نگاهی به فیلم «فشار» ساخته آنتونی ماراس





نگاهی به فیلم «فشار» ساخته آنتونی ماراس

20 مهر 1405، 0:03

در روایت‌های جنگ، معمولاً از فرماندهان، ارتش‌ها، سلاح‌ها و استراتژی‌های نظامی حرف می‌زنیم؛ از تصمیم‌هایی که روی نقشه گرفته شدند و نبردهایی که سرنوشت جنگ را تغییر دادند. اما گاهی پشت یکی از همین تصمیم‌های بزرگ، دانشی قرار دارد که در نگاه اول چندان نظامی به نظر نمی‌رسد.

ژوئن ۱۹۴۴، صدها هزار سرباز، کشتی و هواپیما آماده‌اند و فرمانده کل فقط یک چیز لازم دارد؛ آسمانی که چند ساعت آرام بماند. در چنین لحظه‌ای، تصمیم به مردی اسکاتلندی سپرده می‌شود که نه تفنگ دارد و نه درجه ژنرالی؛ فقط نقشه‌هایی پر از خط‌های فشار هوا. فیلم «فشار» (Pressure) درباره همین مرد است.

فیلم «فشار» ساخته آنتونی ماراس که در سال ۲۰۲۶ روی پرده سینماها آمد، اهمیت موضوع هواشناسی را در جنگ‌ها به‌شکلی دراماتیک محور فیلم خود قرار می‌دهد. فیلمی حدوداً صد دقیقه‌ای که بیشتر در اتاق‌های فرماندهی می‌گذرد تا در میدان جنگ.

فیلم به روزهایی پیش از پیاده‌سازی نیروهای متفقین در نرماندی بازمی‌گردد؛ جایی که پیش‌بینی هواشناسان فقط یک گزارش روزانه نبود، بلکه می‌توانست بر سرنوشت یکی از بزرگ‌ترین عملیات‌های نظامی جنگ جهانی دوم و جان هزاران سرباز تأثیر بگذارد.

ساخته آنتونی ماراس سراغ یکی از همین لحظه‌های تاریخی می‌رود که فرماندهان متفقین باید درباره زمان آغاز عملیات نرماندی تصمیم می‌گرفتند و شرایط جوی می‌توانست برنامه‌ای عظیم را با شکست روبه‌رو کند.

در ابتدا، پنجم ژوئن برای آغاز عملیات در نظر گرفته شده بود، اما شرایط جوی نامساعد برنامه را با تردید جدی روبه‌رو می‌کند. پیش‌بینی‌های هواشناسی نشان می‌دادند که ادامه این وضعیت می‌تواند عملیات را با خطر بزرگی مواجه کند. فرماندهان باید تصمیم می‌گرفتند که عملیات را طبق برنامه آغاز کنند یا آن را به تعویق بیندازند؛ تصمیمی که هر دو گزینه‌اش هزینه‌های سنگینی داشت. فیلم، تنش این تصمیم را از زاویه «جیمز استگ» و اختلاف‌نظر میان گروه‌های پیش‌بینی هوا به تصویر می‌کشد. به‌خوبی نشان می‌دهد که گاهی اطلاعات علمی، حتی اگر به‌اندازه یک حمله نظامی پرهیجان به نظر نرسند، در تعیین سرنوشت جنگ نقشی اساسی دارند.

تیم آمریکایی به روش «قیاس تاریخی» (مقایسه الگوهای گذشته با شرایط فعلی) به حمله در پنجم ژوئن خوش‌بین بود، اما روش بریتانیایی که جبهه‌ها و شرایط جو بالا را بررسی می‌کرد، هوای خطرناک‌تری را نشان می‌داد. در این روایت، هواشناس کسی است که علاوه بر گزارش وضعیت آسمان، باید در برابر فرماندهانی پاسخ‌گو باشد که تصمیم‌هایشان به جان انسان‌ها و سرنوشت جنگ گره خورده است.

بزرگ‌ترین دستاورد فیلم این است که با وجود نبودن صحنه‌های جنگی پرشور یا انفجارها، تنش روان‌شناختی‌ای خلق کرده است.

اهمیت هواشناسی در این داستان، فراتر از بارش باران یا شدت باد است. در عملیات آبی‌ـ‌خاکی، شرایط جوی بر تقریباً تمام مراحل اجرا اثر می‌گذارد. باد و موج می‌توانند حرکت کشتی‌های حامل سربازان و تجهیزات را دشوار کنند؛ دید محدود کار خلبانان را برای شناسایی اهداف و پشتیبانی هوایی پیچیده‌تر می‌کند؛ و ابرهای متراکم ممکن است دقت فرود چتربازان را کاهش دهند.

این کار در سال ۱۹۴۴، با محدودیت ابزارها و روش‌های پیش‌بینی آن دوره، دشوارتر از امروز بود. پیش‌بینی‌های میان‌مدت هنوز به توانایی‌ها و دقت امروزی نرسیده بودند و حتی اختلاف میان روش‌های علمی می‌توانست تصمیم‌گیری را پیچیده کند.

یکی از جذاب‌ترین جزئیات تاریخی فیلم، مشاهده‌های هوا است. در آن زمان نه ماهواره بود و نه مدل رایانه‌ای. پیش‌بینی با اطلاعات رسیده از ایستگاه‌ها و کشتی‌ها و ترسیم دستی آن‌ها روی نقشه ساخته می‌شد. با این حال، همین داده‌های محدود و تحلیل‌های تخصصی به فرماندهان کمک کردند تا در برابر شرایط جوی نامطمئن، تصمیمی آگاهانه‌تر بگیرند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *