«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسش‌هایی که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند





«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسش‌هایی که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند

29 شهریور 1405، 22:48

برداشت شبانه و غیرمجاز از دهنه‌های اکتشاف معدن آلبلاغ در منطقه حفاظت‌شده ساریگل، در شهرستان اسفراین، به مرگ یک نفر و مصدوم‌شدن دو نفر دیگر منجر شد. برای اینکه بیشتر در جریان ماجرا قرار بگیرم، با یکی از رانندگان معدن که از نزدیک با شرایط منطقه آشناست، گفت‌وگو کردم.

او درباره شب حادثه روایت متفاوتی از آنچه در خبرهای رسمی می‌خوانیم داشت. به گفته او، با وجود اینکه برای محدوده‌های اکتشافی نگهبان در نظر گرفته شده بود، شش نفر شبانه و به‌صورت غیرمجاز وارد محدوده شده بودند.

این روایت، اگر از سوی مراجع مسئول تأیید شود، یک سؤال مهم را پیش می‌کشد: هنگامی که نگهبان در محل حضور دارد، چگونه چند نفر می‌توانند شبانه وارد محدوده اکتشافی شوند؟

از طرف دیگر، در همین گفت‌وگو نام نماینده اسفراین در مجلس نیز مطرح شد. فرد مورد گفت‌وگو مدعی بود که نماینده بر پیگیری و صحبت درباره آلبلاغ تأکید و اصرار داشته است. این بخش را، چون نقل‌قول یک فرد است و سند مستقلی درباره آن ندارم، نمی‌توانم به‌عنوان واقعیتی قطعی مطرح کنم و نیازمند بررسی و پاسخ مسئولان مربوط است؛ اما اصل ماجرا فراتر از یک نام و یک حادثه است.

آلبلاغ سال‌هاست با برداشت غیرمجاز سنگ سرب و روی، تخریب طبیعت و حوادث ناشی از ورود افراد به محدوده‌های اکتشافی روبه‌روست. معدن هنوز وارد مرحله بهره‌برداری رسمی نشده است. پس از انجام عملیات اکتشافی، پروژه در حال حاضر در مرحله راه‌سازی و آماده‌سازی برای مراحل بعدی قرار دارد.

در چنین شرایطی، سؤال مهم این است که با وجود اینکه معدن هنوز به مرحله بهره‌برداری نرسیده و در مرحله راه‌سازی و آماده‌سازی قرار دارد، چگونه افراد می‌توانند شبانه وارد محدوده‌های اکتشافی شوند؟

اینجاست که موضوع مسئولیت دستگاه‌ها و نحوه حفاظت از یک ذخیره معدنی ملی اهمیت پیدا می‌کند. آلبلاغ سال‌هاست با برداشت غیرمجاز سرب و روی، تخریب طبیعت و حوادث مرگبار دست‌وپنجه نرم می‌کند. حالا دوباره خبر ریزش معدن و گرفتارشدن چند نفر منتشر شده است.

سؤال اینجاست که با وجود سابقه این حوادث، چرا هنوز افرادی می‌توانند شبانه وارد محدوده شوند؟ اگر نگهبان وجود دارد، سازوکار حفاظت چگونه عمل می‌کند؟ اگر محدوده حفاظت می‌شود، مسیر ورود این افراد چگونه باز مانده است؟

اگر می‌دانیم برداشت غیرمجاز در آلبلاغ مشکلی قدیمی است، چرا هنوز راه‌حلی پایدار و عملی برای آن پیدا نشده است؟ اینها پرسش‌هایی است که متولیان امر، از منابع طبیعی گرفته تا دستگاه‌های انتظامی و مسئولان محلی، باید به آنها پاسخ دهند.

از سوی دیگر، نباید مسئله فقر و معیشت مردم منطقه را هم نادیده گرفت. کسی که نیمه‌شب وارد محدوده‌ای خطرناک و محصورشده می‌شود، ممکن است از سر نیاز اقتصادی دست به چنین کاری زده باشد؛ اما در همان حال باید پرسید چه کسانی در بالادست این چرخه، از خریدوفروش سنگ استخراج‌شده سود می‌برند؟

بنابراین، نباید تمام مسئله را به همان افرادی خلاصه کرد که برای لقمه‌ای نان جانشان را به خطر انداخته‌اند. آلبلاغ بخشی از ثروت ملی سرزمین ماست. اگر این ثروت پاسبانی و مدیریت نشود، نتیجه‌اش می‌تواند تخریب طبیعت، هدررفت منابع، شکل‌گیری فعالیت‌های غیرقانونی و در نهایت از دست‌رفتن جان انسان‌ها باشد.

و اینجاست که پرسش اصلی دوباره برمی‌گردد: ثروت ملی بدون پاسبانی و مدیریت چه بلایی سرش می‌آید؟

ما فقط در آلبلاغ با این مسئله روبه‌رو نیستیم؛ هر چند وقت یک‌بار از گوشه‌ای از این آب‌وخاک خبر ریزش معدن، مرگ انسان‌ها، استخراج غیرمجاز و تخریب منابع طبیعی را می‌شنویم. نباید منتظر حادثه بعدی بمانیم تا دوباره درباره آلبلاغ حرف بزنیم.
پاسخ این سؤال‌ها شاید از خود حادثه مهم‌تر باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *