شهرِ بیپنــــــاه، معماریِ بیپاسخ
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱:۰۰
سخنگوی دولت از «تراکم شناور» برای جنگزدگان میگوید اما این حرف بیش از هر چیز نبود یک برنامه روشن برای مدیریت بحران و بازسازی شهرهای ایران را نشان میدهد
در روزهایی که سایه جنگ بر سر شهرها سنگینی میکند، دیگر نمیتوان معماری را صرفاً یک فعالیت زیباشناسانه یا اقتصادی دانست. در چنین شرایطی، معماری مستقیماً با بقا گره میخورد. با این حال، آنچه امروز در شهرهای ایران میبینیم، بیشتر به انکار واقعیت شبیه است تا مواجهه با آن؛ گویی شهرها برای نمایش ساخته شدهاند، نه برای دوام آوردن و ادامه حیات.
آنچه در سالهای اخیر به نام توسعه و نوسازی بر شهرها تحمیل شده، در عمل چیزی جز انباشت شکنندگی نیست. برجهای شیشهای که با کوچکترین اختلال در تأمین انرژی کارایی خود را از دست میدهند، مجتمعهای فشردهای که ساکنانشان هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، و زیرساختهایی که آنقدر متمرکز و وابسته طراحی شدهاند که با قطع یک گره، کل سیستم از کار میافتد؛ همه نشانههایی از طراحی برای شرایط ایدئالاند، نه برای واقعیت پرتنش امروز.
بحرانهای اخیر این واقعیت را با وضوحی بیرحمانه آشکار کردند: شهرهای ما برای بحران ساخته نشدهاند. نه پناهگاهی وجود دارد که بتوان به آن پناه برد، نه شبکهای از فضاهای عمومی که در لحظه خطر به مراکز سازماندهی و حمایت تبدیل شوند. آنچه از فضای عمومی باقی مانده، یا در اختیار نهادهای رسمی است یا چنان بیکارکرد و بیروح که در زمان بحران عملاً نقشی ایفا نمیکند. این وضعیت، نتیجه یک خطای موردی نیست، حاصل سالها بیتوجهی سیستماتیک به رابطه میان فضا، جامعه و بحران است.
در چنین شرایطی، تکرار کلیشههای رایج درباره «معماری پایدار» نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه آن را پنهانتر هم میکند. پایداری به چند پنل خورشیدی و عایق حرارتی تقلیل یافته و مهمترین بعد آن، یعنی توان بقا در شرایط ناپایدار، نادیده گرفته شده است. پایداری واقعی آنجاست که یک ساختمان یا محله، حتی در غیاب زیرساختهای انرژی، بتواند به حیات خود ادامه دهد؛ نه اینکه با قطع برق و آب، فوراً غیرقابل سکونت شود.
اما بحران فقط کالبدی نیست. شاید عمیقترین شکست معماری معاصر، ناتوانی آن در ساختن «جامعه» باشد. ما در فضاهایی زندگی میکنیم که افراد را کنار هم قرار میدهند، اما هیچ رابطهای میانشان شکل نمیگیرد. در چنین وضعیتی، صحبت از تابآوری اجتماعی بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است. چگونه میتوان از جامعهای انتظار تابآوری داشت، وقتی ابتداییترین شبکههای همبستگی در آن شکل نگرفتهاند؟
آپارتمانهای امروزی، با راهروهای بسته و حداقل فضاهای مشترک، عملاً هرگونه تعامل را از بین بردهاند. محلهها بهجای آنکه ساختارهای اجتماعی باشند، به واحدهای مصرفی تبدیل شدهاند. در این میان، هر بحران، چه جنگ، چه زلزله یا قطع گسترده خدمات، تنها یک شوک فیزیکی نیست، بلکه به فروپاشی اجتماعی هم منجر میشود. اینجاست که معماری، بهجای آنکه بخشی از راهحل باشد، خود به بخشی از مسئله تبدیل میشود.
در همین چارچوب، برخی رویکردهای سیاستی نیز نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکنند، بلکه به بازتولید همین الگوی شکننده دامن میزنند. برای نمونه، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در واکنشی به تخریب منازل در جریان جنگ اعلام کرد: «دولت پول بازسازی منازل را نمیدهد و در عوض، تراکم شناور ارائه میکند تا سازندگان برای ساختوساز ترغیب شوند.» این نگاه، بیش از آنکه پاسخی به بحران باشد، ادامه همان منطق پیشین است؛ منطقی که مسئله را صرفاً در قالب افزایش ساختوساز و بهرهبرداری بیشتر از زمین میبیند.
در حالیکه تجربه نشان داده تراکم، اگر بدون توجه به ظرفیت زیرساختها، کیفیت فضاهای عمومی و روابط اجتماعی افزایش یابد، خود به عاملی برای تشدید ناپایداری تبدیل میشود. شهری که پیشتر نیز در تأمین انرژی، خدمات و مدیریت بحران با ضعف مواجه بوده است، با افزایش تراکم نه مقاومتر، بلکه شکنندهتر خواهد شد. در چنین شرایطی، تراکم نه جبران خسارت است و نه راهحل بازسازی؛ بلکه میتواند همان بحرانی را که پیشتر وجود داشته، عمیقتر کند.
از سوی دیگر، برای مردمی که خانههایشان را بهطور کامل از دست دادهاند، روشن نیست «حق ساخت بیشتر» چگونه میتواند جایگزین امنیت از دسترفته، سرپناه فوری و امکان بازگشت به زندگی شود. اینجاست که فاصله میان سیاستگذاری و واقعیت زیسته، بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
با این حال، نگاهی به گذشته نشان میدهد که معماری بومی ایران، بدون ادعای «پایداری»، بسیاری از اصول آن را در عمل محقق کرده بود. حیاطهای مرکزی، فضاهای نیمهخصوصی و ساختارهای محلهای مانند چارسوها و راستهبازارها، علاوه بر پاسخهای اقلیمی، بستری برای شکلگیری روابط انسانی بودند؛ روابطی که در زمان بحران، به شبکههای حمایت و همکاری تبدیل میشدند؛ چیزی که امروز بهشدت کمیاب است.
مسئله اما بازگشت به گذشته نیست، بلکه یاد گرفتن از آن است. آنچه امروز به آن نیاز داریم، بازتعریفی از معماری پایدار است؛ تعریفی که بقا و دوام را در حاشیه زیبایی و عملکرد قرار ندهد. باید بپذیریم که فضاها باید برای شرایط غیرعادی طراحی شوند، نه فقط برای روزهای آرام.
چنین تغییری بدون بازنگری جدی در شیوههای طراحی و سیاستگذاری ممکن نیست. مقررات ساختوساز باید مواجهه با بحران را به یک اصل تبدیل کنند، نه یک بند حاشیهای. فضاهای عمومی نیز باید از حالت نمایشی خارج شوند و به زیرساختهایی واقعی برای اجتماع بدل شوند؛ فضاهایی که در شرایط اضطراری بتوانند نقش پناهگاه، مرکز توزیع یا محل تصمیمگیری جمعی را ایفا کنند.
با این حال، مهمترین تغییر شاید در سطح نگاه باشد. تا زمانی که معماری، خود را از واقعیتهای سیاسی و اجتماعی جدا بداند، نمیتوان انتظار داشت در لحظه بحران کارآمد باشد. جنگ حتی بهعنوان یک تهدید دائمی، بخشی از واقعیت امروز است و نادیده گرفتن آن، بیش از آنکه خوشبینی باشد، نوعی بیمسئولیتی است.
شهرهای ما امروز بیش از هر زمان دیگری به بازنگری نیاز دارند؛ نه فقط در فرم و نما، بلکه در بنیانهای فکریای که آنها را شکل دادهاند. پرسش اینجاست: آیا ما برای بحران آمادهایم، یا فقط امیدواریم هرگز رخ ندهد؟ این دیگر یک دغدغه نظری نیست. اگر «معماری پایدار» قرار است از یک شعار توخالی فراتر برود، باید پاسخی روشن به این پرسش بدهد؛ پاسخی که در تصمیمهای امروز ما درباره شهرها نمود پیدا کند. در غیر این صورت، هر بحران فقط پرده دیگری را کنار میزند و نشان میدهد ما شهرهایی ساختهایم که بیش از آنکه برای زندگی مناسب باشند، برای فروپاشی آمادهاند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
هفت مرحله تا پادشکنندگی بومگردی
مرحله سوم؛ ظرفیت تحمل
تغییر مدیر، بدون تغییر در نسبت مسئولیت و اختیار
زمین، بازنده جنگ
وقتی اینکاها با کوه حرف میزدند
«ووکیسم» افراطی و بازتاب آن در فرهنگ و سینمای معاصر جهان
روایت در محاصره سیاستهای هویتی
مسئولیت با کیست؟
چالش جدید جهانی: تابآوری در برابر گرما
شهرها در جستوجوی سایه
به یــاد آنکه از سینما رفت ولی از دلها نـــــــه
قربانــــــی بیسامانی سینما
چرا «اکبر عبدی» بازیگری دستنیافتنی در سینمای ایران بود؟
کُشتن استعداد و استعدادِ کُشنده
وب گردی
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نرمافزاری برای شناسایی پرندگان
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید