در نشست هماندیشی درباره میدان نفتی سهراب، منتقدان از بیاعتمادی، ضعف ارزیابی اجتماعی و خطر تشدید تنشهای منطقه میگویند
واکاوی پرونده «سهراب»
20 شهریور 1405، 21:43
میدان نفتی سهراب همچنان محل اختلاف است. اختلافی چنان عمیق که چهار ساعت و نیم گفتوگو در دفتر معاونت محیطزیست انسانی، میان مدیران سازمان، کارشناسان، نمایندگان تشکلها و فعالان محلی، به نقطهای مشترک نرسید. جامعه محلی و بخشی از منتقدان خواهان لغو مجوزند و در مقابل سازمان میگوید با توجه به تصمیمهای قبلی، اجرای پروژه اجتنابناپذیر است.
مختصری درباره سهراب
«محمد الموتی»، دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابع طبیعی کشور در نشست ویژه هماندیشی هورالعظیم و بررسی موضوع مجوز طرح توسعه میدان نفتی سهراب در دفتر معاونت محیطزیست انسانی، در جمع کارشناسان محیطزیست و نمایندگان تشکلها، رو به دوربین میگوید: «این بار با دفعات قبل متفاوت است. جایی که پروژه اجرا میشود، ورودی اصلی رودخانههایی است که به هورالعظیم میریزد.» از «تاریخ بیاعتمادی» میگوید، از اینکه پس از سالها فعالیتهای آسیبزای صنعت نفت، فعالان محیطزیست دیگر هیچ تعهدی را باور نمیکنند. «مسئله مخالفت با توسعه نیست. مسئله این است که وزارت نفت در این سالها به تعهدات خود عمل نکرده. فاصله زیادی بین ماست. اگر همین امروز هم تعهد دهند نمیتواند نظر مخالفان را جلب کنند.»
الموتی با این گفتهها، در چند جمله موضع تشکلهای محیطزیستی را بازگو میکند: «مطالبه اصلی ما ابطال مجور میدان نفتی سهراب است. ممکن است در این جلسه بگویید که دغدغههای ما را دیدهاید و شروط سختگیرانهای گذاشتهاید. ما هم میشنویم. هرچند مسئله ما مرزهایی است که برای شفافیت تعریف شده؛ حتی اجازه ندادند شروط عنوانشده در پیوست مجوز سهراب، به نظرخواهی گذاشته شود. اگر خروجی این جلسه شما را به این جمعبندی برساند که نباید این اتفاق بیفتد، انتظار داریم که این تصمیم اصلاح شود، و اگر مسیر دیگری هست انتظار داریم که با سازوکارهای نظارتی به ما تضمین دهید. حقیقت را به ما بگویید.»
این جلسه چهار ساعت و نیم به درازا میکشد تا به قول الموتی «مدافعان حاکمیتی سرزمین» و «مدافعان مردمی محیطزیست» درباره سرنوشت سهراب به توافق برسند.
«این طرح پنج سال پشت درهای سازمان مسکوت مانده بود. چه تغییری رخ داد که سازمان تصمیم گرفت به فعالیت میدان نفتی سهراب در تالاب هورالعظیم مجوز دهد؟»
با این سؤالِ یکی از حاضران، «مرجان شاکری»، مدیرکل دفتر ارزیابی اثرات زیستمحیطی مختصری از پیشینه پرونده سهراب میگوید، البته با این توضیح که بخشی از مکاتبات جزو اسناد پرونده طبقهبندی شده است.
«در سال ۱۴۰۲ رئیس وقت سازمان حفاظت محیطزیست مجوزی برای میدان نفتی سهراب صادر کرد که حفر بیش از ۲۰ حلقه چاه را دربر میگرفت. در دولت چهاردهم قرار شد بهصورت فنی بررسی شود که چاهها در کجا و به چه شکلی حفر شوند تا کمترین آسیب به تالاب وارد شود. فرایند ارزیابی پروژه تاکنون درست پیش نرفته، اما قدم به قدم میتوان اصلاحش کرد. سازمان تصمیم گرفته این کار را را با مشارکت جمعی اصلاح کند.»
او از سابقه فعالیت خود در سازمانهای مردمنهاد هم میگوید و اینکه «اگر دست من بود مجوز نمیدادم اما حالا که شخصیتی حقوقی داریم باید به مجری فشار بیاوریم که کمترین آسیب به محیطزیست برسد».
ارزیابی «اشتباه در اشتباه»
«نغمه مبرقعی دینان»، عضو هیأتعلمی دانشگاه شهید بهشتی و عضو حقیقی شورای عالی سازمان حفاظت محیطزیست به نشست آمده و در نوبت صحبتش به مطالعه سه طرح جامع حفاظت از تالاب هورالعظیم، ارزیابی توان اکولوژیک تالاب و ارزیابی خسارت اشاره میکند که تهیه آنها به پژوهشکده سپرده شده بود اما «در کشاکش کارها به سرانجام نرسید». او از مدیران سازمان میپرسد: «آیا تالاب هورالعظیم طرح احیا دارد؟ اگر بله، کارفرما ملزم به اجرای آن است.» حاضران در طول نشست درباره وجود چنین طرحی تردید دارند و برای ثبت نبودن هورالعظیم در کنوانسیون رامسر بارها تأسف میخورند.
