«پیام ما» وضعیت تولید پسماند غذایی و مدیریت آن را در شهرها بررسی می‌کند

غذا، گرفتار پسماند شهری

سهمی که از زمین دریغ می‌شود





غذا، گرفتار پسماند شهری

29 شهریور 1405، 22:07

روزانه صدها گرم پسماند به‌ازای هر شهروند تولید می‌شود. در تهران، این رقم به حدود ۶۵۰ تا ۷۰۰ گرم در روز می‌رسد که سهم قابل‌توجهی از آن را پسماند تر و غذایی تشکیل می‌دهد. در شرایطی که بخش قابل‌توجهی از این پسماند در صورت تفکیک می‌تواند به کمپوست یا انرژی تبدیل شود، ضعف تفکیک از مبدأ و نبود سازوکار مؤثر برای دریافت عوارض واقعی پسماند، هم هزینه مدیریت شهری را بالا می‌برد و هم منابع قابل‌بازگشت به چرخه طبیعت را هدر می‌دهد. به گفته یک کارشناس مدیریت پسماند، این وضعیت ضرورت بازنگری در مسئولیت شهروندان و تولیدکنندگان مواد غذایی برای کاهش تولید پسماند را جدی‌تر می‌کند.

انسان شهرنشین امروز در مقایسه با اجداد خود شیوه متفاوتی برای تأمین غذا دارد. او به‌جای گردآوری مستقیم غذا، کارهای دیگری انجام می‌دهد و از درآمد حاصل از آن برای خرید مواد غذایی استفاده می‌کند. شهرنشینی نه‌تنها شکل زندگی انسان را تغییر داده، بلکه شیوه تولید، توزیع، خرید و مصرف غذا را نیز دگرگون کرده است. انسان پیشامدرن بخش زیادی از نیاز غذایی خود را در مقیاس محلی تأمین می‌کرد و فاصله میان تولیدکننده و مصرف‌کننده کوتاه بود. بسیاری از مواد غذایی نیز در همان چرخه‌ای قرار می‌گرفتند که از خاک آغاز می‌شد و دوباره به خاک بازمی‌گشت. اما شهرنشین امروز در زنجیره‌ای پیچیده‌تر زندگی می‌کند؛ غذایی که روی سفره او قرار می‌گیرد، ممکن است مسیری طولانی را از مزرعه، کارخانه و شبکه توزیع تا فروشگاه و خانه طی کرده باشد و در هر مرحله امکان فساد و تبدیل‌شدن به پسماند وجود دارد.

شهر بزرگ از یک سو دسترسی گسترده‌تر به غذا و کالا را فراهم کرده و از سوی دیگر، انسان را از بسیاری از چرخه‌های طبیعی تولید و مصرف دور کرده است. خرید بیش از نیاز، تغییر الگوی مصرف، عرضه در بسته‌بندی‌های متعدد، گسترش رستوران‌ها و مراکز تهیه غذا و فاصله‌گرفتن مصرف‌کننده از فرایند تولید، پسماند غذایی را به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی شهری تبدیل کرده است. غذایی که زمانی می‌توانست مستقیماً به دام، خاک یا چرخه طبیعی بازگردد، امروز در بسیاری از شهرها همراه با پلاستیک، شیشه، فلز و دیگر پسماندها راهی مخازن زباله می‌شود.

هرچه شهرها بزرگ‌تر و زنجیره تأمین غذا پیچیده‌تر شده، فاصله انسان با پسماندی که تولید می‌کند نیز بیشتر شده است. شهروند لحظه دورریختن غذا را می‌بیند، اما هزینه واقعی آن در مراحل بعدی آشکار می‌شود؛ زمانی که شهرداری باید پسماند را جمع‌آوری و منتقل کند و برای پردازش یا دفع آن هزینه بپردازد. هزینه دیگری هم هست که به این سادگی قابل‌محاسبه نیست: ماده آلی ارزشمندی که می‌توانست دوباره به خاک بازگردد، به‌دلیل اختلاط با سایر پسماندها از چرخه طبیعت خارج می‌شود.

پسماند غذایی فقط بخشی از زباله شهری نیست که باید جمع‌آوری و دفن شود. پشت هر کیلوگرم غذای دورریخته‌شده، آب، انرژی، زمین، نیروی انسانی و هزینه‌هایی قرار دارد که برای تولید آن صرف شده و با دورریز غذا، بخشی از آن‌ها نیز هدر می‌رود. از سوی دیگر، مسئولیت این پسماند تنها متوجه مصرف‌کننده نیست. تولیدکنندگان مواد غذایی و دیگر حلقه‌های زنجیره تولید و توزیع نیز در میزان دورریز نقش دارند و می‌توانند با ارتقای کیفیت تولید، کاهش ضایعات و عرضه متناسب‌تر با نیاز مصرف‌کننده، سهم پسماند غذایی را کاهش دهند.

بخش قابل‌توجهی از پسماند شهری را پسماند تر و غذایی تشکیل می‌دهد؛ بخشی که اگر از مبدأ تفکیک شود، می‌تواند به‌جای تبدیل‌شدن به زباله، به ماده اولیه تولید کمپوست یا انرژی تبدیل شود. اما وقتی پسماند غذایی با سایر زباله‌ها مخلوط می‌شود، نه‌تنها هزینه جمع‌آوری، انتقال و پردازش افزایش می‌یابد، بلکه امکان بازگشت این مواد به چرخه طبیعت نیز تا حد زیادی از بین می‌رود. در این میان، پرسش اصلی فقط این نیست که چه میزان پسماند تولید می‌کنیم؛ مسئله این است که چرا هزینه واقعی تولید آن همچنان تا این اندازه از تولیدکننده پسماند فاصله دارد و چرا بخشی از این هزینه بر دوش مدیریت شهری و منابع عمومی قرار می‌گیرد.

تفاوت در الگوی تولید پسماند

میزان تولید پسماند در ایران، اگرچه در مقایسه با بسیاری از کشورهای پردرآمد جهان رقم بالایی نیست، اما الگوی تولید و ترکیب پسماند در کشور با کشورهای توسعه‌یافته تفاوت دارد و به گفته «حسین حیدریان»، کارشناس حوزه مدیریت پسماند، بیش از هر چیز به الگوی مصرف، شرایط اقتصادی و فرهنگی و همچنین نبود سازوکارهای مؤثر برای دریافت عوارض واقعی پسماند بازمی‌گردد.

«حسین حیدریان» در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره میزان تولید پسماند در ایران گفت: «بر اساس گزارش‌های بانک جهانی، میزان تولید پسماند در جهان حدود ۱۰ تا ۶۵۰ گرم به‌ازای هر نفر در روز است و این میزان در ایران حدود ۵۵۰ تا ۶۰۰ گرم برآورد می‌شود. این رقم در تهران به حدود ۶۵۰ تا ۷۰۰ گرم در روز می‌رسد. ما از نظر میزان تولید پسماند تقریباً در محدوده میانگین جهانی قرار داریم و کشورمان را نمی‌توان در زمره کشورهای بسیار مصرف‌گرا قرار داد. معمولاً در کشورهایی که سطح رفاه و درآمد سالانه بالاتری دارند، میزان مصرف و درنتیجه تولید پسماند نیز بیشتر است. در برخی کشورهای اروپایی و آمریکا، این میزان گاهی به یک‌ونیم تا دو کیلوگرم به‌ازای هر نفر در روز می‌رسد. تفاوت اصلی ایران با بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، نه لزوماً در میزان تولید پسماند، بلکه در الگوی تولید و ترکیب آن است.»

او توضیح داد: «در کشورهای با سطح درآمد متوسط یا پایین، بخش عمده پسماند را پسماند تر تشکیل می‌دهد و حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد پسماند تر و ۳۰ تا ۴۰ درصد آن خشک است. یکی از دلایل تفاوت الگوی تولید پسماند، مسائل فرهنگی و اقتصادی است. در کشورهای اروپایی معمولاً نمی‌بینید یک هندوانه بزرگ یا حجم زیادی از یک ماده غذایی خریداری شود، بلکه خریدها در بسته‌بندی و متناسب با میزان مصرف خانوار انجام می‌شود. در کشورهای خاورمیانه و بسیاری از کشورهای مشابه، معمولاً خریدها در حجم بیشتری انجام می‌شود و درنتیجه بخشی از آن نیز به پسماند تبدیل می‌شود.»

او با اشاره به نقش کیفیت تولید در میزان پسماند گفت: «کیفیت تولید هم در میزان تولید پسماند مؤثر است. هرچه محصول باکیفیت‌تر و متناسب‌تر با نیاز مصرف‌کننده تولید شود، طبیعتاً پسماند کمتری ایجاد می‌کند. این مسئله نیز به فرهنگ مصرف و سطح رفاه جامعه برمی‌گردد.»

عوارض پسماند

حیدریان درباره سازوکار دریافت هزینه از تولیدکنندگان پسماند در کشورهای دیگر گفت: «در برخی کشورها میزان پسماند تولیدشده مبنای دریافت عوارض قرار می‌گیرد و شهروند هرچه پسماند بیشتری تولید کند، هزینه بیشتری می‌پردازد. در بعضی کشورها حتی کیسه‌های مخصوص پسماند با حجم‌های مختلف فروخته می‌شود و هرچه کیسه بزرگ‌تر باشد، فرد باید هزینه بیشتری پرداخت کند. درواقع، میزان تولید پسماند مستقیماً برای شهروند هزینه ایجاد می‌کند.»

به گفته این کارشناس، در کشورهایی که نظام دریافت عوارض پسماند وجود دارد، تولیدکننده پسماند نسبت به میزان تولید خود مسئولیت مالی دارد: «اگر از یک میزان مشخص بیشتر پسماند تولید کنید، باید عوارض آن را پرداخت کنید. این عوارض واقعی پسماند است. نبود چنین سازوکاری در ایران یکی از دلایل فقدان کنترل بر میزان تولید پسماند است. در کشور ما چون عوارض واقعی پسماند از تولیدکننده دریافت نمی‌شود، عملاً کنترلی بر میزان تولید پسماند وجود ندارد. شما هر میزان که بخواهید تولید می‌کنید و هزینه آن در نهایت به شهرداری و سیستم مدیریت شهری منتقل می‌شود.»

او تأکید کرد: «اگر هزینه واقعی تولید پسماند به تولیدکننده منتقل شود، خود شهروند یا واحد تولیدکننده نیز به سمت کاهش تولید پسماند حرکت خواهد کرد.»

معاون پردازش و دفع «سازمان مدیریت پسماند» درباره خسارت اقتصادی و زیست‌محیطی ناشی از تولید پسماند نیز گفت: «بخش قابل‌توجهی از اعدادی که از سوی «سازمان حفاظت محیط‌زیست» اعلام می‌شود، مربوط به خسارت‌های زیست‌محیطی است و نمی‌توان رقم مشخصی برای خسارت مستقیم اقتصادی ارائه کرد.»

حیدریان با اشاره به هزینه مدیریت پسماند در کشورهای مختلف گفت: «هزینه مدیریت پسماند، از مرحله جمع‌آوری تا انتقال و پردازش، بسته به استانداردهای هر کشور متفاوت است، اما به‌طور متوسط می‌تواند بین ۲۰ تا ۴۰ دلار برای هر تن باشد. در کشورهای اروپایی که استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری دارند، این رقم حتی می‌تواند به حدود ۶۰ دلار برای هر تن برسد.»

به گفته او، تفکیک از مبدأ می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر هزینه‌های حمل و پردازش داشته باشد، هزینه‌های شهرداری و دولت را کاهش دهد و درآمدهای بیشتری نیز ایجاد کند: «با این حال، برای ایران رقم دقیقی در این زمینه در اختیار نداریم، چرا که تفکیک پسماند از مبدأ هنوز به سطحی نرسیده که مشارکت شهروندان در آن کامل باشد.»

پیامد تفکیک‌نشدن پسماندهای غذایی

حیدریان درباره پیامدهای تفکیک‌نشدن پسماند غذایی نیز گفت: «در کشورهایی که تفکیک پسماند به شکل درست انجام می‌شود، پسماند غذایی، بدون ورود پسماندهای غیرمرتبط، وارد مخازنی می‌شود که می‌توان از آن کمپوست تولید کرد یا در نیروگاه‌های تولید بیوگاز، از آن گاز و برق گرفت. حتی در صورت خالص‌بودن، امکان استفاده از آن به‌عنوان خوراک دام نیز وجود دارد.»

او ادامه داد: «در کشور ما چون هنوز تفکیک پسماند از مبدأ به حد مطلوب نرسیده است، پسماند غذایی با ناخالصی‌های مختلف مخلوط می‌شود. درنتیجه، حتی اگر از آن کمپوست تولید شود، کمپوست تولیدشده کیفیت پایینی دارد و به‌راحتی در کشاورزی قابل‌استفاده نیست.»

به گفته حیدریان، وجود همین ناخالصی‌ها باعث می‌شود بخش قابل‌توجهی از ظرفیت پسماند غذایی برای بازگشت به چرخه طبیعت از بین برود: «در این شرایط، عملاً ماده‌ای که می‌تواند دوباره به خاک برگردد، هدر می‌رود و نمی‌توانیم از ظرفیت آن برای بهبود خاک و کشاورزی استفاده کنیم.»

حیدریان با تأکید بر ضرورت افزایش مشارکت شهروندان در تفکیک پسماند از مبدأ گفت: «این اقدام می‌تواند هم هزینه‌های اقتصادی مدیریت پسماند و هم هزینه‌های زیست‌محیطی آن را کاهش دهد. اگر تفکیک از مبدأ به شکل درست انجام شود، بخشی از هزینه‌های سنگین مدیریت پسماند کاهش پیدا می‌کند و این منابع می‌تواند برای افزایش رفاه شهروندان و ارائه خدمات بیشتر به مردم مورد استفاده قرار گیرد.»انسان شهرنشین امروز در مقایسه با اجداد خود شیوه متفاوتی برای تأمین غذا دارد. او به‌جای گردآوری مستقیم غذا، کارهای دیگری انجام می‌دهد و از درآمد حاصل از آن برای خرید مواد غذایی استفاده می‌کند. شهرنشینی نه‌تنها شکل زندگی انسان را تغییر داده، بلکه شیوه تولید، توزیع، خرید و مصرف غذا را نیز دگرگون کرده است. انسان پیشامدرن بخش زیادی از نیاز غذایی خود را در مقیاس محلی تأمین می‌کرد و فاصله میان تولیدکننده و مصرف‌کننده کوتاه بود. بسیاری از مواد غذایی نیز در همان چرخه‌ای قرار می‌گرفتند که از خاک آغاز می‌شد و دوباره به خاک بازمی‌گشت. اما شهرنشین امروز در زنجیره‌ای پیچیده‌تر زندگی می‌کند؛ غذایی که روی سفره او قرار می‌گیرد، ممکن است مسیری طولانی را از مزرعه، کارخانه و شبکه توزیع تا فروشگاه و خانه طی کرده باشد و در هر مرحله امکان فساد و تبدیل‌شدن به پسماند وجود دارد.

شهر بزرگ از یک سو دسترسی گسترده‌تر به غذا و کالا را فراهم کرده و از سوی دیگر، انسان را از بسیاری از چرخه‌های طبیعی تولید و مصرف دور کرده است. خرید بیش از نیاز، تغییر الگوی مصرف، عرضه در بسته‌بندی‌های متعدد، گسترش رستوران‌ها و مراکز تهیه غذا و فاصله‌گرفتن مصرف‌کننده از فرایند تولید، پسماند غذایی را به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی شهری تبدیل کرده است. غذایی که زمانی می‌توانست مستقیماً به دام، خاک یا چرخه طبیعی بازگردد، امروز در بسیاری از شهرها همراه با پلاستیک، شیشه، فلز و دیگر پسماندها راهی مخازن زباله می‌شود.

هرچه شهرها بزرگ‌تر و زنجیره تأمین غذا پیچیده‌تر شده، فاصله انسان با پسماندی که تولید می‌کند نیز بیشتر شده است. شهروند لحظه دورریختن غذا را می‌بیند، اما هزینه واقعی آن در مراحل بعدی آشکار می‌شود؛ زمانی که شهرداری باید پسماند را جمع‌آوری و منتقل کند و برای پردازش یا دفع آن هزینه بپردازد. هزینه دیگری هم هست که به این سادگی قابل‌محاسبه نیست: ماده آلی ارزشمندی که می‌توانست دوباره به خاک بازگردد، به‌دلیل اختلاط با سایر پسماندها از چرخه طبیعت خارج می‌شود.

پسماند غذایی فقط بخشی از زباله شهری نیست که باید جمع‌آوری و دفن شود. پشت هر کیلوگرم غذای دورریخته‌شده، آب، انرژی، زمین، نیروی انسانی و هزینه‌هایی قرار دارد که برای تولید آن صرف شده و با دورریز غذا، بخشی از آن‌ها نیز هدر می‌رود. از سوی دیگر، مسئولیت این پسماند تنها متوجه مصرف‌کننده نیست. تولیدکنندگان مواد غذایی و دیگر حلقه‌های زنجیره تولید و توزیع نیز در میزان دورریز نقش دارند و می‌توانند با ارتقای کیفیت تولید، کاهش ضایعات و عرضه متناسب‌تر با نیاز مصرف‌کننده، سهم پسماند غذایی را کاهش دهند.

بخش قابل‌توجهی از پسماند شهری را پسماند تر و غذایی تشکیل می‌دهد؛ بخشی که اگر از مبدأ تفکیک شود، می‌تواند به‌جای تبدیل‌شدن به زباله، به ماده اولیه تولید کمپوست یا انرژی تبدیل شود. اما وقتی پسماند غذایی با سایر زباله‌ها مخلوط می‌شود، نه‌تنها هزینه جمع‌آوری، انتقال و پردازش افزایش می‌یابد، بلکه امکان بازگشت این مواد به چرخه طبیعت نیز تا حد زیادی از بین می‌رود. در این میان، پرسش اصلی فقط این نیست که چه میزان پسماند تولید می‌کنیم؛ مسئله این است که چرا هزینه واقعی تولید آن همچنان تا این اندازه از تولیدکننده پسماند فاصله دارد و چرا بخشی از این هزینه بر دوش مدیریت شهری و منابع عمومی قرار می‌گیرد.

تفاوت در الگوی تولید پسماند

میزان تولید پسماند در ایران، اگرچه در مقایسه با بسیاری از کشورهای پردرآمد جهان رقم بالایی نیست، اما الگوی تولید و ترکیب پسماند در کشور با کشورهای توسعه‌یافته تفاوت دارد و به گفته «حسین حیدریان»، کارشناس حوزه مدیریت پسماند، بیش از هر چیز به الگوی مصرف، شرایط اقتصادی و فرهنگی و همچنین نبود سازوکارهای مؤثر برای دریافت عوارض واقعی پسماند بازمی‌گردد.

«حسین حیدریان» در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره میزان تولید پسماند در ایران گفت: «بر اساس گزارش‌های بانک جهانی، میزان تولید پسماند در جهان حدود ۱۰ تا ۶۵۰ گرم به‌ازای هر نفر در روز است و این میزان در ایران حدود ۵۵۰ تا ۶۰۰ گرم برآورد می‌شود. این رقم در تهران به حدود ۶۵۰ تا ۷۰۰ گرم در روز می‌رسد. ما از نظر میزان تولید پسماند تقریباً در محدوده میانگین جهانی قرار داریم و کشورمان را نمی‌توان در زمره کشورهای بسیار مصرف‌گرا قرار داد. معمولاً در کشورهایی که سطح رفاه و درآمد سالانه بالاتری دارند، میزان مصرف و درنتیجه تولید پسماند نیز بیشتر است. در برخی کشورهای اروپایی و آمریکا، این میزان گاهی به یک‌ونیم تا دو کیلوگرم به‌ازای هر نفر در روز می‌رسد. تفاوت اصلی ایران با بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، نه لزوماً در میزان تولید پسماند، بلکه در الگوی تولید و ترکیب آن است.»

او توضیح داد: «در کشورهای با سطح درآمد متوسط یا پایین، بخش عمده پسماند را پسماند تر تشکیل می‌دهد و حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد پسماند تر و ۳۰ تا ۴۰ درصد آن خشک است. یکی از دلایل تفاوت الگوی تولید پسماند، مسائل فرهنگی و اقتصادی است. در کشورهای اروپایی معمولاً نمی‌بینید یک هندوانه بزرگ یا حجم زیادی از یک ماده غذایی خریداری شود، بلکه خریدها در بسته‌بندی و متناسب با میزان مصرف خانوار انجام می‌شود. در کشورهای خاورمیانه و بسیاری از کشورهای مشابه، معمولاً خریدها در حجم بیشتری انجام می‌شود و درنتیجه بخشی از آن نیز به پسماند تبدیل می‌شود.»

او با اشاره به نقش کیفیت تولید در میزان پسماند گفت: «کیفیت تولید هم در میزان تولید پسماند مؤثر است. هرچه محصول باکیفیت‌تر و متناسب‌تر با نیاز مصرف‌کننده تولید شود، طبیعتاً پسماند کمتری ایجاد می‌کند. این مسئله نیز به فرهنگ مصرف و سطح رفاه جامعه برمی‌گردد.»

عوارض پسماند

حیدریان درباره سازوکار دریافت هزینه از تولیدکنندگان پسماند در کشورهای دیگر گفت: «در برخی کشورها میزان پسماند تولیدشده مبنای دریافت عوارض قرار می‌گیرد و شهروند هرچه پسماند بیشتری تولید کند، هزینه بیشتری می‌پردازد. در بعضی کشورها حتی کیسه‌های مخصوص پسماند با حجم‌های مختلف فروخته می‌شود و هرچه کیسه بزرگ‌تر باشد، فرد باید هزینه بیشتری پرداخت کند. درواقع، میزان تولید پسماند مستقیماً برای شهروند هزینه ایجاد می‌کند.»

به گفته این کارشناس، در کشورهایی که نظام دریافت عوارض پسماند وجود دارد، تولیدکننده پسماند نسبت به میزان تولید خود مسئولیت مالی دارد: «اگر از یک میزان مشخص بیشتر پسماند تولید کنید، باید عوارض آن را پرداخت کنید. این عوارض واقعی پسماند است. نبود چنین سازوکاری در ایران یکی از دلایل فقدان کنترل بر میزان تولید پسماند است. در کشور ما چون عوارض واقعی پسماند از تولیدکننده دریافت نمی‌شود، عملاً کنترلی بر میزان تولید پسماند وجود ندارد. شما هر میزان که بخواهید تولید می‌کنید و هزینه آن در نهایت به شهرداری و سیستم مدیریت شهری منتقل می‌شود.»

او تأکید کرد: «اگر هزینه واقعی تولید پسماند به تولیدکننده منتقل شود، خود شهروند یا واحد تولیدکننده نیز به سمت کاهش تولید پسماند حرکت خواهد کرد.»

معاون پردازش و دفع «سازمان مدیریت پسماند» درباره خسارت اقتصادی و زیست‌محیطی ناشی از تولید پسماند نیز گفت: «بخش قابل‌توجهی از اعدادی که از سوی «سازمان حفاظت محیط‌زیست» اعلام می‌شود، مربوط به خسارت‌های زیست‌محیطی است و نمی‌توان رقم مشخصی برای خسارت مستقیم اقتصادی ارائه کرد.»

حیدریان با اشاره به هزینه مدیریت پسماند در کشورهای مختلف گفت: «هزینه مدیریت پسماند، از مرحله جمع‌آوری تا انتقال و پردازش، بسته به استانداردهای هر کشور متفاوت است، اما به‌طور متوسط می‌تواند بین ۲۰ تا ۴۰ دلار برای هر تن باشد. در کشورهای اروپایی که استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری دارند، این رقم حتی می‌تواند به حدود ۶۰ دلار برای هر تن برسد.»

به گفته او، تفکیک از مبدأ می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر هزینه‌های حمل و پردازش داشته باشد، هزینه‌های شهرداری و دولت را کاهش دهد و درآمدهای بیشتری نیز ایجاد کند: «با این حال، برای ایران رقم دقیقی در این زمینه در اختیار نداریم، چرا که تفکیک پسماند از مبدأ هنوز به سطحی نرسیده که مشارکت شهروندان در آن کامل باشد.»

پیامد تفکیک‌نشدن پسماندهای غذایی

حیدریان درباره پیامدهای تفکیک‌نشدن پسماند غذایی نیز گفت: «در کشورهایی که تفکیک پسماند به شکل درست انجام می‌شود، پسماند غذایی، بدون ورود پسماندهای غیرمرتبط، وارد مخازنی می‌شود که می‌توان از آن کمپوست تولید کرد یا در نیروگاه‌های تولید بیوگاز، از آن گاز و برق گرفت. حتی در صورت خالص‌بودن، امکان استفاده از آن به‌عنوان خوراک دام نیز وجود دارد.»

او ادامه داد: «در کشور ما چون هنوز تفکیک پسماند از مبدأ به حد مطلوب نرسیده است، پسماند غذایی با ناخالصی‌های مختلف مخلوط می‌شود. درنتیجه، حتی اگر از آن کمپوست تولید شود، کمپوست تولیدشده کیفیت پایینی دارد و به‌راحتی در کشاورزی قابل‌استفاده نیست.»

به گفته حیدریان، وجود همین ناخالصی‌ها باعث می‌شود بخش قابل‌توجهی از ظرفیت پسماند غذایی برای بازگشت به چرخه طبیعت از بین برود: «در این شرایط، عملاً ماده‌ای که می‌تواند دوباره به خاک برگردد، هدر می‌رود و نمی‌توانیم از ظرفیت آن برای بهبود خاک و کشاورزی استفاده کنیم.»

حیدریان با تأکید بر ضرورت افزایش مشارکت شهروندان در تفکیک پسماند از مبدأ گفت: «این اقدام می‌تواند هم هزینه‌های اقتصادی مدیریت پسماند و هم هزینه‌های زیست‌محیطی آن را کاهش دهد. اگر تفکیک از مبدأ به شکل درست انجام شود، بخشی از هزینه‌های سنگین مدیریت پسماند کاهش پیدا می‌کند و این منابع می‌تواند برای افزایش رفاه شهروندان و ارائه خدمات بیشتر به مردم مورد استفاده قرار گیرد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *