«پژمان مظاهری‌پور» در گفت‌وگو با «پیام ما» از تجربه ساخت مستند «الموت» و ضرورت بازخوانی تاریخ «اسماعیلیان» می‌گوید

«الموت» در انتظار روایت ایرانی





«الموت» در انتظار روایت ایرانی

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۹:۵۵

نخستین مواجهه «پژمان مظاهری‌پور»، مستندساز، با الموت به نیمه دوم دهه ۱۳۷۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که هنوز از معماری دژ، جز صخره‌ای نامشخص و انبوهی از بقایای دوره‌های مختلف، چیز زیادی دیده نمی‌شد. او پاییز ۱۳۹۰ برای ساخت مستندی درباره کاوش‌های باستان‌شناسی به منطقه بازگشت. فیلم‌برداری در مدت کوتاهی انجام شد، اما تکمیل مستند حدود چهار سال طول کشید. مظاهری‌پور در گفت‌وگو با «پیام ما» از دشواری مستندسازی در الموت، حساسیت‌های مربوط به انتشار یافته‌های باستان‌شناسی، کمبود روایت‌های معتبر درباره اسماعیلیان و خطرهای گردشگری بی‌ضابطه می‌گوید؛ میراثی که به اعتقاد او، هنوز چنان‌که باید روایت نشده است.

پاییز ۱۳۹۰ نقطه آغاز تجربه‌ای متفاوت در کارنامه حرفه‌ای «پژمان مظاهری‌پور» بود. او به دعوت «سیمین لک‌پور»، معاون هیئت باستان‌شناسی پایگاه الموت، برای ساخت مستندی درباره کاوش‌های این محوطه راهی منطقه شد. این حضور با موافقت «حمیده چوبک»، رئیس وقت پایگاه الموت، همراه بود. در آن زمان، گروه‌های باستان‌شناسی سال‌ها برای بیرون آوردن ساختار اصلی دژ از زیر لایه‌های متأخر تلاش کرده بودند.

مظاهری‌پور پیش از آن نیز الموت را دیده بود. نخستین بازدید او به نیمه دوم دهه ۱۳۷۰ بازمی‌گشت؛ دوره‌ای که هنوز نشانه‌های معماری دژ برای بازدیدکنندگان چندان آشکار نبود: «وقتی به فراز صخره می‌رفتید، می‌گفتند اینجا دژ الموت بوده است، اما اثر مشخصی از معماری دیده نمی‌شد.»

بازگشت او در سال ۱۳۹۰، نه در مقام یک بازدیدکننده، بلکه به‌عنوان مستندساز، با تصویری متفاوت همراه بود. بخشی از ساختارهای دژ در نتیجه کاوش‌های باستان‌شناسی آشکار شده بود، اما محوطه همچنان وضعیت پیچیده‌ای داشت و تعیین دقیق محدوده و جزئیات سازه اصلی آسان نبود.

دژی زیر لایه‌های تاریخی

دژ الموت پس از یورش مغولان ویران شد و در دوره‌های بعد، کارکردهای متفاوتی پیدا کرد. بخش‌هایی از آن در دوره صفویه به زندان و در دوره قاجار به اصطبل تبدیل شد. همین تغییر کاربری‌ها، لایه‌های مختلفی بر بقایای سازه اصلی افزود و کار باستان‌شناسان را دشوارتر کرد: «پاک‌سازی محوطه و بیرون آوردن آثار از زیر سازه‌های متأخر، فرایندی زمان‌بر و پیچیده بود. تا سال ۱۳۹۰ نیز هنوز ابعاد دقیق همه بخش‌های سازه اصلی مشخص نشده بود.»

به گفته او، آنچه امروز از معماری دژ دیده می‌شود، حاصل سال‌ها فعالیت باستان‌شناسانی است که به‌تدریج ساختارهای پنهان‌شده را آشکار کردند. در زمان فیلم‌برداری، بخش‌هایی از محل استقرار نیروها، برج‌های دیده‌بانی و فضای موسوم به «ملاسرا» در حال بررسی بود؛ فضایی که احتمال داده می‌شد محل استقرار فرماندهان یا کتابخانه دژ بوده باشد. بااین‌حال، هنوز بسیاری از پرسش‌های مربوط به کارکرد دقیق فضاها و سازمان معماری قلعه بی‌پاسخ مانده بود.

اطلاعات مربوط به یافته‌های کاوش نیز با احتیاط در اختیار گروه مستندساز قرار می‌گرفت. مظاهری‌پور این حساسیت را ناشی از اهمیت آثار و ضرورت حفاظت از اطلاعات علمی پیش از انتشار رسمی می‌داند. به گفته او، «حمیده چوبک» درباره خروج اطلاعات و تصاویر مربوط به یافته‌های باستان‌شناسی حساسیت زیادی داشت؛ رویکردی که از نگاه این مستندساز، نشان‌دهنده مسئولیت‌پذیری در قبال آثار به‌دست‌آمده بود.

چهار سال تا پایان یک مستند

تصویربرداری مستند الموت در سال ۱۳۹۰ و با سرعت انجام شد، اما مراحل تدوین و تکمیل آن تا سال ۱۳۹۴ یا ۱۳۹۵ ادامه یافت. این فاصله طولانی، به گفته مظاهری‌پور، یکی از ویژگی‌های تولید مستندهای تاریخی و باستان‌شناسی است؛ آثاری که باید به پژوهش‌ها، اسناد و نظر کارشناسان متکی باشند.

او می‌گوید: «در چنین آثاری، به‌دلیل ضرورت حفظ اعتبار علمی، فاصله میان فیلم‌برداری و پایان کار گاهی طولانی می‌شود. این فاصله ممکن است باعث از دست رفتن برخی نکات شود، اما در مقابل، امکان بررسی دقیق‌تر اطلاعات را فراهم می‌کند.»

مظاهری‌پور احتمال می‌دهد فیلم او از نخستین مستندهای مستقلی باشد که مشخصاً بر باستان‌شناسی الموت تمرکز کرده است. بااین‌حال، تأکید می‌کند که از همه آثاری که در سال‌های بعد درباره این منطقه ساخته شده‌اند، اطلاع دقیقی ندارد.

تصویری که جای مستند را نمی‌گیرد

انتقاد اصلی مظاهری‌پور به آنچه امروز درباره الموت تولید می‌شود، نبود روایت پژوهش‌محور است. به اعتقاد او، بسیاری از ویدئوهای منتشرشده را نمی‌توان مستند دانست. این آثار عمدتاً نماهایی از طبیعت و محوطه را با موسیقی یا توضیحاتی کوتاه همراه می‌کنند، اما فاقد روایت تاریخی منسجم و استناد به منابع هستند.

او می‌گوید: «بسیاری از این آثار، ویدئو یا گزارش تصویری‌اند. روایتی ندارند، به سند و مدرک استناد نمی‌کنند و فقط فضای عمومی الموت را نشان می‌دهند.»

از نگاه او، روایت الموت نباید به معرفی معماری یک قلعه محدود بماند. نظام فرمانروایی اسماعیلیان، شیوه استقرار آنان در قلعه‌های کوهستانی، سازمان دفاعی این دژها و ارتباط آنها با یکدیگر، موضوعاتی هستند که می‌توانند مبنای تولید مستندی جامع قرار گیرند. ساخت چنین اثری، به گفته مظاهری‌پور، به پروژه‌ای تعریف‌شده، گروهی پژوهشی و سرمایه‌گذاری مطمئن نیاز دارد.

تاریخ اسماعیلیان را چه کسی روایت می‌کند؟

پخش مجموعه «حشاشین»، بحث درباره چگونگی بازنمایی تاریخ اسماعیلیان را بار دیگر مطرح کرد. مظاهری‌پور این مجموعه را دارای خطاهای جدی تاریخی و روایی می‌داند و معتقد است بخشی از تاریخ ایران در آن به‌شکلی نادرست بازنمایی شده است.

او ساخت اثر درباره تاریخ ایران را حق فیلم‌سازان دیگر کشورها می‌داند، اما تأکید می‌کند که نبود روایت‌های معتبر داخلی، میدان را برای رواج تصویرهای ناقص یا تحریف‌شده باز می‌گذارد: «شایسته نیست بخشی از تاریخ ما دستخوش چنین روایت‌هایی شود. دیگران حق دارند درباره هر موضوعی فیلم بسازند، اما ما خودمان می‌توانیم این تاریخ را دقیق‌تر و بهتر روایت کنیم.»

به اعتقاد این مستندساز، اسماعیلیان نزاری را نمی‌توان به حاشیه‌ای محدود در تاریخ تقلیل داد. حضور آنها بخشی از تاریخ سیاسی و جغرافیای دفاعی ایران است؛ بخشی که به‌دلیل حساسیت‌های مذهبی و ایدئولوژیک، کمتر موضوع پژوهش عمومی و تولیدات تصویری قرار گرفته است.

مظاهری‌پور می‌گوید جدایی اسماعیلیان از شاخه امامیه پس از امام ششم شیعیان، همواره حساسیت‌هایی درباره پرداختن به تاریخ آنها ایجاد کرده است، اما این اختلاف نباید به نادیده گرفتن جایگاه تاریخی اسماعیلیه منجر شود. قلعه‌های آنان در نقاط مختلف ایران، از الموت تا دیگر مناطق کوهستانی، بخشی از تاریخ معماری و شیوه‌های دفاعی این سرزمین را در خود حفظ کرده‌اند.

پرونده‌ای که باید زودتر تهیه می‌شد

در زمان ساخت مستند مظاهری‌پور، هنوز اقدامی جدی برای تهیه پرونده ثبت جهانی الموت آغاز نشده بود. او تأکید می‌کند که کاوش باستان‌شناسی و تدوین پرونده ثبت جهانی، دو فرایند متفاوت‌اند. کاوش به شناسایی و مطالعه آثار می‌پردازد، اما پرونده ثبت جهانی به همکاری مجموعه‌ای از متخصصان حوزه‌های معماری، باستان‌شناسی، محیط‌ زیست، اقلیم، جغرافیا و مدیریت میراث نیاز دارد.

او می‌گوید: «برای ثبت جهانی، گروهی از متخصصان باید کنار یکدیگر قرار گیرند و پرونده‌ای جامع تهیه کنند که به پرسش‌های مختلف درباره ویژگی‌های اثر، محیط پیرامونی و شیوه حفاظت از آن پاسخ دهد.»

از نگاه مظاهری‌پور، اهمیت تاریخی و معماری الموت ایجاب می‌کرد که این مسیر زودتر آغاز شود. او از ساخت فیلمی متناسب با ضوابط پرونده ثبت جهانی نیز خبر می‌دهد، هرچند آن را ندیده و از سازنده‌اش اطلاعی ندارد. به گفته او، چنین فیلم‌هایی عموماً سندی تصویری برای معرفی اثر به ارزیابان‌اند و الزاماً ویژگی‌های یک مستند روایی و پژوهشی مستقل را ندارند.

گردشگری بدون ضابطه؛ تهدیدی برای دژ

افزایش بازدید از الموت، در کنار فرصت‌های اقتصادی و فرهنگی، نگرانی‌هایی نیز درباره حفاظت از محوطه ایجاد کرده است. مظاهری‌پور معتقد است حضور بی‌ضابطه گردشگران می‌تواند به تخریب تدریجی سازه‌های تاریخی منجر شود.
او میان گردشگری تخصصی و سفرهای تفریحی فاقد آموزش تفاوت قائل است. از نگاه او، گروه‌هایی که با هدف شناخت باستان‌شناسی، معماری و تاریخ منطقه وارد محوطه می‌شوند، می‌توانند به افزایش آگاهی عمومی کمک کنند؛ به‌شرط آنکه نحوه حضور و حرکت آنها در محوطه مدیریت شود.

مظاهری‌پور می‌گوید: «اینکه تعدادی بازدیدکننده را سوار مینی‌بوس کنیم، به یک محوطه ببریم و توضیحاتی به آنها بدهیم، برای ترویج گردشگری مسئولانه کافی نیست. محل اقامت، امکانات منطقه، نحوه رفتار در محوطه و آموزش بازدیدکنندگان اهمیت دارد.»

به اعتقاد او، گردشگری زمانی به فرصت تبدیل می‌شود که حفاظت از اثر در مرکز برنامه‌ریزی قرار گیرد. در غیر این صورت، افزایش شمار بازدیدکنندگان می‌تواند فرسایش سازه‌ها، آسیب به مسیرها و برهم خوردن وضعیت محوطه را به‌دنبال داشته باشد.

قلعه‌ای فراتر از یک مقصد گردشگری

مظاهری‌پور الموت را فقط یک بنای تاریخی یا مقصد گردشگری نمی‌داند. از نگاه او، این دژ بخشی از منظومه‌ای دفاعی است که می‌تواند اطلاعات مهمی درباره شیوه حکمرانی، سازمان نظامی و مقاومت‌های سیاسی در دوره سلجوقیان در اختیار پژوهشگران قرار دهد.

او می‌گوید: «اسماعیلیان در برابر ساختار سیاسی و فساد درباری آن دوره ایستادند و با استقرار در قلعه‌های کوهستانی، الگوی خاصی از دفاع و اداره قلمرو به وجود آوردند. پراکندگی قلعه‌های منسوب به آنها، بستری ارزشمند برای مطالعه جغرافیای تاریخی و دفاعی ایران است.»

این مستندساز امیدوار است زمینه تولید اثری جامع درباره قلعه‌های اسماعیلیه فراهم شود؛ اثری که به نمایش تصاویر دژها بسنده نکند و بتواند تاریخ سیاسی، اجتماعی و نظام دفاعی آنان را نیز بررسی کند. او می‌گوید: «ناگفته‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد.»

از ساخت مستند نخستین کاوش‌ها بیش از یک دهه گذشته است، اما از نگاه مظاهری‌پور، بخش مهمی از تاریخ الموت همچنان در انتظار روایت مانده است. در این سال‌ها، سازه‌های بیشتری از دل خاک بیرون آمده‌اند و شناخت پژوهشگران از دژ گسترش یافته است، اما تصویر عمومی از اسماعیلیان همچنان بیش از آنکه بر پژوهش‌های داخلی استوار باشد، زیر تأثیر روایت‌های پراکنده و گاه نادرست قرار دارد.

هشدار او روشن است: «اگر تاریخ الموت با اتکا به اسناد و یافته‌های باستان‌شناسی روایت نشود، روایت‌های ناقص جای آن را خواهند گرفت. حفاظت از الموت نیز فقط با مرمت دیوارها ممکن نیست؛ این میراث، هم‌زمان به پژوهش، مدیریت گردشگری و روایتی دقیق نیاز دارد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

موزه ای بدون نقشه مالی

با حل مسئله مالکیت کارخانه تاریخی «ریسباف»، تأمین منابع و شیوه اداره آن همچنان مبهم است

موزه ای بدون نقشه مالی

۵۰ پروژه و ۳۰۰ فرصت سرمایه‌گذاری در گردشگری آبی

۵۰ پروژه و ۳۰۰ فرصت سرمایه‌گذاری در گردشگری آبی

«نایین»، میان ویرانی و وعده‌های مسئولان

فعالان میراث فرهنگی خواستار بررسی عاملان تخریب گسترده بافت تاریخی نایین شدند

«نایین»، میان ویرانی و وعده‌های مسئولان

هدف‌گذاری گردشگری ایران و عراق برای رسیدن به ۵ میلیون نفر

تدوین نقشه‌راه مشترک

هدف‌گذاری گردشگری ایران و عراق برای رسیدن به ۵ میلیون نفر

«جاده ادویه»؛ مسیر تازه همکاری ایران و هند

پیشنهاد ایران برای احیای یک مسیر تاریخی با استقبال هند روبه‌رو شد

«جاده ادویه»؛ مسیر تازه همکاری ایران و هند

ساخت‌وساز در حریم «کاخ گلستان» ادامه دارد

از دستور توقف وزیر میراث تا تأیید شورای فنی

ساخت‌وساز در حریم «کاخ گلستان» ادامه دارد

زنگ خطر ایمنی به صدا درآمد

آتش در قلب بافت تاریخی گرگان

زنگ خطر ایمنی به صدا درآمد

ایران برای نیمقرن آینده پرونده میراثی دارد

در نشست تخصصی «میراث استراتژیک قلعه الموت» مطرح شد

ایران برای نیمقرن آینده پرونده میراثی دارد

جهنم غربی‌ها، بهشت ایرانی‌ها

«پیام ما» رابطه انسان ایرانی با جنگل را در گفت‌وگو با «بهمن نامورمطلق»، نشانه‌شناس و اسطوره‌شناس، بررسی می‌کند

جهنم غربی‌ها، بهشت ایرانی‌ها

بهای توسعه گردشگری برای روستا

گردشگری روستایی میان درآمدزایی، استانداردسازی و حفظ هویت محلی گرفتار شده است

بهای توسعه گردشگری برای روستا