در نشست «آب و اقلیم در مطالعات زنان» انجمن جامعهشناسی ایران مطرح شد
زن، بیرون از معادلــــــه آب
بحران آب، زنان را در خط مقدم پیامدهای کمآبی قرار داده، اما جای آنها در پژوهش سیاستگذاری و تصمیمگیری درباره آب همچنان خالی است
۲ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۳۰
بین سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳، نزدیک به ۴۱ نفر در حوضچههای آب سیستانوبلوچستان غرق شدهاند؛ نیمی از آنان دختربچههایی بودند که برای تأمین آب موردنیاز خانواده و دامهایشان، در راه کولبری آب کشته شدند، اما «مرگشان فقط یک حادثه دیده شد، نه یک واقعه در حوزه زنان». این آمار را «مهتا بذرافکن»، جامعهشناس آب و اقلیم، ارائه داد و از حاضران در نشست انجمن جامعهشناسی پرسید چند رسانه تاکنون نام این دختران را برجسته کردهاند. او همچنین به صفهای تانکر آب در روزهای گرم که بیشتر افراد حاضر در آنها زناند، اشاره کرد: «مگر اینها بخشی از جامعه زنان نیستند که بار حمل آب را به دوش میکشند؟ اگر قرار است در مطالعات زنان از خشونت و نابرابری صحبت کنیم، نمیتوانیم حذفشان کنیم.»
عصر شنبه، ۳۱ مرداد، «انجمن جامعهشناسی ایران» میزبان یکی از سلسلهنشستهای «معرفی زنان تأثیرگذار در جامعه ایران» بود. «شیرین احمدنیا»، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران و مدیر گروه مطالعات زنان، هدف از برگزاری این سلسلهنشستها را بازتاب چالشها، نابرابریها و تبعیضهای جنسیتی، در کنار معرفی دستاوردها و تجربههای ثمربخش زنان تأثیرگذار ایرانی عنوان کرد.
او «مهتا بذرافکن»، نخستین سخنران این نشست با موضوع «آب و اقلیم در مطالعات زنان»، را پژوهشگری برجسته در سطح بینالمللی در حوزهای دانست که «عموماً مردانه تلقی میشود».
از زنان در توسعه تا بدن و تجربه زیسته
«معصومه اشتیاقی»، دکترای جامعهشناسی، پژوهشگر آب و محیطزیست، عضو انجمن بینالمللی آب و عضو گروه مطالعات زنان، در نقش دبیر این نشست، سیر تحول گفتمان جهانی «زنان و آب» را مرور کرد؛ از دهههای نخست که صرفاً ورود زنان به پروژههای توسعه دیده میشد تا نقدهای دهه ۹۰ میلادی با عنوان «اکولوژی سیاسی فمینیستی» که آب را نه صرفاً یک منبع طبیعی، بلکه عرصه بازتولید قدرت میدانستند.
او به کنفرانس آب و محیطزیست دوبلین در سال ۱۹۹۲ اشاره کرد که برای نخستینبار مسئله زنان را در کانون گفتمان رسمی مدیریت آب قرار داد. سپس به دهههای بعد رسید؛ از مشارکت زنان در تشکلهای آببران محلی، همراه با این پرسش انتقادی که «زنان تا چه اندازه در قدرت تصمیمگذاری و تصمیمگیری واقعی سهم دارند؟»، تا ورود آب به ساختار حکمرانی در دهه ۲۰۰۰ و در نهایت، توجه دهه ۲۰۲۰ به بدن و تجربه زیسته زنان و بحث بیعدالتی تقاطعی؛ اینکه هیچ مدل واحدی از «زن» وجود ندارد. به گفته اشتیاقی، در ایران، روایت غالب درباره آب را دولت شکل میدهد و صداهای دیگر، از جمله تجربه زیسته زنان، کمتر شنیده و نقد میشوند. حوزه آب همچنان عمدتاً فنی و تکنیکال تعریف میشود و کمتر کسی به لایههای اجتماعی و جنسیتی پشت سدسازیها یا افت آبهای زیرزمینی میپردازد. در سرزمینی که از «ورشکستگی آب» سخن گفته میشود، هنوز کمتر پرسیدهایم این بحران چه هزینهای برای زندگی مردم، بهویژه زنان، داشته است.
او بذرافکن را از پیشگامان ورود به این حوزه معرفی کرد. بذرافکن دکترای جامعهشناسی تغییرات اجتماعی را در دانشگاه شیراز با محوریت آب و جامعه گذرانده و عضو کارگروههای آب و خاک استان بوشهر و همکار پژوهشکده آب دانشگاه خلیجفارس است. او بیش از ۱۷ مقاله علمی منتشر کرده و رساله دکترایش در سال ۱۳۹۶ از سوی وزارت علوم بهعنوان اثر برتر برگزیده شده است. بذرافکن کتاب «سیمای زنان در حفاظت و بهرهبرداری از منابع آب» و راهنمای سواد آبی کودکان را نوشته و وبسایت «آموزشیار» را در همین حوزه مدیریت میکند.
بذرافکن سخنش را با روایت مسیر شخصیاش آغاز کرد. بخشی از رساله دکترایش در سال ۱۳۹۴ به تأثیر آلودگیهای صنعتی بر زیست زنان در عسلویه اختصاص داشت، اما تجربه زیسته خودش و زنان بسیاری در فارس که زندگیشان قربانی خشکسالی شده بود، او را به حوزه آب و اقلیم کشاند. نخستین مقالهاش در سال ۱۳۹۶ نشان داد خشونت علیه زنان در مناطق خشکسالیزده افزایش مییابد. بذرافکن همچنین دوره سهساله آنلاین «آب و جامعه» دانشگاه آریزونا را گذرانده است.
چرا آب برای زنان موضوعی فرعی نیست؟
بذرافکن در پاسخ به این پرسش که چرا در میان انبوه مسائل زنان، از خشونت و قتل تا فقر، باید به آب و اقلیم پرداخت، گفت: «مسئله آب و محیطزیست و اقلیم برای زنان فرعی نیست، چون به شرایط مادی و امکان زیستن آنها مربوط میشود.» به گفته او، یکی از دلایل کمکاری مطالعات زنان در این حوزه، همان نگاه تکنیکال و مهندسیشدهای است که اشتیاقی هم به آن اشاره کرد. سدسازی و افت آبهای زیرزمینی معمولاً فقط از منظر فنی بررسی میشوند، درحالیکه زنجیرهای از پیامدهای اجتماعی و جنسیتی پشت آنها کمتر دیده میشود. از نگاه بذرافکن، مطالعات زنان باید به همین لایههای کمتر دیدهشده بحران آب وارد شود؛ جایی که مسئله آب با زندگی، معیشت و نابرابری جنسیتی گره میخورد.
بذرافکن برای نشاندادن این غیبت، به تجربهای از گردانندگی کانال «آب و جامعه» اشاره کرد؛ جایی که مردی نوشتههای او را در کانال کشاورزان بازنشر میکرد، اما ناچار بود نام او را حذف کند، «چون اگر میدیدند یک خانم نوشته، اصلاً مطلب را نمیخواندند».
او میگوید در چند سال برگزاری کارگاه با کشاورزان نیز بارها با همین نگاه مواجه شده است. وقتی یک زن درباره آب، بهویژه آبهای زیرزمینی، صحبت میکند، هنوز این پرسش مطرح میشود که «زن را چه به اظهارنظر درباره آبهای زیرزمینی؟» این نامرئیبودن، به گفته او، فقط در میدان و نگاه کشاورزان نیست و در ادبیات علمی حوزه آب هم تکرار میشود.
بذرافکن با مرور نزدیک به یک دهه محتوای یک وبسایت تخصصی آب در ایران گفت بیشترین حجم مقالات مرتبط با زنان به مصرف خانگی آب اختصاص دارد. رابطه زنان با منابع آب و تقسیم جنسیتی کار در آبیاری که فرهنگ آن را «کار مردانه» میداند، تقریباً بررسی نشده و درباره خشکسالی و زنان نیز تنها مقاله موجود را خودش نوشته بود. به گفته او، جامعهشناسی تقریباً در این میدان غایب است و بیشتر مطالعات سازگاری با اقلیم را رشتههایی مانند ترویج کشاورزی و جغرافیای روستایی انجام دادهاند.
چرا زنان در تصمیمگیری سهمی ندارند؟
بذرافکن بحث را به یکی از مهمترین بخشهای سخنرانیاش رساند؛ نقد گفتمانی که زنان روستایی را «قهرمانان سازگاری با اقلیم» میخواند. او در مقالهای که اکنون در نشریه «Climate and Development» در دست داوری است، این روایت را از پوسته تحسینآمیزش بیرون کشیده است. به گفته او: «در روایتهای بینالمللی همیشه میگویند زن روستایی توانست با تأمین مالی، خانوادهاش را از فقر ناشی از خشکسالی نجات دهد. اما کسی نمیپرسد بهای این سازگاری برای خود او چیست. آن زن چقدر باید کار مراقبتی و کار عاطفی میکرد، اضطراب خانواده را میپوشاند و امیدوارشان میکرد، درحالیکه خودش زیر بار نگرانی از بازپرداخت وام بود؟»
به گفته بذرافکن، اسناد و سیاستهای بینالمللی از «کار مراقبتی» زنان سخن میگویند، اما کمتر جایی از سرمایه عاطفیای صحبت میشود که زنان برای سازگاری با بحران اقلیمی هزینه میکنند؛ سرمایهای که در آمارهای توسعه دیده نمیشود. زن باید همزمان بار مراقبت از خانواده، مدیریت اضطراب و حفظ امید را به دوش بکشد و درعینحال، با ناامنی اقتصادی و نگرانی از آینده دستوپنجه نرم کند.
او در ادامه پرسشی گستردهتر را پیش کشید: «چرا وقتی از زنان خانهدار خواسته میشود الگوی مصرف باشند و در شرایط کمآبی مصرف آب را مدیریت کنند، همان زنان در تصمیمگیری درباره تخصیص و مدیریت آب شهر و منطقهشان سهمی ندارند؟ چرا در کل زنجیره، اسمی از زن نیست و فقط در پایان زنجیره، جایی که قرار است کمبود باشد، زن باید با آن درگیر باشد؟»
زن متخصص؛ بیرون از میدان
بذرافکن اما مراقب بود این روایت به قربانیسازی صرف از زنان تقلیل پیدا نکند. از نگاه او، مسئله فقط زنان روستایی آسیبدیده نیست، بلکه ساختارهایی است که حتی زنان متخصص را نیز از میدان تخصصی خود کنار میزنند.
او به دو پژوهش در این زمینه اشاره کرد؛ مطالعهای در سال ۲۰۲۳ درباره تأمین مالی پژوهشهای حوزه آب که نشان میداد با وجود نرخ موفقیت مشابه زنان و مردان، زنان سهم کمتری از بودجههای پژوهشی دریافت میکنند و در درخواستهای بعدی نیز موفقیت کمتری دارند و پژوهشی در سال ۲۰۱۴ درباره زنان هیدرولوژیست (متخصص علوم آب) که نشان میداد آنان گاه با این استدلال که حضورشان در مأموریتهای میدانی میتواند به خانواده آسیب بزند، از این مأموریتها بازداشته میشدند.
به تعبیر او، مسئله این زنان کمبود دانش یا تخصص نیست: «سیستم نمیگوید تو دانش نداری؛ میگوید تو یک زنی.» از این منظر، مداخلات و کلیشههای جنسیتی میتوانند حتی زنان صاحبتخصص را از امکان بهکارگیری دانششان محروم کنند.
ورود جامعهشناسان به حوزه آب را نمیپذیرند
به گفته بذرافکن، ورود به میدان آب فقط با چالش جنسیت روبهرو نیست. او از تجربه گفتوگو با کشاورزان، دامداران، شترداران و نخلداران بوشهر گفت؛ از بیش از ۱۴ کارگاه با کشاورزان درباره برداشت آب زیرزمینی و تلاش برای ترغیب آنان به کاهش مصرف آب و تغییر الگوی کشت.
در این میدان، به گفته او، بیش از آنکه جنسیت مانع باشد، تضاد منافع و دشواری تغییر عادتهاست که کار را سخت میکند. «وقتی به کشاورز میگویید سطح کشتت را کاهش بده یا کمتر آب مصرف کن، بلافاصله میپرسد پس من چطور زندگی کنم؟ من چطور خانوادهام را نان بدهم؟» به همین دلیل، متقاعدکردن کشاورزان به صبر، رفتوآمد، گفتوگوی مداوم و ارائه شواهد علمی نیاز دارد.
بااینحال، او تأکید کرد که در تجربه میدانیاش در بوشهر، جامعه محلی همواره با احترام با او برخورد کرده است: «در بوشهر همیشه با احترام روبهرو شدم.»
از نگاه او، چالش اصلی بیشتر در جایی است که شاید کمتر به چشم بیاید: نهادهای رسمی آب و مرزهای میانرشتهای. به گفته بذرافکن، هنوز برای بسیاری از نهادهای آب، ورود جامعهشناسان به این حوزه چندان پذیرفته نیست و آب همچنان قلمرویی تخصصی تلقی میشود که عمدتاً باید از دریچه فنی و مهندسی به آن نگاه کرد. «انتظار نداشته باشید در این حوزه برای شما فرش قرمز پهن کنند.»
«ما فقط آب میخواهیم؛ ما را نکشید»
سخنرانی بذرافکن در نهایت به اعتراضات آب در خوزستان رسید؛ آنجا که فریاد یک زن هنوز طنینانداز است: «ما فقط آب میخواهیم؛ ما را نکشید، ما را نزنید.» او این جمله را نه صرفاً شعاری تاریخی، بلکه بهعنوان صدای زنانی خواند که در زندگی روزمره، بیش از هر کس دیگری با پیامدهای کمآبی مواجهاند؛ زنانی که هر بار آب قطع میشود، باید ظرفها را پر کنند، مصرف خانواده را مدیریت کنند و زندگی روزمره را با همان میزان آب پیش ببرند. در همان حال نیز مسئول صرفهجویی شناخته میشوند، بیآنکه در هیچ نقطهای از زنجیره تصمیمگیری درباره آب حضور داشته باشند. مسئله فقط سهم زنان از آب نیست، بلکه این است که چه کسانی در بحران آب دیده و شنیده میشوند و چه کسانی نه؛ از دخترانی که برای آب جان باختهاند و زنانی که بار کمآبی را در خانه به دوش میکشند تا زنان متخصصی که برای ورود به عرصه تصمیمگیری با موانع جنسیتی روبهرو هستند. به باور بذرافکن، اگر قرار است از عدالت جنسیتی در حوزه آب سخن گفته شود، این زنان باید نهفقط در پایان زنجیره ــ جایی که کمبود از راه میرسد ــ بلکه در تمام مراحل تصمیمگیری و سیاستگذاری هم حضور داشته باشند. بحران آب فقط بحران منابع نیست؛ بحران نابرابری در دیدهشدن و تصمیمگیری نیز است.
برچسب ها:
اقلیم، انجمن جامعهشناسی ایران، بحران آب، توسعه پایدار، حکمرانی آب، زنان و آب، عدالت جنسیتی، محیط زیست، مسئله آب و محیطزیست، مطالعات زنان، مهتا بذرافکن
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خراسان جنوبی از کمآبی عبور کرده و وارد بحران شده است
دستدرازی به آبهای چندهزارساله
روایت یک فرصت فراموششده در پسماند نساجی
چرخهای که بدون زنان نمی چرخد
گفتوگو با «صالح تسبیحی» درباره پروژه «افراسیاب»؛ روایتی از بحران آب در ایران
دوازده پرده از خشکسالی
دستمزد معیشتی؛ حلقه گمشده مسئولیت اجتماعی شرکتی
سازمان حفاظت محیطزیست مجوز فعالیت پنجمین میدان نفتی در «هورالعظیم» را صادر کرد
«سهـــــراب» به میـدان آمد
تأکید بر تقویت زیرساختهای زیستمحیطی خوزستان
ضرورت مدیریت فاضلاب و حفظ رودخانه کارون
آموزش نوین بحران آب در البرز: از هوش مصنوعی تا بازیافت خلاقانه
رونمایی از «سفر کارت» با اعتبار ۵۰۰ میلیون تومانی؛ جزئیات تسهیلات جدید گردشگری داخلی
مدت ماندگاری پلاک فکشده خودرو
پلاک فکشده خودرو تا چه زمانی به نام مالک قبلی میماند؟
گزارشهای مردمی از اختلال در عرضه بنزین پایتخت
ماجرای تعطیلی برخی جایگاههای سوخت در تهران
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
مرگ مادری به بم رسید
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید