روستا و عشایر ایران در افق ۱۴۱۵
ماندن، مهاجرت یا یک انتخاب سوم؟
۱۰ پرسش که سیاستگذاران باید درباره آینده روستا و عشایر پاسخ دهند
14 مهر 1405، 20:28
هر سال با فرارسیدن روز روستا و عشایر، سخن از ظرفیتهای روستاها، نقش کشاورزان و عشایر در تولید، اهمیت امنیت غذایی، میراث فرهنگی و ظرفیتهای گردشگری به میان میآید. مراسمی برگزار میشود، از روستاییان و عشایر تقدیر میشود و بر ضرورت توجه بیشتر به مناطق روستایی تأکید میشود.اما پس از پایان مراسم، یک پرسش اساسی همچنان باقی میماند:روستا و عشایر ایران در آینده کشور چه جایگاهی خواهند داشت؟
این پرسش تازهای نیست. سال گذشته نیز این موضوع با عنوان «جوامع روستایی و عشایری بلاتکلیف!» مطرح شد و مجموعهای از پرسشها درباره آینده روستا، مهاجرت، کشاورزی، خدمات، گردشگری، برنامهریزی منطقهای و سرنوشت جامعه عشایری مطرح شد.
اما اکنون شاید لازم باشد این پرسشها با نگاه تازهتری مطرح شوند؛ زیرا مسئله امروز روستا فقط کمبود جاده، آب، مدرسه، مرکز بهداشت یا تسهیلات بانکی نیست.
مسئله عمیقتر این است که آیا برای آینده روستا و عشایر ایران، یک تصویر روشن، واقعبینانه، قابل اجرا و قابل سنجش وجود دارد؟
البته نمیتوان گفت کشور فاقد سیاست یا قانون در این زمینه است. برنامه هفتم توسعه احکام متعددی درباره توسعه روستایی و عشایری، توزیع متوازن جمعیت، مسکن و معیشت روستایی، مهاجرت معکوس، زیرساختها و نقش روستا در اقتصاد کشور دارد.
بنابراین پرسش اصلی امروز، بیشتر از آنکه «آیا سیاستی وجود دارد؟» باشد، این است:
آیا این سیاستها به یک راهبرد منسجم، دارای اولویت، بودجه، متولی مشخص، شاخص عملکرد و پاسخگویی تبدیل شدهاند؟ از این منظر، ۱۰ پرسش زیر شایسته یک گفتوگوی جدی ملی است.
۱. روستا در اقتصاد ایران آینده چه نقشی خواهد داشت؟
آیا روستا همچنان عمدتاً بهعنوان محل تولید محصولات کشاورزی و دامداری دیده خواهد شد؟
یا قرار است در کنار تولید کشاورزی، در صنایع تبدیلی و غذایی، زنجیرههای ارزش، کسبوکارهای خُرد و خانگی، خدمات، گردشگری، اقتصاد دیجیتال، انرژیهای تجدیدپذیر و حفاظت از منابع طبیعی نیز نقش داشته باشد؟آیا برای هر منطقه، متناسب با مزیت اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیک آن، یک نقش مشخص در اقتصاد ملی و منطقهای تعریف شده است؟
۲. آیا توسعه کشاورزی همان توسعه روستایی است؟
سالها بخش مهمی از سیاست روستایی کشور با سیاست کشاورزی گره خورده است.اما امروز یک پرسش دشوارتر مطرح است:
اگر در یک منطقه آب کافی برای توسعه کشاورزی وجود نداشته باشد، آیا باید همچنان جمعیت را به افزایش تولید کشاورزی وابسته کرد؟تغییر اقلیم، خشکسالی و تشدید بحران آب، آینده بسیاری از مناطق روستایی را تحت تأثیر قرار داده است. بانک جهانی نیز بر فشار فزاینده کمآبی بر خانوارهای وابسته به کشاورزی و افزایش انگیزه مهاجرت روستایی تأکید کرده است.
بنابراین توسعه روستایی آینده باید بیش از گذشته بر بهرهوری آب، تنوعبخشی اقتصادی و سازگاری با اقلیم استوار باشد.روستای آینده لزوماً روستایی با کشاورزی بیشتر نیست؛ روستایی است که بتواند با منابع موجود، درآمد و کیفیت زندگی پایدار ایجاد کند.
۳. آیا مردم روستا حق انتخاب واقعی دارند؟
در بسیاری از بحثهای سیاستی، مهاجرت روستایی همچنان یک مسئله منفی تلقی میشود و «مهاجرت معکوس» بهعنوان یک هدف مثبت مطرح میشود.اما واقعیت پیچیدهتر است. ممکن است یک جوان روستایی برای تحصیل یا کار به شهر برود و بعد بازگردد. ممکن است بخشی از سال را در روستا و بخشی را در شهر زندگی کند. ممکن است کسبوکارش در روستا باشد، اما بازارش در شهر.بنابراین آینده نباید میان دو انتخاب ساده «ماندن» و «مهاجرت» خلاصه شود.
هدف سیاست عمومی باید ایجاد حق انتخاب باشد: ماندن، مهاجرت، بازگشت یا زندگی و کار در شبکهای از روستا و شهر.
۴. اگر جوانان باید در روستا بمانند، شغل آنها کجاست؟
هیچ سیاستی نمیتواند نسل جوان را صرفاً با توصیه به ماندن در روستا نگه دارد.جوان، درآمد، شغل، آموزش، ارتباطات، آینده شغلی و کیفیت زندگی میخواهد.
بنابراین سؤال این است:آیا کسبوکارهای خُرد و خانگی، تعاونیها، صنایع تبدیلی، گردشگری، خدمات، اقتصاد دیجیتال و زنجیرههای ارزش میتوانند فرصتهای واقعی و پایدار برای جوانان روستایی ایجاد کنند؟و مهمتر: آیا بنگاههای متوسط و بزرگ، شرکتهای زنجیرهای و بازارهای شهری بهعنوان شرکای اقتصاد روستایی دیده شدهاند یا هنوز سیاست روستایی عمدتاً بر اعطای تسهیلات خُرد و پروژههای پراکنده استوار است؟
۵. گردشگری روستایی برای چه کسی ارزش ایجاد میکند؟
گردشگری میتواند برای بسیاری از روستاها فرصت مهمی باشد؛ اما گردشگری بهخودیخود توسعه نیست.اگر گردشگر وارد روستا شود، اما بخش عمده درآمد نصیب واسطهها، پلتفرمها یا سرمایهگذاران خارج از روستا شود، سهم جامعه محلی از این فعالیت چه خواهد بود؟اگر فرهنگ محلی صرفاً برای مصرف گردشگر به نمایش گذاشته شود، چه چیزی از هویت واقعی جامعه باقی خواهد ماند؟سؤال اصلی این نیست که «چگونه گردشگر بیشتری به روستا بیاوریم؟»؛ سؤال این است که «چگونه ارزش اقتصادی گردشگری را در جامعه محلی نگه داریم؟»
۶. تکلیف روستاهایی که با بحران آب و کاهش جمعیت مواجهاند چیست؟
یکی از اشتباهات سیاستی میتواند این تصور باشد که همه روستاها باید با یک نسخه واحد توسعه پیدا کنند.واقعیت چنین نیست.یک روستا ممکن است ظرفیت کشاورزی داشته باشد؛ دیگری ظرفیت گردشگری؛ دیگری در کنار یک شهر بزرگ قرار گرفته باشد؛ روستایی دیگر اهمیت اکولوژیک یا مرزی داشته باشد و روستایی دیگر با بحران شدید آب و کاهش جمعیت روبهرو باشد.
بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که برای روستاهای مختلف، سناریوهای متفاوت توسعه طراحی شود:
توسعه اقتصادی، تثبیت جمعیت، تنوعبخشی معیشت، حفاظت اکولوژیک، یا مدیریت تدریجی کاهش جمعیت همراه با حفظ کرامت و حقوق ساکنان.
همه روستاها را نمیتوان نجات داد؛ اما میتوان برای آینده هر روستا تصمیم آگاهانه گرفت.
۷. آیا هنوز روستاها را جدا از یکدیگر برنامهریزی میکنیم؟
اقتصاد روستایی در بسیاری از موارد در مرز یک روستا متوقف نمیشود.بازار، مدرسه، بیمارستان، حملونقل، زنجیره تأمین، نیروی کار و خدمات در شبکهای از روستاها، شهرهای کوچک و مراکز منطقهای جریان دارد.
بنابراین آینده توسعه روستایی احتمالاً بیش از گذشته به برنامهریزی شبکهای و منطقهای نیاز دارد.
یعنی بهجای آنکه برای هر روستا یک پروژه جداگانه تعریف شود، باید دید مجموعه روستاها در یک شهرستان یا منطقه چه رابطهای با یکدیگر و با شهرهای پیرامونی دارند.روستا نباید جزیرهای جدا از اقتصاد منطقه باشد.
۸. چه کسی در برابر نتیجه سیاستهای روستایی پاسخگوست؟
امروز دستگاههای متعددی در امور روستایی و عشایری نقش دارند؛ از دستگاههای اجرایی و بانکها تا نهادهای حمایتی، بنیادها، استانداریها و مدیریتهای محلی.اما در نهایت یک سؤال ساده باقی میماند:اگر وضعیت اقتصادی، جمعیتی و اجتماعی یک منطقه روستایی در سال ۱۴۱۵ بهتر نشد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟پاسخگویی بدون شاخص قابل اندازهگیری امکانپذیر نیست.برای هر منطقه باید روشن باشد:چه هدفی تعیین شده است؟چه مقدار منابع اختصاص یافته؟چه نهادی مسئول است؟چه شاخصی باید بهبود یابد؟و اگر هدف محقق نشد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟
۹. آینده جامعه عشایری چیست؟
برای عشایر نیز نباید مسئله را به یک دوگانه ساده «اسکان یا کوچ» تبدیل کرد.
پرسش اصلی باید این باشد:آیا شیوه زندگی عشایری در شرایط اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی آینده قابلیت تداوم دارد و چگونه میتوان آن را پایدار کرد؟اگر دارد، چگونه میتوان دسترسی عشایر به آموزش، سلامت، بیمه، فناوری، بازار و خدمات عمومی را افزایش داد؟و اگر در برخی مناطق ادامه این شیوه زندگی دیگر امکانپذیر نیست، چگونه میتوان تغییر شیوه زندگی را بدون فقر، طرد اجتماعی و از دست رفتن سرمایه فرهنگی مدیریت کرد؟
هدف نهایی نباید «کوچ» یا «اسکان» باشد؛هدف باید زندگی شایسته، امنیت اقتصادی و حق انتخاب جامعه عشایری باشد.
۱۰. و سرانجام: اگر همین سیاستها ادامه پیدا کند، ایران در سال ۱۴۱۵ چه شکلی خواهد داشت؟
این شاید مهمترین پرسش باشد.اگر روندهای فعلی ادامه پیدا کند:آیا روستاهای ایران جوانتر خواهند شد یا پیرتر؟آیا جمعیت روستایی افزایش خواهد یافت یا کاهش؟آیا کشاورزی با منابع آب موجود سازگار خواهد شد؟آیا جوانان در روستا فرصت شغلی خواهند داشت؟آیا ارزش ایجادشده در گردشگری و زنجیرههای کشاورزی در جامعه محلی باقی خواهد ماند؟آیا روستاهای کمآب، کمجمعیت و دورافتاده همچنان از یک برنامه مشخص برخوردار خواهند بود؟و آیا جامعه عشایری در سال ۱۴۱۵ همچنان یک جامعه اقتصادی زنده و پایدار خواهد بود یا عمدتاً به یک میراث فرهنگی تبدیل خواهد شد؟
از «روز روستا» تا «آینده روستا»
روز روستا و عشایر نباید فقط روز تقدیر از روستاییان و عشایر باشد.میتواند روزی برای ارزیابی سیاستهای گذشته و تصمیمگیری درباره آینده نیز باشد.شاید لازم باشد برای هر منطقه روستایی و عشایری، یک «تصویر مطلوب ۱۴۱۵» ترسیم شود؛ تصویری که در آن پنج موضوع بهروشنی مشخص باشد:
جمعیت پایدار و قابلدوام؛اقتصاد و اشتغال؛آب و محیطزیست؛خدمات و کیفیت زندگی؛و جایگاه منطقه در زنجیره ارزش اقتصاد ملی و منطقهای.
سپس این تصویر باید به هدفهای کمی، برنامه اجرایی، بودجه، مسئول مشخص، شاخص ارزیابی و نظام پاسخگویی تبدیل شود.زیرا آینده روستا با شعار ساخته نمیشود؛
با تصمیم، سرمایهگذاری، بازار، حکمرانی خوب و مشارکت خود مردم روستا ساخته میشود.و شاید مناسبترین پرسش برای روز روستا و عشایر امسال این باشد:
ایران در سال ۱۴۱۵ چه روستاها و چه جامعه عشایری میخواهد؛ و امروز برای رسیدن به آن آینده، چه تصمیمهایی باید گرفته شود؟
آینده روستا و عشایر، فقط آینده روستا و عشایر نیست؛ بخشی از آینده سرزمین ایران است.جوامع روستایی و عشایری را دریابیم!
برچسب ها:
آینده روستا، افق ۱۴۱۵، اقتصاد روستا، امنیت غذایی، برنامهریزی منطقهای، تغییر اقلیم، توسعه پایدار روستایی، جامعه عشایری، حق انتخاب روستاییان، گردشگری روستایی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کیپورد؛ سبزی که سبز نیست!
نگاهی به «به تاریکی شب» نوشته «لوران پتیمانژن»
تاریکی به خانه میرسد
نگاهی به کنشگری و مدل مطالبهگری نسل Z
تحلیلی بر پیشنهاد نماینده سیستان در مجلس
خرید آب از افغانستان؛ راهبرد نجات یا تله دیپلماتیک؟
ابزارهای دیجیتال چگونه از یک کمک کوتاهمدت به بخشی از رابطه والد و فرزند تبدیل میشوند؟
کمک بگیریم ولی واگذار نکنیم
مروری بر کتاب «مرثیهای برای افتخار» از آکیرا یوشیمورا
زندگی روی خاکستر
افزایش دما و تغییر الگوی بارش، شرایط زیست گونههای ایران را تغییر میدهد
زیستگاهها زیر فشار تغییراقلیم
روایت دومین سفر استانی و دیدار با فعالان سلامت
بابل؛ میان دریا و خیرین سلامت
آغاز تحویل واحدهای طرح استیجاری «آشیان» از نیمه مهرماه
ضربالاجل دیوان محاسبات به وزارت راه برای راهاندازی سامانه ثبتنام مسکن
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید