طاهره جورکش
پژوهشگر علوم اجتماعی و فعال حوزه زنان
طاهره جورکش
۱۹ مهر ۱۴۰۴
سرامیک آنسوی ویترین
در میانه بافت پرتراکم و پررفتوآمدِ شمال تهران، جایی هست که با گشودن یک درِ سبز، ناگهان وارد فضایی آرام و اصیل میشوی. نیاوران با کوچهباغهای قدیمی، دیوارهای پوشیده از پیچک و نسیمی که از کوه میوزد، بستر تولد فضایی شده که پل میزند میان سنت و نوآوری. موزه سرامیک «فرزانه»، نهفقط یک موزه، بلکه ترکیبیست از کافه، فروشگاه آثار دستساز و فضایی برای تجربه زیستن با هنر؛ جایی برای لمس، تماشا، توقف و ارتباط دوباره با زیباییهایی که گاه در زندگی شهری فراموش میشوند. دیوارهای موزه مزین به کاشیهایی با نقشونگارهای ایرانی و طیفی از رنگهای زنده و طبیعیاند؛ از آبی لاجوردی گرفته تا فیروزهای، سبز زیتونی و خاکی. رنگهایی که فضا را به بومی زنده تبدیل کردهاند و پنجرهها، راهروها و حیاط را به روایتگر هنر ایرانی در زندگی امروز بدل میکنند. جایی که هر قطعه سرامیک، نهفقط تزئینی، بلکه بخشی از یک زیست معنادار است. اینجا نگاهی نو به سرامیک و سفال ارائه میشود و تأملی دوباره در رابطه دیرینه انسان با خاک، رنگ، فرم و عملکرد. «خاک، دست و اندیشه» در این فضا بههم پیوند میخورند تا دوباره به زندگی روزمره بازگردند و جای خود را در معماری، اشیای کاربردی و حسوحال خانههای امروزی پیدا کنند. موزهای که به همت «لیلا فرزانه» و «حسین معمارپوری» و با مجوز وزارت میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری در سال ۱۳۹۸ تأسیس شد، امروز به یکی از مقصدهای قابلتوجه فرهنگی-هنری تهران تبدیل شده است؛ فضایی که بهجای نمایش صرف آثار در پشت ویترینها، آنها را در جریان زندگی به نمایش میگذارد، در فضا، در کاربرد و در ارتباط.
طاهره جورکش
۲۲ شهریور ۱۴۰۴
طعم مبارزه
در شهری مثل تهران، که ریتم تند زندگی کمتر مجال ایستادن و تماشا کردن میدهد، روایتهایی وجود دارند که آهسته و پیوسته پیش میروند، اما تأثیر عمیقی بر بافت اجتماعی و اقتصادی شهر میگذارند؛ روایتهایی که از آشپزخانههای کوچک شروع میشوند و به اقتصاد خرد، اشتغال زنان و بازتعریف فضاهای شهری میرسند.
طاهره جورکش
۶ تیر ۱۴۰۴
بدن زنان و نظمی که فرومیپاشد
تاریخ روایت جنگ، تاریخ حذف بدن زنانه است. در میان روایتهای مرسوم از جنگ اغلب جای یک روایت خالی است: آنچه بر بدن زنان میگذرد. بدن زنانه معمولاً یا بهمثابه قربانی خاموش دیده میشود یا تصویری نمادین از صبوری و فداکاری. حال آنکه بدن زنان صرفاً شاهدی خاموش بر وقایع نیست، بلکه خود میدان نبردی است که جنگ در آن رخنه میکند و اثر میگذارد. در روزهایی که جنگ میان ایران و اسرائیل به شدیدترین شکل خود رسید و ترس و اضطراب به زندگی روزمره میلیونها نفر سایه افکند، بدن بسیاری از زنان، بهویژه در مناطق در معرض تهدید، دچار تغییرات عمیق و نگرانکنندهای شد؛ از قاعدگیهای نامنظم و دردناک گرفته تا زایمانهای زودهنگام و تجربههای پراضطراب مادری در سایه بمب و آوار.
طاهره جورکش
۱ تیر ۱۴۰۴
نگاه کودکان از قاب پنجره به جنگ
در شبهایی که آسمان ایران با صدای انفجار و پدافند لرزید، خانهها تنها پناهگاه بزرگترها نبودند بلکه قلبهای کوچک کودکان نیز در میان ترسهای پنهان و این شبهای پرتنش در این خانهها به لرزه افتاده بود. کودک سهسالهای پشت پای مادرش پناه میجست و کودک نهسالهای که با دیدن دود و انفجار میگفت: «کاش برج میلاد رو نزنن… من میخوام از نزدیک ببینمش.» برای بسیاری از کودکان، جنگ تا پیشازاین مفهومی انتزاعی بود، اما حالا با چشم و گوششان آن را لمس میکنند. در این روزهای سخت، شنیدن صدای کودکان و فهمیدن ترسها و سؤالاتشان، مهمترین گام در ساختن دنیایی امنتر است؛ حتی اگر پاسخهای دقیقی نداشته باشیم. این گزارش تلاشیست برای درک و ثبت واکنشهای کودکان در برابر صداهای انفجار، مفهوم جنگ، احساس امنیت و اضطرابهای ناشی از جنگ.
طاهره جورکش
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
ننه معصومه و کوچهای که بوشهر را دوباره زنده کرد
طاهره جورکش
۲۹ فروردین ۱۴۰۴
گالدم؛ جایی برای احیای هویت فرهنگی و تقویت گردشگری در کلاردشت
طاهره جورکش
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
توانمندسازی بدون تعیین هدف
چندسالی است که تلاشهای نهادها و سازمانهایی چون شهرداری برای تصور، تخیل و تغییر فضاهای شهری به این منظور که شهر، فضایی متعلق به همهٔ اقشار جامعه بهویژه خانواده و زنان باشد، جدیتر شده است. پروژههایی مانند «تهران، شهر خانواده» و «ریحانشهر» هم برآمده از دل همین تفکرات است. این دو رویداد با اتکا به ایدهپردازی و با هدف بهرهگیری از پتانسیل و ظرفیت کنشگران اجتماعی و جلب مشارکت زنان و خانوادههای ساکن در محلهها و مناطق شهر تهران بهدنبال تشویق، حضور و شنیده شدن گستردهتر صدا و ایدههای ساکنان شهر تهران بوده است. رویداد «تهران، شهر خانواده» در قالب محورهایی چون حملونقل و ترافیک شهری، خدمات شهری، معماری و شهرسازی، مبلمان شهری، زیباسازی، فرهنگ و اجتماع و اقتصاد شهری و رویداد «ریحانشهر» حول چهار محور اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فراغتی در راستای تحقق حاکمیت مردم بر شهر و تحقق حکمرانی خانوادهمحور و نیز ایجاد و ارتقای هویت و تعلق زنان و خانوادهها به شهر تهران قدم برداشته است. این دو طرح دقیقاً زمانی مطرح شد که شهر تهران نهتنها دیگر شهری برای زنان نیست که دیگر شهری برای افراد دارای معلولیت، کودکان، سالمندان و حتی مردان هم نیست. شهرداری تهران بر این باور است که با اجراییشدن این طرحها شاید کمی صدای اعضای خانواده و زنانی شنیده شود که تا به امروز در تجربهٔ شهری نادیده گرفته شدهاند.
طاهره جورکش
۲۶ اسفند ۱۴۰۲
«برایا»، بازتاب صدای زنان بومی
بسیاری از مردم، جزیرهٔ کیش را به مراکز خرید، هتلها، رستورانها و کافهها میشناسند؛ درحالیکه جزیرهٔ کیش مکانهای دیدنی و پاتوقهای کمتر شناختهشدهای در روستاهایی به اسم «باغو» و «سفین» دارد که در میان ساختوسازهای انبوه و جریانهای مخرب جزیره اتفاقهای نو و خلاقانهای را رقم زده است. یکی از این اتفاقهای خوب در جزیرهٔ کیش تأسیس «خانهٔ زنان بومی کیش»، احیا و بازسازی گاراژهای قدیمی و تبدیل آن به کافهای برای فروش محصولات خوراکی جنوبی و دکانی برای فروش دستسازههای زنان است. کافهای دلنشین و زیبا در محلهٔ سفین قدیم، روبهروی موزهٔ مردمشناسی خانهٔ بومیان کیش که تا چند سال پیش گاراژهای قدیمی بودند که هرگز کسی به آنها توجه نمیکرد. تا اینکه «نغمه نقیلو» همراه با تیم «انجمن طرح سرزمین» تصمیم میگیرند این مکان را به محلی برای کارآفرینی اجتماعی زنان با هدف توسعهٔ گردشگری پایدار در روستای سفین تبدیل کنند. آنها با پشتکاری که داشتند موفق شدند این مکان را به یکی از جاذبههای گردشگری و پاتوق خوراکی، فرهنگی و هنری در بیاورند.
