باران خواهی در جشن سده
۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰:۲۹
باران خواهی در جشن سده
فاطیما کریمی
پیروان دین زرتشت، دهم بهمن ماه هر سال جشن سده را به مناسبت پیدایش آتش در زمان «هوشنگ» از پادشاهان سلسله کیانی، همراه با مراسم خاص مذهبی برگزار میکنند.
صدها نفر از هموطنان زرتشتی و مسلمان در روستای چم استان یزد گردهم می آیند تا جشن ملی- میهنی سده را همزمان با غروب آفتاب برگزار کنند.
عصر روز دهم بهمن ماه پس از غروب آفتاب، سه تن از موبدان با جامه سپید به سوی تودهای از هیزم خشک که از پیش آماده شده میروند و گروهی از جوانان که آنان هم جامه سپید بر تن دارند با مشعلهای روشن، موبدان را همراهی میکنند.
موبدان بخشی از اوستا که بیشتر آتش نیایش است را میسرایند و موبد بزرگ با آتشدان و جوانان سپید پوش با هموخها؛ هیزمها را میافروزند.
گروه نوازنده از آغاز تا پایان جشن، آهنگ مینوازند و همه با شادی، پیروزی روشن شدن آتش سده را جشن میگیرند و به امید آنکه تا جشن سال دیگر روشنایی و گرمی در دلهایشان باشد، به خانه باز میگردند. زرتشتیان با فرارسیدن «سده»که 50 روز به نوروز باقیمانده و سرما رو به پایان است، جشن میگیرند.
برپایی جشن سده در ایران، هشت تا ده هزار سال قدمت دارد و مربوط به زمانی است که اقوام آریایی هنوز به فلات ایران کوچ نکرده بودند و در منطقهای به نام «آریاویج» در جنوب سیبری زندگی میکردند.
به اعتقاد زرتشتیان،»اشو زرتشت»در سههزار و 600 سال قبل از میلاد عیسی مسیح(ع) در تخت سلیمان آذربایجان از مادری بهنام «دغدو» پا به عرصه گیتی گذاشت و نام پدرش را «پورو شسب» نوشتهاند.
زرتشتیان بر این باورند که پیامآور ایران باستان در سن سی سالگی برای دعوت مردم به راستی از طرف «اهورامزدا» به پیامبری انتخاب شد و در سن 77 سالگی درحالی که در محل آتشکده شهر بلخ با جمعی از پیروانش درحال نیایش بود به دست «تور براتور» به قتل رسید.
در ایران بیش از 35 هزار زرتشتی زندگی میکنند که حدود شش هزار نفر از آنان در استان یزد(یزد، اردکان و تفت) ساکناند.
سده و بیهقی
بیهقی در شرح سده سلطان مسعود نوشته است: و سده فراز آمد نخست شب امیر(سلطان مسعود) بر آن لب جوی آب که شراعی(خیمه) زده بودند بنشست و نریمان و مطربان بیامدند و آتش بر هیزم زدند و پس از آن شنیدم که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش بدیده بودند…
اگرچه بزرگانی چون سلطان مسعود و یا شاه عباس کبیر سدههایی باشکوه برگزار کردهاند؛ اما باشکوهترین سده را مرداویج در اصفهان جشن گرفت. وی آن چنان به آیینهای ایران پیش از اسلام علاقه داشت که دستور داد طاق کسری را بازسازی کنند. آتشکده ها را تعمیر کرد و به رسم شاهان ساسانی رفتار میکرد. او آن قدر در احیای آیینهای ایرانی تعصب ورزید که جان خود را بر سر آن گذاشت. در مورد جشن سده ای که او در اطراف زایندهرود برگزار کرده است آوردهاند: به دستور مرداویج بر تمام بلندیهای اطراف اصفهان و دور تا دور شهر آتش برافروختند. چوبهای درختان نخل در زمین کار گذاشته و بر بالای آنها مشعل روشن کرده بودند. پرندههای بسیاری را آورده بر بالها و پاهایشان مواد سوختنی بستند تا در هوا نیز آتش در حال حرکت دیده شوند. در جای جای دشت سکوهایی برای نشستن مردم درست شده بود و سفرهایی بر آن ها پهن شده و هزاران گاو گوسفند و پرندگان بریان شده بر سفرها گذاشته بودند. به هنگام غروب آفتاب؛ آتشها به یک باره در سراسر اصفهان روشن شد. نوای ساز و موسیقی بالا گرفت پرندگان بسیار که بر پاها بال هایشان مواد سوختنی بسته شده بود رها شدند و همچون ستارههای دنباله دار در آسمان شهر به حرکت درآمدند. هزاران تیر شعلهور از اطراف به هوا رها شد. بوی عود و عنبر همه جا را پر کرده بود و…
سلطان ملک شاه سلجوقی در سال 484 جشن سده را در بغداد پایتخت خلیفه باشکوه برگزار کرد.
جشن سده و شاه باران
تا همین چند دهه گذشته طولانیترین جشن سده در میان ایل افشار شهرستان بافت برگزار میشد. ایل پرجمعیت افشار بیشتر در مرکز و نواحی کوهپایهای شمالی شهرستان زندگی میکنند. آنها سده را در سه شب جشن می گرفتند و هر شب را نامی نهاده بودند.
شب نخست را سده سلطانی شب دوم را سده اربابی و شب آخر را سده شبانی میگفتند. مردم در یک تلاش جمعی مقدمات سده را فراهم می کردند و با موسیقی برگرد آتش به هنرنمایی میپرداختند. در مرکز شهرستان تخت روانی میساختند و شخصی را بر آن مینشاندند و گردنبندی از شاخ گوسفندان بر گردنش میآویختند. معمولاً این فرد چوپان بود زیرا این مراسم در شب سده چوپانی اجرا میشد و به او شاهبارون میگفتند. مردم با زبان ساده ضمن جشن و سرور از خداوند میخواستند تا باران رحمت خود را بفرستد جوانان به همراه شاهبارون در کوچهها میگشتند و ترانه الل بارونی سرمیدادند. هریک از خانوادهها ظرف آبی بر آن ها میپاشید و بشقابی آجیل به آن ها هدیه میکرد.
الله خدا بارون بده/ بارون بی پایون بده / الله خدا بارون بده/ گندم به اربابون بده/ الله خدا بارون بده
در پایان جشن هریک از افراد مقداری از آتش سده را برای افزایش برکت و گرمی کانون خانوادگی به خانه میبرد و در اجاق منزلش میریخت.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید