دیالوگ روز
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ۱۵:۳۰
خان داداش (محمد علی کشاورز): ای مادر … ای …. اینقدر از ما کار کشیدن که شدیم بوفالـو !
غلامحسین(اکبر عبدی):مادر مُرد از بس جان ندارد…بیچاره پیر شده از بس مرده
محمد علی کشاورز(خطاب به مادر) : این دنیا اینقد کثیفه که با اشک های تو هم پاک نمیشه …
مادر، به نویسندگی و کارگردانی علی حاتمی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تبلیغات
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید