وقتی باران می‌آید و شهرها غافلگیر می‌شوند





وقتی باران می‌آید و شهرها غافلگیر می‌شوند

۱۴ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۴۴

در سال‌های اخیر، هر بار که بارش شدیدی رخ داده است، یک تصویر تکراری می‌بینیم؛ خیابان‌هایی که زیر آب می‌روند، عبور و مروری که مختل می‌شود و مایی که هر بار غافلگیر می‌شویم. این در حالی است که این نوع بارش‌ها که به دلیل تغییر الگوی اقلیمی هستند، پدیده‌ای غیرقابل‌مدیریت نیستند.

 مسئله شدت باران نیست، مسئله نحوه برخورد ما با آب باران است! شهرهای ما طوری طراحی شده‌اند که آب هرچه سریع‌تر از سطح خیابان جمع شود و از شهر خارج شود؛ بدون آنکه به این فکر کنیم این آب از کجا آمده و چه ظرفیتی برای استفاده یا نفوذ دارد.

 این در حالی است که در بسیاری از شهرهای ایران، در گذشته روش‌هایی برای هدایت، جمع‌آوری و استفاده دوباره از آب‌های سطحی وجود داشته است. این روش‌ها و سازه‌ها لزوماً با هدف کنترل سیلاب طراحی نشده بودند، بلکه برای مدیریت آب شکل‌گرفته بودند. اما همین نگاه باعث می‌شد آب باران به‌سرعت از دسترس خارج نشود و شهرها تاب‌آورتر عمل کنند.

 هنوز هم می‌توان رد این منطق را در بخش‌هایی از شهرها دید؛ جوی‌ها و کانال‌های قدیمی کنار خیابان‌ها که صرفاً مسیر دفع آب نبودند؛ آب سطحی را جمع می‌کنند، بخشی به زمین نفوذ می‌کند و بخشی دیگر به مخازن جمع‌آوری آب برای فضای سبز هدایت می‌شوند. از نظر هیدرولوژیک، این یعنی کاهش سرعت جریان، افزایش زمان تمرکز رواناب و فراهم‌شدن فرصت نفوذ یا ذخیره آب؛ دقیقاً همان مفاهیمی که امروز در مدیریت رواناب شهری درباره آن صحبت می‌کنیم.

 مشکل امروز ما فقط تغییر اقلیم یا افزایش بارش‌های سیلاب‌زا نیست. مسئله اصلی، ناهماهنگی ساختار شهرهای امروزی با الگوی جدید بارش است. شهرهای قدیمی‌تر سطوح نفوذپذیر بیشتری داشتند و آب فرصت تعامل با خاک را پیدا می‌کرد؛ اما در شهرهای امروز، سطوح وسیعی از آسفالت و بتن، عملاً هر قطره باران را به رواناب تبدیل می‌کند. ارتباط آب باران با خاک قطع شده و آب، به‌جای ورود به چرخه مصرف یا تغذیه سفره‌های آب زیر زمینی، از شهر خارج می‌شود یا با ایجاد سیلاب، خساراتی را به بار می‌آورد.

 در نتیجه در بارش‌های کوتاه‌مدت و شدید، حجم رواناب از ظرفیت فراتر می‌رود و آب‌گرفتگی خیابان‌ها به یک اتفاق تکراری تبدیل می‌شود.

 در مناطق خشک و نیمه‌خشک مانند ایران، تغییر اقلیم بیشتر به شکل افزایش شدت و ناپایداری بارش‌ها بروز کرده، نه افزایش مجموع بارش، این یعنی زیرساخت‌های شهری ما نیازمند بازنگری جدی هستند.

 به همین دلیل است که آبخیزداری شهری یک مفهوم لوکس نیست؛ بلکه یک ضرورت است. آبخیزداری شهری یعنی دیدن شهر به‌عنوان بخشی از یک حوضه آبریز؛ یعنی مدیریت رواناب از بالادست تا پایین‌دست، از بام ساختمان‌ها تا خیابان و فضای سبز. انجام اقدامات ساده و مؤثری که می‌توانند هم خطر سیلاب را کاهش دهند و هم بخشی از نیاز آبی شهر را تأمین کنند.

 مسئله ما کمبود دانش یا تجربه نیست. این دانش سال‌هاست وجود دارد. چیزی که از دست داده‌ایم، پیوند میان توسعه شهری و منطق اقلیمی است. آبخیزداری شهری در واقع بازخوانی علمی همان منطقی است که شهرهای تاریخی ایران بر پایه آن شکل‌گرفته بودند؛ منطقی که آب را تهدید نمی‌دید، بلکه منبعی می‌دانست که باید با آن کنار آمد و از آن استفاده کرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق