بایگانی مطالب نشریه
طمع جمعآوری عسل وحشی آتش بر جان جنگلهای زاگرس انداخت
طعم تلخ عسل
رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان کهگیلویه میگوید هفت هکتار جنگل و مرتع در دو آتش سوزی سوخته است.
آتشی که هفت هکتار از جنگلها و مراتع کهگیلویه را سوزاند، به خاطر عسل وحشی و بَنه بود. رئیس اداره محیط زیست این شهرستان که اکنون در بلندیهای کوه «پات» از درختان و زمینهای سوخته نگهبانی میدهد، میگوید آتش را کسانی به پا کردند که برای جمعآوری عسل و بن و بنه به ارتفاعات آمده بودند. فصل سرما رسیده اما قصه آتشسوزی در زاگرس هنوز پایان نگرفته است. کوه سیلُم چاروسا و کوه پات صبح جمعه آتش گرفتند و طول کشید که با کمک نیروهای منابع طبیعی و محیط زیست و گروههای خودجوش مردمی، این شعلهها خاموش شود.
کوه شیب داشت، باد میآمد
آتش کوه سیلم چاروسا را سه بار خاموش کردند. شعلهها را ساعت 6 عصر جمعه خاموش کرده بودند اما با وزش باد، آتش در بلندیهای پر شیب سلیم دوباره گر گرفت و دست آخر دیروز در دو مرحله خاموشش کردند. هدایتالله آویزش، رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان کهگیلویه به «پیام ما» میگوید: «این آتشسوزی به 5 هکتار از اراضی جنگلی و مرتعی خسارت زده. 75 درصد خسارت مرتعی بوده و پوشش جنگلی سوخته هم شامل بنه و بلوط است. آتشسوزی کوه پات هم جمعه عصر مهار شد. آتش بزرگی نبود و بیشتر مرتع را سوزاند. اما اینطور که دیدم، 10 درخت هم سوختند.» قرار است نیروهای منابع طبیعی تا روز یکشنبه برای پایش در منطقه باشند. آویزش هم به همراه نیروهای محلی هنوز در منطقه است: «هم پوشش علفی و جنگلی زیاد است و هم ارتفاعات شیبدار است. مدیریت بعد از آتشسوزی بسیار مهم است و به پایش نیاز است. نباید بگذاریم این آتش دوباره احیا شود.» فرماندار و بخشدار هم همراه او در آمادهباش هستند. «آتش کاملا مهار شده اما با توجه به اینکه منطقه صعبالعبور و صخرهای است، تا پاسی از شب اینجا میمانیم تا پایش کنیم و نگذاریم دوباره گر بگیرد.»
عسل گران است و مردم فقیر
دو آتشسوزی در یک روز چرا برپا شد؟ رئیس اداره منابع طبیعی کهگیلویه میگوید: «الان فصل برداشت بَن و بَنه است و همینطور عسل. رو به پاییز که میرویم، برداشت عسل کوهی هم آغاز میشود. روز جمعه در منطقه پات، نزدیک 50 وسیله نقلیه دیدم که برای چیدن کلهخُنگ (بنه) به کوه آمده بودند و آتشسوزی به علت بیاحتیاطی و سهلانگاری همان افراد رخ داد؛ با روشنکردن آتشی برای دمکردن چای، یا با انداختن یک تهسیگار. به علاوه دامداری در منطقه ما کمتر شده است و تا وقتی بارش باران ادامه داشته باشد، پوشش مرتعی هم رشد خواهد داشت و خطر آتشسوزی به قوت خود باقی است.»
به گفته او اداره منابع طبیعی برای کاهش آتشسوزیها، کلاسهایی آموزشی برای مردم محلی برگزار کرده است. در محافل، روزنامهها و صداوسیما مدام درباره دلایل آتشسوزی و روشهای کاهش و مهار آن حرف زدهاند اما مشکل حل نشده، چون عسل گران است و بادام کوهی و بنه هم خیلی سخت به دست نمیآیند: «این یک رقابت است. وقتی میگویند در منطقه عسل کوهی کیلویی 700 تا 800 هزار تومان است، طبیعی است که آن را میخواهند. رعایت هم نمیکنند. یک سری کلاس برگزار کردیم و صحبتهایی کردیم و در فضای مجازی از وضعیت گفتیم اما مشکل به این زودی حل نمیشود. منطقه عشایری است و بیشتر مردم فقیرند و دو کیلو عسل زندگیشان را عوض میکند. در فصل برداشت بادام به خاطر 10 کیلو بادام به کوه میآیند. شهرستان کهگیلویه بادمستانهای زیادی دارد و همین باعث میشود بیاحتیاطی بشود و نتوانیم همه را کنترل کنیم.»
برداشت عسل وحشی ممنوع میشود
روحالله عزیزی، رئیس اداره محیط زیست شهرستان کهگیلویه هم به «پیام ما» میگوید: «این روزها گروههای زیادی برای جمعآوری عسل کوهی و بن و بنه به بلندیها میآیند. کار به آنجا رسیده که خرید و فروش عسل به حوزه شهر هم وارد شده. افراد زیادی در این فصل بیتوجه به عاقبت کارشان به دل طبیعت میزنند. آنها عسل را یا در فضای مجازی میفروشند، یا به دوستان و آشنایانشان در کهگیلویه و شهرهای دیگر. خریداران بسیاری هم در تهران هستند و عسلهای کوهی تا پایتخت هم رسیده است.»
او خبر میدهد که سازمان حفاظت محیط زیست بنا دارد برداشت عسل وحشی را ممنوع کند. «با اینکه بعضی میگویند که ممنوعیت برداشت عسل، باعث گرانی آن میشود و برداشت بیشتر هم خواهد شد اما من فکر میکنم این تصمیم به نفع طبیعت است. خیلی از کسانی که مشغول این کار شدهاند، چندان وارد نیستند و کندو را از جا میکنند و از بین میبرند. این زندگی زنبورهای عسل و به دنبال آن گردهافشانی را به خطر میاندازد.»
امسال آتش در مراتع بیشتر بود
به گفته عزیزی، رئیس اداره محیط زیست کهگیلویه تنها آتشسوزی که امسال در مناطق تحت مدیریت اداره محیط زیست این شهرستان رخ داده ، همان آتشسوزی گسترده خاییز است که چندین روز ادامه داشت و 100 هکتار از مناطق حفاظتشده را سوزاند. آویزش، رئیس اداره منابع طبیعی هم میگوید آتشسوزیهای امسال بیشتر در مزارع و پسماندهای زراعتی رخ داده و سهم کوهستان کمتر بوده است. «در مناطق کوهستانی کهگیلویه در سال 99، پنج مورد آتشسوزی رخ داده است. بیشتر خسارات مرتعی بوده است و در بخش پسماند مزارع که مردم پس از برداشت غلات، کاه و کلش محصولات کشاورزیشان را آتش میزنند و در حوزه کشاورزی خیلی اذیت شدیم و موارد زیاد بوده است.» خسارت آتشسوزی اخیر را هنوز تخمین نزدهاند اما او میگوید: «میتوان گفت که آتشسوزی کوه پات 2 هکتار و سیلم 5 هکتار و 85 درصد آن مرتعی بوده است.»
کیومرث کلانتری، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست هم خبر داده است که تا نیمه مهرماه سال جاری ۲۸۲ مورد حریق در ۲۷ استان کشور و در داخل مناطق چهارگانه محیط زیست به وقوع پیوسته که بیش از ۸۰ درصد آن عرصههای مرتعی بوده است. به گفته او 7144 هکتار از عرصههای مناطق حفاظتشده در سال جاری دچار حریق شده که بیشترین میزان آن در استانهای کرمانشاه، فارس، بوشهر، تهران، قزوین، خوزستان و مازندران رخ داده است.
میراث تاریخی چهارباغ اصفهان را دریابید
میراث تاریخی چهارباغ اصفهان را دریابید
چهارباغ، شاهرگ محور تاریخی فرهنگی اصفهان است که بدنه شرقی آن در گذشته به دلایلی از رونق افتاد و در سوی دیگر تنها اتفاق خوب، مرمت و بازسازی هتل جهان است و در لایه دوم آن خانههای کتابی و سپنتا ظرفیتهایی که نادیده گرفته شدند و اکنون از دست رفتن داشتههای چهارباغ یکی پس از دیگری است که به گفته دوستداران میراث فرهنگی نگرانکننده است.
به گزارش ایرنا، در سالهای گذشته، ضلع شرقی چهارباغ بدنه سازی شد و با وجود آنچه با نام احیا خوانده می شد، به انبوهی از مغازهها و پاساژی بیرونق و سوت و کور تبدیل شد؛ مجموعه تجاریهایی که هیچ گاه نتوانست رنگ و بوی چهارباغ و سرزندگی و پویایی بگیرد. نه رونقی برای کاسبان داشت و نه جاذبه ای برای کسانی که پا به چهارباغ میگذارند. محمود درویش معمار و از کوشندگان میراث فرهنگی اصفهان معتقد است که یکی از راه های نجات این دو خانه ارزشمند الحاق آنها به هتل جهان است. پیشنهادی که با توجه به موقعیت قرارگیری این دو خانه تملک آنها شاید برای صاحبان هتل جهان چندان هم آسان نباشد.درویش به ایرنا گفت: “وقتی صحبت از چهارباغ به عنوان محور تاریخی و ثبت شده باشد، حرایم آن هم حائز اهمیت است. در مورد چهارباغ بارها گفته شده که بین شمس آبادی و باغ گلدسته جزو حرایم و لایههای دوم و سوم چهارباغ است. ”
بررسی سند تنظیمی طرح ساماندهی گردشگری جنگلها
بررسی سند تنظیمی طرح ساماندهی گردشگری جنگلها
سند تنظیمی طرح ساماندهی گردشگری جنگلها و سواحل کشور با موضوع بند ب ماده ۱۰۰ قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه با همکاری نمایندگان دستگاههای اجرایی فرابخشی بررسی شد.
به نقل از روابط عمومی معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، زاهد شفیعی، مدیر کل دفتر مطالعات و آموزش گردشگری با ضمن اشاره به اینکه مطالعات طرح ساماندهی گردشگری سواحل و جنگلها با هدف حفظ جایگاه گردشگری پایدار و حفاظت از جنگلها و سواحل بر مبنای مفاد بند ب ماده ۱۰۰ قانون برنامه پنجساله ششم توسعه کشور با مشارکت جامعه دانشگاهی انجام و به پایان رسیده است؛ گفت: «چارچوب کلی طرح ساماندهی گردشگری جنگلهای البرز و زاگرس شمال و غرب کشور و نیز ساماندهی سواحل شمالی و جنوبی با اولویت سواحل مکران در قالب «چارچوب سیاستگذاری، مدیریت و حفاظت از جنگلها و سواحل کشور با رویکرد گردشگری» تهیه و برای سیر مراحل تصویب روز یکشنبه مورخ ۲۰/۰۷/۹۹ با حضور نمایندگان دستگاههای اجرایی ذیربط، مورد بررسی قرار گرفت.»
نام گیاه شناس شهیر بر خیابانی در تهران
نام گیاه شناس شهیر بر خیابانی در تهران
اعضای شورای شهر تهران با تغییر نام خیابان سروناز در منطقه 22 تهران به نام پرفسور احمد پارسا، گیاه شناس شهیر موافقت کردند.
اعضای شورای شهر تهران، در جریان دویست و چهل دومین جلسه علنی، بررسی تغییر نام معابر را در دستور کار قرار دادند. یکی از 23 معبری که تغییر نام آن در جلسه شورای شهر بررسی شد، تغییر نام خیابان سروناز در منطقه 22 تهران به خیابان پرفسور احمد پارسا بود که 14 نفر از اعضای حاضر در جلسه با تغییرش موافقت کردند.
به گزارش پیام ما، پرفسور احمد پارسا نخستین استاد گیاه شناسی دانشگاه تهران و نخستین ایرانی بود که بر روی فلور یا «رستنیهای ایران» پژوهش کرد. او متولد سال 1286 شمسی در تفرش است. پارسا بنیان گذار موزه علوم طبیعی ایران هم بود. مهمترین اثر تالیفی به زبان فرانسه است و «فلور مستقل ایران» نام دارد.
پارسا که در دانشگاه رن و پواتیه فرانسه به تحصیل پرداخته است، پس از دریافت دریافت دکترای گیاهشناسی به ایران بازگشت. پارسا در ۱۳۱۴ خورشیدی ابتدا در سمت دانشیار علوم طبیعی و پس از آن در مقام استاد گیاهشناسی دانشکده علوم دانشسرای عالی استخدام شد. او در نخستین مرحله پژوهشی خود به جمعآوری نمونههای گیاهی تفرش پرداخت و پس از آن به همراه بعضی از شاگردانش نمونههای دیگر نقاط ایران را گردآوری کرد. پارسا، بعد از این به جمع آوری فلورها در ایران و کشورهای دیگر پرداخت. او سپس نمونههای منحصر به فردی از فلور ایران را ضمن تحقیقات خود، بررسی کرد که بعدها در چند جلد متمم فلور مذکور شدند. پارسا در نهایت در سال 76 در سن نود سالگی در حالیکه 60 سال از عمر خود را صرف تحقیق و تفحص در طبیعت ایران کرده بود، در کالیفرنیا درگذشت.
از سرگیری سدسازی، بازگشت به عقب است
هشدار درباره اقداماتی که ممکن پس از قرارگیری دریاچه ارومیه در مسیر احیای پایدار روی دهد
از سرگیری سدسازی، بازگشت به عقب است
تجربه تاریخی دریاچه ارومیه از احداث سدهای جدید در حوضه آبریز در بازه زمانی سال 1374 الی 1392 یعنی همان بازه زمانی که افت تراز دریاچه ارومیه بیشتر از زمانهای دیگر رخ داده است، گواه همبستگی زمان بهرهبرداری هر سد با افت تراز دریاچه ارومیه است.
این روزها و در سال پایانی دولت حسن روحانی صداهایی درباره تغییر رویکرد نسبت به حوضه آبریز دریاچه ارومیه بلند شده است که بیم آن میرود در عرصه اجرایی هم همین صداها بر دیگر دیدگاهها تفوق پیدا کنند.
در ابتدای دوره بروز بحران خشکی دریاچه ارومیه، تلقی عمومی و ارزیابینشدهای وجود داشت که از تأثیر قابل توجه اثر تغییر اقلیم بر بروز شرایط حادث شده، سخن میگفت و سهم عوامل انسانی در بروز این پدیده را ناچیز میانگاشت. با تمرکز گروههای تحقیقاتی دولتی و مستقل بر مسأله و با بهرهگیری از روشهای متنوّع علمی، پرده از این حقیقت برداشته شد که استفاده فزاینده و بیرویه از منابع آب حوضه آبریز دریاچه ارومیه و بیتوجّهی به نیاز زیستمحیطی دریاچه ارومیه، عامل اصلی بروز بحران بوده و تحقّق احیای پایدار دریاچه ارومیه در گرو مدیریت برداشت از منابع آب تجدیدپذیر حوضه است. به استناد گزارش گروه تخصیص وزارت نیرو از سهم از هر یک از عوامل ایجاد کننده خشکی دریاچه ارومیه، مجموع عوامل طبیعی که به صورت کاهش بارش و افزایش دما بروز مینمایند، عهدهدار تنها 31 درصد از بحران هستند و 69 درصد مابقی، ماحصل عوامل انسانی شامل توسعه کشاورزی ناشی از ایجاد ظرفیت دسترسی به آب تنظیم شده بیشتر حاصل از احداث سدها و افزایش برداشت از منابع آب زیرزمینی بوده است.
در این دوره بود که با استمرار وضعیت نابسامان دریاچه ارومیه و متعاقب مطالبات به حق مردم شریف منطقه مبنی بر عزم جدی برای احیای دریاچه ارومیه، هیأت وزیران در اولین جلسه خود در دولت یازدهم، طی مصوبه شماره 111146/49503 مورخ ۲۸ مردادماه ۹۲ تشکیل کارگروه نجات دریاچه ارومیه زیر نظر وزیر نیرو را به تصویب رساند. پیرو تشکیل کارگروه مذکور، برگزاری جلسات مختلف فنی-تخصصی، جلسات متعدد کارگروه و نیز نشست تخصصی «هماندیشی در خصوص راهکارهای اجرایی نجات دریاچه ارومیه» در تاریخ 04/07/1392 در دانشگاه تهران در دستور کار قرار گرفت که در نهایت منجر به تصویب 19 طرح اولویتدار برای نجات دریاچه ارومیه شد. طرحهای 19گانه مذکور در جلسه ۱۶ مهرماه ۹۲ در کارگروه نجات دریاچه ارومیه تصویب شده و در تاریخ ۱۷ مهرماه همان سال در جلسه هیأت دولت مطرح شد. در آن جلسه ضمن موافقت کلی با طرحهای اولویتدار، مقرر شد که وزیر نیرو مسئولیت هماهنگی و راهبری برنامههای اجرایی احیای دریاچه ارومیه را بر عهده بگیرد. نتایج بررسی طرحهای مذکور در دورهای 7 ماهه و مصوبات نهایی جایگزین نیز طی ابلاغیه شماره 28/03/1393 به تصویب رسید.
یکی از این راهکارها که با هدف جلوگیری از تشدید مشکل و تضییع بیتالمال و مستدل به تجارب بینالمللی و دانش روز آب و محیطزیست تنظیم شده، «توقف کلیه طرحهای سدسازی در دست مطالعه و اجرایی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه» بوده که از این رهگذر، چهار سد بزرگ سیمینهرود، لیلان، باراندوز و نازلو مجموعا با ظرفیت تنظیم 810 میلیون مترمکعب و 29 سد استانی مجموعا با ظرفیت تنظیم 460 میلیون مترمکعب متوقف شدند و بدین ترتیب از دستاندازی بیشتر به حقابه زیستمحیطی دریاچه ارومیه قاطعانه جلوگیری شده است.
برخلاف آنچه اخیرا گفته میشود که از سرگیری احداث سدها در راستای احیای دریاچه ارومیه است، تجربه تاریخی دریاچه ارومیه از احداث سدهای جدید در حوضه آبریز در بازه زمانی سال 1374 الی 1392 یعنی همان بازه زمانی که افت تراز دریاچه ارومیه بیشتر از زمانهای دیگر رخ داده است، گواه همبستگی زمان بهرهبرداری هر سد با افت تراز دریاچه ارومیه است.در سال 1374 در حوضه آبریز دریاچه ارومیه تنها دو سد بزرگ با قدرت تنظیم آب سالانه 995 میلیون متر مکعب بهرهبرداری میشدند که این تعداد در سال 1392 به 12 سد و با قدرت تنظیم آب سالانه 1960 میلیون متر مکعب یعنی افزایش یک میلیارد متر مکعب رسیده است. ضمن اینکه همزمان با احداث هر یک از سدهای مذکور، روند افت تراز دریاچه ارومیه به دلیل بیتوجهی به حقابه زیستمحیطی آن، شتاب بیشتری به خود گرفته است.
مشخصا در مورد دو سد نازلو و باراندوز با ظرفیت ذخیرههای 170 و 91 میلیون مترمکعب، تجربه نشان میدهد با احداث سدها و به تبع آن توسعه مصارف کشاورزی در پایاب آنها، سهم تعریف شده برای این رودخانهها از کل نیاز زیستمحیطی دریاچه ارومیه در مجوز تخصیص منابع آب حوضه آبریز دریاچه ارومیه وزارت نیرو که به ترتیب 117 و 149 میلیون مترمکعب است، احقاق نخواهد شد و این، به معنای از دست رفتن سرمایههای مالی، علمی، اجرایی و اجتماعی مصروف در مسیر احیای دریاچه ارومیه است که ثمره تلاشهای مجاهدانه نخبگان، دانشگاهیان، دستگاههای اجرایی و از همه مهمتر، کشاورزان غیور حوضه آبریز است. در حقیقت، در شرایطی که عزم عمومی جامعه بر تحقّق دریاچه متمرکز است و دریاچه نیز به مدد 7 سال تلاش شبانهروزی در شرایطی امیدآفرین قرار دارد، بازگشت به پدیده مردود احداث سدهای جدید به جای حمایت از مدیریت مصارف آب و توسعه فرهنگ بهینهسازی مصرف، بدعتی خواهد بود که در کوتاه مدّت بقای دریاچه و در میان مدّت سلامت مردم منطقه را تهدید میکند.
البته باید توجه شود که تمامی تلاشهای انجام شده در این دوره، مقدمهای برای ایجاد سامانهای چابک برای ساماندهی مدیریت یکپارچه منابع آب حوضه آبریز دریاچه ارومیه با هدف تأمین حقّابه زیستمحیطی دریاچه ارومیه بدون بروز آسیب برای سایر مصرفکنندگان شهری، صنعتی و کشاورزی بوده است. به بیان دیگر، در کنار جلوگیری از مطالعه و احداث سدهای جدید، تمهیداتی اندیشیده شده که ضمن کاهش مصارف آب کشاورزی، از طریق افزایش بهرهوری از مصرف آب، تولیدات کشاورزی و به تبع آن وضعیت اقتصادی کشاورزان با خللی مواجه نشوند. لازم است در این برهه زمانی، با استمداد از دانش روز آب و محیطزیست، جامعه را به استفاده بهینه از منابع آب کنترل شده موجود به ویژه در بخش کشاورزی ترغیب نموده و به حکم قاعده عقلی «وجوب دفع ضرر محتمل» از هر اقدامی که حیات دریاچه را به خطر میافکند، برحذر باشیم.
نگرانی از وضعیت بنای تاریخی «بنگاه فرد شیشه»
نگرانی از وضعیت بنای تاریخی «بنگاه فرد شیشه»
رییس کمیته گردشگری شورای شهر تهران میگوید، سرنوشت بنای فرد شیشه در منطقه 12 شهرداری تهران نگران کننده است. او میگوید باتوجه به بارندگیهای فصل سرما امکان دارد که بخشهایی از بنایی که پیشتر تخریب شده است، در معرض آسیب قرار بگیرد و میراث فرهنگی باید برای ایمنی آن اقدامی انجام دهد.
حسن خلیل آبادی، رییس کمیته گردشگری شورای شهر تهران، در گفتوگو با پیام ما با اشاره به وضعیت «بنگاه فرد شیشه» گفت: «این بنگاه در نزدیکی خیابان ری و میدان شوش است و اثری تاریخی مربوط به اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی است.»
به گفته او این بنا در 14 آذر سال 97 به صورت اضطراری ثبت شده است: «اما متاسفانه در سالهای اخیر بدلیل بارندگی، سردر این بنا فاخر فروریخت.»
او میگوید که از آن زمان تاکنون نسبت به وضعیت این بنا تعیین تکلیف نشده است: «مالکیت این بنا با بخش خصوصی است، فردی مالک آن است که اتفاقا در قید حیات است اما به نظر میرسد که مسئولیت بنا را به عهده نگرفته است.» بنگاه فرد شیشه در گذشته محل کسب و کار لاستیک فروشان بوده است و به این دلیل که خطر اشتعال و حریق در این مکان وجود داشته، با رای قضایی صنوف بسته شده است.
این اولین بار نیست که درباره وضعیت این بنای تاریخی تذکر داده میشود، سال 97 هم یکبار دیگر، خلیل آبادی نسبت به وضعیت این بنا تذکر داد و اعلام کرد که نمای اصلی، بخشی از تزیینات، آجرکاری و طبقه دوم بنا در مجاورت خیابان ری توسط مالکان تخریب شده است. ایسنا هم در همان سالها به نقل از شهردار منطقه12، علی محمد سعادتی، نوشته بود که بارندگی بخشی از سقف بنا را فرو ریخته بود
خطر انسداد مسیرآبهای زیر زمینی تهران
خطر انسداد مسیرآبهای زیر زمینی تهران
عضو شورای شهر تهران: احتمال میرود احداث خط 10 مترو تهران، خطوط قنوات را قطع کند.
کارشناسان میگویند، «خط 10 مترو تهران احتمالا به محیط زیست آسیب وارد میکند.» احتمالا را طوری ادا میکنند که هیچ بعید نیست، هر آن به جایش قطعا بنشیند. میگویند هیچ بعید نیست که بفهمند خط 10 مترو تهران «قطعا» به محیط زیست آسیب وارد میکند. همانطور که یکبار خط مترو به چشمه علی آسیب وارد کرده بود و یکبار دیگر باعث فرونشست زمین در شهرری شده بود. یقین به قطعی شدن این احتمال آنقدر زیاد بود که پارلمان پایتخت را بر آن داشت تا «علاج واقعه پیش از وقوع» کند و به شهرداری تذکر دهد.
تذکر را یکی از اعضای کمیسیون محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران به شهرداری تهران داد. آرش حسینی میلانی، رییس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران در متن تذکرش از شهرداری تهران خواست تا ارزیابیهای محیط زیستی برای احداث خط 10 مترو تهران را لحاظ کند. او هم احتمال میدهد که کشیده شدن این خط به آبهای زیر زمینی تهران آسیب وارد کند. خط 10 مترو تهران 43 کیلومتر است. شهریور امسال کلنگ افتتاحش را زدند و قرار است 34 ایستگاه داشته باشد. این خط قرار است قنات کوثر و محدوده خاک سفید در تهرانپارس را به آزادراه تهران- کرج در شمال محله وردآورد متصل کند. پارلمان شهر تهران پیشتر تذکراتی درباره احتمال برخورد این خط به گسلهای تهران را داده بودند اما نگاهها اینبار متوجه قناتها و آبهای زیر زمینی است. میلانی درباره جزییات این تذکر به «پیام ما» میگوید: «جریان آب ناشی از بارشهای کوهستانی و ذوب برف برای تغدیه آبخوان دشت تهران، به ناچار باید از سازند آبرفتی شمیرانات و کن عبور کند. این سازند آبرفتی در محدوده شمشیرانات از ضخامت کمی برخودار است ساختوسازهایی که باعث انسدادهای زیرسطحی در امتداد شرقی – غربی پهنه شمیرانات و کن شود، میتواند موجب اختلال در رژیم تغذیه آبخوان تهران و افزایش تصاعدی کسری آبخوان شود.» میلانی با اشاره به اینکه شورای شهر به تازگی شهرداری را موظف کرده که پیش از افتتاح پروژههای بزرگ مقیاس مطالعات محیط زیستی و ترافیکی پروژه را هم ارائه دهد، تاکید میکند: «در هنگام تدوین پروژههای بزرگ مقیاس حتما باید ارزیابیهای محیط زیستی لحاظ شود و تاثیرات احداث پروژه بر محیط زیست سنجیده شود.» او میگوید این قانونی است که سالهاست در سازمان محیط زیست رعایت شود و البته شهرداری تهران هم برای این ارزیابی سازوکار خودش را دارد. میلانی معتقد است باتوجه به اینکه احداث این خط هم در نوع خودش یک پروژه بزرگ مقیاس به حساب میآید، باید برایش ارزیابی محیط زیستی لحاظ شود: «احتمال میرود که احداث این خط، خطوط قنوات را قطع کند و احتمالا انسدادی برای انتقال آب زیرزمینی ایجاد کند، بنابراین باید حتما پروژه را از منظر محیط زیستی بررسی کرد تا اگر مشکلی وجود داشت، نسبت به جانمایی و گزینههای تازه برای خطوط مترو تجدید نظری صورت بگیرد.»
وقتی چشمه علی خشکید
اما این اولین بار نیست که برای احداث خطوط مترو استفاده ارزیابیهای محیط زیستی لحاظ میشود، میلانی این گزاره را تایید میکند و میگوید در گذشته هم برای چند خط مترو این ارزیابیها صورت گرفته است. میگوید اولین بار هم نیست که متروها مشکلات محیط زیستی ایجاد کردند، هم خودشان و هم ایستگاههایشان. «پیشتر هم ایستگاه مترو باعث ایجاد اثرات مخرب و جبران ناپذیری در چشمه علی شده بود که البته تاحدودی هم برطرف شد.»
ارتباط خط 6 مترو تهران و چشمه علی شهرری در منطقه 20 شهرداری اما مدتی نقل کلام مدیریت شهری بود. آب چشمه علی، این میراث 8 هزار ساله، در سال 96 ناگهان خشکید. انگشت اتهام به سمت شرکت متروی تهران بود، مترو زیر بار نمیرفت. کشمکشها ادامه داشت و در نهایت همه چیز به یک ارزیابی محیط زیستی ختم شد. اما خرداد امسال، تورج فتحی، کارشناس منابع آب به فارس گفته بود که دبی «چشمه علی» تا قبل از اجرای پروژه متروی تهران نزدیک به ۲۲۰ لیتر متر بر ثانیه بوده است و جز چشمههای کارستی در منطقه تهران بوده است. منابع آبی جاری فصلی از طریق کانالهای زیرزمینی کارستیک از «چشمه علی» به واسطه گسل شهرری در زمین ظاهر شده است که با برخورد تونل مترو به شبکه کانالهای زیرزمینی و منبع کارستی و زهشکی شدن آب کارست در داخل تونل خط ۶ مترو (دولت آباد – حرم شاه عبدالعظیم حسنی (ع))، تقریباً چشمه خشک شده است و با انواع روشهای به کار گرفته شده برای احیاء چشمه که خیلی هم پاسخگو نبوده است، امروز دبی آب «چشمه علی» فقط ۲۰ الی ۳۰ لیتر است. او معتقد بود که مطالعات اولیه ضعیف و به منابع آب زیرزمینی توجه نشده است و مسئولان با همان هزینهای که از ابتدای کار برای حفاری تونل بدون در نظر گرفتن احتمال آسیب دیدن به چشمه در قرارداد در نظر گرفته بودند، نمیخواهند برای بازگردانی و احیاء چشمه اقدامی صورت دهند. بعد از این اتفاقات و واکنشها، متولیان امر شهری پذیرفتند که باید تاثیرات محیط زیستی و میراث فرهنگی خط 6 مترو بر برج طغرل و چشمه علی را انجام دهند. اواخر خرداد امسال بود که فرماندار شهرستان ری به ایسنا گفت که مطالعات آسیبهای حفاری مترو تهران به چشمه علی آغاز میشود و به محض اتمام اطلاع رسانی میشود. هرچند که شهرداری معتقد بود ضمن اتمام تونل متروی خط 6، چشمه علی به وضعیت قبلی خود بر میگردد.
زمینی که نشست کرد
جدای از آسیبهای محیط زیستی و تاثیراتی که مترو تاکنون بر آبهای زیر زمینی وارد کرده است، گاهی باعث حرکت قائم زمین به صورت تدریجی به سمت پایین در مقیاس و ابعاد بزرگ میشود، پدیدهای که این روزها آن را به نام فرونشست میشناسیم. امیر ساعدی داریان، استاد عمران دانشگاه تهران و کارشناس شهری، پیشتر در گفتوگو با روزنامه دنیای خودرو اعلام کرده بود که فرونشست زمین در انتظار خیابانهای اطراف ایستگاه مترو امام خمینی، مترو تجریش و قیام است. او در توضیح فرونشست ایستگاه میدان تجریش گفته بود: «ایستگاه میدان تجریش درحقیقت یک قسمتی با تراز پایین نسبت به اطراف است و این یعنی آبی که از کوههای دربند سرچشمه میگیرد به سمت میدان تجریش حرکت میکند. پس میدان قدس عملا یکی از نقاط بحرانی است که آب زیر آن جریان دارد و ما در آن نقطه شفت قائم حفر کردیم و مسیر مناسبی هم برای جاری و ساری شدن آب درآن فراهم نکردیم.» فرونشست زمین البته یکبار هم در زمان حفاری مترو دیده شده است. حفاری خط 6 مترو که باید به آن لقب یکی از پرماجراترین خطوط مترو را داد. شهریور سال گذشته، براثر لرزشهایی که به واسطه دستگاه تی بی ام (دستگاه حفاری تونل مترو) به وجود آمد، بخشی از خیابان شهید غیوری شمالی دچار فرو رفتگی هفت میلیمتری شد. اتفاقی که البته آسیبی به کسی وارد نکرد و خسارتش محدود و جزیی محاسبه شد.
خط 10 متروی تهران هنوز نیامده دردسر درست کرده است، حالا باید دید شهرداری چه قدر تذکر شورای شهر تهران را جدی میگیرد و به قول میلانی، شرکت مشاور پروژه مطالعات محیط زیستی را انجام میدهد:« مطالعات باید در نظام عمرانی مربوط به پروژه بررسی شود و اگر لازم است باید در سطح ملی هم برای این پروژه مجوز محیط زیستی لحاظ شود.» مطالعاتی که بعد از ارزیابی مشخص میکند که جانمایی خطوط چه قدر خشک شدن آبهای زیر زمینی را نشانه گرفته است.
خداحافظی با کاوشگر تپههای سیَلک
خداحافظی با کاوشگر تپههای سیَلک
صادق ملک شهمیرزادی، باستانشناس پیشکسوت روز گذشته در سن 77 سالگی درگذشت.
صادق ملک شهمیرزادی سال ۱۳۲۲ شمسی در شهمیرزاد استان سمنان به دنیا آمد. او که سالیان متمادی در حوزه میراث فرهنگی فعالیت میکرده، به زعم هم دورهایهای خود، جانشین عزتالله نگهبان، پدر باستانشناسی ایران شناخته میشد. نام شهمیرزادی به نام کاوشگر تپههای سیلک گره خورده است
به گزارش ایسنا، او در آیین بزرگداشتش که در سال 94 برگزار شده بود، خودش را اینطور معرفی کرد: «حدود ۲۰ ماه است که به خاطر مشکل قرنیه و شبکیه نمیتوانم بنویسم و بخوانم. اما منت خدای را عزوجل که در شهمیرزاد سمنان به دنیا آمدم و به باستانشناسی روی آوردم. این مایه افتخار هر ایرانی است که سند مکتوبی دارد که به خدای واحد اعتقاد دارد و دعا میکند که جنگ و خشکسالی و دروغ نصیب این کشور نشود.»
به گفته شهمیرزادی، هنگامی که تحصیلاتش را در موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو به پایان رساند، به ایران بازگشت و با کمک عزت الله نگهبان درخواست استخدام در دانشگاه تهران را داد. او در همایش بزرگداشتش درباره این خاطره گفته بود: «وقتی درخواست استخدام دادم با خدا عهد کردم که سعی کنم به جوانان علاقهمند به باستانشناسی کشورم خدمت کنم و به جز آن هیچ چیز از خدا نخواهم. من در سه راه شفاهی، کتبی و تجربیات میدانی برای دانشجویانم در حوزه باستانشناسی تدریس کردم و چون در زمان کار و فراگیری علم با دو روش کاوش در ایران و آمریکا آشنایی پیدا کردم توانستم تجربیاتم را به دانشجویانم منتقل کنم. دانشجویان باستانشناس ایرانی درباره باستانشناسی آسیای مرکزی چیزی نمیدانستند، این روش خوبی برای آشنایی آنها با این حوزه بود. من در تیرماه سال ۱۳۴۹ در رتبه استادیاری در دانشگاه تهران استخدام شدم و در بهمنماه ۱۳۷۹ پس از ۳۰ سال و شش ماه و ۲۱ روز با رتبه استادیاری بازنشست شدم.»
این استاد فقید باستانشناسی، دروسی نظیر کاوش در محل، طبقهبندی سفال و اشیا، طراحی فنی و نقشهبرداری و عکاسی، بررسی آثار باستانی، سمینار و ترتیب نمایشگاه، تهیه گزارش مشروح، باستانشناسی و هنر مصر باستان، آشنایی با باستانشناسی، مبانی باستانشناسی فرهنگی، باستانشناسی پیش از تاریخ بینالنهرین را در دانشگاه تهران تدریس کرده بود.
ساختمان تاریخی گمرک را بزک کردند
ساختمان تاریخی گمرک را بزک کردند
ساختمان تاریخی گمرک چابهار تا قبل از اینکه به یک گروه فیلمسازی اجاره داده شود، قرمز نبود. یک بنای آجری دو طبقه بود کنار دریا، با سقف چوبی و دیوارهایی از سنگ کپراک و مربوط به اواخر قاجار که سال 83 در فهرست آثار ملی شماره ثبت هم گرفته بود: 11478. اما این شماره هم نجاتش نداد. منطقه آزاد چابهار این اثر ملی را به گروه فیلمسازی که از تهران آمده بودند سپرد و آنها از سههفته پیش کار اندود و اضافهکردن الحاقات را آغاز کردند و ساختمان تاریخی گمرک تبدیل شد به یک ساختمان دیگر، بیهیچ شباهتی به گذشتهاش و بدون اینکه مسئولان وزارت میراث فرهنگی از این تجاوز و آسیب گلایه کنند.
مدیرکل پیشین میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان در گفتوگو با «پیام ما»: ساختمان گمرک دیگر اصالت ندارد و در صورت برداشت الحاقات آسیب خواهد دید.
اعتراض به این مرمت عجیب در فضای مجازی اوج گرفته و چندی پیش یک پاسخ رسمی به اعتراضات داده شده است. مدیر گردشگری منطقه آزاد چابهار گفته است که «این بنا پس از اتمام فیلمبرداری به حالت اولیه برمیگردد و الحاقات آن حذف خواهد شد»؛ هرچند بعید به نظر میرسد که آجرهای سنگین و اندودها به راحتی از در ودیوار بنای تاریخی جدا شوند.
تصاویر نمای جدید ساختمان گمرک میان دوستداران میراث فرهنگی دست به دست میشود. مجید علی اسلام، طراح صحنه فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» به کارگردانی ستاره اسکندری که فیلمهایی از چهره جدید ساختمان گمرک در فضای مجازی منتشر کرده به اعتراض دوستداران میراث فرهنگی اینطور جواب داده است: «حتما تحقیقات مطالعات و هدفگذاریهایی انجام شده و بخشهایی به صورت دکور موقت بر روی بنا نصب شده که بعد از اتمام کار جدا میشود و هیچ آسیبی به بنای اصلی نخورده و بناهای جدیدی که گمرک با متریال جدید به بنا اضافه کرده بود، همسانسازی شده و بنا از دست معتادان گرفته شده و به مکانی قابل بهرهبرداری برای چابهار بدل شده است.» معترضان اما میگویند این حرفها بهانه است. آنها معتقدند رنگ و تزئینات اضافهشده با معماری منطقه هم سنخیتی ندارد و مداخلات غیرکارشناسی و تخریبکننده اصالت و هویت بنا را هدف گرفته است. با این همه دستاندرکاران این تغییرات را کمک به حفظ اثر و منطقه چابهار قلمداد کردهاند. مثل عدنان حسینی، مدیر گردشگری منطقه آزاد چابهار که به خبرگزاری مهر چنین توضیحی داده است: «مداخله در الحاقات موقت دکوراسیون و تزئینات در اثر با الهام از معماری سنتی بلوچستان برای بالا بردن سطح کیفیت تصویربرداری انجام شده که بعد از اتمام این مرحله با توجه به اصالت و احترام به بنا الحاقات موقت و ناهمگن اصلاح و به حالت اولیه برمیگردد. ما اعتقاد داریم یکی از راههای حفاظت از این بناها تغییر کاربری و احیای آن به فضاهای گردشگری و درآمدزاست. عوامل فیلم متعهد به برگشت بنا به حالت اولیه و اصلاح الحاقات مربوط به آن هستند. سازمان نیز نظارت کامل بر اجرای این تعهد دارد. با این وجود اگر اساتید، متخصصان و دلسوزان نسبت به مرمت این بنا نقد دارند قبل از هر گونه اظهار نظر در فضای مجازی راهکارهای پیشنهادی خود را مطرح کنند تا با بهره گیری از خرد جمعی گام مؤثری در احیای مواریث فرهنگی برداشته شود.»
از تخریب اثر ملی نمیگذریم
در سکوت مسئولان وزارت میراث فرهنگی، نزدیک به دو هفته پیش کامبیز مشتاق گوهری، مدیرکل پیشین میراث فرهنگی استان سیستانوبلوچستان به تجاوز به اثر ملی معترض شد و از مسئولان توضیح خواست. او حالا به «پیام ما» میگوید میخواهد از کسانی که در آسیب به ساختمان گمرک نقش داشتهاند، شکایت کند: «اینها نه مداخلات غیرمخرب و موقتی است و نه تا امروز تلاشی برای جمعآوری این عناصر نامتجانس صورت گرفته است. گروه فیلمبرداری همچنان به حضور خود در این بنا ادامه میدهد و ظاهرا از این بنا همچون هتل نیز استفاده میکنند. ما این موضوع را تا انتها پیگیری تا نشان دهیم که افکار عمومی و قانون از تخریب و تغییر یک اثر ثبت شده در فهرست میراث کشور نمیگذرد.»
او ادامه میدهد: «ساختمان از اصالت تاریخی اش خارج شده و این مداخلات شکلی از تزیین به شیوه بناهای سنتی روستایی است اما اصل بنا یک ساختمان ساده رضاشاهی است که از بناهای اداری آن دوره بوده و حالا به این شکل بزک شده است. جزئیات اجرایی با هویت بنا و منطقه همخوانی ندارد و اندود و رنگ اخرا، بر اساس الگوی معماری بلوچستان است و همه این الحاقات به راحتی از بنا جدا نمیشود. اداره میراث فرهنگی استان و سازمان منطقه آزاد و سازندگان باید توضیح دهند که چگونه میخواهند این مداخلات را بردارد؛ چرا که به طور قطع جدا کردن آنها بدون آسیب به بنا ممکن نیست.»
مشتاق گوهری معتقد است مشکل اصلی تفویض اختیار به مدیر منطقه آزاد است: «اداره میراث فرهنگی هیچ اختیار قانونی در حوزه جغرافیایی منطقه آزاد ندارد و منطقه آزاد چابهار مسئولیت اصلی تخریب ساختمان گمرک را بر عهده دارد.» او خبر میدهد که به جز ساختمان گمرک، ساختمان پست و قلعه پرتقالیها هم به میراث فرهنگی سپرده شده و قلعه پرتقالیها در حال واگذاری به بخش خصوصی است و دوباره از اوضاع بنای گمرک گلایه میکند: «شرمآور است. ستاره اسکندری خود از خانوادهای فرهنگی است. و خانه خودشان را به موزه خیمهشببازی تبدیل و با دقت بسیار مرمت کردهاند. اما چطور راضی شدهاند که این بنا را در دیاری دیگر شبیه یک بنای آفریقایی بزک کنند؟ این جعل است. وزارت میراث فرهنگی که به تغییر کوچکترین بناهای با مالکیت خصوصی واکنش نشان میدهد، چطور به این تغییر عجیب راضی شده است؟ به نظر میرسد که منطقه آزاد اسپانسر فیلم بوده و به این کار تن داده و تمام هزینه دکوراسیون را پرداخت کرده است.» او در بخش دیگری از گلایههایش درباره فیلمنامه این فیلم میگوید که با انفجار در سیستانوبلوچستان آغاز میشود: «سینماگران ورشکسته این استان را رها نمیکنند. من بنا دارم که از وزیر میراث فرهنگی، معاون او و خود فیلمساز به دلیل فاجعهای که رقم زدهاند شکایت کنم.»
تلاش «پیام ما» برای پرسش از مدیر کل میراث فرهنگی استان سیستان و بلوچستان و معاون میراث فرهنگی کشور به نتیجه نمیرسد، چون روز گذشته خبر رسید که «محمدرضا سندگل»، مدیر روابط عمومی سیستان و بلوچستان به همراه «محسن شیخالاسلامی»، «ابوالفضل عبیدی» کارشناسان دفتر محوطهها و بناهای تاریخی وزارتخانه میراث فرهنگی در یک تصادف جان خود را از دست دادهاند. آنها برای بازدید از مرمت عمارت پستخانه چابهار (که مرمت آن از سال گذشته مورد انتقاد قرار گرفته بود)، از نیکشهر به سمت چابهار در حرکت بودند که با وقوع این حادثه ماموریتشان نیمهتمام ماند.
ثبت ملی 12 اثر استان مازندران
مراتب ثبت ملی ۱۲ اثر در فهرست میراث طبیعی ملی از سوی وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به استاندار مازندران ابلاغ شد.
در متن نامه دکتر علیاصغر مونسان به احمد حسینزادگان آمده است:
«در اجرای تبصره ماده ۲ قانون تشکیل سازمان میراثفرهنگی کشور مصوب دی ماه ۱۳۸۲ و آییننامه اجرایی آن، مصوب چهارم مردادماه ۱۳۸۴ هیئت محترم وزیران با موضوع ثبت میراث طبیعی ارزشمند کشور در فهرست میراث طبیعی ملی، «درخت گردوی کهنسال روستای غلامی بهشهر» واقع در استان مازندران، شهرستان بهشهر، بخش یانه سر، دهستان عشرستاق، روستای غلامی به شماره ۶۱۳ مورخ ۹۸/۶/۶ در فهرست میراث طبیعی ملی کشور به ثبت رسید، ابلاغ میشود.
اثر مذکور ضمن رعایت حقوق مالکانه، تحت نظارت و حمایت این وزارت است و تدوین ظوابط حفاظتی و تعیین عرصه و حریم این اثر بر عهده این وزارت خواهد بود، هرگونه دخل و تصرف یا اقدام و عملیاتی که منجر به تخریب یا تغییر در اصالت اثر شود، ممنوع است.خواهشمند است دستور فرمایید مراتب جهت اطلاع و اجرا به مقامات و مسئولین ذیربط استان ابلاغ و از نتیجه این سازمان را مطلع کنند.»
۸۰۰ سازه آبی تاریخی در خوزستان شناسایی شدهاست
۸۰۰ سازه آبی تاریخی در خوزستان شناسایی شدهاست
معاون برنامهریزی و تامین منابع اداره کل میراث فرهنگی خوزستان گفت:براساس طرح جامع مدیریت سازههای آبی تاریخی استان ۸۰۰ سازه در این حوزه شناسایی و پرونده ثبت برای آن ها تشکیل شده است.
پیمان نبهانی روز دوشنبه در گفتوگو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: طرح جامع ساماندهی مدیریت سازههای آبی و تاریخی برگرفته از تفاهمنامهای است که میان وزارت نیرو و وزارت میراث فرهنگی منعقد شده است.وی با بیان این که مطالعاتی پیرامون مشخص کردن مسیرهای گردشگری، ایجاد و شناسایی جاذبهها با رویکرد تاریخی و تفریحی در این طرح انجام شده است افزود: رسالت سازمان آب و برق خورستان ساماندهی سازههای مرتبط با آب و مسیلها است از این رو این مساله در دستور کار آنها قرار گرفت و با هماهنگی معاونتهای مختلف اداره کل میراث فرهنگی فرایند مطالعاتی آغاز شد.معاون برنامهریزی و تامین منابع اداره کل میراث فرهنگی خوزستان توضیح داد: در فاز اول این طرح ۵۵۰ سازه آبی تاریخی و در فاز دوم نیز در حدود ۲۵۰ سازه شناسایی و در دستور کار قرار گرفت و پرونده اولیه ثبت برای تبدیل به پرونده ثبتی در حوزه آبی و تاریخی تشکیل شد، سازههای شناسایی شده شامل آب انبار، آسیاب بادی، قنات، مسیل و… هستند.
وی با بیان این که در این طرح ۶ مسیر گردشگری نیز شناسایی و بررسی شده است تصریح کرد: پراکندگی این مسیرها شامل کل استان هستند و از جمله آنها میتوان به مسیرهایی در لالی، مسجدسلیمان، اندیکا، بهبهان، ایذه و باغملک و دهدز، اهواز و دشت آزادگان هویزه، خرمشهر، آبادان، ماهشهر اشاره کرد.
نبهانی گفت: مسیرهای گردشگری تنها از روی نقشه مشخص نشدهاند بلکه این مسیرها به صورت پیمایشی و هدفمند و با لحاظ سازههای آبی تاریخی و دیگر جاذبههای گردشگری طبیعی و با همکاری راهنمایان گردشگری شناسایی شدهاند. وی افزود: با تصویب این طرحها و مسیرهای گردشگری میتوان امیدوار بود که زیرساختهای گردشگری به صورت هدفمند و در راستای سفرهای موجود توسعه مییابند، اگر زیرساختهای رفاهی و امنیتی بیشتر شود سفرها نیز بیشتر خواهند شد و این همان هدفی است که ما دنبال میکنیم تا سفرهای به صورت هدفمند دنبال شوند.
مسائل مربوط به حفظ تنوعزیستی را سیاسی نکنیم
مسائل مربوط به حفظ تنوعزیستی را سیاسی نکنیم
معاون رییس جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیطزیست گفت: متاسفانه گاهی به تحقیقات درباره مسائل مربوط به حفظ تنوعزیستی و منابع ژنتیکی سیاسی نگاه میکنیم، سه روز گذشته شورای امنیت ملی نامهای را رسما به سازمان محیطزیست ابلاغ کرد و در آن نوشت که تنوعزیستی و ژنتیکی اصلا امنیتی نیست و نباید به آن نگاه سیاسی شود.
عیسی کلانتری روز دوشنبه در نخستین همایش تنوع زیستی که به صورت آنلاین برگزار شد، افزود: امروز تنوع زیستی هم در دنیا و به خصوص کشور ما قربانی موضوعاتی همچون افزایش مصرف، مسائل سیاسی بین المللی و تغییر اقلیم است که باید برای حفظ تنوع زیستی به این مسائل توجه ویژه شود.
وی اظهار داشت: افزایش مصرف که بخشی به مسائل سیاسی بر می گردد را خودمان ایجاد می کنیم، فشار بیش از حد بر منابع کشور دارد تحمل تنوع زیستی را کم می کند، وقتی صحبت از افزایش تولید می شود باید بگویم که ۴۰ میلیارد متر مکعب بیشتر از تحمل منابع طبیعی آبی در کشور آب مصرف می کنیم، در حالی که بر اساس استانداردهای جهانی باید ۴۰ میلیارد متر مکعب آب کمتر از حجمی که اکنون مصرف می کنیم استفاده کنیم تا محیط زیست کشور سالم و تنوع زیستی برقرار باشد.
کلانتری ادامه داد: همچنین مسائلی مانند دلایل سیاسی، فشار بر دستگاه های اجرایی و اهداف کوتاه مدت تنوع زیستی را به خطر انداخته است، یکی از بزرگترین مشکلات تنوع زیستی امروز ما خشکسالی های مصنوعی است که به علت برداشت ۴۰ میلیارد متر مکعب آب اضافی از حق طبیعت و تنوع زیستی صورت می گیرد و متاسفانه به این تولید برخلاف ضوابط تنوع زیستی افتخار هم می کنیم، از سوی دیگر فشار خشکسالی ها بر کشور ما زیاد شده، جانوران و گیاهان به شدت در معرض خطر از بین رفتن قرار گرفتند، با توجه به اهمیت موضوع حدود ۶۰ درصد بودجه سازمان حفاظت محیط زیست در سال برای کمک به حفظ تنوع زیستی هزینه می شود اما به نظر می رسد که کافی نیست.
