بایگانی
پزشکیان برای شرکت در کاپ ۲۹ به باکو میرود
خبرگزاری آپا آذربایجان گزارش داد که مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران در رأس هیئتی برای شرکت در اجلاس تغییر اقلیم (کاپ ۲۹) به باکو میرود.
سفارت ایران در باکو این خبر را تایید کرده است./ تسنیم
بهدلایل مختلف (نظیر افزایش تدریجی دمای کره زمین بر اثر فعالیتهای انسانی و انتشار گازهای گلخانه ای، بروز تنش آبی و خشکسالی طولانی، تغییر کاربری اراضی، فرسایش خاک و تخریب سرزمین، کشت زیراشکوب جنگل، چرای بیش از حد ظرفیت طبیعی مراتع، آتشسوزی جنگلها و مراتع، هجوم ریزگردها، قطع درختان برای تأمین سوخت و یا تولید زغال، فعالیتهای مرتبط با معدنکاوی، اجرای طرحهای عمرانی و زیرساختی نظیر راهسازی، احداث سد و کانال و …)، اکوسیستم جنگلی زاگرس دچار عدم تعادل و با بروز بحرانهای متعدد محیطزیستی دچار زوال و نابودی تدریجی شده است که هجوم آفات و بیماریها و خشکیدگی درختان بلوط از شواهد و مصادیق آن است.
علاوهبر عوامل جهانی و منطقهای، عوامل اصلی تخریب سرزمین و بیابانزایی در ایران عبارتند از:
۱.پایین بودن سطح آگاهی مردم و مسئولین در مورد نقش و اهمیت منابعطبیعی و خدمات محیطزیستی اکوسیستمها (و کمتوجهی به ارزشها و خدمات غیربازاری و غیرتجاری اکوسیستمها در حسابهای ملی).
۲. روشهای نادرست بهرهبرداران محلی در زمینههای کشاورزی و دامپروری و بهره برداری غیراصولی از محصولات فرعی جنگلها و مراتع (برداشت بیرویه صمغ، سقز، کتیرا و نظایر آن).
۳. نیاز نیازمندان و افراد فقیر و درحاشیهمانده (افراد محروم) که سبب بهرهبرداری بیرویه از منابعطبیعی میشود.
۴. حرص و طمع آزمندان و سودجویان و افراد فرصتطلب و رانتخوار (زمینخواری، کوهخواری، جنگلخواری و …).
۵. برخی سیاستهای نادرست و ناکارآمد (ضعف در نظام سیاستگذاری و حکمروایی).
۶. خلأها و یا رویهم افتادگی برخی قوانین و مقررات (بهعنوان مثال، تعارض در قانون معادن با قانون منابعطبیعی).
۷. کمبود ضوابط و استانداردهای فنی مورد نیاز جهت حفظ آب و خاک و پوشش گیاهی در زمان اجرای طرحهای عمرانی و پروژههای زیرساختی (راهسازی، سدسازی، معدنکاوی، احداث تونل و کانال و شهرک مسکونی و …).
۸. افزایش جمعیت و تغییر الگوی مصرف (بهدلیل افزایش سطح بهداشت و رفاه نسبی در جامعه) و کمبود منابع (که سبب افزایش رقابت و فشار بیش از حد در بهرهبرداری از منابع طبیعی تجدیدشونده میشود).
۹. ضعیف شدن سرمایه اجتماعی (کاهش سطح اعتماد عمومی، ضعف روحیه همدلی، مسئولیتپذیری و مشارکت).
۱۰. سایر عوامل و دلایل محیطی و انسانی (دلایل سیاسی، امنیتی و …).
تجربه شش دهه گذشته نظام برنامهریزی مبتنیبر درآمدهای نفتی، حاکی از آن است که رویکردهای دستوری، آمرانه، تحکمی و نظام برنامهریزی بالا به پایین، کارایی و اثربخشی لازم را نداشته و سبب اتلاف منابع و زمان میشود. باتوجهبه گستردگی و پیچیدگی مسائل و مشکلات منطقه زاگرس بهنظر میرسد که علاوهبر ظرفیت بخشهای دولتی و حکومتی، باید بیشازپیش، از ظرفیت بخش خصوصی، نهادهای مدنی (نظیر تشکلهای مردمنهاد) و همچنین خود بهرهبرداران و جوامع محلی استفاده کرد. بنابراین، راهکارهای ذیل پیشنهاد میشود:
الف- تلاش در زمینه حفظ وضع موجود در بخش منابعطبیعی تجدیدشونده و کند نمودن روند تخریب سرزمین فعلی (توجه بیشتر به سیاست حکیمانه پیشگیری بهتر از درمان است ).
ب- ارتقای سطح آگاهی عمومی و ارتقای فرهنگ محیطزیستی و مسئولیتپذیری مردم در حوزه حفاظت از منابعطبیعی (حساسسازی، آگاهیبخشی، دغدغهمندی و مطالبهگری مردم و تشکلهای مردمنهاد، فعالان محیطزیستی و رسانهها).
ج- برخورد قاطع و بازدارنده با افراد فرصتطلب و سودجو (آزمند) تا درس عبرتی برای دیگران شوند.
د- معرفی سازوکارهای مناسب جهت تأمین سوخت و بهبود معیشت مردم محلی (معرفی معیشت مکمل یا جایگزین) برای رفع نیاز نیازمندان از روشهای ممکن جهت کاهش فشار بر منابعطبیعی و حفظ محیطزیست.
ﻫ- استفاده از ظرفیت تشکلهای مردمنهاد (NGOs) جهت اعتمادسازی و تقویت سرمایه اجتماعی و همچنین آگاهیبخشی، حساسسازی، دغدغهمند کردن مردم و مسئولین نسبت به پدیده شوم تخریب سرزمین و عواقب آن، ظرفیتسازی و توانافزایی و نهادسازی (تشکیل گروههای خودیار و همیار که میتوانند نقش یک مرکز رشد محلی را ایفا کنند).
و- اعتماد به بخش خصوصی و استفاده از ظرفیت آنها جهت حفظ، احیا، اصلاح و بهرهبرداری اصولی از منابعطبیعی نظیر استفاده از ظرفیت مسئولیت اجتماعی بنگاهها (CSR)، سازوکار پرداخت برای بهرهمندی از خدمات اکوسیستمی (PES) یعنی تعیین ضوابط و مقررات و دستورالعملهای لازم برای مبادله خدمات اکوسیستمی و استفاده از سازوکار قُرقهای اختصاصی و توسعه کشاورزی قراردادی و گردشگری کشاورزی و طبیعتگردی (البته با اعمال نظارت دقیق و چندلایه توسط دولت و تشکلهای مردمنهاد و مردم محلی).
ز- اعتماد بیشتر به مردم محلی و استفاده از ظرفیت مردم و بهرهبرداران محلی در قالب رویکردهای مشارکتی و اجتماعمحور (در محدوده سامانهای عرفی) نظیر رویکرد استفاده از قُرقهای بومی (Indigenous Community Conserved Areas) با اعمال نظارت دقیق و چندلایه توسط دولت و تشکلهای مردمنهاد.
ح- توجه بیشتر به تجارب جهانی در حوزه استفاده از فناوریهای نوین و نوآوری (بهخصوص نوآوری اجتماعی و نوآوری جوامع روستایی و عشایری) جهت ارائه راهحلهای مناسب برای افزایش بهرهوری و تابآوری در برابر تغییرات شرایط محیطی و شرایط اقتصادی و اجتماعی.
ط- استفاده از ظرفیت رویکرد بسیج اجتماعی و اعتبارات خُرد (گروهها و صندوقهایی که با هدف تأمین مالی خُرد و راهاندازی کسبوکارهای خُرد و خانگی توسط نهادهای دولتی و حاکمیتی و مؤسسات خیریه ایجاد شدهاند).
ی- اجرای اقدامات حفاظت آب و خاک (آبخیزداری و استحصال آب باران در بالادست حوزه آبخیز و آبخوانداری و پخش سیلاب در پاییندست حوزه آبخیز) و احیای جنگلها و مراتع با رویکردهای مشارکتی و اجتماع.
در ادبیات جهانی، تأکید زیادی بر مدیریت پایدار سرزمین میشود و ضرورت دارد که منابع حیاتی آب و اراضی تحتمدیریت و بهرهبرداری اصولی و درست قرار گیرند و ضمن رعایت ضوابط فنی و اصول بهرهوری، حفاظت و پایداری این منابع توسط دستگاههای ذیربط در اولویت قرار گیرد. برخی از چالشهایی که مدیریت پایدار سرزمین را بهخطر میاندازند، عبارتند از:
۱. ضعف سرمایه اجتماعی و درنتیجه ضعف در مسئولیتپذیری و مشارکت بهرهبرداران محلی و همچنین آحاد مردم در حفاظت از منابعطبیعی و محیطزیست) لزوم رعایت شفافیت، اعتمادسازی و تقویت سرمایه اجتماعی).
۲. ضعف جایگاه تشکیلاتی دستگاههای متولی حفاظت از منابعطبیعی و محیطزیست (سازمان حفاظت محیطزیست زیر نفوذ مستقیم ریاستجمهوری است و سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور که یک دستگاه حاکمیتی است، زیر نفوذ و فشار بخش کشاورزی مصرفکننده منابع طبیعی است که انگیزهای برای حفاظت ندارد و دغدغه اصلی وزارتخانه، تأمین امنیت غذایی و رسیدن به خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی و دامی است).
۳. عدم ثبات قوانین و مقررات، ضعف در رعایت حقوق مالکیت و غلبه فساد سیستماتیک که مانع جذب سرمایهگذاران در بخشهای مختلف اقتصادی میشود.
۴. مشکلات ناشی از مالکیت اراضی ملی (۸۳ درصد اراضی کشور ملی است و تحت مالکیت دولت است که هم سبب بیانگیزگی و بیرغبتی مردم و بهرهبرداران محلی در حفاظت از اراضی ملی شده است و هم سبب رانت و سوءاستفاده برای برخی افراد طماع و حریص شده است و موجی از تغییر کاربریها و ویلاسازیها را در مناطق خوش آبوهوا و دارای جاذبههای گردشگری بهوجود آورده است).
۵. کمتوجهی به رویکردهای مشارکتی و بومی در زمینه حفاظت از منابعطبیعی و محیطزیست (تجربه نشان داده که هر جا مردم وارد میدان شدهاند، موفقیت چشمگیری حاصل شده است).
۶. کمتوجهی به خدمات اکوسیستمی و ارزشهای غیربازاری منابع طبیعی (جنگلها، مراتع و بیابانها) و محیطزیست.
۷. بیتوجهی به رویکردهای اشتغالزایی پایین به بالا (اشتغالزایی فقرا) و گردش پول در دهکهای پایین درآمدی جامعه (نقض در نظام فنی-اجرایی کشور که فقط دنبال تأمین اعتبار پروژههای عمرانی بزرگ است).
۸. تأکید بر برخوردهای پلیسی، تحکمی و آمرانه در حفاظت از منابع طبیعی که کارآمدی لازم را ندارد (رویکردها می باید مشارکتی باشد و همراه با فرهنگسازی و افزایش آگاهی عمومی نسبت به اهمیت محیطزیست).
۹. خامفروشی و کمتوجهی به زنجیره ارزش و زنجیره تأمین و بازاریابی (لزوم کاهش واسطههای غیرضروری).
۱۰. ضعف در مطالعه و تدوین برنامه آمایش سرزمین و همچنین ضعف در فرآیند تصویب، ابلاغ و لازمالاجرا بودن آنها.
۱۱. کمتوجهی به تدوین الگوی کشت مناسب و درنتیجه برهم خوردن رابطه عرضه و تقاضای محصولات کشاورزی و باغی (بعضاً مقرونبهصرفه نبودن برداشت محصولات بهدلیل ارزان شدن قیمت بازاری آنها).
۱۲. کمتوجهی به اصول و مبانی صادرات آب مجازی، بهرهوری آب، بهرهوری اراضی و بهرهوری محصول انتظار میرود که مسئولین امر، بیشازپیش، در زمینه شفافیت، اطلاعرسانی، آگاهیبخشی و تقویت سرمایه اجتماعی بکوشند تا بتوانند تراژدی منابع مشترک (مسابقه و رقابت در بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی) را کنترل کرده است و منابع حیاتی آب و خاک را بهتر حفظ کنند.
ما امانتدار نسلهای آتی هستیم و مسئولیت داریم که این منابع حیاتی را برای استفاده اصولی و درست ایشان حفظ کنیم.
کاهش ردپای کربن، مسئولیتی همگانی برای آیندهای پایدار
در دنیای امروز که تغییراقلیم و افزایش گازهای گلخانهای به یک بحران جهانی تبدیل شدهاند، کاهش ردپای کربن یکی از مهمترین گامها برای حفظ محیطزیست و تضمین آیندهای پایدار است. ردپای کربن به مجموع گازهای گلخانهای (عمدتاً دیاکسید کربن) گفته میشود که هر فرد، سازمان یا فعالیت تولید میکند. این گازها با گرم کردن کره زمین و افزایش تغییراقلیم، تأثیرات مخربی بر محیطزیست و زندگی ما دارند. خوشبختانه، راهکارهایی وجود دارند که با اعمال آنها در زندگی روزمره، میتوانیم به کاهش این ردپا کمک کنیم.
راهکارهای عملی کاهش ردپای کربن در زندگی روزمره
اولین و شاید مهمترین گام برای کاهش ردپای کربن در سطح فردی، آگاهی از تأثیر رفتارها و انتخابهایمان بر محیطزیست است. از جمله مواردی که هرکدام از ما میتوانیم در زندگی روزمره تغییر دهیم، عبارتند از:
- کاهش مصرف انرژی: یکی از راهکارهای مؤثر، بهینهسازی مصرف انرژی در خانه است. خاموش کردن لوازم برقی که استفاده نمیشوند، استفاده از وسایل برقی کممصرف و انتخاب لامپهای LED میتواند مصرف انرژی را بهطور چشمگیری کاهش دهد. همچنین، عایقبندی مناسب ساختمانها باعث میشود انرژی کمتری برای گرمایش و سرمایش مصرف شود.
- خرید محصولات محلی و ارگانیک: حملونقل مواد غذایی از راههای دور، مصرف سوختهای فسیلی و تولید گازهای گلخانهای زیادی را بههمراه دارد. خرید محصولات محلی، بهویژه محصولات ارگانیک که با روشهای پایدار تولید میشوند، میتواند ردپای کربن ما را کاهش دهد.
- استفاده بهینه از آب: کاهش مصرف آب نهتنها به حفظ منابع آبی کمک میکند، بلکه به کاهش انرژی مصرفی برای تصفیه و انتقال آب نیز منجر میشود. برای مثال، نصب شیرهای کممصرف یا بازیافت آب برای مصارف غیرشرب میتواند در این زمینه مؤثر باشد.
استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر
استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر یکی از مؤثرترین روشها برای کاهش ردپای کربن است. انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشیدی، بادی و آبی بهدلیل عدم انتشار گازهای گلخانهای، نقش مهمی در کاهش گرمایش جهانی دارند. درحالیکه استفاده از این منابع انرژی در مقیاس بزرگ معمولاً توسط دولتها و شرکتها انجام میشود، ما نیز میتوانیم در سطح فردی و خانگی از انرژیهای تجدیدپذیر بهرهمند شویم.
- نصب پنلهای خورشیدی: یکی از اقدامات مهمی که هر خانواده میتواند انجام دهد، نصب پنلهای خورشیدی بر روی پشتبامها است. این پنلها علاوهبر کاهش مصرف انرژی از منابع فسیلی، هزینههای انرژی را نیز بهشدت کاهش میدهند.
- خرید محصولات انرژیزا با برچسب انرژیهای تجدیدپذیر: بسیاری از تولیدکنندگان لوازم خانگی اکنون محصولاتی ارائه میدهند که انرژیهای تجدیدپذیر را مصرف میکنند. خرید این محصولات میتواند به کاهش ردپای کربن ما کمک کند.
دوچرخهسواری یا کاشت درخت؛ کدامیک مؤثرتر است؟
یکی از سؤالات جالب در مورد کاهش ردپای کربن این است که آیا کاشت درخت مؤثرتر است یا دوچرخهسواری؟ هر دو روش به کاهش انتشار کربن کمک میکنند، اما تأثیر آنها بسته به نوع فعالیت و مدت زمان متفاوت است.
- دوچرخهسواری و کاهش ردپای کربن: یک خودرو معمولی برای هر کیلومتر حدود ۱۹۶ گرم CO2 تولید میکند. در مقابل، دوچرخهسواری هیچگونه دیاکسید کربن تولید نمیکند. اگر فردی روزانه ۱۰ کیلومتر بهجای استفاده از خودرو دوچرخهسواری کند، میتواند حدود ۱.۹۶ کیلوگرم CO2 در روز کاهش دهد، که معادل ۷۱۵ کیلوگرم CO2 در سال است.
- کاشت درخت و کاهش ردپای کربن: هر درخت بالغ، بسته به نوع آن، بین ۱۰ تا ۲۲ کیلوگرم دیاکسید کربن در سال جذب میکند. برای دستیابی به کاهش CO2 مشابه با دوچرخهسواری روزانه، باید حدود ۳۳ تا ۷۲ درخت کاشته شود.
بنابراین، از نظر کاهش سریعتر و بیشتر ردپای کربن، دوچرخهسواری مؤثرتر از کاشت درخت است. بااینحال، کاشت درخت نیز نقش حیاتی در طولانیمدت در جذب کربن و حفظ اکوسیستمها دارد.
نقش حملونقل عمومی و کاهش مصرف پلاستیک
- حملونقل عمومی: استفاده از اتوبوسها و مترو میتواند بهمیزان زیادی از انتشار CO2 کاسته و باعث کاهش ترافیک شهری شود. بااستفاده از حملونقل عمومی بهجای خودروهای شخصی، هر نفر میتواند سالانه صدها کیلوگرم CO2 کمتر تولید کند.
- کاهش مصرف پلاستیک: پلاستیکها بهدلیل تجزیهناپذیری و فرایند تولیدشان که انرژی زیادی میطلبد، نقش مهمی در افزایش ردپای کربن دارند. کاهش مصرف پلاستیکهای یکبارمصرف و استفاده از کیسهها و بطریهای چندبارمصرف میتواند به کاهش زبالههای پلاستیکی و بهتبع آن، کاهش انتشار CO2 کمک کند.
کاهش ردپای کربن فقط مسئولیت دولتها و شرکتهای بزرگ نیست، بلکه هرکدام از ما میتوانیم با انجام تغییرات کوچکی در سبک زندگی خود، به این هدف بزرگ کمک کنیم. از دوچرخهسواری بهجای رانندگی و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر تا کاشت درخت و کاهش مصرف پلاستیک، هر قدمی که برداریم به کاهش دیاکسید کربن در جو و حفظ محیطزیست کمک خواهد کرد. اکنون زمان آن است که همه با هم برای کاهش ردپای کربن تلاش کنیم تا آیندهای پاکتر و پایدارتر برای خود و نسلهای آینده فراهم کنیم.
سالن همایشهای سازمان حفاظت محیطزیست پس از سالها شاهد حضور جمعی از حفاظتگران از گوشهوکنار کشور بود، گروهی برای بیان تجربهشان در موضوع حفاظت مشارکتی آمده بودند و گروه دیگری برای شنیدن سخنرانیها و گفتوگو در حاشیه همایش «درسآموختههای حفاظت مشارکتی». همایشی که به همت انجمن «ترویج حفاظت و مدیریت پایدار حیاتوحش» برگزار شد.
«حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست در این همایش، دستیابی به موفقیت در پروژههای حفاظت مشارکتی را منوط به ایجاد زیرساختها و حمایتهای مالی مناسب دانست و گفت: این حمایتها فراتر از دولت، باید از سمت بخش خصوصی تأمین شود تا جامعه محلی از منافع اقتصادی آن بهرهمنده شود و انگیزه بیشتری برای حفاظت داشته باشد.
معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست: باید ارزشهای محیطزیستی در حسابهای ملی محاسبه شود، هرچند تاکنون شاهد عملیاتی شدن این مقوله نبودهایم
جامعه محلی منابع مالی محدودی دارد، در این زمینه معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست به جلسهای که با مدیرعامل صندوق ملی محیطزیست داشت اشاره کرد و افزود: براساس خروجی این جلسه از ظرفیتهای صندوق برای افزایش مشارکت مردم در حفاظت بهرهمند خواهیم شد و تلاش میکنیم روندهای مرتبط با این موضوع را تسریع کنیم. ایرانیان علاقهمند به حفظ طبیعت هستند و مقصودشان از طبیعت در اغلب موارد حفظ تنوعزیستی است. امیدوارم کمکهای مردمی نیز متمرکز به این موضوع باشد و با مشارکت مردم تغییراتی در حفاظت از تنوعزیستی شاهد باشیم.
او همچنین درباره ارزشگذاری اقتصادی محیطزیست بیان کرد: این موضوع در سیاستهای کلی نظام درباره محیطزیست و در قانون برنامههای توسعه آمده است. بر این اساس، باید ارزشهای محیطزیستی در حسابهای ملی محاسبه شود، هرچند تاکنون شاهد عملیاتی شدن این مقوله نبودهایم. در سازمان حفاظت محیطزیست بحث ارزشگذاری اقتصادی شروع شده و برای برخی مناطق این ارزشگذاری صورت گرفته است. ما دفتر اقتصاد محیطزیست را در سازمان داریم، ولی هنوز موفق نشدهایم جمعبندی کاملی از این مقوله داشته باشیم و مسئولان را قانع کنیم که در اقتصاد، هزینه تخریب را محاسبه کنند.
او از شکلگیری کمیتههای تخصصی در سازمان حفاظت محیطزیست در موضوع حیاتوحش خبر داد و گفت: درباره یوز این کمیته در حال شکل گرفتن است. همچنین، درباره دامپزشکی، بهرهبرداری پایدار، حفاظت از تنوعزیستی و… نیز کمیتهها و کارگروههای تخصصی تشکیل میشوند. بهزودی با اعلام فراخوان از همه کسانی که مایل به کار داوطلبانه هستند، درخواست میکنیم رزومههای خود را ارسال کنند. پس از بررسی رزومهها، کمیتههای تخصصی شکل میگیرند تا در همه حوزهها از مشارکت ذینفعان بهره بگیریم.
بهگفته معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست نحوه نظارت بر فعالیتهای بخش خصوصی در موضوع قرقها و … از طریق کارگروههای تخصصی که ترکیبی از کارکنان سازمان و کارشناسان مستقل است، صورت میگیرد. او افزود: در موضوع قرقها نظارت بر سرشماریها و … مدنظر قرار دارند.
مسئولیت مشترک برای منافع مشترک
«افشین دانهکار»، استاد دانشگاه تهران، در این همایش خواستار طراحی مدلهای مالی در موضوع حفاظت از سوی بخش خصوصی شد. او گفت: زمانی که از حضور بخش خصوصی در مقوله حفاظت صحبت میکنیم، نباید تنها به تکثیر مهرهداران بزرگ خلاصه شود. خزندگان و … نیز باید در این مدل لحاظ شوند. ضمن آنکه ما جنگلهای بلوط در زاگرس را داریم که در حال از بین رفتن هستند و نیازمند حفاظت هستند.
بهگفته دانهکار، در شیوه مشارکتی مسئله مهم مسئولیت مشترک است. او افزود: زمانی که از مدیریت سگهای بلاصاحب یا از قرقهای خصوصی حرف میزنیم، به مسئولیت مشترک و منافع مشترک اشاره میکنیم. در هر دو مورد باید سرپرست مشخص شده است و افراد و گروهها مسئولیت خود را بپذیرند.
این استاد دانشگاه تهران دراینباره که چرا منابعطبیعی در حسابرسی رسمی لحاظ نمیشود، گفت: گرچه بخشی از انجام این مهم بهعهده منابع طبیعی است، اما از سوی دیگر باید این موضوع به مطالبه عمومی جامعه بدل شود که متأسفانه هنوز این اتفاق نیفتاده است. این مسئله برای مردم هنوز مبهم است و ارزشافزوده آن را حس نمیکنند.
او اضافه کرد: اقتصاددانان در ایران در حوزه محیطزیست فعال نیستند. ازاینرو، باید پژوههشهای بینرشتهای انجام شود تا بتوانیم با این مطالبه را در جامعه شکل دهیم. بهعلاوه ما باید ادبیات صحبت کردن با مردم را آموخته باشیم و بتوانیم ارزش زیستی را به آنها منتقل کنیم. چانهزنی بیندستگاهی مقوله دیگری است که نیازمند پیگیری است؛ فعالان محیطزیست باید به مجلس نزدیک شوند و مطالبات خود را بدل به قانون کنند.
تشکیل شورای راهبری، تصمیم خردمندانهای که گرفته شد
«مهدی تیموری»، رئیس سابق پارک ملی گلستان، سخنان خود را در این همایش با یادی از شهدای محیطبان آغاز کرد. او گفت: در موضوع حفاظت مشارکتی نباید تعارف کرد، نباید کسانی را که اعتقادی به مشارکت ندارند، به کار گرفت؛ زیرا اگر ما درست عمل نکنیم، هزینهاش را این سرزمین میپردازد.
رئیس سابق پارک ملی گلستان: اگر دستوپای مدیر را با بوروکراسی ببندیم، به نتیجه نمیرسیم. باید برای مدیران چشماندازی ترسیم کنیم و به آنها اختیار دهیم تا بااستفاده از مدل مشارکتی طی بازه زمانی مشخص به این چشمانداز برسند
او همچنین خواستار اختیار برای مدیرانی شد که موظف به اجرای حفاظت مشارکتی هستند. تیموری افزود: اگر دستوپای مدیر را با بوروکراسی ببندیم، به نتیجه نمیرسیم. باید برای مدیران چشماندازی ترسیم کنیم و به آنها اختیار دهیم تا با استفاده از مدل مشارکتی طی بازه زمانی مشخص به این چشمانداز برسند.
بهگفته تیموری، شورای راهبری در پارک ملی گلستان یکی از خردمندانهترین تصمیماتی بود که در سازمان حفاظت محیطزیست گرفته شد. او توضیح داد: با این شورا از ظرفیت اجتماعی جامعه محلی بهره گرفته شد و درنهایت شاهد بالا رفتن جمعیت حیاتوحش بهعنوان یکی از شاخصهای موفقیت در عملکرد در این پارک ملی بودیم.
قانونی که باعث افتخار ایران شد
«کمال عظیمینیا»، از اعضای هیئتموسس «انجمن ترویج حفاظت از حیاتوحش و بهرهبرداری پایدار»، موضوع شفافیت سازمان حفاظت محیطزیست را مهم دانست و گفت: سال ۸۸-۸۹ شنیدم که منطقهای در رفسنجان واگذار شده است. آن زمان تلاش کردم ببینم چه کسانی توانستهاند منطقه را برای حفاظت در اختیار بگیرند. شماره تماس فرزاد مهدوی، رئیس هیئتمدیره گروه دوستداران طبیعت رفسنجان، را پیدا کردم و با او تماس گرفتم و او واگذاری را تأیید کرد. در ادامه با کارشناسان سازمان حفاظت محیطزیست صحبت کردم، اما آنها هرگونه واگذاری را تکذیب میکردند. آن سالها من چند مطلب نوشتم و تأکید کردم چرا سازمان محیطزیست بهجای قبول اینکه از ظرفیت قانونی خود استفاده میکند، گزینه انکار را انتخاب کرده است. قانونی که با آن قرقهای خصوصی شکل گرفتند، در آن سالها نیمقرن سابقه داشت و امروز میبینیم اجرای این قانون باعث افتخار ایران شده است.
او افزود: خوشبختانه امروز مدیرانی در رأس سازمان حفاظت محیطزیست قرار گرفتهاند که پرچم مشارکت را برداشتهاند و قصد دارند با بهرهگیری از تمام ظرفیتها از تنوعزیستی کشورمان حفاظت کنند.
منصورآباد، الگوی موفق حفاظت در پرتعارضترین منطقه
«حامد ابوالقاسمی»، کارشناس راهبری حفاظت و مدیر حفاظتگاه مردمیمنصورآباد رفسنجان، نیز در این همایش گفت: وقتی از مشارکت صحبت میکنیم، به این معناست که ذینفعان در یک موضوع مشخص در تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرا دخیل باشند.
بهگفته او، در مقوله حفاظت مشارکتی ابتدا باید شناسایی ذینفعان را داشته باشیم و در شکل حداکثری آنها را دخیل کنیم. او در این زمینه به نمونه موردی قرق منصورآباد اشاره و اضافه کرد: سال ۸۷ گروه ۱۵نفرهای از شکارچیان دور هم جمع شدند. آنها در گفتوگو با هم به این نتیجه رسیدند که منطقهشان بهلحاظ جمعیت حیاتوحش منطقه افت کرده است. در این جلسه دو دلیل برای این کاهش جمعیت مطرح شد؛ شکار بیرویه و خشکسالی. برای حل این دو چالش این گروه ۱۵نفره قسمنامهای را امضا کردند که علاوهبر اینکه خودشان شکار را در یک بازه زمانی کنار بگذارند بلکه سایر شکارچیان را هم برای همراهی متقاعد کنند. آنها همچنین تصمیم گرفتند برای جبران خسارتهای مرتبط با خشکسالی هم اقداماتی انجام دهند.
این گروه ۱۵نفره پس از مدتی به این نتیجه رسیدند که انجام این کارها در یک محدوده صد هزار هکتاری از عهده آنها ساخته نیست. ابوالقاسمی با بیان این مطلب افزود: آنها نه منابع مالی کافی داشتند و نه اختیاراتی که بهعنوان مثال متخلفان را بازداشت کنند. بهعلاوه مردم هم باتوجهبه سابقه شکار این گروه به آنها اعتماد نمیکردند. هیئت مؤسس تشکل دوستداران طبیعت رفسنجان بهشکل خودآموز گامبهگام دایره ذینفعان و مشارکت را گسترده و شروع به همکاری با سازمانهایی نظیر محیطزیست کردند. درنهایت هم شاهد بودیم که در یکی از پرتعارضترین مناطق ایران با مشارکت ذینفعان یک الگوی موفق حفاظتی شکل گرفت.
ابوالقاسمی با اشاره به اینکه این راه ساده نبوده، گفت: در این سالها بارها شاهد اختلافنظر، دشمنی و … بودیم، اما درنهایت به نتیجه مثبت امروز رسیده و شاهد رشد جمعیت حیاتوحش در این منطقه هستیم.
الگوبرداری از تجربههای حفاظتی
«عبدالله سالاری»، عضو هیئتموسس انجمن ترویج حفاظت حیاتوحش و بهرهبرداری پایدار، در این همایش به مجموعه برنامههایی اشاره کرد که این انجمن از زمان تأسیس داشته، او افزود: ما تلاش میکنیم تمام فعالیتهای انجامشده در زمینه حفاظت را رصد کرده و پس از جمعبندی درسآموختههای مناطق مختلف، از آنها برای حفاظت سایر مناطق الگوبرداری کنیم. البته هر منطقه مختصات خودش را دارد، اما درنهایت امکان استفاده از تجربیات وجود دارد.
مردم محلی میزبان شدند و محیطزیست مهمان
«فرشاد اسکندری»، کارشناس حیاتوحش و مدیرعامل مؤسسه «شیردال»، شرحی از پروژه «ظرفیتسازی و آموزش جوامع محلی حاشیه زیستگاه دز برای احیا و حفاظت مشارکتی از گوزن زرد ایرانی» ارائه کرد. او گفت: در سال ۱۳۹۸ اولین فاز رهاسازی را با کمک ادارهکل حفاظت محیطزیست خوزستان انجام دادیم. در سال ۱۴۰۱ و در فاز دوم مردم برای رهاسازی پیشقدم شدند که بزرگترین دستاورد بود. آنها اصرار میکردند رهاسازی در زیستگاههای حاشیه روستاهای آنها باشد تا بتوانند حفاظت بهتری از این گونه داشته باشند.
او افزود: در سال ۱۴۰۲ باز هم این درخواست از سوی مردم بود. در این سال شاهد تغییر دیگری هم بودیم، به این معنا که مردم مهمانی برای رهاسازی ترتیب دادند و اعضای مؤسسه و محیطزیست جزو مهمانان بودند و محلیها میزبان شدند، همچنین شاهد برگزاری آیین رهاسازی هم بودیم.
اسکندری بخش دیگری از پروژهشان را احیای بیشههای زیستگاه گوزن زرد دانست و گفت: برای یکپارچه کردن زیستگاه، تصمیم به بهینه کردن آن با کاشت درختان بومی گرفتیم و با کمک محلیها دو هزار نهال کاشته شد.
او درباره مشارکت مردم در محافظت از این گونه بیان کرد: از زمان رهاسازی تا امروز مردمی که آموزش دیدهاند، عکس و فیلمهای خود را برای ما ارسال میکنند. بااستفاده از تصاویر مردم محلی، سمنها و …. ما توانستهایم نقشهای از پراکنش گونه را داشته باشیم که در حفاظت از این گونه مفید خواهد بود.
مشاهده پلنگ در «کوه هوا» با همکاری تمام ذینفعان
«محمود رضایی»، عضو انجمن پایشگران زمین و زندگی شرحی از فعالیتهایشان در منطقه «کوه هوا» در استان فارس ارائه کرد. او گفت: در این منطقه کل و بز و قوچ و میش درحال انقراض بود. نخستین فعالیتهای این انجمن برنامههای آموزشی در مدارس و نصب تابلو و بنر در محدوده شهر بود.
او شروع ایده حفاظت مشارکتی در این منطقه را همفکری انجمن با اداره محیطزیست لامرد دانست و افزود: در این منطقه ما با کمبود نیرو، خشکسالی، کمبود امکانات و عدم همراهی مردم روبهرو بودیم. در سال ۱۳۹۶ چند شکارچی جذب انجمن شدند و با گشت و پایشهای مداوم در منطقه احیای جمعیت حیاتوحش صورت گرفت و حتی در سرشماری ۱۴۰۲ پلنگ هم در «کوه هوا» مشاهده شد.
بهگفته رضایی، سمداران در کوه هوا به عدد یک هزار و ۸۰۰ فرد رسیدهاند. او گفت: تغییر نگرش شکارچیان، اشتغالزایی برای شش شکارچی بومی، ساخت آبشخور در منطقه، آبرسانی به آبشخورها، برگزاری چندین مناسبت محیطزیستی، خرید یک دستگاه خودرو و دو دستگاه موتورسیکلت، همراهی دادگستری برای حفاظت از کوه حرا از عواملی هستند که باعث افزایش چشمگیر حیاتوحش در این منطقه شدهاند.
حفاظت از یوز در زیستگاههای مابین مناطق
«کامبیز معظمی»، رئیس هیئتمدیره انجمن صنفی کارفرمایی حفاظتگاههای خصوصی حیاتوحش، در این همایش حفاظت مشارکتی را فرصتی برای ایجاد همبستگی دانست و گفت: انجمن صنفی کارفرمایی حفاظتگاههای خصوصی حیاتوحش در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را با تمرکز روی مراکز تکثیر و پرورش، شکارگاههای خصوصی و قرقهای اختصاصی آغاز کرد. مهمترین اهداف ما در انجمن، ایجاد تشکلی که تمام علاقهمندان بخش غیردولتی اعم از جامعه محلی تا بخش خصوصی است.
او افزود: همافزایی تمام ظرفیتها برای حفاظت از تنوعزیستی، مشارکت محیطزیست و دولت در حفاظت از حیاتوحش و گونههای در معرض خطر از دیگر اهداف ماست و در این زمینه برگزاری مجموعه همایشها، چاپ کتاب، انعقاد تفاهمنامه با دانشگاه تهران برای استفاده از ظرفیتهای دانشگاهی، عقد قرارداد با محیطزیست در قبول مسئولیت مشارکت در حفاظت از یوز در محدودههای بینابینی پارک ملی توران و پناهگاههای حیاتوحش خوشییلاق و میاندشت را داشتهایم.
حل چالش شکار غیرمجاز جز با مشارکت ممکن نیست
«رضا مولایی»، رئیس هیئتمدیره انجمن سبزگستران پاقلات، در این همایش با اشاره به اینکه از سال ۱۳۸۲ فعالیت خود را در منطقه جنوب فارس شروع کردهاند گفت: ما بهشکل تجربی فعالیتها را پیش میبریم و در این ۲۱ سال به حفاظت از این منطقه میپردازیم. شروع کار ما در پاقلات با نهالکاری بود و در سه سال در اطراف روستایمان درختکاری انجام دادیم.
او با بیان اینکه برای آبیاری از یکی از شکارچیان دعوت کردند، افزود: بهرهگیری از ظرفیت شکارچیان اهمیت زیادی دارد. ما در پاقلات از یک محدوده ۵۳ هزار هکتاری حفاظت میکنیم و این کار جز با آموزش به کودکان و بهرهگیری از پتانسیل شکارچیان در حفاظت میسر نبود.
این فعال محیطزیست با اشاره به اینکه با دست خالی کارشان را آغاز کردهاند، گفت: یکی از کارهایی که انجام دادیم، شکل دادن صندوق نذر طبیعت بود. این صندوق به ما کمک کرد نذورات برای طبیعت جمعآوری کنیم و آبشخور … بسازیم.
بهگفته مولایی، شکار در پاقلات با سه انگیزه تفریحی، امرار معاش و انتقامگیری انجام میشود. او اضافه کرد: مقابله با آخرین مورد دشوارتر از شکار غیرمجاز با انگیزههای تفریحی و امرار معاش است، اما درنهایت حفاظت مشارکتی میتواند تمام این انگیزهها را از بین ببرد و به احیای جمعیت حیاتوحش منجر شود.
سفرنامهها متفاوت از کتابهایی هستند که اطلاعات خاصی را درباره یک موضوع به ما میدهند؛ چراکه برگرفته از حس بیننده یا شنونده هستند. بنابراین، از سفرنامهها میتوانیم اطلاعاتی را بهدست آوریم که ممکن است در کتابهای دیگر موجود نباشد. بهاعتقاد «میثم امامی» این همان خاصیت یک سفرنامه است. جایگاه ایلات و بهخصوص ایل بختیاری هم از گذشتههای دور دارای اهمیت زیادی بوده و به همین دلیل، خارجیهایی که به ایران سفر کردند آن را از دیدگاه خود توصیف کردند و نوشتند. امامی دراینباره توضیح میدهد: «ایلات ما مخصوصاً ایلات مرکزی و جنوبی بسیار در مواجهه با مهمانانی بودند که از خارج وارد آن اقلیم وارد شدند. اما همه اینها از نظر ما مسافر نیستند و اوج ورود آنها از دوره صفویه شروع میشود. در دوران قاجار هم همزمان با دادوستدهای دیپلماتیک با کشورهای خارجی، دادوستدهای فرهنگی هم آغاز شده بود. اما شاید بتوان گفت بعضی از این دادوستدها بهنام دادوستدهای فرهنگی است و از مثالهای آن میتوان به «دونالد ویلبر» اشاره کرد که اکنون یکی از مراجع ایلخانی ما است، اما مشخصاً یک مأموریت سیاسی داشته؛ ولی محتوایی را تولید کرده که امروزه از آن استفاده میکنیم.»
بهگفته این راهنمای گردشگری، از زنانی که به ایران آمدهاند و تا پیش از دوره پهلوی درباره ایل بختیاری نوشتهاند، میتوان به چند زن اشاره کرد: «یکی از آنها که شاید او را بیشتر به مستند صامتش بهنام «علف» درباره کوچ ایل بختیاری بشناسیم، «مارگارت هریسون» است. بهترین حاصل این مستند، کتاب «سفری به سرزمین دلاوران» است که از سوی انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده.»
یکی دیگر از افرادی که به ایران سفر کرد، ایزابلا لوسی برد (ایزابلا بیشوپ) است که کتاب دوجلدی بهنام «از کردستان تا بختیاری» را به زبان انگلیسی نوشته است. ترجمه قسمت بختیاری این کتاب با عنوان «از بیستون تا زردکوه بختیاری» به چاپ رسیده است: «چند سال بعد از بیشوپ، یک زن اسکاتلندی به ایران سفر میکند که مدت بیشتری در بین قوم بختیاری میماند که «الیزابت مکبنروز (راس)» نام دارد. البته باید به این نکته اشاره کرد که سفرنامه «لایارد» بهنام «ماجراهای اولیه در ایران» این دو نفر را تشویق به سفر به ایران کرده بود.»
سفر مکبنروز مصادف است با تصرف اصفهان توسط لشکر «صمصامالسلطنه». بهگفته امامی، این همان آغاز ورود مکبنروز در میان قوم بختیاری است؛ چراکه صمصامالسلطنه میخواست زنان خوانین ایل بختیاری توسط یک پزشک خارجی معالجه شوند.
امامی تفاوت این دو کتاب را اینطور شرح میدهد: «الیزابت مکبنروز مشخصاً در بین خانوادههای سرآمد بختیاری بوده. پس آن چیزی را که او درباره زنان بختیاری از آن صحبت میکند، چه آن زمان و چه امروز نمیتوانیم در بین زنان بختیاری پیدا کنیم. اما الیزابت بیشوپ مشخصا بیشتر در بین مردم عمومی بوده است.»
اهمیت زنان بختیاری در خانواده
الیزابت مکبنروز را بهنام بیبی گلافروز هم میشناسند. در فصل اول این کتاب درباره حاصل سفرش از انگلستان تا چهارمحال و بختیاری نوشته است. در فصل دوم این کتاب از نامها و القاب در بختیاری گفته میشود. در بخشی از این فصل آمده است: «این موضوع هم شنیدنی است که در روز تولد ادوارد خان (پسر مرتضی قلیخان) نام و عنوان بیبی گلافروز به من اعطا گردید.» پس از اینجای کتاب نام او را اینچنین میشنویم.
«آنها ستون فقرات و محور اصلی هرگونه تلاش و کوشش در ایل هستند.» امامی درباره یکی از تجربیات خود باتوجهبه این گزاره از کتاب میگوید: در چندسالی که در بین قوم بختیاری بودیم، دیدهایم که هیچگونه مسئله مهمی بدون مشورت با زن انجام نمیشود. پس منزلت زن وجود دارد، اما شاید به چشم ما نیاید
فصل سوم درباره تاریخ بختیاری، فصل چهارم درباره موقعیت جغرافیایی بختیاری و فصل پنجم درباره ازدواج و زناشویی در بختیاری است. امامی در رابطه با فصل پنجم به جایگاه زنان در ایل بختیاری اشاره میکند و میگوید: «یکی از نکاتی که در سفرهای عشایری مدام از ما پرسیده میشود، این است که چرا زن عشایر زحمت میکشد و مرد نه و شاید زن از خودش اختیاری ندارد. در این کتاب در چند قسمت از قدرت غیرقابل تصور مخاطب از زنان بختیاری صحبت میکند.» بهگفته او، در این کتاب اشاره میشود که معمولاً مهر شوهر نزد همسرش گذاشته میشود و همسر، این اختیار را دارد تا در هنگام غیبت شوهر بتواند درصورت لزوم از مهر او استفاده کند. قسمت دیگری از کتاب هم درباره یک دادگاه صحبت میشود که یکی از بیبیها آن را برگزار میکنند. نویسنده در این بخش نوشته است: «یکی از صحنههای جالبی که در بختیاریها شاهد آن بودم، شرکت در محاکمه یک متهم در جونقان بود… در غیاب خان، بیبی صنم همسر بزرگ حاج علی قلیخان سردار اسعد ریاست دادگاه را برعهده داشت… .»
«آنها ستون فقرات و محور اصلی هرگونه تلاش و کوشش در ایل هستند.» امامی درباره یکی دیگر از تجربیات خود باتوجهبه این گزاره از کتاب میگوید: «در چند سالی که در بین قوم بختیاری بودیم، دیدهایم که هیچگونه مسئله مهمی بدون مشورت با زن انجام نمیشود. پس منزلت زن وجود دارد، اما شاید به چشم ما نیاید.»
بهگفته امامی، تصرف اصفهان هم با توصیه یک زن یعنی «بیبی صاحبجان» انجام شده است و بهطور کلی مردها ارج فراوانی به توصیه زنها میدهند.
در بخش دیگری از کتاب راجع به چندهمسری صحبت میشود و زمانی که بیبی گلافروز درباره این جویا میشود که چطور همسر بزرگتر خان بقیه همسران را انتخاب میکند؟ به او پاسخ دادند که این حق برای ما دارای مزایای فراوانی است؛ چراکه ما میخواهیم با او زندگی کنیم.
اتحاد میان بختیاریها
امامی درباره بخش دیگری از کتاب به اتحاد میان بختیاریها اشاره میکند که باعث میشود انگلیسیها نتوانند در بین آنها نفوذ پیدا کنند: «لایارد در جایی در کتاب خودش هم میگوید مشکل ما انگلیسیها این است که آنقدر بختیاریها با یکدیگر متحدند که ما راه به جایی نمیبریم. این را لایارد هشتاد سال پیش از بیبی گلافروز در کتابش گفته است. او میگوید اگر بتوانیم بین این خوانین تفرقه بیندازیم، شاید بتوانیم در بین آنها بتوانیم رسوخ پیدا کنیم. بنابراین از قرن ۱۹ است که خوانین بختیاری به این نتیجه میرسند که بین آنها نفوذی در حال ایجاد شدن است که به از بین رفتن مراتع و مناطق نفتخیز ختم میشود. بنابراین، در اینباره بیبی گلافروز هم مینویسند: «در اینجا باید وارد مبحث دیگری شوم و آن این است که بهگمان من ازدواج خانوادگی در میان بختیاری فوقالعاده پرارج و باارزش است؛ چراکه بین دو خان رقیب و دشمن تا سر حد امکان صلح و دوستی ایجاد میکند.»
خرافات در ایلات بختیاری
بخشی از کتاب به اعتقادات مذهبی در میان ایل بختیاری و خرافات اختصاص دارد. اما امامی میگوید که امروزه مردمشناسان به این نتیجه رسیدهاند که همه اینها خرافه نیست: «مثلاً ما درختانی را داریم که در مسیر کوچ از قدیمالایام گروهی که کوچ میکند، پارچهای به آن میبندند. ما فکر میکردیم که این موضوع به اعتقاد مذهبی برمیگردد. اما طبق تجربه خودم متوجه شدم که به یک دلیل خاصی به این درختها پارچه میبندند. برای مثال زمانی که به خطالرأس میرسند و از آنجا بهبعد سختی راه تمام میشود، این پارچه را میبندند؛ پس این درخت وعدهگاهشان است.»
تجربه کوتاه «بیشوپ»
تجربه «ایزابلا بیشوپ» برای ماندن در بین عشایر بهدلیل راهزنی که برای او اتفاق افتاد کوتاهتر بوده. امامی میگوید او در کتاب انگلیسی خود نوشته است که قصد داشته بیش از یک سال در میان عشایر بماند، اما با این اتفاق، فقط سه ماه و دو هفته در میان عشایر بختیاری ماندگار شده است.
در مقدمه کتاب او آمده که بهشکل تحسینانگیزی زندگی کوچنشینی را شرح میدهد و سفرنامه جامعتری میتواند باشد. برخی از مواردی که در این سفرنامه آمدهاند عبارتند از زندگی چادرنشینی و برافراشتن سیاهچادرها، نحوه کوچ و جابهجایی، تقسیم آب برای کشاورزی، آرایش زنان، استفاده از گیاهان طبی، نحوه ازدواج، بیماریهای بومی و… .
امامی معتقد است احتمالاً ما شاید آخرین نسلی باشیم که این نوع از زندگی عشایری را میبینیم: «پیشنهادم این است که سفر کنیم؛ چراکه سفر هم برای ما آموزنده است و هم دنیایی برای شناخت انسانها است. ما از افرادی حرف زدیم که با تمام سختیها، نوشتند حتی اگر کارشان سفر نبود. وای بهحال ما که سفر میرویم و نمینویسیم. پس نوشتن برای نسل آینده میتواند لازم باشد.»
واکنش وزارت بهداشت به خبر فوت ۷۰ بیمار دیالیزی در اثر محلول آلوده به آلومینیوم
سرپرست روابط عمومی وزارت بهداشت: مطرح کردن فوت ۷۰ هموطن ما در موضوع دیالیز، که تماماً در دوره قبل اتفاق افتاده بسیار تاسف برانگیز و طرح آن در این زمان شاید به انگیزه رسیدگی سریعتر قضایی باشد. در همان دولت، پرونده قضایی تشکیل شده و احتمالاً با تسریع در رسیدگی میتوان پاسخگوی افکار عمومی بود. اما نکته مهمی که وزارت بهداشت به آن به طور جد اذعان دارد آن است که با اقدامات فوری مایع صفاقی آلوده همان زمان از بازار جمعآوری شده و در حال حاضر جای هیچ نگرانی وجود ندارد.
اختصاص ۷۰۰ میلیارد تومان به تأمین تجهیزات و ساخت نیروگاههای تجدیدپذیر
معاون سرمایهگذاری و تنظیم مقررات سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق از تخصیص ۷۰۰ میلیارد تومان از محل منابع اعتباری قانون بودجه سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ و با استفاده از منابع اهرمی بانکها و صندوقهای اعتباری تا سقف سه هزار میلیارد تومان برای تأمین مالی سرمایهگذاری در ساخت نیروگاههای تجدیدپذیر و انتشار فراخوان برای ثبتنام متقاضیان در این بخش خبر داد.
به گزارش پیام ما، امیر دودابی نژاد، تأمین مالی احداث نیروگاههای تجدیدپذیر را یکی از مسائل مهم در پیشرفت و توسعه سرمایهگذاری این بخش دانست و خاطرنشان کرد: یکی از منابعی که از سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ برای این منظور درنظرگرفتن شده است، تسهیلات تولید و اشتغال در تبصره ۱۸ قانون بودجه ۱۴۰۲ و تبصره ۲ قانون بودجه ۱۴۰۳ است که با هماهنگیهای صورتگرفته بین وزارت نیرو و وزارت اقتصاد مقرر شده است حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ بهمنظور سرمایهگذاری در ساخت نیروگاههای تجدیدپذیر اختصاص یابد و بهاینترتیب با استفاده از منابع اهرمی بانکها و صندوقهای اعتباری تا سقف سه هزار میلیارد تومان به این منظور تجهیز و تأمین شود که تخصیص لازم به میزان ۷۰۰ میلیارد تومان صورتگرفته و در همین راستا فراخوان برای ثبتنام متقاضیان سرمایهگذاری علاقهمند، هفته گذشته منتشر شده است.
او از عموم علاقهمندان به سرمایهگذاری در نیروگاههای تجدیدپذیر دعوت کرد تا در این فراخوان برای ساخت نیروگاههای تجدیدپذیر بر روی پشتبام یا حیاط منازلشان و یا در مقیاس بزرگتر در قالب انواع نیروگاههای مگاواتی تجدیدپذیر مشارکت کنند و تصریح کرد: ثبتنام متقاضیان سرمایهگذاری آغاز شده و علاقهمندان میتوانند با مراجعه به سایت وزارت اقتصاد نسبت به تکمیل فرمهای مربوطه اقدام کنند.
دودابی نژاد ادامه داد: سرمایهگذاری صورتگرفته میتواند گسترهای از واحد مسکونی تا یک مزرعه خورشیدی یا هر نوع نیروگاه دیگر تجدیدپذیر را شامل شود. ضمن اینکه باتوجهبه وجود محدودیت منابع اعتباری، ساتبا علاقهمند است این منابع در سهلترین شرایط ممکن برای مستعدترین و آمادهترین سرمایهگذاران در حداقل زمان ممکن به کار گرفته شود، بنابراین سرمایهگذارانی که آمادهتر هستند و از پیش مجوزهای لازم را دریافت کرده و پیشنیازهای اخذ تسهیلات و اجرای پروژه را آماده کردهاند در تخصیص منابع در اولویت قرار میگیرند.
معاون سرمایهگذاری و تنظیم مقررات ساتبا، ابراز امیدواری کرد، تا یک ماه پس از تکمیل درخواستهای دریافت شده از فراخوان، اسناد مربوطه به کارگروه ملی مرتبط مستقر در وزارت اقتصاد، ارسال شده و پس از طیشدن فرایند لازم و در حداقل زمان ممکن، متقاضیان دارای صلاحیت به صندوق و یا بانک عامل مربوطه معرفی شوند.
او اضافه کرد: تلاش بر این است که با پیگیری تخصیص و یا جذب باقیمانده منابع اعتباری پیشبینی شده چه از طریق تبصره ۲ قانون بودجه سال ۱۴۰۳ تا سقف موردنظر و چه از طریق سایر منابع مانند ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانشبنیان انجام شود تا تأمین مالی سایر پروژهها نیز تسهیل شود.
دودابی نژاد با بیان اینکه افزایش سهم تجدیدپذیرها در سرمایهگذاریهای بخش تولید برق از اقدامات لازم برای کاهش ناترازی برق است، عنوان کرد: در افق برنامه هفتم توسعه، مقرر شده است حداقل ۱۱ هزار مگاوات برق تجدیدپذیر احداث شود که تحقق آن نیازمند تأمین منابع مالی است.
معاون سرمایهگذاری و تنظیم مقررات ساتبا با اشاره به اینکه برای احداث هر کیلووات نیروگاه خورشیدی به حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان سرمایهگذاری نیاز است، پیشبینی کرد با اعتبارات تخصیصیافته از این محل، ساخت حداقل ۱۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر به مرحله اجرا برسد.
او ادامه داد: فاصله ما تا ایجاد ظرفیت موردنیاز برای رفع ناترازی زیاد است، بنابراین لازم است با تجهیز سایر منابع برای تأمین مالی سایر پروژهها، اقدامات لازم برای تحقق هدفگذاری صورتگرفته در برنامه هفتم توسعه یعنی احداث حدود ۱۱ هزار مگاوات نیروگاه جدید تجدیدپذیر انجام شود.
تعرفه خرید برق تجدیدپذیر برای صنایع و دستگاههای اجرایی برای دوره آبانماه اعلام شد
سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری برق ایران (ساتبا) تعرفه برق تجدیدپذیر برای اعمال در قبوض صنایع مشمول ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانشبنیان و دستگاههای اجرایی مشمول ماده ۵ قانون خدمات کشوری برای ماه آبان ۱۴۰۳ را اعلام کرد.
به گزارش پیام ما از وزارت نیرو، باهدف اجرای آییننامه اجرایی ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانشبنیان و مصوبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۲ مبنی بر اعمال تعرفه تجدیدپذیر در قبوض برق مصرفی صنایع با مصرف بیش از یک مگاوات و دستگاههای اجرایی مشمول ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری که به ترتیب نسبت به تأمین ۲ و ۵ درصد برق مصرفی خود از طریق انرژیهای تجدیدپذیر اقدام نکردهاند، تعرفه برق تجدیدپذیر برای درج در قبوض صنایع و دستگاههای اجرایی مشمول برای دوره آبان مشخص شد.
برایناساس تعرفه برق تجدیدپذیر تعیین شده از سوی ساتبا در دوره آبان برای مشترکان صنعتی بهازای هر کیلوواتساعت ۴۱۰۵۷ ریال و تعرفه دستگاههای اجرایی بهازای هر کیلوواتساعت ۴۱۰۵۷ ریال اعلام شده است.
بر اساس ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانشبنیان که در سال ۱۴۰۱ برای اجرا به دولت ابلاغ شده است، صنایع باقدرت مصرف بیش از یک مگاوات موظف هستند معادل یک درصد از برق موردنیاز سالانه خود را از طریق احداث نیروگاههای تجدیدپذیر تأمین کنند.
این میزان در پایان سال پنجم حداقل به ۵ درصد میرسد و در غیر این صورت وزارت نیرو موظف است درصد ذکر شده از برق مصرفی این صنایع را با تعرفه برق تجدیدپذیر محاسبه کرده و از صنایع اخذ کند.
همچنین در راستای توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر و باهدف اجرای ماده ۸ مصوبات شورایعالی انرژی، همه دستگاههای اجرایی موضوع ماده ۵ قانون خدمات کشوری مکلف هستند سالانه ۵ درصد مصرف برق خود را تا رسیدن به سهم ۲۰ درصد مصرف سال از طریق انرژیهای تجدیدپذیر تأمین کنند، بهعبارتدیگر مشترکان مشمول در سال ۱۴۰۳، ۵ درصد برق مصرفی خود را از طریق انرژیهای تجدیدپذیر تأمین کرده و در طول مدت چهارساله (سالانه ۵ درصد) تا ۲۰ درصد افزایش دهند.
انتشار فراخوان اعطای تسهیلات برای ساخت نیروگاه های تجدیدپذیر تا سقف ۱۰ مگاوات
به گزارش پیام ما، در همین راستا تسهیلاتی بهمنظور احداث نیروگاههای تجدیدپذیر از محل اعتبارات قانون بودجه سال ۱۴۰۳ کل کشور به وزارت نیرو اختصاصیافته است، بنابراین ثبتنام متقاضیان استفاده از تسهیلات مزبور از محل مدلهای قراردادی ماده ۱۲ خورشیدی، تابلوی برق سبز بورس و ماده ۶۱ قانون اصلاح الگوی مصرف انرژی تا ظرفیت ۱۰ مگاوات از تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۳ آغاز شده است.
علاقهمندان میتوانند تا زمان تکمیل ظرفیت منابع مالی، در سامانه جامع کسبوکار، اشتغال و تسهیلات (کات) وزارت امور اقتصادی و دارایی به نشانی https://kat.mefa.ir/ مراجعه و با تکمیل فرمهای مربوطه و ارائه مستندات موردنیاز، درخواست خود را ثبت کنند.
کمتر از ده روز تا شروع کاپ ۲۹ در شهر باکو آذربایجان باقی مانده و همچنان حضور ایران در این مجمع بین المللی مشخص نیست.
در این ویدیو نگاهی به تاریخچه حضور کشورمان در بزرگترین گردهمایی محیط زیستی دنیا کردهایم.
تدوین: ساغر کوهستانی
چشم در چشم (پرتره در هنر معاصر)
این روزها موزه هنرهای معاصر میزبان پرتره هایی از برجسته ترین نقاشان دنیاست
پیام ما از این نمایشگاه پرتره در هنر مدرن و معاصر، گزارشی تهیه کرده و شما را به دیدن آن دعوت می کند
کتاب «انقراض ششم: تاریخ غیرطبیعی» به قلم «الیزابت کولبرت»، روزنامهنگار موفق و برنده جایزه پولیتزر به موضوع بحران زیستمحیطی و کاهش تنوعزیستی در سطح جهانی میپردازد. کولبرت در این کتاب با استناد به تحقیقات علمی و تجربههای میدانی، به بررسی شواهدی میپردازد که نشان میدهد ما در حال ورود به ششمین دوره انقراض بزرگ هستیم. برخلاف دورههای پیشین که بهدلیل عوامل طبیعی مانند فورانهای آتشفشانی یا برخورد شهابسنگها رخ داده، در این دوره، عامل اصلی انقراض، فعالیتهای انسانی است.
کولبرت با سفر به نقاط مختلف جهان، مانند جنگلهای بارانی آمازون و صخرههای مرجانی اقیانوس آرام، اکوسیستمهایی را که بهشدت در معرض خطر هستند، از نزدیک مورد مطالعه قرار میدهد. او در این سفرها با دانشمندان و محققان برجسته گفتوگو میکند و از یافتههای آنها در زمینه تغییراقلیم، جنگلزدایی، آلودگیهای زیستمحیطی، و ورود گونههای غیربومی به اکوسیستمهای جدید میآموزد. کولبرت بهشیوهای جذاب و مستند، تأثیرات این عوامل بر حیاتوحش و تنوعزیستی را با مخاطبان خود به اشتراک میگذارد.
چرا این کتاب مهم است؟
این کتاب یکی از آثار شاخصی است که موضوع بحران زیستمحیطی را بهشکلی ملموس و علمی بررسی میکند و به سبک داستانگونه و خواندنی، توجه مخاطبان را به نیاز فوری برای اقدامات حفظ و نگهداری از محیطزیست جلب میکند. کولبرت با نگارش این کتاب، به تأثیرات فاجعهبار فعالیتهای انسانی بر اکوسیستمهای طبیعی و گونههای مختلف اشاره کرده و خواننده را به تأمل درباره نقش خود در این بحران دعوت میکند.
«انقراض ششم» به خوانندگان یادآوری میکند که تغییراقلیم، استفاده بیرویه از منابع طبیعی، ورود گونههای مهاجم، و آلودگیهای ناشی از فعالیتهای انسانی، گونههای گیاهی و جانوری را در معرض نابودی قرار دادهاند. او همچنین به اهمیت گونههای مختلف در تعادل اکوسیستم و حیات بشری پرداخته و نشان میدهد که با ادامه روند کنونی، نهتنها طبیعت بلکه زندگی انسانها نیز در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
سبک نگارش کولبرت در این کتاب ترکیبی از گزارشگری ژورنالیستی و روایتهای علمی است. او با بهرهگیری از داستانپردازی قوی و ارائه شواهد علمی، مباحث پیچیده زیستمحیطی را بهشکلی ساده و درعینحال، جذاب به خوانندگان عرضه میکند. این کتاب بهدلیل برخورداری از چنین سبکی و بهواسطه پرداختن به موضوعاتی که بیشازپیش بر زندگی و آینده انسانها تأثیر دارند، به یکی از آثار مهم در زمینه آگاهیبخشی محیطزیستی و تنوعزیستی تبدیل شده است
