رازهایی که از «تپه اشرف» بیرون آمد و ناتمام ماند

اسکلت‌های بی‌سرنوشت





اسکلت‌های بی‌سرنوشت

15 شهریور 1405، 21:18

حدود ۴۰۰ مترمربع کاوش؛ در برابر محوطه‌ای که به روایت سرپرست کاوش، وسعت آن از حدود ۱۲ هکتار به حدود هفت هکتار رسیده است. پشت این نسبت فقط یک عدد نیست؛ پرسشی درباره میزان شناخت «اصفهان» از لایه‌هایی است که هنوز زیر خیابان، پارک، ساخت‌وسازها و بخش‌های باقی‌مانده تپه قرار دارند. در روایت «علیرضا جعفری زند»، باستان‌شناس و سرپرست تیم کاوش «تپه اشرف»، پرونده این محوطه با چند فصل کاوش و مجموعه‌ای از یافته‌های متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی آغاز شد، اما ادامه آن متوقف ماند؛ درحالی‌که او از کشف شواهدی از دوره‌های هخامنشی، اشکانی، ساسانی، آل‌بویه و صفویه، یک گورستان، اسکلت‌های انسان و اسب و بقایای معماری سخن می‌گوید. اکنون پرسش اصلی این است که چه میزان از این پرونده خوانده شده و چه میزان از آن همچنان ناشناخته مانده است. «تپه اشرف» برای «اصفهان» فقط یک تپه باستانی نیست؛ دست‌کم در روایت سرپرست کاوش، پنجره‌ای محدود به گذشته شهری است که بخش زیادی از لایه‌های تاریخی آن زیر شهر امروز قرار گرفته است. اگر این پنجره پس از چند فصل بسته شده باشد، مسئله فقط توقف یک پروژه باستان‌شناسی نیست؛ مسئله، آینده بخشی از شناخت تاریخی «اصفهان» است.

برای بازخوانی این پرونده، چرایی توقف کاوش و آنچه در فصل‌های انجام‌شده به دست آمد، با «علیرضا جعفری زند»، باستان‌شناس و سرپرست تیم کاوش «تپه اشرف»، گفت‌وگو کرده‌ایم.

اصفهان زیر شهر، در تپه اشرف چه روایتی دارد؟

«علیرضا جعفری زند»، باستان‌شناس و سرپرست گروه کاوش «تپه اشرف»، در گفت‌وگو با «پیام ما» با اشاره به موقعیت خاص «اصفهان»، «تپه اشرف» را یکی از نقاطی می‌داند که می‌تواند بخشی از تاریخ مدفون شهر را آشکار کند.

او معتقد است «اصفهان»، برخلاف برخی شهرها که در دوره‌هایی متروک شده یا محل استقرار آنها تغییر کرده است، به حیات شهری خود ادامه داده و درنتیجه، لایه‌های تاریخی دوره‌های مختلف در بسیاری از نقاط، زیر ساخت‌وسازهای شهر امروز باقی مانده‌اند.

سرپرست گروه کاوش «تپه اشرف» می‌گوید همین موضوع باعث شده است تپه‌های باستانی در «اصفهان» اهمیت ویژه‌ای پیدا کنند؛ زیرا بخشی از تاریخ شهر زیر سطح امروزی قرار دارد و برای شناخت آن باید سراغ کاوش‌های علمی رفت.

به گفته او، کاوش «تپه اشرف» از سال ۱۳۸۹ آغاز شد و چهار فصل کاوش به‌صورت متوالی از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۱ انجام گرفت. پس از وقفه، فصل پنجم و سپس فصل ششم نیز دنبال شد و او در بخش دیگری از سخنان خود از فصل هفتم نیز یاد می‌کند.

«جعفری زند» از «حیدری‌پور»، مدیرکل وقت میراث‌فرهنگی «اصفهان»، به‌عنوان مدیری یاد می‌کند که برای آغاز کاوش «تپه اشرف» پیگیری زیادی انجام داد و برای دریافت مجوز بارها به «تهران» رفت تا سرانجام امکان آغاز عملیات فراهم شد. سرپرست گروه کاوش «تپه اشرف» می‌گوید در جریان این فصل‌ها، هر بار بخش تازه‌ای از محوطه آشکار شد؛ اما کاوش در مقایسه با وسعت محوطه، همچنان بسیار محدود باقی مانده است.

سازه بزرگ خشتی و پرسش هخامنشی تپه اشرف

یکی از مهم‌ترین یافته‌هایی که «جعفری زند» از آن یاد می‌کند، مربوط به فصل ششم کاوش و محدوده جنوب‌غربی تپه است؛ جایی که به گفته او، یک سازه بسیار بزرگ خشتی شناسایی شد.

او توضیح می‌دهد در کنار این سازه، سفال‌هایی مربوط به دوره هخامنشی به دست آمده است؛ شواهدی که از نگاه او، پرسش مهمی درباره حضور و استقرار در این دوره تاریخی در محدوده «تپه اشرف» ایجاد می‌کند.

این باستان‌شناس تأکید می‌کند وجود سفال هخامنشی به‌تنهایی به‌معنای تعیین قطعی کاربری یا تاریخ‌گذاری سازه نیست، اما قرار گرفتن این یافته‌ها در کنار یک ساختار بزرگ خشتی، اهمیت ادامه کاوش را بیشتر می‌کند.

او می‌گوید: «یک بنای خیلی بزرگ خشتی پیدا کردیم و سفال هخامنشی هم در آنجا داشتیم.» به گفته سرپرست کاوش «تپه اشرف»، اگر عملیات در آن محدوده ادامه پیدا می‌کرد، احتمال داشت اطلاعات بیشتری درباره ساختار شناسایی‌شده و ارتباط آن با استقرار دوره هخامنشی به دست آید. «جعفری زند» با اشاره به اهمیت «اصفهان» در روایت‌های تاریخی مربوط به دوره هخامنشی، معتقد است کمبود شواهد مادی، ضرورت بررسی باستان‌شناختی این دوره را بیشتر می‌کند. در بخش دیگری از تپه نیز، به گفته او، بقایای ساختاری بزرگ و قلعه‌مانند شناسایی شده است که «جعفری زند» آن را به دوره ساسانی نسبت می‌دهد. او احتمال می‌دهد این ساختار در دوره اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفته باشد و معتقد است با بررسی بیشتر محدوده، می‌توان اطلاعات بیشتری درباره آن به دست آورد.

این باستان‌شناس همچنین از شواهدی متعلق به دوره‌های مختلف، از هخامنشی و اشکانی تا ساسانی، آل‌بویه و دوره‌های اسلامی تا سده دوازدهم هجری، یاد می‌کند.

گورستان اشکانی؛ از اسکلت اسب تا سرنوشت نامعلوم بقایای انسانی

اما بخشی از یافته‌های «تپه اشرف»، به گفته «جعفری زند»، اهمیت دیگری دارد؛ مجموعه‌ای از شواهد مربوط به دوره اشکانی که بقایای یک گورستان، اسکلت‌های انسانی و اسکلت یک اسب در میان آنها قرار دارد. این باستان‌شناس از شناسایی کارگاه فلزکاری، سفال و سکه در کنار این شواهد خبر می‌دهد و می‌گوید مجموعه یافته‌ها نشان‌دهنده فعالیت و استقرار در دوره اشکانی در این محدوده است. به گفته او، در یکی از تدفین‌ها اسکلت اسب پیدا شده است. جمجمه اسب از بدن جدا شده و روی آن قرار گرفته و در کنار این تدفین نیز ظرفی حاوی بقایای مربوط به تدفین دیده شده است. «جعفری زند» همچنین از کشف بقایای یک زن، نوجوانی حدود ۱۲ یا ۱۳ ساله و بقایای انسانی دیگری در فاصله‌ای نزدیک خبر می‌دهد.

اما داستان یافته‌ها با بیرون آمدن آنها از خاک تمام نشده است

سرپرست گروه کاوش «تپه اشرف» درباره یکی از اسکلت‌ها می‌گوید این بقایا ابتدا به میراث‌فرهنگی منتقل شد و مدتی در «خانه وکیل» نگهداری شد. سپس آن را به «چهلستون» انتقال دادند و بعدتر گفته شد اسکلت به انبار منتقل شده است؛ اما او در مقطعی آن را در فضای باز مشاهده کرده است.

او درباره اسکلت زن اشکانی نیز می‌گوید سرنوشت آن برایش مشخص نیست و درباره محل نگهداری آن پرسش دارد.

«جعفری زند» همچنین از پیشنهادی برای اختصاص فضایی در «موزه هنرهای اصفهان» به‌منظور مرمت و نمایش اسکلت خبر می‌دهد و می‌گوید در آن زمان، هزینه‌ای حدود ۶۰ میلیون تومان برای این کار مطرح شده بود، اما این موضوع به نتیجه نرسید.

او درباره یکی دیگر از یافته‌ها اظهار می‌کند ظرفی که از محوطه خارج و به «چهلستون» منتقل شده بود، هنگام مراجعه اخیر او همچنان داخل کیسه قرار داشت. سرپرست گروه کاوش «تپه اشرف» همچنین می‌گوید برخی پژوهشگران خارجی برای انجام آزمایش دی‌ان‌ای روی بقایای انسانی درخواست داده بودند، اما به گفته او، پاسخی از سوی میراث‌فرهنگی دریافت نشد.

خیابان، لوله آب و محوطه‌ای که به گفته کاوشگر کوچک‌تر شد

«تپه اشرف» تنها با مسئله توقف کاوش مواجه نیست. قرار گرفتن محوطه در دل شهر، طی سال‌های گذشته آن را در معرض توسعه‌های پیرامونی نیز قرار داده است. «جعفری زند» دراین‌باره می‌گوید در سال‌های گذشته بخشی از تپه در مسیر خیابان قرار گرفته و توسعه پارک و مجموعه ورزشی در پشت محوطه نیز، به گفته او، بخش دیگری از محدوده تپه را دربر گرفته است.

او وسعت تپه را در گذشته حدود ۱۲ هکتار عنوان می‌کند و می‌گوید اکنون حدود هفت هکتار از آن باقی مانده است. ماجرای خط انتقال آب در سال ۱۳۹۹ نیز یکی از مهم‌ترین مواردی است که «جعفری زند» درباره آن صحبت می‌کند.

به گفته او، قراردادی برای اجرای خط انتقال آب به طول حدود چهار هزار متر و عرض یک متر منعقد شده بود که مسیر آن از محدوده نزدیک «تپه اشرف» عبور می‌کرد و به «تپه شهرستان» و محدوده مقابل «پل شهرستان» می‌رسید.

این باستان‌شناس می‌گوید با ورود رسانه‌ها و دخالت دادستانی، اجرای این عملیات حدود یک سال متوقف شد.

او به نحوه اجرای عملیات نیز انتقاد دارد و می‌گوید برای نظارت بر کار، دانشجویی به‌عنوان ناظر معرفی شده بود؛ اما از نظر او، نظارت یک نفر بر عملیات لودر در حفاری شبانه نمی‌توانست مانع از بین رفتن شواهد احتمالی زیر خاک شود.

سرپرست گروه کاوش «تپه اشرف» می‌گوید در جریان عملیات و بررسی این محدوده، شواهد مختلف باستان‌شناختی به دست آمد؛ ازجمله بقایای دوره اشکانی، شواهدی از دوره ساسانی، کارگاه فلزکاری و گورستان اشکانی.

او با بیان اینکه بخشی از جنوب محوطه نیز در سال‌های گذشته محل انباشت زباله و نخاله بوده است، می‌گوید: «این موضوع را پیگیری کردم و حتی در جلسه‌ای در شورای شهر نیز درباره آن صحبت شد، اما اقدام مورد انتظار برای ساماندهی این بخش انجام نشد.» «جعفری زند» ادامه می‌دهد پس از پایان فصل‌های کاوش، حفاظت فیزیکی مناسبی از محوطه انجام نشده و در مقاطعی، نگهبان نیز در محوطه حضور نداشته است. او یادآور می‌شود برای حفاظت از تپه، شخصاً طرح ایجاد نرده را تهیه و برای جلوگیری از ورود خودرو نیز اقداماتی انجام داده است؛ اما به گفته او، همچنان امکان ورود موتورسیکلت وجود داشته است.

شش سال توقف و پرسش‌هایی که هنوز زیر خاک مانده‌اند

از سال ۱۳۹۹، «تپه اشرف» فصل تازه‌ای از کاوش را تجربه نکرده است؛ موضوعی که به گفته «جعفری زند»، بیش از هر چیز به مسئله تأمین اعتبار و نبود حمایت کافی بازمی‌گردد

او می‌گوید برای تأمین اعتبار و پیدا کردن حامی پیگیری کرده و حتی با صنایع فولاد مکاتباتی داشته است، اما به گفته او، این پیگیری‌ها به نتیجه نرسیده‌اند.

سرپرست کاوش «تپه اشرف» معتقد است کاوش این محوطه نیازمند تصمیم و حمایت جدی‌تری است و «پژوهشگاه میراث‌فرهنگی» نیز در چنین پروژه‌هایی زمانی بیشتر وارد عمل می‌شود که مطالبه و فشار لازم ایجاد شده باشد.

او درعین‌حال می‌گوید خودش همچنان به تپه سر می‌زند تا وضعیت محوطه را پیگیری کند و مانع بروز اتفاقات احتمالی شود.

اما از نگاه سرپرست کاوش، مهم‌ترین مسئله همچنان پرسش‌های باستان‌شناختی پاسخ‌داده‌نشده است.

«جعفری زند» تأکید می‌کند باید مشخص شود سازه بزرگ خشتی جنوب‌غربی تپه دقیقاً چه کارکردی داشته است، شواهد هخامنشی چه ارتباطی با این ساختار دارند و استقرار احتمالی این دوره در «تپه اشرف» چه وسعتی داشته است.

درباره دوره اشکانی نیز، از نگاه او، هنوز باید گستره استقرار و گورستان مشخص شود. بااین‌حال، «جعفری زند» مهم‌ترین پرسش را فراتر از خود «تپه اشرف» می‌داند؛ رابطه این محوطه با بخش مقابل «زاینده‌رود». او احتمال می‌دهد در دوره‌های پیش از اسلام، محدوده مقابل رودخانه نیز بخشی از پهنه شهری بوده باشد و معتقد است پاسخ این پرسش را باید در شواهد باستان‌شناختی زیر سطح زمین جست‌وجو کرد.

«تپه اشرف» در شرایطی همچنان با این پرسش‌ها مواجه است که از مجموع وسعتی که «جعفری زند» برای محوطه عنوان می‌کند، تنها حدود ۴۰۰ مترمربع به‌شکل مستقیم کاوش شده و حدود شش سال نیز از توقف ادامه کاوش گذشته است.

تپه اشرف؛ کاوشی که هنوز به پایان نرسیده است

آنچه تاکنون از «تپه اشرف» بیرون آمده، پایان روایت این محوطه نیست. براساس روایت سرپرست کاوش، بخش‌هایی از آنچه زیر خاک باقی مانده، هنوز بررسی نشده است و حتی درباره یافته‌هایی که از محوطه خارج شده‌اند نیز پرسش‌هایی درباره وضعیت و سرنوشت آنها مطرح است.

در چنین شرایطی، مسئله «تپه اشرف» فقط آغاز فصل جدیدی از کاوش نیست؛ ادامه پژوهش، حفاظت از بخش‌های باقی‌مانده، تعیین تکلیف یافته‌های پیشین و پاسخ دادن به پرسش‌هایی است که در جریان فصل‌های گذشته شکل گرفته‌اند. اگر در حدود ۴۰۰ مترمربع کاوش، شواهدی از چند دوره تاریخی و یک گورستان اشکانی آشکار شده و یک سازه بزرگ خشتی نیز پرسش‌هایی درباره دوره هخامنشی ایجاد کرده است، بخش‌های کاوش‌نشده محوطه همچنان می‌توانند حامل داده‌هایی باشند که برای شناخت گذشته «اصفهان» اهمیت دارند. پرونده «تپه اشرف» هنوز تمام نشده است؛ مسئله این است که کاوش آن چه زمانی دوباره آغاز می‌شود و آیا پیش از آنکه بخش‌های بیشتری از محوطه درگیر فرسایش، توسعه شهری یا مداخلات دیگر شود، امکان ادامه پژوهشی منسجم و علمی فراهم می‌شود یا نه.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

معاون جدید زیر ذره‌بین  اهالی صنایع‌دستی

از ضرورت شناخت فنی تا ساماندهی نظام مسائل، آمایش سرزمینی و نظام شایستگی در صنایع‌دستی

معاون جدید زیر ذره‌بین اهالی صنایع‌دستی

بیانیه ۵۸ تشکل فرهنگی کشور درباره هیئت‌امنایی‌شدن «حافظیه» و «سعدیه»

بیانیه ۵۸ تشکل فرهنگی کشور درباره هیئت‌امنایی‌شدن «حافظیه» و «سعدیه»

«حافظیه» و «سعدیه» در پیچ هیأت امنا

اعتراض ۵۸ انجمن میراث فرهنگی به تغییر شیوه مدیریت دو اثر تاریخی پربازدید

«حافظیه» و «سعدیه» در پیچ هیأت امنا

شگفتی تازه در شهر سوخته

کشف بازی فکری ۴۶۰۰ ساله و آثار ارگانیک نادر

شگفتی تازه در شهر سوخته

افتتاح نخستین گذر صنایع‌دستی و گردشگری ایران در بافت تاریخی شیراز

افتتاح نخستین گذر صنایع‌دستی و گردشگری ایران در بافت تاریخی شیراز

پایان تصویربرداری ۱۱ ساله مستند «درخت ارس» در کهگیلویه و بویراحمد

معرفی گنجینه زاگرس به جهان

پایان تصویربرداری ۱۱ ساله مستند «درخت ارس» در کهگیلویه و بویراحمد

شرط محیط‌زیستی برای گردشگری در قلعه تاریخی قمیشلو اصفهان

شرط محیط‌زیستی برای گردشگری در قلعه تاریخی قمیشلو اصفهان

دولتخانه صفوی زیر تیغ توسعه گراند هتل

فعالان میراث فرهنگی درباره ادامه خاک‌برداری در دولتخانه قزوین هشدار می‌دهند

دولتخانه صفوی زیر تیغ توسعه گراند هتل

پشت فیروزه‌های نقش جهان

گزارش «پیام ما» از مرمت اضطراری کاشی‌کاری‌های مسجد جامع عباسی

پشت فیروزه‌های نقش جهان

«الموت» در انتظار روایت ایرانی

«پژمان مظاهری‌پور» در گفت‌وگو با «پیام ما» از تجربه ساخت مستند «الموت» و ضرورت بازخوانی تاریخ «اسماعیلیان» می‌گوید

«الموت» در انتظار روایت ایرانی

بیشترین نظر کاربران

کوچ اجبـــــــاری یک قرن هنر

کوچ اجبـــــــاری یک قرن هنر