل چشم به راه بهار بودیم، نیستیم. ما سالی را پشت سر گذاشتیم پر از داغ و درد، پر از تلخی و رنج، پر از آتش و گلوله. حالا اما چیزی به نورزو نمانده است. همان آیین باشکوهی که یاریگر ایرانیان در تمام تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین بوده، ما امروز در حالی به استقبال نوروز می‌رویم که بیش از همیشه به عناصر زندگی بخش این آیین نیاز داریم. در روزهایی که عزیزان بسیاری دیگر در کنار ما نیستند. در روزهایی که بسیاری از همشهریان ما خانه‌ای ندارند در پس بمباران‌های بی‌امان. روزهایی که بسیاری زخمی‌اند؛ زخمی بمب و گلوله. سالی که گذشت، برای بسیاری از ما تکرار دردناک همین زخم‌ها بود. زخم‌هایی که بمب و گلوله بر جانمان به جا گذاشتند. حالا اما نوروز مرهم است. مرهم تمام زخم‌های تاریخ ما. نوروز قرار است تسکین ما باشد و یاری‌مان کند برای گذر از این رنج‌های بی‌امان. گذری که ما را پخته‌تر آبدیده‌تر و بزرگتر و همراه‌تر می‌کند. نوروز مبارک.

از رنگ گل تا رنج خار

بحران، خواه جنگ، نسل‌کشی، مهاجرت اجباری، سرکوب سیاسی یا همه‌گیری، وضعیتی است که نظم نمادین، ثبات معنایی و انسجام روانی فرد و جامعه را مختل می‌کند. بحران نه‌تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بلکه روایت‌های بنیادینی را که انسان‌ها از خود و جهان دارند، متزلزل می‌سازد. در چنین شرایطی، هنر و ادبیات صرفاً تولیدات فرهنگی نیستند؛ بلکه به عرصه‌ای برای بازسازی معنا، ثبت تجربه، مقاومت و التیام روانی تبدیل می‌شوند. از سوی دیگر، بحران در شرایط سرکوب، فقط به‌معنی تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه حذف حافظه و روایت است و هنر می‌تواند حافظه را حفظ و در برابر انکار، مقاومت کند و آن را به نسل‌های بعد انتقال دهد. بنابراین، در شرایط جنگ و سرکوب، هنر نمی‌تواند بی‌طرف بما‌ند و سکوت هنرمند، بی‌معنا به نظر می‌رسد. ازاین‌روست که «ساموئل بکت» پس از جنگ جهانی دوم نمایشنامه‌‌ «در انتظار گودو» را می‌نویسد و ساختار روایی کلاسیک را فرو می‌ریزد و بی‌معنایی جهانِ پس از فاجعه را به بی‌ساختاری در فرم تبدیل می‌کند. «پیام ما» در گفت‌وگو با «آزاده سهرابی»، دکترای روان‌شناسی، به بررسی جایگاه هنر در روزگار بحران و تأثیر آن بر روح و روان آدم‌ها، چه خالقان هنر، چه مخاطبان آن پرداخته و اینکه در روزگار بحرانی، کارکرد هنر چیست؟ یک ضرورت است یا یک تجمل؟