صدف سرداری

صدف سرداری

روزنامه‌نگار

جشنِ بی‌نشاط

صدف سرداری

6 آبان 1404

جشنِ بی‌نشاط

نگاهی به اجرای «جشن ملی نشاط اجتماعی ایرانیان» که به دستور رئیس‌جمهوری برگزار شد
جهان صندوقچه‌های فراموش‌شده

صدف سرداری

2 آبان 1404

جهان صندوقچه‌های فراموش‌شده

«فکر می‌کنم روحم خیلی بیش از آنچه در توانم است، از نظر جسمی از من می‌طلبد. این طلبیدن روحم از جسم ناتوان را سعی می‌کنم هماهنگ کنم. قبل از اینکه یک تابلو تمام شود که ممکن است سه ماه روی آن کار کرده باشم، ساعت-چهار نیمه‌شب درحالی‌که سه پاکت سیگار کشیده‌ام، به فکر تابلوی بعدی می‌افتم… . بنابراین، همیشه می‌گویم خدایا در توانم خواهد بود که چنین کاری کنم؟» این بخشی از صحبت‌های «واحد خاکدان»، هنرمند شناخته‌شده نقاشی است که از عکس‌های سیاه‌وسفید، اسباب‌بازی‌ها، نامه‌های پراکنده، صندوقچه‌ها و چمدان‌های پر از وسایل فراموش‌‌شده جهانی می‌ساخت که در آن انباشتگی اجسام، سکون و فضای محدود در هم می‌تنیدند. کودکی، گذرا بودن زمان، ابدی نبودن اشیا و انسان‌ها، مکان‌ها و اشیای رهاشده، استنباط خودش از نقاشی‌هایش بود. خاکدان از سرطان مری رنج می‌برد و مهرماه امسال به‌دلیل نفوذ یک باکتری به مغزش، در بیمارستان بستری شد و همان بیماری در یکم آبان‌ماه جانش را گرفت.
مرگ در حضور دیگران

صدف سرداری

22 مهر 1404

مرگ در حضور دیگران

یک ماه پیش که وزیر فرهنگ و ارشاد از هنرمندان خارج از کشور دعوت کرد تا به ایران بازگردند، بیش از بیست سال از ساخت آخرین فیلم «ناصر تقوایی» که حتی از ایران هم نرفته بود، می‌گذشت. او که در ایران مانده بود و «هنرمند خارج‌نشین» نام نمی‌گرفت، بعد از «کاغذ بی‌خط» نتوانست فیلم بسازد و تا پایان عمرش هم دلیل توقف «چای تلخ» و «زنگی و رومی» که آخرین فیلم‌هایش بودند را نفهمید و می‌گفت «من مطمئنم کم‌کاری نکردم». ترجیح داد در سکوت و انزوا بماند و فیلمسازی را که شیفته‌اش بود، به خاطراتش بسپارد. با رقم‌خوردن مرگش در روز بیست‌ودوم مهرماه در یکی از بیمارستان‌های تهران، بعد از مرگ «داریوش مهرجویی»، «ابراهیم گلستان»، «فرخ غفاری» و…، یکی دیگر از آخرین بازماندگان نسل سینمای موج نو ایران هم از دست رفت. اگرچه که او همان بیست سال پیش و پس از سال‌ها دور ماندن از سینما از دست رفته بود.
هربار از نو شروع کردیم، «بی‌قصه» شدیم

صدف سرداری

20 مهر 1404

هربار از نو شروع کردیم، «بی‌قصه» شدیم

به مناسبت ۱۳ اکتبر و روز جهانی «شکست»
معشوق جاودان افشار

صدف سرداری

18 مهر 1404

معشوق جاودان افشار

ایران، معشوق جاودانش بود. کیلومترها از خاک ایران را زیر پا گذاشت تا آن را هرچه بهتر بشناسد و بشناساند. سفر کرد، نوشت، جست‌وجو کرد؛ به امید اینکه توشه‌ای برای آیندگان باقی بماند و آنچه از خود به‌جای گذاشت میراثی ماندگار بود که در کتاب‌هایی که نوشت و تلاش‌هایی که کرد مشهود است. عصرگاه شانزدهم مهرماه، سالروز صدسالگی‌ «ایرج افشار»، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ و پدر کتاب‌شناسی ایران، در کانون زبان پارسی پاس داشته شد تا به این پرسش پاسخ داده شود «ایران را چرا باید دوست داشت؟». پرسشی که «محمدعلی فروغی»، سیاستمدار تجددخواه ایران، نزدیک به صدسال پیش مطرح کرده بود و شاید اگر افشار در این نشست حضور داشت، پاسخ این پرسش را در جانِ فرهنگ و تاریخ این سرزمین می‌جست و به ما یادآوری می‌کرد که عشق به ایران، پیوندی ناگسستنی با گذشته، حال و آینده‌اش دارد.
تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری

صدف سرداری

15 مهر 1404

تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری

دیگر نه از آن انارستان‌ها و چنارستان‌هایش خبری‌ست، نه از آن آب‌وهوای خوشش. دود و ساختمان‌های بلندمرتبه است که تا چشم کار می‌کند در آسمان پایتخت دیده می‌شود. انگار نه انگار که اینجا همان شهری‌ست که آقامحمدخان قاجار آن را به اصفهان و شیراز و تبریز ترجیح داد تا حالا برای دویست‌وسی‌ونهمین سال هنوز هم پایتخت بماند. شهری که تاب‌آوری بالایی داشت و کوه‌های البرز هم سدی بودند تا دشمنان نتوانند پایتخت را مورد حمله قرار دهند. اما سال‌ها گذشت و در بر پاشنه دیگری چرخید و حالا نبود برنامه‌ریزی شهری و توسعه بدون محدودیت طی دهه‌های گذشته آن را با معضلات زیادی مواجه کرد. به‌طوری‌که موضوع انتقال پایتخت برای چندمین‌بار مطرح شد و آخرین‌بار دهم مهر بود که رئیس‌جمهوری آن را نه «انتخاب» که «اجبار» خواند. حالا «فرزانه ابراهیم‌زاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفت‌وگو با «پیام ما» از دلایل انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت می‌گوید و «سولماز حسینیون»، پژوهشگر شهری، عوامل ازبین‌رفتن تاب‌آوری تهران در طول سال‌ها و مشکلات برنامه‌ریزی شهری در دهه‌های گذشته را بررسی می‌کند.
موزه‌ای زنده‌ به‌نام «بهارستان»

صدف سرداری

13 مهر 1404

موزه‌ای زنده‌ به‌نام «بهارستان»

بهارستان را به یاد بیاوریم. میدانی که قانون و مکان با هم پیوند می‌خورد و شاهد مهمترین رویدادهای تاریخ ایران است. جایی که می‌خواهیم باهم در آن قدم بزنیم تا راهی به گذشته پیدا کنیم و ببینیم چطور یک مکان شهری می‌تواند تبدیل شود به آینه‌ای از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک ملت. پس به مناسبت چهاردهم مهرماه و روز تهران با کتاب «میدان بهارستان؛ رویدادها و تحولات تاریخی از ۱۱۸۸ تا ۱۳۹۹» نوشته «حمیدرضا حسینی» و صحبت‌های او در تور یک‌روزه‌ای که انتشارات «گهگاه» یازدهم مهر برگزار کرد، همراه می‌شویم تا میدانی را به یاد بیاوریم که نفس‌کشیدن‌های پرتب‌وتاب تاریخ را در خود ثبت کرده. شاید روزی که هوای تهرانگردی کرده‌اید، گذرتان به مسیری بیفتد که مهم‌ترین تجربه‌های تاریخی ایران در آن رقم خورده و یادآور این است که تاریخ در این سرزمین آهسته گام برمی‌دارد، اما هر گامش دریچه‌ای‌ست به‌سوی روشنی و امید.
جدل بر سر نام بزرگ‌ترین دریاچه جهان

صدف سرداری

12 مهر 1404

جدل بر سر نام بزرگ‌ترین دریاچه جهان

«یهودی سرگردان» نامی بود که بر قوم «خزر»ها گذاشته شد؛ قومی که در قرن دوم پیش‌ازمیلاد در قفقاز زندگی می‌کردند و مدام با حکومت‌های مرکزی ایران در کشمش بودند. درنهایت هم حضورشان با هجوم مغولان در ایران پایان یافت. بعد آن، به اروپا و آمریکای شمالی مهاجرت کردند و با تغییر مذهب، یهودی شدند و همین شد که در تاریخ «یهودی سرگردان» نام گرفتند. اما همان حضور در حاشیه دریاچه خزر باعث شد این نام بر این پهنه آبی باقی بماند. هرچند این تنها نام باقیمانده بر این بزرگترین دریاچه جهان نیست و به‌واسطه حضور اقوام متنوع در حاشیه این دریاچه، با نام‌های مختلف دیگری هم همراه بود؛ «طبرستان»، «استرآباد»، «قزوین»، «مازندران»، «کاسپین» و… .
«قصر یعقوب»، نگهبان جشن باستانی

صدف سرداری

9 مهر 1404

«قصر یعقوب»، نگهبان جشن باستانی

صبح آخرین جمعه مهرماه اهالی روستای «قصر یعقوب» راه می‌افتند به‌سمت امامزاده شهدا. می‌روند که نماز بخوانند و شکرگزاری کنند. مانند نیاکانشان که در این روز به عبادتگاه می‌رفتند و این روز برایشان مانند نوروز بود. این آغاز جشن «مهرگان» برای اهالی روستایی است که در ۱۸۰ کیلومتری شمال شیراز قرار دارد و در طول تاریخی چندهزارساله، مهرگان از یادشان نرفته. هرچند که با گذشت سال‌ها شکل و شیوه آن، تغییر کرده و آن‌طورکه یکی از اهالی روستا به «پیام ما» می‌گوید، دیگر خبری از آیین‌ها و رسوم گذشته نیست و به چند سنت ساده تقلیل یافته است.
تنها صداست که می‌ماند

زهرا کرد، صدف سرداری

7 مهر 1404

تنها صداست که می‌ماند

آنچه روزگاری از امواج رادیو شنیده می‌شد، حالا از گوشی‌های هوشمند به گوش می‌رسد: «پادکست». رسانه‌ای که میلیون‌ها شنونده در سراسر جهان پیدا کرده و در ایران هم در چندین سال گذشته به‌سرعت محبوب شده. هشتم مهرماه، روز جهانی پادکست است؛ روزی برای شنیدن صداهای متفاوت که از دل روایت‌های شخصی و بومی، جهانی تازه ساخته‌اند. ما در «پیام ما» به سراغ این جهان تازه رفتیم و تلاش کردیم با تعدادی از سازنده‌های پادکست‌های پرمخاطب همچون «رادیوتراژدی» و «گازت» گفت‌وگو کنیم تا از ایده‌ها و چالش‌هایشان برایمان بگویند. در مسیر تهیه این گزارش، محبوبیت پادکست‌های بومی ما را بر آن داشت که گپ‌وگفتی هم با سازندگان رادیو «جمعه»، «اسفار» و «مگون» داشته باشیم.
کنسرت به‌مثابه میدان جنگ

صدف سرداری

4 مهر 1404

کنسرت به‌مثابه میدان جنگ

هنوز حواشی لغو برگزاری کنسرت «همایون شجریان» تمام نشده که پنجشنبه (سوم مهرماه) خبر لغو کنسرت «سیروان خسروی» و «ایهام» در کاخ نیاوران حاشیه‌ساز شد. «دیگر توان جنگیدن نداریم» جمله‌ای بود که سیروان خسروی در اجرای پایانی خود گفت و اعلام کرد اجراها با فشار «وزارت میراث‌فرهنگی» لغو شده است. «پیام ما» در پیگیری‌های خود از وزارت میراث‌فرهنگی و معاونت فرهنگی کاخ نیاوران به نتیجه نرسید؛ اما دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد با انتشار اطلاعیه‌ای، دلیل را «اعتراض اهالی نیاوران» عنوان کرد. دلایلی که به‌نظر می‌رسد در شرایطی که مردم به فضاهای شاد نیاز دارند، برگزاری کنسرت‌ها را تبدیل به یک چالش پیچیده کرده است. اگرچه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی چالشی است که مسئولان میراث‌فرهنگی تا کنون نتوانستند برای با اعلام دستورالعملی از پس آن برآیند اما مسئله اینجاست که در اظهارنظرهای شده کسی داد بناهای تاریخی را نمی‌ستاند و آسایش همسایه‌ها گویا مسئله اصلی است.
سوءتفاهمی درباره نوجوانی

صدف سرداری

1 مهر 1404

سوءتفاهمی درباره نوجوانی

نگاهی به فیلم «چشم بادومی» و موضوع «کی‌پاپر»ها