صدف سرداری
روزنامهنگار
صدف سرداری
7 دی 1404
ما همه «باشو»ایم آقای بیضایی!
صدف سرداری
6 دی 1404
شاپور ساسانی نماد بیبرنامگی شد!
مجسمه شاپور ساسانی بعد از برگزاری رونمایی و کنسرت خیابانی برای آن در میدان انقلاب، تبلیغات گسترده شهرداری در سطح شهر و راهاندازی کمپین «مقابل ایرانیان زانو بزنید»، حالا سر از پارکینگ موتوری شهرداری منطقه ۹ درآورده است. شهرداری تهران اعلام کرده بود این مجسمه بهطور موقت در میدان انقلاب به نمایش درآمده و جانمایی نهایی آن در محدوده فرودگاه مهرآباد است. بعد از انتقاداتی که به نحوه ساخت این مجسمه وارد شده بود، حالا با انتشار تصاویر سرگردانی آن، این پرسش مطرح شده که چرا مدیریت شهری تهران پس از تبلیغات این مجسمه را رها کرده است. معاونت فرهنگی و هنری سازمان زیباسازی شهرداری تهران به «پیام ما» میگوید این پارکینگ بهعنوان یک فضای باز نزدیکترین محل به مهرآباد برای نگهداری مجسمه بوده است.
صدف سرداری
6 دی 1404
زمین سوخته
ساعتِ روی میز هنوز روی ۱۰:۲۰ ایستاده است؛ همان لحظهای که «احمد محمود»، خالق رمانهای «زمین سوخته» و «همسایهها» صبح روز دوازدهم دی ۱۳۸۱، از دنیا رفت. مدادها کنار هم چیده شدهاند، عینک روی میز است، عصا تکیه داده به دیوار و دمپاییها جفتوجور شدهاند؛ انگار نویسنده فقط برای چند دقیقه از اتاق بیرون رفته باشد. خانهای که سالها محل نوشتن مهمترین آثار احمد محمود بوده است، امروز در میدان ۲۲ نارمک تهران در میان فروختن و فروریختن معلق مانده است؛ نه از سوی نهادی خریداری و ثبت ملی میشود و نه توان نگهداریاش برای خانواده مانده است. «بابک اعطا»، فرزند او، به «پیام ما» میگوید: «خیلی سعی کردم دفتر بابا را به همان شکل نگه دارم. مثل یک عکس. اما این عکس تا کی میتواند ماندگار بماند؟» و حالا ممکن است این خانه به سرنوشت خانه پدری نویسنده در اهواز دچار شود؛ فروش، تخریب و پاکشدن یکی از نمادهای ادبیات معاصر ایران.
صدف سرداری
3 دی 1404
خانه «احمد محمود» را برای فروش میگذارم
خانه «احمد محمود»، نویسنده برجسته ادبیات معاصر ایران و خالق رمانهایی ماندگار چون «همسایهها» و «زمین سوخته»، سالهاست رو به فرسایش و ویرانی است. «پیام ما» در نودوچهارمین سالروز تولد این نویسنده مشهور ایرانی، به تاریخ ۴ دی، به سراغ این خانه رفت، اما «بابک اعطا»، پسرش که در این خانه زندگی و از آن نگهداری میکند، میگوید: «دیگر نمیتوانم از پس هزینهها بربیایم. باید این خانه را بفروشم.»
صدف سرداری
28 آذر 1404
موزه یا قتلگاه سازهای «صبا»؟
در خانه پلاک ۹۴ خیابان ظهیرالاسلام همیشه بسته است. خانهای که برای «ابوالحسن صبا»، هنرمند برجسته تاریخ موسیقی ایران، بود و همسرش آن را در دهه ۵۰ تبدیل به موزه کرد و جزو اولین خانههای تهران شد که کارکرد موزه به خود میگیرد. اما در بر همین پاشنه نچرخید و این موزه با فرازونشیبهای زیادی همراه شد. اوایل دهه ۸۰ زمانی که «علی مرادخانی» عهدهدار مدیریت مرکز موسیقی وزارت فرهنگ بود، مرمت و بازسازی خانه صبا با مسئولیت «رضا موسوی» انجام شد، اما بعد از رفتن مرادخانی از وزارت ارشاد، این خانه شد روحی سرگردان میان ساختمانهای دیگر؛ با دری بسته که کسی نمیداند داخلش چه میگذرد و چه بر سر وسایل آمده و نیامده؛ هرچند که مدیر روابطعمومی دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ به «پیام ما» میگوید بهدنبال تخصیص اعتبار برای بازسازی و بازگشایی موزه هستند. به مناسبت ۲۹ آذرماه و سالروز درگذشت ابوالحسن صبا مروری داشتیم بر سرنوشت این موزه و چرایی تعطیلی آن.
صدف سرداری
25 آذر 1404
اعجوبه در باشگاه مشتزنی
«علیرضا رئیسدانایی» در مستند «مشتزنی در رینگ ترجمه» میگوید حتی بازنویسی از روی کتابهایی که «ذبیحالله منصوری» ترجمه و اقتباس کرده، کار دشواری است. منصوری بیش از هزار عنوان داستان و مقاله و کتاب نوشته است، اما شمار آثار او با تجمیع نوشتههایی که با نام مستعار منتشر کرده، بسیار بیشتر بهنظر میرسد. مترجم و روزنامهنگار مرموزی که بیوقفه در طول شش دهه مینوشت و همواره ترجمههایش بهدلیل تغییراتی که خودش در متون میداد، محل مناقشه بود. از طرف دیگر، نسلهای زیادی با آثار او کتابخوان شدهاند و منصوری را اسطوره فرهنگی مینامند. طیف گوناگون آثارش هم محل بحث است؛ چراکه از حوزه پزشکی و پیشگویی تا نوشتههای مذهبی و داستانی را در برمیگرفت. «اسماعیل جمشیدی»، روزنامهنگار، در دهههای مختلف با منصوری مصاحبه کرده که در کتابی با عنوان «دیدار با ذبیحالله منصوری» منتشر شده است. این کتاب و مصاحبههای جمشیدی هسته اصلی مستند «مشتزنی در رینگ ترجمه» را شکل میدهد. با «حنیف شهپرراد» کارگردان این مستند که در نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت به نمایش درآمد، گفتوگو کردیم. او از دوگانه شخصیت منصوری و اهمیت آثارش به «پیام ما» میگوید. مردی که در مصاحبههایش خودش را قهرمان بوکس معرفی میکرد، بیآنکه سندی از این قهرمانی وجود داشته باشد.
صدف سرداری
23 آذر 1404
«ایران» در آتش
یکی از کارگرانی که با خودش چرخدستی حمل میکند، با دهانش بوق میزند؛ صدایش در هیاهوی ماشینها و موتورها گم میشود. کوتاه نمیآید، باز هم بوق میزند و دور میشود. ماشینهای آتشنشانی جلوی سینما «ایران» ترافیک را بیشتر کردهاند. یکی میگوید: «انبار علیرضا و عموحسن سوخت.» تاریخ اما شاهد است دومین سینمای دائمی تاریخ ایران آتش گرفته بیاینکه قدر ببیند و با خودش هزاران خاطره را سوزانده. خاطره صفهای طولانی برای دیدن فیلم «طوفان در شهر ما» و حضور «راج کاپو» در افتتاحیه اکران فیلم «آقای ۴۲۰». خاطره یک چای مجانی در ازای یک بلیت.
صدف سرداری
21 آذر 1404
روایت یک جنگل زخمی
حالا آتشی که به جان «الیت» افتاد، آرام و خاموششده بهنظر میرسد؛ آتشی که شنبه، دهم آبان، در یکی از یالهای جنگل «وشتاز» زبانه کشید و بخش زیادی از پیکره هیرکانی را سوزاند. منابعطبیعی همان روزها خبر اطفای حریق را اعلام کرد، اما زیر خاکستر هنوز جان داغی پنهان بود؛ جانی که دو هفته بعد، در شامگاه ۲۴ آبان، با وزیدن بادی ناگهانی دوباره بیدار شد و در یک شب یالها و درههای تازهای را در بر گرفت. منطقه حفاظتشده چهارباغ شعلهور شد و کسی نمیدانست گونههای جانوری این منطقه چه سرنوشتی دارند. در چنین روزهایی، روایت مستندسازانی چون «علی احمدیزرینکلایی» معنای دیگری پیدا میکند؛ کسی که ۱۰ سال میان مه و باران و برگهای بلند هیرکانی ایستاد تا «گنجینههای هیرکانی» را بسازد و پرندگان نایابی چون هما و گونههای دیگر مانند پلنگ و تولههایش را به تصویر بکشد. جنگلی که او روایت کرده بود، امروز زخمی است؛ زخمی از ترکیب بحران اقلیمی و کمبود تجهیزات و نیروی انسانی برای حفاظت.
صدف سرداری
18 آذر 1404
قصه قهر شاپور با سیلک
سهم «صادق ملک شهمیرزادی» از سالها کاوش باستانشناسی و تدریس، نه قدردانی درخوری بود و نه حتی اتاقی در دانشگاه. مرگش هم در سال ۱۳۹۹ و در روزهای کرونا همانقدر مظلومانه بود که سالهای پایانی عمر هشتادسالهاش گذشت. پژوهشگری که نخستین تحلیلهای انسانشناسانه را وارد باستانشناسی ایران کرد، از «مارلیک» تا «سیلک» لایههای پنهان تاریخ را آشکار ساخت و صدها دانشجو تربیت کرد، اما در تمام این سالها در حد یک استادیار ماند و بارها نادیده گرفته شد و نخواست از کسی مقامی بالاتر طلب کند. با وجود این بیمهریها، شهمیرزادی راه خود را ادامه داد؛ با وسواس علمی، تعهد حرفهای و ایمان عمیق به میراثفرهنگی. تا جایی که منش و کردار او در نسل باستانشناسانی که تربیت کرد، دیده میشود و اقدامات باستانشناسیاش همچنان معتبر و سند است.
صدف سرداری
16 آذر 1404
چی بخونم جوونیم رفته، صدام رفته دیگه
درباره خداحافظی «کوروش یغمایی»، پدر راک ایران
صدف سرداری
11 آذر 1404
مستندهایی برای بیداری زمین
نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» فرصتی برای بازنمایی دغدغههای محیطزیستی فراهم کرده است. در بخش مستندهای نیمهبلند، آثاری به نمایش درمیآیند که دغدغهها و هشدارهای محیطزیستی را به مخاطب منتقل میکنند. این مستندها از جنگلهای دستکاشت کرمان تا خاکهای آلوده خاورمیانه و زیستبوم پرندگان حرا، روایتهایی زنده از محافظت از زمین و مقابله با بحرانهای طبیعی و انسانی ارائه میکنند.
صدف سرداری
8 آذر 1404
همه آنچه در شوش نیست، در لوور هست
مستند «دیولافوا» روایتگر یکی از حساسترین و پرچالشترین دورههای تاریخ شوش است؛ زمانی که ناآگاهی، نبود نظارت و آزمندی کاوشگران خارجی، راه را برای خروج بخشی از میراث ایران گشود. این روایت به کارگردانی «پژمان مظاهریپور» نشان میدهد چگونه تپههای شوش زیر پتکهای مخرب، غارت شد و آثار بهدستآمده اکنون در موزه لوور فرانسه نگهداری میشوند.
