بایگانی مطالب نشریه

طاق‌بستان هنوز در هراس تله‌کابین

طاق‌بستان هنوز در هراس تله‌کابین

چرا پرونده‌ای که قانون را می‌شکند، بسته نمی‌شود؟

میراث خبر: پرونده تله‌کابین طاق‌بستان قرار بود، فقط با یک حکم دقیق از سوی وزارت میراث ‌فرهنگی تمام شود؛ حریم طاق‌بستان نشکند، پرونده ثبت‌جهانی‌اش با مشکل برخورد نکند، طبیعت و هویت تاریخی و ملی مردم کرمانشاه خدشه‌دار نشود و برای آیندگان بماند اما با وجود تمام مدارک لازم و شفاف و دقیق، این پرونده همچنان اسیر تعلل‌هایی است که حتی کارشناسان میراث‌ هم از آن سر در نمی‌آورند و می‌پرسند چرا حکم به پایان تله‌کابین داده نمی‌شود؟

شاید برای خیلی‌ها سوال باشد که پرونده پر فراز و نشیب تله‌کابین طاق‌بستان که از سال‌ها پیش به بهانه توسعه گردشگری آغاز شده، چرا با یک حکم دقیق به پایان نمی‌رسد. چرا برای به نتیجه رسیدن این پروژه خصوصی که تنها ۳۰ درصد آن برای شهرداری است، نمایندگان مجلس، راه‌وشهرسازی و استانداری پادرمیانی می‌کنند. حتی شنیده شده که استاندار و معاون شهرسازی برای حل این مشکل شخصا از کرمانشاه راهی تهران شدند تا رای میراث‌فرهنگی را به نفع خود برگردانند. کسی از ماجرایی که در جریان است، جزییات بیشتری نمی‌داند اما آن‌چه ما می‌دانیم این است:

در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ نامه‌ای از سوی معاون شهرسازی و معماری و دبیر شورای عالی شهرسازی و معماری ایران به محمد‌حسن طالبیان، معاون میراث‌فرهنگی وزارت میراث‌فرهنگی و گردشگری و صنایع‌دستی ارسال شده است. موضوع این نامه «رسیدگی احداث تله‌کابین و مجتمع تفریحی گردشگری» است. اما وزارت میراث‌فرهنگی تا امروز به این نامه پاسخی نداده است.

این بی‌پاسخی در حالی است که ۲۰ مهر ۱۳۹۹ بار دیگر راه‌وشهرسازی نامه‌ دیگری به وزارت میراث‌فرهنگی می‌نویسد و این‌بار هشدار می‌دهد که پاسخ نامه باید ظرف یک هفته داده شود. بعد ارسال این نامه گفته می‌شود که استاندار و معاون شهرسازی راهی تهران شدند که پاسخ را شاید در این جلسه با مدیران میراث‌فرهنگی دریافت کنند.

اما سوال این‌جاست که این همه اصرار برای ساخت پروژه خصوصی طاق‌بستان از کجا ریشه می‌گیرد؟ چرا مسئولان میراث‌فرهنگی با وجود مدارک کامل و دقیق درباره نقض قوانین میراث‌فرهنگی حکم قاطعی برای پایان این فاجعه در طاق‌بستان نمی‌دهند؟

به تبعیض‌های ناروا در پرونده عزیزان‌مان رسیدگی کنید

خانواده فعالان محیط زیستی زندانی در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه خواستار شدند:

به تبعیض‌های ناروا در پرونده عزیزان‌مان رسیدگی کنید

در این نامه خانواده زندانیان از رییس قوه قضاییه خواستار «اصل شفافیت»، «اصل برابری در مقابل قانون» و «حق حریم خصوصی» برای فرزندان خود شده‌اند.

در حالی که هزارمین روز از بازداشت فعالان محیط زیستی می‌گذرد خانواده این زندانیان در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه خواستار اعطای مرخصی به آن‌ها شده‌اند، به گزارش امتداد، در بخشی از این نامه آمده است: بنابر نص قانون اصل برابری در مقابل قانون بخشی از امنیت قضایی محسوب می‌شود، بر این مبنا انتظار می‌رود در شرایطی که متهمینی با 20 سال حبس و در حالی که کمتر از یک دهم حبس خود را گذرانده‌اند از مرخصی برخوردار می‌شوند، فرزندان ما نیز با گذشت بیش از یک سوم محکومیت خود، مطابق قانون از مرخصی با شرایط مشابه برخوردار شوند.

دادستان تهران در بهمن ۱۳۹۶ برای اولین بار از بازداشت شماری کنشگران محیط زیست به اتهام «جاسوسی» خبر داد. یکی از بازداشت شدگان در این پرونده کاووس سید امامی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق بود که بعدا اعلام شد «در زندان خودکشی کرده است».

بعد از گذشت حدود دو سال از بازداشت این افراد قوه قضائیه اعلام کرد که احکام قضایی فعالان محیط زیستی ایران که بیشتر از دو سال است در بازداشت به سر می برند، از سوی دادگاه تجدید نظر صادر شده است.

بر اساس اظهارات غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی، مراد طاهباز و نیلوفر بیانی به اتهام همکاری با آمریکا به ۱۰ سال حبس محکوم شده‌اند. بر اساس اتهام مشابهی، هومن جوکار و طاهر قدیریان هشت سال و سام رجبی و سپیده کاشانی شش سال حبس گرفته‌اند.

امیرحسین خالقی به اتهام جاسوسی به شش سال و عبدالرضا کوهپایه به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» به چهار سال زندان محکوم شدند. کوهپایه البته پس از گذشت دو سال هفدهم اسفندماه سال گذشته از زندان آزاد شد اما سایر متهمان این پرونده همچنان در زندان به سر می‌برند. 

سخنگوی قوه قضائیه گفته است «رای پرونده متهمان موسوم به پرونده محیط زیست از نظر ما یک پرونده علیه اقدام امنیت ملی است که رای نهایی آن صادر و قطعی شده است»

حالا خانواده هفت زندانی در نامه به رییس قوه قضاییه نوشته‌اند:«جناب آقای دکتر رئیسی؛ 1000 روز از بازداشت عزیزانمان می‌گذرد. همانطور که همواره اعلام کرده‌ایم هرچند درد اصلی ما این است که چطور زوایای گسترده خدمات و دغدغه‌های عزیزان ما در صدور کیفرخواست 3۰۰ صفحه‌ای و دادنامه ۱۶۰ صفحه ای لحاظ نگردید اما راضی هستیم به تقدیر خدا.

اما متواضعانه از حضرتعالی که با صدور «سند امنیت قضایی» به اصول و حقوقی همچون «اصل شفافیت»، «اصل برابری در مقابل قانون»، «حق حریم خصوصی»، «منع مطلق شکنجه و رفتارهای تحقیر آمیز»، «منع بازداشت غیرقانونی و خودسرانه»، «حق دفاع و انتخاب وکیل»، «حقوق ویژه زندانیان و محرومان از آزادی» اشاره و حفظ حقوق فردی و اجتماعی و تحقق بخشی به عدالت را مورد تاکید قرار داده‌اید، تقاضای رسیدگی و امر به پاسخگویی نسبت به تبعیضات ناروای صورت گرفته در پرونده عزیزانمان داریم.

بر این اساس استدعا داریم دستور فرمایید در موارد زیر، سند شایسته امنیت قضایی در ارتباط با عزیزان محبوس ما اجرا و گزارش آن به طریق مقتضی به عموم ملت ایران عرضه گردد تا شاهدی بر راهگشایی و کارآمدی این سند گرانسنگ در پیشبرد اهداف عالی نظام قضایی کشور به ویژه در راستای تحقق عدالت و رفع تبعیض باشد».

در بخش دیگری از این نامه آمده است: «بنابر نص سند مورد اشاره «اصل برابری در مقابل قانون» بخشی از امنیت قضایی محسوب می شود، بر این مبنا انتظار می‌رود در شرایطی که متهمینی با 20 سال حبس و در حالی که کمتر از یک دهم حبس خود را گذرانده‌اند از مرخصی برخوردار می‌شوند، فرزندان ما نیز با گذشت بیش از یک سوم محکومیت خود، مطابق قانون از مرخصی با شرایط مشابه برخوردار شوند.

به ویژه آن که بیش از دو سال از این مدت، عزیزان ما در بازداشت با شرایط سخت شامل نزدیک به 8 ماه آن انفرادی و مابقی شبه انفرادی بوده اند و به تعبیر دقیق مقام معظم رهبری که فرموده‌اند: هر روز حبس انفرادی معادل ۱۰ روز حبس است، حال اگر این شرایط، موجبی برای آزادی آن‌ها نیست، حداقل دستور فرمایید در اعطای مرخصی به جای سخت گیری مضاعف، به عنوان ارفاقی برای آن‌ها لحاظ گردد.

وقتی صحبت از «برابری در مقابل قانون» است همان گونه که دیگر محکومین برای سر زدن به همسر و مادر مریض خود از مرخصی برخوردار می شوند امید داریم که عزیزان ما نیز از این حق محروم نباشند. برای نمونه آقای سام رجبی در حالی که مادرش مریض و در مراحل پایانی سرطان هست همچنان در تب و تاب برخورداری از مرخصی برای حاضر شدن بر بالین مادر مهربانش است، اما در کمال ناباوری پرونده قضایی جدید برای نامبرده گشوده می‌شود و درخواست چند روز مرخصی وی نیز مورد اجابت قرار نمی‌گیرد .

در این نامه ذکر شده: « در ماده 20 سند امنیت قضایی به «منع مطلق شکنجه و رفتارهای تحقیر آمیز» اشاره شده و بر غیر قابل استناد بودن نتایج حاصل از هرگونه شکنجه جسمی و روحی اشاره شده است: «همانگونه که مستحضرید در ماه‌های قبل نه تنها به آنچه بر نیلوفر بیانی در طول بازداشت وی گذشته، رسیدگی نشده است، حتی در حال حاضر به اتهام «نشر اکاذیب» محاکمه می‌شود.

امید و انتظار ما این است که مبتنی بر متن صریح سند ابلاغی، رسیدگی شفاف و بی طرفانه ای به تظلم‌خواهی نامبرده صورت گیرد تا صحت و سقم آن بر همگان آشکار گردد. طبیعتا شرم و عقوبت چنین خطایی در صورت احراز همچون موارد مشابه متوجه افراد خودسر و افتخار رسیدگی به آن و دفاع از حق مظلوم متوجه دستگاه قضایی عدالت طلب خواهد بود. 

شاخص‌های عدالت جنسیتی رصد می‌شود

شاخص‌های عدالت جنسیتی رصد می‌شود

معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری اعلام کرد که شاخص‌ های عدالت جنسیتی تا آذر ماه معرفی می شود.

 معصومه ابتکار در مراسم سومین پویش ملی ارتقای نشاط و سلامت زنان و دختران با ورزش اظهار کرد:  خوشحالم در این مراسم که با رعایت شیوه نامه های بهداشتی در فضای باز برگزار می شود، حضور پیدا کرده ام و از تلاش های وزارت ورزش برای حل موانع ورزشی در دولت تدبیر و امید که برای زنان دست پیدا کرده اند، تشکر می کنم.

وی با مهم خواندن نقش زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، ورزشی، آموزش و پرورش و اقتصاد افزود:  تاثیرگذاری زنان در فرهنگ و سبک زندگی بیشتر از ۵۰ درصد است و جامعه باید این  سهم زنان را به رسمیت بشناسد.

وی با بیان اینکه خوشحالیم که بسیاری از زنان توانسته اند در عرصه های ورزشی بین المللی حضور پیدا کنند. خاطرنشان کرد:  دختران و زنان ایرانی با حفظ ارزش های اسلامی و فرهنگی توانسته اند سهم قابل توجهی از مدال های بین المللی را کسب کنند.

ابتکار در ادامه آن بخش از رشته های ورزشی که زنان امکان حضور نیافته اند را مورد توجه قرار داد و گفت: امیدواریم در آن چند رشته با مصوب شدن پوشش آن دختران ما بتوانند با حجاب اسلامی برای کشور افتخارآفرین باشند.وی تاکید کرد: در معاونت زنان برنامه های ویژه ای برای ارتقای زنان در بخش های مختلف تدوین شده است که در محور عدالت جنسیتی با دو شاخص سلامت و ورزش گام های بلندی برداشته شده و قرار است به زودی و تا آذر ماه  شاخص های عدالت جنسیتی را معرفی کنیم که دستاورد بسیار بزرگی است که امیدوارم دستگاه های مختلف در این زمینه با ما همکاری داشته باشند. در شرایط کووید ۱۹ توجه به این شاخص‌ ها اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ابتکار تصریح کرد:  امروز مسئله افسردگی، کم تحرکی و اضافه وزن به دلیل محدودیت‌های کرونایی ایجاد شده و یکی از مهم ترین فعالیت‌ها در مقابله با آن، انجام ورزش است. تاکید می کنم که ورزش را نباید در شرایط کرونایی دست کم بگیریم. وی گفت: ورزش بانوان آسیب های اجتماعی را کاهش می دهد و امیدوارم در حوزه ورزش موثر عمل کنیم. علاوه بر کرونا با جنگ اقتصادی و روانی مواجه هستیم که باید برای تاب آوری جامعه با امید آفرینی تلاش کنیم.

ایران به مسابقه تسلیحاتی در منطقه نمی پیوندد

سخنگوی دولت :

 ایران به مسابقه تسلیحاتی در منطقه نمی پیوندد

همزمان با پایان تحریم تسلیحاتی ایران گمانه‌زنی‌هایی درباره رفتار توسط ایران در منطقه می‌شد. صحبت‌هایی که مفهموم خرید و فروش اسلحه بعد از پایان تحریم تسلیحاتی از آن استخراج می‌شد.اما سخنگوی دولت تاکید کرده است جمهوری اسلامی ایران قصد ندارد به مسابقه تسلیحاتی در منطقه که در خدمت منافع مالی شرکت‌های تولید کننده تسلیحات است، بپیوندد.به گفته ربیعی ایرانی‌ها عاشق سلاح نیستند.‌‌

مطابق قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که در پیوند با برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) تصویب شد از بامداد یک‌شنبه ۲۷ مهرماه دوره پنج ساله تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی به پایان ‌رسید.

آمریکا با برداشته شدن این تحریم‌ها مخالف است و اعلام کرده علیه آن اقدام می‌کند و اتحادیه اروپا تحریم‌های یک‌جانبه‌ای در زمینه تسلیحات علیه جمهوری اسلامی وضع کرده که دست‌کم تا سال ۲۰۲۳ ادامه دارد.تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران از قدیمی ترین تحریم هایی است که ایالات متحده علیه این کشور وضع کرده است. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا سال گذشته یک فرمان اجرایی دیگر هم صادر کرد که بر اساس آن فروش سلاح به ایران نه تنها از سوی اتباع و شرکت های آمریکایی ممنوع است بلکه شرکت های غیرآمریکایی اسلحه سازی هم در صورت فروش تسلیحات به ایران در معرض تحریم قرار خواهند گرفت.

درست چند روز قبل از به پایان رسیدن تحریم تسلیحاتی ایران حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران به پایان رسیدن ۱۰ سال تحریم تسلیحاتی علیه ایران در هفته آینده را به مردم تبریک گفت.

روحانی گفته بود از یکشنبه(27 مهر)می‌توانیم از هر کس می‌خواهیم اسلحه بخریم و به هر کس می‌خواهیم اسلحه بفروشیم. او برداشته شدن تحریم‌های تسلیحاتی را یکی از نتایج توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی (برجام) خواند همزمان آن را پاسخی دانست به “آن‌هایی که می‌گویند برجام برای ما چه کرده است”.

ما مجاز هستیم هر چیزی که نیاز داریم از دنیا تهیه کنیم 

وزیر دفاع نیز قبل از تاریخ پایان تحریم تسلیحاتی ایران از جمله کسانی بود که  در این خصوص نظر داده بود. او گفته بود به طور خودکار و بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ تمام محدودیت‌هایی که در حوزه تسلیحات پیش‌بینی شده بود برداشته شد و از ما مجاز هستیم هر چیزی که نیاز داریم از دنیا تهیه کنیم و آنچه که دیگران نیاز دارند و می‌توانیم آنها را تأمین کنیم به دیگران بفروشیم.»

ایرانی‌ها عاشق سلاح نیستند

اما در تازه ترین اظهار نظر سخنگوی دولت گفت: ایرانی‌ها عاشق سلاح نیستند عاشق صلح و ثبات و همزیستی و همکاری‌های منطقه برای توسعه پایدار هستند. سلاح ایرانی فقط یکی از مولفه‌های ضرور در حوزه‌های دفاعی بوده است.  

دستیار ارتباطات اجتماعی رییس جمهوری با بیان اینکه قدرت دفاعی ایران یک قدرت ترکیبی و چند وجهی است که در سایه قدرت معنایی و تمدنی آن مفهوم اصلی خود را می‌یابد، افزود: ما در همه حوزه‌های منطقه‌ای در شمال و جنوب و شرق جغرافیای زیست خود، نقشی سازنده داشتیم.

سخنگوی دولت بیان کرد: طی همین روزها، جهان و منطقه ما شاهد رفتار سازنده و صلح طلبانه ما در مناقشات منطقه ای قفقاز است. در یمن نیز ما توسعه طلبی و تجاوز را محکوم کرده‌ایم و خواهان مذاکره طرفین برای صلح پایدار شده‌ایم.

 او ادامه داد: همه کشورهای منطقه را به پیمان‌های صلح دعوت کرده‌ایم و با تروریسم، خشونت و افراطی‌گری مبارزه بی‌امان و واقعی کرده‌ایم. بنابراین هراس آمریکا یک هراس تسلیحاتی نیست بلکه هراس از این است که رفع تحریم تسلیحاتی رفع کلیه تحریم‌های ظالمانه دارویی و بانکی و اقلام بشری را در چشم‌انداز قابل رویت قرار داده است. سخنگوی دولت رفع محدودیت‌های تسلیحاتی را دستاوردی مهم عنوان کرد و گفت:جمهوری اسلامی ایران قصد ندارد به مسابقه تسلیحاتی در منطقه که در خدمت منافع مالی شرکت‌های تولید کننده تسلیحات است، بپیوندد.

 «علی ربیعی» رفع محدودیت‌های تسلیحاتی ایران را از دستاوردهای دولت در عرصه بین الملل عنوان کرد و گفت: این دستاورد بر اساس حقانیت جمهوری اسلامی ایران و در نتیجه مقاومت مردم ایران به دست آمد.

وی افزود: به رغم مخالفت‌ها و فشارهای سیاسی و زیاده خواهی‌های آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای آنها این محدودیت‌ها برداشته شد این یک علامت هم برای جامعه بین‌الملل هم مردم عزیز ماست. سخنگوی دولت یادآورشد: جامعه جهانی در یک سال اخیر استقلال و عدم تبعیت در مقابل زورگویی‌ آمریکایی‌ها را از خود نشان داد که این هم یک اتفاق بدیع درعرصه نظام بین‌الملل بود.

ربیعی ادامه داد: این دستاورد نشان داد به رغم تصمیمات نادرست و جنگ‌آفرینانه ترامپ و مفروض دانستن خروج ایران از برجام، ما سیاست درستی اتخاذ کردیم.

 دستیار ارتباطات اجتماعی رییس جمهوری گفت: سیاست جمهوری اسلامی ایران مبنی برعدم خروج از برجام امروز خاصیت خود را نشان داد. به طوری که علاوه بر کنترل کردن نقشه دولت آمریکا در به انزوا کشاندن ایران و بازگرداندن قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران، آثار مثبت خود را به مرور نشان می‌دهد. سخنگوی دولت موفقیت در لاهه و زیر بار نرفتن شورای امنیت را از دیگر دستاوردهای ایران در هفته‌های اخیر عنوان کرد و افزود: شکسته شدن حصر تسلیحاتی کشورمان به نوبه خود نویدبخش عقب‌نشینی‌های دیگر از جمله رفع سایر تحریم‌های ظالمانه در همه عرصه‌های اقتصادی مالی بانکی و سایر اقلام انسانی است. همان مقاومت و ایستادگی بر مواضع اصولی و حقوقی که زمینه‌ساز رفع تحریم تسلیحاتی شد در منتهای منطقی خود ثمرات دیگری در عرصه‌های اقتصادی به دنبال خواهد داشت.

 

هوای 99 آلوده است

هشدار سازمان هواشناسی درباره آلودگی هوای ۹ استان 

هوای 99 آلوده است 

رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم در گفت‌وگو با «پیام ما»: امسال به دلیل شرایط خاصی که در آن هستیم هم به واسطه کرونا، هم تحریم‌ها و هم تخصیص نیافتن اعتبارات لازم سال الوده‌تری را خواهیم داشت.

پیام ما -آلودگی هنوز از آسمان کلانشهرها رخت نبسته است و هشدارها نشان از ادامه آن دارد. روز گذشته 12 ایستگاه سنجش کیفیت هوا در کل کشور به رنگ قرمز درآمد و سازمان هواشناسی با هشدار زرد رنگ دیگری، آلوده‌شدن هوای ۹ استان را پیش‌بینی کرد. همزمان اراک ششمین روز آلوده خود را تجربه کرد و ایستگاه پیشوا در جنوب شرق استان تهران، با شاخص 180 آلوده‌ترین نقطه کشور شد. دود خفه‌کننده این بار زودتر از موعد همیشه آسمان‌ها را تیره‌وتار کرده و رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم به «پیام ما» خبر می‌دهد که امسال به دلیل شرایط پیچیده‌ای که با شیوع کرونا همراه شده، سال آلوده‌تری خواهیم داشت.

بر اساس آمار سامانه پایش کیفی هوای کشور، روز گذشته دوازده ایستگاه سنجش، کیفیت هوا را ناسالم (قرمز) نشان می‌دادند؛ چهار ایستگاه در خراسان رضوی، سه ایستگاه در تهران و پنج ایستگاه در استان‌های قم، خوزستان، فارس، اصفهان و خراسان جنوبی. این آمار البته جدا از نقاط زرد رنگی است که در نقشه پایش کیفی هوا از ناسالم‌بودن هوا برای گروه‌های حساس خبر می‌داد.

هشدار تازه سازمان هواشناسی اما این است که از فردا (اول آبان) هوای 9 استان آلوده خواهد شد. در اعلامیه سازمان هواشناسی آمده است: «در پی پایداری هوا و سکون نسبی جو افزایش غلظت آلاینده‌ها از صبح پنج‌شنبه (اول آبان ماه) تا پیش از ظهر دوشنبه (۵ آبان ماه) برای استان‌های تهران، مرکزی، البرز، اصفهان، قزوین، قم، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و خوزستان پیش بینی می‌شود.» بر اساس این گزارش، با حاکمیت این شرایط جوی و در صورت افزایش ترددهای درون شهری به ویژه در کلانشهرها افزایش نسبی آلاینده‌ها تا حد ناسالم برای گروه‌های حساس رخ خواهد داد. سازمان هواشناسی  توصیه کرده است که ترددهای غیرضروری در سطح شهر کاهش یابد، به ویژه برای کودکان، افراد مسن و بیماران قلبی و تنفسی.

کرونا الگوی ترافیک را عوض کرد

تغییر الگوی ترافیکی به دلیل شیوع کرونا و استفاده از مازوت در سوخت کارخانه‌ها؛ محمد مهدی میرزایی قمی، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم این موارد را از دلایل آلودگی هوا در شهرها و استان‌های مختلف می‌داند.

او درباره ادامه روند آلودگی به «پیام ما» می‌گوید: «ما هر سال بر استفاده بیشتر از حمل‌و‌نقل عمومی تاکید می‌کردیم اما امسال به دلیل شیوع کرونا الگوهای ترافیکی هم تغییر کرد و وزارت بهداشت هم در دستورالعمل خود استفاده حداقلی از سیستم حمل و نقل عمومی را توصیه کرد.

در نتیجه شاهد این هستیم که استفاده از مترو حدود ۵۰ درصد کاهش داشته و شمار مسافران بی‌آر‌تی هم به نصف رسیده. کاهش مسافران به معنای از بین رفتن آنها نیست بلکه این افراد به سیستم حمل‌و‌نقل فردی منتقل شده‌اند.

با این همه توصیه‌ها مطابق با شرایط است و خلاف نیست و لاجرم مردم مجبور به استفاده از خودروی شخصی شده‌اند و این روند الگوهای ما را برعکس کرده و در نتیجه آلودگی هوا هم افزایش یافته است.»

در حالی که دو روز گذشته صحبت از این بود که ازن موجود در هوای تهران برای نخستین‌بار به کمترین میزان رسیده اما تابستان امسال ازن بیشتری در هوای تهران بود و این بار هم ویروس مرموز کرونا مقصر شناخته شد، چنانکه رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم هم تایید می‌کند: «تغییر الگوی ترافیکی در تابستان از جمله دلایل اصلی وجود ازن بود.»

سال آلوده‌تری را تجربه می‌کنیم

«رابطه مستقیم» میان شیوع ویروس کرونا و آلودگی هوا موضوع دیگری است که میرزایی به آن اشاره می‌کند. این مسئله در روزهای آلوده سبب نگرانی بیشتر شده است:‌ «بر اساس مطالعات انجام شده در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا که دانشگاه هاروارد آن را منتشر کرده است، اعلام شده که افزایش یک واحد ذرات معلق پی‌ام ۲.۵ باعث افزایش هشت درصدی ناشی از ویروس کووید-19 می‌شود.

یعنی اگر نتوانیم آلودگی هوا را کاهش دهیم و یا کنترل کنیم، اثرات زیادی بر روی کرونا هم خواهد داشت و هشت درصد مرگ‌ومیر را افزایش می‌دهد.» میرزایی با این ادله می‌‌گوید امسال شرایط آلودگی حادتر خواهد بود و ادامه می‌دهد:‌ «امسال به دلیل شرایط خاصی که در آن هستیم سال آلوده‌تری را خواهیم داشت؛ هم به واسطه کرونا و تحریم‌ها و هم به دلیل تخصیص نیافتن اعتبارات لازم. اینها عواملی است که امسال را سال دشواری می‌کند.

ما برای سال ۹۹ با توجه به دستورالعمل‌های جهانی شاخص‌ها را سختگیرانه‌تر کردیم و همین هم دلیلی بود که روزهای آلوده بیشتری در آمار باشد اما در مقایسه با همان استاندارد قبلی وضعیت بهتری را تجربه کردیم.» وضعیت در شهرهای دیگر نگران‌کننده‌تر است.

چنان که او می‌گوید: «کلانشهرهایی که نیروگاه و پالایشگاه دارند و از سوخت مازوت استفاده می‌کنند، وضعیتشان حاد است؛ مانند اراک، اصفهان و مشهد. اما این میان کلانشهری که در این وضعیت اولویت دارد، تهران است.» بر اساس همین شرایط خاص است که سازمان حفاظت محیط زیست برنامه‌های کوتاه‌مدتی تدوین کرده و به ستاد ملی کرونا داده؛ جلوگیری از تردد خودروهای دیزلی، استفاده‌نکردن از سوخت مازوت، نظارت کافی بر معاینه فنی و نظارت مکانیزه بر تردد خودروها و نظارت بر معاینه فنی آنها.

چرا آلودگی زود به تهران رسید؟

شینا انصاری، مدیر کل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران علت افزایش آلودگی هوا در پایتخت را افزایش تردد خودروهای شخصی در زمان شیوع کرونا می‌داند. او درباره علت آلودگی زودهنگام به ایلنا توضیح داد: «امسال روزهای سرد زودتر آغاز شد و در نتیجه زودتر شاهد سکون دما و عدم وزش باد بودیم، از طرفی افزایش تردد خودروهای شخصی نیز به دلیل شیوع کرونا بیشتر شده است، در نتیجه زودتر شاهد آلودگی هوا بودیم.» به گفته او بارگذاری جمعیت و خدمات در تهران بیشتر از ظرفیت زیست‌پذیری آن است و با یک تغییر در شرایط اقلیمی چنین شرایطی در محدوده کلانشهر تهران رخ می‌دهد.

انصاری همچنین گفت: «برای از رده خارج کردن خودروهای فرسوده، وزارت کشور و برای ارتقای خودروهای نو، وزارت صمت و همچنین برای بهبود کیفیت سوخت، وزارت نفت مسئولیت دارد؛ این مساله چند وجهی است و با پیش قدم شدن یک سازمان و مطالبه از یک مجموعه راه به جایی نمی‌برد.»

با طولانی‌شدن آلودگی هوای تهران و همزمانی آن با کرونا، رییس شورای شهر تهران پیشنهاد تعطیلی دو هفته‌ای شهر تهران را مطرح کرد اما یکی از رامین عزتی، کارشناس آلودگی هوا به ایسنا گفت که در حالی که تعطیلی دو هفته‌ای شهر تهران به‌منظور جلوگیری از احتمال ابتلا به بیماری کووید – ۱۹ راه حلی خوبی است اما در کاهش آلودگی هوای تهران تاثیر چندانی نخواهد داشت.

او با استناد به نقشه‌های جغرافیایی آلودگی هوا توضیح داد: «با وجود اینکه بخشی از آلودگی هوای شهرهای بزرگ ایران ناشی از مصرف بنزین‌ بی‌کیفیت است اما همانطور که در نقشه‌های جغرافیایی آلودگی هوا مشخص است، گرد و غبار و ذرات معلق همراه با توده‌های هوا از صحرای بزرگ آفریقا به سمت ایران در حال حرکت هستند و میزان گرد و غبار به قدری زیاد است که باعث ایجاد آلودگی در شهرهایی از جمله تهران، تبریز، زنجان و کرج شده است.»

این کارشناس از سوی دیگر به ارتباط شیوع ویروس کرونا و افزایش ذرات گردوغبار هم اشاره کرد. به گفته او بررسی‌ها نشان می‌دهد که همزمان با افزایش گرد و غبار و ذرات معلق به‌طور جدی شیوع ویروس کرونا میان افراد نیز افزایش پیدا می‌کند. اینطور که او گفته، همچنین طبق کشش‌هایی که بین سطوح خارجی ویروس کرونا و ذرات معلق وجود دارد، کرونا می‌تواند همراه این ذرات معلق منتقل شود و در مکان‌های دیگری نشست کند.

 

دفاع وزیر نیرو از آب شیرین کن ها

با وجود تناقض‌های زیاد در خصوص احداث آب شیرین‌کن‌ها در کشور مطرح شد

دفاع وزیر نیرو از آب شیرین کن ها 

اردکانیان: ۶۱ آب شیرین‌کن در حال بهره‌برداری و ۲۴ آب شیرین‌کن درحال ساخت داریم.

درحالی که در خصوص احداث آب شیرین کن‌ها در کشور و نحوه فعالیت آن‌ها مخالفان محیط زیستی سرسختی وجود دارد اما وزیر نیرو روز گذشته از وجود 61 آب شیرین کن در کشور خبر داده و گفته به دنبال احداث 24 آب شیرین کن دیگر هستیم.

صحبتی که به نظر می‌رسد  دولت عزم جدی برای افزایش آب شیرین کن‌ها  دارد. این در حالی است که به عقیده کارشناسان دستگاه‌های آب شیرین کن می‌توانند در زمان تصفیه آب هزینه معقولی داشته باشند؛ اما ساخت و راه‌اندازی آن‌ها در برخی موارد برای دولت‌ها و ملت‌ها توجیه اقتصادی ندارد.

نیاز به آب شیرین یک نیاز اساسی برای بقاست و بخش عمده ‏ای از سطح سیاره زمین (بیش از 1٫5 میلیون کیلومتر مکعب) را آب فرا گرفته است که نزدیک به 97 درصد این آب ‏ها شور و غیر قابل نوشیدن هستند و 3 درصد باقی مانده به صورت یخ زده و غیر قابل مصرف در قطب ‏ها و بر فراز قله کوه‌ها وجود دارد.

طبق مطالعات صورت گرفته هم اکنون بیش از نیمی از جمعیت جهان با کمبود منابع آب شیرین مواجه هستند و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2030، این مقدار به بیش از 60 درصد برسد؛ تغییر در سبک زندگی مردم، رشد سریع جمعیت جهان، افزایش فعالیت‌های صنعتی و افزایش آلاینده‌ه از دلایل آلوده کردن آب شیرین در جهان است.

کاهش بارندگی در کشور، خشک شدن چشمه‌ها و سفره‌های زیر زمینی و شور شدن آب‌های زیر زمینی تهدیدی جدی برای زندگی روزمره انسان است به همین دلیل دریا‌ها پایدارترین منابع آب محسوب می‌شوند.

حال این مسئله مطرح می‌شود که شیرین کردن آب دریا‌ها چه مزایایی دارد که با وجود هزینه‌های گزاف و سنگین در کشور‌های حاشیه خلیج فارس باز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ شیرین سازی به معنای استخراج آب شیرین از آب دریا و آب‌های لب‌شور است.

در سال‌های اخیر در ایران پیشنهاد‌ها جدی برای تامین آب برخی استان‌های مرکزی و شرقی از طریق شیرین سازی و انتقال آب دریا از شمال یا جنوب کشور مطرح شده است.

ولی نکته اساسی این است که تلفیق طرح‌های تولید آب شیرین در سواحل دریا از طریق نمک‌زدایی و انتقال آن به مناطق مرکزی در مقیاس بزرگ، چقدر می‌تواند مشکل کم آبی را در کشور برطرف کند. به عقیده کارشناسان، دستگاه‌های آب شیرین کن می‌توانند در زمان تصفیه آب هزینه معقولی داشته باشند؛ اما ساخت و راه‌اندازی آن‌ها در برخی موارد برای دولت‌ها و ملت‌ها توجیه اقتصادی ندارد. هم چنین شورابه ناشی از تصفیه آب دریا سبب بروز مشکلات زیست‌محیطی می‌شود؛ برای تصفیه آب شور باید آب شیرین از نمک و مواد معدنی جدا شود و این فرآیند موجب تولید شورابه می‌شود.

ورود این شورابه به هر زیست‌بومی (چه در محیط آبی و چه در خشکی) اثرات مخرب بسیاری روی جانداران حاضر در آن محیط گذاشته و تعادل را در آن زیست‌بوم بر هم می‌زند و حتی می‌تواند باعث مرگ مرگ بسیاری از جانداران زیست‌بوم شود.

در سال‌های اخیر عربستان سعودی حتی برای تأمین آب مصرفی کشاورزی به سمت تصفیه و نمک زدایی آب دریا رفت، اما گران بودن این آب باعث شد که کشاورزی با این آب مقرون به صرفه نباشد و این طرح موفق نشود.

بهره‌برداری و احداث ۸۵ آب شیرین‌کن در کشور

وزیر نیرو در خصوص احداث آب شیرین کن‌ها گفته: هم‌اینک ۶۱ آب شیرین‌کن در حال بهره‌برداری و ۲۴ آب شیرین‌کن درحال ساخت داریم. از این مجموع، ۵۴ آب شیرین‌کن یعنی ۶۳ درصد در هفت سال گذشته بهره‌برداری و شروع عملیات اجرایی شده که امید است نتیجه بخش باشد و توسعه یابد و بخش خصوصی نیز سرمایه‌گذاری کند.

اردکانیان درباره طرح‌های شیرین کردن آب دریا گفت: با وجود تغییر اقلیم و خشک بودن منطقه، در شمال و جنوب به منابع خدادادی آب دریا دسترسی داریم، فناوری هم توسعه پیدا کرده است.

او افزود: منابع و مصارف ۱۷ استان کشور در مرکز و حاشیه را برای استفاده از آب دریا مطالعه کردیم و وزارت نیرو به عنوان دستگاه مسئول برای تخصیص منابع آب اعم از زیرزمینی، سطحی و آب دریا، به میزان ۲۶ میلیارد متر مکعب به استان‌های بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان برای برداشت آب از دریا بدون نمک‌زدایی مجوز داده شده است که تاکنون سه میلیارد متر مکعب برای آبزیان مجوز بهره‌برداری دارد، ۱۰ میلیارد متر مکعب هم برای صنعت است که عمدتا برای خنک کردن برج‌های نیروگاهی استفاده می‌شود.

اردکانیان گفت: برای نمک‌زدایی و آب شیرین هم برای این سه استان، مجوز ۴.۴ میلیارد متر مکعب مجوز داده شده که از این میزان آب شور، ۱.۴ میلیارد متر مکعب آب شیرین حاصل می‌شود. آنچه اکنون بهره‌برداری می‌شود ۷۶۰ میلیون متر مکعب آب شور برای تولید ۲۳۰ میلیون متر مکعب آب شیرین است.

او گفت: در هفته‌های پیش رو، یکی از بزرگترین طرح‌ها که شیرین کردن آب دریا از خلیج فارس برای مصارف شرب استان هرمزگان و هم مصارف صنعت در کرمان و یزد است، بخشی با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی افتتاح می‌شود. در استان‌های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی و دیگر استان‌ها هم برای طرح‌هایی مجوز تخصیص دادیم.

او شرط تخصیص این مجوزها را نهایی شدن برنامه سازگاری با کم آبی در استان‌ها اعلام کرد و گفت: ۶۱ آب شیرین‌کن در حال بهره‌برداری و ۲۴ آب شیرین‌کن در دست ساخت داریم. از این مجموع، ۵۴ آب شیرین‌کن یعنی ۶۳ درصد در ۷ سال گذشته بهره‌برداری و شروع عملیات اجرایی شده که امید است  نتیجه بخش بوده، توسعه یافته و بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کند.

او درباره انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی گفت: آمایش سرزمین، ریال، بودجه و دلار همه در جای خود، اما ثروت اصلی ما در این کشور که تجدیدپذیر هم است، منابع انسانی است. باید اصلی‌ترین بخش این ثروت را به نحو شایسته‌ای انتخاب کنیم، پرورش داده و استفاده کنیم. منتها این ثروت باید مقید به ضوابط اخلاقی هم باشد.

اردکانیان تاکید کرد: شیرین کردن آب برای مصرف شرب به هر قیمتی توجیه اقتصادی دارد، البته نه به این معنا که آب موجود و منابع محدود را در بخش کشاورزی در یک الگوی کشت نامناسب استفاده کنیم.

در این مجموعه اگر ملاحظات زیست محیطی و اقتصادی دیده شود، از نظر فناوری و فنی هم نقیصه نداریم و می‌توان وارد مرحله اجرایی شد. اردکانیان در ادامه با اشاره به یکپارچه کردن شرکت‌های آب و فاضلاب شهری و روستایی گفت: در طول ۶ ماهی که از این اقدام می‌گذرد، مشکل عدم دسترسی  تعداد قابل توجهی از روستاها به آب برطرف شده است.

او درباره انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی گفت: آمایش سرزمین، ریال، بودجه و دلار همه در جای خود، اما ثروت اصلی ما در این کشور که تجدیدپذیر هم است، منابع انسانی است. باید اصلی‌ترین بخش این ثروت را به نحو شایسته‌ای انتخاب کنیم، پرورش داده و استفاده کنیم.

منتها این ثروت باید مقید به ضوابط اخلاقی هم باشد. این صحبت را اردکانیان درحالی مطرح کرده که «محمد شریف رنجبر»، کار‌شناس بیولوژی هم دریا در این باره معتقد است: «خلیج فارس دریایی نیمه بسته است که از طریق تنگه هرمز به دریای عمان راه دارد و میزان آبی که در آن تبخیر می‌شود چندین برابر آبی است که از طریق رودخانه‌ها واردش می‌شود؛ بنابراین شوری و دمای آب این دریا بالاست و این خود فی نفسه برای آبزیان تهدید محسوب می‌شود».

آب شیرین کن باعث افزایش شوری ساحل‌ها می‌شود

عبدالرضا کرباسی استاد محیط زیست دانشگاه و از منتقدان طرح‌های انتقال آب در خصوص استفاده از آب شیرین کن‌ها و اثرات محیط زیستی آن‌ها به خبرآنلاین گفته بود : «با استفاده از آب شیرین کن‌ها، به ازای هر یک لیتر آبی که نمک‌زدایی می‌شود، حدود ۳۷ تا ۳۸ گرم نمک به صورت تلخاب در محیط باقی می‌ماند. بنابراین می‌توان گفت بیشترین خطری که استفاده از آب شیرین کن‌ها دارد این است که شوری آب‌های ساحلی را افزایش می‌دهد.»کرباسی بر این باور است مشکل به همین جا ختم نمی‌شود.

با نمک زدایی به وسیله آب شیرین کن معمولا میزان زیادی از غلظت روی و سرب نیز همراه با تلخاب وارد آب می‌شود که به صورت محلول در آب قرار می‌گیرد و می‌تواند برای آبزیان خطرآفرین باشد. بنابراین برای نمک‌زدایی مهم‌ترین چیز جانمایی محل تخلیه تلخاب است به این معنا که اگر محله تخلیه تلخاب نقاطی انتخاب شود که جریانات دریایی در آن مناسب نباشد و تلخاب با حجم آب زیادتری مخلوط نشود، اثر سوء زیست محیطی بیشتری هم خواهد داشت. 

رونق از بازار صنایع دستی رفت

گروهی از فعالان صنایع دستی در شرایط شیوع کرونا، به فروش در فضای مجازی روی آورده‌اند

رونق از بازار صنایع دستی رفت

زخم کرونا بر پیکر صنایع دستی عمق گرفته و چرکین شده است. تسهیلات حمایتی دولتی در عمل نتوانسته جلوی این عامل تخریب را بگیرد و بسیاری از فعالان از قلم افتادند. کاهش نقدینگی و درآمد مردم و کاهش فروش از یک سمت و گرانی مواد اولیه از سمت دیگر بر گرده این صنعت فشار می‌آورد. در این بین بخش‌هایی که کمتر مشمول گرانی مواد اولیه شده‌اند و برای فروش به فضای مجازی روی آورده‌اند، از اقبال بهتری برخوردارند.

کرونا نفس  فعالان صنعت صنایع دستی را به شماره انداخته است. هنرمندان حدود ۶۰ هزار کارگاه با مشکلات مالی ناشی از کاهش تولید و فروش محصولات‌شان دست‌ به گریبان شده‌اند. فارغ از نبود حمایت دولتی‌ها از صنعتگران، امسال صنایع دستی مانند بسیاری از صنعت‌های دیگر گرفتار تبعات اقتصادی کرونا شده و بسیاری از فعالان این عرصه از دور خارج شده‌اند.

دنبال سود نیستیم، برای بقا  تلاش می‌کنیم

فرزانه درخشان، مدیر سازمان غیرانتفاعی دستادست که برای کمک به فعالان صنایع دستی در بازاریابی و فروش محصولات فعالیت می‌کند، به «پیام ما» می‌گوید: «هزینه مواد اولیه روز به روز بیشتر می‌شود و فعالان در قیمت‌گذاری دچار مشکل شده‌اند. در کنار این مشکل، هزینه حمل و نقل و هزینه‌های اینترنت هم به شدت بالا رفته است.

افراد و گروه‌هایی بودند که کار را تعطیل کردند، چون دیگر برایشان نمی‌صرفید. می‌گفتند اگر قیمت را از یک جایی بالاتر ببریم، مردم نمی‌خرند و از یک حد هم پایین‌تر بیاوریم، برای خودمان فایده‌ای ندارد و باید از جیب بگذاریم.»

 به گفته درخشان، خیلی از فعالان این صنایع دستی در این شرایط فقط تقلا می‌کنند تا کارشان تعطیل نشود.  او ادامه می‌دهد: «از سال گذشته که بحران اقتصادی شدیدتر شد یکی از جاهایی که خیلی آسیب دید صنایع دستی بود چرا که صنایع دستی از ضروریات زندگی نیست و به همین دلیل هر قدر شرایط اقتصاد مردم بدتر شود، از سبد خرید مردم خرید موارد غیرضروری حذف و یا کمتر می شود.»

در این وانفسا گروهی برخلاف مسیر طوفان حرکت کرده و با چنگ و دندان از فعالان این عرصه حفاظت می‌کنند. سروش صلواتیان یکی از آنهاست. او فعالیت خود را از سه سال پیش شروع کرده و در طی این مدت با افت‌و‌خیزهایی مواجه بوده است.

«جازکالا» که فروش محصولات مردمان مناطق حاشیه جازموریان را پوشش می‌دهد با بیش از 12 هزار دنبال‌کننده بعد از روزهای کرونا جان تازه‌ای گرفته است. صلواتیان به «پیام ما» می‌گوید که در طی این 4 ماهه که کارش را آغاز کرده هیچ محصولی روی دستش نمانده است.

در صفحه جازکالا محصولات متنوعی از سوزن‌دوزی و حصیربافی و حتی محصولات خوراکی را در خود جا گرفته است و حصیر بافی با اقبال گسترده‌ای مواجه شده است. بیشتر محصولات این صفحه از تولیدات اهالی جازموریان است؛ محصولاتی که تا حدی از اثرات افزایش قیمت مواد اولیه مصون مانده‌اند.

«یکی از شاگردانم را به کارگاه دوخت لباس بیمارستان معرفی کردم»

چراغ بازار صنایع دستی بعد از کرونا کم فروغ‌تر شده است و تولیدات اندک فعالانی که در این عرصه فعالیت می‌کنند، سفارشی است. زهرا محسنی که از دبیران هنری رودوزی سنتی ایران در خراسان است به «پیام ما» می گوید: «همه کلاس‌های آموزشی بعد از کرونا تعطیل شد و حتی زنانی که در آموزشگاه فنی‌و‌حرفه‌ای آموزش داده بودم تا کار را به هنرجوها یاد دهند، متقاضی چندانی ندارند، یعنی حتی یک نفر را هم ندارند.»

محسنی میگوید شاگردانی که پیش از این بیش از 100 اثر تولید و در نمایشگاه‌ها به فروش می‌رساندند، دیگر هیچ ثبت سفارشی ندارند. «کسی فروشی ندارد، مگر کسانی که به صورت آنلاین محصولات را در صفحاتشان می‌فروشند که همان ها هم فروش چندانی ندارند.» او یکی از شاگردانش می‌گوید که وضعیت اقتصادی‌اش چنان ضعیف شده که به ناچار او را به یکی از کارگاه‌های دوخت لباس برای بیمارستان معرفی کرده تا از این طریق بتواند درآمد کسب کند.

بیشتر فعالان صنایع دستی از تسهیلات کرونا جاماندند

آمار دقیقی از ورشکستگان این عرصه در دسترس نیست اما آن طور که فرهاد فلاح، مدیرکل حمایت از تولید صنایع دستی وزارت میراث فرهنگی،‌ گردشگری و صنایع دستی کشور به فارس گفته، کرونا به تولید و فروش صنایع دستی در کشور، حدود ۱۹۵۰ میلیارد تومان خسارت زده است.

به گفته او بیش از ۶۰ هزار کارگاه انفرادی و جمعی تولید صنایع دستی در کشور در شرایط کرونا دچار آسیب اقتصادی شده‌اند و فهرست نام‌هایشان به وزارت تعاون داده شده تا سهمشان را از تسهیلات دریافت کنند. با این حال بسیاری از متقاضیان از دریافت این تسهیلات جا ماندند.

از سوی دیگر میزان دریافت این تسهیلات در استان‌های مختلف متفاوت است، چنان که به طور مثال تا دوم شهریور ماه تنها 25 درصد از فعالان صنایع‌دستی در استان زنجان که متقاضی دریافت تسهیلات جبران خسارت بودند، موفق به دریافت این وام شده‌‌اند.

مسئول سازمان غیرانتفاعی دستادست هم تایید می‌کند که «تعداد کمی از فعالان صنایع دستی از این تسهیلات استفاده کرده‌اند.»

یونس رستمی، تولیدکننده و فروشنده لوازم مسی و قلم‌زنی در بازار اصفهان به «پیام ما» می‌گوید: «کرونا که آمد بازار خیلی کساد شد و تورم بازار را از ثبات خارج کرد.

ما اکنون هیچ تضمینی نداریم و قیمت‌ها مقطعی و ثانیه‌ای افزایش می یابد و به همین دلیل بازار 90 درصد دچار رکود شده است.» به گفته او به علت نبود ثبات، روند صعودی افزایش قیمت‌ها و کاهش فروش، تولید و فروش تولیدات مسی 70 تا 80 درصد کاهش یافته است.

مدیر «دستادست» نیز از کاهش بیش از 50 درصدی فروش در نمایشگاه‌های فروش مجازی خبر می‌دهد. او البته آمار دقیقی از فروش تکی و غیرمنسجم فعالان ندارد اما معتقد است که به طور حتم میزان فروش در سایر بخش‌های غیرنمایشگاهی به شدت آسیب دیده است. 

افزایش قیمت مواد اولیه تیر آخر به این صنعت بود. حال  فعالان این بخش به دو دسته تقسیم شدند؛ آنها که با افزایش هزینه‌ها از این حرفه کنارکشیده و به سمت و سویی دیگر رفته‌اند و آنها که با جان‌سختی با تبعات کرونا دست به گریبان شدند و با بهره‌گیری از روش‌های فروش مجازی و کمک سازمان‌های مردم نهاد برای بقا تلاش می‌کنند.

دعوا بر سر نام شجریان در مشهد

آیا خیابانی بخت این را خواهد یافت که به نام استاد آواز شناخته شود؟

دعوا بر سر نام شجریان در مشهد

یک عضو شورای شهر مشهد: هنوز هیات تطبیق فرمانداری درباره مصوبه نامگذاری خیابان شجریان جلسه تشکیل نداده است.

صبح دیروز این خبر در فضای مجازی پیچید: «نام شجریان بر روی خیابان‌های مشهد هم نمی‌نشیند.» درست ده روز بعد از اینکه آن خبر تلخ آمده بود، جان از تن استاد آواز ایران رفته و در توس آرمیده است.

 مردم شوکه شده از مرگ آوازه خوان محبوب، از بیمارستان جم و بهشت زهرای تهران، شبانه خودشان را به توس رسانده بودند که اینبار خبر رسید قرار است نام استاد شجریان بر خیابان‌های کلانشهرهای کشور بنشیند.

خبر مردم را خوشحال نکرد. قرار نبود خوشحال کند، تنها می‌خواست تسکینی باشد بر دل‌هایی که روزگاری را با «یاد ایام» استاد سپری کرده بودند و حالا می‌خواستند وقتی در شهرهایشان پرسه می‌زند، چشمان‌شان به نام شجریانی بیفتد که چند دهه اسطوره‌شان بوده است.

دیروز اما اثر تسکین کننده‌ای که خبر داشت هم از بین رفت، لحظه‌ای که فضای مجازی پر شد از خبر :«نام شجریان بر روی خیابان‌های مشهد هم نمی‌نشیند.»

 سنت نام گذاری به یاد از دست رفته‌ها در ایران کهن است. در خانواده‌های اصیل ایرانی کم نیستند نام‌هایی که بعد از مرگ عزیز روی کودک تازه متولد شده نشستند تا یاد رفته را زنده نگه دارند.

به یاد همین رسم کهنه است که خیابان‌های شهر گاهی به نام شخصیت‌های محبوب مردم نامگذاری می‌شود. بعد از خاکسپاری محمدرضا شجریان، شیراز و مشهد اعلام کردند که هرکدام اسم یک خیابان را محمدرضا شجریان می‌گذارند.

پایتخت پیشتر پیش دستی کرده بود. بهشت نشینان تهرانی سال 98 با 15 رای موافق نام خیابان فلامک شمالی و جنوبی در منطقه 2 پایتخت را به نام محمدرضا شجریان تغییر داده بودند. مصوبه، تغییر نام‌های دیگری را هم در دستور کار شهرداری قرار داده بود، فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، بیژن بیژنی و سپانلو هم قرار بود روی خیابان‌های تهران بنشینند که البته هیچ وقت مشخص نشد چرا نام فروغ فرخزاد به تهران ننشست.

همانطور که شجریان ننشست و گذر زمان مصوبه را مسکوت نگه داشت تا زمانی که نامه محسن هاشمی، رییس شورای شهر تهران درست در روز تولد هشتاد سالگی استاد آواز ایران، منتشر شد.

نامه‌ای که از شهرداری خواسته بود تا فعلا مصوبه نامگذاری خیابان شجریان را اجرایی نکند. نامه‌ای که البته به گفته محسن هاشمی قدیمی بود و محرمانه و تنها تازه به دست رسانه‌ها رسیده بود:«این موضوع بسیار قدیمی است و برای یک‌ونیم سال قبل است و از آنجایی که هدف این کار روشنگری نبود و افراد سعی در تخریب داشتند تصمیم گرفته شد که سخنگوی شورای شهر در این خصوص توضیحاتی ارائه کنند؛ اما من نمی‌گویم موضوع منتفی است، بلکه از شهردار می‌خواهیم در راستای اجرای هرچه بهتر این مصوبه مدتی صبر کند و جای نگرانی هم نیست.»

همان روزها علی اعطا سخنگوی شورای شهر تهران توییتر خود برای توضیح ماجرا نوشت: «حقیقت ماجرا این است که با توجه به اینکه بنا به ملاحظات و مصالحی، این نام‌گذاری نمی‌توانست انجام شود، آقای هاشمی با شهردار مکاتبه کردند تا بار حقوقی مسئولیت عدم‌اجرای این مصوبه به گردن شهرداری نیفتد.

در حقیقت این نامه در شرایطی نوشته شد که اولا همه اعضای شورا و ثانیا شهردار محترم دریافته بودند بنا به مصالح و ملاحظاتی این نام‌گذاری نمی‌تواند انجام بگیرد. حتی ممکن است این نامه به درخواست شهرداری نوشته شده باشد تا وقتی مصوبه‌ای به دلایلی قابل اجرا نیست، خود شورا به آنها بگوید تا اطلاع ثانوی این مصوبه را اجرا نکنید.»

بعد از فوت محمدرضا شجریان، اما ورق برگشت صحن شورای شهر تهران، آیاتی از قرآن در با تلاوت شجریان را پخش شود و رئیس پارلمان شهر تهران در نطق پیش از دستور خود از جایگاه شجریان در موسیقی ایران تقدیر کرد و از رفع موانع برای نامگذاری خیابان شجریان گفت: «مکاتبات لازم درباره اجرای مصوبه شورا جهت نامگذاری خیابان به نام استاد شجریان صورت گرفته و به زودی توسط شهرداری اجرا خواهد شد.»

خیابان ارشاد و تابلوی بی‌سرانجام تغییر نام

سنت نامگذاری خیابان شجریان در مشهد اما متفاوت بود. شهناز رمارم، عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر مشهد به «پیام ما» می‌گوید که تنها 24 ساعت بعد از تشییع پیکر محمدرضا شجریان، طرح نامگذاری خیابان شجریان به صحن آمد: «ما در فاصله 24 ساعت بعد از تشییع پیکر تصمیم گرفتیم که خیابانی به نام خیابان محمدرضا شجریان نام گذاری کنیم.

یکشنبه لایحه دو فوریتی به شورا آمد و فردای آن روز که دوشنبه باشد، صحن علنی تشکیل شد.» لایحه با 13 رای موافق به تصویب رسید: «شهرداری مشهد مکلف است با توجه به منظومه فرهنگی و ادبی شکل گرفته به لحاظ نامگذاری در بلوار فردوسی، بلوار فردوسی، بلوار خیام و خیابان اخوان ثالث، حدفاصل بلوار شهید صادقی تا خیابان خیام (خیابان ارشاد فعلی) را به نام «محمدرضا شجریان» نامگذاری کند.» او معتقد است که همین سرعت باعث شده بود که شورا فرصتی پیدا نکند که نظرات موافقان و مخالفان خارج از صحن را بررسی کند.

 فرمانداری مخالف نامگذاری است؟

نام شجریان روی خیابان ارشاد نمی‌نشیند. فعل آینده منفی چندی پیش در نامه هیات تطبیق فرمانداری تهران به شورای شهر تهران هم آمده بود. نامه‌ای که اعلام می‌کرد برخلاف مصوبه شورای شهر تهران، با نامگذاری خیابانی به نام  اعظم طالقانی و مهدی بازرگان مخالفت داشت.

مخالفتی که رنگ و بوی تحکم داشت و داد محمد جواد حق شناس، رییس کمیسیون نامگذاری شورای شهر تهران را هم درآورد: «در ۲۰ سال گذشته همه مصوبات نام‌گذاری تنها جهت اطلاع‌ برای فرمانداری ارسال می‌شد و در این مدت نیز هیات تطبیق اعتراضی نداشته، اما حالا ورود محتوایی به تصمیمات شورا می‌کند که این از تصمیم‌های تازه این دوره مدیریت شهری است.»

رمارم اما خبر منتشر شده درباره مخالفت هیات تطبیق با نامگذاری استاد شجریان را درست نمی‌خواند: «هنوز نامه‌ای مبنی بر مخالفت به شورای شهر تهران ارسال نشده است، زیرا هنوز جلسه هیات تطبیق فرمانداری درباره مصوبه نامگذاری خیابان شجریان هنوز تشکیل نشده است.

ما 7 روز پیش مصوبه را ارسال کردیم و ان‌ها تا 15 روز فرصت دارند تا به ما پاسخ دهند.» او معتقد است تنها زمانی مخالفت معنا دارد که نامه فرمانداری به شورای شهر مشهد ارسال شود. اما اگر هیات تطبیق فرمانداری مشهد هم مانند تهران با نامگذاری مخالفت کند، مواضع شورای شهر مشهد چه خواهد بود؟

رمارم می‌گوید که فرمانداری تنها وظیفه تطبیق قوانین را دارد: «نامگذاری از اختیارات شورای شهر است و بر اساس قوانین بعید است که مخالفتی صورت بگیرد. ممکن است فرمانداری در هیات تطبیق دستورالعمل‌هایی داشته باشد که بر طبق آن دلایلی بیاورد و اعلام کند که مخالفتی با نام گذاری دارد، در آن صورت شورا دلایل را می‌شنود و بر اساس آن‌ها تصمیم می‌گیرد.» اصرار در اجرای مصوبه یا عقب نشینی دو راهکار بعدی شورای شهر مشهد درباره نامگذاری استاد شجریان است.

آیا مانند بهشت نشینان تهران خودشان را عقب می‌کشند یا بر مصوبه خودشان اصرار می‌کنند؟ رمارم می‌گوید اگر مخالفت هیات تطبیق به دست شورا برسد، اعضا جلسه تشکیل می‌دهند، می‌توانند بر مصوبه اصرار کنند اما آنچه در ادامه پیش می‌آید این است که فضا را به سمت التهاب نمی‌برند: «بعید است که شورا از مصوبه عقب‌نشینی کنند اما بستگی به دلایل فرمانداری دارد. حتما سری قبل که فرمانداری به شورای شهر تهران نامه زد هم دلایل قانع کننده‌ای داشت که شورای شهر تهران آن را پذیرفت.»

هنوز مشخص نیست که بر سر مصوبه نامگذاری خیابان استاد شجریان در شیراز چه خواهد آمد. سنت دیرینه نامگذاری به یاد شخصیت محبوب تازه از دست رفته در یک فامیل به وسعت ایران در یک شهر به ثمر می‌نشیند یا فرماندار آن شهرهم مخالفت می‌کند و سنت به کلی از یاد و از دست می‌رود.

 

«هرندی» با یک بوستان گلستان نمی‌شود

افتتاح بوستان زندگی در منطقه 12 تهران با حاشیه‌هایی همراه بود 

«هرندی» با یک بوستان گلستان نمی‌شود 

سرانه فضای سبز برای بعضی از مناطق برخوردار برای هر فرد حدود 70 متر است اما در بعضی مناطق مانند مناطق 12، 7، 8 و 10 بسیار کمتر از این عدد است.

این زمین روزگار متفاوتی را سپری کرده است. روزگاری مامن غارهای تو در تو بوده و مردمانی مرموز که احتمالا از اولین وارثان پایتخت بودند. شهری که آن روزها آب و هوای خوشی داشته و ساکنان کم. این زمین روزی دیگر تنش زخمی بمب‌های به جا مانده از جنگ جهانی دوم بوده. روزگار سپری شده زمین می‌گوید، اینجا زمانی زمین کشاورزی بوده و غلات در آن کشت و زرع می‌شدند. در این سال‌ها اما زمین اینجا تنها یک تصویر به خوردش رفته. تصویری که همه ایران بعد از شنیدن نام دروازه غار و هرندی به ذهنشان خطور می‌کند، اعتیاد. دروازه غار شده، مامن معتادین. آن‌هایی که از زندگی برایشان یک کارتن قرضی مانده که شب به شب روی آن می‌خوابند.

این زمین، روز گذشته تبدیل به یک بوستان 24 هکتاری شد. بوستانی که 3 کیلومتر مسیر پیاده روی در آن تعبیه شده در منطقه 12 شهرداری تهران قرار دارد. جایی که به گواه اطلاعات منتشر شده در اطلس کیفیت زندگی شهر تهران در سال 98 ، آخرین منطقه‌ی تهران است که شهروندانش نسبت به وضعیت فضای سبز آن رضایت داشتند.

نام بوستان را زندگی گذاشته‌اند. به این امید که تاسیسش زندگی را به منطقه هرندی بازگرداند. «فکر می‌کنید تاثیری دارد؟ ندارد.» عصبانی است. خودش را از قدیمی‌های محله دروازه غار معرفی می‌کند. «این پارک هم پر می‌شود از معتاد، شما یک ماه دیگر به اینجا سر بزن.» پیرمرد خودش را 70 ساله معرفی می‌کند و می‌گوید بوستانی که شهرداری آن را باز آفرینی کرده حدود 3 سال بسته مانده بود و افتتاح حقیقی آن به چند سال پیش باز می‌گردد.

شرط و شروط برای ورود بوستان زندگی

بوستان زندگی پیشتر هم بوده، پیشتر سه بوستان کوچک بوده که حالا با هم تلفیق شدند و یک بوستان بزرگ ایجاد شده. بوستان با حدود 2 کیلومتر نرده محصور شده است. نرده‌های بلند که به عقیده مسئولان شهری شبیه به پارک شهر تهران است اما در واقعیت می‌خواهد با ورود معتادان برخورد کند. نرده‌هایی که برای عبور از آن حتی در روز افتتاحیه هم باید کارت شناسایی داشت در غیر اینصورت ورود ممنوع است. علی محمد مختاری، مدیر عامل سازمان بوستان‌ها و فضای شهر شهرداری تهران در جمع خبرنگاران می‌گوید که این بوستان ساعتی است: «از ساعت 6 صبح تا ساعت 10 شب این بوستان باز است.»

پارک شوش منطقه 12، یکی دیگر از بوستان‌هایی است که معتاد و کارتن خواب به خود کم ندیده است. مختاری اما معتقد است در سایر پارک‌های منطقه معتاد وجود ندارد:«هرجایی که مردم وجود داشته باشند، معتادان هم حضور ندارند و اصلا امنیت برقرار است، هرجا که مردم نباشند اما معتادان حضور ندارند.»

اما این بوستان قدیمی چگونه باز آفرینی شد؟

این بوستان را اما قرارگاه خاتم الانبیا با تلاش شهرداری تهران ساخته است. روح الله حاجی زمانی، رییس هولدینگ شهرسازی قرارگاه خاتم الانبیا می‌گوید که عملیات اجرایی ساخت پارک در سال 94 کلید خورد. ابتدا معتادان به گرمخانه منتقل شدند، محدوده حصارکشی شد و دریاچه‌ای به وسعت یک هکتار با مخازن زیرزمینی پر شد. او می‌گوید قرارداد بوستان حدود 240 میلیارد تومان بوده است و قرار است از هزینه همان پول برای ساخت خانه کودک در این محدوده استفاده شود.

درختان بلوط بوستان

مختاری می‌گوید در این سال‌ها با پول هر درختی که تخریب می‌شده، بوستانی ایجاد می‌شود: « در 3 سال گذشته 25 باغ توسط سازمان بوستان‌ها از محل اخذ جرائم قطع درخت خریداری شده و خرید 18 باغ در دستور کار این سازمان از محل اخذ جرائم قطع درخت قرار گرفته است.» در بوستان زندگی اما گونه‌های گیاهی متنوعی ایجاد شده، اینجا هم مثل سایر مناطق تهران چمن ندارد. گیاه پوششی اما زیاد دارد. درخت چنار و بلوط به وفور در آن یافت می‌شود.

اقدامات کافی نیست

اقدامات اما کافی نیست. این یعنی برای ارتقای زندگی شهری، تنها ساخت بوستان کفایت نمی‌کند. این شاید مهم‌ترین جمله تکرار شوند در میان صحبت‌های حاضرانی باشد که در آیین رونمایی از افتتاح بوستان زندگی حضور دارند. احمد مسجد جامعی، عضو شورای شهر تهران معتقد است که افتتاح بوستان کیفیت زندگی و فضای سبز را ارتقا می‌دهد اما کافی نیست.

همچنان که علی آقا محمدی، عضو مجموع تشخیص مصلحت نظام هم معتقد است که منطقه هنوز به مرتبه ایده‌آل نرسیده است و برای اینکه کیفیت زندگی ارتقا پیدا کند، مشارکت مردم محلی نیاز است.

محمود میرلوحی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه نیز به پیام ما می‌گوید که ساخت این پارک و بوستان شاید بتواند از آسیب‌های منطقه کم کند اما کافی نیست: «از سال گذشته در موضوع توسعه باغات ردیف بودجه جدیدی تعریف کردیم و برخورد محکمی با متخلفین کردیم و منبع درآمد تازه‌ای از این راه پیدا شد و با ان توانستیم مشخصا در منطقه 8 شهرداری تهران، 8 بوستان ایجاد کنیم. یا در فضای پیرامونی شهر سالی چند هزار هکتار باغ ایجاد کنیم.» او می‌گوید که سال گذشته حدود 150 میلیارد تومان از محل قطع درختان برای شهرداری ایجاد شد. هزینه‌ای که پیشتر صرف امور مناطق می‌شد اما اینبار برای توسعه فضای سبز استفاده می‌شود.

او معتقد است که برای اینکه محلات از آسیب فاصله بگیرند باید روی اقتصاد آن کار کرد، اقتصاد و اشتغال آن‌ها: «اگر به طور مثال 10 تا 20 هتل چند ستاره در این منطقه ایجاد شود و این منطقه از نقطه کور در می‌آید. اگر تلاقی اقتصادی شود ظرفیت این منطقه خوب است.»

میرلوحی معتقد است که در این شرایط بیشتر معتادان از منطقه می‌روند یا شغل پیدا می‌کنند: «معتادان شغل پیدا می‌کنند، از اینجا فاصله می‌گیرند و به منطقه دیگری می‌روند و بعد ما باید به سمت منطقه دیگری برویم.» میرلوحی می‌گوید اگر رونق اقتصادی شکل بگیرد و اشتغال ایجاد شود، احتمالا تعداد معتادان هم کاهش پیدا می‌کند.

زمین اینجا حالا بعد از چند سال تعطیلی قرار است به خودش درخت و گیاه و بوستان ببیند. هرچند که سرانه فضای سبز برای بعضی از مناطق برخوردار برای هر فرد حدود 70 متر است اما در بعضی مناطق مانند مناطق 12، 7، 8 و 10 بسیار کمتر از این عدد است. مثل اینجا بوستانی که حالا در جهنم روییده و مردم به بودنش امید چندانی ندارند: «یک ماه دیگر بیایید اینجا را ببینید.» پیرمرد همچنان عصبانی است.

مذاکرات درباره سانحه هواپیمایی اوکراینی با همکاری به نتیجه می رسد

مذاکرات درباره سانحه هواپیمایی اوکراینی با همکاری به نتیجه می رسد

 محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه با ابراز تاسف مجدد از وقوع سانحه هواپیمای اوکراینی، با مثبت و سازنده ارزیابی کردن دور اول مذاکرات دو کشور ایران و اوکراین در مورد این سانحه هوایی ابراز امیدواری کرد که با همکاری و تعامل دو طرف این مذاکرات هرچه سریعتر به نتایج مطلوب و مورد نظر برسد. به گزارش ایرنا، همزمان با برگزاری دوره دوم مذاکرات بین ایران و اوکراین در مورد سانحه هواپیمای اوکراینی، یوگنی ینین معاون وزیر امور خارجه این کشور و رییس هیات مذاکره کننده اوکراینی امروز با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان دیدار و گفت وگو کرد.

در این دیدار روند مذاکرات مربوط به سانحه هواپیمای اوکراینی مورد گفت وگو قرار گرفت.

محمد جواد ظریف با ابراز تاسف مجدد از وقوع این حادثه دردناک، با مثبت و سازنده ارزیابی کردن دور اول مذاکرات دو کشور در مورد این سانحه هوایی ابراز امیدواری کرد که با همکاری و تعامل دو طرف این مذاکرات هر چه سریعتر به نتایج مطلوب و مورد نظر برسد. در این دیدار همچنین روابط دو جانبه ایران و اوکراین و راه‌های توسعه همکاری‌های دو کشور در حوزه‌های مختلف مورد تبادل نظر قرار گرفت.

گفتنی است، اولین نشست دور دوم مذاکرات مربوط به سانحه هواپیمای اوکراینی میان جمهوری اسلامی ایران و اوکراین صبح روز گذشته به میزبانی تهران و به ریاست «محسن بهاروند» معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه با هیات اوکراینی به ریاست «یوگنی ینین» معاون وزیر امور خارجه اوکراین در تهران برگزار شد.

 

یوزهای خراسان جنوبی ناپدید شده‌اند

 یوزهای خراسان جنوبی ناپدید شده‌اند

از چهار سال پیش تعداد انگشت‌شماری یوزپلنگ نر در نایبندان طبس رصد شده و یوز ماده‌ای مشاهده نشده است.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی این روند را نگران‌کننده دانسته و به ایسنا گفت: «در نیم قرن گذشته ۷۰ درصد تنوع ژنتیکی گونه‌های برجسته استان از بین رفته و این آمار مربوط به گونه‌های برجسته استان است که از آن‌ها اطلاعات داریم. تنوع ژنتیکی تنوع درون جمعیت است وقتی گونه‌ای از بین رفت به همان میزان تنوع ژنتیکی کاهش می‌یابد.»

حسن اکبری با بیان اینکه تنوع زیستی یک میلیون گونه جانوری و گیاهی در معرض خطر انقراض است، ادامه داد: «از جمله گونه‌های شاخص استان می‌توان به یوزپلنگ ایرانی، پلنگ، آهو، قوچ و میش، کل و بز، جبیر، انواع گربه سانان کوچک، روباه شنی، خرگوش، روباه معمولی اشاره کرد که متاسفانه به دلیل شکار بی‌رویه در خطر انقراض هستند. همچنین وضع گونه گورخر بدتر بوده و تقریبا شاهد انقراض منطقه‌ای هستیم. همچنین در مورد آهو هم نتوانستیم وضعیت قابل قبولی ایجاد کنیم.»به گفته او به‌تازگی صندوق جهانی طبیعت از وضعیت محیط زیست جهان منتشر کرده و براساس کار مطالعاتی بزرگی که در دنیا انجام شده، مشخص شده ۶۸ درصد از جمعیت حیات وحش کره زمین در نیم قرن اخیر از بین رفته‌اند که این امر فاجعه بزرگی است و انقراض عظیمی به دست انسان رخ داده است.اکبری با بیان این موارد گفت: «اگر این امر ادامه پیدا کند انقراض بزرگ دیگری را در تاریخ حیات وحش را رقم می زنیم که عامل آن انسان است. زمانی که گونه‌های مهم را بر اثر شکار بی‌رویه و تخریب زیستگاه از بین بردیم، خود به خود گوشتخوارانی که از آن‌ها تغذیه می‌کردند نیز به شدت آسیب دیدند؛ پلنگ و یوزپلنگ از جمله آن‌هاست.»

مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی با ابراز نگرانی از نبود یوزپلنگ ماده در نایبندان طبس گفت: «استان مناطق آزاد وسیعی دارد و این حیوان شب‌گرد است و امکانات خاصی برای رصد می‌طلبد، اما به همان میزان تلاش کردیم و نتوانستیم خانواده یوزی پیدا کنیم که جای نگرانی دارد. باید تلاش‌های بیشتری در مکان‌های دیگر کشور انجام دهیم تا در آینده امکان احیای یوزپلنگ فراهم شود.»از سوی دیگر به گفته اکبری جمعیت پلنگ نیز در خراسان جنوبی آسیب دیده و زیستگاه آن خارج از مناطق حفاظت‌شده است: «تلاش برای رصد این حیوان بی فایده بوده و تاکنون موفق به گرفتن مجوز از دستگاه‌های مربوطه نشده‌ایم.»

 

ماجرای مزاری برای تن آواز ایران

آیا سنگ‌قبر شجریان حریم آرامگاه فردوسی را می‌شکند؟

ماجرای مزاری برای تن آواز ایران

ابوالفضل مکرمی‌فر، مدیرکل میراث‌فرهنگی خراسان رضوی: «در بررسی کارشناسی مشخص شده بود محدوده اطراف مزار اخوان‌ثالث محل دفن باشد. جای جدید که نزدیک بیست متر با جای قبلی فاصله دارد دقیقا در همان محدوده است و قوانین را نمی‌شکند.»

مزار محمدرضا شجریان نه تنها هنگام دفن جنجالی شد بلکه از همان فردای خاکسپاری برخی این مسئله را مطرح کردند، جانمایی مزار، خلاف قوانین میراث‌فرهنگی است و حریم آرامگاه فردوسی را می‌شکند و از سوی دیگر مانع ثبت جهانی مجموعه توس می‌شود.

این برای نخستین بار نیست که خاکسپاری در جوار بناهای تاریخی محل مناقشه می‌شود و گاه صحنه سیاسی‌کاری. این گزارش جستجویی برای رسیدن به پاسخی دور از همه جنجال‌هاست.

شبی که استاد آواز ایران در بیمارستان جم تهران چشم‌هایش را بست؛ مردم هنوز اشک از دیدگانشان جاری بود که پرسیدند: «استاد را کجا دفن می‌کنید؟» همایون شجریان مانده بود در برابر سوالی برآمده از سنت دیرین مردمی که تا ندانند آن‌که دوستش دارند، کجا به خاک سپرده می‌شود، آرام نمی‌گیرند و تاریخ هر بار تکرار می‌شود.

شواهد نشان از آن دارد که هفت ماه پیش همایون و خانواده‌اش در فکر پاسخ به این سوال بودند و رای‌زنی‌ برای دفن استاد در جوار آرامگاه فردوسی را از مقامات دولتی آغاز کرده بودند و ۱۸ مهر تنها زمان پیگیری‌های دوباره بود و اخذ مجوزهای لازم از نهادهای مربوطه.

اما  در سر مردم شهرهای ایران خواسته‌های دیگر می‌گذشت. گروه‌های مختلف آرزوهای آمیخته با استدلال‌های خودشان را داشتند.

گروهی هوادار خاکسپاری استاد در تهران بودند، جایی که در آن بالیده بود. عده‌ای می‌گفتند، بهتر است در حافظیه‌ی شیراز در جوار شاعری که الفت عجیبی استاد با شعرهایش داشت، به خاک سپرده شود.

عده‌ای هم می‌گفتند باید آرامگاه جداگانه برای خسرو آواز ایران بنا کرد و در جوارش مدرسه آواز راه‌ انداخت تا جهانیان بدانند ما برای بزرگان‌مان ارج‌ و قرب بسیار قائلیم. همه در شیش‌ در نقشه‌های خود بودند که پیکر شجریان با پرواز هواپیمایBAE146  ماهان راهی مشهد شد، سرزمینی که در آن متولد شده بود و ساعت ۱۲ شب شنبه ۱۹ مهر ماه اعلام شد، تشییع جنازه هشت صبح در توس برگزار می‌شود و عکسی هم منتشر شد از گودالی کنار مزار مهدی‌ اخوان‌ثالث که یعنی این‌جا مزار استاد است. ساعت ۸ صبح شنبه، گروه مشایعت‌کنندگان، پشت درهای بسته ماندند و تا ساعت ۱۲ ظهر به دلیل قطع تلفن و اینترنت، خبرنداشتند آن سوی میله‌های آرامگاه فردوسی چه می‌گذرد. مردم می‌خواستند آخرین دیدارشان را با استاد در خاطر ابدی‌شان ثبت کنند اما بلندگوها اجازه حرف زدن به مردم نمی‌دادند و آن‌ها مجبور بودند همراه با صدای مسلط بر آرامگاه فقط «ببار ای بارون ببار…» بخوانند.

این ماجرا ادامه داشت تا زمانی‌‌که اینترنت وصل شد و خیل عظیم عزاداران تازه فهمیدند که در این مدت، آن تصویری که از قبر استاد کنار اخوان‌ثالث داشتند به هم خورده و به خواست خانواده شجریان جای قبر عوض و در ضلع غربی آرامگاه در پیاده‌راهی پشت یکی از حوض‌های محوطه دفن شده است. حتی برخی گفتند، شجریان وصیت کرده زیر پای مردم خاک شود. هیچ‌کس صحت این‌ گفته‌ها را تایید نمی‌کند اما برخی هم مطرح کردند که اصرار خانواده باعث شد که قوانین بشکند و اگر همان کنار مزار اخوان بود قوانین نمی‌شکست.

پادرمیانی شفیعی‌کدکنی

ماجرا را همین‌جا نگه می‌داریم و به سال ۱۳۶۹ برمی‌گردیم. زمانی که شاعر زمستان در تابستان مرد. «م.امید» هم وصیت کرده بود که در جوار فردوسی به خاک سپرده شود و این آغاز یک سوال بزرگ بود. آیا می‌توان در توس ثبت ملی، خاکسپاری کرد؟ بر اساس مصوبه هیات وزیران ۱۳۵۷ هر گونه خاکسپاری کنار مشاهیر ممنوع بوده، البته این مصوبه هرگز قانون نشده و در مجلس به تصویب نرسیده است اما مخالف سرسخت مقبره‌سازی در آرامگاه فردوسی فقط عطالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی است.

هر چند او با خاکسپاری چهره اسثتنایی که عمری میراث‌دار فردوسی بوده یعنی اخوان‌ثالث مشکلی نداشت اما مخالف ساخت آرامگاه برخلاف قوانین و ضوابط میراث‌فرهنگی بود اما همان زمان و بعد از آن‌، اعتراض جمعی از شاعران همچون‌ مرتضی امیری اسفندقه بلند شد که وا اسفا: «طرحی برای مقبره اخوان در دوران وزارت مهاجرانی آماده شد بود که او به این خاطر که نباید در کنار مقبره فردوسی مقبره‌ای بر پا شود با آن طرح مخالفت کرد و این به نظرم اقدام اشتباهی بود.» آیا این مخالفت اشتباه بود؟ هرگز کسی به این سوال در آن زمان پاسخی نداد و این گره کور همچنان ماند تا امروز.

خاکسپاری اخوان محلی شده بود برای بازی‌گردانی سیاسی‌. آن‌چنان که پیکر فردوسی از روز اول گرفتار سیاسی‌کاری‌ و غرض‌ورزی با سوء‌استفاده از افکار مذهبی مردم روزگار خود شده بود. روایت است فردوسی را به دلیل شیعه بودن به گورستان مسلمانان راه ندادند و به ‌ناچار او را در باغش در شهر تابران توس، نزدیک به دروازه شرقی رزان به خاک سپردند و آن‌قدر قبرش را در قرون مختلف تخریب‌ کردند و ساختند تا سرانجام این آرامگاهی که مفاخر ملی ایران بنا کردند، مزار ابدی‌اش شد.

گویی خاک توس پذیرنده‌ است اما گیر و گرفتاری‌هایی هم دارد. این را بیش از همه محمدرضا شفیعی کدکنی می‌‌فهمد. او که روایت است برای اولین بار برای دفن اخوان‌ثالث پادرمیانی کرده و از مقام معظم رهبری، مجوز خاکسپاری‌اش را می‌گیرد و در کتاب «حالات و مقاماتِ م امید» از نقل مکتوب ماجرا پرهیز می‌کند: «بخشی از جریان تدفین اخوان را که به تفصیل تمام نوشته بودم در این چاپ حذف کردم. بعد از مرگِ من، دیگران اجازه دارند که آن را نشر دهند. به خط خودم نگاه داشته‌ام تا در آینده انتشار یابد. فقط از روی خط خودم. من هیچگاه سیاسی نبوده‌ام ولی متجاوز از شصت سال ناظر دقیق و پُرحوصلۀ جریان‌های سیاسی در ایران بوده‌ام. به تجربه دریافته‌ام که روشنفکرانِ ما، غالباً، فاقد تقوای سیاسی‌اند. به اندک خشم و نفرتی، حتی شخصی، انواع تهمت‌ها را به طرف مقابل می‌زنند…» حالا دوباره بعد از گذشت، سی سال از آن روزگار باز حکایت پادرمیانی شفیعی‌کدکنی سرزبان‌ها افتاده و حکم حسن‌ روحانی، رییس‌جمهور و باز اعجاز خاک توس و این بار مزار چهره جهانی آواز ایران محل بحث است.

۹ ماده قانونی که نمی‌شکند

به امروز بر می‌گردیم و به سراغ قوانینی می‌رویم که شامل نه بند می‌شود. شهر توس با ارگ و برج و بارو در سال ۱۳۷۵ به شماره ۱۷۵۸ ثبت ملی شد و در سال ۱۳۷۸ به شماره ۱۲۷۱۹/۱ تعیین حریم و در مرداد ۱۳۸۴ به شماره ۸۴۲۴۹۳۹/۱ تعیین حریم مجدد شد. این حریم تصویب و ابلاغ شد. بر اساس ضوابط و مقررات عرصه و اعیان یک اثر ملی، ۹ مورد ممنوعیت عنوان شده است که به صورت کامل در این‌جا آورده می‌شود:«یک: هر گونه احداث بنا در محدوده عرصه ممنوع می‌باشد. دو: هر گونه اقدامی که منجر به تخریب عرصه و اعیان اثر گردد ممنوع است.سه: هر گونه فعالیت عمرانی، ساماندهی به منظور حفظ و کشف ارزش‌های فرهنگی – تاریخی اعم از مرمت، بازسازی، توسعه و ایجاد فضای سبز، تعمیر و یا تغییر کاربری در تمام یا قسمتی از محدوده عرصه و اعیان اثر پس از تهیه و ارائه طرح و تصویب نهایی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری معتبر و قابل اجرا خواهد بود. چهار: حفر چاه و احداث زیر زمین در محدوده عرصه و اعیان اثر ممنوع است. مگر آنکه اصل بنای تاریخی شامل زیرزمین یا چاه باشد، که در این صورت فقط در حد موجود قابل حفظ است. پنج: تفکیک، تغییر کاربری، تغییر نما و دخل و تصرف در کالبد بناهای قدیمی موجود و تعریض معابر در بافت ممنوع است. شش: ملحقات و دخل و تصرفهایی که در جداره بافت به وجود آمده است و با معماری تاریخی – فرهنگی جداره هماهنگی ندارد در نماها و کالبد بناهای قدیمی موجود بر اساس طرح مصوب سازمان میراث فرهنگی و گردشگری باید بازپیرایی شود. هفت: ارائه خدمات زیر بنایی تاسیساتی و رفاهی از قبیل آبرسانی، برق‌رسانی، آب و فاضلاب، ایستگاه تلفن و نظائر آن پس از تهیه طرح ویژه و تصویب نهایی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری معتبر و قابل اجراست. هشت: هر گونه فعالیت پژوهشی، باستان‌شناسی، کاوش و گمانه‌زنی علمی و نظارت بر کلیه طرح‌ها پس از تهیه طرح در انحصار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می‌باشد. نه: دیوارها با مصالح سنتی و بومی منطقه مرمت شوند و به کار بردن هر نوع مصالح با اندودهای دیگر در نماها و دیوارهای خارجی کلیه ساختمانها ممنوع است.»

حال با در نظر گرفتن این قوانین مشکلی که مطرح شده بود را دوباره بررسی می‌کنیم؛ هیچ‌کدام از این موارد قانونی اشاره‌ای در مورد خاکسپاری در عرصه آثار تاریخی نکرده‌اند اما اگر بپذیریم هر گونه ساخت‌وساز در کنار آثار تاریخی ممنوع است، پس اگر آرامگاه یا مقبره‌ای ساخته‌ شود که منظر را به هم بزند؛ کاملا خلاف قانون است.

سیاوش آریا، فعال میراث‌فرهنگی به شدت با قرار گرفتن مزار شجریان در توس مخالف است: «بر پایه قانون عرصه و حریم آثار و بناهای تاریخی و فرهنگی که به ثبت ملی رسیده است هرگونه پی‌کنی و کندو‌کاو ممنوع بوده و تخلف به شمار می‌آید و نباید خاکسپاری در عرصه انجام شود چون بی‌گمان در آینده با کاوش‌ها به داده‌های مهمی دست خواهیم یافت و با این کار به لایه‌های تاریخی آسیب خواهد رسید. استاد را باید در بخش هنرمندان در مشهد یا تهران خاک می‌کردند نه در آرامگاه فردوسی که ممنوع است. حتی زنده یاد اخوان هم نباید آن‌جا خاک می‌شد، هرچند ایشان را می‌توان فرزند شایسته فردوسی دانست.»

محمد سپنجی، از قدیمی‌ترین کارشناسان تعیین عرصه‌وحریم ایران اما نظر دیگری دارد: «در این خاکسپاری، قوانین ثبت کاملا رعایت شده است.» او شرح می‌دهد: حریم چهار بخش بوده که عبارت است؛ الف: حفاظت کالبدی: این تدفین آسیبی به کالبد اثر نخواهد زد .ب: حفاظت کاربردی: این تدفین به ادامه حضور مقبره فردوسی و بازدید از این اثر هیچ ضدیتی را ندارد. در واقع هر دو تدفین و بازدید را شامل می‌شود و کاربردی یکسان دارد .ج: حفاظت زیست محیطی که این عمل نه آلودگی هوا، نه انباشت زباله، نه هدایت آب، نه لرزه به عرصه و اعیان را بوجود نمی‌آورد .د: حفاظت منظری که اگر در آینده سازه‌ای که منظر اثر را آسیب نزند، ساخته نشود، می‌توان گفت مشکی از نظر قوانین حریم ندارد.»

سپنجی در ادامه با توجه به این‌که حوض مجاور که از معبر کنار این آرامگاه پایین‌تر است می‌گوید: «مطمئنا این کندن نیز به لایه‌های تاریخی هیچ آسیبی نمی‌زند و در صورتی‌که موزه پایین مقبره فردوسی چند متر پایین‌تر بوده و فعلاً هیچ لایه‌ای یافته نشده است .حال در صورت نیاز می‌توان بافاصله چندمتری گمانه زد و در صورت وجود لایه تاریخی پس باید حتی مقبره فردوسی را هم جابه‌جا کرد. نباید فراموش کرد این عمل در عرصه انجام شده نه در اعیان اثر.»

به نظر می‌رسد، کارشناسان میراث‌فرهنگی با پرونده کاملاً پیچیده‌ای روبه‌رو بودند. گفته می‌شود آن‌ها می‌خواستند جانمایی مزار در فضایی گسترده‌تر اتفاق بیفتد اما برای تصمیم‌گیری وقت تنگ بود. بررسی‌ها سرانجام حاکی از آن بود که کارشناسان مشکل قانونی در خاکسپاری شجریان در توس ندیدند. اما بعضی این ایراد را گرفتند: «جایی که در ابتدا کنار قبر اخوان ثالث بوده از نظر کارشناسان میراث‌ خراسان مورد تایید بوده نه جایی که خانواده شجریان خواستند.»

ابوالفضل مکرمی‌فر، مدیرکل میراث‌فرهنگی خراسان رضوی اما هر گونه شکستن قوانین میراث‌فرهنگی را رد می‌کند: «این‌که برخی می‌گویند کارشناسان میراث‌فرهنگی خراسان اصرار داشتند که اگر جای قبلی به خاک سپرده می‌شد، قوانین نمی‌شکست را به کل تکذیب می‌کنم. برای‌این‌که در کارشناسی مشخص شده بود محدوده اطراف مزار اخوان‌ثالث نه‌ این‌که مزار شجریان دقیقا نزدیک به قبر اخوان باشد. دقت کنید گفته شده بود: «در محدوده قبر اخوان‌ثالث» بنابراین جای جدید که نزدیک بیست متر با جای قبلی فاصله دارد دقیقا در همان محدوده است و قوانین را نمی‌شکند.»

رضا سلیمان‌نوری، فعال میراث‌فرهنگی خراسان که در جریان مراسم خاکسپاری استاد شجریان قرار داشت هم تاکید می‌کند: «بر اساس قوانین و ضوابط میراث‌فرهنگی مشکلی برای منظر آرامگاه فردوسی به وجود نمی‌آید.» امیر ضیائیان، مدیر روابط عمومی میراث‌فرهنگی خراسان رضوی هم به پیام‌ما می‌گوید: «اصلا چنین بحثی کذب محض است. هر دو جایگاه از سوی کارشناسان میراث‌فرهنگی مورد تایید بوده و مشکلی برای دفن نداشته است. ما در هر شرایطی قوانین و ضوابط میراث‌ را رعایت می‌کنیم و ملاحظه فرد خاصی را نمی‌کنیم.»

اگر به صورت بدبینانه فرض را بر این بگذاریم که آن‌ها بر اساس ملاحظاتی این حرف‌ها را می‌زنند. دوباره از کارشناسان عرصه‌وحریم جویا می‌شویم. سپنجی می‌گوید: «آن‌چه حریم توس را می‌شکند دکل‌های برق هستند نه قبر استاد شجریان. او چهره بین‌المللی است و حتی دفن او در توس می‌تواند تأثیر مثبتی روی پرونده ثبت جهانی آرامگاه فردوسی داشته باشد.

ما هیچ‌ قانونی که مانع از خاکسپاری شخصیت جهانی با توجه به ویژگی‌های قرابتی با خود فضای آرامگاه بدون این‌که منظر را خدشه‌دار کند، نداریم. مردگان به صورت کلی با استاد برنده جایزه موتسارت و شوالیه و کسی که به افسانه موسیقی شرق معروف است، فرق می‌کنند اگر غیر از این است، پس اخوان و عماد خراسانی و… را هم جابه‌جا کنند .

فراموش نکنیم زمان تدفین خیام و کمال‌الملک نیز با هم نبوده و باید در تمامی امامزاده‌های ثبتی نیز جابه‌جایی انجام شود. یادمان نرود، دکتر پیرنیا هم در خانه رسولیان ثبتی در شهر یزد یکی از پنج خانه ثبتی دانشکده معماری و هنر دفن شده است.»

بر پایه این گفته‌ها تا مادامی‌که مقبره‌ای بنا نشده و منظر آرامگاه را به‌ هم نزند، نمی‌توان مزار شجریان و اخوان‌ثالث را مخدوش کننده حریم آرامگاه دانست هر چند، نباید این را هم فراموش کنیم که آرامگاه فردوسی گورستان نیست.

اتمام حجت با قوانین جهانی

تحقیق را ادامه می‌دهیم تا بفهمیم قوانین تعریف شده در یونسکو درباره عرصه و حریم آثار ثبت جهانی چه می‌گویند. گفت‌وگو با کارشناسان این حوزه، حکایت از آن دارد که دفن هنرمندی شناخته شده در عرصه بین‌المللی همچون شجریان که حتی یونسکو به ایشان مدال جهانی موتسارت داده است ‌و جزو میراث جهانی به شمار می‌رود؛ ارزشی به ارزش‌های آرامگاه و مجموعه توس می‌افزاید.

فرهاد نظری، مدیرکل سابق ثبت آثار تاریخی سازمان میراث‌فرهنگی و کارشناسی که نقش مهمی در پرونده‌های ثبت جهانی داشته، می‌گوید: «دفن استاد شجریان هیچ‌کدام از قوانین و ضوابط میراث ‌فرهنگی جهانی را نمی‌شکند.

همان‌طور که می‌دانید، از جمله آثار ایران که می‌تواند در فهرست میراث جهانی ثبت شود «آرامگاه‌های مشاهیر ایران» مانند حافظ و سعدی و بوعلی است. در جوار آرامگاه این بزرگان، مزار دیگر مفاخر و مشاهیر ایران قرار دارد که بسیاری از آن‌ها مفاخر معاصر هستند. خاکسپاری پیکر بزرگان فرهنگ و هنر در جوار آرامگاه مشاهیری چون حافظ و سعدی و بوعلی و فردوسی جزو سنت‌های فرهنگی ماست و از نظر یونسکو نیز حائز است.»

ماجرای دفن شهدا در جوار بناهای تاریخی

بسیاری این موضوع را مطرح می‌کنند که چرا دوستداران میراث‌فرهنگی سخت‌گیری بسیاری در مورد دفن شهدا در مجموعه آثار تاریخی داشتند. نظری می‌گوید: «از دیرباز در ایران سنت دفن به گونه‌ای بوده است که هر بزرگی که از دنیا می‌رود در فضایی متناسب با حرمت آن فرد به خاک سپرده می‌شود.

این سنت در واقع جزو میراث‌ ناملموس ما به شمار می‌رود. شیخ بهایی در حرم امام‌رضا (ع) دفن است چون قرابتی معنوی دارند. خیلی از این‌ها در حافظیه دفن شدند شاعر و موسیقی‌دان و ادیب هستند. از قدیم‌الایام علمای دین می‌خواستند که در کربلا یا آستان امام‌رضا‌ (ع) دفن شوند. در واقع این میراث‌ و سنت ماست که از گذشته به ما رسیده است.»

او درباره دلایل مخالفت با دفن شهدا در محوطه‌های تاریخی مانند میدان نقش جهان می‌گوید:

«ما مخالف بودیم شهدا را در میدان نقش‌جهان دفن کنند برای این‌که این مسئله مطرح شد که قداست آن‌ها زیر سوال می‌رود چون میدان نقش‌جهان هفتاد سال پیش محلی برای بازی چوگان بوده است. شاه عباس صفوی در این میدان چوگان بازی می‌کرده، چگونه شهدایی که مقام و منزلت دارند ما در میدان چوگان دفن کنیم؟

از سوی دیگر ساخت هر گونه آرامگاهی مغایر با قوانین میراث‌فرهنگی است. پس ما باید حرمت و قداست شهدا را حفظ کنیم.» تاریخ بشر ثابت کرده که زندگی و مرگ یک نفر روی زندگی و مرگ تک‌تک ما تاثیر می‌گذارد.

ما به صورت اجتماعی دریافتیم که مزار مردگان بنام هر سرزمینی را به پاس تلاش بشری‌شان در جایگاهی ویژه به خاک بسپاریم. قوانین میراث‌فرهنگی هم پاسدار این جایگاه ویژه هستند.

دوستداران میراث‌فرهنگی همواره بر اجرای قوانین میراث‌فرهنگی در هر شرایطی اصرار دارند. آن‌چه به نظر بیش از همه در این مسئله محل مناقشه است، میراث‌ ناملموسی است که پاسداری‌اش نمی‌کنیم و نادیده می‌گیریم. میراث ناملموسی که اگر همچون قوانین میراث ‌فرهنگی نادیده گرفته شود، خطوط نامرئی پیوستگی ملی از هم می‌پاشد.