اعتراض ۵۸ انجمن میراث فرهنگی به تغییر شیوه مدیریت دو اثر تاریخی پربازدید
«حافظیه» و «سعدیه» در پیچ هیأت امنا
فعالان میراث فرهنگی از نامشخص بودن مبنای قانونی، ترکیب هیأت امنا حدود اختیارات و شیوه نظارت بر مدیریت جدید دو مجموعه انتقاد دارند
13 شهریور 1405، 20:04
واگذاری مدیریت «حافظیه» و «سعدیه» به هیأت امنا، نگرانی فعالان و سازمانهای مردمنهاد میراث فرهنگی را برانگیخته است. نبود شفافیت درباره سازوکار این طرح، احتمال حضور نهادهای غیرتخصصی در هیأت امنا و انتخاب دو مجموعه پربازدید و حساس برای اجرای آزمایشی آن، از مهمترین دلایل این نگرانیهاست. بهتازگی نیز ۵۸ انجمن میراث فرهنگی در بیانیهای خطاب به وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، به هیأت امنایی شدن مدیریت «حافظیه» و «سعدیه» اعتراض کردهاند.
ابهام درباره مبنا و سازوکار طرح
«مهران محمدی»، رئیس «انجمن دوستداران حافظ»، به «پیام ما» میگوید: «در موضوع هیأت امنایی شدن حافظیه و سعدیه، نخستین پرسش این است که این تصمیم براساس چه موادی، چه مقرراتی و چه ضوابطی گرفته شده است. وقتی مبنای یک تصمیم و جزئیات آن روشن نباشد، طبیعی است که برای انجمنها و سازمانهای مردمنهاد حساسیت ایجاد کند.»
او در پاسخ به این پرسش که هیأت امنایی شدن «حافظیه» و «سعدیه» چه مشکلاتی میتواند در مقایسه با شیوه فعلی مدیریت این دو مجموعه ایجاد کند، میگوید: «مشکل اصلی اینجاست که سازوکار این تصمیم مشخص نیست؛ معلوم نیست این طرح بر چه مبنایی و به چه شکلی قرار است اجرا شود. اعضای هیأت امنا چه کسانی میشوند؟ چارچوب رفتاری آنها چیست؟ چه کسی بر عملکرد آنها نظارت میکند و حدود اختیاراتشان تا کجاست؟»
او ادامه میدهد: «بهدلیل نبود شفافیت، طبیعتاً نمیتوان تصور روشنی از شیوه جدید مدیریت داشت و درباره پیامدهای آن اظهارنظر کرد. تا زمانی که ندانیم اعضای هیأت امنا چه کسانی هستند، چه اختیاراتی دارند، چه چارچوبی برای فعالیت آنها تعیین شده و چه نهادی بر آنها نظارت میکند، نمیتوان درباره این مدل مدیریتی قضاوت دقیقی داشت.»
رئیس «انجمن دوستداران حافظ» تأکید میکند: «بنابراین، یکی از مسائل اصلی، شفاف نبودن سازوکار هیأت امنایی شدن حافظیه و سعدیه است. وقتی چارچوب و جزئیات یک طرح مشخص نباشد، طبیعی است که انجمنها و فعالان حوزه میراث فرهنگی نسبت به آن حساس شوند و درباره آثار و تبعات آن پرسش داشته باشند.»
او با اشاره به انتخاب «حافظیه» و «سعدیه» بهعنوان محل اجرای آزمایشی این طرح میگوید: «پرسش دیگری که مطرح میشود، این است که چرا قرار است این طرح بهصورت پایلوت در این دو مجموعه اجرا شود. حافظیه و سعدیه مجموعههایی معمولی نیستند و طبیعتاً نسبت به آنها حساسیت زیادی وجود دارد.»
محمدی میافزاید: «آرامگاه حافظ، پربازدیدترین بنای تاریخی ایران است و نگاه مردم به آرامگاه حافظ با نگاه آنها به بسیاری از آثار تاریخی دیگر کشور متفاوت است. حافظ جایگاه ویژهای در میان مردم ایران دارد و ارتباط مردم با حافظ و آرامگاه او را نمیتوان با بسیاری از آثار تاریخی دیگر مقایسه کرد.»
او ادامه میدهد: «شاید نوع علاقهمندان و نوع ارتباط مردم با حافظ و آرامگاه حافظ با آثار دیگر کشور کاملاً متفاوت باشد. آرامگاه حافظ فقط یک بنای تاریخی یا یک مجموعه گردشگری نیست، بلکه در سراسر ایران علاقهمندان و مخاطبان گستردهای دارد و همین موضوع باعث میشود هر تصمیم مدیریتی درباره این مجموعه با حساسیت بیشتری همراه باشد. همین مسئله، انتخاب حافظیه و سعدیه را برای اجرای آزمایشی یک شیوه مدیریتی جدید با پرسش مواجه میکند.»
محمدی میگوید: «اگر قرار است یک طرح بهصورت پایلوت اجرا شود، میتوان آن را ابتدا در نقطهای کوچکتر و با حساسیت کمتر اجرا کرد تا ایرادها و اشکالات آن مشخص و تجربه حاصل از اجرای طرح ارزیابی شود. بعد از اینکه طرح در یک مجموعه کوچکتر اجرا شد، میتوان ایرادها و مشکلات آن را برطرف کرد و براساس تجربه بهدستآمده، درباره اجرای آن در مجموعههای مهمتر تصمیم گرفت. اما اینکه از ابتدا حافظیه و سعدیه برای چنین طرحی انتخاب شوند، نیازمند توضیح بیشتری است.»
رئیس «انجمن دوستداران حافظ» در پایان تأکید میکند: «علاوه بر اینکه مبنای قانونی و مقرراتی هیأت امنایی شدن حافظیه و سعدیه باید روشن شود، لازم است درباره اعضای هیأت امنا، حدود اختیارات، چارچوب فعالیت، شیوه نظارت و دلایل انتخاب این دو مجموعه بهعنوان پایلوت نیز توضیح داده شود. در شرایطی که این موارد مشخص نیست، نمیتوان ارزیابی دقیقی از این شیوه مدیریتی داشت و طبیعی است که فعالان و انجمنهای حوزه میراث فرهنگی نسبت به آن پرسش و حساسیت داشته باشند.»
تجربهای که وجود ندارد
«امین طباطبایی»، کنشگر میراث فرهنگی، به خبرنگار «پیام ما» میگوید: «مسئله اینجاست که هیچ تجربه مشخصی از هیأت امنایی شدن آثار تاریخی در کشور نداریم. نهایت تجربهای که وجود دارد، مربوط به بخشهای تجاری بعضی بازارهاست؛ برای مثال، بخشهایی از بازار تبریز بهصورت هیأت امنایی اداره میشوند.»
او میافزاید: «اگر قرار است چنین طرحی اجرا شود، باید نسبت به پیامدهای آن شناخت و تجربه مشخصی وجود داشته باشد. منطقیتر این است که ابتدا مکانها و اماکنی انتخاب شوند که حساسیت کمتری دارند. اگر اجرای طرح در آنجا با مشکل مواجه نشد و مسائل و ایرادهای احتمالی مشخص شد، میتوان درباره اجرای آن در مجموعههای مهمتر تصمیم گرفت.»
او یکی دیگر از مسائل مهم را ساختار هیأت امنا و نحوه نظارت بر تصمیمهای آن میداند و میگوید: «پرسش اصلی این است که چه کسی بر هیأت امنا و تصمیمهای آن نظارت میکند؟ وقتی هیأت امنا شکل میگیرد و تصمیمهایی میگیرد، این تصمیمها از یک ساختار عمومی و ترکیبی از دستگاههای مختلف میآید. حالا اگر اعضای هیأت امنا اشتباه کنند، تصمیمهایی بگیرند که به آثار تاریخی آسیب وارد کند یا تصمیمی گرفته شود که صلاح آن آثار تاریخی در آن لحاظ نشده باشد، چه کسی میتواند آن تصمیم را لغو کند یا بر آن نظارت داشته باشد؟»
جایگاه حقوقی هیأت امنا کجاست؟
طباطبایی میافزاید: «اگر در نتیجه تصمیمهای این هیأت امنا آسیبی به یک اثر تاریخی وارد شود، چه کسی میتواند آن را جبران کند؟ منظور من جایگاه حقوقی این مسئله است؛ اینکه چه دستگاه یا مقام مسئولی چنین مسئولیتی را برعهده دارد، اصلاً مشخص نیست.»
به گفته او، مسئله مهمتر، ماهیت تخصصی حفاظت و مدیریت آثار تاریخی است. او بیان میکند: «حفاظت و مدیریت آثار تاریخی موضوعی فنی است و تصمیمهای فنی و علمی درباره آن باید از سوی متخصصان گرفته شود. حالا ترکیب هیأت امنا قاعدتاً به شکلی است که چند دستگاه در جمع اعضای آن حضور دارند.»
او ادامه میدهد: «اگر قرار باشد تصمیمگیری و سیاستگذاری درباره موضوعات فنی و محتوایی آثار تاریخی از سوی مجموعهای انجام شود که همه اعضای آن متخصص این حوزه نیستند و تجربه جدی در این زمینه ندارند، این مسئله خودش محل سؤال است. اینکه اختیار تصمیمگیری درباره یک اثر تاریخی به مجموعهای از افراد یا دستگاههایی سپرده شود که الزاماً تخصص لازم برای تصمیمگیری درباره آن اثر را ندارند، میتواند احتمال آسیب را افزایش دهد.»
او میافزاید: «ممکن است کسانی که خودشان در چند دهه اخیر، در مواردی منشأ تخریب و آسیبهای جدی به آثار تاریخی بودهاند، براساس این ساختار به جایگاه تصمیمگیری درباره آثار تاریخی برسند. این مسئله محل نگرانی است.»
به گفته طباطبایی، جامعه متخصصان و فعالان میراث فرهنگی طی چند دهه برای مقابله با برخی تصمیمها و سیاستهای دستگاههای مختلف که به آثار تاریخی آسیب زدهاند، تلاش کردهاند. او میگوید: «متخصصان و جامعه مدنی چند دهه است که با تخریبها، تصمیمها و سیاستگذاریهای آسیبزا درباره آثار تاریخی مقابله میکنند. اینکه مجموعههایی که خودشان در مواردی متهم به تخریب و آسیب رساندن به آثار تاریخی بودهاند، حالا در جایگاه تصمیمگیری درباره مدیریت همان آثار قرار بگیرند، میتواند مسئلهای جدی باشد.»
طباطبایی میگوید: «امیدوارم این مسئله ناشی از مسائل سیاسی، رقابتهای گروهی یا اختلافات نباشد؛ هرچند درباره این موضوع حدسها و گمانهایی وجود دارد. اما مسئله مهم این است که چرا یکباره و بدون اینکه ادارهکل میراث فرهنگی استان فارس، که این دو مجموعه زیر نظر آن قرار دارند، در جریان باشد، چنین موضوعی مطرح شده است.»
او ادامه میدهد: «موضوع بدون اطلاع ادارهکل و بدون شفافیت کافی، یکباره روی میز آمده و بعد در مرحله تصمیمگیری و تأیید نهایی در سطح کشور علنی شده است؛ درحالیکه به نظر میرسد چنین موضوعی باید از مسیر طبیعی خود، یعنی از طریق میراث فرهنگی، مدیریت ارشد استان و استانداری فارس، هدایت و پیگیری شود.»
طباطبایی میپرسد: «چرا این فرایند طبیعی و پیگیریهای معمول از مسیر مشخص و منطقی خود پیش نرفته، مدیریت استان فارس دور زده شده و موضوع مستقیماً از طریق یک دستگاه یا نهاد ملی پیگیری شده است؟ این مسئله برای ما هم سؤال است و البته حدسهایی درباره آن داریم، اما بههرحال مسئولان استانداری فارس باید توضیح دهند که چرا یک دستگاه، بدون اینکه مجموعه و دستگاه متولی را در جریان بگذارد، مستقیماً از طریق یک نهاد ملی این موضوع را پیگیری کرده است.»
با هیأت امنایی شدن موافقم
«مسعود منیعاتی»، مدیر «انجمن دوستداران میراث فرهنگی»، به «پیام ما» میگوید: «تجربهای که تاکنون در زمینه نگهداری اماکن تاریخی با مدیریت میراث فرهنگی و بودجهریزی قطرهچکانی وجود داشته، با شأن و وضعیت مجموعههایی مانند حافظیه، تختجمشید، پاسارگاد و سعدیه تناسب ندارد؛ اماکنی که هر سال در ایام نوروز در شمار پربازدیدترین جاذبههای کشور قرار میگیرند.»
منیعاتی میگوید این وضعیت نیازمند تغییر در شیوه مدیریت و تأمین منابع است و اصلاح این روند میتواند به حفظ و نگهداری بهتر این مجموعهها کمک کند.
او با اشاره به اینکه با اصل هیأت امنایی شدن مدیریت اماکن تاریخی موافق است، بیان میکند: «با مدلی که در آن یک رئیس بهصورت انتصابی تعیین شود و سپس اعضای دیگر نیز بدون شفافیت کافی انتخاب شوند و درباره امور تصمیمگیری کنند، موافق نیستم. هنوز وضعیت درآمدها، شیوهنامه اجرایی و نحوه هزینهکرد منابع حاصل از فروش و خدمات مشخص نشده و معلوم نیست درآمدهای این اماکن تا چه اندازه میتواند هزینههای حفاظت و نگهداری را پوشش دهد.»
او میافزاید: «جداسازی مدیریت و بودجه برخی اماکن تاریخی از خزانه کشور میتواند قابلبررسی باشد؛ به این معنا که این اماکن همچنان تحت نظارت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی قرار داشته باشند، اما بتوانند منابعی را که خود ایجاد میکنند، برای حفظ و نگهداری مجموعه در اختیار داشته باشند.»
منیعاتی تأکید میکند چنین مدلی میتواند در بهبود وضعیت حفاظت از اماکن تاریخی مؤثر باشد.
او تأکید میکند: «با واگذاری مدیریت این اماکن به شهرداریها نیز مخالفم. شهرداریها خود متولی برخی اماکن تاریخی هستند و این موضوع فینفسه میتواند پذیرفتنی باشد، اما ساختاری که طی سالهای گذشته در شوراهای شهر شکل گرفته، به نظر نمیرسد شرایط مناسبی برای تحقق چنین مدلی فراهم کند.»
منیعاتی میگوید در نهایت باید درباره شیوه مدیریت این اماکن، گفتوگویی کارشناسی شکل بگیرد تا بهترین اتفاق برای خود اماکن، بهویژه از نظر حفاظت و نگهداری، رقم بخورد.
او میگوید: «هیأت امنایی شدن مدیریت میتواند تغییراتی در شیوه اداره این مجموعهها ایجاد کند. درحالحاضر نیروهای یگان حفاظت، باغبانها و نیروهای خدماتی در این اماکن حضور دارند و یک مدیر نیز مسئولیت اداره مجموعه را برعهده دارد. میتوان این ساختار را بهسمت مدیریتی سامانیافتهتر برد و از متخصصان حوزههای مختلف برای تصمیمگیری
درباره بخشهای گوناگون یک اثر تاریخی استفاده کرد.»ابهام درباره مبنا و سازوکار طرح
«مهران محمدی»، رئیس «انجمن دوستداران حافظ»، به «پیام ما» میگوید: «در موضوع هیأت امنایی شدن حافظیه و سعدیه، نخستین پرسش این است که این تصمیم براساس چه موادی، چه مقرراتی و چه ضوابطی گرفته شده است. وقتی مبنای یک تصمیم و جزئیات آن روشن نباشد، طبیعی است که برای انجمنها و سازمانهای مردمنهاد حساسیت ایجاد کند.»
او در پاسخ به این پرسش که هیأت امنایی شدن «حافظیه» و «سعدیه» چه مشکلاتی میتواند در مقایسه با شیوه فعلی مدیریت این دو مجموعه ایجاد کند، میگوید: «مشکل اصلی اینجاست که سازوکار این تصمیم مشخص نیست؛ معلوم نیست این طرح بر چه مبنایی و به چه شکلی قرار است اجرا شود. اعضای هیأت امنا چه کسانی میشوند؟ چارچوب رفتاری آنها چیست؟ چه کسی بر عملکرد آنها نظارت میکند و حدود اختیاراتشان تا کجاست؟»
او ادامه میدهد: «بهدلیل نبود شفافیت، طبیعتاً نمیتوان تصور روشنی از شیوه جدید مدیریت داشت و درباره پیامدهای آن اظهارنظر کرد. تا زمانی که ندانیم اعضای هیأت امنا چه کسانی هستند، چه اختیاراتی دارند، چه چارچوبی برای فعالیت آنها تعیین شده و چه نهادی بر آنها نظارت میکند، نمیتوان درباره این مدل مدیریتی قضاوت دقیقی داشت.»
رئیس «انجمن دوستداران حافظ» تأکید میکند: «بنابراین، یکی از مسائل اصلی، شفاف نبودن سازوکار هیأت امنایی شدن حافظیه و سعدیه است. وقتی چارچوب و جزئیات یک طرح مشخص نباشد، طبیعی است که انجمنها و فعالان حوزه میراث فرهنگی نسبت به آن حساس شوند و درباره آثار و تبعات آن پرسش داشته باشند.»
او با اشاره به انتخاب «حافظیه» و «سعدیه» بهعنوان محل اجرای آزمایشی این طرح میگوید: «پرسش دیگری که مطرح میشود، این است که چرا قرار است این طرح بهصورت پایلوت در این دو مجموعه اجرا شود. حافظیه و سعدیه مجموعههایی معمولی نیستند و طبیعتاً نسبت به آنها حساسیت زیادی وجود دارد.»
محمدی میافزاید: «آرامگاه حافظ، پربازدیدترین بنای تاریخی ایران است و نگاه مردم به آرامگاه حافظ با نگاه آنها به بسیاری از آثار تاریخی دیگر کشور متفاوت است. حافظ جایگاه ویژهای در میان مردم ایران دارد و ارتباط مردم با حافظ و آرامگاه او را نمیتوان با بسیاری از آثار تاریخی دیگر مقایسه کرد.»
او ادامه میدهد: «شاید نوع علاقهمندان و نوع ارتباط مردم با حافظ و آرامگاه حافظ با آثار دیگر کشور کاملاً متفاوت باشد. آرامگاه حافظ فقط یک بنای تاریخی یا یک مجموعه گردشگری نیست، بلکه در سراسر ایران علاقهمندان و مخاطبان گستردهای دارد و همین موضوع باعث میشود هر تصمیم مدیریتی درباره این مجموعه با حساسیت بیشتری همراه باشد. همین مسئله، انتخاب حافظیه و سعدیه را برای اجرای آزمایشی یک شیوه مدیریتی جدید با پرسش مواجه میکند.»
محمدی میگوید: «اگر قرار است یک طرح بهصورت پایلوت اجرا شود، میتوان آن را ابتدا در نقطهای کوچکتر و با حساسیت کمتر اجرا کرد تا ایرادها و اشکالات آن مشخص و تجربه حاصل از اجرای طرح ارزیابی شود. بعد از اینکه طرح در یک مجموعه کوچکتر اجرا شد، میتوان ایرادها و مشکلات آن را برطرف کرد و براساس تجربه بهدستآمده، درباره اجرای آن در مجموعههای مهمتر تصمیم گرفت. اما اینکه از ابتدا حافظیه و سعدیه برای چنین طرحی انتخاب شوند، نیازمند توضیح بیشتری است.»
رئیس «انجمن دوستداران حافظ» در پایان تأکید میکند: «علاوه بر اینکه مبنای قانونی و مقرراتی هیأت امنایی شدن حافظیه و سعدیه باید روشن شود، لازم است درباره اعضای هیأت امنا، حدود اختیارات، چارچوب فعالیت، شیوه نظارت و دلایل انتخاب این دو مجموعه بهعنوان پایلوت نیز توضیح داده شود. در شرایطی که این موارد مشخص نیست، نمیتوان ارزیابی دقیقی از این شیوه مدیریتی داشت و طبیعی است که فعالان و انجمنهای حوزه میراث فرهنگی نسبت به آن پرسش و حساسیت داشته باشند.»
تجربهای که وجود ندارد
«امین طباطبایی»، کنشگر میراث فرهنگی، به خبرنگار «پیام ما» میگوید: «مسئله اینجاست که هیچ تجربه مشخصی از هیأت امنایی شدن آثار تاریخی در کشور نداریم. نهایت تجربهای که وجود دارد، مربوط به بخشهای تجاری بعضی بازارهاست؛ برای مثال، بخشهایی از بازار تبریز بهصورت هیأت امنایی اداره میشوند.»
او میافزاید: «اگر قرار است چنین طرحی اجرا شود، باید نسبت به پیامدهای آن شناخت و تجربه مشخصی وجود داشته باشد. منطقیتر این است که ابتدا مکانها و اماکنی انتخاب شوند که حساسیت کمتری دارند. اگر اجرای طرح در آنجا با مشکل مواجه نشد و مسائل و ایرادهای احتمالی مشخص شد، میتوان درباره اجرای آن در مجموعههای مهمتر تصمیم گرفت.»
او یکی دیگر از مسائل مهم را ساختار هیأت امنا و نحوه نظارت بر تصمیمهای آن میداند و میگوید: «پرسش اصلی این است که چه کسی بر هیأت امنا و تصمیمهای آن نظارت میکند؟ وقتی هیأت امنا شکل میگیرد و تصمیمهایی میگیرد، این تصمیمها از یک ساختار عمومی و ترکیبی از دستگاههای مختلف میآید. حالا اگر اعضای هیأت امنا اشتباه کنند، تصمیمهایی بگیرند که به آثار تاریخی آسیب وارد کند یا تصمیمی گرفته شود که صلاح آن آثار تاریخی در آن لحاظ نشده باشد، چه کسی میتواند آن تصمیم را لغو کند یا بر آن نظارت داشته باشد؟»
جایگاه حقوقی هیأت امنا کجاست؟
طباطبایی میافزاید: «اگر در نتیجه تصمیمهای این هیأت امنا آسیبی به یک اثر تاریخی وارد شود، چه کسی میتواند آن را جبران کند؟ منظور من جایگاه حقوقی این مسئله است؛ اینکه چه دستگاه یا مقام مسئولی چنین مسئولیتی را برعهده دارد، اصلاً مشخص نیست.»
به گفته او، مسئله مهمتر، ماهیت تخصصی حفاظت و مدیریت آثار تاریخی است. او بیان میکند: «حفاظت و مدیریت آثار تاریخی موضوعی فنی است و تصمیمهای فنی و علمی درباره آن باید از سوی متخصصان گرفته شود. حالا ترکیب هیأت امنا قاعدتاً به شکلی است که چند دستگاه در جمع اعضای آن حضور دارند.»
او ادامه میدهد: «اگر قرار باشد تصمیمگیری و سیاستگذاری درباره موضوعات فنی و محتوایی آثار تاریخی از سوی مجموعهای انجام شود که همه اعضای آن متخصص این حوزه نیستند و تجربه جدی در این زمینه ندارند، این مسئله خودش محل سؤال است. اینکه اختیار تصمیمگیری درباره یک اثر تاریخی به مجموعهای از افراد یا دستگاههایی سپرده شود که الزاماً تخصص لازم برای تصمیمگیری درباره آن اثر را ندارند، میتواند احتمال آسیب را افزایش دهد.»
او میافزاید: «ممکن است کسانی که خودشان در چند دهه اخیر، در مواردی منشأ تخریب و آسیبهای جدی به آثار تاریخی بودهاند، براساس این ساختار به جایگاه تصمیمگیری درباره آثار تاریخی برسند. این مسئله محل نگرانی است.»
به گفته طباطبایی، جامعه متخصصان و فعالان میراث فرهنگی طی چند دهه برای مقابله با برخی تصمیمها و سیاستهای دستگاههای مختلف که به آثار تاریخی آسیب زدهاند، تلاش کردهاند. او میگوید: «متخصصان و جامعه مدنی چند دهه است که با تخریبها، تصمیمها و سیاستگذاریهای آسیبزا درباره آثار تاریخی مقابله میکنند. اینکه مجموعههایی که خودشان در مواردی متهم به تخریب و آسیب رساندن به آثار تاریخی بودهاند، حالا در جایگاه تصمیمگیری درباره مدیریت همان آثار قرار بگیرند، میتواند مسئلهای جدی باشد.»
طباطبایی میگوید: «امیدوارم این مسئله ناشی از مسائل سیاسی، رقابتهای گروهی یا اختلافات نباشد؛ هرچند درباره این موضوع حدسها و گمانهایی وجود دارد. اما مسئله مهم این است که چرا یکباره و بدون اینکه ادارهکل میراث فرهنگی استان فارس، که این دو مجموعه زیر نظر آن قرار دارند، در جریان باشد، چنین موضوعی مطرح شده است.»
او ادامه میدهد: «موضوع بدون اطلاع ادارهکل و بدون شفافیت کافی، یکباره روی میز آمده و بعد در مرحله تصمیمگیری و تأیید نهایی در سطح کشور علنی شده است؛ درحالیکه به نظر میرسد چنین موضوعی باید از مسیر طبیعی خود، یعنی از طریق میراث فرهنگی، مدیریت ارشد استان و استانداری فارس، هدایت و پیگیری شود.»
طباطبایی میپرسد: «چرا این فرایند طبیعی و پیگیریهای معمول از مسیر مشخص و منطقی خود پیش نرفته، مدیریت استان فارس دور زده شده و موضوع مستقیماً از طریق یک دستگاه یا نهاد ملی پیگیری شده است؟ این مسئله برای ما هم سؤال است و البته حدسهایی درباره آن داریم، اما بههرحال مسئولان استانداری فارس باید توضیح دهند که چرا یک دستگاه، بدون اینکه مجموعه و دستگاه متولی را در جریان بگذارد، مستقیماً از طریق یک نهاد ملی این موضوع را پیگیری کرده است.»
با هیأت امنایی شدن موافقم
«مسعود منیعاتی»، مدیر «انجمن دوستداران میراث فرهنگی»، به «پیام ما» میگوید: «تجربهای که تاکنون در زمینه نگهداری اماکن تاریخی با مدیریت میراث فرهنگی و بودجهریزی قطرهچکانی وجود داشته، با شأن و وضعیت مجموعههایی مانند حافظیه، تختجمشید، پاسارگاد و سعدیه تناسب ندارد؛ اماکنی که هر سال در ایام نوروز در شمار پربازدیدترین جاذبههای کشور قرار میگیرند.»
منیعاتی میگوید این وضعیت نیازمند تغییر در شیوه مدیریت و تأمین منابع است و اصلاح این روند میتواند به حفظ و نگهداری بهتر این مجموعهها کمک کند.
او با اشاره به اینکه با اصل هیأت امنایی شدن مدیریت اماکن تاریخی موافق است، بیان میکند: «با مدلی که در آن یک رئیس بهصورت انتصابی تعیین شود و سپس اعضای دیگر نیز بدون شفافیت کافی انتخاب شوند و درباره امور تصمیمگیری کنند، موافق نیستم. هنوز وضعیت درآمدها، شیوهنامه اجرایی و نحوه هزینهکرد منابع حاصل از فروش و خدمات مشخص نشده و معلوم نیست درآمدهای این اماکن تا چه اندازه میتواند هزینههای حفاظت و نگهداری را پوشش دهد.»
او میافزاید: «جداسازی مدیریت و بودجه برخی اماکن تاریخی از خزانه کشور میتواند قابلبررسی باشد؛ به این معنا که این اماکن همچنان تحت نظارت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی قرار داشته باشند، اما بتوانند منابعی را که خود ایجاد میکنند، برای حفظ و نگهداری مجموعه در اختیار داشته باشند.»
منیعاتی تأکید میکند چنین مدلی میتواند در بهبود وضعیت حفاظت از اماکن تاریخی مؤثر باشد.
او تأکید میکند: «با واگذاری مدیریت این اماکن به شهرداریها نیز مخالفم. شهرداریها خود متولی برخی اماکن تاریخی هستند و این موضوع فینفسه میتواند پذیرفتنی باشد، اما ساختاری که طی سالهای گذشته در شوراهای شهر شکل گرفته، به نظر نمیرسد شرایط مناسبی برای تحقق چنین مدلی فراهم کند.»
منیعاتی میگوید در نهایت باید درباره شیوه مدیریت این اماکن، گفتوگویی کارشناسی شکل بگیرد تا بهترین اتفاق برای خود اماکن، بهویژه از نظر حفاظت و نگهداری، رقم بخورد.
او میگوید: «هیأت امنایی شدن مدیریت میتواند تغییراتی در شیوه اداره این مجموعهها ایجاد کند. درحالحاضر نیروهای یگان حفاظت، باغبانها و نیروهای خدماتی در این اماکن حضور دارند و یک مدیر نیز مسئولیت اداره مجموعه را برعهده دارد. میتوان این ساختار را بهسمت مدیریتی سامانیافتهتر برد و از متخصصان حوزههای مختلف برای تصمیمگیری درباره بخشهای گوناگون یک اثر تاریخی استفاده کرد.»
برچسب ها:
امین طباطبایی، انجمن دوستداران حافظ، حافظیه، حفاظت میراث فرهنگی، سعدیه، مدیریت اماکن تاریخی، مسعود منیعاتی، میراث فرهنگی فارس، هیأت امنایی آثار تاریخی، وزارت میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بیانیه ۵۸ تشکل فرهنگی کشور درباره هیئتامناییشدن «حافظیه» و «سعدیه»
در آستانه دومین «سمپوزیوم بازار گردشگری اکو»، «پیام ما» راهکارهای خروج این صنعت از بحرانهای پیدرپی را بررسی میکند
نسخههای احیای گردشگری زیر ذرهبین
کشف بازی فکری ۴۶۰۰ ساله و آثار ارگانیک نادر
شگفتی تازه در شهر سوخته
افتتاح نخستین گذر صنایعدستی و گردشگری ایران در بافت تاریخی شیراز
معرفی گنجینه زاگرس به جهان
پایان تصویربرداری ۱۱ ساله مستند «درخت ارس» در کهگیلویه و بویراحمد
شرط محیطزیستی برای گردشگری در قلعه تاریخی قمیشلو اصفهان
فعالان میراث فرهنگی درباره ادامه خاکبرداری در دولتخانه قزوین هشدار میدهند
دولتخانه صفوی زیر تیغ توسعه گراند هتل
گزارش «پیام ما» از مرمت اضطراری کاشیکاریهای مسجد جامع عباسی
پشت فیروزههای نقش جهان
«پژمان مظاهریپور» در گفتوگو با «پیام ما» از تجربه ساخت مستند «الموت» و ضرورت بازخوانی تاریخ «اسماعیلیان» میگوید
«الموت» در انتظار روایت ایرانی
با حل مسئله مالکیت کارخانه تاریخی «ریسباف»، تأمین منابع و شیوه اداره آن همچنان مبهم است
موزه ای بدون نقشه مالی
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گرههای جهانیشدن «تاریخانه» باز میشود
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید