بایگانی مطالب نشریه
شروع آپآرتمان نشینی کرمانیها
اولین روز از هفتهی فرهنگی هنری کرمان در آپآرتمان با نمایش اولین قسمت از فیلم اقای مجتهدی آغاز شد کسی که رتبهی دوم در جهان را داراست در زمینهی فیلمبرداری هوایی و فیلمی را در یازده قسمت از تمام ابنیهی دیدنی کرمان ساختهاست که قسمت اولش در سینما تک آپآرتمان به نمایش در آمد و با استقبال هنرمندان و علاقهمندان به هنر سینما روبرو شد و در گالری عکس هم منتخبی از عکسهای عکاسان برتر کرمان به نمایش در آمد و در کل ۲۱ عکس از ۲۱ عکاس خلاق و تاثیرگذار کرمانی به نمایش عموم گذاشتهشد که یکی از هیجان انگیز ترین تجربیات آپآرتمان شاید همین نمایشگاه باشد که به طرز خارقالعادهای با فضای موسسه همخوانی داشت و چشمنواز ترین تصاویر از کرمان و کرمانیها برای هنرمندان و هنردوستان و حتی اهل آپآرتمان لحظاتی رویای را رقم زده بود و تنها بخش ثابت هم بهخاطر درخواستهای مخاطبین همین نمایشگاه عکس هست که تا پایان هفته هم امکان نمایش آثار هنرمندان کرمانی در این موسسهی فرهنگی و هنری محیا است. حوالی ساعت 3 اولین پرفرمنس شروع شد که طی آن به مشتری های کافیشاپ آپآرتمان و حتی مردم خیابان تعدادی کارت کوچک به عنوان دعوت نامه داده شد تا به سینما تک آپآرتمان بیابند و شاهد اجرای فیلمی از زلزلهی بم با صدای مرحوم ایرج بسطامی باشند و پس آز آن پخش فیلمکوتاههای آپآرتمان آغاز شد که برای شروع فیلمی از صمدیان روی پرده رفت که سه روز پس از زلزلهی بم فیلمبرداری شده بود و بعد از اجرای فیلمهم نشستی با حضور صمدیان یکی از بهترین مستند سازان ایران و جهان برگزار شد که واقعا از نظر علمی بار بسیار زیادی داشت و بازخوردهای بسیار خوبی نیز برای مجموعهی آپآرتمان به همراه داشت.
صمدیان و توماج بهزادی(از بازیگران به نام تاترکشور) دربارهی تاثیر همزمان حادثهی بم روی مخاطب و در عین حال هنرمند گفتو گوی کوتاهی داشتند و بهزادی در میان اضافه کرد :برای مثال شخص من پس از رخداد زلزلهی بم به مدت ۵سال نمیتوانستم روی صحنه بروم و من تنها هنرمندی نبودم که تمام این تراژدی را با پوست و گوشت خود احساس کردم و مدتها زمان صرف شد تا به متن (بیرون پشت در) برخوردم و همان کار بود که توانست تمام غم مرا نشان بدهد و این کار جایزهی جشنوارهی بینالمللی تاتر فجر را هم برای من به همراه آورد.
پس از آن صمدیان از مستند و رسالت هنرمند در چنین وقایعی صحبت کرد و از تجربیاتش در کشورهای مختلف گفت و در پایان اضافه کرد: رسالت مستند ساز این است که با فیلمش احساس امنیتی را به مخاطب بدهد تا بداند که قضاوت به طور کامل به خود او وابسته است و فیلم ساز هیچ دخل و تصرفی در قضاوت مخاطب نمیکند.
در پایان نشست هم صمدیان از کل موسسهی آپآرتمان دیدن کرد و جلسهی پرسش و پاسخ کوچک و خودمانی هم با کل حاضرین در مجتمع داشت
سال 1392 با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، پس از هشت سال، سکان استانداری کرمان به دست یک کرمانی افتاد.
رزم حسینی استانداری است که به کرمان عشق می ورزد. این عشق را در کارها و فعالیت های او به وضوح می توان دید. دو سال است که او استاندار کرمان شده است؛ اما کمتر روزی بوده است که رسانه های استان از فعالیت های او چیزی ننویسند و یا مردم در سطح شهر و استان فعالیت چشم گیری را به چشم خود نبینند.
روابط عمومی استانداری آرام و قرار ندارد و شبانه روز در کار تهیه خبر، گزارش و کلیپ است. کارشناسان و متخصصان اجرایی که عمری را در استان کرمان گذرانده اند و عملکرد استانداران زیادی را به چشم دیده اند تلاش و کوشش رزم حسینی را ستایش می کنند. به مناسبت 24 آذرماه که آغاز فعالیت طولانی ترین تونل انتقال آب خاورمیانه بود با محمد صنعتی گفت و گو کرده ایم.
محمد صنعتی؛ فعال سیاسی، اجتماعی، ورزشی که موی خود را در دنیای سیاست و فرهنگ و ورزش استان سپید کرده آینده روشنی را برای استان تحت مدیریت رزم حسینی پیش بینی می کند. وی رزم حسینی را از خانواده های قدیمی کرمانی معرفی می کند و علت عشق و علاقه او به توسعه استان را همین کرمانی بودن استاندار می داند.
صنعتی در خصوص ترسیم مثلث توسعه اقتصادی که از ابتکارات علیرضا رزم حسینی است می گوید:«روز اولی که رزم حسینی مثلث توسعه اقتصادی را عنوان کرد، بسیاری از مردم و حتی مسوولان شاید به چشم یک شعار به این مثلث نگاه می کردند؛ اما پیگیری های استاندار کرمان و مجموعه تحت مدیریت او ثابت کرد مدت زمانی را که صرف طرح این مثلث کرده زمان هدر رفته ای نبوده است.
رزم حسینی با هوش و زکاوت و با تجربه های گهرباری که از فعالیت در بخش خصوصی به دست آورده و با استفاده از شیوه های مدیریت اقتصادی و بخش خصوصی، استانداری کرمان را به یک اداره فعال، پویا، با نشاط و… تبدیل کرد.
او با استفاده از همه ظرفیت های قانونی، اجرایی و تبلیغاتی استان برای ترسیم مثلث توسعه اقتصادی و پیشبرد برنامه های توسعه ای استان بهره برد.»
وی ادامه داد:«در حال حاضر قریب دو سال از انتصاب رزم حسینی به استانداری کرمان می گذرد. شاید عملکردهای سیاسی او مورد انتقاد چپ و راست باشد؛ اما فعالیت های اقتصادی و عمرانی او مورد قبول همه گروه ها و جناح های سیاسی است. هنر رزم حسینی در اجرای مثلث توسعه ترسیمی او، کشاندن سرمایه های بخش خصوصی به عرصه سازندگی استان است.»
صنعتی تفاهم نامه های سرمایه گذاری با شرکت های خصوصی را از نقاط قوت استانداری کرمان دانست و افزود:«طبق آماری که استانداری در مهرماه 1394 ارائه کرده، تفاهم نامه های سرمایه گذاری که تاکنون توسط استانداری کرمان با شرکت های خصوصی و غیر دولتی بسته شده بیشتر از 81 هزار میلیارد تومان می باشد که تاکنون بیش از هزار میلیارد تومان آن که معادل 4/12 درصد از مبلغ کل سرمایه گذاری است، محقق شده است. این تفاهم نامه ها در زمینه های صنعت، گردشگری، کشاورزی، خدماتی، عمران شهری و انرژی اجرایی شده است. آن طور که از محتوای کتاب «گام های اقتصادی در راستای طرح مثلث توسعه اقتصادی استان» که توسط استانداری منتشر شده است بر می آید، بیش از 4 هزار و 900 میلیارد تومان در بخش های مختلف هزینه شده و از این رهگذر بیش از 4 هزار و 900 شغل ایجاد شده است. »
این فعال اجتماعی با اشاره به دشواری های مدیریت در استان کرمان گفت:«کار کردن در استانداری به عنوان نماینده دولت سختی ها و دشواری های خاص خود را دارد. رسیدگی کردن به استان پهناوری مانند استان کرمان که بزرگترین استان کشور محسوب می شود دشوارتر است. فرهنگ های مختلف، محرومیت ها، عقب ماندگی ها و بحران های موجود در استان قطعاً کار را برای یک استاندار دشوارتر می کند. اما در این گونه فضایی، ایجاد اعتماد کردن و کانون اعتماد شدن کاری بسیار تا بسیار نفس گیرتر است که رزم حسینی به خوبی از عهده آن برآمده است.»
صنعتی افزود:«بیش از دو دهه فعالیت در بخش خصوصی از رزم حسینی شخصیتی شکست ناپذیر، فعال، پویا و با طراوت فکری ساخته است که نیک می داند برای کار کردن در جامعه باید از اتاق مدیریت بیرون آمد و به دیدار سرمایه گذاران رفت و در تدارک فرش قرمزی بود که باید پیش پای سرمایه گذاران پهن شود. آموخته است که نباید به سرمایه گذاران به چشم مجرم نگاه کرد، بلکه آن ها پتانسیل های بالقوه ای هستند که می توان در جهت کارآفرینی برای جوانان از آن ها استفاده نمود.»
صنعتی در ادامه گفت و گو، نگرش رزم حسینی مبنی بر جلب مشارکت مردمی را نگرشی قابل ستایش ارزیابی کرد و خاطر نشان ساخت:«رزم حسینی به خوبی می داند که بدون همکاری مردم نمی تواند مدیری موفق شود. او در سال های متمادی در جبهه نظامی و اقتصادی این واقعیت را دریافته که بسیج مردمی معجزه می کند. رزم حسینی به عنوان قائم مقام لشکر 41 ثارالله در سال های جنگ این معجزه را به چشم دیده است.
او بسیجیانی را دیده که اگر نبودند تمام نقشه های عملیاتی علیه دشمن بعثی نقش بر آب می شد. همین آموزه ها بود که باعث شد پس از جنگ نیز که به کار اقتصادی در بخش خصوصی روی آورد، از این مهم غافل نباشد و حالا او با این نگرش استاندار کرمان شده است تا کار کند نه اینکه استان را عرصه آزمون و خطای خود قرار دهد. بدون شک سردار سلیمانی شناختی همه جانبه از رزم حسینی داشته که او را برای استانداری کرمان پیشنهاد داده است.
این پیشکسوت ورزش اعتقاد به خرد جمعی را نیز یکی دیگر از عوامل موفقیت استاندار کنونی کرمان برشمرد و گفت:«همه این اطلاعات و مهارت ها و دانش ها از رزم حسینی انسانی مغرور و متعصب نساخته و با بزرگان ایثارگری مانند «عطا احمدی» و… هم به مشورت نشسته است تا از تجارب پیران میدان سازندگی استان کرمان استفاده کند و این دقیقاً همان خرد جمعی است که هر مدیر موفقی باید به آن تمسک بجوید. نگرش خرد جمعی استاندار تاکنون منجر به رویدادهای بزرگ اقتصادی، عمرانی و گردشگری در سطح استان شده است.»
وی توجه استاندار به بناهای تاریخی را شاهدی بر علاقه مندی استاندار به تاریخ استان کرمان عنوان کرد و افزود:«در جلسه شورای عمرانی شهر کرمان که در محل احداث تقاطع غیر هم سطح جنب پل راه آهن تشکیل شد، به طور ویژه به بافت قدیمی و تاریخی کرمان پرداخته شد و توسعه شهر با محوریت تاریخی شهر مورد اتفاق مسوولانی استانی قرار گرفت.»
وی ضمن تقدیر از احیای باغ فتح آباد گفت:«بازسازی باغ فتح آباد که بنای آن یکی از بناهای قدیمی و تاریخی کرمان است و الگوی ساخت عمارت باغ شاهزاده ماهان بوده یکی از کارهای بزرگی است که با مشارکت اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان صورت گرفته است و بنایی تاریخی را که عنقریب در آستانه تخریب و نابودی قرار گرفته بود را دوباره بازسازی و احیا و به یک قطب گردشگری تبدیل نمود و مقدمات ثبت ملی این بنای تاریخی نیز در حال شکل گیری است.»
این فعال اجتماعی با اشاره به اهمیت عملیات انجام شده ادامه داد:« این کار آن قدر مورد توجه قرار گرفت که در بیست و دوم مهرماه سال جاری تعدادی از استادان بین المللی حاضر در ششمین کنفرانس سازه و زلزله که با همت جهاد دانشگاهی کرمان برگزار شد، از باغ فتح آباد بازدید به عمل آوردند. این استادان از کشورهای آلمان، انگلستان، آرژانتین، آمریکا، مجارستان، لهستان، دانمارک، ترکیه، کره جنوبی، اسپانیا و ژاپن به کرمان آمدند و از مجموعه باغ فتح آباد دیدن کردند. این نحوه عملکرد استاندار قابل تقدیر است که محیطی دور افتاده و از یاد رفته را به یک مرکز گردشگری زیبا و مفرح تبدیل نموده و بنای تاریخی باغ را از خطر نابودی حفظ کرده است. مورد دیگر از توجه ویژه استاندار به آثار تاریخی و گردشگری کرمان همانا رسیدگی ایشان به وضعیت بازار کرمان و بازسازی و بهسازی آن، در مدتی بسیار کوتاه تر از آن که تصور می رفت، است. خانه حاج آقا علی، باغ سنگی سیرجان، باغ بیرم آباد، قبه سبز و سایر بناهای تاریخی کرمان نشانگر آن است که استاندار کرمان به حفظ میراث فرهنگی توجه جدی دارد. علاوه بر این بناهای تاریخی، رزم حسینی توجه ویژه ای به بازار کرمان و مشتاقیه دارد و ساماندهی این دو مکان را در دستور کار خود قرار داده است.»
صنعتی با قوی برشمردن مدیریت استاندار در زمینه اقتصاد مقاومتی ابراز داشت:«یکی دیگر از اقدامات استاندار فعلی کرمان، ایده شهر نمونه اقتصاد مقاومتی در استان است. ایده شهر نمونه اقتصاد مقاومتی می تواند ارائه دهنده کمک های موثر مادی، فرهنگی و معنوی به مستضعفان و محرومان و ایجاد اعتماد در جلب مشارکت کسانی باشد که تمایل به سازندگی شهر خود دارند. ایده شهر نمونه اقتصاد مقاومتی در قلعه گنج کرمان توسط استاندار مطرح شده و با مشارکت بنیاد مستضعفان عملیات آن آغاز گردیده است. عملیات اجرایی این شهر شش ماه است که آغاز شده است. و تاکنون هم در جلب مشارکت موفق بوده و امیدواریم شهرستان قلعه گنج در حوزه های مختلف پیشرفت کند. که این امر از نظر امنیتی هم برای استان قابل توجه است.»
وی طرح های عمرانی میدان آزادی، چهارراه تهماسب آباد و باغ ملی را از آرزوهای دیرینه مردم کرمان دانست و گفت:«این طرح ها از آرزوهای دیرینه مردم بوده و اجرایی شدن آن به هیچ عنوان برای کسی متصور نبود. اما امروز می بینیم که این آرزو هم در حال دست یابی است.»
این پیشکسوت عمران استان کرمان ضمن اشاره به طرح انتقال آب به کرمان اظهار داشت:«آخرین طرح بزرگی که اخیراً آغاز شده ، عملیات حفاری طولانی ترین تونل انتقال آب خاورمیانه است. این طرح با اینکه از سال های گذشته کلید خورده بود؛ اما به هر دلیل معطل مانده و عملاً متوقف شده بود. سال 93 با همت رزم حسینی این پروژه دوباره به جریان افتاد. در صورت به سر انجام رسیدن این طرح، مشکل کم آبی استان کرمان برطرف خواهد شد. این هم یکی از فعالیت های جناب آقای رزم حسینی است که تلاشگر بودن او را می رساند.»
وی ادامه داد:«اعتبارات استانی و ملی از سال 83 الی 93 با توجه به آمار دفتر برنامه و بودجه استان کمتر از 4 هزار میلیارد تومان بوده است در حالی که هزینه طرح انتقال آب 2 هزار 700 میلیارد تومان با توجه به کتابچه «گام های اقتصادی در راستای طرح مثلث توسعه اقتصادی استان» می باشد که این رقم معادل 70 درصد کل اعتبار ده ساله ملی و استانی کرمان است.»
صنعتی در پایان ضمن آرزوی توفیق و استمرار دوران استانداری و آینده درخشان استان خواستار حمایت گروه های سیاسی از استاندار شد و گفت:«همه جریان های سیاسی استان استاندار را در جهت توسعه استان، یاری کنند و خدای ناکرده در مسیر پیشرفت استان کرمان کارشکنی و سنگ اندازی نکنند.»
سید علی میرافضلی در گفتگوی اختصاصی با شهرام پارسا مطلق: هنرمند واقعی کاری به ارباب حلقهها ندارد
چهره شناخته شدهای در هنر و فرهنگ این سرزمین است و نامش با شعر، پژوهش ادبی و کار فرهنگی در استان کرمان گره خورده است سید علی میرافضلی نیاز به اشارههای معمول گفتگوهای نشریات ندارد همین قدر که متولد 1348 رفسنجان، دانش آموخته ادبیات دانشگاه تهران و حدود ربع قرن بی وقفه شعر و پژوهش ادبی کار میکند و در عرصه های فرهنگی و ادبی حضوری جدی و مستمر دارد از میرافضلی تا کنون مجموعه های شعر «تقویم برگهای خزان»، « دارم به ساعت مچی ام فکرمی کنم»، «تمام ناتمامیها»، «خواب گنجشک ها»، «آهسته خوانی» و« مرا می نویسی» چاپ و منتشر شده است. « رباعیات خیام در منابع کهن»،«گوشه تماشا(رباعی از نیما تا امروز)» و « شاعران قدیم کرمان» از جمله پژوهش های متعدد ادبی میر افضلی می باشند وبلاگ « اسپریچو» و «کانال تلگرام شعر های سید علی میر افضلی» بخشی از فعالیت ادبی شاعر در فضای مجازی است. میر افضلی مدیر روابط عمومی مس سرچشمه است و تا کنون جلسات متعدد شعر، نقد کتاب و….با دعوت از چهره های سرشناس فرهنگی و ادبی کشور وکرمان به همت وتلاش او در شهر مس سرچشمه برگزار شده است .
آن چه در پی می آید پاسخ های سید علی میر افضلی به پرسش های من است:
جناب میرافضلی ! شما چندین دهه شعر و پژوهش ادبی کار می کنید چرا ادبیات ؟ امروز با وجود بارش بی وقفه ی اطلاعات از در و دیوار و وجود رسانه های فراگیری چون شبکه های اجتماعی ،سینما و .. شعر چه کارکرد و ضرورتی می تواند داشته باشد؟
ضرورت ادبیات مثل ضرورت نفس کشیدن است برای ما. این چیزی نیست که زمان و مکان و تغییر شرایط اجتماعی، در ضروری بودن آن اثر بگذارد. ادبیات، و در سطح گستردهتر هنر، افقی را پیش روی ما میگسترد که تا کنون هیچ جایگزینی برای آن پیدا نشده است. ادبیات، به درونیترین و عمیقترین لایههای ذهن و روح ما دست میگذارد و ما را چنانکه ماییم بر ملا میکند. در سطح عامتر هم، به جمعبندی خواستها و نیازهای بشری میپردازد و به نمایندگی از همه انسانها با ما سخنمیگوید. شما اگر دقت کرده باشید، یکی از ورودیهای اصلی شبکههای اجتماعی را شعر تشکیل میدهد. یعنی این ضرورت هیچ وقت از بین نمیرود. ولی شکل ارائه و حضورش عوض میشود.
آینده ی شعر را چگونه ارزیابی می کنید؟
آینده شعر را مثل آینده هیچ چیز دیگری نمیتوان پیش بینی کرد. ما در تبیین و فهم وضع موجود هم دچار مشکلیم. ما را چه به آینده؟ تنها نکته قابل پیش بینی این است که شعر خواه ناخواه خودش را با مقتضیات دنیای دیجیتال هم طراز خواهد کرد تا بتواند به نفسکشیدن خود ادامه بدهد.
در سال های اخیر ساده نویسی در شعر به جریانی غالب و جنجالی تبدیل شده است که موافقان و مخالفان زیادی داشته است نظر شما چیست؟
آن چه به عنوان ساده نویسی مطرح میشود، آمیخته با سوء تفاهم بسیار است. بسیاری، از این عنوان برای تخطئه دیگران استفاده میکنند و منظورشان این است که شاعرانی که به این طیف منسوبند، شعرشان دچار سطحیگرایی است و از قابلیت تأویل برخوردار نیست. همان طور که جریان موسوم به دشوارنویسی از طیفهای مختلفی تشکیل شده و همه را نمیتوان زیر یک اصطلاح واحد طبقهبندی کرد، سادهنویسی هم از چنین وضعیتی برخوردار است. ولی واقعیت غیر قابل انکار این است که ساده نویسی در ابتدای امر، واکنشی به شعر مخاطب گریز و گاه غیر قابل فهم دهه هفتاد بود و در گام بعدی، ابزارهای نوین ارتباطی مثل اینترنت و موبایل و شبکههای فراگیر اجتماعی در قالب وبلاگ و فیس بوک و گوگل ریدر و گوگل پلاس، و بعدها اپلیکیشنهای روی گوشیهای همراه از قبیل وایبر و واتس آپ و تلگرام، هم به این جریان نیرو بخشید و هم از آن سوء استفاده کرد و تعریف آن را به نازلترین متنهای فارغ از هرگونه خلاقیت و جوهره شعر، تقلیل داد. الآن شعرهای سید علی صالحی و شمسلنگرودی و رسول یونان و علیرضا روشن همان قدر طرفدار دارد، که متنهای بی سر و ته و فاقد ساخت و فرم فلان آقا و خانم.
راجع به شکل گرایی افراطی و تقلیل شعر به فرم و زبان چگونه فکر میکنید؟ امروز بعضی از دوستان مفهوم محوری را نقطه ضعف شعر میدانند و از معناگریزی و معنا زدایی در شعر سخن میگویند و آن را تئوریزه میکنند؟
متاع کفر و دین بی مشتری نیست. در همه دورههای زبان فارسی ما با این مسایل مواجه بودهایم و همین تنوع و تکثر بوده که به شعر فارسی جذابیت داده است. ما در قرن ششم هم انوری را داریم که زبان سادهای دارد و هم خاقانی را که نمونه اعلای دشوار نویسی است. حتا خود انوری در شعرهایش رفتار دو گانهای با زبان دارد. در بسیاری از قصایدش، ما با زبانی پیچیده و شعری دشوار فهم مواجهایم و در قطعات و غزلیات و رباعیاتش به سادهنویسی متمایل است. در عین حال، پیچیدگی و ابهام شعرهای خاقانی و انوری و نظامی، خاستگاههای ذهنی و زبانی متفاوتی دارد و همه را نمیتوان به یک قسم تحلیل کرد. در سایر دورهها نیز وضع به همین منوال است. گاهی این پیچیدگی مربوط به ذهن پیچیده و ژرفای جهانبینی شاعر است. گاه ربط به شکل بیان و پیچیدگی زبان و گاه تلمیحات متعدد و استعارات انتزاعی دارد. در شعر امروز ما کمتر شاعری سراغ داریم که دارای جهان بینی ژرف و اندیشه انسانی عظیم باشد. لاجرم، اغلب این پیچیدگیها در زبان و فرم اجرا اتفاق میافتد و به تعبیر فروغ فرخزاد، پشت در بسیاری از این شعرها، چیزی جز در دیگر نیست.
در مورد زیست شاعرانه چگونه فکر می کنید آیا شاعر باید شعرش را زندگی کند یا شعر و زندگی روزمره دو مقوله جدا از هم هستند؟
زیست شاعرانه تعریف مبهمی دارد و دقیقاً معلوم نمیکند که اشاره به کدام ویژگی رفتاری شاعران دارد. ما در دور و بر خودمان شاعران زیادی با ویژگیهای مختلف و متضاد میبینیم. در شعر امروز، مثلاً سهراب سپهری را داریم با سلوک عرفانی خاص خودش و رفتاری نرم و ظریف، و نصرت رحمانی را هم داریم که درگیر اعتیاد بوده و رفتارهای خارج از عرف و عادت داشته و اخیراً خاطرهای از او خواندم که به خاطر شعر شاملو توی گوش رضا براهنی هم زده. حتی اگر این حکایت واقعیت بیرونی نداشته باشد، ممتنع الوقوع هم نیست! یعنی از این آدم این رفتارها بعید نیست. حالا شعر سپهری و رحمانی را که نگاه کنیم، بازتابی از نگاه و نوع زندگی آنها را درش میبینیم. بنابراین، به تعبیری میشود گفت که اینها شعرشان را زندگی کردهاند یا زندگیشان را شعر کردهاند. اما ظاهراً منظور شما این است که شاعران باید پاسدار شرافت انسانی و اصول اخلاقی باشند. عده زیادی از شاعران هم احتمالاً همین گونهاند. اما موارد نقضش هم کم نیست. این افراد، شعرهایی دارند که با واقعیت رفتاری آنها همخوانی ندارد. نکته این جاست که تاریخ کاری به شاعران ندارد. بلکه شعرها را قضاوت میکند. ولی افسوس ما به قوت خود باقی است که ای کاش میان رفتار شاعران و شعرشان فاصله به حداقل میرسید.
در چند سال اخیر برنامه های متعدد فرهنگی و هنری از جمله نشست های یک مولف، یک کتاب به همت شما در شهر مس سرچشمه برگزارشد که جای تقدیر فراوان دارد چه معیار، مبنا و روندی برای انتخاب مولف و کتاب در این نشستها دارید؟
نشست یک مؤلف یک کتاب را ما سال 87 در سرچشمه راه انداختیم و هدف ما این بود که علاقهمندان حوزه فرهنگ و ادب در سرچشمه، دیدار رو در رویی با بزرگان شعر و قصه استان و آفرینندگان آثار ارزشمند ادبی داشته باشند. کم کم دوستان دیگر که در شهرهای اطراف سرچشمه و حتی کرمان خبردار شدند که چنین نشستهایی هست، ابراز علاقه کردند که در این نشستها حضور پیدا کنند و مسئله بُعد رسانهای پیدا کرد. تا الآن 22 نشست یک مؤلف یک کتاب برگزار شده و به یک حرکت مستمر فرهنگی تبدیل شده است. خوشبختانه در این سالها روند انتشار کتابهای شاعران و نویسندگان کرمان سرعت گرفته و این نشست به تنهایی جوابگوی همه آثار منتشر شده نیست. ما سعی میکنیم آثار شاخص تولید شده را زیر نظر بگیریم و با برگزاری جلسات نقد و بررسی، ادای دینی به زحمات مؤلفان استان داشته باشیم. به ندرت ممکن است بعضی ملاحظات دیگر هم مد نظر قرار گیرد. هم اینجا فرصت را غنیمت میشمرم و یک نکته را که مدتها ذهنم را مشغول کرده، با شما و مخاطبانتان در میان میگذارم. به نظر من، یکی از مطالبات جدی اهالی فرهنگ و هنر باید این باشد که دیگر مراکز، به ویژه دستگاههای فرهنگی و آموزشی، مسئولیت خود را در قبال برگزاری نشستهای مشابه ادانمایند. گاهی وقتها، ما به جای اینکه مطالبهگر باشیم که کار ارزشمندی، توسعه پیدا کند و افراد دیگری هم وارد این مسیر شوند؛ با نقدهای ویرانگر و تنگنظرانه، راه را بر روندگان فعلی هم سد میکنیم و همین مختصر امکان دور هم جمع شدن اهالی فرهنگ و هنر را نیز از بین میبریم.
جناب عالی از شاعران فعال در فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی هستید وبلاگ اسپریچو، کانال تلگرامی شعر، دبیر شعرآزاد سایت آنات و .. فرصتها، تهدیدها و آسیبهای فضای مجازی برای شعر امروز چیست؟
اوایل کار که بحث استفاده از اینترنت و راهاندازی وبلاگ و سایت مطرح شده بود، یادم هست که بسیاری از چهرههای شاخص این کارها را دور از شأن خود میدانستند و معتقد بودند که اینها ابزاری است برای آدمهای میانمایه که هیچ جایگاهی در نشریات یا محافل ادبی ندارند و از این طریق برای خود از بین عوام یا جوانان کم تجربه مشتری جمع میکنند. اتفاقاً این حرف آنها تا حدودی درست بود و اینترنت توانست انحصار نشریات و محافل ویژه را بشکند و تریبونی باشد برای افراد بدون تریبون؛ کسانی که شعرشان پشت ترافیک اسمهای درشت، گیر کرده بود و راهی به نشریات نداشت. و البته نباید فراموش کرد که آن روزها ضریب نفوذ اینترنت و شبکههای اجتماعی مرتبط با آن، هنوز به اندازهی امروز این قدر فراگیر نشده بود و نشریات کاغذی هنوز ارج و قربی داشتند. الآن با ورود نسل جدید شبکههای اجتماعی به این عرصه از طریق موبایلها و تبلتها، کسی منکر اثرگذاری این ابزارها نیست. الآن حتا اگر کسی همچنان بخواهد شأن خودش را حفظ کند و صفحهای نداشته باشد، دیگرانی هستند که به نیابت از وی این مهم را برعهده میگیرند.
البته، شبکههای اجتماعی آسیبهای خودش را هم دارد و به سطحی شدن سلایق مخاطبان و شاعران – توأمان – دامن زده است. ولی منکر ضریب نفوذ آن بین اشعار مختلف جامعه بخصوص جوانان نمیتوان شد. به قول سیاسیون، این هم فرصت است و هم تهدید. درست است که در این فضا، کتابها و نشریات کاغذی قدری عقب نشستهاند و تیراژشان افت بسیار کرده است، ولی این فضا برای آنها هم فرصتی دوباره پدید آورده است. الآن بسیاری از انتشاراتیها، کتابها و نشریاتشان را در فضای مجازی عرضه میدارند یا با راهاندازی کانال و گروه، به تبلیغ و بازنشر آثار خود میپردازند و این مجال خوبی است که مشتریانی که در دکهها و کتابفروشیها از دست دادهاند، در این فضا به دست بیاورند.
درباره عطا و لقای این شبکهها حرف زیاد میشود زد. و من فقط به یکی از آسیبهای این فضا اشاره میکنم و میگذرم. مشکلی که ایرانیان از دیرباز داشتهاند و امروز هم به قوت خود باقی است و حتی شبکههای اجتماعی آن را تقویت کرده، این است که ما اهل آوردن سند برای حرفها و نوشتههای خود نیستیم و ولع بازتکثیر داریم! در گذشته که جُنگها و مجموعههای ادبی یکی از رسانههای در اختیار جامعه بوده، شعرها و مطالب این و آن را به اسم دیگران نقل میکردیم یا اسم پدید آوردنده برایمان اهمیت نداشته. الآن هم در شبکههای اجتماعی همینگونه عمل میکنیم و شدهایم دستگاه کُپی پیست! هر مطلبی به دستمان رسید، بدون تأمل و تأنی و پرس و جو در مورد صحت و سقم آن، آن را به سرعت در شبکهها نشر میدهیم. و همین عادت زشت ما ایرانیها، باعث شده شعرها و نوشتههای جعلی زیادی به اسم شاعران و نویسندگان بزرگ معاصر در این شبکه دست به دست شود و من از عاقبت امرش بیمناکم. مگر آنکه فرهنگسازی گستردهای برای زدودن این عادت ناروا صورت گیرد.
شما چندین سال بی وقفه به خصوص در سالهای اخیر شعر و پژوهش ادبی کار و چاپ کردهاید. فکر نمی کنید چاپ این تعداد کتاب در یک مدت نسبتا کوتاه، زیاد باشد آیا خطر این که شاعر در پرکاری و تولید بالا و چاپ آنها به ورطه تکرار و مخاطب زدگی بیفتد وجود ندارد؟
در عرصه پژوهش من یادداشتهای زیادی دارم که به دلیل نداشتن وقت کافی، نتوانستهام سر و سامانی به آنها بدهم. الآن نزدیک به ربع قرن است که من مطالعه و تحقیق میکنم و یک حوزه مشخص را هم برای پژوهشهایم در نظر گرفتهام و آن رباعی است از جوانب و جهان مختلف. این محور اصلی پژوهشهای من است و تا به حال حدود 80 مقاله و هفت جلد کتاب در همین موضوع چاپ کردهام. رباعی یکی از گونههای شعر کوتاه محسوب میشود و از آنجا که خودم هم در حوزه شعر کوتاه فعالم، مطالعاتی هم در این حوزه انجام میدهم که کاملا مرتبط است. تحقیق در شعر قدیم کرمان، یکی از رسالتهای من برای ادای دین به شاعران این دیار است و در کنار کارهای اصلی، یادداشتهایی هم در این حوزه بر میدارم. حجم آثار چاپ شده من در 12 سال گذشته در قیاس با یادداشتهای من بسیار ناچیز است و من هنوز از خودم راضی نیستم. اغلب این کتابها، محصول دو دهه مطالعه و تحقیق است و یکشبه صورت نگرفته است. الآن کار من ساماندهی نهایی به آن مطالعات است و با مشغولیتهایی که دارم، فرصت کافی برای نهایی کردن خیلی از کارها ندارم. کمیت آثار البته چندان مهم نیست. مهم کیفیت آنهاست که باید اهل فن نظر بدهند. بعضی کارها در حوزه تصحیح، زودتر به سامان میرسند، ولی بعضی آثار چندین سال کار مداوم پشتش بوده است.
در مورد شعر هم فکر نمیکنم که من چندان پُرکار باشم. همه شعرهای کوتاه مرا که پشت سر هم بنویسید، به اندازه یک دفتر کم حجم سید علی صالحی هم نمیشود! فرصت ما در این جهان بسیار کم است و وقت برای بطالت نداریم. شاعری که روزی ده ساعت میخوابد و در ساعت بیداری هم وقتش را صرف معاشرتها و مشغولیتهای بیحاصل میکند و نه فقط فرصت مطالعه ندارد، که برای جمع و جور کارهایش هم فرصتی پیدا نمیکند، تنبلی خودش را پشت سر این بهانهها پنهان میکند. من قصد نقد کسی را ندارم. هر کسی برای زندگی خودش تصمیم میگیرد. ممکن است بگویند فلانی صدایش از جای گرم در میآید و اگر در موقعیت ما بود، میفهمید یک من ماست چقدر کره دارد! شاید هم راست بگویند، ولی الآن که فرصتم هست، بیکار بنشینم که ملامتم نکنند؟ معتقد نیستم که آثار صد درصد موفقی داشتهام. اما غبن من از اینکه فرصتِ بودنم کم است، هر روز بیشتر میشود. شاید همین امر، نوعی شتابزدگی هم ایجاد کند. ولی مطمئناً پشت این کارها، کتابسازی و افزایش عناوین نیست. برای کسانی که اهل این کارها هستند، راههای آسانتری برای رسیدن به مقصود وجود دارد. ضمن اینکه هر کسی برای خودش سلوک متفاوتی دارد و برای همه نمیشود نسخهای یک نواخت نوشت. بیژن نجدی، دو کتاب داستان بیشتر ندارد و یک مجموعه شعر. حجم کتابهای هوشنگ گلشیری چندین برابر اوست. آیا میشود گفت که چرا گلشیری زیاد کتاب چاپ کرده و چرا نجدی کم کار کرده؟ اینها دنیایشان با هم متفاوت است و آدمها را باید با همین تفاوتها به رسمیت شناخت.
در مجموعه شعر «آهسته خوانی» شعر کوتاهنیمایی کار کرده اید چه شد که سراغ این قالب رفتید؟ آیا در شعرامروز قالب نیمایی قالبی منسوخ شده به حساب نمی آید؟ به خصوص پس از نمونههای درخشان دهه ی 40 مثل شعر «زمستان» اخوان و … چندین دهه نمونه های آن چنان موفقی نداشته ایم.
در مورد شعر نیمایی و نگاه من به آن، جای دیگر به طور مفصل صحبت کردهام و میترسم که به تکرار آن حرفها بینجامد. همین قدر بگویم که هیچ فرم و قالبی به خودی خود، نه جاودانی است و نه مُردنی. ما به نسبت آثاری که تا کنون در حوزه شعر نیمایی منتشر شده، سقف باور و انتظاراتمان را با شعرهای نیما و اخوان ثالث و فروغ فرخزاد و سهراب سپهری و نادر نادرپور و منوچهر آتشی و عدهای دیگر از شاعران نیمایی، هم طراز کردهایم و میپنداریم کار به پایان رسیده یا ظرفیتهای این فرم، ته کشیده است. ممکن است تا چندین سال دیگر هم کسی پیدا نشود که بتواند این سطح را جابجا کند. مثل رکورد حسین رضا زاده که پنداشته میشد سقف توانایی بشر در فوق سنگین وزنهبرداری است. بعداً جوان دیگری پیدا شد و آن را جابجا کرد و البته بعدش گفتند مواد نیروزا مصرف کرده و مدالش را پس گرفتند. ولی شک نکنید این رکورد شکسته میشود و کسی میآید و سقف جدیدی را برایآن تعریف میکند. شما میآیید و شعرهای نیمایی مرا میخوانید و میگویید اینها کجا و مهدی اخوان ثالث کجا؟ و بعد نتیجه میگیرید این قالب منسوخ شده و کسی رو دست آن بزرگان بلند نخواهد شد. شما باید توانایی قالبی را در نظر بگیرید که در آن تعداد زیادی از شاهکارهای شعر امروز خلق شده است. این مادر، از زادن فرزندهای دیگر ناتوان نخواهد بود.
اما در مورد خودم میگویم که ما وارد عصر جدیدی شدهایم که استفاده از همه امکانات در آن ضروری است. کار ما هم تلاش برای درک بیشتر این امکانات است. پشت «آهسته خوانی» و «مرا مینویسی» و «خواب گنجشکها» ادعای جدیدی نیست برای توسعه امکانات شعر نیمایی، اما تمرین و یادگیری برای رسیدن به این نقطه هست. شما این کتابها با این دیدگاه نگاه کنید.
اکثر شعرهای شما مضمونی عاشقانه و درونی دارند و یا برخوردار از نوعی کشف و شهود شخصی هستند. به نظر می رسد این اشعار دغدغه اجتماعی چندانی ندارند و به قول معروف «دردمشترک» را آن چنان که باید منعکس نمی کنند. آیا به دغدغه ی اجتماعی در شعر باور دارید یا اساسا برای شعر تعهد و رسالتی قائل هستید؟
به نظر من، عشق، اشتراکیترین درد بشری است و تعجب میکنم که مسئله عشق را شما شخصی میبینید. از روز ازل آدم، درگیر عشق بود و تا امروز هم این درگیری ادامه دارد و هیچ واقعه تاریخی نتوانسته مسئله عشق را به بایگانی تاریخ بسپارد. اتفاقاً بزرگترین دغدغه اجتماعی من این است که چرا مسئله عشق جدی گرفته نمیشود و دلیل همه گرفتاریهای انسان امروز، پشت پا زدن به عشق است. الآن کشور ما دچار نفرتی عمیق و درونی شده و برادران دیروز، مثل گرگ به جان هم افتادهاند و تک تک، یوسفشان را به چاه فراموشی انداختهاند.
به نظر من، شعر هیچ تعهدی جز خودش ندارد. اما شاعر حتماً به چیزی، اندیشهای، دغدغهای متعهد است. شاعر نا متعهد نداریم. رسالت من، عشق است. رسالت شاعر دیگری، ممکن است واکنش نشان دادن به اخبار رسانهها و شعر گفتن در مورد مسایلی است که مردم، یکبار هم آن شعر را نمیخوانند و آن را آینه هیچ دغدغهای از دغدغههایشان نمیدانند. این مسئله، شاید برای شما یک امر شخصی باشد. ولی برای من صرفاً مسئلهای شخصی نیست. تجربه تاریخی هم نشان داده که اغلب شعرهایی که دنبال دغدغههای به اصطلاح اجتماعی بودند، حتی اگر در مقطعی مورد اقبال افراد درگیر آن واقعه قرار گرفته، بعد از فرو خوابیدن آن مسئله اجتماعی و سیاسی، آن شعر هم ورمش خوابیده و صرفاً به درد یادآوری در کتابهای تاریخ ادبیات میخورد. کتاب «ظل الله» رضا براهنی، امروزه فقط از منظر مطالعات تاریخی شعر سیاسی، در خور توجه است. ولو آنکه در زمان خودش، به صورت زیراکسی و زیرزمینی، صدها هزار نسخه از آن هم به فروش رفته باشد. الآن این کتاب، معاصریت خودش را با ما از دست داده، هرچند مملو از دغدغههای اجتماعی و سیاسی هست و وجه معترضانه بارزی هم داشته است. و دهها نمونه دیگر. نمونه امروزیاش، شعر «آزادی» یغما گلرویی است. الآن به دلیل بازداشت چند روزه شاعر، کلیپ این شعر، در شبکههای اجتماعی بارها و بارها دست به دست شده و دیده شده. ظاهراً دغدغه اجتماعی بالایی هم پشتش بوده. چند ماه بعد، کسی اصلاً یادش نمیآید همچنین شعری هم وجود داشته است. تب اغلب شعرهای به اصطلاح اجتماعی، چند صباحی بیشتر نیست و بعد از آن، اگر جوهری از درون داشته باشد، میتواند به حیاتش ادامه دهد. وگرنه محرک بیرونیاش، تاریخ مصرفش میگذرد و از نیرو دهی در میماند.
امروزه در غالب حوزههای فرهنگی و هنری باندها و گروههایی وجود دارد که حلقههایی بسته اند و نوعی شبه مافیای هنری را شکل دادهاند و در واقع بر فضای متعالی هنر روابط و سایر ملاحظات سطحی را حاکم کردهاند. نظر شما در این مورد چیست؟
تا آنجا که من میدانم، این مسایل فقط مختص دوران ما نیست و در همیشه تاریخ وجود داشته باشد. گیرم کسی حوصله خواندن تاریخ پُر برگ ادبیات ایران را نداشته باشد. اگر حافظه خود را به کار بگیرد و جریانات شعری نیم قرن اخیر را در ذهنش مرور کند، متوجه میشود که همیشه حلقههایی در عرصه هنر و ادبیات بودهاند که به اعضای خودشان سرویس ویژه میدادند. مابقی اهل هنر هم برایشان اهمیتی نداشته است. امروزه هم همین طور است. مافیای هنری، مبتذلترین نوع مافیاست! مهم این که گرد و خاکها، خیلی زود میخوابد و آنچه باقی میماند، اصالت هنری است. این گوهر را با هیچ محفل و مافیایی نه میتوان تولید کرد و نه میشود پوشاند. گیرم آنکه در رؤیت و شناساییاش، قدری تأخیر صورت میگیرد و بس. وگرنه، درخشش در ذات گوهر است.
مسئله اینجاست که بسیاری با ادعای انحصار شکنی وارد عرصه میشوند و به تدریج، خودشان میشوند یکی از سردمداران انحصار. در گروههای سیاسی هم همین طور است. یک عده آمدهاند که ما میخواهیم حلقه قدرت را بشکنیم و انحصار را از بین ببریم. بعد از مدتی، خودشان میشوند متولی انحصار و حلقه جدید تعریف میکنند. همیشه همین طور بوده است. هنرمند واقعی، کسی است که کاری به ارباب حلقهها ندارد و کار خودش را میکند و اصالت میآفریند. اینها، برنده واقعی هستند.
سیر الملوک تالیف خواجه نظام الملک توسی است. خواجه نظام الملک وزیر آلب ارسلان سلجوقی است. ملکشاه سلجوقی در پایان عمر از وزیران خود می خواهد که در باب کشورداری و رسوم پادشاهان گذشته از آل سلجوق، و نیک و بد امور جاری و کمبودها بیندیشند و تاملات خود را روشن بنویسند و عرضه کنند تا پادشاه در آن ها تامل کند و نقایص را دریابد و کارها را به قاعده خویش و طبق فرمان ایزدتعالی انجام دهد. همه نوشتند و از میان آن ها نوشته خواجه نظام الملک را پسندید و او را به اتمام آن مأمور ساخت.
متن زیر یکی از فصول کتاب مذکور است که خواجه نظام الملک طبق عقاید خود نگاشته است. این کتاب در حال حاضر در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های سراسر کشور تدریس می شود؛
به هر وقتی حادثه ای آسمانی پدیدار آید و مملکت را چشم بد اندر یابد و دولت یا تحویل کند(انتقال یابد) و از خانه ای به خانه ای شود و یا مضطرب گردد از جهت فتنه و آشوب و شمشیرهای مختلف و کشتن و سوختن و غارت و ظلم؛ و اندر چنین ایام فتنه و فتور، شریفان مالیده(پایمال) شوند و دونان با دستگاه گردند، و هر که را قوّتی باشد، هر چه خواهد می کند، و کار مصلحان ضعیف شود و بدحال گردند، و مفسدان توانگر شوند و کمتر کسی به امیری رسد و دون تر کسی عمیدی(سروری) یابد و اصیلان و فاضلان محروم مانند و هر فرد فرومایه ای باک ندارد که لقب پادشاه و وزیر بر خویشتن نهد و ترکان لقب خواجگان بر خویش نهند و خواجگان لقب ترکان بر خویش بندند و ترک تازیک هر دو لقب عالمان و ائمه بر خویشتن نهند و زنان پادشاه فرمان دهند، و کار شریعت ضعیف گردد و رعیت بی فرمان شود و لشکریان دست دراز گردند، و تمییز از میان مردم برخیزد، و کس تدارک کارها نکند، اگر ترکی ده کدخدایی دارد شاید(شایسته است)، و اگر تازیکی کدخدایی ده ترک و امیر کند، عیب ندارد؛ همه کارهای مملکت از قاعده و ترتیب خویش بیفتاده است و بیفتد، و پادشاه را از بس تاختن و جنگ و دل مشغولی، فرصت آن نباشد که به چنین چیزها پردازد و یا از این معنی اندیشه کند.
پس چون از سعادت آسمانی، روزگار نحوست بگذرد و ایام راحت و ایمنی پدیدار آید، ایزدتعالی پادشاهی پدیدار آورد عادل و عاقل، از ابنای ملوک، و او را دولتی دهد که همه دشمنان را قهر کند که اندر همه کارها تمییز کند؛ و از هر کسی پرسد و بر رسد که آیین پادشاهان در هر کاری چگونه بوده است، و از دفترها برخوانند، تا نه بس روزگار همه ترتیب و آیین مُلک را به جای خویش باز بَرَد، و اندازه هر درجه هر کسی پدیدار کند، لایقان را به پایه خویش رساند، نلایقان را دست کوتاه کند و به کار و پیشه خویش فرستد، و کافر نعمت را از بیخ زمین برکند و دین دوست و ستم دشمن باشد، دین را نصرت کند و هوا و بدعت را برگیرد. اکنون اندکی از این معنی یاد کنیم تا در بسیاری دیدار اندر افتد و دلیل باشد بر چیزهایی که از ترتیب بیفتاده است، تا خداوند عالم چون تأمل کند، در هر یکی مثالی و فرمانی دهد، ان شاء ا…
از چیزها که پادشاهان به همه روزگار نگاه داشته اند و تیمار داشته، یکی آن است که ابنای ملوک را گرامی کرده و نگذاشته اند که ضایع و محروم باشند، و از روزگار دولت خویش بر اندازه کفاف ایشان نصیب داده اند، تا خانه ایشان بر جای بمانده است و دیگر ارباب حاجت و مستحقان و عالمان و علویان و مصلحان و مستوران و غازیان و مقیمان مرزها را و اهل قرآن را از بیت المال نصیب داده اند که هیچ کس در روزگار دولت ایشان بی نصیب و محروم نبوده اند و دعای به خیر و ثواب دو جهانی حاصل میآمده اند.
آیا امیدی به مدعیان آزادی و دمکراسی در محکومیت اعدام شیخ نمر هست؟ / حقوق بشر از کمدی تا تراژدی
سیدمحمدصادق خرازی(سفیر سابق ایران در سازمان ملل)
شهادت روحانی آزادی خواه که فریاد آزادی بیان و آزادی قلم را داشت، بهانه ای شد تا با نگاهی عمیق تر به این روز های سخت و تلخ که جهان در حال تجربه آن است، بنگریم و چیستی و چرایی این حوادث آمیخته با درد را بررسی کنیم و ببینیم ما را چه می شود که همه فضیلت های بشری با پشتوانه مجاهدت های بلند تاریخی ملت ها، همت آزادی خواهان و زجر ها و مصائبی که بزرگان اندیشه بشر و مروجان فرهنگ و تمدن به عنوان میراث بشری از خویش باقی گذارده اند، همه و همه در حال فروپاشی است.
به راستی ریشه آلام بشریت مدرن را در کدامین صحنه و بستر باید جستجو کرد؟ آیا نباید به آنانی که در جهان، علم مبارزه علیه استعمار و استبداد را برداشته اند حق داد که به اردوگاه مدعی غرب اعتمادی نداشته باشند؟ آیا نباید به همه کسانی که در راه خدا و انسانیت، مردمان را به آگاهی و بیداری راهنمایی کرده و می کنند و بر سراب جهان دورو و جهان آمیخته با رذیلت ها خرده می گیرند حق داد که به ارباب قدرت جهان اعتماد نکنند و برای حل مشکلات بشری به الگوی نهضت بیداری و ضد استعماری، ضد استبدادی روی آورند؟ آیا هیچ امیدی به مدعیان آزادی و دمکراسی هست؟ آیا هیچ امیدی به نهادهای حقوق بشری هست؟ آیا هیچ امیدی به روشنفکران مرعوب هست؟ آیا جوانان حق ندارند بگویند حقوق بشر، آزادی بیان و حرمت قلم گویی سرابی بیش نیست؟ دسته دسته زندان و شکنجه می کنند. اعدام و ترور و خشونت علیه ملت های بی پناه امری رایج شده و به جای آنکه مدعیان قدرت جهان در کنار ملت ها قرار بگیرند، وقیحانه در کنار حامیان آدمکشی و سیستم های مخوف استبدادی قرار گرفته اند و آنچه به عنوان نماد تمدن بشری – آزادی و دمکراسی – مطرح است را گویی فقط برای یک نژاد و یک ملت می پسندند. گویی ملت های جهان باید به قید وثیقه تنفس کنند تا سران استعمار با ارباب استبداد مدرن جهان، گیلاس های شراب خود را به افتخار یکدیگر بالا ببرند. ننگ و نفرین بر همه کسانی که بشریت را به سخره گرفته اند و قتل عام و سرکوب مردمانی که فقط دغدغه آزادی و دمکراسی دارند و با فرهنگ غرب و جهان لجام گسیخته اش سازگار نیستند را می پسندند. ارباب قدرت در اروپا و آمریکا و نهادهای بین المللی چه انتظاری دارند؟ آیا ملت ها می توانند کینه آنان را به دل نگیرند و به انتقام نیندیشند؟ آیا ملت ها می توانند قدرتمندانی را که برای منافع، چشم خود را بسته و وجدان خود را کاملاً تعطیل کرده اند و یک صدای اعتراض نیز از آنان بلند نمی شود را فراموش کنند؟
اعدام قرون وسطایی شیخ مظلومی که کلامی و قلمی بیش نداشت و فقط غم آزادی ملتش را داشت با تسامح و بی تعهدی دولت های جهان و قدرت های جهانی و سازمان های بین المللی روبه رو می شود. علامه شیخ محمد باقر النمر به آرمان خود یعنی، شهادت رسید، ولی آیا پذیرفته است مدعیان حقوق انسان با بی تفاوتی از کنار این وحشی گری رژیم ضد بشری آل سعود بگذرند؟ آن همه نهادهای مردمی و NGO ها که نگران خشونت با یک انسان می شوند چرا یک بیانیه برای آزادی و یا محکومیت شهادت وی نداده و نمی دهند؟
عجیب اینجاست، همه خشونتی که امروز در جهان بشارت داده می شود، از اردوگاه تکفیری ها و وهابی های مورد حمایت رسمی آل سعود نشأت گرفته و می گیرد و تلخ و مضحک اینکه ارباب قدرت جهان خوب می دانند سرچشمه همه این فساد ها کجاست؟ و به جای جلوگیری از سبعیت دولتی، ملت ها را تنبیه می کنند. ۱۱ سپتامبر در اردوگاه تکفیری وهابی طراحی می شود و ده ها سعودی، اماراتی و اردنی درگیر این جنایت بشری هستند. انفجار در مادرید و لندن و پاریس، جنگ در سوریه، اشغال بحرین، جنگ علیه ملت متمدن یمن، انفجارهای انتحاری در عراق و لبنان و سوریه و پاکستان و افغانستان و منطقه، همه و همه در اردوگاه سلفی صهیونیستی – وهابی طراحی شده و جهان را به نا امنی و خشونت کشانده اند. تردیدی دیگر در اراده ملت های آزادی خواه نیست؛ ملت هایی که راه فلاح و رستگاری را از هرگونه دلبستگی و وابستگی به استعمار جهانی جدا می دانند و شعار های فریبنده را دامی بر سر راه عزت و آزادی خود می پندارند و از بزرگان دین می آموزند که شهید و شهادت مفهومی با ارزش در پگاه آزادی و استقلال ملت ها و بشارتی است که خداوند داده است، زیرا خداوند متولی و حافظ دین خود است. اسلام سابقه و ریشه ای ۱۴۰۰ ساله در کل منطقه دارد و یکی از دو رکن هویت فرهنگی ملت های منطقه، استقلال و وابستگی نداشتن به مثابه رکن اصلی آزادی است. شهادت و مجاهدت مردم مسلمان منطقه، کویر و شوره زار جاهلیت عرب را بوستان و استبداد وهابیسم را ریشه کن خواهد کرد.
تحقق استقلال ملت ها و جمهوریت کشور ها و پایان سلطنت های منحوس منطقه، جز با استقرار همه جانبه حاکمیت ملت ها میسر نمی شود. طنز تلخ انسان امروزی این است که در میان نااهلانی نفس بکشد که مفهوم و ارزش قانون اساسی و آزادی و دمکراسی را هنوز تجربه نکرده اند. این اعراب جاهلی هنوز حلاوت آزادی و حق حاکمیت مردم را درک نکرده و اصالت آن را به رسمیت نشناخته اند، درحالی که تنها راه تحقق امنیت در منطقه آزادی است. نمی شود گفت امنیت و ثبات از ما – قدرت و سرکوب و خشونت از شما. این بی تردید نقد هویت تعریف شده و متعارف انسان با طبقه بندی های جاهلی است. آیا می توان به اقدامی برای تثبیت مبانی اساسی جمهوریت در کشور ها امیدوار بود؟ اعدام ناجوانمردانه روحانی فرهیخته دربند، پیروزی نیست، سرکوب شیعیان در نیجریه و قتل عام زن و فرزند روحانی برجسته آن دیار پیروزی نیست.
سرکوب و جنگ در یمن و بحرین پیروزی نیست. پیروزی از برای آنانی است که شهادت را با آغوش باز پذیرا شده و از هر قطره خون خود گلستانی از مردان با فضیلت پدید می آورند. خواهید و خواهیم دید شما چهره های منحوس و پلید سعودی چون صدام و قذافی و هیتلر به دست ملت های خود به زیر کشیده شده و محاکمه خواهید شد. این بشارت قرآن و تاریخ است و آن روز دیر و دور نخواهد بود.
آیا این شاه خاندان آل سعود را از بین میبرد؟
روزنامه ساندی تایمز، در گزارشی که در بالای آن عکس سلمان را داشت و عنوان «آیا این شاه خاندان آل سعود را از بین می برد؟» به مساله اعدام 47 شهروند عربستانی از جمله شیخ نمر باقر النمر، رهبر شیعی پرداخته و می نویسد: «فریاد اعتراضی معترضین بر سر قتل نمر النمر سراسر خاورمیانه را درنوردید و بعضی از آنها به تهدید آل سعود پرداختند.»
این روزنامه سپس به اظهارات نوری مالکی، نخست وزیر سابق عراق اشاره می کند و می نویسد: «مالکی اعدام شیخ نمر را با اعدام هایی که صدام حسین، رهبر حکومت بعثی در قرن گذشته میلادی انجام می داد، مقایسه کرد. مالکی تاکید کرد که آل سعود با این رفتارهایش به زودی سرنگون خواهد شد و دیگر جایی برای آن در عربستان نخواهد بود.»
ساندی تامیز سپس می نویسد که ایران، دشمن قدیمی عربستان در منطقه تاکید کرده که اعدام النمر جنایت است و بخش کوچکی از جنایت های خانواده خائن حاکم بر عربستان است. هنوز یک سال از دوران حکومت ملک سلمان 80 ساله نگذشته اما با این وجود این یک سال بدترین سال در تاریخ عربستان محسوب می شود. جهان غرب اکنون درک می کند که اندیشه وهابی که عربستان بر اساس آن پایه ریزی شده دلیل اصلی تندروی است که سراسر منطقه را در نوردیده است.
این روزنامه انگلیسی سپس تاکید می کند که دلایل و نشانه های بسیاری وجود دارد که نشان می دهد در درون خانواده آل سعود به دلیل سیاست های تبعیض آمیزی که ملک سلمان و پسر دردانه اش محمد که در حال حاضر علی رغم سن پایینش که 30 سال بیشتر نیست، وزیر دفاع و جانشین ولیعهد شده، مشکلات و اختلافاتی به وجود آمده است.
در همین رابطه رابرت فیسک در یادداشتی که در روزنامه «ایندیپندنت اف ساندی» منتشر کرده به همین موضوع پرداخته است و می نویسد: «اعدام ها در عربستان شبیه اعدام های داعش است بنابراین غرب می خواهد چه کند؟»
فیسک همچنین می نویسد: «تا کنون سابقه نداشته که کشوری ابتدای سال را با اعدام شروع کند، امارات متحده عربی، کشور مجاور عربستان دقیقا خلاف آن عمل کرده است. برای همین چرا نباید بگوییم کارهای حکومت عربستان شباهتی به کارهای داعش دارد. این که عربستان برای توجیه اعدام ها از بخش هایی از قرآن استفاده می کند نشان می دهد که دقیقا همان شیوه داعش را در پیش گرفته است.»
فیسک تاکید می کند، شاید آل سعود خود تمایل چندانی به انجام چنین اعدام هایی نداشته باشد؛ اما فقط می خواهد ایران و شیعیان در سراسر جهان را تحریک کند تا درگیری طایفه ای شدیدی، بدتر از آن چه داعش انجام می دهد در بگیرد. آن چه «مکبث» می گوید که خون خون می آورد در رفتار عربستانی ها صادق است، عربستان در حالی ادعای رهبری مبارزه با تروریسم را یدک می کشد که باکی ندارد خون های بی گناه بسیاری چه از شیعه چه از سنی ریخته شود. عربستان دقیقا مثل داعش رفتار می کند، همه دیدیم که داعش چگونه به اتهام ارتداد سنی ها و شیعیان و مسیحیان را در عراق و سوریه گردن زد. اعدام شیخ نمر دقیقا به همان شیوه انجام شد، اگر نمر به دست داعش می افتاد دقیقا به همین شیوه او را می کشتند.
ساندی تلگراف نیز در یادداشتی با عنوان «نمر النمر: روحانی پر جرات عربستانی» به موضوع اعدام این روحانی مبارز و اصلاح طلب عربستان پرداخت و نوشت: دولت عربستان وقتی که نمر النمر برای خانواده حاکم در عربستان مشکلات ایجاد کرد و به مخالفت علنی با حکومت آل سعود در سال 2011 برخاست اقدام به بازداشت او کرد. او همیشه منشا نگرانی مقامات ریاض در شرق عربستان که عموما شیعه مذهب هستند، بوده است. این روحانی 56 ساله در زمان حیاتش خواستار تشکیل جبهه مخالفی در منطقه عوامیه شده بود. عوامیه یکی از مناطق فقیرنشین در استان قطیف است که خاستگاه اصلی مخالفان شیعی عربستان محسوب می شود که به دلیل اعتراض علیه تبعیض های اجتماعی و دینی و سیاسی حکومت آل سعود متشنج بوده است.
ساندی تلگراف همچنین می نویسد: سال 2009 سال آغاز تنش حقیقی میان نمر و خاندان آل سعود است او در این سال خواستار جدایی استان های قطیف و احسا و انضمامشان با مناطق شیعه نشین بحرین و تشکیل کشور واحد شیعی شده بود. او بارها به آل سعود هشدار می داد اگر خون ریزی های خود را متوقف نکند، تاج و تختشان را از دست خواهند داد که این مساله باعث تشدید تنش ها با خانواده سلطنتی شد.
اعلام آمادگی مسکو برای وساطت بین ایران و عربستان
تسنیم نوشت: وزارت خارجه روسیه برای میانجیگری بین ایران و عربستان در پی قطع روابط دیپلماتیک تهران و ریاض، اعلام آمادگی کرد. به گزارش روسیا الیوم، وزارت خارجه روسیه با ابراز تأسف شدید از تنش به وجود آمده در روابط ریاض تهران از آمادگی این کشور برای میانجیگری بین ایران و عربستان خبر داد. رژیم سعودی روز شنبه دوازدهم دی ماه برابر با دوم ژانویه 2016 در بیانیهای، از اعدام چهار نفر از شخصیتهای شیعی عربستان و در رأس آنها آیت الله نمر باقر النمر بهاتهام واهی اقدامات تروریستی خبر داد. آل سعود با ادعای حمایت از امنیت ملی این کشور ، سه مبارز شیعی دیگر بهنامهای علی سعید الربح، محمد علی عبدالکریم الصویلم و محمد فیصل محمد الشیوخ را به شهادت رسانده است. مسلمانان کشورهای مختلف، گروههای مختلف سیاسی، حزبی و شخصیتهای مختلف جهان اسلام، جنایت آل سعود در به شهادت رساندن شیخ نمر باقر النمر روحانی برجسته شیعی را بهجرم مطالبه حقوق مشروع و غصبشده مردم منطقه شرق عربستان محکوم کردند و اعتراضات به این اقدام شنیع رژیم سعودی همچنان ادامه دارد.
اقدامات برخی کشورها در منطقه به سود صهیونیستها است
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: در شرایط کنونی اقداماتی در منطقه صورت میگیرد که به ضرر امت اسلامی و به سود صهیونیستها است و مسئله تروریسم در منطقه یک معضل بزرگ است. به گزارش ایسنا، سعود بن احمد البروانی سفیر عمان در ایران با علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی دیدار و گفتوگو کرد. لاریجانی در این دیدار با اشاره به سابقه تاریخی و دیرینه جمهوری اسلامی ایران و عمان٬ گفت: سطح روابط دو کشور در سالهای متمادی بسیار مثبت و گسترده بوده است. رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: خوشبختانه کشور عمان تحت مدیریت سلطان قابوس، مشی عاقلانهای را درباره مسائل مختلف داشته و روابط دو کشور در حوادث مختلف هم به خوبی پیش رفته و امروز این تعاملات پایه اطمینان بخشی برای آینده منطقه ایجاد کرده است. وی بر لزوم گسترش روابط اقتصادی دو کشور ایران و عمان تأکید کرد و گفت: اخیرا خوشبختانه سطح روابط اقتصادی دو کشور گسترش چشمگیری داشته است.
موانع همکاری با غرب با لغو تحریمهای ظالمانه برداشته می شود
وزیر امور خارجه کشورمان درباره زمینههای همکاری اقتصادی ایران و دانمارک، گفت: اعتقاد داریم با لغو تحریمهای ظالمانه در روزهای آینده، آخرین موانع همکاری برداشته میشود. به گزارش مهر، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در نشست خبری مشترک با کریستین جنسن وزیر امور خارجه دانمارک که در رأس یک هیات عالیرتبه سیاسی و اقتصادی به تهران سفر کرده است، با تبریک سال نو میلادی به خبرنگاران غیرایرانی حاضر در نشست، اظهار داشت: امیدواریم سال نو، سالی پر از صلح و آرامش و بهروزی برای مردم دنیا باشد. وی همچنین با ابراز خرسندی از سفر وزیر امورخارجه پادشاهی دانمارک به ایران، خاطرنشان کرد: این دومین سفر وزیر خارجه دانمارک در دو سال اخیر است؛ وزیر سابق امور خارجه دانمارک در دوره قبل در سفر به مشهد با من و آقای رئیسجمهور دیدار و گفتگو کرد و امروز نیز وزیر محترم امور خارجه دانمارک در رأس یک هیات عالیرتبه از تجار و کارآفرینان بخش خصوصی به تهران آمده است.
حرکت اخیر علیه سفارت عربستان میتواند کار نفوذیها باشد
وزیر دادگستری گفت: با توجه به فرمایشات و تذکرات دائمی مقام معظم رهبری درباره نفوذ دشمن، حرکت اخیر علیه سفارت کشور عربستان سعودی می تواند توسط عوامل نفوذی طراحی و پشتیبانی شده باشد. به گزارش مهر، حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی در جمع مسئولین و کارکنان وزارت دادگستری و سازمان تعزیرات حکومتی، در بیاناتی اقدام وحشیانه عربستان در اعدام شیخ نمر را به شدت محکوم کرد. وزیر دادگستری با ابراز تاسف از اینکه هر روز شاهد مصیبتی در بین امت اسلامی هستیم، اظهار داشت: اتفاقات تلخی که با بدترین وضع و خبیثانه ترین رفتار غیر انسانی رخ می دهند، بسیار دردناک و مایه تاسف امت اسلامی است. وی با اشاره به اعدام شیخ نمر از سوی حکومت آل سعود گفت: «این جنایت تلخ و وحشیانه، غیر قابل گذشت بوده و خداوند از خون به ناحق ریخته شده مظلوم نمی گذرد و این جنایت دامن آنها را خواهد گرفت». پورمحمدی در این باره افزود: کسانی که دست به چنین جنایاتی می زنند نشان داده اند که به دنبال اعمال و رفتار ناشایست و ظالمانه بوده و از اسلام بویی نبرده اند و هیچ حرمتی برای مسلمانان قائل نیستند.
رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور از کاهش نرخ مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی از جمله صاحبان مشاغل در راستای اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم خبرداد. به گزارش ایسنا، سید کامل تقوی نژاد با بیان اینکه یکی از رویکردهای اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم سادهسازی نرخها بودهاست، گفت: این تغییرات در بخش مالیات بر ارث، مالیات تمبر، مالیات حقوق، مالیات اجاره املاک و مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی است.
وی در خصوص معافیت پایه اشخاص حقیقی (صاحبان مشاغل) توضیح داد: اشخاص حقیقی میتوانند سالانه از یک معافیت پایه استفاده کنند که میزان آن برابر با معافیت حقوق است و هر سال در قانون بودجه مشخص میشود. بدیهی است اگر درآمد اشخاص حقیقی بیش از این میزان باشد مالیات آن طبق نرخ ماده 131 قانون محاسبه میشود.
رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور با بیان اینکه در اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم که از سال 1395 اجرایی میشود، به منظور رعایت حقوق مودیان و ایجاد فضای رقابتی، نرخهای مالیاتی اشخاص حقیقی (ماده 131 قانون) کاهش یافته است، اظهار کرد: در قانون فعلی این نرخها در 5 طبقه از 15درصد تا 35درصد تقسیم بندی شده که در قانون جدید به 3طبقه از 15درصد تا 25درصد کاهش یافته است؛ بدین صورت که در طبقه اول درآمد تا 3 میلیون تومان با نرخ 15درصد محاسبه میشد که در قانون جدید درآمد تا 50 میلیون تومان با نرخ 15درصد محاسبه میشود. وی ادامه داد: در طبقه دوم قانون فعلی درآمد از 3 تا 10 میلیون تومان با نرخ 20 درصد محاسبه میشد که در قانون جدید درآمد تا 100 میلیون تومان نسبت به مازاد 50 میلیون تومان با نرخ 20 درصد محاسبه میشود. به عبارتی محاسبات مالیات در دو طبقه اصلاحیه قانون با تمام 4 طبقه قانون فعلی مطابقت میکند. تقوی نژاد تصریح کرد: در طبقه سوم نیز نسبت به مازاد 100میلیون تومان درآمد به نرخ 25 درصد محاسبه میشود که این نرخ در قانون فعلی 35درصد است.
قطع روابط دیپلماتیک عربستان با ایران
در پی به شهادت رساندن شیخ باقرالنمر توسط آل سعود و بالا گرفتن احساسات مسلمانان جهان نسبت به این اقدام به خصوص شدت واکنش برخی هموطنانمان در برابر سفارت عربستان، این کشور روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد. به گزارش ایسنا در حالی که ایران تاکید کرده است، «حفاظت از جان و مال همه کسانی که در خاک جمهوری اسلامی هستند علاوه بر یک تکلیف قانونی یک امر شرعی است و در مورد نمایندگیهای سیاسی کشورهای دیگر در تهران نیز بنابر تکلیف قانونی و آموزشهای شرعی ما آمادگی کامل برای تامین امنیت آنها را داریم و آنچه که برای سفارت عربستان در تهران رخ داد نباید برای سایر نمایندگیهای خارجی در ایران دغدغه و نگرانی ایجاد کند.» وزیر خارجه عربستان و رئیس اداره رسانهای این کشور به طور مشترک در یک کنفرانس خبری در مورد حمله به سفارت عربستان و کنسولگری این کشور در ایران موضع گرفتند. پس از ان نیز وزارت خارجه عربستان سعودی با احضار سفیر ایران در ریاض دستور اخراج او و هیات دیپلماتیک همراهش را به وی ابلاغ کرد. وزارت امور خارجه عربستان همچنین اعلام کرد که به شورای امنیت سازمان ملل و چند سازمان منطقهای در رابطه با ماجرای تعرض به سفارتش در تهران گزارش داده است. در واکنش به این اقدام حسین امیرعبداللهیان معاون عربی و آفریقای وزیر خارجه کشورمان با بیان این که ایران یکی از امنترین کشورهای منطقه است و همه دیپلماتها در امنیت کامل به وظایف خود ادامه میدهند، گفت: عربستان سعودی با اعلام تصمیم به قطع رابطه با تهران نمیتواند بر خطای بزرگ اعدام رجلی دینی سرپوش گذارد. حسین جابر انصاری سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز تاکید کرد: عربستان سعودی نه تنها منافعش بلکه حیاتش را در ادامه تنش و درگیری میداند.عربستان سعودی سعی میکند مجموعه مشکلات داخلی اش را هم از طریق فرافکنی و صادر کردن آن به خارج از عربستان حل کند. آمریکا در واکنش به اقدام عربستان جهت قطع روابط دیپلماتیک با ایران، تعامل کشورهای منطقه با یکدیگر را خواستار شد. وزیر امور خارجه آمریکا نیز در تماس تلفنی با محمد جواد ظریف در این زمینه با وی گفتوگو کرد.
گفتنی است بحرین، سودان ، امارات و جیبوتی نیز نسبت به قطع یا کاهش روابط با ایران اقدام کردند.
شرکت نکردن دعوتشدگان به آزمون خبرگان، به مثابه عدم احراز صلاحیت آنهاست
سخنگوی شورای نگهبان بر عدم احراز صلاحیت کاندیداهایی که برای شرکت در آزمون خبرگان دعوت شده اما در آزمون شرکت نکنند، تاکید کرد. نجات الله ابراهیمیان در گفت و گو با خبرآنلاین، درباره آزمون اجتهاد فقهای شورای نگهبان برای نامزدهای انتخابات مجلس خبرگان، در پاسخ به سوالی درباره اینکه نزدیکان برخی داوطلبین از جمله حجت الاسلام سید حسن خمینی، آیات محمود امجد و محمد موسوی بجنوردی می گویند دعوت نامه آزمون به دست آنها نرسیده است، اظهار کرد: من درباره اشخاص به طور مشخص نظری نمی دهم، اما به طور کلی وضعیت این است که از حدود 500 نفر از کاندیداها برای شرکت در آزمون دعوت شده است که ممکن است برخی از آنها خودشان نخواهند در آزمون شرکت کنند. عضو حقوقدان شورای نگهبان درباره نحوه دعوت کاندیداها به آزمون اجتهاد که به گفته سیامک ره پیک از طریق سامانه پیام کوتاه بوده است، اظهار کرد: نحوه دعوت باید به نحوی باشد که قابل اثبات و بررسی باشد؛ اما من اطلاع دقیقی ندارم که دعوت ها چگونه صورت گرفته است. وی درباره کسانی که می گویند دعوتنامه به دستشان نرسیده است نیز بیان کرد: چنین ادعایی تاکنون به دست ما نرسیده است، اما اگر به دست ما برسد، در خور بررسی است. گفتنی است 802 نفر برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس خبرگان ثبتنام کردهاند اما به گفته سیامک رهپیک، دیگر عضو شورای نگهبان تنها از 537نفر برای آزمون فردا دعوت شده است. ابراهیمیان درباره اینکه به جز کسانی که در اطلاعیه شورای نگهبان آمده بود نیازی به شرکت در آزمون ندارند، آیا افراد دیگری هستند که به آزمون دعوت نشده باشند، اظهار کرد: افرادی که اکنون عضو خبرگان هستند یا قبلا عضو بوده اند، یا کسانی که قبلا در آزمون پذیرفته شدهاند، حتی اگر عضو خبرگان نشده باشند، نیازی به حضور در آزمون امروز ندارند. علاوه بر اینها اگر کسی هیچکدام از این ویژگیها را نداشته باشد، اما اقتدار علمی داشته باشد، به طوری که این اقتدار توسط فقهای شورای نگهبان بدون آزمون قابل احراز باشد، به گفته آقای مومن تایید صلاحیت علمی ایشان منتفی نیست. ابراهیمیان در پاسخ به این سوال که اگر داوطلبی شرایط ذکر شده در اطلاعیه شورای نگهبان را نداشته باشد و در آزمون امروز نیز شرکت نکند، به منزله انصراف او از کاندیداتوری است، تصریح کرد: اگر کسانی در آزمون شرکت نکنند، منصرف تلقی نمیشود، اما چون ابزار کنترل صلاحیت از فقهای شورای نگهبان گرفته میشود، به منزله عدم احراز صلاحیت محسوب میشود.
لاریجانی و ایجاد گفتمانی نو در بدنه اصولگرایی
علیرضا ابراهیمی-
این روزها بحث اصلی در محافل سیاسی جدایی علی لاریجانی از اصولگرایان و شرکت وی به صورت مستقل در انتخابات پیش روی مجلس است.گروهی از تحلیلگران سیاسی این حرکت لاریجانی را معامله وی با دولت برای حفظ صندلی ریاست مجلس آینده می دانند.البته به نظر این تحلیل خام و تقلیل گرایانه است.چرا که به نظر نمی رسد اصلاح طلبان رویکردی حداکثری به مجلس آینده دارند در انتخاب رییس آینده بین عارف و لاریجانی لاریجانی را برگزینند.گروهی دیگر این حرکت او را بسیار عقلایی و سنجیده تعبیر کرده اند. این گروه که طیف گسترده ای از کنشگران سیاسی را در بر می گیرد از اصلاح طلبان بنام تا ریش سفیدان و اصولگرایان میانه رو را شامل می شود.افرادی همچون علی اکبر ناطق نوری غلامحسین کرباسچی و همچنین علی مطهری.همچنانکه علی مطهری در گفتگو با سایت خبری نامه نیوز این حرکت لاریجانی را بسیار هوشمندانه توصیف کرده و عنوان می کندکه این کار را لاریجانی بایستی خیلی پیشتر از این انجام می داد.اما شاید بشود با نگاهی دیگر نیز بحث را دنبال نمود.
واقعیت این است که علی لاریجانی دل خوشی از رادیکال های جریان اصولگرا ندارد.طیفی که به اسم جبهه پایداری هم اکنون با چهره هایی نظیر رسایی و کوچک زاده و نبویان و بذرپاش و…در مجلس حضور دارند و در انتخابات آینده هم قرار است زیر چتر اصولگرایی قرار بگیرند.«پایداری»ها در مجلس نهم به انحاء مختلف لاریجانی را آزار دادند.از محمود احمدی نژاد (که پایداری ها نفس ایجاد این جبهه را حمایت از وی می دانند)که با پخش فیلم ملاقات برادر لاریجانی با بابک زنجانی در مجلس یکی از عجیب ترین روزهای مجلس در پس از انقلاب را رقم زد تا حمید رسایی که روزی گفته بود (…. مشایی به لاریجانی می ارزد).مشخص است که لاریجانی حاضر نباشد خود را در لیستی قرار دهد که این نام ها را در کنار خود ببیند.البته نزدیکی فکری لاریجانی با روحانی و همچنین میانه روهای اصلاح طلب نیز از دیگر عوامل این حرکت به قول مطهری هوشمندانه وی است.
باری مواضع لاریجانی در جایگاه رییس قوه مقننه در این دو سال همواره همراهی با دولت در مسایل خارجی بوده تا جاییکه در خیلی از موارد اعم از پرونده هسته ای مجلس را همراه دولت کرده است.با اتخاذ این مواضع معتدل لاریجانی در سال های اخیر ثابت کرده که اصول سیاست ورزی را به شکل «اصول»ی اش دنبال می کند و شاید این حرکت او نگاهی آتی نگر به پست های بالاتر از ریاست مجلس باشد.به نظر می رسد که لاریجانی در پی بازتعریف گفتمانی جدید در اصولگرایی است.گفتمانی که حسن روحانی در سال ۹۲ از درون گفتمان اصلاح طلبی ایجاد کرد و جریان تازه ای در میانه ی اصولگرایی و اصلاح طلبی به نام اعتدال ایجاد نمود.حالا لاریجانی نیز در پی تمرین برای باز تعریف همین گفتمان از درون جریان اصولگرایی است.شاید برای سال ۹۶ و کرسی ریاست جمهوری.
