گزارشی درباره «کنوکارپوس»؛ درخت محبوب مدیران شهری و کابوس تأسیسات و زیرساخت‌های جنوب

ریشه‌ها شهر را می‌بلعند





ریشه‌ها شهر را می‌بلعند

۳۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

تَرک‌ها معمولاً آرام و بی‌صدا آغاز می‌شوند؛ شکافی باریک روی دیوار یک خانه، برآمدگی کوچکی در کف حیاط یا موزاییک‌های پیاده‌روهایی که اندک‌اندک از جای خود بلند می‌شوند. در نگاه نخست شاید همه‌چیز به فرسودگی ساختمان، معابر و یا گذر زمان نسبت داده شود، اما در بسیاری از شهرهای جنوبی کشور، عامل این آسیب‌ها زلزله یا فرونشست زمین نیست؛ بلکه ریشه‌های درختانی است که سال‌ها پیش با هدف توسعه فضای سبز در حاشیه خیابان‌ها و مقابل خانه‌ها کاشته شدند.

درخت «کنوکارپوس» که زمانی نماد موفقیت مدیریت شهری در مقابله با خشکسالی و کم‌آبی به شمار می‌رفت، امروز در برخی مناطق به یکی از بحث‌برانگیزترین گونه‌های فضای سبز شهری تبدیل شده است. در خوزستان، هرمزگان و مناطق جنوبی استان فارس، علاوه بر شکایت‌هایی درباره حساسیت‌زایی این گیاه، گزارش‌های متعددی از خسارت ریشه‌های این درخت به پیاده‌روها، شبکه‌های زیرزمینی و حتی منازل مسکونی مطرح می‌شود؛ خسارت‌هایی که حالا این پرسش را پیش روی مدیران شهری قرار داده است که آیا توسعه فضای سبز بدون توجه به پیامدهای بلندمدت، خود به بحرانی تازه برای شهرها تبدیل شده است؟

مصلحت در سکوت است!

شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا نه ریشه‌های کنوکارپوس، بلکه سرنوشت مسئولیت در برابر این ریشه‌ها باشد. شهردار حاجی‌آباد در جنوب شرق استان فارس، در پاسخ به پرسش‌های «پیام ما» درباره خسارت‌های احتمالی این درختان، ترجیح می‌دهد خود را از جایگاه پاسخگویی کنار بکشد. او می‌گوید: «من در این مورد جواب نمی‌دهم، چون کارشناس نیستم.»

پاسخی که البته پرسش تازه‌ای را پیش می‌کشد؛ اگر شهردار یک شهر درباره یکی از مهم‌ترین چالش‌های فضای سبز و زیرساخت‌های شهری آن شهر پاسخگو نباشد، چه کسی باید پاسخ دهد؟

وقتی این پرسش مطرح می‌شود، مسئولیت به شورای شهر ارجاع داده می‌شود و سپس به کارشناسان فضای سبز. به این ترتیب، موضوع میان میزهای مختلف جابه‌جا می‌شود، بی‌آنکه کسی مسئولیت نهایی آن را بپذیرد. در لارستان استان فارس نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. شهردار لار اگرچه اصل مسئله را انکار نمی‌کند، اما ترجیح می‌دهد درباره آن سخنی نگوید. او به «پیام ما» می‌گوید: «مصلحت این است که درباره این موضوع سکوت کنم.» این جمله شاید بیش از هر توضیح دیگری گویای وضعیت موجود باشد؛ سکوتی که نه مسئله را حل می‌کند و نه پاسخ روشنی به نگرانی شهروندان می‌دهد.

شهردار لار البته دلیل این سکوت را نیز توضیح می‌دهد؛ به گفته او، ورود به این بحث ناگزیر به موضوع قطع درختان منتهی می‌شود؛ اقدامی که می‌تواند واکنش‌های اجتماعی و محیط‌زیستی به همراه داشته باشد.
اما همین استدلال، پرسش دیگری را مطرح می‌کند؛ آیا نگرانی از هزینه‌ها یا واکنش‌ها می‌تواند جایگزین پاسخگویی شود؟ اگر درختان به زیرساخت‌های شهری، پیاده‌روها، شبکه‌های تأسیساتی و حتی املاک مردم آسیب می‌زنند، آیا سکوت راه‌حل مسئله است یا صرفاً به تعویق انداختن آن؟

آنچه در پاسخ‌های دو مدیر شهری مشترک به نظر می‌رسد، نه دفاع از کنوکارپوس و نه رد قطعی خسارت‌های آن، بلکه تلاش برای فاصله گرفتن از مسئولیت تصمیمی است که سال‌ها پیش گرفته شده است. در واقع، هرچه به منشأ این تصمیم نزدیک‌تر می‌شویم، پاسخ‌ها مبهم‌تر می‌شوند. هنوز روشن نیست چه نهادی کاشت گسترده این گونه را در شهرهای جنوبی کشور توصیه کرده، مطالعات اولیه آن کجا انجام شده و چه ارزیابی‌ای از پیامدهای بلندمدت آن وجود داشته است.

نتیجه اما روشن است؛ ریشه‌هایی که امروز از زیر آسفالت‌ها بیرون زده‌اند، نشانه‌های تصمیم‌هایی هستند که زمانی بدون توجه کافی به آینده گرفته شدند و اکنون هیچ‌کس تمایل ندارد مالکیت کامل آنها را بپذیرد.

هشدار درباره کاشت گسترده کنوکارپوس

«محمد فیضی»، کارشناس محیط زیست و رئیس خانه مشارکت مردم در سلامت دانشگاه علوم پزشکی ایلام، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره ادامه کاشت گسترده درخت کنوکارپوس در شهرهای کشور هشدار می‌دهد و می‌گوید: «تجربه دو دهه گذشته نشان می‌دهد این گونه که زمانی به‌عنوان راهکاری برای توسعه سریع فضای سبز در مناطق گرم و خشک معرفی می‌شد، امروز در بسیاری از شهرها به یکی از منابع نگرانی در حوزه زیرساخت‌های شهری، محیط زیست و حتی سلامت عمومی تبدیل شده است.»

به گفته او، کنوکارپوس از اوایل دهه ۱۳۸۰ و عمدتاً از طریق کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد کشور شده است. «مقاومت بالا در برابر گرما، شوری و کم‌آبی باعث شد شهرداری‌ها و متولیان فضای سبز در استان‌های جنوبی به استقبال آن بروند، اما متأسفانه در بسیاری موارد کاشت این گونه بدون بررسی جامع پیامدهای بلندمدت آن صورت گرفت.» این کارشناس محیط زیست با اشاره به گستره کاشت کنوکارپوس در کشور می‌افزاید: «بیشترین تراکم این گونه در استان‌های خوزستان و هرمزگان دیده می‌شود و شهرهایی مانند اهواز، بندرعباس و جزیره کیش سال‌هاست با تبعات ناشی از کاشت گسترده آن مواجه هستند. در سال‌های اخیر همچنین در برخی مناطق جنوبی استان فارس و شهرستان‌هایی که شرایط اقلیمی گرم دارند نیز استفاده از این گونه گسترش یافته است.» به گفته او، گزارش‌هایی از گسترش کنوکارپوس در برخی مناطق استان کرمان از جمله جیرفت نیز وجود دارد که نشان می‌دهد دامنه استفاده از این گونه دیگر محدود به نوار ساحلی جنوب کشور نیست.

توسعه تهاجمی ریشه‌ها

فیضی مهم‌ترین چالش کنوکارپوس را توسعه تهاجمی ریشه‌های آن عنوان می‌کند و می‌گوید: «در بسیاری از شهرها گزارش‌هایی از تخریب پیاده‌روها، جابه‌جایی جدول‌ها، شکستن آسفالت معابر و آسیب به زیرساخت‌های شهری در اثر رشد ریشه‌های این درخت ثبت شده است. این موضوع به‌ویژه در مناطقی که شبکه‌های تأسیساتی در عمق کم قرار دارند، بیشتر مشاهده می‌شود.» او ادامه می‌دهد: «در برخی موارد نیز نفوذ ریشه‌ها به خطوط آب و فاضلاب و شبکه‌های آبیاری گزارش شده که هزینه‌های قابل توجهی را به مدیریت شهری تحمیل کرده است.»

از سوی دیگر، به گفته او، هزینه‌های واقعی کنوکارپوس پس از کاشت آشکار می‌شود. «اگرچه این درخت در برابر گرما و کم‌آبی مقاوم است، اما نگهداری آن هزینه‌های قابل توجهی به همراه دارد. رشد سریع تاج درخت موجب می‌شود هرس مستمر آن به یک ضرورت تبدیل شود؛ به‌ویژه در مجاورت خطوط انتقال برق و تأسیسات شهری که در صورت بی‌توجهی می‌تواند مخاطراتی ایجاد کند.» فیضی تأکید می‌کند: «شهرداری‌ها علاوه بر هزینه هرس، ناچار به صرف هزینه برای ترمیم معابر و زیرساخت‌هایی هستند که در اثر توسعه ریشه‌ها آسیب می‌بینند.»

نگرانی درباره تنوع زیستی شهری

فیضی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به پیامدهای محیط‌زیستی این گونه اشاره می‌کند: «اگرچه برخی مطالعات به توانایی کنوکارپوس در تحمل شرایط سخت محیطی و جذب بخشی از آلاینده‌ها اشاره دارند، اما از سوی دیگر نگرانی‌هایی درباره رقابت این گونه با پوشش گیاهی بومی و تأثیر آن بر تنوع زیستی شهری وجود دارد.» به گفته او، توسعه بی‌رویه گونه‌های غیربومی می‌تواند به‌تدریج جایگاه گونه‌های بومی را تضعیف کرده و ساختار طبیعی فضای سبز شهری را دچار تغییر کند.

سلامت عمومی نباید نادیده گرفته شود

موضوع دیگری که در سال‌های گذشته توجهات را به کنوکارپوس جلب کرده، اظهارنظرهایی درباره حساسیت‌زایی آن، به‌ویژه در شهر اهواز است. فیضی هم دراین‌باره می‌گوید: «در برخی مناطق، به‌ویژه در فصل گل‌دهی، گزارش‌هایی از افزایش حساسیت‌های فصلی، آلرژی و مشکلات تنفسی در میان شهروندان مطرح شده است. هرچند برای تعیین میزان دقیق اثرگذاری این گونه بر سلامت عمومی به مطالعات بیشتری نیاز داریم، اما نمی‌توان این نگرانی‌ها را نادیده گرفت.»

ضرورت بازنگری در سیاست‌های فضای سبز

فیضی در ادامه با تأکید بر لزوم تغییر رویکرد در مدیریت فضای سبز شهری اضافه می‌کند: «تجربه کنوکارپوس نشان داد که انتخاب گونه‌های گیاهی نباید صرفاً بر اساس سرعت رشد یا مقاومت در برابر شرایط اقلیمی انجام شود. پیامدهای محیط‌زیستی، هزینه‌های نگهداری، اثرات زیرساختی و حتی ابعاد بهداشتی نیز باید در تصمیم‌گیری‌ها لحاظ شود.» او بیان می‌کند: «ادامه کاشت گسترده کنوکارپوس بدون ارزیابی کارشناسی می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و محیط‌زیستی بیشتری به شهرها تحمیل کند. پیشنهاد ما این است که کاشت این گونه در مناطق پرریسک متوقف شود و برنامه‌ای تدریجی برای جایگزینی آن با گونه‌های بومی سازگار با اقلیم هر منطقه در دستور کار قرار گیرد.»
به گفته او، در استان‌های مختلف کشور، از جمله خوزستان، هرمزگان، فارس و سایر مناطق گرمسیری، گونه‌های بومی ارزشمندی وجود دارد که می‌توانند بدون ایجاد خسارت‌های گسترده به زیرساخت‌های شهری، نقش مؤثری در توسعه فضای سبز ایفا کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *