بایگانی

در انتظار تصمیم سرنوشت‌ساز

«حمید ظهرابی» گفت: اخیراً بیشتر از ۱۶۰ نفر از اساتید دانشگاه و متخصصان محیط‌زیست کشور با رئیس‌جمهوری مکاتبه کردند و با ذکر دلایل متعدد خواستار انتقال مرجعیت کنوانسیون تنوع‌زیستی از وزارت جهاد‌کشاورزی به سازمان حفاظت محیط‌زیست شدند.
او با بیان اینکه خوشبختانه این موضوع در جلسات مربوط به کمیسیون‌ تخصصی، کمیسیون‌ فرعی و کمیسیون اصلی زیربنایی، صنعت و محیط‌زیست دولت مطرح شد، توضیح داد: ابتدا دو جلسه کمیسیون تخصصی در این زمینه برگزار شد و خوشبختانه با رأی قاطع اکثریت اعضا، انتقال مرجعیت کنوانسیون تنوع‌زیستی به سازمان حفاظت محیط‌زیست مورد موافقت قرار گرفت. متعاقباً موضوع در کمیسیون فرعی دولت مطرح شد و در آن کمیسیون نیز با توجه به اینکه تقریباً همه دستگاه‌ها به‌صورت کتبی موافقت خود را با این انتقال اعلام کرده بودند، نظر کمیسیون تخصصی تأیید شد و موضوع به کمیسیون اصلی راه پیدا کرد.
ظهرابی افزود: در این کمیسیون نیز با توجه به توضیحات ارائه‌شده و نظرات دستگاه‌های مختلف قرار شد درباره انتقال مرجعیت کنوانسیون تنوع‌زیستی به سازمان حفاظت محیط‌زیست در هیئت دولت تصمیم‌گیری شود. در حال حاضر، منتظریم این موضوع در جلسه هیئت دولت مطرح شود.
او اضافه کرد: دستگاه‌های مختلف مانند وزارت امور خارجه، معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری، ‌سازمان برنامه‌وبودجه و همچنین، سازمان امور اداری و استخدامی از جمله دستگاه‌هایی هستند که به‌صورت مکتوب موافقت خود را با این انتقال اعلام کرده‌اند.

غلبه دیدگاه زیست‌محیطی در کنوانسیون تنوع‌زیستی
معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع‌زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست با اشاره به کنوانسیون تنوع‌زیستی گفت: کنفرانسی در سال ۱۹۹۲ در پاسخ به نگرانی محیط‌زیستی در سطح جهان به‌دلیل افزایش مشکلات محیط‌زیستی مانند کاهش تنوع‌زیستی و آسیب‌های واردشده به محیط‌زیست در پی تلاش کشورها برای توسعه، با حضور سران کشورهای جهان در ریودوژانیرو برگزار و در آن تصمیماتی در جهت افزایش توجه کشورها به محیط‌زیست گرفته شد. یکی از تصمیم‌ها تشکیل کنوانسیونی برای حفاظت از تنوع‌زیستی ذیل برنامه محیط‌زیست ملل متحد بود.
او افزود: این کنوانسیون در سال ۱۳۷۵ در مجلس به پیشنهاد دولت و پیگیری سازمان مطرح شد. در همین سال ایران به کنوانسیون تنوع‌زیستی پیوست و پس از آن قانون کنوانسیون تنوع‌زیستی به سازمان حفاظت محیط‌زیست ابلاغ شد. در آن زمان مرجعیت ملی کنوانسیون‌های بین‌المللی وزارت خارجه بود؛ چون بخش‌های بین‌المللی دستگاه‌ها از جمله سازمان حفاظت محیط‌زیست قوی و فعال نبود. بنابراین، کارهای تخصصی و فنی را سازمان انجام می‌داد و امور مربوط به مکاتبات و اقدامات دیپلماتیک را وزارت امور خارجه عهده‌دار بود. ظهرابی اضافه کرد: این شرایط ادامه داشت تا در سال ۹۷ براساس مصوبه دولت وقت مرجعیت کنوانسیون تنوع‌زیستی به وزارت جهادکشاورزی منتقل شد. این مصوبه یک ایراد اساسی داشت؛ چون به ماده ۱۱ پروتکل ایمنی زیستی استناد می‌کرد که یکی از پروتکل‌های ذیل کنوانسیون تنوع‌زیستی است و براساس آن، مرجعیت کنوانسیون ایمنی زیستی، وزارت جهادکشاورزی است. او درباره پروتکل ایمنی زیستی گفت: این پروتکل مربوط به استفاده از محصولات تراریخته است که وظیفه جهادکشاورزی است و به‌درستی تصمیم‌ گرفته شده است که مرجع ملی اجرای این پروتکل وزارت جهادکشاورزی باشد، اما نکته‌ای که در مصوبه دولت وقت مغفول مانده، تبصره ۳ ماده ۳ قانون ایمنی زیستی است که در این ماده شورایی تحت‌عنوان شورای ملی ایمنی زیستی پیش‌بینی شده است که وظیفه آن سیاستگذاری درباره برنامه‌های مربوط به ایمنی زیستی و نظارت بر فعالیت دستگاه‌ها در این زمینه است. هسته اصلی این قانون را شورای ملی ایمنی زیستی تشکیل می‌دهد.
معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع‌زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست ادامه داد: قانون ایمنی زیستی، شورای ملی ایمنی زیستی را تعریف کرده است و معاون اول رئیس‌جمهوری را به‌عنوان رئیس آن تعیین و وظیفه شورا را سیاستگذاری در زمینه ایمنی زیستی و نظارت بر فعالیت دستگاه‌ها ذکر می‌کند و در ماده ۳ به‌درستی سازمان حفاظت محیط‌زیست را به‌عنوان دبیرخانه شورا تعیین می‌کند تا فرادست سایر دستگاه‌ها بتواند بر فعالیت دستگاه‌ها در حوزه ایمنی زیستی نظارت کند.
او بیان کرد: جای تعجب است که دولت وقت به این مهم توجه نکرد. اگرچه در ماده ۱۱ از وزارت جهادکشاورزی نام برده شده است، ولی به این نکته توجه نشد که در همان قانون شورایی فرابخشی برای نظارت بر فعالیت‌ها تعیین و سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌عنوان دبیرخانه مشخص شده است. درنتیجه در سال ۹۷ به‌اشتباه مرجعیت کنوانسیون تنوع زیستی از وزارت امور خارجه به وزارت جهادکشاورزی منتقل شد.

انطباق جایگاه و وظایف سازمان محیط‌زیست با اهداف کنوانسیون تنوع‌زیستی
او با اشاره به انطباق وظایف سازمان حفاظت محیط‌زیست با حفظ تنوع‌زیستی تأکید کرد: سازمان حفاظت محیط‌زیست یک دستگاه حاکمیتی، نظارتی و تنظیم‌گر است و وظیفه دارد فعالیت‌های توسعه‌ای دستگاه‌های مختلف را به‌گونه‌ای مدیریت کند که به توسعه‌ای پایدار منجر شود. بنابراین، مراقبت از تنوع‌زیستی وظیفه یک دستگاه نظارتی و حاکمیتی است. این درحالی‌است که وزارت جهادکشاورزی یک دستگاه بهره‌بردار تنوع‌زیستی است و مأموریت اصلی آن تولید غذا و تأمین امنیت غذایی است. اگر بهره‌بردار را به‌عنوان حافظ تنوع‌زیستی قرار دهیم، جای سؤال است؛ زیرا یک دستگاه هم مجری و هم ناظر می‌شود.

تعارض علم کشاورزی با حفاظت از تنوع‌زیستی
ظهرابی به تشریح رابطه علم کشاورزی با حفظ تنوع‌زیستی پرداخت و گفت: علم کشاورزی علم ساده کردن اکوسیستم و علم از بین بردن تنوع‌زیستی است و با معرفی گونه‌های پربازده که گاهی اوقات در طبیعت گونه مهاجم تعریف می‌شوند، مثل تیلاپیا، در جهت افزایش تولید، امنیت غذایی و تولید ثروت تلاش می‌کند. این علم با دستکاری ژنتیک مثل تولید محصولات تراریخته به‌دنبال تولید بیشتر است. محصولات تراریخته از عوامل مخرب تنوع‌زیستی به‌شمار می‌رود. در این شرایط، حفظ تنوع‌زیستی در اولویت پایین‌تر قرار می‌گیرد.
او ادامه داد: براساس تعریف کنوانسیون تنوع‌زیستی، تنوع‌زیستی سه سطح دارد که شامل تنوع در اکوسیستم‌ها، تنوع در گونه‌ها و تنوع در ژن‌ها می‌شود. ابتدا یک اکوسیستم مرتعی، جنگلی یا تالابی را برای کشاورزی باید تغییر کاربری بدهیم و به زمین کشاورزی تبدیل کنیم. با تغییر کاربری اکوسیستم، تنوع در اکوسیستم را از بین می‌بریم.
معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع‌زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست اضافه کرد: در مرحله بعد بذر محصولی مانند گندم را می‌کاریم. همه گونه‌های جانوری منطقه را برای مبارزه با آفات از طریق استفاده از سموم و گونه‌های گیاهی را با علف‌کش‌ها حذف می‌کنیم. درنتیجه تنوع گونه‌ای را در آن اکوسیستم از بین می‌بریم و تلاش می‌کنیم گونه کاشته‌شده بیشترین محصول را تولید کنید.
او ادامه داد: استفاده از ارقامی که موجب بیشترین محصول می‌شوند،‌ یکی از اهداف علم کشاورزی است. بنابراین، تنوع ژنتیک گونه را به‌شکلی دستکاری می‌کنیم که به بیشترین بازدهی منجر شود. ژنتیک گونه مورد نظر را هم یکسان می‌کنیم. بنابراین، در فعالیت کشاورزی هم تنوع اکوسیستمی، هم تنوع گونه‌ای و هم تنوع ژنتیک را از بین می‌بریم؛ چون هدف اصلی تولید محصول است. درنتیجه تولید کشاورزی و حفاظت تنوع‌زیستی به‌صورت روشنی در تضاد هستند.

دستگاه‌های متولی محیط‌زیست مرجع ملی کنوانسیون تنوع‌زیستی
ظهرابی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به نهاد متولی کنوانسیون تنوع‌زیستی در کشورهای مختلف گفت: کنوانسیون تنوع‌زیستی ذیل برنامه محیط‌زیست سازمان ملل فعالیت می‌کند. به همین دلیل، از ۱۹۶ کشور جهان که عضو کنوانسیون تنوع‌زیستی هستند، فقط در سه کشور وزارت کشاورزی به‌تنهایی مسئولیت کنوانسیون تنوع‌زیستی را برعهده دارد. مرجع ملی ۱۰ کشور به‌طور مشترک وزارت خارجه و دستگاه متولی محیط‌زیست است. در هفت کشور فقط وزارت خارجه مرجع کنوانسیون است. در ۱۱ کشور محیط‌زیست و کشاورزی یک نهاد است و این وظیفه را برعهده دارد. بنابراین، مرجع ملی کنوانسیون تنوع‌زیستی ۱۵۹ کشور وزارت محیط‌زیست آنهاست که در برخی از این کشورها با موضوعات دیگری مانند توریسم و تغییراقلیم، یک نهاد را تشکیل می‌دهند.

اصلاح ساختار سازمان محیط‌زیست متناسب با اهداف کنوانسیون تنوع‌زیستی
او در ادامه گفت: یکی دیگر از دلایل مناسب‌تر بودن سازمان حفاظت محیط‌زیست برای برعهده داشتن مرجعیت ملی کنوانسیون تنوع‌زیستی، ساختار این نهاد است. بعد از عضویت ایران در کنوانسیون تنوع‌زیستی، ساختار سازمان به‌نحوی اصلاح شد که بتواند این مأموریت مهم را به نتیجه برساند. به همین علت، معاونت محیط‌زیست طبیعی و تنوع‌زیستی راه‌اندازی شده است و دفاتر متعددی در سازمان حفاظت محیط‌زیست مأموریت پیدا کرده‌اند که در سه سطح اکوسیستم، گونه و ژن از تنوع‌زیستی محافظت کنند. معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع‌زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست ادامه داد: در حوزه «حفاظت از اکوسیستم» دفتر زیستگاه‌ها تعریف شده است که به زیستگاه‌های خشکی و امور مناطق چهارگانه محیط‌زیستی می‌پردازد. دفتر حفاظت از تالاب‌ها و رودخانه‌ها نیز بر اکوسیستم‌های آبی متمرکز است. دفتر دیگری تحت‌عنوان دفتر زیست‌بوم‌های ساحلی و دریایی اکوسیستم‌های طبیعی مرتبط با دریا و و سواحل را مدیریت می‌کند. دفتر ارزیابی اثرات زیست‌محیطی تأثیرات فعالیت‌های مختلف بر محیط‌زیست از جمله تنوع‌زیستی را بررسی و کنترل می‌کند.
او افزود: در موضوع «تنوع گونه‌ای» دفتر حفاظت از حیات‌وحش مشتمل بر چندین گروه در حفظ گونه‌های مختلف فعالیت می‌کند. در زمینه «تنوع ژن» نیز دفتر موزه ملی تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی با هدف حفاظت از ژن‌های گروه‌های مختلف گیاهان و جانوران فعال است. ظهرابی تأکید کرد: با توجه به اینکه دو معاونت محیط‌زیست طبیعی و دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست متولی حفاظت از اکوسیستم‌ها و تنوع‌زیستی کشور هستند، این سازمان جایگاه مناسب‌تری برای برعهده گرفتن مرجعیت ملی کنوانسیون تنوع‌زیستی است.

حفاظت سازمان محیط‌زیست از بیشترین تنوع‌زیستی در کشور
او با بیان اینکه یکی از وظایف سازمان حفاظت محیط‌زیست، حفاظت از مناطق چهارگانه است، بیان کرد: در حال حاضر حدود ۱۹.۵ میلیون هکتار از اراضی کشور را در قالب ۳۲۴ منطقه تحت مدیریت داریم. سازمان حفاظت محیط‌زیست از نقاط داغ تنوع‌زیستی محافظت می‌کند و پراکنش این مناطق به‌گونه‌ای است که تمام اکوسیستم‌ها و به‌احتمال بسیار زیاد همه گونه‌ها و ژن‌های وحشی کشور را دربرمی‌گیرد. بنابراین، بهترین شرایط را برای حفظ تنوع‌زیستی دارد.
معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع‌زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست تأکید کرد: ۵۰ درصد از تنوع‌زیستی دنیا در ۲.۵ درصد از سرزمین واقع شده است که نشان‌دهنده اهمیت بسیار زیاد نقاط داغ تنوع‌زیستی است. لذا مناطق حفاظت‌شده یکی از کانون‌های اصلی حفظ تنوع‌زیستی دنیا به‌شمار می‌آیند و در گزارش‌ها آمده که ۹۲ درصد تنوع‌زیستی دنیا در مناطق تحت‌حفاظت دنیا مستقر شده‌اند.
او با اشاره به قدمت حفاظت از تنوع‌زیستی در ایران گفت: از دهه ۴۰ مناطق حفاظت‌شده در ایران تعریف شده و ایران پیشرو در حفاظت است و سطح بسیار وسیعی از آن در مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه حفاظت می‌شود. بنابراین، سازمان محیط‌زیست حفاظت از یک مجموعه تقریباً کامل از نظر تنوع‌زیستی را برعهده دارد. این سازمان در مناطقی که تحت‌مدیریت سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری است نیز وظیفه نظارتی و حاکمیتی دارد و براساس آن، باید تنوع‌زیستی در این مناطق نیز حفظ شود.

مساحت زیاد به‌معنای تنوع‌زیستی بیشتر نیست
معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع‌زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست تأکید کرد: گرچه مساحت مناطق تحت‌مدیریت سازمان منابع‌طبیعی بیشتر از مناطق حفاظت‌شده محیط‌زیست است، اما تنوع‌زیستی نسبت مستقیمی با مساحت ندارد. مناطق حفاظت‌شده به‌علت نوع پراکنش، در برگیرنده تنوع‌زیستی کشور هستند. به همین دلیل، سازمان محیط‌زیست موقعیت مناسبت‌تری برای اداره مرجعیت کنوانسیون تنوع‌زیستی دارد.
ظهرابی در پایان با بیان اینکه یکی دیگر از دلایل برتری سازمان حفاظت محیط‌زیست برای برعهده داشتن مرجعیت کنوانسیون تنوع‌زیستی توجه به تصمیم‌های اتخاذشده در این کنوانسیون است، گفت: در کاپ ۱۵ که در دسامبر ۲۰۲۲ در مونترال کانادا برگزار شد، توافقنامه‌ای به‌نام «چارچوب جهانی تنوع‌زیستی کونمینگ -مونترال»(GBF) به تصویب رسید. ۲۳ هدف تا ۲۰۳۰ برای حفاظت از تنوع‌زیستی جهان تصویب شده است. با بررسی این اهداف کاملاً روشن است که عامل هماهنگی و پیگیری این برنامه‌ها برای دستیابی به اهداف تعیین‌شده سازمان حفاظت محیط‌زیست است؛‌ برنامه‌هایی مثل ایجاد مناطق حفاظت‌شده، حفاظت از حیات‌وحش، کنترل آلودگی‌های محیط‌زیستی،‌ مقابله با گونه‌های مهاجم و مدیریت پسماند. این برنامه‌ها به‌طور کامل در حیطه وظایف سازمان حفاظت محیط‌زیست است.| ایسنا

یک دهه انتظار برای کتاب‌خوانی

در این کارزار گفته شده که کتابخانه فعلی شهر فاقد امکانات کافی است: «فضای استیجاری و محدود،‌ نبود سالن مطالعه مجهز و آلودگی صوتی، چالش‌هایی هستند که مسیر جوانان و آینده‌سازان ما را دشوار کرده‌اند.»
همچنین، در بخش دیگری از آن آمده به‌خصوص در این دوران که آزمون کنکور هم دومرحله‌ای شده و فشار مطالعاتی بیشتر است، نیاز به این کتابخانه بیشتر احساس می‌شود. بنابراین، آنان در ادامه درخواست کرده‌اند که هرچه سریعتر این کتابخانه تکمیل و تجهیز شود.
کارزار از ۲۵ فروردین‌ماه آغاز شده و تاکنون به امضای بیش از ۴۰۰ نفر رسیده است. «مهدی اسپنانی»، نویسنده کارزار، مقطع کارشناسی را تمام کرده و به «پیام ما» می‌گوید برای آمادگی در مقطع ارشد نیاز به فضای مطالعه و کتابخانه در شهر دارد. مانند بسیاری دیگر از دانشجویان و دانش‌آموزان فریدونشهر: «مخزن و سالن مطالعه کتابخانه فعلی، که تنها کتابخانه مرکز شهر است، جدا از یکدیگر نیست. همین موضوع باعث رفت‌و‌آمد و سروصدا می‌شود.»
او می‌گوید به‌جز این کتابخانه، کتابخانه «سردار دل‌ها» هم در فاصله پنج تا شش کیلومتری از شهر وجود دارد، اما مسافت باعث می‌شود افراد کمی بتوانند به این کتابخانه بروند: «قشری که بیشتر تمایل دارند به کتابخانه بروند، افراد کنکوری و در حال تحصیل هستند و همه‌شان وسیله نقلیه ندارند. حتی وسیله نقلیه عمومی هم نیست که با آن به کتابخانه بروند.»
اسپنانی معتقد است اگر این کتابخانه ساخته شود، می‌تواند جای بسیار خوبی باشد: «مرکز شهر است و تقریباً دسترسی‌اش به تمام نقاط شهر آسان است. می‌دانم ازآنجاکه کنکور هم دومرحله‌ای شده، بسیاری از دانش‌آموزان برای کنکور یا امتحانات نهایی به چنین فضایی برای درس خواندن نیاز دارند.»
«سجاد رحیمی» مدیر یک مدرسه در فریدونشهر است. او هم صحبت‌های اسپنانی را درباره کمبود امکانات و کم‌ بودن فضای کتابخانه فعلی مرکز شهر را تأیید می‌کند و به «پیام ما» می‌گوید: «ظرفیت کتابخانه مناسب نیاز امروز جامعه فریدونشهر نیست. ظرفیت مخزن کتابخانه هم کوچک است. بسیاری از کتاب‌هایی که مردم یا نهادها به کتابخانه اهدا می‌کنند، به‌علت کمبود فضا به مخزن اصلی منتقل نمی‌شودند.»
چالش کوچک‌ بودن کتابخانه فعلی فریدونشهر فقط به کمبود فضا برای مطالعه محدود نمی‌شود: «سال‌های گذشته که خودم معلم بودم، زمانی که می‌خواستم دانش‌آموزان را به‌عنوان یک اردوی نیم‌روزه به کتابخانه ببرم، فضای کوچکی داشت. آنقدر که هم افرادی که مشغول مطالعه بودند، اذیت می‌شدند و هم ما فرصت نمی‌کردیم کتابخانه را به دانش‌آموزان نشان دهیم. اگر کتابخانه یک سالن کنفرانس داشت، نه ما دچار مشکل می‌شدیم و نه افرادی که برای مطالعه آمده بودند.»

بودجه‌ای سردرگم
سال گذشته «غلامرضا جعفری»، مسئول کتابخانه‌های عمومی شهرستان فریدونشهر، گفته بود تاکنون برای ساخت کتابخانه مرکزی فریدونشهر بیش از ۱۰ میلیارد تومان هزینه شده و تکمیل ساختمان و تجهیز آن نیازمند ۱۳ میلیارد تومان اعتبار دیگر است. اعتباری که سال‌هاست از آن صحبت می‌شود. او در گفت‌وگو با «پیام ما» این موضوع تخصیص‌ نیافتن اعتبار را تأیید می‌کند: «اما طی چند روز گذشته با پیگیری‌هایی که انجام شد، تخصیص اعتبار خوبی صورت گرفت. احتمال بسیار زیاد تا شهریورماه کتابخانه تکمیل نهایی شود. تاکنون ۸۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و اکنون در حال نصب تأسیسات هستند.»
به‌گفته او، کتابخانه چهار طبقه است: «زیرزمین شامل بخش کودک و نوجوان، همکف شامل مخزن و تالار علم و خلاقیت نوجوان، طبقه اول شامل دو سالن مطالعه و برای زنان و مردان و طبقه فوقانی شامل آمفی‌تئاتر و بخش اداری و اتاق جلسات است.»
بااین‌حال، او می‌گوید باید دید با این تخصیص اعتبار، تکمیل نهایی می‌شود یا خیر.
«اسماعیل سیاوشی»، نماینده مردم فریدونشهر در مجلس شورای اسلامی، دلیل تخصیص‌ نیافتن این اعتبار را در گفت‌وگو با «پیام ما» این‌طور شرح می‌دهد: «مشکلی در معاونت استانداری و بخش کمیته برنامه‌ریزی درباره بودجه در سال‌های قبل بود که متأسفانه حذف شده بود. اما با انجام پیگیری‌هایی این موضوع حل شد و احتمالاً امسال تکمیل می‌شود.»
«پیام ما» دلیل حذف این اعتبار را از «حمید رحیمیان»، فرماندار فریدونشهر، جویا شد. بااین‌حال، او به این پاسخ بسنده کرد که سال‌های گذشته بودجه‌ای تصویب شده بود، اما به‌دلایلی تخصیص پیدا نکرده است؛ ولی تا چند ماه دیگر تکمیل می‌شود.
پروژه کتابخانه مرکزی فریدونشهر که سال‌ها معطل مانده، به‌نظر می‌رسد در آستانه تکمیل و بهره‌برداری قرار دارد. تکمیل این کتابخانه می‌تواند نقطه‌عطفی در توسعه فرهنگی این شهرستان باشد. پیگیری‌های مستمر اهالی شهر، به‌ویژه جوانان و دانش‌آموزان، باعث جلب توجه مسئولان و تخصیص اعتبار برای تکمیل این پروژه شده است. اگرچه هنوز تردیدهایی در مورد زمان دقیق پایان پروژه وجود دارد، اما پیشرفت فیزیکی ۸۵ درصدی و تخصیص اعتبار جدید نویدبخش روزهای بهتری برای شهروندان فریدونشهر است.

حفاظت از طبیعت با نظام جبران خسارت

اکوتوریسم به‌عنوان یکی از اشکال گردشگری، نقش مهمی در حفظ محیط‌‌زیست و ارتقای مشارکت جوامع محلی ایفا می‌کند. این نوع گردشگری با تأکید بر تعامل پایدار با طبیعت، می‌تواند ابزاری مؤثر برای حفاظت از اکوسیستم‌ها و تنوع‌زیستی باشد؛ مشروط بر آنکه بر مبنای اصول علمی، رویکردهای مدیریتی دقیق و چارچوب‌های حقوقی مناسب برنامه‌ریزی و اجرا شود.
در ایران مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست (آثار طبیعی ملی، پارک‌های ملی، پناهگاه‌های حیات‌وحش و مناطق حفاظت‌شده) و همچنین تالاب‌ها، از مهمترین زیست‌بوم‌های ارزشمند کشور به‌شمار می‌روند که به‌واسطه غنای تنوع‌زیستی، مناظر طبیعی و کارکردهای اکولوژیکی، ظرفیت بالایی برای اجرای طرح‌های اکوتوریسم دارند. بااین‌حال، اجرای این طرح‌ها در این مناطق مستلزم تحقق هم‌زمان اهداف کلیدی ۱-حفاظت و احیای اکوسیستم‌ها و تنوع‌زیستی، ۲-توسعه ظرفیت و مشارکت فعال جوامع محلی، ۳-ارتقای تجربه طبیعت‌گردها و ترویج اصول پایداری، ۴-توسعه زیرساخت‌های اکوتوریسم در چارچوب ظرفیت برد اکولوژیک و اصول طراحی پایدار ‌و ۵-مدیریت و پایش مستمر اثرات اکولوژیکی و اجتماعی است.
«حفاظت و احیای اکوسیستم‌ها و تنوع‌زیستی» نه‌تنها پیش‌نیاز تحقق اکوتوریسم پایدار، بلکه شرط بقای مزیت‌های اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی مقاصد هدف است. به‌عبارتی، اکوتوریسم زمانی می‌تواند در مسیر توسعه پایدار ‌و به‌صورت مسئولانه حرکت کند که حفاظت در کانون سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها قرار گیرد که این مهم مستلزم تدوین راهبردهای دقیق است. این نوشتار با هدف تبیین پیوند میان حفاظت اکولوژیکی و اجرای طرح‌های اکوتوریسم، به ارائه پنج راهبرد کلیدی در زمینه ارتقای مدیریت اکوتوریسم در مناطق چهارگانه و تالاب‌ها می‌پردازد. این راهبردها ضمن بهره‌گیری از اسناد ملی، مطالعات میدانی و تجارب بین‌المللی، تلاش دارند بستری برای تصمیم‌سازی مبتنی‌بر شواهد و حرکت به‌سوی نظام حکمرانی محیط‌زیستی پایدار فراهم آورند.

توسعه و ارتقای دستورالعمل‌ها و استانداردهای اکوتوریسم
تدوین و اجرای دستورالعمل‌ها و استانداردهای علمی، به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی در تحقق اکوتوریسم پایدار، اهمیت فراوانی دارد. این چارچوب‌های راهبردی، نقشی حیاتی در حفاظت سیستماتیک اکوسیستم‌ها و تنوع‌زیستی در برابر تهدیدات ناشی از فعالیت‌های طبیعت‌گردی ایفا می‌کنند و امکان کاهش آثار منفی این فعالیت‌ها را فراهم می‌آورند. در غیاب چنین نظام‌های راهبردی، فرایندهای بهره‌برداری ناپایدار به‌سرعت گسترش می‌یابد و می‌تواند منجر به تخریب زیستگاه‌ها، کاهش تنوع‌زیستی و ایجاد تعارضات اجتماعی با جوامع محلی شود. دستورالعمل‌های مؤثر اکوتوریسم باید حوزه‌های مختلفی را در بر بگیرند. از جمله این حوزه‌ها می‌توان به طراحی پهنه‌ها و مسیرهای اکوتوریسم، نحوه بهره‌برداری از منابع، مدیریت پساب، پسماند و آلاینده‌ها، پایش اثرات اکولوژیکی و اجتماعی و همچنین، اعمال سازوکارهای تشویقی و تنبیهی برای طبیعت‌گردها اشاره کرد. علاوه‌براین، باید راهبردهایی برای مشارکت مؤثر جوامع محلی نیز در دستورالعمل‌ها گنجانده شود.
چارچوب‌های استاندارد باید از پویایی و انعطاف‌پذیری لازم برای به‌روزرسانی مستمر براساس داده‌های نوین بوم‌شناختی، تغییراقلیم و تحولات اجتماعی-فرهنگی برخوردار باشند. تدوین این استانداردها به‌طور مؤثر، نیازمند مشارکت گسترده تمامی ذی‌نفعان از جمله جوامع محلی، طبیعت‌گردها، کسب‌وکارهای حوزه اکوتوریسم و نهادهای دولتی و متخصصان است. این رویکرد مشارکتی علاوه‌بر ارتقای کیفیت اجرایی دستورالعمل‌ها، موجب افزایش حس مالکیت و مسئولیت‌پذیری در سطوح مختلف می‌شود.
از منظر اجرایی، بومی‌سازی استانداردها براساس ویژگی‌های بوم‌شناختی و فرهنگی هر منطقه، یک اصل بنیادین به‌شمار می‌آید. تجربیات موفق بین‌المللی، مؤید کارایی این رویکرد است. به‌عنوان نمونه، در کشورهای نیوزیلند و شیلی استانداردهای جهانی اکوتوریسم با اقتضائات محلی تطبیق داده شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که نه‌تنها حفاظت از تنوع‌زیستی تقویت شده، بلکه رضایت‌مندی جوامع محلی و طبیعت‌گردها نیز به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

در ایران نیز ایجاد استانداردهای اکوتوریسم متناسب ویژگی‌های بوم‌شناختی و فرهنگی مناطق چهارگانه و تالاب‌ها ضروری است. این استانداردها باید با همکاری نهادهای ذی‌ربط مانند سازمان حفاظت محیط‌زیست، وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، متخصصین، سازمان‌های مردم‌نهاد و نمایندگان جوامع محلی تدوین و اجرا شوند.
تعیین پهنه‌ها و مسیرهای اکوتوریسم براساس معیارهای حفاظتی و ظرفیت برد
تعیین علمی، نظام‌مند و بوم‌سازگار پهنه‌ها و مسیرهای اکوتوریستی، یکی از ارکان حیاتی در تحقق اکوتوریسم پایدار به‌شمار می‌رود. این فرایند باید بر مبنای ارزیابی دقیق ظرفیت برد اکولوژیک و در نظر گرفتن ابعاد فنی و اجتماعی انجام شود تا از یک‌سو به حفاظت مؤثر اکوسیستم‌ها و تنوع‌زیستی کمک کند و از سوی دیگر، تجربه‌ای مسئولانه و معنادار برای طبیعت‌گردها فراهم آورد. در این راستا، به‌کارگیری ابزارهای علمی نظیر ارزیابی اثرات محیط‌زیستی (EIA)، تحلیل چندمعیاره فضایی مبتنی‌بر سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) و مدل‌سازی ظرفیت برد، ضروری است.
ظرفیت برد اکولوژیک، مفهومی کلیدی در مدیریت پایدار بازدید از مناطق است و به حداکثر میزان استفاده گردشگری از یک بوم‌سازگان بدون ایجاد آسیب غیرقابل‌جبران به محیط‌زیست یا تعارض با منافع اجتماعی اشاره دارد. بااین‌حال، مهم است که ظرفیت برد تنها به ابعاد محیط‌زیستی محدود نشود و ابعاد فیزیکی (ظرفیت زیرساخت‌ها)، روان‌شناختی (آستانه تحمل طبیعت‌گردها) و اجتماعی (میزان پذیرش جوامع محلی) نیز در تعیین پهنه‌ها و مسیرها لحاظ شود. نادیده‌گرفتن این ابعاد در بسیاری از نمونه‌های جهانی و داخلی منجر به ازدحام، تخریب زیستگاه‌ها، نارضایتی طبیعت‌گردها و تنش با جوامع محلی شده است. تجارب موفق بین‌المللی در این حوزه قابل‌توجه است. برای نمونه، در شیلی پهنه‌بندی زمانی و مکانی مسیرهای اکوتوریستی به‌گونه‌ای انجام شده که ضمن حفاظت از فرایندهای اکولوژیکی، امکان تنوع در تجربه طبیعت‌گردها براساس فصل، اقلیم و ویژگی‌های زیستگاه فراهم آمده است. در نیوزیلند و نروژ نیز از راهکارهایی همچون سامانه‌های رزرو زمانی، سهمیه‌بندی بازدیدهای روزانه و بازطراحی فصلی مسیرها برای مدیریت ظرفیت برد استفاده شده است که به کاهش فشار اکولوژیکی و ارتقای رضایت طبیعت‌گردها منجر شده است.

در ایران نبود یک نظام مدون پهنه‌بندی اکوتوریستی مبتنی‌بر ظرفیت برد یکی از خلأهای جدی در مدیریت پایدار مناطق چهارگانه و تالاب‌ها به‌شمار می‌رود. بنابراین، ضروری است در چارچوب برنامه‌های جامع مدیریت اکوتوریسم، نسبت به شناسایی و پهنه‌بندی علمی مسیرها براساس ویژگی‌های اکولوژیکی، حساسیت زیستی، نوع گونه‌های جانوری و پوشش گیاهی، پتانسیل معیشتی جوامع محلی و زیرساخت‌های موجود اقدام شود. علاوه‌براین، لازم است پهنه‌ها و مسیرها از نظر سطوح دسترسی، شدت بهره‌برداری و نوع فعالیت‌های مجاز (کم‌تأثیر، میان‌تأثیر و پرتأثیر) طبقه‌بندی شود و به‌طور ادواری ظرفیت واقعی تحمل آنها مورد بازنگری و پایش قرار گیرد. این پایش باید با مشارکت جوامع محلی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین انجام شود.

اجرای طرح‌های اکوتوریسم مبتنی‌بر مدل اقتصادی پایدار
مدل‌های اقتصادی پایدار در اکوتوریسم یکی از مؤثرترین ابزارها برای تأمین منابع مالی بلندمدت در راستای حفاظت و احیای اکوسیستم‌ها و تنوع‌زیستی به‌شمار می‌روند. این مدل‌ها باید با هدف ایجاد پیوند میان حفاظت ‌و معیشت طراحی شوند، به‌گونه‌ای‌که منافع حاصل از فعالیت‌های اکوتوریستی به‌طور مستقیم و عادلانه به اهداف حفاظتی و جامعه محلی تخصیص یابد. یک مدل اقتصادی موفق در حوزه اکوتوریسم باید بر پایه سه اصل کلیدی طراحی شود: ۱) تقویت رفتارهای مسئولانه و حفاظتی در میان طبیعت‌گردها و جامعه میزبان؛ ۲) تنوع‌بخشی به جریان‌های درآمدی به‌نفع حفاظت و جوامع محلی؛ ۳) ایجاد سازوکارهای شفاف، قابل‌ پایش و بازتوزیع برای تخصیص منابع مالی به پروژه‌های حفاظتی و معیشتی.
در این چارچوب، حمایت هدفمند از کسب‌وکارهای محلی در حوزه اکوتوریسم، نظیر اقامتگاه‌های بوم‌گردی، خدمات راهنمایی طبیعت‌گردها، صنایع‌دستی و محصولات محلی، فعالیت‌های فرهنگی مرتبط با طبیعت، نقش محوری دارد. این کسب‌وکارها علاوه‌بر ایجاد اشتغال، موجب کاهش مهاجرت، کاهش فقر و ارتقای حس تعلق جوامع محلی به مناطق چهارگانه و تالاب‌ها می‌شوند.
از سوی دیگر، موفقیت این مدل در گرو تناسب آن با زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی و نهادی محلی است. بنابراین، طراحی و اجرای آن باید با مشارکت فعال جوامع و تعاونی‌های محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد انجام شود. نهادهای دولتی نیز باید با تدوین سیاست‌های حمایتی، اعطای تسهیلات، تخفیف مالیاتی و تسهیل دسترسی به بازارها، نقش تسهیلگری خود را ایفا کنند. تجارب بین‌المللی نیز نشان می‌دهند طراحی مدل‌های اقتصادی، مؤثرترین راهکار برای تحقق پایداری در اکوتوریسم است. به‌طور مثال، در بوتسوانا، بخشی از درآمد اکوتوریسم به صندوق‌های حفاظت محیط‌زیست اختصاص می‌یابد که صرف احیای زیستگاه‌ها و توانمندسازی جوامع محلی می‌شود. در کاستاریکا، حدود سه درصد از درآمد حاصل از پروژه‌های طبیعت‌گردی به پروژه‌های جنگل‌کاری در مناطق تحت‌حفاظت‌ تعلق می‌گیرد. در تانزانیا، بخشی از درآمد پارک‌های ملی مستقیماً به خدمات آموزش و سلامت جوامع اطراف اختصاص داده شده است. در ایران نیز، مدیریت کارآمد مالی در مناطق چهارگانه و تالاب‌ها نیازمند طراحی نظامی شفاف و پاسخگو است که تضمین کند درآمدهای ناشی از اجرای طرح های اکوتوریسم به‌جای تمرکز در سازوکارهای اداری، به‌طور مستقیم در راستای حفاظت، احیا و ارتقای رفاه جوامع محلی هزینه می‌شود.

افزایش ظرفیت‌های نظارتی و حفاظتی در پهنه‌های اکوتوریستی
پایداری اکوتوریسم در مناطق حساس بوم‌شناختی، نظیر مناطق چهارگانه و تالاب‌ها، به‌طور مستقیم به وجود یک سامانه نظارت و حفاظت کارآمد و هوشمند بستگی دارد؛ سامانه‌ای که در کنار بهره‌برداری مسئولانه، تضمین‌کننده پاسخگویی نهادی، مشارکت محلی و شفافیت مدیریتی باشد. در این راستا، استفاده از فناوری‌های نوین نه‌تنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای ارتقای کارایی و اثربخشی نظارت‌های حفاظتی به‌شمار می‌آید.
طراحی و اجرای چنین سامانه‌ای باید بر سه اصل اساسی استوار باشد: ۱) توانمندسازی نهادهای مدیریتی و حفاظتی از نظر نیروی انسانی، تجهیزات، دانش و ساختار؛ ۲) مشارکت جوامع محلی در فرایند پایش و گزارش‌دهی؛ ۳) به‌کارگیری ابزارها و سامانه‌های فناورانه با قابلیت انطباق بر ویژگی‌های هر زیست‌بوم.

فناوری‌هایی همچون پهپادهای مجهز به سنسورهای حرارتی، دوربین‌های هوشمند، سامانه‌های موقعیت‌یاب (GPS)، حسگرهای صوتی و تصویری، نرم‌افزارهای پردازش داده و هوش مصنوعی اکنون قادرند اطلاعات دقیق و به‌موقعی از وضعیت اکولوژیکی مناطق، تحرکات حیات‌وحش، میزان حضور طبیعت‌گردها و تهدیدات انسانی یا طبیعی فراهم آورند. این داده‌ها مبنای تصمیم‌سازی دقیق‌تر، واکنش سریع به بحران‌ها و پایش بلندمدت تغییرات اکولوژیکی خواهند بود. کاربرد این فناوری‌ها تنها به بعد حفاظتی محدود نمی‌شود؛ بلکه در زمینه‌های آموزش محیط‌زیستی، ارتقای تجربه طبیعت‌گردها، تفسیر منابع طبیعی و آگاه‌سازی عمومی نیز نقشی کلیدی دارند. دسترسی دیجیتال طبیعت‌گردها به اطلاعات محیط‌زیستی، سامانه‌های هشداردهنده، مسیرهای هوشمند و کدهای رفتاری، تعامل آنها با محیط طبیعی را آگاهانه‌تر و مسئولانه‌تر می‌کند. علاوه‌براین، استفاده از فناوری موجب افزایش شفافیت عملکرد مدیران و ارتقای اعتماد میان جوامع محلی و نهادهای دولتی می‌شود؛ زیرا اطلاعات جمع‌آوری‌شده به‌صورت عینی و قابل‌ارزیابی در اختیار جامعه قرار می‌گیرد. تجارب موفق جهانی نیز نشان داده‌اند فناوری درصورتی‌که با رویکرد بومی‌سازی و مشارکت اجتماعی همراه شود، می‌تواند به‌طور چشمگیری کارایی سامانه‌های حفاظتی را افزایش دهد. به‌طور مثال، در کنیا و نپال بهره‌گیری از سامانه‌های بلادرنگ برای پایش مسیرهای اکوتوریستی موجب کاهش تخریب پوشش گیاهی و مزاحمت برای حیات‌وحش شده است. در استرالیا حسگرهای صوتی مبتنی‌بر هوش مصنوعی برای پایش حضور پرندگان نادر به‌کار گرفته شده‌اند که امکان شناسایی سریع اختلالات اکولوژیکی را فراهم کرده است. در هند از پهپادهای خورشیدی برای پایش رفتار فیل‌ها و کاهش تعارضات انسان-حیات‌وحش بهره گرفته شده است که به کاهش درگیری‌ها و مرگ‌ومیر ناشی از برخوردهای مستقیم انجامیده است. در ایران توسعه چنین سامانه‌هایی نیازمند سرمایه‌گذاری دولتی، حمایت از نوآوری‌های فناورانه بومی، آموزش جوامع محلی و پیوند میان مراکز تحقیقاتی، استارتاپ‌ها و نهادهای اجرایی است.

ایجاد نظام جبران خسارت ناشی از فعالیت‌های اکوتوریسم
در چارچوب اکوتوریسم پایدار تنها تأکید بر کاهش پیامدهای منفی کافی نیست؛ بلکه در مواردی که آسیب‌های محیط‌زیستی اجتناب‌ناپذیر یا پیش‌بینی‌نشده رخ می‌دهند، باید سازوکارهای جبران خسارت مؤثر، منصفانه و علمی در دستورکار قرار گیرند. نظام جبران خسارت اکولوژیک نه‌تنها به‌عنوان یک ابزار تنبیهی، بلکه به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی حکمرانی محیط‌زیستی، به حفظ و احیای کارکردهای حیاتی اکوسیستم‌ها و افزایش مسئولیت‌پذیری طبیعت‌گردها کمک می‌کند.
این نظام باید بر اصول علمی و ارزشیابی اکولوژیکی استوار باشد و ابعاد مختلف خسارت ناشی از اکوتوریسم -از جمله تخریب پوشش گیاهی، اختلال در زیستگاه‌ها، آلودگی محیط‌زیست یا مزاحمت برای گونه‌های حساس- را به‌صورت کمی و کیفی سنجش و ارزیابی کند. سپس با بهره‌گیری از دو اصل راهبردی «جبران بر مبنای ارزش اکوسیستم» و «بازسازی عملکردی زیستگاه»، اقدامات جایگزین و جبرانی طراحی و اجرا شوند؛ اقداماتی که نه‌تنها اثرات آسیب را خنثی کنند، بلکه در مواردی به ارتقای وضعیت محیط‌زیستی منطقه نیز منجر شود. تحقق این سازوکار مستلزم همکاری نزدیک میان سازمان‌های دولتی، جوامع محلی و ذی‌نفعان حوزه طبیعت‌گردی است.
تجربه‌های جهانی نشان می‌دهند اجرای موفق این راهبرد مستلزم طراحی الگوهای جبران متناسب با حساسیت اکولوژیکی و ویژگی‌های اجتماعی مناطق است. به‌طور مثال، در کانادا و آلمان، هرگونه خسارت واردشده به مناطق تحت‌حفاظت، باید با اقدام جبرانی هم‌ارز یا مؤثرتر در همان نوع زیستگاه جبران شود. اجرای این پروژه‌ها تنها پس از تأیید طرح احیا و نظارت مستقل کمیته‌های علمی ممکن است. در استرالیا در اکوسیستم‌های حساس صدور مجوز برای فعالیت‌های طبیعت‌گردی مشروط به اجرای هم‌زمان پروژه‌های احیای زیستگاه شده است و مجریان طرح‌های اکوتوریسم ملزم به تأمین بخشی از منابع مالی این اقدامات هستند. در شیلی، برزیل و ژاپن ابزارهایی مانند بیمه‌های محیط‌زیستی برای جبران خسارات غیرقابل پیش‌بینی یا حوادث نادر طبیعی نیز به‌کار گرفته می‌شوند؛ اقدامی که موجب ارتقای تاب‌آوری مناطق در برابر ریسک‌های اکولوژیکی شده است. در ایران طراحی چنین نظامی مستلزم بازنگری در قوانین مربوط به جبران خسارت محیط‌زیستی، تدوین دستورالعمل‌های تخصصی برای ارزیابی و پایش خسارات ناشی از اکوتوریسم و ایجاد صندوق‌های حمایتی یا بیمه‌ای با رویکرد محیط‌زیستی است. این نظام باید بتواند هم منافع حفاظت از طبیعت را تضمین کند و هم اطمینان‌خاطر برای بهره‌برداران قانون‌مدار ایجاد کند.

پیوند ناگسستنی «خلیج‌فارس» با کنوانسیون‌های محیط‌زیستی

«دو مقام آمریکایی به آسوشیتدپرس گفته‌اند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا قصد دارد در جریان سفر به عربستان سعودی اعلام کند ایالات متحده از این پس «خلیج‌فارس» را «خلیج عربی» یا «خلیج عربستان» می‌نامد.» ساعت ۸:۵۷ صبح ۲۷ اردیبهشت،‌ یورونیوز خبر را منتشر کرد. کانال‌های تلگرامی آن را نشر دادند و به‌سرعت به پایگاه‌های اطلاع‌رسانی و سایر شبکه‌های اجتماعی راه یافت. انواع واکنش‌ها از سوی مقامات سیاسی منتشر شده است و اساتید دانشگاه، اهالی فرهنگ و تاریخ هم درباره آن مطالبی نوشته‌اند. شهروندان هم به‌قدر وسع خود کوشیده‌اند به چنین تصمیمی اعتراض کنند. در این زمان رسانه‌ها سراغ مقامات و کارشناسان می‌روند تا به‌لحاظ تاریخی به این مسئله بپردازند. پس از آن انواع خبرهای تأیید و تکذیب آمد و این موضوع بدل به یک درس روزنامه‌نگاری شد. این خبر تکذیب شود یا خیر،‌ کار خودمان را می‌کنیم و از زاویه‌ای جدید به این موضوع می‌پردازیم؛‌ ما در «پیام ما» سراغ این کنوانسیون‌ها رفتیم تا بررسی کنیم در کدام کنوانسیون بین‌المللی مرتبط با محیط‌زیست و تنوع‌زیستی از نام خلیج‌فارس استفاده شده است.
کنوانسیون رامسر یکی از کنوانسیون‌هایی است که در آن «خلیج‌فارس» آمده است. نمونه‌ آنها درباره جزیره شیدور است. «جزیره‌ای کوچک با سواحل شنی و صخره‌ای در دریا، واقع در بخش شمال مرکزی خلیج‌فارس، که با صخره‌های مرجانی بسیار ارزشمندی احاطه شده است. این جزیره از نظر زادآوری لاک‌پشت‌های دریایی و برخی گونه‌های پرندگان آبزی، از جمله کلونی تولیدمثل پرستوهای دریایی و سایر پرندگان آبزی با جمعیت‌هایی در سطح اهمیت بین‌المللی، بسیار حائز اهمیت است.» شیدور در سال ۱۹۹۹ در کنوانسیون ثبت شده است.
کنوانسیون تنوع‌زیستی (CBD – Convention on Biological Diversity) از دیگر کنوانسیون‌هایی است که در آن نام «خلیج‌فارس» ذکر شده است. نمونه آن در گزارش پنجم ملی ایران به CBD، به وضعیت محیط‌زیست دریایی خلیج‌فارس و دریای عمان اشاره شده است.
در کنوانسیون چارچوب ملل متحد در مورد تغییراقلیم (UNFCCC) نیز نام خلیج‌فارس آمده است. برای مثال، در دومین گزارش ملی ایران به UNFCCC، به مناطق ساحلی خلیج‌فارس و دریای عمان پرداخته شده و در آن تأثیر تغییراقلیم بر مناطق ساحلی خلیج‌فارس بررسی شده است.
برنامه انسان و زیست‌کره یونسکو (UNESCO MAB Programme) از دیگر مواردی است که در آن نامی از «خلیج فارس» آمده است. در معرفی ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره ایران بخشی به ذخیره‌گاه زیست‌کره دنا در استان کهگیلویه‌وبویراحمد اشاره دارد. «ذخیره‌گاه زیست‌کره دنا در رشته‌کوه زاگرس مرکزی ایران واقع شده است. این منطقه دارای اکوسیستم‌ها، گونه‌ها و تنوع‌زیستی ژنتیکی با اهمیت جهانی است. شرایط شدید توپوگرافی و اقلیمی، تنوع خیره‌کننده‌ای از زیست‌بوم‌ها و زیستگاه‌ها را در مساحتی کوچک به وجود آورده‌اند. دنا زیستگاه طیف وسیعی از گونه‌های گیاهی و چندین گونه پستاندار در معرض خطر و بومی است. گونه‌های بلوط در ارتفاعات غالب هستند، درحالی‌که پسته و بادام در ارتفاعات پایین‌تر فراوان‌اند. همچنین درختان بنه، گردو و گلابی به‌صورت پراکنده در این ناحیه زیست‌محیطی دیده می‌شوند. از سوی دیگر، بسیاری از رودخانه‌های بزرگ مانند کارون، دز و کرخه از این منطقه سرچشمه می‌گیرند و به خلیج‌فارس و دریای عمان می‌ریزند. آبشارهای دیدنی، چشمه‌ها و دریاچه‌ها زیبایی خاصی به مناظر کوهستانی این ناحیه بخشیده‌اند.»
سازمان بین‌المللی هیدروگرافی (IHO) که مرجع جهانی برای نامگذاری جغرافیایی در نقشه‌های دریایی است، نیز از نام «خلیج فارس» استفاده کرده است. در سومین نسخه از نشریه رسمی این سازمان که در سال ۱۹۵۳ منتشر شده، این پهنه آبی را با نام رسمی «Gulf of Iran (Persian Gulf)» ثبت کرده است. علاوه‌بر ذکر مستقیم نام «خلیج‌فارس» در اسناد،‌ در هشدارهایی که سازمان ملل داده نیز به این نام اشاره شده است. نمونه آنها در سال ۲۰۰۴ که UNDP (برنامه عمران ملل متحد) هشدار داده بود صدها کشتی غرق‌شده دسترسی به مهمترین بنادر دریایی عراق را مسدود کرده و تهدیدی برای محیط‌زیست دریایی در شمال خلیج‌فارس محسوب می‌شوند. از نظر این نهاد بین‌المللی این مشکل به‌ویژه بر اکوسیستم‌های دریایی این منطقه تأثیر می‌گذارد و نگرانی‌هایی را درباره آلودگی آب و آسیب به حیات دریایی به‌وجود می‌آورد. کشتی‌های غرق‌شده ممکن است شامل مواد خطرناک و نفت باشند که می‌توانند به محیط‌زیست آسیب جدی وارد کنند.
در پروژه‌ای با عنوان «مطالعه اکولوژی دریایی خلیج‌فارس و جامعه محلی» که صندوق کمک‌های کوچک سازمان ملل به اجرا درآورده، نیز نامی از «خلیج‌فارس» دیده می‌شود. در کنار آن انواع و اقسام پروژه‌ها و پژوهش‌ها را می‌توان یافت که همین اسم را برای این پهنه آبی به‌کار برده‌اند.
اینکه این روزها مناقشه‌ای پیرامون نام «خلیج‌فارس» شکل گرفته،‌ به‌نظر می‌رسد نه براساس شواهد و داده‌های تاریخی و علمی بلکه مقوله‌ای از جنس سیاسی است. در همین راستاست که شاهدیم برخی مقالات نوشته‌شده به‌ویژه از سوی کارشناسان عرب در این سال‌ها هر دو نام را در کنار هم قرار داده‌اند، مگر بتوانند نام مدنظر خود را در کنار خلیج‌فارس بگذارند،‌ اقدامی که از یک کار کارشناسی بعید به‌نظر می‌رسد.

«خلیج‌فارس» بر مدال کهنه‌سربازان آمریکایی

مدال ملی کهنه‌سربازان خلیج‌فارس (Persian Gulf veterans national medal)، یکی از نشان‌های عالی یادبود ارتش ایالات متحده امریکاست‌ و بخشی از تاریخ آن سرزمین.
گرچه جای پرسش است که نوسربازان و کهنه‌سربازان آن دیار را با خلیج‌فارس چه کار؟! اما با گذر از این پرسش بایسته و بنیادی که سیاسیون و نظامیان آن کشور با دریایی آن‌سوی جهان چه کار داشته و دارند، باید به آگاهان آن دیار یادآوری کرد که رئیس‌جمهورهایتان با دست خود نشان کهنه‌سربازان خلیج‌فارس را بر سینه سربازان و تابوت کشتگان ارتش ایالات متحده آویخته‌اند. فرهنگ و تاریخ هزاران‌ساله سرزمین من، ایران، حکایت دیگری است که ربطی به شما ندارد. تاریخ چندده‌ساله ارتش خود را ابطال نکنید. نام دریای ما، دریای پارس، که ماندگار بوده و خواهد بود، حرمت مردگان خود را نگاهدارید. ای که نظر به نام دریای ایران داری، تو برو خود را باش!

رؤیای یک تحریف

«ترامپ قصد دارد نامی ۵۰۰ساله را برای خوشایند کشورهای عربی تغییر دهد.» این حدس و گمانی است که دیلی‌میل دیروز در گزارشی به‌نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس منتشر کرد. هر چند در ادامه این خبر این ادعا مطرح شده که: «ترامپ قصد دارد از این پس دولت ایالات متحده را موظف کند که به‌جای نام تاریخی «خلیج‌فارس»، از عبارت «خلیج عربی» استفاده کند.» نویسنده در بخشی از گزارش نوشته: «نام «خلیج‌فارس» از قرن شانزدهم میلادی تاکنون رواج داشته، برخی کشورهای عرب منطقه در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند این نام را به «خلیج عربی» تغییر دهند تا نوعی برتری سیاسی و تاریخی بر ایران نشان دهند.» اما گویا اطلاع ندارد که در اسناد تاریخی نام خلیج‌فارس نامی ۵۰۰ساله نیست، بلکه قدمتی چند هزار ساله دارد و در اسناد کهن‌تر از خلیج‌فارس با عنوان «دریای فارس»، «بحر فارس»، «بحر عجم» و یا «خلیج عجم» نام برده شده است.

به‌نقل از حافظه جهانی یونسکو
یکی از قدیمی‌ترین اسنادی که بر نام خلیج‌فارس صحه می‌گذارد، متعلق به ۱۲۱۵ سال قبل است. «مسالک و ممالک» که در سال ۲۰۱۴ در فهرست منطقه‌ای حافظه جهانی و در سال ۲۰۱۵ در فهرست جهانی حافظه جهانی یونسکو به ثبت رسید، یکی از همین اسناد است. جالب اینجاست که ثبت این کتاب تاریخی در دوازدهمین اجلاس شورای مشورتی بین‌المللی برنامه حافظه جهانی که در شهر ابوظبی امارات برگزار شد، صورت گرفت. همان کشوری که بارها خیال خام عرب نامیدن این دریای کهن را در سر پرورده بود. کتاب را جغرافیدان نامدار ایرانی، «ابواسحاق ابراهیم ابن محمد اصطخری»، نخستین‌بار در قرن چهار هجری قمری و به زبان عربی تألیف و در سال ۳۴۰ هجری قمری بار دیگر این اثر را بازنویسی کرد. دو ترجمه کهن به زبان فارسی از این اثر تا به امروز باقی مانده است، نخستین ترجمه منسوب به «محمد بن اسعد بن عبدالله تستری»، نویسنده سده‌های هفتم و هشتم هجری قمری، است و نسخه‌ای از آن در کتابخانه بادلیان دانشگاه آکسفورد نگهداری می‌شود. این ترجمه توسط زنده‌یاد «ایرج افشار» در سال ۱۳۷۳ به فارسی امروزی بازگردانی شد. ترجمه دیگر از مترجمی ناشناس است و تاریخ آن قرن هشتم هجری قمری تخمین زده می‌شود. قدیمی‌ترین نسخه تاریخ‌دار از کتاب «مسالک و ممالک»، نسخه‌ای خطی مربوط به سال ۷۲۶ هجری قمری به خط «ابن ساوجی» است که هم‌اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. این توجه به ترجمه و بازنویسی یک اثر در طول تاریخ نشان از اهمیت آن دارد. مسالک و ممالک شامل اطلاعاتی دقیق از قلمروی اسلامی از جمله شمال آفریقا، فلات ایران و آسیای میانه است. در این کتاب ۲۲ نقشه رنگی از جغرافیای ایران و جهان درج شده که سه نقشه بسیار کهن با درج نام خلیج‌فارس در میان آنها قرار دارد.

خلیج‌فارس در اسناد اروپایی‌ها
مسالک و ممالک تنها سند تاریخی نیست که نام کهن خلیج‌فارس را ثبت کرده است. در نقشه‌هایی که اروپایی‌ها از این منطقه تهیه کرده‌اند نیز همین نام درج شده است. نقشه «ژاک نیکولا بِلِن» در سال ۱۷۶۴ یکی دیگر از این اسناد است. در این نقشه، نام «Golfe Persique» (خلیج‌فارس) به‌وضوح ذکر شده است. بِلِن به‌عنوان یک هیدروگراف، به‌دقت سواحل خلیج‌فارس را ترسیم کرده و شهرهایی مانند قطر (Catura) و بندر جلفار (رأس‌الخیمه) را نشان داده است. نقشه «ژان باپتیست بورگینیون دوآنویل» در سال ۱۷۵۸ یکی دیگر از این اسناد است که توسط این جغرافیدان فرانسوی تهیه شده و نام «Golfe Persique» (خلیج‌فارس) ذکر شده و جزئیات دقیق‌تری از سواحل و شهرهای منطقه ارائه شده است. این نقشه در مجموعه نقشه‌های نادر «بارری لارنس رودمن» در دسترس است. نقشه‌ای که «بارنز بروکس» در سال ۱۸۳۲ تهیه کرده، یکی دیگر از اسنادی است که نام «Gulf of Persia» (خلیج‌فارس) به‌وضوح در آن ثبت شده است.

نقشه‌ها، آثار، اسناد و متون جغرافیایی و تاریخی بسیاری از ایرانیان و یونانیان تا رومیان و اروپاییان بدون ابهام و به‌روشنی این نام را با عنوان «پارس» یا معادل‌های دقیق آن ثبت کرده‌اند

اسناد ماندگار، گواهان تاریخ
نقشه‌ها، آثار، اسناد و متون جغرافیایی و تاریخی بسیاری از ایرانیان و یونانیان تا رومیان و اروپاییان بدون ابهام و به‌روشنی این نام را با عنوان «پارس» یا معادل‌های دقیق آن ثبت کرده‌اند. از بطلمیوس گرفته تا زنفن و نئارخوس، از جغرافیدانانی چون استرابو و هیپارکوس تا آریانوس و ازبیوس در آثار خود، این پهنه آبی را با واژه‌هایی چون «پرسیکوس سینوس» یا «بحر فارس» درج کرده‌اند.
«نئارخوس»، دریاسالار اسکندر، در گزارش سفر خود، از آبادانی سواحل این دریا شگفت‌زده می‌شود و از آن با عظمت یاد می‌کند. نقشه‌نگاران جهان این دریا را دریای فارس شناخته‌اند. مورخان و جغرافی‌نویسان مسلمان از جمله «ابن خردادبه»، «مقدسی»، «ابن حوقل»، «بیرونی»، «یاقوت حموی» همین عنوان را در آثار خود ثبت کرده‌اند. مفسرانی چون «ابن فقیه» از خلیج‌فارس در کنار دیگر دریاهای عظیم جهان یاد کرده‌اند و سواحل آن را همچون پلی میان شرق و غرب توصیف کرده‌اند.
در یکی از کهن‌ترین آثار جغرافیایی فارسی، کتابی با عنوان «حدودالعالم من‌المشرق إلى المغرب» که بیش از هزار سال پیش و در حدود سال ۳۷۲ هجری قمری نوشته شده، نام خلیج‌فارس با صراحت آمده است. این اثر که از آن به‌عنوان نخستین کتاب جغرافیایی به زبان فارسی یاد می‌شود، با نثری ساده و دقیق، ویژگی‌های سرزمین‌ها، اقوام، دریاها و مرزهای جغرافیایی جهان آن روزگار را به تصویر کشیده است. در این کتاب، نویسنده درباره دریای جنوب ایران نوشته: «دریای بزرگ که آن را بحرالاعظم خوانند… و این دریا را پنج خلیج است. یکی از آنها را خلیج پارس خوانند، از بحر پارس برگیرد، با پهنای اندک، تا حدود سند.»

اسناد گنجینه‌های جهان
در کتابخانه‌های بزرگی از جمله کتابخانه کنگره آمریکا و کتابخانه آرگوسی نیویورک، بیش از دویست نقشه تاریخی وجود دارد که نام خلیج‌فارس را ثبت کرده‌اند. در کتابخانه ملی بریتانیا، مرکز اسناد عمومی لندن و کتابخانه دانشکده مطالعات خاورشناسی بیش از ۳۰۰ نقشه نشان می‌دهند که دریای جنوب ایران با نام «Persian Gulf» شناخته می‌شود.
در موزه متحف قاهره مصر نقشه‌ای نگهداری می‌شود که براساس یک لوحه سنگی عظیم متعلق به قرون پیش از میلاد مسیح تهیه شده، سندی دیگر است برای اثبات اصالت این نام. برخی از اسنادی که این نام را در خود ثبت کرده‌اند، با تأیید یونسکو به‌عنوان میراث بشری شناخته شده‌اند. یکی از این موارد نقشه موجود در کتاب «نوادر المخطوطات» است که از سوی یونسکو در سال ۱۹۹۵ براساس اسناد کتابخانه اسکندریه مصر به‌عنوان میراث جهانی چاپ شده.
کره جنوبی با همکاری مؤسسه دریای شرق، کتابی با عنوان East Sea in World Maps منتشر کرده که شامل ۴۰ نقشه تاریخی است و تعداد ۳۱ نقشه آن که بخش‌های جنوبی ایران بخشی از آن است، نام Persian Gulf را ثبت کرده‌اند. در همین کتاب، فهرستی از ۹۰ نقشه متعلق به کتابخانه لندن و ۶۱ نقشه از دانشگاه کمبریج، متعلق به سال‌های ۱۵۷۰ تا ۱۸۹۴ میلادی نیز ارائه شده که همگی خلیج‌فارس را با همین عنوان آورده‌اند.
بالغ‌بر ۳۰ اطلس جغرافیایی از «اطلس توماس هربرت (۱۶۲۸)» گرفته تا «اطلس پاریس انویلی (۱۷۶۰)» و «اطلس مدرن جغرافیا (۱۸۹۰)» خلیج‌فارس را با نام حقیقی آن ثبت کرده‌اند. نقشه‌ای از «جرارد ون شاگن»، نقشه‌نگار هلندی، در سال ۱۶۸۹ میلادی باقی مانده که روی مس کنده‌کاری شده است. در این نقشه کمیاب که در دانشگاه آمستردام نگهداری می‌شود نیز به‌وضوح نام خلیج‌فارس را به زبان لاتین قدیم Sinus Persicus ثبت شده است.
گویا باز این خیال ۵۰ساله در سر برخی زنده شده که بخواهند نامی کهن را تغییر دهند. هر چند این نخستین‌بار نیست که تلاش می‌کنند تا اسناد تاریخی و حافظه جهانی را نادیده بگیرند و انکار کنند. پیش‌ازاین بارها در حرف و عمل این تلاش‌ها صورت گرفته است. اما تاریخ کوتاه نیامده است. خلیج‌فارس یک پدیده جغرافیایی صرف نیست؛ که نشانی‌ است از هویتی تاریخی و میراث مشترک تمدن بشری و بخشی از حافظه جهانی است؛ حافظه‌ای که با تصمیم سیاستمداران پاک نمی‌شود و تغییر جهت نمی‌دهد.

تنفس در غبار سرطان‌‌زا

۲ هزار مراجعه به بیمارستان در ۷۲ ساعت
«میثم معزی»، معاون درمان دانشگاه علوم‌پزشکی جندی‌شاپور اهواز، در گفت‌وگو با «پیام ما» آخرین آمار مراجعه افراد به مراکز درمانی و بیمارستان‌ها را این‌طور شرح می‌دهد: «در ۷۲ ساعت منتهی به سه‌شنبه دو هزار نفر بیمار قلبی و تنفسی ناشی از آلودگی هوا داشته‌ایم که تقریباً ۱۰ درصد آنها بستری شده و باقی از مراکز درمانی ترخیص شده‌اند. در این روزها، به‌طور متوسط در هر روز تقریباً ۸۰۰ نفر به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مراجعه کرده‌اند. البته این آمار فقط مربوط به مراکز درمانی و بیمارستان‌های تابعه دانشگاه علوم‌پزشکی اهواز است، یعنی آبادان، شوشتر و … خارج از این آمار است.» از آمار شهرهای دیگر خبری در دسترس نیست، اما او می‌گوید: «فقط در روز دوشنبه ۵۰ نفر در شهر آبادان بر اثر آلودگی هوا به بیمارستان مراجعه کرده‌اند.» معزی پیش از این نیز آمار داده بود که در ۷۲ ساعت منتهی به روز دوشنبه، بیش از دو هزار نفر به‌دلیل مشکلات قلبی و تنفسی غیرعفونی در پی آلودگی هوا به مراکز درمانی استان مراجعه کرده‌اند.

طوفان شدید غبارآلود که از شب یکشنبه، جنوب‌غرب خوزستان را درنوردید، تا عصر دوشنبه ۲۴۸ نفر را به مراکز درمانی این منطقه کشاند. به‌گفته «مسعود هدایت»، سرپرست معاونت درمان دانشگاه علوم‌پزشکی آبادان از این تعداد، ۵۱ بیمار در بخش‌های مختلف بیمارستانی بستری و ۱۹۷ نفر دیگر پس از دریافت خدمات سرپایی مرخص شدند. همچنین، این میان موارد مراجعه مربوط به بیماران تنفسی با ۱۹۷ مورد است که نشان‌دهنده تأثیر مستقیم آلودگی هوا بر سیستم تنفسی شهروندان است. ۸۲ بیمار هم با عوارض قلبی و هفت نفر با مشکلات چشمی به مراکز درمانی مراجعه کرده‌اند و از میان بستری‌شدگان، ۳۶ نفر با مشکلات قلبی و ۱۵ نفر با عوارض تنفسی تحت درمان قرار گرفته‌اند.

معاون درمان دانشگاه علوم‌پزشکی جندی‌شاپور اهواز می‌گوید: «توصیه ما به مردم این است که در مواردی که آلودگی هوا بالاست، افراد از خانه خارج نشوند؛ بالاخص زنان باردار، کودکان زیر ۱۲ سال و خاصه افراد دارای بیماری‌های قلبی و عروقی، دیابت و فشار خون. این افراد باید حتماً داروهایشان را بموقع مصرف کنند و در‌صورت نیاز به خروج از خانه، داروهایشان را همراه داشته باشند و البته که همه، حتماً از ماسک استفاده کنند.»

فقط خوزستان نیست که آسمانش به رنگ خاک در آمده. سامانه‌های گردوخاک و تندری در چندین استان کشور فعال شده و شرایط جوی ناپایدار در بسیاری از شهرها حاکم شده است

یورش شهر‌به‌شهر غبار غلیظ
فقط خوزستان نیست که آسمانش به رنگ خاک درآمده. سامانه‌های گردوخاک و تندری در چندین استان کشور فعال شده و شرایط جوی ناپایدار در بسیاری از شهرها حاکم شده است. در سال جاری که کمتر از دو ماه از آن می‌گذرد، کردستان دو روز ناسالم و دو روز خطرناک را از سر گذرانده است. این شرایط روز دوشنبه در چند شهر دیگر این استان تکرار شد و ادامه پیدا کرد. دیروز هم یکی از همین روزها بود. غبار غلیظ شهرهای قروه، دهگلان و سنندج را وارد شرایط خطرناک و بحرانی کرد؛ چنان‌که مدارس و دانشگاه‌های استان را به تعطیلی کشاند، اما کارمندان ادارات به‌ناچار سر کار خود حاضر شدند.

در جایی دیگر، هوای شهر کرمانشاه و تعداد دیگری از شهرستان‌های این استان هم در وضعیت «بحران» قرار گرفت. «سعید دزفولی‌نژاد»، مدیرکل محیط‌زیست کرمانشاه به ایسنا گفته است: «این گردوغبار باعث شد عدد شاخص کیفی هوای شهر کرمانشاه تا ساعت هفت صبح سه‌شنبه به ۵۰۰ برسد که وضعیت بحران و خطرناک را نشان می‌دهد. در ایستگاه‌های قصرشیرین و سرپل‌ذهاب نیز عدد شاخص کیفی ۵۰۰ و در کنگاور نیز با عدد شاخص کیفی ۴۷۰ وضعیت بحرانی و خطرناک است.»

نفوذ گردوغبار غلیظ باعث شد با دستور ستاد مدیریت بحران استان، اداره‌ها، مدارس و دستگاه‌های سراسر کرمانشاه تعطیل شود. غلظت غبار همچنین باعث شد ستاد مدیریت بحران استانداری ایلام هم فعالیت همه ادارات تعطیل و مراکز آموزشی استان ایلام را غیرحضوری کند. در استان کهگیلویه‌وبویراحمد نیز دیروز هوای سه شهرستان گچساران، بهمئی و کهگیلویه در وضعیت ناسالم برای همه قرار گرفت. همچنین گردوغبار فعالیت حضوری تمامی مدارس استان زنجان را در روز سه‌شنبه تعطیل کرد.

توده غلیظ غبار به استان همدان هم رسید و روز سه‌شنبه کاری کرد که در شهر همدان شرایط برای گروه‌های حساس و در سه شهر کبودرآهنگ، نهاوند و اسدآباد برای همه گروه‌ها، ناسالم اعلام شود. از طرف دیگر با تداوم خیزش گردوغبار از صبح دیروز، شاخص کیفیت هوای قم به عدد ۱۱۵ رسید و نخستین روز با وضعیت ناسالم برای گروه‌های حساس در سال ۱۴۰۴ به ثبت رسید.

قزوین هم در امان نماند. طبق اعلام اداره‌کل محیط‌زیست استان قزوین، با ورود توده گردوغبار، متوسط شاخص کیفیت هوای شهر قزوین تا ساعت ۱۲ دیروز به عدد ۴۹۲ رسید که بیانگر شاخص کیفیت هوای خطرناک برای تمامی گروه‌های سنی بود.

شهروندان لرستان نیز ۱۵ روز از ۴۷ روز گذشته در سال جاری را با غبارآلودگی از سر گذرانده‌اند. طبق اعلام مدیرکل مدیریت بحران این استان، به‌دنبال هشدارهای پی‌درپی درباره حرکت توده غبار از عراق به غرب کشور، دیروز همه مراکز آموزشی و دانشگاه‌های لرستان تعطیل شدند. اداره‌کل محیط‌زیست نیز اعلام کرد هوای کیفیت هوای این استان برای گروه‌های حساس، ناسالم تشخیص داده شده است. به‌گفته «کامران فرمان‌پور»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست لرستان، دیروز بیشتر شهرستان‌ها در وضعیت ناسالم بودند؛ ازجمله خرم‌آباد با شاخص آلودگی ۲۲۰ میکروگرم، پلدختر ۲۳۰ میکروگرم.

مطالعات مختلف نشان داده است مواجهه با گردوغبار در بلندمدت به‌طور قطعی سرطان‌زاست و می‌تواند سبب بیماری‌های متعدد قلبی-عروقی، تنفسی و همچنین سرطان و مرگ شود

غبار با سلامت ما چه می‌کند؟
«محمدصادق حسنوند»، رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوا، درباره تأثیر مواجهه با گردوغبار بر سلامت مردم به «پیام ما» می‌گوید تداوم این وضعیت در شهرهای مختلف خطرناک است. او توضیح می‌دهد: «گردوغبار نوعی از ذرات معلق است که در اندازه‌های مختلف است و مطالعات مختلف این را نشان داده است که مواجهه با گردوغبار ـچه ذرات درشت (پی‌ام ۱۰) و چه ذرات ریزتر (پی‌ام ۲.۵)ـ در بلندمدت به‌طور قطعی سرطان‌زاست و می‌تواند سبب بیماری‌های متعدد قلبی-عروقی، تنفسی و همچنین سرطان و مرگ شود. از طرف دیگر مواجهه کوتاه‌مدت با این پدیده نیز باعث بیماری‌های تنفسی، افزایش مراجعات بیمارستانی، حملات آسمی و حتی مرگ می‌شود.»

به‌گفته او، وقوع غبار که در موارد اخیر غلظت آن بالاتر از ۵۰۰ میکروگرم بر مترمکعب بوده است، برای گروه‌های حساس، افراد بالای ۶۵ سال، کودکان زیر ۵ سال، زنان باردار، بیماران قلبی عروقی و همچنین دیابتی هستند، بسیار خطرناک است.

این عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران درباره رابطه قطعی سرطان در مواجهه طولانی‌مدت با گردوغبار توضیح می‌دهد: «در سال ۲۰۱۳ میلادی، برابر با سال ۱۳۹۲، سازمان جهانی بهداشت در مطالعه‌ای مواجهه طولانی‌مدت با گردوغبار را به‌عنوان یکی از عوامل قطعی سرطان معرفی کرد. درواقع، سازمان جهانی بهداشت با مطالعات متعدد بین‌المللی این موضوع را به اثبات رسانده است و ذرات معلق را جزو ترکیبات قطعی سرطان‌زا برای انسان طبقه‌بندی کرده است.»

طبق توضیح حسنوند، براساس برآوردی که در مناطق مختلف کشور انجام شده است، حدود ۲۰ درصد از سرطان‌ها و مرگ افراد مبتلا به سرطان، به‌واسطه مواجهه با آلودگی هوا است.

او می‌گوید: «در سال گذشته حدود ۵۱ هزار مرگ در کل کشور به‌واسطه ذرات معلق رخ داده است. این آمار در نقاط مختلف متفاوت است و این میان در خوزستان ۲۵ درصد از کل موارد مرگ، ناشی از آلودگی هوا بوده است. این یعنی از هر چهار مرگی که در خوزستان اتفاق افتاده، یکی از آنها ناشی از آلودگی هوا بوده است. این رقم در تهران بین ۱۷ تا ۲۰ درصد است. طبق آخرین آمار، بالاترین مقدار غلظت پی‌ام ۲.۵ -یعنی ذراتی که سرطان‌زایی آن قطعی است- در استان خوزستان بوده که بین ۵۵ تا ۶۰ تخمین زده شده است که ۱۲ برابر حد استاندارد است و بالاترین مقدار را در کل کشور را داشته است. این وضعیتی است که متأسفانه در خوزستان شاهدیم.»

رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوا از مطالعاتی می‌گوید که نشان می‌دهد با وقوع غلظت‌های بالای غباری، تعداد مراجعه به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، حدود پنج درصد بیشتر می‌شود.

در این شرایط راهکار چیست؟ او در جواب می‌گوید: «افراد مختلف تا حد امکان از خانه بیرون نیایند، در و پنجره‌ها را بسته نگه دارند و درصورت خروج از خانه از ماسک استفاده کنند؛ البته ماسک‌هایی که به‌طور کامل دهان و بینی را بپوشاند و هوای بیرون واردش نشود. این کار می‌تواند تا ۷۰ درصد میزان مواجهه افراد با غبار را کاهش دهد. بنابراین، توصیه اکید این است که در این شرایط، همه افراد بیرون از خانه از ماسک استفاده کنند و داخل خانه دستگاه تصفیه هوا داشته باشند.»

بی‌حجاب‌ها را ضددین نکنیم

رئیس‌جمهور هم در سومین اجلاسیه دوره ششم مجلس خبرگان رهبری و در حضور روحانیان عضو این مجلس اشاره‌ای به موضوع حجاب و نحوه‌ برخورد با آن گفت: اگر فردی بی‌حجاب است، اما کاری به دین ندارد، نباید با رفتاری نادرست کاری کنیم که ضد دین شود. اگر هم نمی‌توانیم او را باحجاب کنیم، لااقل ضد دینش نکنیم. راه مؤثر برخورد، مواجهه تنش‌زا و ضدیت‌آفرین نیست. اگر با یک اقدام ما، آمریکا یا اسرائیل بتوانند موج‌سازی و از آن سوءاستفاده کنند، نباید آن اقدام را انجام دهیم.

پزشکیان تصریح کرد: اصلاح رفتار مردم با دستور و قانون انجام نمی‌شود. آنچه را در دل مردم است نمی‌توان با اجبار تغییر داد. باید به‌جای نفرت، باور ایجاد کنیم. اگر من به دین و کشور اعتقاد پیدا کنم، نیاز به زور نیست. اگر فقط زور باشد، در دل من نفرت شکل می‌گیرد.

رئیس‌جمهور تأکید کرد: من از اقداماتی که دشمنان بتوانند از آن سوءاستفاده کنند، پرهیز می‌کنم. نباید کاری بکنم که انقلاب زیر سؤال برود. نمی‌خواهم موجی ایجاد شود که دیگر نتوانم آن را جمع کنم. این کار را بلد نیستم، اما به اعتقاداتم پایبندم. من هرگز حاضر نیستم کاری انجام دهم که کشور به‌هم بریزد. اگر احساس کنم با اقدامی وحدت ملی خدشه‌دار می‌شود، آن کار را نمی‌کنم؛ چون وحدت برای من اولویت دارد.

این موضع‌گیری شاید شفاف‌ترین سیاستگذاری در زمینه اجرای قانون عفاف و حجاب تا امروز باشد. در بعد اجرایی هم سخنگوی دولت امروز از در جریان قرار گرفتن دولت در این زمینه سخن گفت.

مهاجرانی در پاسخ به سؤالی درباره ارسال پیامک‌های حجاب، گفت: در موضوع حجاب گزارش‌های متعددی دریافت کرده‌ایم. دولت در جریان این موضوع قرار گرفته و ما مردم را کاملاً درک می‌کنیم. اما نگرانی‌هایی نیز به دولت درباره برخی هنجارشکنی‌ها منتقل شده است. سخنگوی دولت افزود: لازم است به مردم اطمینان دهم که سیاست دولت در مورد وفاق، با سایر قوا مورد توجه قرار گرفته و بر روی این موضوع تأکید می‌کنیم که رعایت کرامت مردم، حفظ حرمت زنان و خانواده، و حفظ آرامش عمومی، همچنین جلوگیری از تکرار تجربه‌های تلخ گذشته که ناکارآمد بوده‌اند، در دستورکار قرار دارد. او بار دیگر تأکید کرد: حفظ آرامش عمومی و جلوگیری تکرار اشتباهات، برنامه دولت است؛ دولت نیز بر فرمایشات رهبر معظم انقلاب تأکید دارد که در مورد حجاب از انجام کارهای بی‌قاعده و بی‌برنامه پرهیز شود.

 

پیامک‌های حجاب به دختران از کجا ارسال می‌شود
سؤال مهم اما برای بسیاری همچنان این است که چه کسی پیامک‌ها را ارسال کرده است. پرسشی که پاسخ دولت به آن چندان مورد استقبال قرار نگرفته است. در روزهای گذشته معاون رئیس‌جمهور در امور زنان درباره ارسال پیامک‌های حجاب به دختران افزود: در حال حاضر می‌خواهیم بدانیم دقیقاً کدام نهاد پیام‌ها را ارسال می‌کند، هنوز پاسخی نداریم. او افزود: دنبال این هستیم که مشخص شود مبدأ این پیامک‌ها کجاست و با چه هدفی ارسال می‌شود و ذیل کدام قانون است؛ چون هنوز این اطلاعات دقیق جمع‌آوری نشده، نمی‌توانم گزارش دهم. اما در جلسات مختلفی که در این ۹ ماه شرکت کردم، تقریباً می‌توانم به‌جرئت بگویم که در هیچ‌کدام از نهادهای مسئول نگاهی وجود ندارد که بخواهد کرامت زنان را حفظ نکند یا دنبال ایجاد تنش یا دوقطبی‌سازی باشد.

بهروز آذر تأکید کرد: تقریباً همه مسئولان و دغدغه ‌مندان این حوزه به رعایت این ملاک‌ها و لزوم فرهنگسازی تأکید دارند، اما راجع به اینکه برای حل این مسئله چه راهکاری باید اتخاذ شود، چقدر ایجابی یا سلبی باشد و نظر مردم چطور تأمین شود که همه شهروندان از این قانون احساس رضایت داشته باشند، اختلاف نظرهایی وجود دارد. معاون رئیس‌جمهور گفت: در شرایط حاضر بیش از هر چیز به وحدت نیاز داریم و لازم است مردم ایران همه کنار هم باشند، همدیگر را دوست داشته باشند و بتوانیم از ظرفیت همه مردم استفاده کنیم.

هوای بندر‌عباس در مناطق مسکونی بدون خطر است

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اشاره به ارزیابی‌های انجام‌شده پس از حادثه بندر شهیدرجایی تأکید کرد با اطمینان می‌گوییم هوای بندر‌عباس در تمام مناطق مسکونی پاک و بدون خطر است.

به‌گزارش «پیام‌ما»، «محمدرضا ظفرقندی»‌ درباره شایعاتی که درباره سلامت هوای شهر بندرعباس در فضای مجازی مطرح شده بود، توضیح داد: «تیمی را با تجهیزات پیشرفته برای سنجش و ارزیابی کیفیت و سلامت هوای بندرعباس به‌خاطر آتش‌سوزی و ‌حادثه مذکور اعزام کردیم تا ارزیابی کنند آیا سمومی نظیر آرسنیک و نیتروژن و… وجود دارد یا خیر. با اطمینان می‌گوییم هوای بندر‌عباس در تمام مناطق مسکونی پاک و بدون خطر است.»

در حادثه بندر شهیدرجایی بلافاصله با وقوع انفجار بیش از یک‌هزار و ۵۰۰ نفر از افراد مستقر در محدوده مجروح شدند

ظفرقندی با حضور در نشست مطبوعاتی سخنگوی دولت که روز گذشته در مرکز آموزشی و درمانی امام رضا (مخصوص مبتلایان به ام اس) در بیمارستان سینا برگزار شد، اعلام کرد یک میلیون واکسن پنتاوالان تا یک ماه آینده توزیع می‌شود که برای سه ماه کشور کافی است. همچنین، ۸۰ هزار واحد واکسن پنتاوالان دیروز توزیع شد.

او همچنین در مورد استقبال و حمایت مردم از فراخوان سازمان انتقال خون کشور بلافاصله پس از وقوع انفجار در بندر شهیدرجایی نیز گفت: «در این حادثه توسط مردم و با اهدای خون، ۸۰۰ واحد خون به بندر‌عباس و ۴۰۰ واحد به شیراز منتقل شد. کمتر از ۲۴ ساعت این ۱۵۰۰ مجروح تعیین‌تکلیف شدند و ۱۹۹ عمل جراحی انجام دادیم. در ‌۲۴ ساعت بیمارستان بندرعباس آماده پذیرش مجروحین احتمالی شد و این کار بزرگی بود که اورژانس‌های ما آمادگی لازم برای بروز اتفاقات احتمالی را داشتند. بیمارستانی در اسکله وجود نداشت، اما حداکثر فاصله با بیمارستان ۱۵ دقیقه بود.»

 ظفرقندی با تشکر از خیرینی که مرکز آموزشی و درمانی امام رضا را در بیمارستان سینا و مخصوص مبتلایان به ام اس ساخته‌اند، درباره اقدامات کادر درمان در حادثه بندر شهید‌رجایی ادامه داد: «از همکاران خود در تیم سلامت تشکر می‌کنم. نشان دادند در این بحران‌ها و در این شرایط سخت برای مردم و کنار مردم هستند. در این حادثه حدود یک‌هزار و ۵۰۰ مجروح در یک لحظه داشتیم، اما بیمارستان‌های ما در بندر‌عباس و استان هرمزگان و برخی استان‌های معین به‌سرعت سازماندهی شدند.»

تلاش ایران برای جهان بدون پلاستیک

سخنگوی دولت از مردم به‌دلیل قطع‌های برق مکرر عذرخواهی کرد و از افزایش ظرفیت تولید برق حرارتی، تجدید‌پذیر و مدیریت مصرف انرژی خبر داد: «تلاش می‌کنیم دو هزار مگاوات در اوج مصرف نیز اضافه شود. بیش از شش میلیون کنتور هوشمند برای مشترکان نصب شده که از مشترکان پر‌مصرف شروع شده است.»

فاطمه مهاجرانی برای افزایش ناترازی برق و قطع برق طولانی که حالا تبدیل به دو نوبت در روز شده است، عذرخواهی رسمی کرد

به‌گزارش «پیام‌ما»، فاطمه مهاجرانی در نشست خبری ۱۶ اردیبهشت در مورد قطعی‌های برق که بعضاً تا دو نوبت در روز انجام می‌شود، گفت: «‌به‌صورت رسمی عذرخواهی می‌کنیم. دولت دوست ندارد از واژه ناترازی استفاده کند، اما ناگریزیم از این واژه استفاده کنیم و راهی جز پذیرش واقعیت نداریم. دولت با ناترازی مواجه است و به زمان برای حل مشکل نیاز دارد. یکی از دلایل این مسئله این است که به‌خاطر تثبیت طولانی قیمت‌ها و نبود سرمایه‌گذاری کافی، اقتصاد در حوزه انرژی به‌هم خورد و بخش خصوصی اقبالی به آن نشان ندا‌د.»

به‌گفته او، نیروگاه‌ها و زیر‌ساخت‌های این حوزه دچار آسیب شدند و راهبرد اصلی وزارت نیرو افزایش ظرفیت تولید برق حرارتی، تجدید‌پذیر و مدیریت مصرف انرژی است: «در راستای افزایش ظرفیت تولید پنج هزار مگاوات تولید برق حرارتی به مدار اضافه شده است و تلاش داریم دو هزار مگاوات در اوج مصرف نیز اضافه شود. بیش از شش میلیون کنتور هوشمند برای مشترکان نصب شده که از مشترکان پر‌مصرف شروع شده است. »

او در مورد احتمال استیضاح وزیر نیرو و ربط دادن آن به ناترازی‌ها نیز پاسخ داد: «رفع ناترازی یک موضوع زمان‌بر است. همان‌طورکه بارها تأکید شده است، استیضاح حق مجلس است، اما امیدوارم مجلسیان برای رفع نیاز مردم از آن استفاده کنند و به ابزار سیاسی تبدیل نشود.»

مهاجرانی همچنین درباره میانکاله توضیح داد: «با استاندار مازنداران صحبت داشتم و امیدوارم با تلاشی که در حال انجام است، فرایند استرداد زمین پتروشیمی میانکاله  توسط سازمان اراضی محقق شود.»

سخنگوی دولت: سازمان امور اراضی کشور در حال انجام فرایند حقوقی بازپس‌گیری اراضی میانکاله از سرمایه‌گذار است

تشکیل کمیته پیگیری خسارت
مهاجرانی همچنین در مورد نحوه برخورد با مقصران حادثه شهیدرجایی نیز توضیح داد: «حادثه بندر‌عباس  یک‌هزار و ۵۸۱ مصدوم به‌جای گذاشت، ۵۷ نفر جان باختند، ۴۶ پیکر شناسایی و ۱۱ نفر همچنان مفقود هستند. کمیته‌ای تشکیل شده است تا بخشی از خسارت رخ‌داده را جبران کند که تا‌کنون بخشی پرداخت شده است. از جهت منافع ملی و حقی که از مردم در این حادثه ضایع شد، پیگیر جدی قصور و تقصیر پیش‌آمده هستیم.»

او در مورد محتویات موجود در کانتینر یا کانتینرهای منفجرشده در ششم اردیبهشت در بندر شهیدرجایی با وجود سؤال خبرنگاران هیچ توضیحی نداد و اطلاع‌رسانی در مورد آن را به زمانی دیگر و بعد از تمام کارهای کارشناسی موکول کرد.

تحریم‌های خصمانه
سخنگوی دولت در پاسخ به سؤالی گفت: «تحریم‌های یک‌جانبه، متخلفانه و خودسرانه و مغایر با اصول حقوق بین‌الملل است. این تحریم‌ها نشان از اصرار سیاستگذاران آمریکایی بر قانون‌شکنی دارد. آنها عاملان نقض حقوق بشر هستند و منافع سایر کشورها را محترم نمی‌دارند که این امر مصداق تروریسم اقتصادی است. ما بر عهدی که درباره صلح‌آمیز بودن انرژی هسته‌ای خود بستیم، پایبندیم و برای احقاق حقوق مردم از هیچ موضوعی فروگذار نیستیم. مؤمنانه صبر می‌کنیم و امیدوارانه به آن نگاه می‌کنیم. درعین‌حال، خوش‌بینی بیش‌ازحد نداریم؛ زیرا عدم صداقت آمریکایی‌ها بارها ثابت شده است.»

او ادامه داد: «خط قرمز ما ثابت و مشخص است. ما فقط درباره مسائل هسته‌ای صحبت می‌کنیم، با حفظ خط قرمز‌ها؛ در طول این ۲۰ سال موضع ما ثابت بوده و تغییر نکرده است. انرژی هسته‌ای را برای کاربرد صلح‌آمیز می‌خواهیم و این حق مردم ایران است. پایبندی خود را به فرایند دیپلماسی اعلام و در عمل ثابت کردیم. این امر فقط به زبان و گفتار نبوده است و با آمادگی در مذاکرات شرکت کردیم. طرف مقابل باید حسن نیت خود را ثابت کند. اولین‌بار نیست که تحریم‌ها وضع می‌شود. بارها شاهد این تحریم‌ها بوده‌ایم. اسم این تحریم‌ها نظامی است، اما مردم ایران را هدف قرار می‌دهد و در عمل به موضوعات دارو و زندگی مردم معطوف می‌شود. به‌دلیل تعدد تحریم‌ها، ما کارآزموده این حوزه شده‌ایم و تدابیر لازم را اتخاذ کردیم.»

سخنگوی دولت درباره دور چهارم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، نیز بیان داد: «از ابتدای روی کار آمدن آقای ترامپ بارها توضیح دادم که برای همه سناریو‌ها آماده‌ایم و سناریوی ما آماده است. مذاکرات از جانب ما مشکلی ندارد؛ چراکه مذاکرات مستقیم نیست. منتظریم وزیر خارجه عمان اعلام کند و ببینیم طرف مقابل واقعاً چقدر می‌خواهد که این کار را انجام دهد. لذا منتظر اعلام نظر آنها هستیم. علت این فاصله هم در انجام دور بعدی مذاکرات، طبق اعلام وزیر خارجه عمان، مشکلات تدارکاتی و فنی بود.»

 

پیگیری پیامک‌های حجاب
مهاجرانی در پاسخ به سؤالی درباره پیامک‌های حجاب، با اشاره به پیگیری خود در‌باره ارسال پیامک‌های حجاب به برخی شهروندان گفت: «این موضوع را پیگیری کردم. گزارش‌هایی درباره ارسال برخی پیام‌ها به شهروندان داریم. دولت در جریان آن قرار گرفته است و دغدغه مردم را درک می‌کند. اما درباره هنجار‌شکنی که بعضاً رخ می‌دهد، نگرانی‌هایی به دولت منتقل شده است. به مردم اطمینان می‌دهیم که سیاست دولت درباره وفاق با سایر قوا مورد توجه است. رعایت کرامت مردم و حفظ حرمت زنان، خانواده و آرامش عمومی و جلوگیری از تکرار تجارب تلخ قبلی که ناکارآمد بودند، در دستور‌کار است. طبق گفته مقام معظم رهبری نباید کارهای بی‌قاعده و بی‌برنامه درباره حجاب رخ دهد.»

او همچنین در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: «دولت عراق و مقامات اقلیم برای برقراری امنیت در دو سوی مرز با هم توافق داشتند، واقف به این امنیت هستند. براساس موافقتنامه امنیتی میان دو کشور، تلاش‌ها در این زمینه انجام می‌شود و گام‌های مشخص برای امنیت مرز‌ها برداشته شده است. ارتباط کامل بین مقامات دو کشور و اراده جدی برای اجرای توافقات دوجانبه وجود دارد.»

مهاجرانی در پاسخ به پرسشی درباره جلوگیری از امکان فروش کتاب‌فروشی‌ها در نمایشگاه کتاب، گفت: «این موضوع را از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیگیری کردم، ایشان گفتند به‌دلیل اینکه ناشران در درجه اول در نمایشگاه کتاب مورد توجه هستند، از ۲۸ اردیبهشت کتابفروشی‌ها امکان فروش در نمایشگاه را دارند.»

او  درباره اقدامات انجام‌شده برای تقویت دیپلماسی مثبت با سایر کشورها، با اشاره به نمایشگاه دستاوردهای صادراتی که به‌تازگی برگزار شده بود، گفت: «وقتی شاهدیم ۱۱۰ کشور از دنیا در نمایشگاه توانمندی‌های صادراتی ایران حاضر می‌شوند و بیش از ۵۰ کشور آفریقایی برای اجلاس آفریقا در ایران حضور پیدا می‌کنند و حتی شاهد گسترش روابط با کشورهایی هستیم که بعضاً با آنها مشکل داشتیم، یعنی فرایند دیپلماسی ما موفق بوده و فشارها به نتیجه نرسیده است.»

سخنگوی دولت در پاسخ به پرسشی درباره تجمعات روز معلم‌ جواب داد: «طبق گزارشات وزارت کشور هیچ مجوزی برای برگزاری این تجمع صادر نشده است. این تجمع در راستای موضوعات صنفی و معیشتی بوده و چون امنیتی نبوده است، وزارت کشور به آن ورود نکرده و کسی بازداشت نشد. اما درباره اقدامات آموزش‌وپرورش برای بهبود وضعیت معلمان و کارمندان این وزارتخانه، شما را به گفت‌وگوی مفصل وزیر آموزش‌وپرورش با گفت‌وگوی ویژه خبری ارجاع می‌دهم.»

مهاجرانی در پاسخ سؤالی درباره اقدامات دولت در قبال مطالبه حق عائله‌مندی و اولاد زنان شاغل که به امضای ۷۰ هزار نفر رسیده است، گفت: «قانون خدمات کشوری کار این امر را مشخص کرده است. در ماده ۶۸ شرایط برای زنانی که می‌توانند این حق را دریافت کنند، مشخص است. رأی وحدت رویه دیوان عدالت اداری نیز بر این امر جاری و ساری است.»

 

ساخت هشت هزار مدرسه
سخنگوی دولت همچنین اعلام کرد ساخت حدود هشت هزار مدرسه تا پایان دولت در دستورکار قرار دارد: «تحقق شعار سال مبنی‌بر «سرمایه‌گذاری برای تولید» در دولت مصوب شده است. تکالیف اجرایی دستگاه‌ها نیز مشخص شده و در این زمینه شاهد تقسیم کار ملی بودیم.»

مهاجرانی با اشاره به سفر رئیس‌جمهوری به آذربایجان، ادامه داد: «به‌منظور اعتماد‌سازی دوجانبه سیاسی و توافق برای سند جامع همکاری‌های راهبردی و برگزاری جلسات با سرمایه‌گذاران بخش خصوصی،‌ پرواز تهران باکو هر روز هفته راه‌اندازی شده است. همچنین، در این مدت شاهد گسترش دیپلماسی مختلف بودیم. هفدهمین کمیسیون همکاری‌های مشترک ایران و تاجیکستان در شیراز و در ۱۵ اردیبهشت برگزار شد. در روزهای گذشته شاهد برگزاری اجلاس آفریقا در راستای جذب سرمایه‌گذار و صادرات محصولات بودیم. در کنار آن شاهد برگزاری نمایشگاه توانمندی‌های صادراتی ایران ‌نیز بودیم.»

 

 

سنگ‌قبرها هم می‌میرند!

«مهدی تمیزی»، مستندنگار گورستان‌های تاریخی کشور، در نشست علمی «مزار به‌مثابه سند» که به مناسبت هفته اسناد ملی و میراث مکتوب به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی (اصفهان) برگزار شد، با اشاره به خبر سرقت بیش از ۴۰ سنگ آرامگاه از منطقه قشم که سر از امارات درآورده است، گفت: «هیچ‌کس نفهمید این سنگ‌ها چه شد؛ برگشتند یا تخریب شدند یا در جای دیگری به‌کار رفتند. کشورهای جنوب خلیج‌فارس بیشتر از ما به ارزش این اسناد پی برده‌اند. آنها در بیابان‌های بی‌آب‌و‌علف، با ایجاد گورستان‌های مصنوعی، برای خود تمدن می‌سازند؛ اما ما، حتی سنگ فخرالدوله را زیر کامیون له می‌کنیم.»

او گفت: «سنگ مزارها، یکی از مظلوم‌ترین اسناد تاریخی‌اند. نه مسئولان، نه هیئت‌های امنای امامزاده‌ها و مساجد و نه حتی مردم عادی، اهمیتی برای این اسناد قائل نیستند. ببینید چه بر سر ابن‌بابویه و امامزاده عبدالله آمد. سنگ فخرالدوله، از معدود چهره‌های تأثیرگذار قاجار، با بی‌اعتنایی کامل نابود شد.»

این عکاس و مستندنگار گورستان‌های تاریخی ادامه داد: «سنگ‌های آرامگاهی ما نه‌تنها طراحی‌های هنری منحصربه‌فردی دارند، بلکه اطلاعات رجال‌شناسی، سبک نگارش، نام‌های رایج و حتی گاه تاریخ دقیق وقایع مهم را در خود دارند. از صفویه تا پایان قاجار، این سنگ‌ها شناسنامه‌های تاریخی و فرهنگی‌اند.»

 

سنگ مزارها؛ گنجینه‌ای از هنر، زبان و تاریخ اجتماعی

او با لحنی تلخ گفت: «سنگ‌هایی از ایذه و خمینی‌شهر اصفهان را امروز در امارات می‌بینیم؛ چون آنها می‌دانند چطور این اسناد را به تمدن بدل کنند، اما ما هنوز نمی‌دانیم چگونه حفظشان کنیم. سنگ مزارها اسناد مظلومی هستند. حتی در موزه‌ها نیز جایشان خالی است. مثلاً در موزه مراغه شاعر نامدار، ابهت‌الدین مراغه‌ای را با سنگ قبر اصلی‌اش که در باغچه افتاده و اطرافش را علف گرفته، باید جست. این سنگ‌ها از نوع گل‌ونگار، ساختار هندسی و شیوه خطاطی آن دوره حکایت می‌کنند، اما همچنان در حاشیه‌اند.»

 

تاریخ را با سنگ نوشتیم، با تیشه جهل پاکش کردیم

او با مقایسه‌ای میان جایگاه سنگ مزار و دیگر اشیای موزه‌ای گفت: «امروز در موزه‌ها، لباس افراد خاص به‌عنوان سند تاریخی حفظ و نمایش داده می‌شود؛ از نحوه بافت و چاپ تا دوخت و الیاف آن تحلیل می‌شود، اما سنگ مزار هنوز به‌عنوان سند تاریخی رسمی شناخته نمی‌شود. اغلب آنها یا در گوشه باغچه‌ها رها شده‌اند، یا منتظرند روزی جابه‌جا شوند یا بشکنند.»

این عکاس و مستندنگار گورستان‌های تاریخی با اشاره به تجربه‌ای که در قبرستانی در سوئد داشت، گفت: «پسربچه‌ای با پدرش از قبرستان بیرون می‌آمد و می‌گفت این قبر صدساله است. پدرش با احترام از قدمت آن سخن می‌گفت. این نشان می‌دهد که حتی برای یک مزار صدساله، فرهنگ حفاظت و احترام وجود دارد. حال آنکه ما در ایران، با سنگ‌هایی روبه‌رو هستیم که قدمتشان به ۲۶۰۰ سال پیش می‌رسد، اما آنها را نه‌تنها سند نمی‌دانیم، بلکه بی‌اهمیت رها کرده‌ایم»

او بیان کرد: «تبارشناسی از یک سنگ مزار، یکی از شاخه‌هایی است که به ما در بازخوانی یک سند کمک می‌کند. از روی سنگ مزار می‌توان نام‌ها، نسبت‌ها، دوره زندگی، مشاغل و اطلاعات اجتماعی افراد را بازیابی کرد. بسیاری از شجره‌نامه‌نویسان حرفه‌ای، اساس پژوهش‌های خود را بر مطالعه این سنگ‌ها نهاده‌اند.»

مهدی تمیزی: از دل سنگ‌های مزار می‌توان پی برد که در چه دوره‌ای مردم چه نام‌هایی داشتند، چه شغلی داشتند، به چه نسبی وابسته بودند و حتی علت مرگشان چه بوده است؛ از وبا تا تصادف، از جنگ تا بیماری‌های مسری. اینها در غیاب هر سند دیگری، تنها در سنگ‌های مزار باقی مانده‌اند

هر سنگ مزار، صفحه‌ای از کتابی بود که بستیم و دور انداختیم

تمیزی با اشاره به گورستان باشتین که امروز به‌کلی تخریب شده است، از نابودی اسناد هویتی و تاریخی موجود در آن اظهار تأسف کرد و گفت: «از دل سنگ‌های مزار می‌توان پی برد که در چه دوره‌ای مردم چه نام‌هایی داشتند، چه شغلی داشتند، به چه نسبی وابسته بودند و حتی علت مرگشان چه بوده است؛ از وبا تا تصادف، از جنگ تا بیماری‌های مسری. اینها در غیاب هر سند دیگری، تنها در سنگ‌های مزار باقی مانده‌اند.»

 

سنگ قبرها، گنجینه زبان، خط و ادبیات مکتوب غیررسمی ملت‌ها

او در بخش دیگری از سخنانش به ابعاد زبان‌شناختی و ادبیاتی سنگ مزارها اشاره کرد و افزود: «شیوه نگارش متون مزار، یکی از منابع زبان‌شناسی و سندپژوهی است. نوع الفاظ، عبارات رایج، قالب‌های عزاداری، ادبیات مرگ و باورهای مذهبی و فرهنگی دوره‌ها را می‌توان از روی همین واژگان تحلیل کرد. تغییر لحن‌ها، حذف یا اضافه کردن عباراتی چون «هوالباقی»، نشان می‌دهد در هر دوره چه چیزهایی باب بوده است و چه چیزهایی نه.»

این عکاس و مستندنگار گورستان‌های تاریخی ادامه داد: «خط‌شناسی نیز در سنگ‌نگاری بسیار مهم است. از خطوط کوفی گرفته تا نستعلیق‌های شاهکار عصر صفوی، بر سنگ‌هایی حک شده‌اند که امروز هر یک نمونه‌ای بی‌نظیر از گرافیک و زیبایی‌شناسی بصری‌اند. برخی سنگ‌ها چنان خوش‌خط، دقیق و هنرمندانه‌اند که باید آنها را بوسید. اما این آثار یکی پس از دیگری در حال نابودی‌اند؛ از جمله تخریب گورستان‌هایی که سنگ‌هایشان در پروژه‌های عمرانی همچون توسعه خیابان چهارباغ پایین به‌سمت میدان شهدا (گورستان آب‌بخشان) یا بازسازی پل خواجو مورد استفاده قرار گرفته‌اند.»

 

مرگ‌شناسی، جرم‌شناسی و روایت‌های مخفی تاریخ در سنگ مزارها

او با آوردن مثال‌هایی از گورستان تخت فولاد، امامزاده احمد و حتی ابن‌بابویه تهران، سنگ مزار را ابزاری دانست برای کشف واقعیت‌های پنهان اجتماعی، جنایی و تاریخی. او گفت: «گاهی با خواندن متن یک سنگ مزار، می‌توان پی برد که فردی بر اثر تصادف، دعوای خانوادگی، خودکشی یا حتی قتل کشته شده است. این اطلاعات گاه تنها از روی همان سنگ به‌دست می‌آید و هیچ سند دیگری وجود ندارد.»

تمیزی با اشاره به هنر سنگ‌تراشی در مزارها گفت: «بسیاری از این سنگ‌ها نمونه‌های فاخر هنر حجاری، طراحی گرافیک، ترکیب‌بندی نوشتار و معماری هستند. اینها آثار هنری‌اند، نه‌فقط مقبره. اما با تغییرات بی‌پایه در مدیریت شهری، سنگ‌های مزار شخصیت‌هایی چون آیت‌الله بروجردی در تخت فولاد با سنگ‌هایی بی‌ارزش جایگزین شده‌اند. جای آن حجاری نفیس، سنگی مشکی با فونت ۱۴ نصب شده است که نه شأن دارد و نه هویت.»

او تأکید کرد: «سنگ‌های مزار هنرمندان، علما، اصناف، پزشکان و حتی مردم عادی حاوی ارزش‌های فرهنگی‌اند که نباید از میان بروند. از روی تصاویر حک‌شده روی سنگ‌ها می‌توان لباس، سبک زندگی، ابزارها، مد و حتی سیاست‌های رسمی نظیر تغییر نام شهرها در دوره پهلوی را تحلیل کرد.»

 

نگاه علامه همایی به «ستی فاطمه»؛ فرضیه تیمور لنگ زیر آسفالت خیابان کاشانی

این عکاس و مستندنگار گورستان‌های تاریخی در سخنانش در این نشست گفت: «ما اصفهانی‌ها یک امامزاده در خیابان کاشانی داریم که واقعاً مظلوم واقع شده است؛ اینجا که می‌گویم به‌نام «ستی فاطمه» شناخته می‌شود. علامه همایی در جایی گفته‌اند شاید تیمور لنگ زیر این آسفالت‌ها باشد. اینجا روبه‌روی کوچه‌ای است که به بیمارستان کاشانی راه دارد. مردم تصوراتی دارند؛ اما چون سند ندارند، نمی‌توانند درباره‌اش حرف بزنند. می‌گویند شاید چیزی در زیر آن باشد، اما اگر روزی ایتالیایی‌ها بیایند و این آسفالت را طوری بردارند که به حجاری‌های زیرش آسیبی نرسد، قطعاً اطلاعات تاریخی زیادی به‌دست می‌آید.»

او ادامه داد: «یک بقعه کوچک در آن محدوده قرار دارد که هیئت‌امنایش دیگر برای آن ارزشی قائل نیستند؛ خیلی کوچک است، شاید یک‌چهارم اینجا. گنبد آبی کوچکی دارد و نامش «مقبره شاهزادگان صفوی» است. در گذشته مردم آنجا را جایی طلسم‌شده می‌دانستند، چون همه شاهزادگان صفوی که در آن کشته شدند، کور شده بودند یا از بین رفتند. سنگ آرامگاه‌هایی که آنجا بود، قابل‌وصف نیستند و اکنون این مکان تبدیل به انبار آشغال‌های فلز، چوب و موکت شده، دو ستاره فلزی در چشم پرندگان اسلیمی حجاری‌ها فرو رفته و این میراث به‌طرز دردناکی از بین رفته است.»

تمیزی تأکید کرد: «سنگ آرامگاه‌ها درواقع پنجره‌هایی هستند رو به زندگان، نه‌فقط نشانی از مردگان. اینها اسناد تاریخی‌اند که نه‌فقط قابل‌ثبت بلکه شایسته پاسداری و نگهداری‌اند. در هیچ نوع سند دیگری نمی‌توان چنین جزئیات فرهنگی و زیبایی‌شناسانه‌ای را پیدا کرد. این مکان‌ها بسیار مظلوم واقع شده‌اند و در حال نابودی‌اند.»

این عکاس و مستندنگار گورستان‌های تاریخی تأکید کرد نگاه به سنگ مزار به‌عنوان سند تاریخی باید از حاشیه به متن بیاید. او معتقد است: «این اسناد، روایتگر تاریخ فرهنگی، زیباشناسی، ادبی، اعتقادی و حتی طنز و زندگی روزمره‌اند. اگر نادیده‌شان بگیریم، انگار تکه‌هایی از حافظه تاریخی‌مان را به دست فراموشی سپرده‌ایم.»

در جست‌وجوی خزندگان، در نبرد با تابوها

تصور عمومی این است که زنان از خزندگان هراس دارند‌، شما سال‌هاست که در مورد خزندگان کار می کنید، چطور این حوزه را انتخاب کردید؟ و از چه سالی؟

از دوران کودکی همه حیوانات را دوست داشتم و از سن پنج-شش سالگی شغل مورد علاقه آینده‌ام دامپزشکی بود. در دوره کارشناسی، مهندس هوشنگ ضیایی استاد راهنمای من بود. او دانشجویان علاقه‌مند به حیات‌وحش، مشتاق و باانگیزه رشته محیط‌زیست را با دقت نظر از میان دانشجویان کلاس درس شناسایی و به آنها مطالعه میدانی در مناطق تحت حفاظت سازمان محیط‌زیست و سایر زیستگاه‌ها پیشنهاد می‌کرد. البته آن‌ سال‌ها پروژه کارشناسی به آسانی امروز نبود که دانشجویان پروژه و کار میدانی نداشته باشند یا چند دانشجو با هم در مورد یک موضوع کار کنند.

شروع پژوهش‌های من در مورد خزندگان با ورود تئودور پاپنفوس Theodore J. Papenfuss از دانشگاه کالیفرنیا که از طریق شرکت طبیعت‌گردی اکوتور به ایران آمده بود، هم‌زمان شد و من را از آن روزها تا به امروز، به‌مدت ۲۵ سال در طبیعت ایران نگه داشته است. پاپنفوس در مورد خزندگان خاورمیانه مطالعه می‌کرد و جمعی ۱۰نفره را با خود به مناطق مختلف ایران برد که من تنها زن آن جمع بودم. ما به پاپنفوس در مطالعه میدانی کمک می‌کردیم و در خلال این سفرها، پژوهش میدانی و نحوه مطالعه علمی گونه‌های مختلف خزندگان را یاد گرفتیم. آغاز این سفرها البته جرقه‌ای هم در ذهن ما به‌عنوان افراد این گروه زد، اگر یک نفر از آن سوی دنیا آمده تا در مورد خزندگان ایران کار کند،‌ چرا پس از فارغ‌التحصیلی، خود را محدود به پشت‌‌میزنشینی کنیم؟ همان زمان تصمیم گرفتم که پژوهشگر حوزه خزندگان باشم.

پژوهش‌‌هایم را در مورد لاکپشت فراتی در خوزستان از سال ۱۳۷۹ آغاز کردم، ۱۴ ساعت با قطار به محل پروژه می‌رفتم و در هر چهار یا پنج سفر یک‌ بار اداره‌کل محیط‌زیست خوزستان موافقت می‌کرد ماشین در اختیارم بگذارد تا مطالعه میدانی انجام دهم. پروژه ارشد و دکتری را هم در مورد همان گونه انتخاب کردم و در همین اثنا با توجه به همکاری در تأسیس مؤسسه «خزنده‌شناسان پارس» بیشتر از قبل به مناطق مختلف کشور سفر کردم. در این ۲۵ سال فعالیت تخصصی و حرفه‌ای‌ام مدیریت طرح حفاظتی مشارکتی از لاک‌پشت فراتی، مطالعه خزندگان و دوزیستان طرح حفاظت از تنوع‌زیستی زاگرس،‌ طرح حفاظت مشارکتی از گاندو در سیستان‌وبلوچستان‌، طرح حفاظت از افعی لطیفی در پارک ملی لار، همکاری در طرح حفاظت از سمندر کوهستانی لرستان و بسیاری دیگر از طرح‌های حفاظت از خزندگان و دوزیستان در معرض خطر انقراض و مطالعات علمی در مورد آنها باعث شد در این حوزه بیش‌ازپیش در سطح ملی و بین‌المللی شناخته شوم.

 

با کدام خزنده‌شناسان داخلی و خارجی کار کرده‌اید و پژوهش‌های شما بیشتر در مورد کدام گونه‌ها متمرکز است؟ چرا؟

در مدت فعالیت حرفه‌ای در مورد گونه‌های مختلف خزندگان با محققین شناخته‌شده بین‌المللی بسیاری همکاری داشته‌ام. از جمله زنده‌یاد پروفسور استیون اندرسون، استاد گروه زیست‌شناسی و تاریخ طبیعی دانشگاه پسیفیک آمریکا و محقق بخش خزندگان و دوزیستان آکادمی‌ علوم کالیفرنیا، دکتر مایکل پلامر استاد دانشگاه کانزاس آمریکا، پروفسور‌ هارولد هیتول استاد دانشگاه نیوانگلند استرالیا و دانشگاه ایالت کارولینای آمریکا، پروفسور ایندرانیل داس استاد دانشگاه ساراواک مالزی، پروفسور آرتان تاسکاواک استاد دانشگاه اژه ازمیر ترکیه و بسیاری دیگر از محققین صاحب نام بین‌المللی.

مطالعات علمی‌ و فعالیت‌های حفاظتی من بیشتر در مورد گونه‌های در معرض خطر انقراض خزندگان، به‌ویژه لاک‌پشت فراتی بوده است. دوره کارشناسی را در رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش محیط‌زیست و پایان‌نامه کارشناسی خود را با آقای مهندس هوشنگ ضیایی به‌عنوان استاد راهنما، در مورد لاک‌پشت فراتی در سال ۱۳۸۱ نوشتم. برای دوره کارشناسی ارشد در رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش محیط‌زیست ادامه تحصیل دادم و پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود را با آقای دکتر محمود کرمی ‌به‌عنوان استاد راهنما و دکتر «آرتان تاسکاواک» استاد دانشگاه اژه ازمیر ترکیه به‌عنوان استاد مشاور، در زمینه بررسی زیستگاه‌های لاک‌پشت فراتی در استان خوزستان نوشتم. سپس، دوره دکترای تخصصی را در رشته محیط‌زیست در سال ۱۳۹۲ به پایان رساندم و پایان‌نامه دوره دکتری خود را با آقای دکتر محمود کرمی ‌به‌عنوان استاد راهنما و دکتر مایکل پلامر استاد دانشگاه کانزاس آمریکا به‌عنوان استاد مشاور، درباره بررسی گستره خانگی و انتخاب زیستگاه لاک‌پشت فراتی در استان خوزستان به اتمام رساندم.

طرح حفاظت مشارکتی از لاک‌پشت فراتی با هدف کاهش تعارض میان صیادان و لاک‌پشت فراتی که از سال ۱۳۸۸ در شمال خوزستان با همکاری مؤسسه خزنده‌شناسان پارس و با مساعدت اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان و اداره محیط‌زیست دزفول آغاز کردم. با کمک همکارانم تا به امروز طرح حفاظتی از این گونه در معرض خطر انقراض در استان خوزستان و هم‌اکنون در تالاب هورالعظیم ادامه دارد. همچنین، به‌عنوان عضو گروه تخصصی لاک‌پشت‌های آب شیرین Tortoise and Freshwater Turtle specialist Group در کمیته بقای گونه‌ها در اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت IUCN ارزیابی وضعیت رده‌های تهدید حفاظتی لاک‌پشت فراتی از نظر جهانی در سال ۲۰۱۷ به‌عهده من و تیم سه‌نفره‌ای متشکل از متخصصین کشورهای ترکیه و ایران بود. علاوه‌بر فعالیت‌های حفاظتی و علمی در مورد این گونه جانوری منحصربه‌فرد، به‌عنوان استاد راهنمای پایان‌نامه دانشجویان کارشناسی ارشد با موضوع لاک‌پشت فراتی همکاری داشته‌ام.

کار به‌عنوان یک خزنده‌شناس زن برای من اصلاً ساده نبود. اگر همکاران مرد در دمای شرجی و ۴۰ درجه جنوب با عرق‌گیر کار می‌کردند، من با مانتوهای بلند و سیاه ابتدای دهه ۸۰ و مقنعه همراهشان بودم

حضور زنان در این حوزه در سال‌هایی که کار میدانی را شروع کردید، چطور بود؟ آیا با مشکلاتی مواجه شدید؟ و برای رفع آن چه کردید؟

کار به‌عنوان یک خزنده‌شناس زن برای من اصلاً ساده نبود. اگر همکاران مرد در دمای شرجی و ۴۰ درجه جنوب با عرق‌گیر کار می‌کردند، من با مانتوهای بلند و سیاه ابتدای دهه ۸۰ و مقنعه همراهشان بودم. اگر همراهانم به‌راحتی در هتل اتاق می‌گرفتند، برای من به‌عنوان مثال، پیش آمده بود که در سال ۷۹ مدیر هتل از پذیرش من به‌دلیل خانم بودن امتناع کرد. صحبت‌های هومن جوکار که با شوخی گفت این خانم مارگیر ماست، هم افاقه نکرد و مجبور شدم به خانه یکی از دوستان که آن زمان دانشجوی پزشکی در همان شهر بود، بروم و شب را آنجا بمانم. هیچ‌گاه مشکلات مانع ادامه فعالیت‌های من نشد و همیشه راه‌حل و یا راهکاری برای حل آن پیدا کرده‌ام.

 

آیا شرایط نسبت به گذشته بهتر نشده؟

تصور عموم این است که با گذر زمان شرایط نسبت به قبل بهتر و از محدودیت‌ها کاسته می‌شود. بااین‌حال‌، معتقدم در این حوزه گاه شاهد تشدید شدن محدودیت‌ها هم بوده‌ایم، نمونه‌اش راه ندادن خانم‌ها برای شب‌مانی در پاسگاه محیطبانی، حتی با وجود داشتن مجوز، است. شاید مجموعه همین عوامل باعث می‌شود جمعیت زنانی که در این حوزه کار میدانی مستمر می‌‌کنند، هر روز کمتر از قبل شود. گروهی از آنها مهاجرت کردند و برخی هم به حوزه‌های دیگری روی آوردند. البته هنوز همچون قبل، دانشجویان دختر علاقه‌مندی هستند که برای رساله و پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با علاقه و اشتیاق یک یا دو سال کار میدانی انجام می‌دهند. من همواره کوشیده‌ام مشکلات را از سر راه بردارم. نمونه‌اش زمانی که دانشجویان کارشناسی ارشدم را برای یک مطالعه میدانی به پاسگاه محیطبانی در استان کردستان بردم و مطالعه آنها به‌واسطه حضور دختران با مشکل مواجه شد، توانستم با رایزنی با مدیرکل مشکل را حل کنم و اطمینان‌خاطر داشته باشم که بار دیگر دچار این مشکل نمی‌شویم.

دانشجویان دختر، به‌ویژه در شهرهای کوچک، گاه این گزاره را در ذهن‌شان دارند که خانم‌ها نمی‌توانند کار میدانی انجام دهند

برخی معتقدند این محدودیت‌ها ذهنی است، شما با این گزاره موافقید؟

زمانی که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم در دوره دانشجویی خودم این محدودیت‌های ذهنی کمتر بود، درحالی‌که حالا دانشجویان دختر به‌ویژه در شهرهای کوچک گاه به‌صورت نانوشته در ذهن‌شان این گزاره را دارند که خانم‌ها نمی‌توانند کار میدانی انجام دهند. برای تغییر همین ذهنیت است که همواره می‌کوشم به آنها یادآور شوم که با تمام چالش‌ها زنان می‌توانند متخصصین حیات‌وحش تأثیرگذاری باشند. همین موضوع سبب شده است بسیاری از دانشجویانم من را الگوی خود قرار دهند. البته باید تأکید کنم که مرزگذاری‌ها در مواقعی به خانواده و محیطی که فرد در آن بزرگ شده است نیز برمی‌گردد، به‌ویژه در مناطقی که عموم برای زنان یکسری محدودیت‌ها قائل‌اند. حتی در مواردی شاهدم که اساتید به دانشجویان دختر توصیه می‌کنند کار میدانی انجام ندهند، برخلاف رویه هوشنگ ضیایی که بیش از ۲۵ سال پیش مشوق و پشتیبان دانشجویان اعم از دختر و پسر بود و به آنها می‌گفت باور کنند توانایی انجام هر کاری فارغ از مقوله جنسیت را دارند.

من این مرز را برای خود قائل نشدم، بیش از دو دهه در این حوزه با عشق و علاقه تلاش کردم و فرقی بین خود با مردان این حوزه نمی‌بینم. محدودیت‌هایی برایم وجود داشت، اما آنقدر اذیت‌کننده نبود که بخواهم از این حوزه دست بکشم بلکه با پشتکار بر آنها فائق آمده‌ام و در مواجهه با هر مانع، باانگیزه‌تر از قبل به مسیر حرفه‌ای‌ام ادامه داده‌ام.