مبرقعی دست میگذارد روی موضوع خسارت پروژه: «قرار است به مدت بیست سال، روزانه۳۰ هزار بشکه نفت از این میدان بهرهبرداری شود و مقدار زیادی میعانات و گاز. درآمد زیادی نصیب وزارت نفت خواهد شد. وزارت نفت پایش را گذاشته در حیطه منطقه تحت حفاظت محیطزیست؛ مثل این است که کسی بیاید به خانه ما و بخواهد خانه را تخریب کند. اینجا سازمان دست بالا را دارد اما آیا برای اخذ خسارت مطالبهگری کرده است؟»
او به تغییر محل چاهها هم اشاره میکند؛ اینکه در طرح اولیه پراکنش هشت سرحلقه (پد) چاه در تالاب دیده شده بود و حالا فقط یکی از آنها داخل تالاب است و باقیشان در کنار دایک مرزی. بعد میپرسد: «امکان نداشت که وزارت نفت از قرارگیری آن سرحلقه در منطقه حساس چشمپوشی کند؟» مسئله دیگر به گفته او لندفیلی است که در طرح دیده شده اما سازمان برای مکانیابی آن که در حریم تالاب است، گزارش ارزیابی جداگانه طلب نکرده و «این هم اشتباه در اشتباه است». از طرف دیگر، محل پایشها به گفته مبرقعی بیشتر در اطراف حلقههای سرچاهی انتخاب شده، در حالی که «در این طرح برای روستای رفیع در نزدیکی این منطقه پایش آنلاین هوا تعبیه نشده» و سازمان هم چنین چیزی را مطالبه نکرده است. «به همین دلیل باید بازنگری دقیقی درباره محل نمونهبرداریها انجام شود.»
نکته دیگری که از نگاه دبیر انجمن ارزیابی محیط زیست ایران مغفول مانده، سرنوشت هورالعظیم پس از پایان عمر پروژه است. «فرض کنیم وزارت نفت آمد و همه این تمهیدات را انجام داد و بیست سال بهرهبرداری کرد. بعد از این مدت، این میادین بهرهبرداریشده، حفرههایی که در دل زمین ایجاد شده، چطور باید احیا شود؟ چرا فرایند احیا در این طرح دیده نشده است؟»
مبرقعی در آخر به متن مطالبه سازمان هم ایراد میگیرد که در ابتدای آن نوشته شده که «هیچ پیوستی ندارد»، اما در دو جای آن به پیوست اشاره کرده است. «این کوتاهی سازمان، دقت نظر کم و شتابزدگی در امضای یک سند را نشان میدهد.» با این همه، او تأکید میکند که در بسیاری از موارد «حساسیت سازمان قابلتوجه بوده است»؛ ازجمله در ممنوعیت احداث جاده جدید، ممنوعیت برداشت از آب تالاب یا مقید بودن مجری به برنامه احیای تالاب. هرچند در کنار این موارد «کوتاهیهایی هم هست؛ از جمله در مطالعات اجتماعی بسیار ضعیف».
یکی از حاضران با انتقاد از شیوه ارزیابی پروژهها میگوید پیامدهای فعالیتهای گذشته و آسیبهای احتمالی توسعه سهراب بهدرستی بررسی نشده است. او بررسی تعهدات گذشته، کمیسازی خسارتها و توجه واقعی به اثرات اجتماعی و معیشتی پروژه بر جوامع محلی را مطالبه میکند و میگوید: « گزارش اجتماعی چطور تایید شده وقتی هیچ اشارهای به انتظار مردم و ترس مردم نشده است. برای مثال ننوشته که نفت به نیها آسیب زده و بوریابافی مردم را دچار مشکل کرده است. بنابراین بهعنوان یک کارشناس، مطالعات ارزیابی اثرات را قبول ندارم.» بسیاری در سالن چنین نگاهی دارند.
«محمدجواد اشرفی»، مدیر محیطزیست خوزستان، در جواب میگوید برای ابهامات و نگرانیهای مطرحشده پاسخهای مستند وجود دارد.
رفیّع، آتش زیر خاکستر است
«حسین محمودی»، عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی و جامعهشناس محیطزیست، از همان ابتدا به نحوه ورود سازمان به موضوع سهراب انتقاد میکند و «ضعف بدنه اجتماعی» آن را به باد نقد گیرد. «در این جلسه جای نمایندهای از هویزه و سوسنگرد خالی است. متأسفم که ما در تهران جمع میشویم و برای کسی تصمیم میگیریم که آنجا جان میدهد.»
محمودی میگوید مسئله سهراب را نمیتوان جدا از مشکلات انباشته غرب کارون دید. او تعریف میکند: «چند ماه پیش یک دکل حفاری وارد رفیع شد. زد و خورد و تخریب اتفاق افتاد و چند نفر از جوانان جویای کار زندان رفتند. مردم میگویند هور را از ما گرفتهاید، زمین کشاورزیمان را. جوانها ناطور شدهاند. جایی که چهار نگهبان میخواهد، ۴۷۰ نگهبان گرفته است. آنها دیگر مهارتی کسب نمیکنند.»
به گفته او در چنین شرایطی، سهراب میتواند نقطهای حساس را فعال کند. «شما دست روی نقطهای گذاشتهاید که آتش زیر خاکستر است. مشکلات اجتماعی منطقه از سالها پیش انباشته شده و به مرحلهای رسیده که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. من بهعنوان جامعهشناس محیطزیست میگویم کمتر از چهار ماه دیگر در شهر رفیع، تمدن پنجهزارساله ما، اتفاقی خواهد افتاد که شما باید به مسئولان امنیتی جواب بدهید.»
او با اشاره به سابقه توسعه نفت در هورالعظیم، سهراب را بخشی از یک روند بزرگتر میداند: «مجوز فعلی که دادهاید، خاکریز اول است. خاکریز بعدی ۵۴۰ حلقه چاهی است که نفت در طرح توسعه آزادگان از شما میخواهد.» با این حال، میگوید از نظر اقتصادی نیز سهراب در مقایسه با میدانهای بزرگتر ارزش چندانی ندارد و حتی در اواخر دهه ۸۰ قرار بوده مخزنهای یک و دو هورالعظیم از توسعه نفتی کنار گذاشته شوند.
محمودی سپس به شروط مجوز برمیگردد و میپرسد چرا حداقل ملاحظات درباره محل استقرار کمپ رعایت نشده است: «چرا دوباره در سهراب اجازه دادیم محل کمپ و اسکان عزیزان در حریم کیفی تالاب باشد؟ چرا یک جا را کوتاه نیامدید؟ مگر رفیع با چاه شماره یک و دو چقدر فاصله دارد؟ کمپ را میبردید آنجا.»
او درباره امکان نظارت بر اجرای همین شروط هم تردید دارد: «میگویید نازل گذاشتهاید. این روی کاغذ حرف ندارد. اما آقای اشرفی، شجاعانه بگویید آیا همکار شما بهراحتی میتواند برود سر چاه شماره یک سهراب؟ نفت به این راحتی مجوز نمیدهد، مرزبانی هم در کنار آن.» و با اشاره به تجربه میدان یاران میگوید بعضی تعهدات پیشین هم روی کاغذ ماندهاند.
محمودی بعد به موضوع خسارت میرسد: «میدان نفتی خسارت دارد؛ خاکریزی و خاکبرداری، آمد و رفت، لندفیل و غیره. چرا از خسارت گذشتید؟» و هشدار میدهد که تداوم این روند میتواند به شکلگیری یک کانون جدید گردوغبار منجر شود: «بدبختی تالاب بیزبان این است که مرگش خطی نیست؛ آرام پیش میرود تا روزی که نفسش گرفته شود. هورالعظیم مثل بیماری است که نفسش به دستگاه وصل است و من انتظار نداشتم که سازمان محیط زیست او را از دستگاه بکشد.»
بخش اصلی انتقاد او به موضوعی برمیگردد که در ارزیابی پروژه دیده نشده؛ ریسک اجتماعی و پیچیدگی وضعیت منطقه. محمودی میگوید گزارش ارزیابی برای منطقهای با چنین ریسکهایی، به «ریسک سیستمی و پیچیده» نپرداخته و همچنان بر شدت و احتمال اثرات تکیه دارد که روشی قدیمی است.
در نشست بارها به کارکردهای اجتماعی تالاب و بیتوجهی گزارش ارزیابی به مسئله اجتماعی و وابستگی مردم به این زیستگاه اشاره میشود.
محمودی بخش اجتماعی گزارش ارزیابی را بیارزش توصیف میکند و برای توضیح وضعیت اجتماعی منطقه به سه مطالعه در غرب کارون استناد میکند؛ یافتههای مطالعهای در سال ۱۳۹۵ نشان میداد مردم دچار «روحیه بیگانگی» شدهاند و «این آغاز تلاطمهای اجتماعی میان نفت و مردم بود»، مطالعه سال ۱۴۰۰ از رسیدن نارضایتی به «تخاصم و تعارض» خبر میداد و اکنون نتایج مطالعهای که محمودی در سال ۱۴۰۴ انجام داده، این است: «منطقه دیگر از تخاصم عبور کرده و وارد فاز فروپاشی ساختاری و زوال زیستپذیری شده است.» محمودی با مرور این مطالعات، دوباره تأکید کرد: «به همین دلیل است که میگویم کمتر از چهار ماه دیگر آشوبها در رفیع، هویزه، سوسنگرد و احتمالاً در بستان اتفاق خواهد افتاد.»
او بر اساس همین مطالعه، نتیجه میگیرد که دیگر نمیتوان توسعه نفتی را در نزدیکی سکونتگاهها ادامه داد: «از لحاظ اجتماعی دیگر نمیتوانیم هیچ طرح توسعهای را که با یک مکان مسکونی ۵ تا ۲۵ کیلومتر فاصله دارد اجرا کنیم. به همین طرح توسعه سهراب از لحاظ اجتماعی هیچ توجیهی ندارد.»
خسارت اولیه سهراب هنوز پرداخت نشده
«لیدا آشتیانی»، کارشناس و پژوهشگر محیط زیست نقدش را از گزارش ارزیابی سهراب با مهمترین ایراد آن شروع میکند: «در کنار سهراب پنج میدان نفتی دیگر در منطقه فعالاند و گزارش ارزیابی از کارفرما نخواسته است اثرات تجمعی و همافزای این میدانها را بررسی کند.» او میگوید گزارش در محاسبه اثرات تجمعی بلندمدت هم مشکل دارد؛ ازجمله اینکه در فاز بلندمدت، کاربری اراضی پنجساله در نظر گرفته شده، در حالی که عمر پروژه ۲۰ سال است. از سوی دیگر، اثرات استرسهای مزمن، بهویژه تغییرات هیدرولوژی تالاب، در گزارش بررسی نشده است.
آشتیانی همه موارد را نوشته و باشتاب میخواند و یکبهیک مدیران را خطاب قرار میدهد. او به بخش دیگری از گزارش اشاره میکند که در آن شبیهسازی طرح توسعه سهراب بر اساس میدان آزادگان انجام شده است؛ در حالی که خود گزارش تفاوت کیفیت سازندها و حوضچه شماره یک هورالعظیم با حوضچههای جنوبی محل استقرار آزادگان را پذیرفته و انجام مطالعات تکمیلی را ضروری دانسته است. او به مدیران حاضر در نشست میگوید: «میدانم که هیچ مطالعه تکمیلی تاکنون به دفتر ارزیابی ارائه نشده است.»
به گفته این پژوهشگر، پیشبینیهای ریسک در گزارش ارزیابی «بهشدت خوشبینانه» است و متغیرهای افزایش ریسک در آن دیده نشدهاند. «حتی کارشناس ارزیابی در پایان گزارش نوشته که طرح با این میزان اثرات مخرب، در برخی بخشها فقط با طرح جبران خسارت قابل اجراست اما نه کارفرما و نه مجری هیچ طرح جامعی برای احیای تالاب هورالعظیم به شما ارائه ندادهاند.»
لندفیل یکی دیگر از موارد مورد انتقاد اوست” این تأسیسات در حریم کیفی تالاب قرار گرفته، گزارش ارزیابی مستقل ندارد و با این حال برای آن مجوز صادر شده است. او درباره پدهای طرح هشدار میدهد: «بر اساس این طرح ۶ پد مجوز گرفته است که پنج مورد آن در امتداد دایک مرزی قرار دارد. یکی از آنها دقیقاً در جاده امام رضاست. اگر این پد در حوضچه شماره دو نشت کند چه خواهید کرد؟»
او سپس به سابقه دو چاه سهراب میرسد که ابتدا بدون مجوز حفر و باعث تخریب شدند و بعد برای آنها مجوز گرفته شد. «دفتر زیستگاهها برای این دو چاه ۳۲ میلیارد تومان خسارت تعیین کرده است. از این میزان خسارت فقط یک قسط را دادهاند.» به گفته او، دفتر زیستگاهها چند سال است برای دریافت باقی خسارت پیگیری میکند. از طرف دیگر تنها تعهدی که دفتر ارزیابی از مجری و کارفرما گرفته، احداث آبگیر و سازهای روی جاده امام رضا بوده که مجری هنوز به آن عمل نکرده است.
مهمترین بخش هشدار او به توسعههای بعدی برمیگردد. او خطاب به اشرفی میگوید: «ترس ما از طرح توسعههای آتی است که در اسناد محرمانه و طبقهبندیشده آمده و روی میز شماست.» او میگوید آزادگان شمالی و جنوبی در مجموع درخواست ۲۶۸ حلقه چاه، یاران شمالی و جنوبی چهار حلقه چاه و سهراب در فاز دوم ۱۲ حلقه چاه داشتهاند و میپرسد: «خانم شاکری، جلوی ۲۰ چاه نتوانستید بایستید! جلوی مجموعاً ۳۶۴ چطور خواهید ایستاد؟»
اکنون ۲۷۷ چاه در منطقه وجود دارد و بر اساس پایاننامه این کارشناس محیط زیست، در صورت استقرار میدانهای جدید تا سال ۱۴۳۰، ۲۵ هزار هکتار دیگر از مساحت کنونی هورالعظیم از دست خواهد رفت. «درحالحاضر فقط ۴۰ هزار هکتار از تالاب مانده است و تا آن زمان فقط ۱۵ هزار هکتار باقی میماند؛ یک مرداب، این تمام چیزی است که از تمدن باشکوه بینالنهرین میماند.»
آشتیانی در ادامه به تأمین آب چاههای تزریقی اشاره میکند؛ از ابتدا قرار بوده آب از تالاب برداشت شود اما محیطزیست مخالفت کرده، پیشنهاد انتقال آب از اروند هم به دلیل شوری رد شده و حالا قرار است از زهاب نیشکر استفاده شود که EC متفاوتی دارد و به زیستمندان تالاب آسیب خواهد زد.
بخش دیگری از گفتههای او به مردم منطقه برمیگردد. «نفت، زمینهای عرفی کشاورزان را با وعده اشتغال گرفته، اما نه اشتغالی به آنها داده شده و نه پولی بابت زمینها. کشاورزان هشت روز مقابل فرمانداری و فنس طرح توسعه سهراب اعتراض کردند و میپرسیدند حالا که زمین را از دست داده و شغلی هم نگرفتهاند، چه کاری از دستشان برمیآید؟»
بر اساس پایاننامه آشتیانی، هورالعظیم از سال ۱۳۵۹ تاکنون ۱۱ میلیارد و ۸ همت خسارت دیده است؛ با این حال، به گفته او، سازمان هیچ خسارتی از کارفرما و مجری دریافت نکرده و حتی میزان خسارت را هم محاسبه نکرده است.
او حرفهایش را با تغییر ظاهری طرح تمام میکند. «گزینه اقتصادی و فنی اولیه سهراب ۳۲ حلقه چاه بوده است. بعد از مخالفتها، این ۳۲ حلقه به دو فاز تقسیم شده تا ابتدا ۲۰ حلقه حفر شود و ۱۲ حلقه دیگر در ادامه اضافه شود. در گزارش ارزیابی هم جایی با فونت ریز آمده که تولید پیشبینیشده برای ۲۰ سال با ۲۰ چاه انجام نمیشود و در فاز دوم ۱۲ حلقه دیگر درخواست خواهد شد.» آشتیانی اینطور نتیجه گرفت: «این همان ۳۲ حلقه چاه اولیه است و ادعای بازسازی طرح از طرف کارفرما حقیقت ندارد.»
هورالعظیم را تکبعدی نبینید
در بخش آنلاین نشست، «مهدیه پورشاد»، مشاور اجتماعی شرکت انرژی دانا که برنامهریزی مسئولیت اجتماعی این شرکت را بر عهده دارد، از گزارش ارزیابی سهراب دفاع میکند و میگوید سهراب نخستین پروژهای بوده که برای آن مطالعه مستقل اجتماعی انجام شده و در این مطالعه، گروههای مختلف و نیازهای آنها بررسی شده است. به گفته پورشاد، نتایج این مطالعه به دفتر ارزیابی محیط زیست کشور و استان ارائه شده و در فرایند بررسی، بخشهایی از آن اصلاح، اضافه یا حذف شده است. او تأکید میکند که گزارشهای ارزیابی محرمانه نیستند و در پاسخ به انتقادهای مطرحشده درباره مطالعه اجتماعی میگوید: «مطالعه اجتماعی که به آن ایراد گرفته شده، فقط فرایند تهیه گزارش را توضیح میدهد. گزارش شماره دو اثرات اجتماعی را بررسی کرده و قابل دسترسی است.»
پورشاد درباره تصویری که از جامعه محلی در این نشست ارائه شده، معترض است: «من خودم فعال محیط زیستم و همه نظرگاهم مردم محلی بوده است. شما هیچ آشنایی از مردمی که در رفیع هستند ندارید.» او میگوید در این مطالعه برای نخستین بار وضعیت «مردم تالابنشین» و ویژگیهای خاص زندگی آنها مورد توجه قرار گرفته و مسئولیت اجتماعی را نیز نمیتوان از پروژه سهراب جدا کرد.
بخش دیگری از صحبتهای او به مدیریت آب در حوضه کرخه برمیگردد. پورشاد میگوید در سال ۱۴۰۳ با کمک کشاورزان هویزه و رفیع، مطالعهای میدانی از ورودی کرخه تا هورالعظیم انجام دادهاند و در این مسیر، کشاورزی، حوضچههای پرورش ماهی، زهکشها، کانالهای انحرافی و سدهای انحرافی از آب کرخه برداشت میکنند. «در فاصلهای حدود ۴۵ کیلومتری، حمیدیه کشت فعال دارد، اما در هویزه طرح نکاشت اجرا میشود چون آب به پاییندست نمیرسد.»
او با این گفتهها از منتقدان میخواهد مسئله هورالعظیم را تکبعدی نبینند. «هورالعظیم نیز حقابهای از این آب دارد، اما برداشتهای بالادست باعث میشود آب به تالاب نرسد. امسال که آب بیشتری رهاسازی شده کشت برنج در پاییندست را بیشتر کردهاند و بخشی از آبی که رهاسازی شده، پیش از رسیدن به هورالعظیم مصرف میشود. در واقع مدیریت جامع حوضه کرخه انجام نمیشود.»
پورشاد از طرف دیگر هشدارها درباره احتمال بروز اعتراضهای گسترده در رفیع را هم رد میکند: «مردم دارند با ما کار و دوستی میکنند، ۵۶۰ جوان به فراخور پروژههای سهراب مشغول به کار شدند و درآمدشان افزایش یافت و بر اساس گزارش مرزبانی، نرخ تخلفات مربوط به قاچاق در محدوده هورالعظیم کاهش پیدا کرده است.»
شما مصیبت مردم خورستان را نمیدانید
«ابوذر بزرگی» مدیر انجمن دیدهبان زاگرس اندیمشک، در صحبتی کوتاه میگوید: «باید اینجا زندگی کنید تا بدانید. ما با نفت مشکل داریم، با گاز مشکل داریم، با ریزگردها مشکل داریم. دهها روز از سال گذشته را با دود ناشی از آتشسوزی هورالعظیم گذراندیم. هیچکدام از شما در تهران تحمل چنین آلودگی را ندارید. انگار ما ساکنان این شهر، آلودگی را به ارث بردهایم.»
او درباره وعده پایش توسط شرکت نفت هم به تجربه منطقه استناد میکند: «وقتی مجوز دادید، شرکت نفت که پول و قدرت دارد، دیگر به شما پاسخگو نیست. منطقه نفتی قلعهنار اندیمشک، زمانی فقط یک فلر داشت و بسیار مکاتبه و اعتراض کردیم و قرار بود جمع شود اما نشد و تعداد فلرها به سه مورد رسید و دیگر پاسخگو نبودند. تنها چیزی که فلرها را خاموش کرد جنگ بود.» او از اتفاقات دشت لاله اندیمشک هم میگوید؛ جایی که «شرکت نفت فاجعهای به بار آورده و پاسخگو نیست» و «حتی مدیر منابع طبیعی منطقه هم مدام تهدید میشود».
بزرگی به اصل مجوز سهراب برمیگردد: «الان که کشور بهخاطر جنگ فروش نفت ندارد. کمی تحمل کنید. وقتی که تولید و فروش نفت ما به این سطح کم رسیده، آخر چه عجلهای است برای سهراب؟ شما مدیونید. شما مصیبت ما را در خوزستان نمیدانید.»
در اتاق مجازی، «علی طهماسبی»، فعال محیطزیست، از آبادان به جمع میپیوندد و با اشاره به ارزیابی سهراب میگوید: «مسئله اجتماعی جدا از مسئله اکولوژیک نیست. در ماتریس ارزیابی، گرید تخریب پروژه منفی ۴ برآورد شده؛ یعنی تخریب برگشتناپذیر اکوسیستم تالاب. برای کنشگران این مسائل درهمتنیده است.»
طهماسبی در واکنش به صحبتهای پورشاد درباره اشتغالزایی و کاهش قاچاق هم میپرسد چه رابطهای میان این دو وجود دارد و میگوید: «اشتغال ایجادشده برای مردم محلی عمدتاً به کارهای موقت و نگهبانی محدود شده است. تا دو سه ماه پیش بچههای مدرک لیسانس این شهرستان اعتراض کردهاند که ما را ناطور کردید. در چنین پروژههایی، مردم محلی زمین و خاک خود را از دست میدهند، اما سهمشان از اشتغال به کارگر فصلی و ناطوری محدود میشود.
«عارف رزیجی»، دبیر ادبیات در دشت آزادگان و سوسنگرد هم میگوید تظاهرات و تجمعاتی که صحبتش شده، همین حالا در فرمانداری هویزه برپاست: «ما ساکنان بومی، این بهانهها را قبول نداریم. این مجوز برای ما معادل مرگ تالاب است. ما جز بیماری و ضرر و هجرت مردم بومی هیچ خیری از نفت ندیدیم.»
«قاسم سلیمی»، فعال محیطزیست در رفیع هم به اتاق مجازی میآید و از مردم طایفهاش میگوید؛ «مردمی مطالبهگر، زحمتکش و عاشق ایران. ما حصیربافیم، گاومیشداری میکنیم و تاریخ و هویتمان از ایران است.»
بااینهمه، مردم این منطقه خستهاند. «آنها دیگر عاجر شدهاند. زمینهایشان را گرفتهاند و آنها را حاشیهنشین کردهاند. ۱۵۰ روستا نابود شده و حالا رفیع مانده برای شرکت نفت. صدای من دردی است که از دلم میآید؛ صدای مردمی است که نمیتوانند به این جلسهها بیایند و حرفشان را بگویند. مردم ناراضیاند. امیدوارم آه این مردم و تالاب تا تهران نرسد. خواسته ما این است که تصمیم درستی بگیرید که فاجعه نشود.»
الموتی با این نکته که مطالبه جدی شبکه ملی تشکلها ابطال مجوز با شرایط فعلی است، گفتههای فعالان را جمعبندی میکند.
روایت سازمان از سهراب
نوبت به سازمان محیطزیست میرسد. شاکری، مدیرکل دفتر ارزیابی درباره روند ارزیابی میگوید: «ارزیابی در هیچ دورهای مشارکتی نبوده، اما الان داریم به مشارکت توجه ویژه میکنیم، با اینکه در آییننامه دیده نشده است.»
او همچنین از تلاش برای اصلاح سازوکارهای مالی و جلوگیری از شکلگیری رانت و گلوگاههای فساد خبر میدهد و درباره مجوز سهراب توضیح میدهد که مجوزی کلی برای ۲۰ حلقه چاه مورب صادر شده و سازمان در دوره فعلی از وزارت نفت خواسته برای ادامه کار صبوری کند.
به گفته او، گزارش ارزیابی تاکنون ۹ بار ویرایش شده و همین فرایند فرصتی برای مشارکت بیشتر ایجاد کرده است. او تأکید میکند که «به دنبال حفظ حقوق عامهایم» و مجوز سهراب را از نخستین تجربههای سازمان در چند زمینه میداند؛ از حضور دو مشاور از دانشگاه شریف و پلیتکنیک در بررسی اثرات و تمهیدات پروژه تا بازدیدهای متعدد و جلب موافقت معاونت تالابها. به گفته شاکری، برای نخستین بار تعهدات سهجانبه میان سه رکن پروژه تعیین و به امضای طرفین رسیده است. از جمله، مجری پذیرفته است در محدوده تالاب فراورش نداشته باشد و فلرینگ انجام ندهد.
شاکری از طرف دیگر میگوید این دومین طرحی است که سازمان در آن بر حضور ناظر مستقل تأکید کرده و برای پایش و پیگیری اجرای تعهدات، سازوکاری در نظر گرفته شده است.
مسئله سهراب فقط تالاب نیست
«ندا رخشان»، از کارشناسان دانشگاه شریف و اعضای تیم مطالعه علمی پروژه سهراب، در پاسخ به انتقادهای مطرحشده میگوید مسئله سهراب سه بخش دارد: «داخل تالاب، جریان انتقال سهفازی در محدوده غرب کارون و بخش دیگری از مسائل غرب کارون.» به گفته او، مدیریت جریان سهفازی در محدوده کارون اهمیت زیادی دارد، اما در جلسه تمرکز تقریباً همه بر تالاب بوده است.
رخشان تأکید میکند که در بررسیهای پروژه، درباره محل لندفیل مطالعات متعددی انجام شده و این موضوع چند بار میان تیم مطالعه و نفت رفتوبرگشت داشته است. «لندفیل خارج از محوطه تالاب قرار گرفته و محل آن توسط متخصص بررسی شده است.»
به گفته او تیم علمی سهراب تلاش کرده این پروژه را به فرصتی برای وارد کردن نگاههای علمی به فرایند ارزیابی تبدیل کند: «ما خوشحال بودیم که سهراب یک کلاس درس بود؛ یک امتحان که نگاههای علمی را وارد کنیم.»
رخشان بر اهمیت داشتن «زبان مشترک علمی» میان منتقدان، سازمان و صنعت نفت تأکید میکند و میگوید: «بدون زبان مشترک علمی به جایی نمیرسیم.»
مشکل هورالعظیم حقابه است
«محمدجواد اشرفی»، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان، میگوید برای آگاهیرسانی به نشست آمده است و گلهمندی از وضعیت محیطزیستی خوزستان و عملکرد وزارت نفت را بهحق میداند: «خوزستانی که ۷۰ درصد نفت و گاز ایران را تولید میکند، شرایط زیستی مردمش نباید اینطور باشد.»
او با اشاره به وضعیت هورالعظیم میگوید تالاب اکنون به پنج مخزن تبدیل شده و کمتر از دو هزار هکتار از عرصه تالاب تحت تأثیر سازههای انسانساخت نفتی قرار گرفته است. به گفته اشرفی، این وضعیت باعث شده تصور شود هورالعظیم بهدلیل فعالیتهای نفتی خشک شده است، در حالی که «مشکل تالاب از باب خشکی، بهخاطر نفت نیست. موضوع حقابه است».
اشرفی با اشاره به وضعیت تالاب در روزهای اخیر میگوید سطح آبگیری هور حدود ۳۸ درصد بوده است: «اگر چهار میلیارد مترمکعب آب داده شود، همه عرصه آب میگیرد، مگر آن دو هزار هکتار.» به گفته او، سازمان محیط زیست بارها مطالبه کرده که پیگیری حقابه هور از وزارت نیرو دنبال شود.
او میگوید حقابه مورد نیاز تالاب برای فصلهای مختلف و سناریوهای متفاوت مطالعه شده، اما در سالهای اخیر این حقابه تأمین نشده است. به گفته او تابستان سال گذشته در بسیاری از روزها کمتر از یکونیم تا دو مترمکعب بر ثانیه آب وارد هور میشد. او از طرف دیگر به اختلاف میان وزارت نیرو و جهاد کشاورزی بر سر برداشت آب در بالادست کرخه اشاره میکند و میگوید حدود ۳۰ هزار هکتار در بالادست برای کشاورزی آب برداشت میکند.
مدیرکل محیط زیست خوزستان در عین حال این تصور را که برای جلوگیری از زیر آب رفتن چاهها، مانع ورود آب به تالاب شدهاند، رد میکند و به سیلاب سال ۱۳۹۸ برمیگردد: «آبی که در سیل آن سال آمد، تمام پهنه تالاب را گرفت. پدهای نفتی هم ماندند، هرچند آسیبپذیر شدند.» به گفته او، پس از آن وزارت نفت پروژههایی برای افزایش ارتفاع پدهای نفتی تعریف کرد.
اشرفی درباره اینکه چرا سازمان از ابتدا اجرای پروژه را مفروض گرفته است، به متن جمعبندیهای پیشین استناد میکند و میگوید در این جمعبندی، اجرای پروژههای اجرایی و اکتشافی وزارت نفت «یک ضرورت اجتنابناپذیر و قطعی» در نظر گرفته شده است. با این حال تأکید میکند سازمان در برابر خواستههای حداکثری وزارت نفت مقاومت کرده است.
به گفته او، مدل اقتصادی اولیه وزارت نفت بیش از ۲۵ پد و برای هرکدام جادههای دسترسی در نظر گرفته بود، اما سازمان با آن مخالفت کرد. اشرفی میگوید سازمان در بررسی پروژه پنج راهبرد را دنبال کرده است: «اجتناب، کاهش اثرات، کمینهکردن اثرات، جبران اثرات باقیمانده و در نهایت پایش و مدیریت.»
او توضیح میدهد که در مرحله اجتناب، تغییر مسیر خطوط جریانی و حذف برخی جادهها دنبال شده و در مرحله کاهش اثرات نیز عرض جادهها کم شده و حفاری افقی در نظر گرفته شده است.
اشرفی همچنین از حذف جادههای دائمی تا حد امکان، کنترل زهکشی، ایجاد سه کالورت برای بهبود جریان آب در مسیر جاده امامرضا و استفاده از کمپهای موقت بهعنوان بخشی از تمهیدات پروژه نام میبرد. بازسازی پوشش گیاهی و جبران اثرات باقیمانده هم از دیگر اقداماتی است که او به آنها اشاره میکند.
او در آخر به یکی از نگرانیهای محیطزیستی در هورالعظیم، یعنی احتمال شکست خطوط انتقال نفت، اشاره میکند و میگوید تعویض لولههای فلزی نیز در نظر گرفته شده است.
نماینده نفت: ما هم محیطزیستی هستیم
«محمدتقی جعفرزاده»، مسئول محیط زیست وزارت نفت، که در طول نشست چند بار برای پاسخ به انتقادها دعوت شده بود، سرانجام وارد بحث میشود. او با تأکید بر اینکه وزارت نفت «تابع قوانین و مقررات» و یک مجموعه دولتی است، میگوید: «در جنگ، تأسیسات نفتی اهداف نظامی هستند.»
جعفرزاده سپس به طولانی شدن پرونده سهراب اشاره میکند: «هفت سال است این پرونده روی میز قرار دارد و در شرایط فعلی نیز نمیتوان اهمیت تولید نفت را نادیده گرفت. نفت را نمیشود ساده دید؛ یک بشکه آن هم مهم است. مهم است بدانیم که نیروگاهها درحالحاضر دارند مازوت و گازوئیل میسوزانند.»
او با این گفتهها به جلسات و اختلافهای پیشین میان وزارت نفت و سازمان محیط زیست میپردازد: «جلسات تقابلی ما طی شده. مسائل را به ما دیکته کردند و ۳۰ صفحه شروط نوشتند.»
به گفته جعفرزاده وزارت نفت اکنون خود را متعهد به اجرای توافق و نظارت بر آن میداند و تأکید میکند توسعهدهنده میدان، بخش دولتی نیست: «ما یک توافق داریم که اجرای آن را باید نظارت کنیم. اصلاً توسعهدهنده این میدان بخش دولتی نیست. من ناظر آن هستم و سمت شما هستم.»
مسئله ما بعد از مجوز است
«سعید محمودی»، سرپرست معاونت محیطزیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست، درباره مجوز سهراب میگوید پیش از این، موضوع از سوی ریاست قبلی سازمان به شورای عالی امنیت ملی منتقل شده. به گفته او، در ۱۹ آذر ۱۴۰۲ توافقی با محیط زیست و نهادهای بالادستی کشور درباره حفر ۲۰ حلقه چاه انجام شده بود. «پیشنهاد اولیه پروژه در مخزن شماره یک هورالعظیم بوده و تیمهای سازمان تلاش کردهاند اجرای آن با کمترین آسیب همراه باشد. این به معنای این نیست که کار ما بیعیب است.»
محمودی تأکید میکند وظیفه سازمان اطلاعرسانی درباره تصمیمهایش است، نه قانع کردن منتقدان. او سپس میگوید: «مسئله ما آن کاغذ مجوز نیست؛ بلکه مسائل بعد از آن مجوز است.»
او با پذیرش ضعف در ارزیابی و نظارت میگوید عملکرد استانها در این زمینه یکسان نیست و برای توضیح این ضعف به تجربه شیراز اشاره میکند که هزاران درخت بلوط در جریان اجرای اتوبان زیر خاک دفن شدند.
پیشنهاد او برای سهراب، استفاده از یک دانشگاه معتبر برای نظارت و ارائه گزارشهای دورهای به سازمان و تشکیل یک تیم نظارتی در استان است؛ تیمی که مردم نیز در آن نقش داشته باشند.
گفتوگوها به نتیجه نرسید
روز به شب رسیده اما گفتوگوها به پایان نرسیده است. «ژیلا آقایی»، مشاور رئیس سازمان حفاظت محیطزیست هم همین را میگوید: «با همه حرفهایی که گفته شد احساس میکنم به نتیجه کاملی نرسیدیم. میتوانیم این جلسات را ادامه دهیم و حتی تیمهای دانشگاهی هم داشته باشیم و درباره این مسائل بازتر صحبت کنیم.
او تأکید میکند که باید به نتیجهای مشترک رسید و «رویه سازمان نشنیدن صدای طرف مقابل نیست». با این حال، آقایی با اشاره به توضیحات اشرفی درباره دستور شورای عالی امنیت ملی میگوید: «قرار است این پروژه انجام شود، چون دستور شعام را دارد. با این شرایط بیاییم درباره اینکه کمتر آسیب بزند کار کنیم.»
برچسب ها:
آلودگیهای نفتی، ارزیابی اثرات زیستمحیطی، تالاب هورالعظیم، تشکلهای محیطزیستی، جامعه محلی رفیع، حقابه کرخه، خسارات نفتی، غرب کارون، مسئولیت اجتماعی، میدان نفتی «سهراب»
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سرنوشت یک جانور کوچک و پشمالو، تراژدی زیستمحیطی جنگ اسرائیل در لبنان را آشکار میکند
جنگ در پناهگاه خرگوشهای کوهی
بار دیگر تلاش برای راهاندازی معدن بوکسیت تاش شاهرود، اعتراضهای مردمی را زنده کرد
پانزده سال ایستادگی برای کوهستان شاهوار
چرا جای دوچرخه اشتراکی در بازار تهران خالــی است؟
مسیر نوین پایش کیفیت هوا در ایران؛ از دادههای ناقص تا مدیریت هوشمند
پیشرفت ۸۰ درصدی مهار آتشسوزی در ارتفاعات ماهور میلاتی ممسنی
تقویت امنیت آبی کرمانشاه؛ از آبگیری سد آناهیتا تا توسعه زیرساختهای پایدار
نیاز فوری به اعزام هواپیمای آبپاش
تداوم آتشسوزی در جنگلهای ماهور میلاتی
آیا پاییز و زمستان پربارشی در پیش است؟
«النینو» و سرنوشت اقلیمی تهران
تأمین انرژی، گام حیاتی برای ساماندهی پسماند رودسر
ضرورت تدوین الگوی جامع برنامهریزی فضایی دریایی
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید