از تخته‌ کردن طرح­‌ها تا انحلال سازمان منابع‌طبیعی

جاده‌ای به تباهی طبیعت





جاده‌ای به تباهی طبیعت

۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۳۲

چه فکر می‌کردیم و چه شد؟ رؤیای ارتقای تشکیلات مدیریت منابع طبیعی و آرزوی وزارتخانه‌‌ای مستقل، خواب خوشی بود که با مصوبه روزهای اخیر شورای‌عالی اداری پریشان شد. با این مصوبه، سازمان منابع‌طبیعی که در دهه گذشته در سراشیبی ‌بی‌اثری قرار گرفته بود، عملاً منحل و وظایف آن به سازمان محیط‌زیست و ستاد وزارت جهادکشاورزی منتقل می‌شود. نگاهی به مسیر طی‌شده در دهه‌های گذشته نشان می‌دهد این مسیر از سال‌ها پیش و با مشغول شدن سازمان جنگل‌های سابق به برنامه‌هایی آغاز شد که اگر نگوییم جزو وظایف و اهداف ذاتی این سازمان نبود، حداقل در اولویت‌های پایین قرار داشتند. طرح طوبی، توسعه باغات، کاشت درختان مثمر، جنگل‌کاری اقتصادی و کشت گیاهان دارویی، اقداماتی بودند که نه‌تنها در راستای حفاظت از طبیعت کشور قرار نداشتند، بلکه طبیعت را خرج توسعه ناپایدار زراعت و آنچنان خسران ایجاد کردند که طبیعت تخریب‌شده کشور نه تاب تحمل باران و ترسالی را داشت و نه می‌توانست در خشکسالی حیات کشور را حمایت کند. اما این روند از اواسط دهه قبل شتابی ‌بیشتر یافت. با توقف طرح‌های جنگلداری در شمال، مسیر تضعیف این سازمان شدت بیشتری یافت.
توقف این طرح‌ها و بی‌برنامگی مدیران سازمان در یک دهه گذشته، از متولی بیش از ۸۰ درصد عرصه کشور، تشکیلاتی بی‌اثر ساخت که روزی با نسیم سازمان محیط‌زیست به خود لرزید و روزی دیگر، ستون‌های آن در طوفان طرح‌های بی‌ارتباط و سیاست‌های توسعه ناپایدار وزارت جهادکشاورزی در هم شکست. در این سال‌ها فریاد دوستداران طبیعت کشور از این شبیخون آشکار و پنهان بر پیکر سازمان به جایی نرسید و هیاهوی کسانی بلند بود که امیدوارم دوستداران ناآگاه طبیعت باشند. آنان که ناآگاهانه یا از سر دوستی از جنس خاله‌خرسه قصه‌های کودکی، یا به کنشگری در مورد مسائل بی‌اهمیت مشغول بودند یا با زبان و قلم هر هشداری مبنی‌بر تضعیف مدیریت نیم‌بند بر طبیعت کشور را بایکوت کردند. همراه این دوستان مدیرانی به دور از تفکر مدیریت پایدار طبیعت بودند که بقای صندلی خود را به بنگاه‌داری زمین و بذل و بخشش از طبیعت کشور گره زدند. این مدیران که از بلندای برج عاج به تمسخر دلسوزی دلدادگان طبیعت مشغول بودند، ناتوان از ارائه الگوی مدیریت و حفاظت از طبیعت کشور، راهی را آب و جارو کردند که انتهای آن، سردرگمی ‌منابع‌طبیعی کشور، تخریب طبیعت و انحلال سازمان منابع‌طبیعی بود.
این مسیر از هر جا شروع شده باشد، از انحلال وزارت منابع‌طبیعی، از مشغولیت به زراعت، از تعطیلی طرح‌ها، از انتصاب مدیران نالایق یا بی‌ربط به طبیعت کشور، به مقصدی ختم می‌شود که جز تباهی از آن انتظاری نمی‌رود. انتهای این مسیر تباه شدن آب و خاکی است که اقدام برای نجات آن، شاید مهمترین اولویت داخلی کشور باشد. عجیب است در روزهای بحران آب و گردوغبار پی‌در‌پی کشور، عده‌ای عوض ارتقای تشکیلات و جایگزینی مدیران بی‌اثر، به فکر انحلال سازمان منابع‌طبیعی افتاده‌اند. آیا قرار است در سرزمینی که هر وجب پوشش گیاهی، غنیمتی برای عبور از بحران بی‌آبی ‌است، با انحلال سازمان منابع‌طبیعی دست‌اندازی به عرصه‌های طبیعی کشور ساده‌تر شود؟ آیا آتش زاگرس، قاچاق چوب در شمال و نرخ فرسایش را نمی‌بینیم؟ زمانی که این سازمان پابرجا است، در سایه ضعف مدیریت، طبیعت کشور روزهای خوشی نداشت، قرار است فردا بدون یک سازمان تخصصی چه سرنوشت شومی ‌بر طبیعت کشور حاکم شود؟ در روزگاری که متخصصان و دلسوزان امید به ارتقای تشکیلات و خانه‌تکانی سازمان از نیروهای غیرمتخصص داشتند، قربانی کردن این سازمان منجر به تهدید امنیت زیستی و غذایی کشور خواهد شد. بهتر آن بود که این سازمان با ارتقای جایگاه، قدرتی متناسب با اهمیت مدیریت منابع‌طبیعی می‌یافت و مدیرانی از جنس طبیعت که دل در گرو حفاظت دارند، منصوب می‌شدند؛ نه مدیرانی رؤیافروش با شعار تأمین آب برای دو میلیارد نفر و کاشت میلیاردی نهال. آری، سال‌هاست که سازمان منابع‌طبیعی کشور نقطه‌ای روشن در مدیریت خود ندارد، اما انحلال آن، بدون شک، نقطه‌ای تاریک در مدیریت منابع‌طبیعی کشور است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *