گزارش «پیام ما» از مرمت اضطراری کاشی‌کاری‌های مسجد جامع عباسی

پشت فیروزه‌های نقش جهان

فرسودگی لایه‌های زیرین و جداشدگی تدریجی تزئینات، خطر سقوط بخش‌هایی از کاشی‌کاری مسجد جامع عباسی را افزایش داده است





پشت فیروزه‌های نقش جهان

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۰۲

از کف میدان نقش جهان، کاشی‌های مسجد جامع عباسی هنوز یکپارچه و استوار به نظر می‌رسند؛ اما در ارتفاع، بخشی از این بدنه تاریخی در معرض جداشدگی و سقوط است. فرسودگی مصالح، لرزه‌ها، فرونشست و تنش‌های واردشده به بنا، مرمتگران را به سراغ نقاط بحرانی برده است. اکنون مسئله فقط حفظ چند قطعه کاشی نیست؛ کارشناسان می‌گویند مهار این آسیب به مستندنگاری دقیق، حداقل مداخله و پایش مستمر نیاز دارد.

کاشی‌های مسجد جامع عباسی اصفهان از آن دست جزئیات معماری هستند که چشم مخاطب را می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند به آنچه پشت این رنگ و نقش می‌گذرد، فکر کند. از فاصله میدان نقش جهان، سطح وسیع کاشی‌کاری‌های مسجد یکپارچه و آرام به نظر می‌رسد؛ اما در ارتفاع و پشت همین سطح چشم‌نواز، مجموعه‌ای از لایه‌های مصالح، ملات و اتصالات قرار گرفته است که بخشی از آن‌ها در گذر زمان آسیب دیده‌اند. اکنون مسئله مرمت این بدنه‌ها دیگر تنها بازگرداندن چند کاشی شکسته به جای خود نیست؛ بحث بر سر کنترل خطری است که اگر به‌موقع مدیریت نشود، می‌تواند به جداشدگی و سقوط بخش‌هایی از تزئینات منجر شود.

مسجد جامع عباسی، یکی از مهم‌ترین بناهای معماری دوره صفوی، در قلب میدان نقش جهان قرار دارد؛ میدانی که به‌همراه مجموعه بناهای پیرامون خود در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. بنابراین، هر مداخله در این بنا، حتی اگر در ظاهر تنها به یک قطعه کاشی یا بخشی از ازاره مربوط باشد، در مقیاسی فراتر از یک عملیات اجرایی معمول معنا پیدا می‌کند. اینجا موضوع فقط ترمیم ظاهر یک بنای تاریخی نیست؛ مسئله، حفاظت از اصالت و تمامیت اثری است که بخشی از ارزش جهانی اصفهان را نمایندگی می‌کند.

بررسی‌های انجام‌شده در جریان مطالعات مرمتی نیز نشان می‌دهد مسئله پیچیده‌تر از آن چیزی است که از پایین و در نگاه نخست دیده می‌شود. ضخامت لایه تزئینات در بخش‌هایی از بدنه به حدود ۱۵ تا ۱۶ سانتی‌متر می‌رسد؛ ضخامتی قابل‌توجه برای یک لایه تزئینی. در برخی قسمت‌ها نیز از مصالح آجری استفاده شده است. در ایوان جنوبی، ارتفاع کاشی‌کاری به حدود ۳۰ متر می‌رسد؛ یعنی مرمتگر باید در ارتفاعی قابل‌توجه با مجموعه‌ای از مصالح قدیمی، وزن زیاد و اتصالاتی روبه‌رو شود که رفتار آن‌ها حاصل سال‌ها فرسایش و تغییر شرایط بناست.

جواد رحمتی، مدیر پایگاه جهانی میدان نقش جهان، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره وضعیت فعلی بدنه‌های کاشی مسجد می‌گوید: «مهم‌ترین اولویت، اقدامات اجرایی برای مرمت همین بدنه‌هاست؛ بخش‌هایی که سطح گسترده‌ای از بنا را دربرمی‌گیرند و به‌دلیل شرایط موجود، نمی‌توان نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت بود.»

او می‌افزاید: «مطالعات انجام‌شده نشان داده است که ضخامت لایه تزئینات در بخش‌هایی به حدود ۱۵ تا ۱۶ سانتی‌متر می‌رسد و در این میان، حجم زیادی ملات گچ و در برخی قسمت‌ها کوبه‌های آجری وجود دارد.» به گفته رحمتی، گذشت زمان، فرسایش، لرزه‌ها، تنش‌های واردشده به بنا و همچنین فرونشست، در جداشدگی تدریجی این بدنه‌ها مؤثر بوده‌اند.

مدیر پایگاه جهانی میدان نقش جهان درعین‌حال به عامل مهم دیگری اشاره می‌کند: فشار هوای ناشی از انفجار در جریان تهاجم رژیم صهیونیستی به خاک ایران که به گفته او، روند آسیب‌های موجود را تشدید کرده است. او دراین‌باره بیان می‌کند: «اگر برخی کاشی‌ها در شرایط عادی ممکن بود طی مدت طولانی‌تری دچار جداشدگی شوند، این فشار باعث شد روند جداشدگی به‌شکل محسوسی شتاب بگیرد و خطر جداشدگی برخی قسمت‌ها زودتر خود را نشان دهد.»

رحمتی می‌گوید: «پس از شناسایی بخش‌های در معرض خطر، عملیات مستندنگاری انجام می‌شود. کاشی‌های موردنظر پس از برداشت به کارگاه انتقال پیدا می‌کنند تا پاک‌سازی و در صورت نیاز مرمت شوند و سپس دوباره در محل خود نصب شوند. در مواردی که کاشی‌ها شکسته یا نیازمند تکمیل باشند نیز عملیات مرمتی در کارگاه انجام می‌شود.»

او با اشاره به اجرای شیوه‌ای برای انتقال بار تزئینات به ساختار اصلی بنا بیان می‌کند: «هدف این است که وزن کاشی‌ها تا حد امکان از روی سنگ‌های ازاره برداشته و به سازه اصلی منتقل شود. این اقدام برای کاهش فشار واردشده به سنگ‌های آسیب‌دیده اهمیت دارد.» مدیر پایگاه جهانی میدان نقش جهان با بیان اینکه برای این عملیات ۱۵ میلیارد تومان اعتبار اختصاص یافته و ۸ میلیارد تومان نیز از محل مسئولیت اجتماعی تأمین شده است، می‌گوید: «اجرای پروژه به یک گروه اجرایی دارای صلاحیت و رتبه مرمتی سپرده شده و مهدی پاکدل نیز در اجرای این عملیات حضور دارد. برنامه اولیه، اجرای کار تا پایان شهریورماه است؛ هرچند به‌دلیل حساسیت عملیات، احتمال تمدید زمان وجود دارد.»

بدنه‌های کاشی در وضعیت عادی نیستند

سینا وحدتی، کارشناس ارشد مرمت تزئینات وابسته به معماری و متخصص حفاظت میراث جهانی و مدیریت ریسک آثار تاریخی، در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید می‌کند: «جداشدگی کاشی را نباید آسیبی منفرد دانست؛ زیرا کاشی بخشی از سامانه‌ای متشکل از لایه‌های تزئینی، ملات، بستر معماری و سازه است و هر تغییر در یکی از این اجزا می‌تواند بر دیگری اثر بگذارد.»

او می‌گوید: «در چنین شرایطی، نخستین اصل شناخت دقیق وضعیت موجود است. پیش از برداشت کاشی باید مشخص شود قطعه در چه وضعیتی قرار دارد، اتصال آن چگونه است، چه میزان از بستر خود فاصله گرفته و آیا آسیب فقط در سطح تزئینات باقی مانده یا به لایه‌های زیرین نیز رسیده است. از این منظر، مستندنگاری پیش از مداخله اقدامی اداری نیست، بلکه بخشی از خود فرایند حفاظت محسوب می‌شود.»

وحدتی تأکید می‌کند: «در بنایی مانند مسجد جامع عباسی، برداشت کاشی باید به حداقل مداخله محدود شود. اگر قطعه‌ای امکان حفظ در جای خود را داشته باشد، جدا کردن آن نباید نخستین گزینه باشد؛ اما در نقاطی که خطر سقوط وجود دارد، ایمنی و جلوگیری از نابودی مصالح تاریخی، ضرورت مداخله را افزایش می‌دهد. تفاوت میان مرمت حرفه‌ای و تعمیرات معمول نیز دقیقاً در همین تشخیص نهفته است.»

او بیان می‌کند: «اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم بخشی از کاشی‌کاری مسجد در ارتفاع بسیار زیاد قرار گرفته است. در این شرایط، سقوط حتی یک قطعه نیز می‌تواند علاوه بر آسیب به خود اثر، برای بازدیدکنندگان و کارکنان خطر ایجاد کند. بنابراین، پایش دوره‌ای، شناسایی نقاط بحرانی و ثبت تغییرات باید پس از پایان عملیات نیز ادامه پیدا کند. مرمت نباید با بازگشت کاشی به دیوار خاتمه‌یافته تلقی شود.»

پنج سانتی‌متر جابه‌جایی هم می‌تواند هشدار باشد

مهدی پورنیازی، متخصص سازه و آسیب‌شناسی بناهای تاریخی، در گفت‌وگو با «پیام ما» بخش دیگری از مسئله را در ارتباط میان تزئینات و ساختار بنا می‌داند. به گفته او، در یک بنای تاریخی نمی‌توان وزن و رفتار لایه‌های تزئینی را از بستر معماری آن‌ها جدا کرد. هر لایه بخشی از بار خود را به لایه زیرین منتقل می‌کند و تغییر در این مسیر می‌تواند وضعیت موجود را دگرگون کند. او درباره جلوآمدگی سنگ‌های ازاره می‌گوید: «این موضوع نباید صرفاً تغییری ظاهری تلقی شود. اگر سنگی در طول زمان چند سانتی‌متر از موقعیت اولیه خود خارج شده باشد، باید مشخص شود این جابه‌جایی ناشی از چه فرایندی است و آیا پشت آن، تغییرات دیگری در بدنه یا بستر وجود دارد یا خیر. به‌ویژه در یک بنای تاریخی، عدد به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست؛ رابطه آن عدد با ساختار بنا اهمیت دارد.» این متخصص سازه و آسیب‌شناسی بناهای تاریخی، انتقال بار کاشی‌ها از روی سنگ‌های ازاره به ساختار اصلی را اقدامی قابل‌توجه می‌داند، اما تأکید می‌کند: «چنین تصمیمی باید براساس شناخت دقیق مسیر انتقال نیرو انجام شود. اگر قرار باشد باری از یک بخش برداشته و به بخش دیگری منتقل شود، باید ظرفیت بخش دریافت‌کننده و پیامدهای این تغییر نیز بررسی شود.»

او می‌گوید: «یکی از خطرهای مرمت بناهای تاریخی، رفع یک آسیب با ایجاد آسیبی تازه است. به همین دلیل، عملیات اجرایی باید همراه با پایش باشد. پس از تثبیت بدنه و بازگرداندن کاشی‌ها نیز باید بررسی شود که آیا رفتار بدنه تغییر کرده است یا خیر. مرمت زمانی موفق است که بنا پس از مداخله، وضعیت پایدارتر و قابل‌کنترل‌تری پیدا کند.»

کاشی‌های مسجد عباسی بخشی از تصویری بزرگ‌ترند

علیرضا جعفری‌زند، باستان‌شناس و متخصص تاریخ معماری صفوی و تزئینات معماری، اهمیت کاشی‌های مسجد جامع عباسی را فراتر از ارزش بصری آن‌ها می‌داند. از نگاه او، این کاشی‌ها بخشی از یک نظام معماری هستند که در آن، رنگ، نقش، کتیبه، قاب‌بندی و ساختار بنا در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. او در گفت‌وگو با «پیام ما» اظهار می‌کند: «در چنین اثری، هر قطعه کاشی ارزش مستقل و درعین‌حال ارزشی وابسته به جایگاه خود در مجموعه دارد. بنابراین، وقتی قطعه‌ای از بدنه جدا می‌شود، لازم است موقعیت دقیق آن، ارتباطش با قطعات اطراف و ویژگی‌های نقش و رنگ آن ثبت شود. این اطلاعات برای بازگرداندن قطعه به جای درست خود و جلوگیری از خطا در آینده اهمیت دارد.»

این باستان‌شناس و متخصص تاریخ معماری صفوی تأکید می‌کند: «مرمت نباید به بازسازی ظاهری فروکاسته شود. اگر قطعه‌ای قدیمی قابل‌حفظ است، ارزش تاریخی آن با یک قطعه تازه قابل‌جایگزینی نیست. حتی تفاوت‌های جزئی میان مصالح جدید و قدیمی می‌تواند برای مطالعه تاریخ بنا اهمیت داشته باشد. به همین دلیل، استفاده از مصالح جدید باید حساب‌شده و تا حد امکان محدود باشد.»

او ادامه می‌دهد: «حساسیت درباره مسجد جامع عباسی از این جهت دوچندان است که این بنا بخشی از مجموعه میدان نقش جهان است؛ مجموعه‌ای که ارزش آن در مقیاس جهانی به رسمیت شناخته شده است. ازاین‌رو، هر عملیات مرمتی باید هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: جلوگیری از ادامه آسیب و حفظ حداکثری شواهد تاریخی بنا.»

اعتبار موجود است؛ اما زمان با بنا تعارف ندارد

اکنون برای مرمت بدنه‌های آسیب‌دیده اعتبار اختصاص یافته و عملیات اجرایی نیز آغاز شده است. این بخش شاید خبر خوب ماجرا باشد؛ اما واقعیت این است که در بناهای تاریخی، داشتن اعتبار به‌تنهایی به‌معنای پایان بحران نیست. آنچه اهمیت دارد، تشخیص درست اولویت‌ها، کیفیت اجرای عملیات، مستندنگاری و مهم‌تر از همه، ادامه پایش پس از مرمت است.

رحمتی نیز تأکید می‌کند: «وضعیت کاشی‌های مسجد مطلوب نیست و بخش‌هایی از بدنه در معرض خطر بوده‌اند. همین وضعیت باعث شده است عملیات مرمت از نقاطی آغاز شود که خطر جداشدگی در آن‌ها جدی‌تر است. قرار نیست همه کاشی‌های مسجد یک‌باره پایین آورده شوند؛ مداخله براساس شناسایی نقاط آسیب‌دیده و نیازمند اقدام انجام می‌شود.»

این رویکرد در بنایی با چنین ابعاد و اهمیتی، ضروری است. هرچه میزان مداخله کمتر، اما هدفمندتر باشد، امکان حفظ مصالح تاریخی بیشتر می‌شود. از سوی دیگر، اگر نقطه‌ای واقعاً در آستانه جداشدگی باشد، تعلل نیز می‌تواند به از دست رفتن همان چیزی منجر شود که مرمتگر برای حفظ آن تلاش می‌کند.

مرمت مسجد جامع عباسی تازه پس از جمع‌شدن داربست‌ها آغاز می‌شود

مرمت کاشی‌های مسجد جامع عباسی را نمی‌توان با تصویری از کاشی‌های شسته‌شده و نصب‌شده پایان‌یافته دانست. آنچه امروز در این بنا اتفاق می‌افتد، آزمونی برای شیوه مواجهه ما با یک اثر ثبت جهانی است؛ آزمونی که نتیجه آن فقط در ظاهر کاشی‌های بازگشته به جای خود دیده نمی‌شود.

مسئله اصلی این است که آیا عوامل مؤثر بر آسیب شناخته و کنترل شده‌اند؟ آیا بار تزئینات به‌شکل مناسبی مدیریت شده است؟ آیا سنگ‌های ازاره پس از مرمت پایدار می‌مانند؟ آیا وضعیت بخش‌های دیگر بدنه نیز پایش می‌شود؟ و مهم‌تر از همه، آیا برای سال‌های آینده سازوکاری برای مشاهده و ثبت تغییرات بنا وجود دارد؟ مسجد جامع عباسی چهار قرن از تاریخ اصفهان را پشت سر گذاشته است. کاشی‌های آن بارها گرما، سرما، رطوبت، لرزش، تعمیرات و تغییرات محیطی را تجربه کرده‌اند و امروز نیز با مسئله‌ای تازه روبه‌رو هستند. آنچه اکنون اهمیت دارد، فقط این نیست که بخشی از این کاشی‌ها دوباره بر دیوار بنشینند؛ اهمیت ماجرا در این است که هنگام بازگرداندن آن‌ها، بخشی از تاریخ بنا از بین نرود. در یک اثر ثبت جهانی، مرمت مسابقه‌ای برای زیباتر کردن بنا نیست. مرمت باید تا جای ممکن آنچه را از گذشته باقی مانده است، حفظ کند و اجازه دهد بنا با کمترین دخالت، زندگی تاریخی خود را ادامه دهد. مسجد جامع عباسی امروز بیش از هر چیز به همین نگاه نیاز دارد؛ نگاهی که پشت نقش‌های فیروزه‌ای را هم ببیند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *