امید برای طبیعت
15 مرداد 1404، 21:54
همان وقت که گزارشمان درباره احداث جاده در یک منطقه حفاظتشده را برداشتند و جایش، مطالبی درباره جنگ منتشر کردند، معلوم شد که نمیتوان روال سابق را در پیش گرفت، لااقل در کوتاهمدت. ما روزنامهنگاران محیطزیست باید سوژههای سابق را کنار میگذاشتیم و دنبال چیزهای دیگری میرفتیم، سراغ دغدغههای جدیدی که در جامعه سربرآورده بود و میخواست پاسخ آنها را بداند. در کنار آن باید حواسمان به زاگرس هم میبود، زاگرسی که همزمان با پرتاب موشکها به تهران و سایر شهرها در حال سوختن بود و فعالان محیطزیست در حال اطفای حریق آن! باید حواسمان به پارکهای ملی بود، به نگرانیهای حفاظتگران که کارشان در مناطق چهارگانه با چه حساسیتهای جدیدی مواجه میشود، به آلودگیهای ناشی از حملات به سایتهای هستهای، به آسیبهایی که طبیعت میبیند، به دستاندازیهای جدیدی که صورت میگیرد و … اینکه چقدر این مطالب را پوشش دادیم، موضوعی است که باید خوانندگان روزنامه درباره آن نظر دهند، تنها میتوانم بگویم در آن شرایط استیصال و سردرگمی درباره آینده تلاشمان را کردیم. حالا در زمانه آتشبس هستیم، در زمانه تعلیق و موج خبرهای عرصه سیاست و بینالملل که هر روز افکار عمومی را به سمت و سویی میبرد. در زمانهای که هر کسی دنبال مقصری میگردد و برخی به دنبال انداختن تقصیر به گردن دیگری هستند. در همین زمانه که به نظر میرسد محیطزیست و حفاظتگران در نقش قربانی باشند به یکباره برخی دیواری کوتاهتر از حفاظتگران نیافتهاند و به دنبال آن هستند که بار مصیبتی که دامن محیطزیست، کار حفاظتگران و ایران را گرفته بر دوش آنها بیندازند. آنها تصاویری از دوربینهای ویلاها و.. را در صفحاتشان میگذارند و عرصه حفاظت را متهم اصلی معرفی میکنند. این تصاویر عجیب و غریب، این گزارههای بدون مبنا و بدون شناخت نشان میدهد گرچه پرتاب موشکها پایان یافته، گرچه آتشبسی نانوشته در جریان است، اما عرصه حفاظت همچنان مانند سالهای قبل عرصه نبرد کسانی است که میخواهند ایران جایی برای زیستن باشد، تنوعزیستی آن حفظ شود و کسانی که با شک و سوءظن به همه چیز مینگرند. کسانی که آنقدر ذهنشان را مشغول جامعه مدنی محیطزیست ایران و انواع و اقسام محدودیتها برایش کردند که از بقیه یادشان رفت و نتیجهاش را هم دیدند. این نتیجه البته تبعات سنگینی برای ایران عزیز ما داشت و دارد.
جنگ پایان یافته اما کار ما روزنامهنگاران محیطزیست پایان نمییابد. ما همچنان مینویسیم از انواع و اقسام بلاهایی که توسط هر کسی یا نهادی به این سرزمین وارد میشود، دوباره خواهیم نوشت از حفاظتگرانی که با حداقلیترین امکانات برای بهتر شدن شرایط این سرزمین تلاش میکنند، آنها که نه تنها قدر ندیدند بلکه آزار فراوان تحمل کردند، ما باز مینویسیم که سهم زنان را به رسمیت بشناسید، به اینکه حفاظت، جنسیت نمیشناسد، اینکه اگر نسل جدید حفاظتگران مهاجرت کنند و نخواهند در ایران بمانند سالهای سختی در پیش خواهیم داشت، اینکه تالابها را از دست دهیم زیستپذیری این سرزمین با مشکل جدی مواجه میشود، ما مینویسیم و امیدوار میمانیم هر چند امیدوار ماندن سادهلوحانه تعبیر شود.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به رمان «آخر دنیا» نوشته «جنی ارپنبک»؛ روایتی از زندگیهایی که میتوانستند اتفاق بیفتند
اگر میشد زندگی را از نو نوشت
تمامقد به احترام شهدای دانشآموز میناب و لامرد
ای داغ، از قلب پریشانم چه میخواهی
پشت روایت «روستای گمشده»
صلح از جایی آغاز میشود که «دیگری» را به رسمیت بشناسیم
نورپردازی بناهای مسکونی؛ از نمایش اجتماعی تا هزینههای پنهان انرژی و شهری
پیامدهای یک هشدار جهانی برای ایران
روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید