وقت تغییر نام شرکت «آب و فاضلاب» نرسیده است؟ 





وقت تغییر نام شرکت «آب و فاضلاب» نرسیده است؟ 

18 مهر 1405، 23:13

امروز وقتی از جلوی شرکت آب و فاضلاب استان لرستان در خرم‌آباد عبور کردم، نگاهم به نام آن افتاد. نامی که بارها دیده بودم، اما این بار روی دو واژه مکث کردم: «آب و فاضلاب». در ذهنم خوب کنار هم نمی‌نشستند؛ آب یادآور زلالی، زندگی و آبادانی بود و فاضلاب تداعی‌کنندهٔ آلودگی و دورریختن. با خود گفتم: آیا این عنوان، ارزش و گسترهٔ مأموریت چنین مجموعه‌ای را به‌خوبی بیان می‌کند؟ جای تصفیه، بازیابی و استفادهٔ دوباره از آب در نام آن کجاست؟

 

گاهی آن‌قدر به نامی عادت می‌کنیم که دیگر دربارهٔ معنایش نمی‌پرسیم. آن را روی تابلو می‌بینیم، در خبرها می‌خوانیم و در مکاتبات تکرار می‌کنیم. اما آشنابودن یک نام، به‌تنهایی دلیل مناسب‌بودن آن برای همیشه نیست. نیازهای جامعه تغییر می‌کنند، مأموریت سازمان‌ها گسترش می‌یابند و نام‌ها نیز باید متناسب با این تحولات بازنگری شوند.

 

«فاضل‌آب» در لغت‌نامهٔ دهخدا به معنای «آب زاید» آمده است. فرهنگ معین نیز، در کنار معنای آب آلوده، از آب اضافه‌ای سخن می‌گوید که سرریز می‌شود. همین معنا پرسشی اساسی پیش می‌آورد: در روزگار کم‌آبی، آیا می‌توان آبی را که امکان تصفیه و استفادهٔ دوباره دارد، زاید دانست؟ آب پس از مصرف، کیفیت متفاوتی پیدا می‌کند؛ اما ارزش و قابلیت استفادهٔ آن لزوماً برای همیشه از بین نمی‌رود.

 

نام‌ها فقط وسیلهٔ شناسایی نیستند؛ به مکان‌ها و سازمان‌ها هویت می‌دهند و تصویری از آن‌ها در ذهن مردم می‌سازند. نام می‌تواند حامل اعتبار، معنا و امید باشد؛ می‌تواند اندیشهٔ پشت یک سازمان را آشکار کند و میان مأموریت آن و فهم عمومی پیوند برقرار سازد. از این منظر، نام‌گذاری نهادی که با حیاتی‌ترین سرمایهٔ سرزمین سروکار دارد، موضوعی فراتر از انتخاب چند کلمه برای یک تابلو است.

 

عنوان «آب و فاضلاب» از نظر فنی دو خدمت ضروری و مرتبط را کنار هم قرار می‌دهد: رساندن آب سالم و جمع‌آوری و تصفیهٔ آب پس از مصرف. بااین‌حال، در تداعی عمومی آن، ظرفیت بازیابی آب چندان دیده نمی‌شود. مخاطب نام دو نوع آب را می‌شنود، اما فعالیت‌هایی چون آبرسانی، پالایش و بازگرداندن آب به چرخهٔ استفاده در عنوان آشکار نیستند. همین فاصله میان نام و مأموریت، زمینه‌ای برای بازنگری فراهم می‌کند.

 

آب مصرف‌شده ممکن است حامل عوامل بیماری‌زا و آلاینده‌های شیمیایی باشد و به جمع‌آوری و تصفیهٔ ایمن نیاز داشته باشد. با تصفیهٔ متناسب و رعایت استانداردهای هر کاربرد، می‌توان بخشی از آن را برای صنعت، فضای سبز و مصارف مجاز کشاورزی آماده کرد. بنابراین، نام نهاد مسئول می‌تواند علاوه بر وضعیت آب پس از مصرف، امکان بازیابی و استفادهٔ دوباره از آن را نیز بیان کند.

 

پیشنهاد من، جایگزینی عنوان «شرکت آب و فاضلاب» با «شرکت آبرسانی و بازچرخانی آب» است. «آبرسانی» خدمت رساندن آب به مردم را معرفی می‌کند و «بازچرخانی آب» هدف بازگرداندن آب مصرف‌شده به چرخهٔ استفاده را. این نام هم برای مخاطب روشن است و هم جهت مطلوب توسعهٔ خدمات شرکت را نشان می‌دهد.

 

چنین عنوانی می‌تواند در آموزش عمومی و معرفی برنامه‌های شرکت نیز نقش داشته باشد. تکرار آن در خبرها، مکاتبات و ارتباط با شهروندان یادآور این اندیشه خواهد بود که ارزش آب با نخستین مصرف پایان نمی‌یابد. نام سازمان از این راه می‌تواند پشتوانه‌ای فکری برای همراهی مردم با برنامه‌های بازیابی آب فراهم کند.

 

البته اعتبار نام تازه به عملکرد وابسته است. شرکتی که «بازچرخانی آب» را در عنوان خود می‌آورد، باید برای تحقق آن برنامه داشته باشد و دربارهٔ پیشرفتش پاسخ‌گو باشد. مسئولیت جمع‌آوری، انتقال، تصفیه و دفع ایمن نیز باید در شرح وظایف صریح بماند. تغییر نام زمانی معنا پیدا می‌کند که با تعهد سازمانی و بهبود خدمات همراه شود.

 

در پایان، یک درد دل: ما خود با این آب ارزشمند چه می‌کنیم؟ آب تصفیه‌شدهٔ آشامیدنی را برای شست‌وشوی حیاط و خودرو و آبیاری باغ!!! نه، باغچه، مصرف می‌کنیم؛ زیر دوش، حمام‌های حتی چندساعته می‌گیریم و گاهی چنان آب را به هدر می‌دهیم که گویی تأمین آن حد و هزینه‌ای ندارد. در ایران، با پهنه‌های گستردهٔ خشک و بیابانی، این شیوهٔ مصرف چگونه توجیه می‌شود؟ برای آب نامی شایسته‌تر می‌خواهیم، اما باید در رفتارمان نیز قدرش را بدانیم. آبی که با هزینه و زحمت به کیفیت آشامیدن رسیده است، سزاوار این بی‌اعتنایی نیست.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *