بایگانی مطالب نشریه

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
بخش دوم
عبدالحسین صنعتی زاده کرمانی
چون پدرم ثقل سامعه داشت، گاهی مرا با خود همراه می برد و مردمانی که می خواستند با او صحبت نمایند به وسیله من با او صحبت می داشتند و تقریباً دیلماج او محسوب می شدم. مشارالیه به واسطه آنکه پرده های گوشش پاره شده بود، هر چند صدا بلند هم بود، چیزی نمی شنید. بایستی نگاه به لب و حرکات آنهایی که با او صحبت می کردند کرده و از حرکات و باز و بسته شدن دهان و لب اشخاص کلماتشان را تشخیص داده و پی به مقصودشان ببرد. هر کس نمی توانست با او صحبت کند. خصوصاً آنهایی که دارای سبیل بودند، چون سبیل ها جلو دهان و لب هایشان را می گرفت، نمی توانستند مقصود خود را بیان نمایند در هر صورت خواهی نخواهی واسطه و مترجم حرفهای بزرگ سالان بودم و بدیهی است سخنانی که بین مردمان سالخورده بر زبان جاری می شد، غیر از حرفهایی بود که بین اطفال خردسال زده می شد و از این جهت من این پیش آمدی را که اجباراً برایم روی داده بود، برای خود یک کلاس درس مهمی تلقی می نمایم و چون بیشتر روز را با هم در گفتگو بودیم، این عادتی شده بود و اگر همراهش نبودم، کارش لنگ می ماند و نمی توانست با مردم جواب و سوال و داد و ستد کند. به این جهت غیر از موضوع پدر و فرزندی حقی دیگر هم پیدا کرده بودم و اکثر اوقات مسائل زندگی و گرفتاریها را با من در میان میگذاشت و چیزی را پنهان نمی کرد. رای مرا هم در کارها می پرسید و گاهی به تعلیم و تربیتم همت می گماشت و نشیب و فرازهای زندگی را شرح و بسط می داد و چون در سن هفت سالگی از طرف مادر یتیم شده بود ، بیشتر اوقات با گریه صحبت می کرد. چنان سخنانش تاثر آور بود که مرا هم به گریه می انداخت. نقل می نمود پدرش حاجی عبدالعلی پنبه فروش به عزم آنکه سفر بیت الله الحرام نماید و متوجه این مسئله نشده بود که نباید فرزندش را بدون مادر نزد مردمانی نادان و بی عاطفه بگذارد و سفر کند و به خیال خودش آسایشم را در این دیده بود که مرا در نزد عیالی که بجای مادر من گرفته بود نگذارد . می گفت تنهایی و یتیمی و بی کسی در خانه آقا حسن سخت بود ، خصوصا که مرا در پستویی تاریک و نمناک منزل داده بودند و نمی دانستند ، نباید چنین رفتاری را با طفل شش هفت ساله بنمایند و گمان می کردند همین که غذای مختصری در جلو رویم می گذارند از من پذیرایی کاملی کرده اند. روز به روز نحیف و لاغر می شدم و چون ماهها به حمام نرفته بودم و لباسی هم که بتوانم عوض کنم ، نداشتم سراپای بدنم را ناراحتی فرا گرفته بود و چنان در عذاب بودم که بیشتر شبها خواب نمی رفتم. زن پدرم هم مرا ندیده گرفته ، مثل آنکه در عالم خلق نشده بودم.
شبی مادرم را در خواب دیدم . دستهای خود را بگردن او افکندم از بویش جانم رمقی گرفت و زارزار گریستم و به او گفتم ای مادر خیلی بد کردی که مرا تنها گذارده و رفتی و او مرا بوسید . وقتیکه از خواب بیدار شدم ، متکائی که زیر سرم بود از اشک چشمم خیس شده بود نمی دانم چرا پدرم بی آنکه به فکر من باشد این طور مرا بی سر و سامان گذارد و به مکه رفت.
می گفت آقا حسن بزاز و خانواده اش از من کار می خواستند و به اینکه من طفلی نحیف و ناتوان بودم توجهی نداشتند. هر یک از افراد خانواده به نوعی مرا فرمان می داد. یک روز خود آقای حسن بزار یک لنگه خربزه که وزنش دو مقابل وزن من بود خریده و آنرا به پشت من گذارده گفت: حاجیو این لنگه خربزه را ببر به خانه! سنگینی و لنگری که این بار داشت ، مرا به این طرف و آن طرف کوچه می برد و نزدیک بود ، زانوهایم خم شود ناگهان احساس کردم که کسی سنگینی این بار سنگین را از پشت من گرفت و چون روی خود را برگردانیدم شخص پینه دوزی را که در آن حوالی پینه دوزی می کرد ، مشاهده کردم که آن را از پشت من گرفت.

از تونل زمان تا تونل وحشت

در حاشیه ممانعت از انتقال موزه دیرینه شناسی به خارج از استان؛
از تونل زمان تا تونل وحشت
سهیلا نعمت
متن زیر حاصل گفت و گو ‌با محسن تجربه‌کار مسؤول موزه دیرینه شناسی کرمان‌ است که پس از سال ها فعالیت در کرمان قصد کوچ به کرج و برپایی این موزه را در آن شهر دارد. تلاش بسیار انجام شده که نگارنده فقط راوی حوادثی باشد که تجربه کار برای وی نقل کرده‌است اما اگر قصوری در بی طرفی پیش آمده باید عرض کنم:«هزار جهد بکردم که سر عشق نگویم/نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم»
نمی‌دانم چرا هر از چندی حوادثی در کرمان اتفاق می‌افتد که آدم را متأسف می کند. چندی‌است که ماجرای رخت سفر بستن آقای تجربه‌کار و تعطیلی اولین موزه دیرینه‌شناسی کرمان تنها یادآور گالیله است و دیالوگ معروفش که پس از آزادی از زندان کلیسا گفت:«با این وجود هنوز می‌چرخد.»
در پی این حوادث برآن شدیم که چند کلامی با وی هم صحبت‌شویم که حاصلش کلماتی است که روی این صفحه نقش بسته است.
گالیله داستان ما حدود ۳۳ سال هست که درگیر مطالعه و کشف و جمع‌آوری انواع فسیل در کرمان است تا جایی‌که سال ۸۲ به همت شورای شهر وقت و مجموعه شهرداری در محل پارک انقلاب (در نزدیکی قلعه دختر کرمان) اولین موزه دیرینه‌شناسی کشور برای نگهداری و نمایش عمومی مجموعه ارزشمندی که تجربه‌کار بعد از سال‌ها تحقیق و کندوکاو در زمستان و تابستان از کوه‌ها و دشت‌های همین استان فراهم آورده که به اعتراف دانشگاهیان و اهل فن برخی از آنها در جهان بی مانند هستند.
اما داستان به همین‌جا خلاصه نمی‌شود و هنوز بخش‌های تأسف بار دیگر روایت باقی است. در پاییز ۸۹ و در غیاب مدیر آن موزه افرادی در آن مکان را می‌شکنند و تمام مجموعه‌ را با صدمه فراوان به بیرون از موزه منتقل می‌کنند و هرچند باور کردنی‌نیست؛ اما فسیل‌ها و سنگواره‌ها در گونی‌هایی انباشته می‌شوند و به همت همین دلسوزان جلوی کشتار‌گاه کرمان که آن زمان محل تخیله نخاله‌های ساختمانی‌هم بوده تل‌انبار می‌شوند.
تا تجربه‌کار خبر می‌شود و به کرمان بر می‌گردد؛ تعداد زیادی از آثار به دست آمده کاملاً تخریب شده و باقی ‌مانده‌ها هم صدمات جبران ناپذیری خورده بودند. حالا روایت، کمی تأسف بارتر می‌شود. تجربه‌کار که عمری را هزینه دیرین‌شناسی در استان کرده بود، مشکلات مالی چنان به وی فشار می‌آورد که تصمیم می‌گیرد از کرمان برود. چرا که او هم مثل خیل کثیری از اهل علم و فرهنگ، از نظر اقتصادی بدهکار و بی پشتوانه‌است. پای حرفهایش که می‌نشینی خجالت زده می‌شوی. آنجا که می‌گوید فرزندم را به واسطه نپرداختن شهریه دانشگاه از جلسه امتحان اخراج کرده‌اند!
به هرحال با خبر شدیم که پس از دعوت رییس مرکز پژوهش‌های علمی کرج، تجربه‌کار تصمیم به مهاجرت از استان گرفته و مجموعه‌‌ گران بهای او هم به زودی در تبعیدی اجباری به کرج منتقل خواهد شد و یکی از جذابیت‌های دیرینه‌شناسی و توریستی کرمان به سرنوشت سایر سرمایه‌های اینچنینی مبتلا خواهد گشت.
در راستای پیش‌گیری از این فاجعه استانی، جمعی از اعضای اتاق بازرگانی و دیگر هم استانی‌ها بر آن می‌شوند که از رفتن وی جلوگیری کنند. با این توجیه که حتی اگر مجموعه او تنها سنگ‌هایی از کوه و دشت استان باشد باز هم ارزش نگهداری دارد. به عنوان مثال؛ باغ سنگی که در سیرجان ساخته شد، مگر جز تعدادی سنگ بسته بر شاخه‌هایی خشک است که سالانه تعداد زیادی توریست را به خود جلب می‌کند و سیرجان به بهانه لحظه‌ای فیلم‌برداری از پیر گم‌نام سیرجانی میزبان معروف‌ترین کارگردانان و مستند سازان کشور بوده؟
خوشبختانه رزم حسینی استاندار کرمان قول‌هایی در راستای ایجاد دوباره موزه دیرینه شناسی داده‌است.(چون مکان قبلی تبدیل به تونل وحشت شده برای تفریح جوانان و نوجوانان شده) که امید همه دلسوزان این مجموعه علی الخصوص شخص تجربه‌کار به همین وعده‌هاست که بتواند در کرمان بماند و این نام پر افتخار اولین موزه دیرینه شناسی کشور کماکان در کنار نام دیگر مفاخر استان بدرخشد.
وی علاوه بر آنچه خواندید روایت کرده که چند سال پیش دعوت شده بود که موزه را در شهر زیر زمینی حیله‌ور واقع در دو کیلومتری کندوان برپا سازد که آن سال هم وعده‌های مسؤولین و انگیزه‌های وطن‌دوستی مانع از کوچ وی به تبریز شده بود. وی هنوز «ز یاران چشم یاری دارد» و خیل عظیمی از اهل علم و فرهنگ استان‌هم مشتاق دایر شدن این موزه در همین استان و تماشای سنگواره‌های کرمان در خود استان کرمان‌هستند.

کرمان آماده مواجهه با پدیده «ال نینو»

روز گذشته در شورای ستاد مدیریت بحران استان عنوان شد؛
کرمان آماده مواجهه با پدیده «ال نینو»
روز گذشته شورای ستاد مدیریت بحران استان در استانداری کرمان برای مقابله با بحران های احتمالی در فصل سرما تشکیل شد.
اجرای طرح پیشگیری از سیل روستا به روستا
در استان کرمان
استاندار کرمان در این جلسه گفت: طرح پیشگیری از سیل روستا به روستا در استان کرمان اجرایی شود زیرا بخش قابل توجهی از خسارات کاهش می یابد. علیرضا رزم حسینی افزود: پیشگیری کمترین میزان هزینه را در بر دارد. در این طرح مسیل‌هایی که مانعی در آنها وجود دارد شناسایی می‌شود و اعتبارات لازم را برای باز کردن این مسیل‌ها اختصاص می‌دهیم. رزم‌حسینی بر انجام اطلاع‌رسانی به موقع در زمینه بحران‌ها تاکید کرد و خواستار تامین ذخیره مورد نیاز کالای امدادی در استان کرمان شد تا در زمان بحران احتمالی دچار مشکل نشویم. استاندار کرمان در پایان ابراز داشت: مسائل و مشکلات احتمالی را باید به دامداران گوشزد کرد تا در زمان بحران دچار مشکل نشوند.
کرمان آماده مواجهه با پدیده «ال نینو»
معاون امور عمرانی استاندار کرمان هم گفت: بحث پدیده ال‌نینو یا تغییر آب و هوایی در سال جاری مطرح است و گرچه اختلافاتی در این زمینه وجود دارد، اما تمهیدات لازم در استان کرمان اندیشیده شده است. ابوالقاسم سیف الهی افزود: استان کرمان در برابر 20 بلای طبیعی قرار گرفته و همیشه در همه زمان‌ها به‌عنوان یکی از استان‌های مورد تهدید مطرح بوده است.
معاون امور عمرانی استانداری کرمان بیان داشت: با توجه به اینکه امسال وضعیت هوایی ویژه‌ای در کشور و جنوب ایران پیش‌بینی شده که استان کرمان را هم در برمی‌گیرد، لذا پیش‌بینی‌ها و تمهیدات لازم انجام شده است.
مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان کرمان هم در این جلسه گفت: بیشترین میزان آسیب‌دیدگان استان کرمان طی سال جاری را در حوادث جاده‌ای داشته‌ایم. علی گنج کریمی افزود: حلقه امنیتی یکی از موارد اساسی برای نیروهای هلال‌احمر است که به عنوان نخستین نیروها در زمان بحران وارد عمل می‌شوند.
کرمان در انتظار باران است
رئیس مرکز پیش بینی هواشناسی کرمان هم در این جلسه از بارانی شدن آسمان استان در هفته جاری خبر داد. حمیده حبیبی افزود: پایان هفته جاری ناپایداری‌های جوی در اکثر مناطق استان کرمان خواهیم داشت و این هفته پیش‌بینی شدت باران‌ها را داریم و کرمان در انتظار باران است.
وی از بارش 62.5 میلیمتری باران در جنوب کرمان طی هفته گذشته خبر داد و افزود: بارش 66 میلیمتر باران در جبالبارز اتفاقی نادر بود.
رئیس مرکز پیش‌بینی اداره‌کل هواشناسی استان کرمان اضافه کرد: ‌براساس پیش‌بینی فصلی تا پایان زمستان میانگین بارش ماهانه از آذرماه تا پایان سال در حد نرمال و در استان‌های غرب و جنوب غرب کمتر از حد نرمال بوده و از دی‌ماه هوای گرم‌تر از معمول پیش‌بینی شده است.

هفت بهشت معادن در جنوب کرمان

با آغاز اکتشافات معدنی هدفمند رخ می دهد
هفت بهشت معادن در جنوب کرمان
عملیات اکتشافی سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران، شناخته‌شده به عنوان ایمیدرو در جنوب کرمان آغاز شده است. ایمیدرو شرکت هلدینگ دولتی فعال در بخش معدن ایران است و دارای ۸ شرکت اصلی و ۵۵ شرکت عملیاتی در زمینه صنایع فولاد، آلومینیوم، مس، سیمان و مواد معدنی می‌باشد.
جنوب کرمان در رتبه سوم ذخایر معدنی کشور
جنوب کرمان به نوعی بهشت معادن کشور است. این منطقه از حیث ذخایر معدنی در کشور رتبه سوم را داراست. کرومیت، تیتانیوم، مس و آهن از جمله ذخیره های معدنی هستند که در این منطقه وجود دارند. علی رغم این پتانسیل فوق العاده، جنوب کرمان همچنان در محرومیت به سر می برد. به اعتقاد کارشناسان یکی از دلایل محرومیت این منطقه، استفاده نکردن از پتانسیل هایی است که در طول سال ها به آن ها توجه چندانی نشده. از همین رو به نظر می رسد مسئولان مربوطه در جنوب کرمان باید نسبت به مسئولان دیگر شهرها تلاش بیشتری انجام دهند. همانطور که استاندار کرمان در سفر روز پنج شنبه خود به شهرستان جیرفت گفته بود: جنوب کرمان علی رغم تلاش های دولت ها، همچنان از توسعه نیافتگی رنج می برد لذا نیازمند نگاه ویژه دولت به این منطقه است.
یکی از مهمترین قسمت هایی که نیازمند نگاه ویژه دولت به جنوب کرمان است، بحث معادن این منطقه می باشد. با توجه به اینکه این منطقه رتبه سوم ذخایر معدنی کشور را دارد لازم است اکتشاف های معدنی گسترده ای در منطقه صورت گیرد. البته در گذشته هم به طور موردی عملیات اکتشافی صورت گرفته اما ظرفیت معدنی این منطقه بیش از فعالیت های انجام شده در گذشته است. حالا رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب کرمان از آغاز فعالیت اکتشافی شرکت ایمیدرو در این منطقه خبر داده است.
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب:
برای انجام اکتشافات هدفمند هفت پهنه در جنوب کرمان تعریف کرده ایم
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب کرمان در ارتباط با آغاز فعالیت های اکتشافی ایمیدرو در منطقه جنوب کرمان به «پیام ما» گفت: ما در جنوب کرمان جمعا هفت منطقه وسیع با عنوان پهنه تعریف کردیم که سرجمع مساحتی حدود 15 هزار کیلومتر دارند. هدف از تعریف پهنه ها هم انجام اکتشافات هدفمند است. محمود اسکندری نسب افزود: این مساحت حدود 40 درصد مساحت جنوب کرمان را در بر می گیرد که از یک سال و نیم پیش این پهنه ها در نظر گرفته شد. سپس این پهنه ها را به مزایده گذاشتیم که تاکنون سه پهنه برای اکتشاف و فعالیت های معدنی به سرمایه گذاران واگذار شده اند.
وی تصریح کرد: واگذاری پهنه ها با واگذاری دو پهنه در شهرستان قلعه‌گنج به مساحت 2 هزار 264 کیلومتر مربع و یک پهنه به مساحت یک‌هزار و 220 کیلومتر مربع در جبالبارز غربی شروع شده بود و با واگذاری بخشی از پهنه معدنی آباده به جازموریان به مساحت 7 هزار و 815 کیلومترمربع که در جنوب استان کرمان قرار دارد، ادامه یافت.
وی با اشاره به اینکه با واگذاری پهنه ها، فعالیت های معدنی در جنوب کرمان شتاب می گیرد گفت: سرمایه گذارانی که مزایده را می برند، در صورت کشف ذخیره معدنی در پهنه ای که در اختیار دارند می توانند معدن مربوطه را ثبت کنند.
ابتدا قرار بود عملیات اکتشافی ایمیدرو
از فارس شروع شود
آنطور که رئیس صنعت، معدن و تجارت جنوب می گوید در 40 سال گذشته عملیات اکتشافی پایه در استان و به ویژه در جنوب استان انجام نشده است. اسکندری نسب در این باره گفت: قبلا مثلا یک قسمت به مساحت 40 یا 50 کیلومتر را در نظر می گرفتند و عملیات اکتشافی انجام می دادند اما حالا طبق سیاست های وزارت صنعت، معدن و تجارت با تعریف پهانه هایی با مساحت بالا، عملیات اکتشاف گسترده ای آغاز می شود. وی با اشاره به اینکه یک پهنه به مساحت حدود 44 هزار کیلومتر از آباده تا جازموریان در اختیار ایمیدرو است اظهار داشت: ابتدا قرار بود فعالیت های اکتشافی از آباده آغاز شود اما با رایزنی هایی که کردیم و با توجه به محرومیت منطقه ما قرار شد ایمیدرو فعالیت های خود را از جنوب کرمان شروع کند.
گفتنی است تاکنون پنج تا شش زون معدنی از جمله مواد معدنی کرومیت، تیتانیوم، مس و آهن در این پهنه شناسایی شده است و پیش بینی می شود با تکمیل روند اکتشاف تعداد زون‌های بیشتری در این پهنه وجود داشته باشد.
پایان عملیات اکتشاف جنوب کرمان تا
نیمه اول سال آینده
علی اصغرزاده مدیر اکتشاف سازمان توسعه، نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) هم در ارتباط با فعالیت های معدنی ایمیدرو در جنوب کرمان اظهار داشت: عملیات اکتشاف مقدماتی پهنه در حوزه جنوب استان کرمان طبق دستورالعمل پهنه تا نیمه اول سال 95 پایان یافته و اطلاعات تکمیلی به سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب استان کرمان ارسال خواهد شد.
کارشناس خبره حوزه معدن:
جنوب کرمان در حوزه معدن می تواند در خاورمیانه هم اول باشد
یکی از خبره ترین کارشناسان حوزه معدن در ایران که 30 سال سابقه فعالیت در این حوزه را دارد و تاکنون چندین معدن را در ایران فعال کرده است در ارتباط با ظرفیت معدنی جنوب کرمان به «پیام ما» می گوید: یکی از بهترین نقاط ایران از نظر ذخایر و تنوع مواد معدنی جنوب کرمان است. حبیب الله سلطانی ادامه می دهد: اگر در حوزه معدن این منطقه مدیریت خوبی حاکم باشد از این نظر در خاورمیانه هم می تواند حرف اول را بزند. جنوب کرمان بزرگ ترین ذخایر تیتانیوم، مس، سنگ آهن، کرومیت، منگنز و چندین ماده دیگر را دارد. وی تصریح می کند: شهر آبادی مثل اصفهان را اگر بررسی کنید می بینید بیش از 50 درصد سرمایه گذاران این استان غیر بومی هستند چرا که فرهنگ سرمایه گذاری در این استان جاافتاده است. دلیل آبادانی اصفهان هم همین سرمایه گذاران هستند و امروز در ایران اصفهان از نظر صنعت حرف اول را می زند. سلطانی با بیان اینکه نزدیکی جنوب کرمان به بندر هم از دیگر ظرفیت های این منطقه است اظهار می کند: با توجه به ذخایر معدنی جنوب کرمان، این منطقه می تواند جزو توسعه یافته ترین منطقه ها باشد.
استفاده از ظرفیت های معدنی جنوب کرمان
حضور ایمیدرو در جنوب کرمان با توجه به سابقه این شرکت در فعالیت های معدنی، می تواند به استفاده از پتانسیل های معدنی جنوب کرمان منجر شود. شاید کم ترین امتیاز حضور ایمیدرو این باشد که توجه دیگر سرمایه گذارانی که در کار معدن هستند به جنوب کرمان جلب می شود و در این منطقه حضور پیدا می کنند. البته لازم به ذکر است که ایمیدرو در استان کرمان پنج فعالیت معدنی انجام می دهد که یک از این ها به معدن تیتانیوم کهنوج مربوط می شود. بنابراین حضور ایمیدرو در جنوب کرمان برای اولین بار نیست اما چگونگی حضور این شرکت در جنوب با گذشته تفاوت دارد. همچنین جدای از ایمیدرو به نظر می رسد با تعریف هفت پهنه وسیع در جنوب کرمان و واگذاری آن ها به سرمایه گذاران برای اکتشافات معدنی، تعداد معادن جنوب کرمان بیشتر شوند و از این ذخایر معدنی استفاده خواهد شد. اگرچه در طول سالیان دراز از ذخیره های معدنی جنوب کرمان آنطور که باید استفاده نشده است، اما با برنامه ریزی هایی که صنعت، معدن و تجارت جنوب انجام داده این امیدواری بوجود می آید که دیگر صرفا از ذخیره های معدنی جنوب کرمان صحبت نشود و این ذخیره ها به ایجاد معادن مختلفی بیانجامد. نکته ای که محمود اسکندری نسب هم به آن اشاره می کند و می گوید: از سرمایه گذاران توانا در حوزه معدن حمایت می کنیم چرا که جنوب کرمان در حوزه معدن پتانسیل های فراوانی دارد و از این پتانسیل باید استفاده شود.

فرهنگ و هنر نباید دولتی و بخشنامه‌ای باشد

حمید نیک نفس در گفتگو با پیام ما:
فرهنگ و هنر نباید دولتی و بخشنامه‌ای باشد
حمید نیک نفس متولد 1337 رفسنجان به نسلی از شاعران کرمان تعلق دارد که پس از انقلاب شعر را با دغدغه های جدی شروع کردند. او در طول قریب به چهار دهه علاوه بر شعر و ادبیات مدیریت را در عرصه های به ظاهر متناقض صنعتی، ورزشی و فرهنگی تجربه کرده است. کارنامه‌ی حمید نیک نفس در عرصه های مختلف کارنامه وزینی است که مجال طرح آن در این اشاره کوتاه نیست. چهار دوره مدیریت باشگاه فوتبال مس از سال های 76 تا 86، چندین سال مدیریت در بخش های روابط عمومی، فرهنگی و ورزشی در صنایع مس سرچشمه و پس از آن در سال 73 در سن 35 سالگی عنوان جوان ترین بازنشسته کشور را از آن خود کرد. همزمان با فعالیت در صنایع مس مدیریت ارشاد شهرهای سیرجان، شهربابک، بردسیر، بافت و شهر مس سرچشمه را برعهده داشت. پس از بازنشستگی در موسسه مفرغ با مهدی محبی کرمانی همکاری کرد و امروز مدیر استان کرمان شرکت مادر تخصصی میدکو (صنایع فولاد) است. او در مدت فعالیت ادبی اش جلسات شعر مختلفی را راه اندازی و اداره کرده است. از جمله اولین جلسات شعر در سیرجان، بردسیر، مس سرچشمه، بافت و شهربابک در دهه 60 تا جلسه‌ی شعر آفریدگاران فروتن در اواخر دهه 80 در کرمان.
نیک نفس همچنین در شعر طنز از نام آوران این عرصه است و ویژه نامه هایی چون «قینوس» ضمیمه طنز هفته نامه فردوس کویر و در حال حاضر «روزگردون» ضمیمه طنز هفته نامه پاسارگاد به تلاش و همکاری او منتشر شده و می شوند. از او کتاب های «از خواجو تا امروز» در زمینه طنز کرمان، «نسیم جان» گردآوری و تصحیح اشعار درویش علی کرمی، «چقدر درخت، چقدر پرنده» (با همکاری مهدی صمدانی) گزیده شعر کرمان، مجموعه شعر کوتاه «ساعت کلاغ» و در سال 93 مجموعه «چغوک اوچکو» تاکنون چاپ و منتشر شده اند و کتاب هایی در زمینه شعر و طنز در دست انتشار دارد. در هفته گذشته جشن امضای چاپ دوم مجموعه شعر «چغوک اوچکو» در کتاب فروشی شهر فرهنگ کرمان برگزار شد. این کتاب در مهرماه امسال در برنامه طنز خندوانه توسط عادل فردوسی پور معرفی شده بود. از او درخواست گفت و گویی را با روزنامه «پیام ما» داشتم که با بزرگواری و فروتنی خاص خود پذیرفت و در طبقه هشتم ساختمان پاسارگاد در دفتر کارش با او گفت و شنودی صمیمانه انجام دادم که می‌خوانید:
– شما به نسلی تعلق دارید که شاید بتوان به آن نام تکنوکرات های فرهنگی داد، در حوزه های متنوع و شاید نامتجانسی کار کرده اید مدیریت در صنایع مس و فولاد، فوتبال، فرهنگ و هنر و شعر چه رابطه ای میان صنایع ادبی و صنایعی مثل فولاد و مس و فوتبال وجود دارد؟ چگونه این جمع به ظاهر اضداد را سامان می‌دهید؟
چیزی که خیلی ها در واقع اشتباه فکر می‌کنند و شاید ذهنیت غلطی در مورد شعر دارند این است که شعر فقط « نشین بر لب جوی و گذر عمر ببین» و «به سراغ من اگر می‌آیید نرم و آهسته بیایید که مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من» و عباراتی از این دست است. من فکر می‌کنم این طرز تفکر اساس کار نیست. شعر قسمت زیبایی از زندگی است ولی قسمتی از زندگی است نه همه‌ی آن، خیلی از دوستان ذهنیت شان از شاعر‌یک آدم منزوی با ظاهری متفاوت مثلاً موهای بلند که در پشت سر بسته شده اند‌یا ریش متفاوت و… چیزهایی از این دست است و شاید عده ای تصور می‌کنند که شاعر و نویسنده آدمی‌است که روز تا شب می‌خوابد و شب تا صبح بیدار می‌ماند؛ قلمی‌بر می‌دارد و می‌نویسد. اما من نگاه دیگری به شعر دارم علی رغم این که گاهی اوقات ممکن است با‌یک بیت شعر دقایقی گریه کنم در کنار این کارمند شرکت مس بودم صنعت خشنی مثل صنعت مس. علاوه بر این بحث ورزش برایم جدی بود، من سالها بازیکن تیم فوتبال مس سرچشمه بودم حدود 10 سال و به صورت حرفه ای فوتبال بازی کردم.
– چه سال هایی در عرصه‌ی ورزش کار کردید؟
من فوتبال را از سال 55 شروع کردم و از سال های 61 تا 66 عضو تیم مس سرچشمه بودم، مدت کوتاهی سرمربی تیم مس سرچشمه بودم و بعد دیدم به درد مربی گری نمی‌خورم، حدود 10 سال در سطح استان فوتبال را قضاوت کردم و چهار دوره مدیریت باشگاه مس را برعهده داشتم؛ شما تصور کنید بخواهی در کنار شعر نوشتن با امیرقلعه نوعی، فرهاد کاظمی، پرویز مظلومی، نادر دست نشان، صمد مرفاوی، ذوالفقار نسب و … سر و کله بزنی و تعامل کنی و بازی پیروزی و استقلال را در کرمان مدیریت کنی در چنین شرایطی من نمی‌توانم بگویم که صرفاً نیک نفس شاعرم و باید حوزه بسیار آلوده‌ی فوتبال را مدیریت کنم. الان هم در قالب شرکت مادر تخصصی میدکو برای اجرای 23 پروژه صنعتی در حوزه های فولاد و مس به عنوان نماینده‌ی این شرکت در استان کرمان همکاری می‌کنم. من در تمام این سال ها سعی کردم فوتبال و صنعت را فرهنگی کنم و علی رغم چهار دوره تلاش در فوتبال به این نتیجه رسیدم که نمی‌شود به راحتی بر خلاف جریان آب شنا کرد و ترجیح دادم که در سال 86 و در اوج اقتدار باشگاه مس از فوتبال خداحافظی کنم.
– در جهان امروز از در و دیوار اطلاعات می‌بارد اینترنت ، شبکه های اجتماعی ، ماهواره ها، شبکه های متعدد تلویزیونی و رادیویی و … شما در جشن امضای مجموعه شعر «چغوک اوچکو» گفتید که دغدغه ام برای حفظ گویش کرمانی منجر به چاپ این کتاب شد. در چنین دنیایی آیا می‌توان برای شعر به خصوص شعر با‌یک نگاه بومی‌، محلی و محدود کار کردی قائل شد؟
می‌توان به شعر بومی‌و محلی مانند‌یک اثر باستانی و تاریخی مثل باغ شاهزاده و ارگ بم نگاه کرد. درست است که شاید دقیقاً‌یک اثر عینی تاریخی مثل موارد فوق نباشد اما باید به عنوان‌یک زیبایی و‌یک میراث باقی بماند و در تمام دنیا هم همین کار را می‌کنند‌یعنی میراث فرهنگی شان را عظیم ترین و بزرگترین سرمایه شان می‌دانند و به هر حال نسل آینده هم حق دارد از این گویش ها و لهجه ها بهره مند شود و بدین سبب این میراث معنوی باید در جایی ثبت شود تا نسل های آینده بتوانند با گذشته شان ارتباط برقرار کنند، من اتفاقاً فکر می‌کنم هر چه بیشتر از عمر این آثار و ابنیه بگذرد ارزش بیشتری پیدا می‌کنند و همین دغدغه مرا واداشت تا در همین دنیای ازدحام ارتباطات و فناوری به سراغ نوشتن این کتاب بروم.
– برای حفظ این میراث معنوی و فرهنگی (گویش کرمان) به قول شما؛ چه باید کرد؟
اگر به گذشته برگردیم پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هنوز هم با لهجه کرمانی صحبت می‌کنند و اصطلاحاتی را به کار می‌برند که خاص کرمان است برای حفظ آن تمام اشخاص حقیقی و حقوقی این سرزمین که در عرصه فرهنگ کار می‌کنند، و نهاد ها و متولیان فرهنگ و هنر وظیفه دارند. هرچند که متاسفانه بعصی رسانه ها که وظیفه سنگینی هم دارند مثل تلویزیون ، رادیو و … بعضاً و ناخواسته این لهجه زیبا و شیرین را طوری صحبت می‌کنند که بیشتر‌یک «شو»ی سرگرم کننده و‌یا‌یک لهجه سطحی و وارفته را تداعی می‌کند و این‌یک نگاه غیرمنصفانه است.
– در سال های اخیر داستان و تئاتر کرمان جهش خوبی داشتند و در سطح کشور مطرح شدند ولی شعر کرمان با وجود سابقه تاریخی و استعدادهای بالقوه و بالفعل نتوانست جریان ساز شود، فکر می‌کنید آسیب های شعر کرمان چیست و دورنمای آن را چگونه می‌بینید؟
شعر‌یک هنر خاص است به هر حال وزن و قافیه در شعر کلاسیک و موسیقی درونی در شعر سپید شاعر را محدود می‌کند. این محدودیت در داستان و تئاتر و موسیقی کمتر وجود دارد. حال اگر شاعر فرزند زمانه‌ی خود نباشد و از زمان عقب تر باشد این وضعیت وخیم تر می‌شود نه تنها شعر کرمان بلکه شعر ایران و جهان هم دارد از قافله سایر هنرها عقب می‌ماند و دوران رکود خود را طی می‌کند. طبیعتاً در هر جغرافیا مقتضیات فرهنگی و باورهای اجتماعی، حتی محدودیت های سیاسی و فرهنگی روی ذهن و کار شاعر اثر منفی می‌گذارد متاسفانه اتفاق شگفت انگیزی را در این سال ها در شعر ایران وکرمان شاهد نیستیم و بیشتر می‌توان گفت شاعران از روی دست هم می‌نویسند.
– مولفه های‌یک شعر موفق از نظر شما چیست؟
من فکر می‌کنم مهمترین ویژگی‌یک شعر موفق تاثیری که به جا می‌گذارد و ماندگاری آن است. خود من وقتی‌یک شعر خوب می‌خوانم موهای دستم سیخ می‌شوند و این گفتنی و بیان کردنی نیست‌یک شعر موثر و موفق در جان آدمی‌جرقه می‌زند و او را تکان می‌دهد. پس از شاعران موفق دهه های 60 و 70 از جمله قیصر امین پور، حسن حسینی، سلمان هراتی ، حسین منزوی و … شعر در لایه های سطحی خودش متوقف ماند و بیشتر به بازی با‌یک سری کلمات و تصاویر زیبای غیرماندگار بدل شد امروز اگر‌یک شعر خوب در‌یک شبکه اجتماعی منتشر شد همه می‌خواهند مثل آن شعر بگویند هنوز می‌بینیم که حافظ و سعدی و مولانا و در معاصرین شاملو، فروغ، سهراب و اخوان تجدید چاپ می‌شوند.
– ادبیات و شعر ما شناسنامه‌ی فرهنگی ماست و در طول تاریخ جور همه نداشته هایمان را در فلسفه و سیاست و جامعه شناسی و … کشیده است چرا با وجود قله های آسمان بوس ادبیات کلاسیک ما مثل حافظ، فردوسی، مولوی، سعدی ، خیام و … و در ادبیات معاصر مثل هدایت، شاملو، فروغ، دولت آبادی و … شعر و ادبیات ما جهانی نمی‌شود؟
جهانی شدن فقط مختص شعر‌یا هنر نیست وقتی در اقتصاد و سیاست ما متاسفانه‌یک نگاه جهان سومی‌وجود دارد چه انتظاری داریم که ادبیات ما همپای جهان بیش برود. هنر و فرهنگ در کشورهایی که به جایی رسیده اند در همه عرصه ها دولتی و بخشنامه ای نیست ولی در جوامعی مثل کشور ما با دغدغه ای که همیشه مسئولین داشته اند، هنر و فرهنگ دولتی باقی مانده است و چنین هنری هیچ گاه به بالندگی نخواهد رسید. اگر ظاهراً چیزی را به اهل فن واگذار کرده ایم واقعی نبوده است و این نگاه حاکمیتی و از بالا به پایین چندین قرن در فرهنگ و هنر ما وجود داشته و در آن رسوب کرده است
– تا آن جایی که به خاطر می‌آورم در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 جلسات شعر در کرمان فروغ بیشتری داشتند از جمله جلسه شعر خواجو، به مدیریت مرحوم مظهری، جلسه شعر آفریدگاران فروتن که به مدیریت خود شما برگزار می‌شد، تلاش های مهدی صمدانی و … ولی به مرور از آن روشنایی و اشتیاق آن سال ها کورسوی شلعه ای باقی مانده است امروز به جز چند جلسه‌ی کم رونق جلسه‌ی شعر پویا و فعالی که اکثریت شاعران را گردهم بیاورد؛ در کرمان وجود ندارد؛ تشت ها و اختلاف نظرها در این بخش بسیار زیاد است؛ فکر می‌کنید چه عواملی ما را به این نقطه رسانده است؟
جامعه از شعر و شاعری انتظار بیشتری دارد. این که‌یک شاعر از حد‌یک آدم صرفاً رویاپرداز و احساساتی خارج شود و خودش را با زمان، زمانی که با شتاب شگفت انگیزی از خواسته های سطحی گذشته عبور می‌کند تطبیق دهد. طبیعتاً شعر در گذشته کارکرد بیشتری داشته است چون در آن زمان گستردگی رسانه های امروز وجود نداشت. متاسفانه در کرمان هر جا انجمنی شکل گرفته است‌یک‌یا چند نفر به عنوان دبیر‌یا مدیر و‌یا هر عنوانی خواسته اند باورها و اعتقادات خودشان را به دیگران تحمیل کنند و بگویند که هر کس مثل من فکر نمی‌کند و شعر نمی‌گوید اصلاً شاعر نیست و این تنگ نظری ها و انحصارطلبی ها در عرصه های ادبی و هنری بسیاری از شاعران را خانه نشین کرد مثلاً من‌یادم هست در سال های دهه 60 در انجمن شعر خواجو شاید غیرطبیعی ترین سخن منظومی‌که به عنوان‌یک مطلب خنده دار مطرح می‌شد که شاعری گفته: «من وضو با تپش پنجره ها می‌گیرم» (شعر سهراب).
– در شعر ما در دهه های گذشته دو آفت مهم وجود داشته است‌یکی شکل گرایی افراطی دهه 70 و دیگری ساده نویسی و ابتذال که هر دوی اینها به شعر لطمه های جدی زد این وضعیت آیا به شعر کرمان هم قابل تسری است؟
تمام این جریانات اجتناب ناپذیر بود و باید تجربه می‌شد امروز مخاطب حرفه ای و آگاه سره را از ناسره تشخیص می‌دهد. متاسفانه این نگاه حداقلی در شعر کرمان هم وجود دارد. ما در کرمان‌یاد نگرفتیم که انتقادپذیر باشیم فکر می‌کنیم که هر طور که ما فکر می‌کنیم درست است و بقیه طرز تفکرها غلط اند به عنوان مثال من شاید به انجمن خواجو بعضاً انتقاد هم داشته باشم اما معتقدم این انجمن هم کار بزرگی را در شعر کلاسیک انجام داده است.
ما در انجمن شعر آفریدگاران فروتن سعی کردیم فضایی را ایجاد کنیم که به عنوان مثال مهدی صمدانی، شهین خسروی و مازیار نیستانی بیایند در‌یک جمع در کنار حامد حسین خانی، محسن کاشانی و مهدی گنجی بنشینند، همدیگر را تحمل کنند، شعر‌یکدیگر را منصفانه نقد کنند و مهم تر از همه از حال هم باخبر شوند و همدیگر را دوست داشته باشند.
– با این نگاه حداکثری و تعاملی که شما در انجمن آفریدگاران فروتن داشتید چرا این انجمن تعطیل شد؟
دقیقا دلیل شخصی داشت من حدود 35 سال کار فرهنگی کردم و همیشه دست تنها بودم؛ به نوعی از ادامه این روند خسته شدم.‌یک نفر این همه آدم را دعوت کند ، پذیرایی کند و دغدغه هایی داشته باشد که به مسئول‌یا ارگانی برنخورد و در این کشمکش از خودم غافل شدم. حتی در انجمن طنز هم این اتفاق افتاد؛ خیلی از طنزپردازان امروز کرمان از بچه های آن انجمن هستند که به همت حوزه هنری تشکیل می‌شد، بالاخره به نقطه ای رسیدیم که از خودم غفلت کردم. اخیراً کمتر در انجمن ها و شب های شعر شرکت می‌کنم و بیشتر به جمع آوری و انتشار آثار خودم می‌پردازم کاری که دوستانی از جمله آقایان میرافضلی و شریفی نعمت آباد به بهترین نحو انجام می‌دهند.
مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد کرمان گفتند که «دولت را با هنرمندان آشتی دادم» و برای تاسیس تشکلی به نام «خانه هنرمندان» هم گام های اولیه برداشته شد؛ پس از آن آقای فلاح به استانداری رفت و آقای علیزاده جانشین ایشان شد و ظاهراً این ایده که ایده‌ی خوبی هم بود در حد همان حرف های قشنگ باقی ماند و متوقف شد شما فکر می‌کنید که سپردن کار به دست خود هنرمندان و حمایت دولت از آنها چقدر می‌تواند به رشد و شکوفایی فرهنگ و هنر کمک کند؟
این ایده در صورت تحقق ایده بسیار خوبی بود ولی این امر به راحتی با تشکیل چند جلسه و رسانه ای شدن قابل تحقق نیست و باید‌یک عزم جدی در همه مسئولان فرهنگی و هنری و در همه بخش ها بوجود بیاید که متاسفانه این زیرساختها فراهم نیست. مسئولین دولتی فرهنگ و هنر باید به هنرمندان و هنرمندان به آنان اعتماد کنند و این امر قطعاً به نفع هر دو گروه است زیرا هنرمندان بخش تاثیرگذار جامعه هستند .
– در جامعه‌ی ما متاسفانه کار حرفه ای فرهنگی و هنری مثل شعر، نویسندگی، تئاتر، نقاشی، موسیقی و روزنامه نگاری از نظر اکثریت اجتماع حرفه و شغل محسوب نمی‌شود اکثر هنرمندان که کار حرفه ای می‌کنند‌یا مشاغلی دارند که با فرهنگ و هنر سروکار دارند از نظر اقتصادی در مضیقه اند و با توجه به اینکه شما در هر دو حوزه‌ی فرهنگی، هنری و اقتصادی کار می‌کنید در این مورد چگونه فکر می‌کنید و چه راهکارهایی برای «غم نان» و تقویت اقتصاد فرهنگ دارید؟
متاسفانه این تفکر وجود دارد و این مسئله‌یک شبه و‌یک روزه حل نخواهد شد فرهنگ اقتصاد هنر باید به خانواده، مهدکودک ، دبستان و دانشگاه و همه سطوح اجتماعی تسری پیدا کند و این نگاه باید از پایین به بالا شکل بگیرد و جزئی از عادتها و باورهای ما بشود در جوامعی هست که نقاش و موزیسین به خیابان می‌آید و هنرش را عرضه می‌کند و مورد توجه و استقبال مردم واقع می‌شود و از آن حمایت می‌کنند ولی در جامعه ما اگر نقاش و نوازنده ای در خیابان هنرش را عرضه کند در اکثر موارد با‌یک نگاه سطحی و حتی ترحم آمیز روبرو می‌شود در کنار این تا زمانی که نگاه متولیان فرهنگی و سیاسی به مقوله‌ی فرهنگ و هنر عوض نشود این معضل هم چنان باقی خواهد ماند. شوربختانه امروز خرید کتاب ، تابلو نقاشی، رفتن به کنسرت و سینما و تئاتر تقریباً از سبد اقتصاد اکثر خانواده ها حذف شده است حتی افرادی که غم نان ندارند. من بعضاً تابلوی نقاشی می‌خرم اما وقتی مثلا از‌یک استاد مسلم آبرنگ قیمت تابلواش را می‌پرسم ایشان تابلویی را که در خارج از کشور ده ها میلیون تومان قیمت می‌خورد با نگرانی و استرس 50‌یا 100 هزار تومان عرضه می‌کند و … این عمق تراژدی در هنر ما است.
مثلا ما از خود می‌پرسیم نویسندگان حرفه ای این استان مثل محمد علی علومی‌یا منصور علیمرادی چگونه زندگی می‌کنند؟‌یا شاعری که می‌خواهد کتابی را چاپ کند به خاطر‌یک‌یا دو میلیون تومان اثرش روی دستش می‌ماند و … آیا با این همه پولی که در ورزش هزینه می‌شود مثلاً اگر چند درصد قیمت خرید‌یک بازیکن فوتبال برای هنرمندان در قالب‌یک صندوق هزینه شود بسیاری از دغدغه های مادی آنها از بین می‌رود. حتی زمانی که من در مدیریت باشگاه فوتبال مس بودم اگر به برگزاری‌یک جشنواره فیلم، عکس‌یا چاپ‌یک کتاب و … کمک می‌کردم مورد اعتراض و اتهام قرار گرفتم که این وظیفه‌ی‌یک باشگاه نیست.
– من شخصاً در مورد شعر طنز شما فکر می‌کنم که شما حرف های جدی زیادی دارید که به دلایلی نمی‌توانید‌یا نمی‌خواهید آنها را مستقیم مطرح کنید و به این دلیل بیشتر دغدغه هایتان را در قالب طنز بیان می‌کنید آیا شعر طنز امکانات بیشتری برای بیان حرف های ممنوع ! دارد؟
من صادقانه بگویم زمانی که با آقای مهندس فردوسی و روزنامه «فردوس کویر» آشنا شدم و قرار شد ضمیمه طنز «قینوس» را منتشر کنم. این کار توسط مسئولین فرهنگی وقت تحمل نشد و بعد از حدود 2 سال تعطیل شد بعد از آن‌یک تلنگری به فضا و روحیه‌ی شعری من خورد و دیدم که شعرهای جدی که گفتم و بیشتر مناسبتی و جشنواره ای بودند‌یا به جهت این که فلان مسئول خوشش بیاید و … متوجه شدم که این شعرها به طنز خیلی نزدیک تر هستند. به این خاطر سراغ طنز رفتم و طبیعی است که شعر طنز ممکن است ماندگاری شعر جدی را نداشته باشد اما ارتباط سریع تر و منطقی تر با مخاطب برقرار می‌کند و می‌تواند از بعضی خط قرمزها عبور کند البته این هنر شاعر است که بتواند فضا را تلطیف کند که به جایی برنخورد و شخصیت کسی را تخریب نکند و حتی دغدغه‌ی مسئولینی که خط قرمزها را تعیین می‌کنند، برطرف کند و این ها بود که من طنز را جدی تر گرفتم می‌توانم بگویم دهها کتاب آماده‌ی چاپ در این زمینه دارم هر چند که در این عرصه خودم را مبتدی می‌دانم مثلاً من ظرف 10 شبانه روز کل دیوان حافظ را به طنز در آوردم و فکر می‌کنم طنازتر از حافظ در بحث طنز نداریم و این شوخی با حافظ آنقدر برایم شگفت انگیز و اشتیاق انگیز بود که تا ده شب بی وقفه ادامه‌یافت و تقریباً حدود 500 غزل حافظ را به طنز درآوردم و سعی کردم به ساختار اصلی شعر لطمه نخورد و به فضای سیاسی و اجتماعی امروز هم نزدیک باشد.
– چند نمونه از ابیات طنزی که با شعر حافظ نوشتید؟
مثلاً برای نمونه
بیا که قصر اَمَل سخت سست بنیاد است
شبیه مسکن مهر است این‌یکی بنیاد
****
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز: که این هم سفر استانی است
****
چهل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم
رندی به طعنه گفت: نماینده می‌شوی
****
حافظ از وعده رندان جهان غافل شد
نرود سهمیه نفت ولی از‌یادش
ادامه در صفحه 8
ادامه از صفحه 5
– شما چه نگاهی به مقوله‌ی «مخاطب» در هنر و به خصوص در شعر دارید؟
من معتقدم هنر باید چند وجهی باشد و مخاطبش را بشناسد ما نباید بگوئیم که مخاطب نمی‌فهمد در دنیای امروز مخاطبان بسیار باهوش هستند و به همین سبب فضاهای ذهنی شعرم را به چند دسته تقسیم کردم اگر «ساعت کلاغ» را منتشر کردم در کنارش «چغوک اوچکو» هم دارم هر چند امروز اگر قرار بود چاپ شوند با وسواس بیشتری کار می‌کردم ما خیلی وقت ها گناه خود را گردن مخاطب می‌اندازیم ضمن این که کسانی هم که نگاه ویژه ای به ادبیات دارند نباید انتظار داشته باشند تمام مخاطبین متقابلاً توانایی برقراری ارتباط با این نگاه پیشرو را داشته باشند و بهتر است توقعاتشان را پایین بیاورند.
– عده ای از شاعران در زمانه خود قبول عام‌یافتند و بعدها فراموش شدند مثلاً قبل از انقلاب شاعری به نام مهدی سهیلی برنامه رادیویی با موضوع شعر داشت که بسیار پرمخاطب بود و کتابهایش مثل اشک مهتاب، مشاعره و … به چاپ های متعددی می‌رسیدند ولی امروز تقریباً از او خبری نیست و کمتر خوانده می‌شود بر عکس این مورد را هم داریم که شاعرانی در زمانه خود مخاطب کمتری داشته اند و بعدها بیشتر مورد توجه واقع شدند به قطع در این مورد نمی‌توان حکم کلی و واحدی داد شما چطور فکر می‌کنید؟
عده ای از هنرمندان از زمانه‌ی خود عقب ترند ولی آدمهایی مثل سعدی و حافظ خیلی از زمانه‌ی خود جلوتر بودند. آدمهایی مثل مهدی سهیلی و امثال او که زمانی تریبون داشتند و خدمت هم کردند امروز مورد اقبال نیستند ولی ممکن است تعدادی از همان نسل سهیلی مورد توجه باشند؛ زمان بی رحم است و اگر نخواهیم با زمان پیش برویم حذف خواهیم شد اما شاعرانی مثل شاملو، فروغ و سهراب که از زمانه خود جلوتر بودند امروز مورد اقبال و توجه هستند و پس از این ممکن است به دلیل سرعت تحولات در آینده اقبال به آنها هم کم شود.
– بنابراین شما فکر می‌کنید «جاودانگی» دروغی بیش نیست؟
جاودانگی دروغ نیست من به‌یک هنرمند به عنوان‌یک اثر تاریخی نگاه می‌کنم همانطوری که باستانی پاریزی را‌یک اثر باستانی می‌بینیم تا‌یک انسان، مگر می‌شود تخت جمشید، باغ شاهزاده فراموش شوند ممکن است آدمها بزرگتر شده باشند ولی گذشته و تاریخی که ساخته اند فراموش نمی‌شود.
– هستی شناسی و معرفت شناسی شما چه رابطه ای با طنز دارد آیا فکر می‌کنید جهان‌یک شوخی است؟
آدم از هر زاویه ای که به زندگی نگاه کند زندگی همان طور خواهد بود. طنزپرداز آدم شادی نیست در واقع طنز نگاه منطقی به زندگی و جامعه را راحت تر می‌کند آدم نباید از زندگی و دیگران خیلی توقع داشته باشد خیلی از تعارفات و احترامات زندگی روزمره‌یک طنز تلخ است. انسان آفریده شده برای گناه و اشتباه و در کنارش برای دوستی، عشق و تاثیرگذاری همه ارزش ها نمی‌تواند کاملاً در‌یک آدم جمع شود و گرنه فرشته بودیم و آدم نبودیم. در واقع زیبایی و زشتی در نگاه ماست. آدم ها در آثاری که از خود به جای می‌گذارند باقی می‌مانند و حیات شان در واقع محدوده‌ی تاثیرگذاری آنها است.
– «ساعت کلاغ» نام مجموعه شعر سپید کوتاهی بود که در نشر «نون» از شما منتشر شد چرا کار آزاد را ادامه ندادید؟
برخلاف تصور عموم کار سپید که تکلف وزن و قافیه کمتر دارد خیلی سخت است؛ قدیم می‌گفتند اگر شما انشایی بنویسد و وسطش را با پاک کن، پاک کنید؛ می‌شود شعر نو ولی این تصور غلطی است به عنوان مثال «توانا بود هر که دانا بود» شعر نیست «شعر گفتن» کلاسیک در واقع به قول قدیمی‌ها «شعر جور کردن» است مثل اتفاقی که در «چغوک اوچکو» افتاد البته من سعی کردم به شاعرانگی این کارها لطمه نخورد من وقتی می‌بینم دوستانی که شعر سپید می‌نویسند از جمله شهین خسروی نژاد، مهدی صمدانی، محمد شریفی، سیدعلی میرافضلی، شهرام پارسا مطلق، مازیار نیستانی، محمدعلی قراچه داغی، کیمیا سعیدی و … چه زجری متحمل می‌شوند و در واقع عرق ریزان روح همین است. به این نتیجه رسیدم در این عرصه ادامه ندهم، شعرهای مجموعه «ساعت کلاغ» در واقع‌یک حس و‌یا دل نوشته‌ی کوتاه بودند و من برای این ها عرق روح و جسم نریخته ام هر چند که بزرگواری مثل هوشنگ مرادی کرمانی با من تماس گرفت و گفت: من بارها با خانمم «ساعت کلاغ» را خوانده ایم و لذت برده ایم. مجموعه‌ی «ساعت کلاغ» را شاید در 4-3 ساعت نوشته ام و در حال رانندگی؛ بخشی از شعرهای من، شعرهای خیابانی هستند که در حالت رانندگی نوشته شده اند. البته در این حالت طنز کارکرد بیشتری دارد مثلاً شما می‌بینید‌یک افسر راهنمایی سر چهارراه دارد تخمه می‌خورد طنز به این سادگی شکل می‌گیرد. البته شعرهای بخش دوم این کتاب «ساعت 10» حاصل‌یک دوره‌یکی- دو ساله هستند و مثل کلاغ از ذهن من نپریدند و روی کاغذ نیامدند؛ در این مورد نگاه سختگیرانه تری داشتم مثل «زوزه‌ی روباه عاشق را / خدایی نیست».
– از مجموعه شعر طنز «چغوک اوچکو» بگویید چگونه شکل گرفت؟ تجربه کار با نشر «نون» و محسن بنی فاطمه چطور بود؟
اصلاً این مجموعه طنز نیست ممکن است طنز درونی و نهفته در آن باشد من به اصطلاحات و گویش کرمانی نگاهی احترام آمیز دارم هر چند که طنز هم مقدس است ولی در این مورد نخواستم نگاهی فکاهه داشته باشم و در این قالب بیاورم. این ها دغدغه های من بودند. در مورد نشر «نون» با محسن بنی فاطمه قبل از این که نشر «نون» را راه بیندازد که نونی هم برایش جز خون دل نداشته و نونی هم داشته آجر شده است در انجمن آفریدگاران فروتن آشنا شدم و با وجودی که من هم اصرار کردم که این مجموعه را چاپ نکند چون می‌ترسیدم روی دستش بماند ولی او چاپ کرد. اما به محسن بنی فاطمه به عنوان‌یک آدم فرهنگی اعتقاد داشتم حتی «ساعت کلاغ» هم با کمک ایشان در نشر آموت چاپ شد. اما من به عنوان‌یک آدم مسئول این دغدغه را داشتم که در توزیع و پخش این کتاب به ایشان کمک کنم.
– اگر حرف خاصی دارید بفرمائید؟
من خوشحالم روزنامه‌ی «پیام ما» دارد به‌یک پیام عمومی‌تبدیل می‌شود می‌دانم که کار فرهنگی و روزنامه نگاری مشکلات زیادی از جمله مشکلات اقتصادی و … دارد ولی از این که روزنامه‌ی شما از قالب «آگهی نامه» خارج شده است و دغدغه های فرهنگی و هنری هم دارد جای خوشحالی دارد و امیدوارم روزی همه نشریات استان که در کشور از نظر کمیت رکورد دارند. به‌یک خودکفایی و آرامش اقتصادی برسند و بتوانند به مقوله‌ی فرهنگ و هنر نگاه جدی تری داشته باشند از جنابعالی و همکارانتان در روزنامه «پیام ما» تشکر می‌کنم.
شوربختانه امروز خرید کتاب ، تابلو نقاشی، رفتن به کنسرت و سینما و تئاتر تقریباً از سبد اقتصاد اکثر خانواده ها حذف شده است حتی افرادی که غم نان ندارند. من بعضاً تابلوی نقاشی می خرم اما وقتی مثلا از یک استاد مسلم آبرنگ قیمت تابلواش را می پرسم ایشان تابلویی را که در خارج از کشور ده ها میلیون تومان قیمت می خورد با نگرانی و استرس 50 یا 100 هزار تومان عرضه می کند و … این عمق تراژدی در هنر ما است.
اگر چند درصد قیمت خرید یک بازیکن فوتبال برای هنرمندان در قالب یک صندوق هزینه شود بسیاری از دغدغه های مادی آنها از بین می رود. حتی زمانی که من در مدیریت باشگاه فوتبال مس بودم اگر به برگزاری یک جشنواره فیلم، عکس یا چاپ یک کتاب و … کمک می کردم مورد اعتراض و اتهام قرار گرفتم که این وظیفه ی یک باشگاه نیست
مسئولین دولتی فرهنگ و هنر باید به هنرمندان و هنرمندان به آنان اعتماد کنند و این امر قطعاً به نفع هر دو گروه است زیرا هنرمندان بخش تاثیرگذار جامعه هستند

نمایشگاه

راه یابی عکاسان کرمانی در چهارمین گردهمایی «10 روز با عکاسان»
آثار سه عکاس کرمانی در میان 299 عکس راه یافته به چهارمین گردهمایی «10 روز با عکاسان» قرار گرفت. این دوره که با شعار «عکس، عکاسی و عکاسان» شروع به کار کرده 299 عکس از بیش از ۳۰ عکاس از جمله آثاری از فرزاد میرحسینی، محمد خضری مقدم و میلاد صفابخش از عکاسان کرمانی به نمایش گذاشته شده است. گفتنی است، در این نمایشگاه آثار هفت انجمن تخصصی عکاسان ایران، عکاسان انقلاب و دفاع مقدس، عکاسان تبلیغاتی و صنعتی، عکاسان خانه تئا‌تر، عکاسان سینمای ایران، عکاسان مطبوعات و میراث فرهنگی است که تا ۲۷ دی‌ماه در خانه هنرمندان ایران واقع در خیابان ایرانشهر در معرض دید عموم علاقمندان گذاشته شده است.

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخای صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005

حاشیه

دروازه بان سابق استقلال بازداشت شد
میزان نوشت: دروازه‌بان جدید تیم فوتبال راه آهن بازداشت شد. محسن فروزان که نیم فصل اول را در تیم فوتبال سیاه جامگان مشهد سپری کرد و در نقل و ا نتقالات نیم فصل به راه آهن آمده بود صبح دیروز با حضور در کلانتری بازداشت شد. او پیش از این صحبت‌هایی را علیه فرهاد کاظمی مطرح کرده بود و به نظر می‌رسد به خاطر این صحبت‌ها حکم بازداشتش صادر شده است.

100 نفر از اهالی سینما و تلویزیون ایران
در حال رفتن به شبکه «جم» هستند
کافه سینما نوشت: شنیده های سینماپرس از جذب و عقد قرارداد با بیش از ۱۰۰ فعال سینمایی و تلویزیونی با شبکه ماهواره ای«جم» و تدارک آنان برای خروج از کشور است. به گزارش خبرنگار سینماپرس، این روزها مهاجرت برخی هنرمندان و بازیگران عرصه سینما و تلویزیون به خارج از کشور برای بازی در فیلمها و سریالهای شبکه «جم» نقل بسیاری از مجالس و رسانه های گروهی شده است؛ چهره هایی چون مهدی مظلومی، چکامه چمن ماه، مانی کسرائیان، رابعه اسکویی و… که نامشان پیش از این در تیتراژ بسیاری از آثار تصویری و نمایشی کشور در جایگاه بازیگر و کارگردان قرار داشته و مخاطبان وطنی با فعالیت آنان آشنایی داشته اند. با وجود واکنش های متعدد و اظهار نظرهای گوناگون در قبال این حرکت هنرمندان و فارغ از سوابق شبکه های فارسی زبان ماهواره ای، اطلاعات حاصله سینماپرس از یک منبع موثق، از ابعاد بیشتری از این اتفاق ناگوار حکایت دارد.
بنا بر این گزارش یک تهیه کننده مطرح سینما که نخواست نامش فاش شود ادعا کرد که سعید کریمیان مدیر گروه جم تی وی که از مدتی پیش به صراحت از ساخت سه سریال تلویزیونی با زبان فارسی و عوامل صد در صد ایرانی!؟ در شبکه های تحت مدیریت خود طی چند ماه آینده سخن گفته است، موفق به جذب بیش از ۱۰۰ فعال سینمایی و تلویزیونی و افراد مرتبط با این دو حوزه در رشته های مختلف فنی و تکنیکی شده و به تدریج برای اقامت و مهاجرت قطعی آنان در کشور ترکیه در حال اقدام است.

گاف جالب سریال شهرزاد!
سازندگان مجموعه‌های تلویزیونی بعضی اوقات گاف‌های جالبی می‌دهند. سریال شهرزاد نیز از این امر مستثنی نیست. به گزارش ستاره‌ها، در ششمین قسمت مجموعه ویدئویی شهرزاد، در صحنه واژگون شدن خودروی بزرگ آقا، خط افق نیز همراه با خودرو واژگون می‌شود! جالب تر آنکه بازیگران نیز از جای خود تکان نمی‌خورند!

عکس نوشت

شعر نمی شوند
کلماتی که تنهایی تو را تصویر می کنند
تو
زیباترین تندیس چشم انتظاری
در خم کوچه ها بودی

عکس: حامد رحمتی

پاسخ مقامات استان کرمان به منتقدان پروژه های شهری

پاسخ مقامات استان کرمان
به منتقدان پروژه های شهری
جلسه شورای ادارای استان که روز گذشته در محل استانداری در سالن شهید مرتضوی برگزار شد، محل پاسخ نماینده ولی فقیه، استاندار و معاونین وی به منتقدان برخی پروژه های عمرانی بود و مقامات استان کرمان به انتقادات از برخی پروژه های عمرانی از جمله هتل بام کرمان واکنش نشان دادند.
امام جمعه کرمان:
زمانی مسئولان موفق می شوند
که چوب لای چرخ آن ها نگذاریم
نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمان در این جلسه اظهار داشت: ما باید مواظب باشیم که ایمان و تقوا را حفظ کنیم و قانون و مقررات را رعایت کنیم. اگر همه ما از مرز قانون تجاوز نکنیم هیچ مشکلی پیش نمی آید. بنده به آقای رزم حسینی در ابتدای کار گفتم من هیچ دخالتی در کار شما نمی کنم.مگر در مسئله دینی و اجتماعی متوجه شویم به ضرر شهر، دین و مکتب است که در آن زمان با زبان ادب تذکر می دهیم. آیت الله جعفری با اشاره به اینکه زمانی مسئولان موفق می شوند که چوب لای چرخ آن ها نگذاریم گفت: اگر قرار باشد هر فردی در کار مسئولان اجرایی دخالت کند، سنگ روی سنگ بند نمی شود و مسئولان ما نمی توانند کار خود را به خوبی انجام دهند. وی در ادامه گفت: مسئولین دارند کار می کنند. من نمی گویم انتقاد نکنید، انتقاد سالم و سازنده بکنید. اما در مورد مسئله ای که روشن نیست نباید انتقاد کرد و تهمت زد .
استاندار کرمان:
اجازه نمی دهیم راه آبادانی کرمان به دلیل عوام فریبی
عده ای متوقف شود
استاندار کرمان هم در این جلسه در واکنش به انتقادات اخیر از برخی پروژه های عمرانی گفت: اجازه نمی‌دهیم راه آبادانی ایجاد شده در شهر کرمان به دلیل عوام‌فریبی‌ عده ای متوقف شود. علیرضا رزم حسینی افزود: ما با دست خالی و تنها با اعتبار، پروژه‌های استان را جلو می‌بریم، اگر این کارها 20 سال قبل انجام گرفته بود، اکنون نباید همزمان چند پروژه را انجام می‌دادیم. وی با بیان اینکه استان کرمان در جهت شفاف سازی و دولت شیشه‌ای در کشور پیش قدم بوده اضافه کرد: متاسفانه عده ای به خاطر رای و باندبازی کارهایی می‌کنند که شایسته نیست، اطلاعات آن موجود است اما نمی خواهیم آبروریزی کنیم، ولی اگر لازم باشد شفاف سازی خواهیم کرد.
معاون سیاسی استاندار:
برخی به قطار سازندگی استان سنگ می زنند
حمید ذکا اسدی معاون سیاسی و امنیتی استاندار کرمان هم در این جلسه گفت: خوشبختانه هم اکنون قطار سازندگی با وجود پول کم در استان در حال حرکت است اما برخی به این قطار سنگ می‌زنند.
معاون عمرانی استاندار:
پروژه بام کرمان با کوه خواری تفاوت دارد
معاون عمرانی استاندار کرمان هم در این جلسه گفت: استاندار کرمان با توان و ابتکاری که داشت قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء را به کرمان آورد و با برنامه‌ریزی‌ها و اعتمادی که قرارگاه به آقای رزم حسینی داشت چندین پروژه بزرگ را در حال اجرا دارد در صورتی که قرارگاه خاتم الانبیاء زیربار پروژه های زیر صد میلیارد تومان نمی‌رفت. ابوالقاسم سیف اللهی در خصوص پروژه های شهری گفت: پروژه تله کابین و بام کرمان آغاز، وسایل این پروژه با قیمت 20 میلیارد تومان خریداری شده و تا یک سال آینده بهره برداری خواهد شد. وی اظهار داشت: کرمان ما از سال 1368 آرزوی تله کابین را داشته و تدبیری اندیشیده شد که در این دولت پروژه تله کابین اجرا شود. این امر ضوابط میراث فرهنگی و محیط زیست را می‌خواست که اخذ شد و تله کابین و مجموعه کنار آن بهترین مجموعه گردشگری در جنوبشرق خواهد شد. سیف اللهی در خصوص مسائل مطرح شده درباره پروژه بام کرمان گفت: باید برای اجرای تله کابین جاده‌ای را ایجاد کنیم، ضمن آنکه باید تاکید کنم که این پروژه با کوه خواری تفاوت دارد و مجموعه فرهنگی و پذیرایی و ورزشی برای استفاده عموم مردم است. موافقت اصولی هتل توسط میراث فرهنگی در بام کرمان به نام شهرداری صادر شده و زمین بام کرمان متعلق به مسکن و شهرسازی است و زمین و پروانه شهرداری به عنوان سهم آورده شهرداری کرمان است و زمینی فروخته نشده است. سیف اللهی با اشاره به مسائل زیست محیطی تصریح کرد: آنچه که انجام می‌شود تا زمانی که زیر نظر محیط زیست و کارشناسان این اداره نباشد، گامی برداشته نمی‌شود و بهره برداری از این نقطه زیر نظر مسوولان استان است.

شعر طنز

نوستالژی‌های
جیبوتی و مدرسه

به امید بازگشت جیبوتی
سعید طلایی
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟
وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟
عشقم تو را جانم تو را نفتم تو را نانم تو را
شیراز و تهرانم تو را از من چرا رنجیده ای؟
از فتنه پندت داده ام، سد بلندت داده ام
حتی سمندت داده ام از من چرا رنجیده ای؟
ما باده در خم داشتیم سجاده در قم داشتیم
ما که تفاهم داشتیم از من چرا رنجیده ای؟
قربان روی ماه تو آن نصفه دانشگاه تو
هستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیده‌ای؟
من پارلمانت ساختم، حتی فلانت ساختم
من رایگانت ساختم، از من چرا رنجیده ای؟
من با سفارت خانه ات کردم مگر کاری غلط؟
انداختی خود را وسط از من چرا رنجیده ای؟
بودی کجاهای پیاز ای کشور ناز و نیاز
ما بین تهران و ریاض از من چرا رنجیده ای؟
حق نمک بر گردنت فردا بگیرد دامنت
هم دامن خود هم زنت، از من چرا رنجیده ای؟

خیلی رشید و خوش قد و بالا، جیبوتی!
سجاد شاکری
خییییلی رشید و خوش قد و بالا، جیبوتی!
دنیا تماماً «رعیت» و «آقا» جیبوتی
اصلاً یه حالی میشه آدم تا میفهمه
برچیده شد همکاری ما با جیبوتی
حالم خرابه! خیلی‌ام ! اصلاً یه وضعی
آخه چرا؟ آخه چرا بابا جیبوتی!؟
ایرانم آخه کشوره؟! «با این نوناشون»
ایران شبیه «قطره» و «دریا» جیبوتی
با اقتصادی مبتنی بر شمش و الماس
بالاتر از آلمان و امریکا جیبوتی
بازیگرای کشورش توو هالیوودن
پسوند فامیلیِ «آماندا» جیبوتی
هر جای نقشه اسمشو دارم میبینم
اینجا و اونجا، هر طرف هر جا جیبوتی
***
عاقا خلاصه اینکه حیفه تو بِبُرّی
پامونو از اقلیم خوبی‌ها، جیبوتی!

شعر نخستین تروریست
حسین گلچین (شکلات‌الشعرا)
بوده قابیل نخستین تروریست
دارد آوازه ی دیرین تروریست
در تن زار و نزار دنیا
شده یک غدّه ی چرکین تروریست
چه فراوان شده است و ارزان
نکند آمده از چین تروریست
هر چه دنیا بکشاند بالا
می کشد باز به پایین تروریست
غایت اصلی اگر منفعت است
هست سازنده ی ماشین تروریست
شاید او با تو برادر باشد
مثل رستم وَ شغاد این تروریست
وای از آن روز که اقدام کند
طبق برداشتش از دین تروریست
روی اسکندر و چنگیز سفید
شده از حمله ی چندین تروریست
تا مبادا سر ما را ببرد
هست شایسته ی تحسین تروریست
من دعا می کنم انشاء الله
برود زیر گیوتین تروریست

در دبستان های غیر دولتی
امیرحسین خوش حال «کولی»
در دبستان های غیردولتی
می زدم هی چرخ چندین ساعتی
تا کنم فرزند خود را ثبت نام
تا نباشد مثل بابایش عوام!
بعد کلی جستجوی بی امان
یافتم یک مدرسه نزدیکمان
وارد دفتر شدم گفتم: « سلام
آمدم این جا برای ثبت نام »
گفت آقای مدیر از پشت میز:
« پر کنید این فرم را، لطفا تمیز!»
با غرور و با تفاخر مثل شیر
فرم را پر کردم و دادم مدیر
ناگهان دیدم مدیر محترم
می نویسد مطلبی را با قلم
گفت: « از صرف زمان پرهیز کن
ابتدا این فیش را واریز کن!»
تا که دیدم فیش را حیران شدم
مثل یک مرغابی بریان شدم!
مثل آن فنچی که باشد در قفس
رو به ایشان کردم و گفتم سپس:
مبلغ فیش شما جانکاه بود
قیمتش هم نرخ دانشگاه بود!
بچه ام را با چنین پول خفن
میبرم دانشگهی در «منهتن»
آمدم از مدرسه بی جنب و جوش
شیر بودم اول و گشتم چو موش!

شهر نشینی، پرستیژ یا فرهنگ؟

شهر نشینی، پرستیژ یا فرهنگ؟
با گسترش شهرها ، معضلات ومشکلات شهری نیز گسترش یافت و به موازات کارکردهای مثبت شهرنشینی صور منفی زندگی جمعی و اجتماعات بزرگ و شهرنشینی چهره نشان داد و عامل پدیدآمدن نهادهای نو و یا تکامل نهادهای قبلی در کنترل و حل معضلات شهری شد . به هر حال آنچه می تواند تضمین کننده ی موفقیت در بهبود وضعیت یا حل معضلات روزافزون جامعه ی شهری باشد ، هماهنگی و تلاش همگون همه ی نهادهای موجود در شهر اعم از دولتی و مردمی است.
انسان، موجود یا به عبارت دیگر پدیده ای است چند بعدی و یکی از مهمترین وجوه او ، بعد اجتماعی بودن اوست . حضور در اجتماعات مختلف و رفع نیازهای مشترک جسمانی و روانی از طریق زندگی جمعی منجر به تکامل انسان شد. بررسی سیر تکاملی زندگی اجتماعی انسان، مسیری از کوچ نشینی تا حضور در شهر را نشان می دهد.اولین اجتماعات انسانی ،اجتماعات کوچ نشین و همیشه در حال حرکت بوده و این اجتماعات با اکتشاف کشاورزی یا به عبارت بهتر با به وجود آمدن زمینه های معیشت متکی بر کشاورزی و استفاده از دامهای اهلی به طور توام منجر به یکجا نشینی و ایجاد روستا به عنوان اولین اجتماعات و کانون ها ی پیشرفته بشری شد. دو عامل تجارت و امنیت سرآغاز ایجاد شهرها بود . بازار و دژ هسته های اولیه ی پدید آورنده ی شهرهای بزرگ گردید و سرانجام با به وقوع پیوستن انقلاب صنعتی در غرب و تمرکز عامل صنعت در شهرها ( یا گردآمدن جماعات به دور کانونهای صنعتی ) گسترش شهرها و تغییر در سیمای شهرها پدیدار گشت .اکنون عامل اصلی تعریف شهر یعنی معیشت منحصر به صنعت و خدمات ، آن را از روستا مجزا می سازد . شهرنشینی فرآیندی است که در آن تغییراتی در سازمان اجتماعی سکونتگاههای انسانی به وجود می آید که حاصل افزایش ، تمرکز و تراکم جمعیت می باشد . رشد شهر نشینی و صنعتی شدن جوامع شهری، فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها وآداب و سنن دور کرد و تمایل به زندگی امروزی و استفاده از رفاه و ارزشهای مادی به نوعی ارزش اجتماعی تبدیل شده و جامعه ها را از پایبندی به یکدیگر و مناسبات خانوادگی وخویشاوندی دور کرد .
فرهنگ در هر نوع از جامعه، نشان‌دهنده شخصیت، هویت، رفتار و کردار، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و … اهالی آن است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون، نمود پیدا می‌کند.
در جوامع سنتی روابط اجتماعی به هم پیوسته بود و باور های مشترک و مشخصی وجودداشت و افراد همدیگر را می شناختند و اعتماد میان افراد بیشتر بود و روابط اجتماعی براساس آشنایی های دراز مدت و دوستی و مناسبات فامیلی و خانوادگی استوار و پایدار بود .ولی جوامع بزرگ شهری امروز به خاطر وجود شرایطی خاص ، فرصتی برای شناختن افراد نگذاشته است. افراد به جای خانه و محیط زندگی در محیط کار با دیگران روابط برقرار می کنند و به دلیل شغلها و موقعیت اجتماعی متفاوت افراد ،روابط با روابط سنتی متفاوت است که در این ارتباط بیشتر به جای وجود علایق و احساسات ، غلبه با موقعیت اجتماعی افراد است . در نتیجه یکی از معیارهای جامعه شناختی در تفاوت میان شهر و روستا پدیده ی گمنامی است .پدیده ای که خود درعین مورد توجه شهرنشینان بودن، می تواند از عوامل اصلی افزونی مسائل و ناهنجاریهای اجتماعی همچون جرم و جنایت ، اعتیاد ، طلاق و … در شهرها نسبت به روستاها باشد .
با گسترش شهرنشینی هر روز شاهد افرادی هستیم که به نوعی خود را از روستا ها و شهرها جدا کرده و به شهرستان نزدیک می شوند . در نگاه اول واژه شهر نشین برای عده زیادی از شهروندان نوعی پرستیژ به شمار می آید. اما این که تا چه حد توانسته ایم شهروندان را با قوانین و حقوق متقابل افراد در قبال یکدیگر در یک زندگی شهری آشنا کنیم جای سوال و تأمل دارد. در جوامع در حال گذر از سنتی به صنعتی هنور برخی از ارزش های گذشته جای خود را به ارزش های جدید که با هنجارهای تازه همخوانی بیشتری دارند، نداده اند و عده ای از مردم با در نظر گرفتن همان رفتارهای گذشته درصدد دستیابی به موفقیت یا وفق دادن خود با هنجارهای کنونی هستند .
یکی از مهم ترین این ارزش ها پذیرش نظم است که در روابط اجتماعی افراد بروز پیدا می کند و عاملیست برای اینکه افراد جامعه به طور منطقی و قانونمند زندگی کنند و به دنبال آن می بایست قانون و دولت و گسترش روابط اجتماعی شکل بگیرد و افرادی که از این قوانین سرپیچی کنند، از سوی مراجع قانونی، تعقیب و مجازات شوند که این عمل خود باعث بروز بسیاری از مشکلات شهری می شود، زیرا در تمام این مسائل جای خالی موضوعی که خود را در پس واژه فرهنگ شهرنشینی پنهان کرده، به خوبی احساس می شود. فرهنگ در هر نوع از جامعه، نشان‌دهنده شخصیت، هویت، رفتار و کردار، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و … اهالی آن است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون، نمود پیدا می‌کند.
شهرنشین
یعنی در حالی که مشکلات شهرهای کوچک، متوسط، بزرگ و خیلی بزرگ حل نشده است. تعداد روستاهایی که تازه تبدیل به شهر شده اند در حال افزایش است و ساکنان این شهرهای تازه تأسیس باید عوارض شهرنشینی را هم بپردازند و مسائلی همچون حمل و نقل شهری ، ترافیک معابر، بیکاری، کمبود یا گرانی مسکن، گسترش جرم و جنایت، آلودگی های زیست محیطی و فرهنگی، معابری از قبل و بدون ضابطه ایجاد شده اند، کمبود امکانات ورزشی و فرهنگی و روی آوردن به آپارتمان نشینی را تجربه نمایند .
به بیانی دیگر توسعه شهرنشینی و بزرگ شدن شهر ها اگرچه تا حدودی در جهت امنیت و رفاه شهروندان نقش داشته اما نارسائی هایی در زندگی شهروندان به خصوص از نظر اقتصادی و اجتماعی به وجود آورده است که در بسیاری از موارد این نارسایی ها به صورت مسائل حاد جلوه گر و همچنین باعث مخاطره محیط زیست انسانی نیز شده اند. برای مثال زیبایی شهرها، هماهنگی اجزای تشکیل دهنده آن، کارایی مناسب آنها، امکان استفاده شهروندان از عناصر شهری مانند رفاه و کارایی که از مهمترین عوامل شهری است در نتیجه رشد و نمو در مسیر نا موزون و بدون توجه به روابط منطقی بین اجزا، خطرات ایجاد شده در آن بیش از امنیت آن است و به همین علت راحتی و آسایش شهروندان در شهر میسر نمی شود.
در زیر مهمترین عواملی که زندگی شهری و طبیعت شهر نشینی را با مشکل مواجه کرده اند را به طور مختصر معرفی می کنیم:
فقر و عدم تساوی. بیکاری. از هم گسیختگی قوام خانواده. آلودگی صوتی. آلودگی هوا. تراکم بیش از حد جمعیت. کمبود مسکن. مشکلات اجتماعی (جرم و جنایت و…). آلودگی زیست محیطی. کمبود امکانات تفریحی. مشکلات مدیریتی. پراکندگی نا اندیشیده ی شهرها. زاغه نشینی و حاشیه نشینی. کلان شهر ها. وابستگی شهروندان به دلیل مصرف گرا بودن صرف.
همچنین کمبود مسیرهای پیاده، کمبود عرض ناهمواری کلی معابر( سواره و پیاده)، عدم روشنایی مسیرها… معلولین و سالمندان که نمی دانیم به کدامین گناه نکرده جزو کلمات نادیده یا بهتر بگوییم فراموش شده واژه شهر هستند و هزاران مساله دیگر نگفته از جمله این مسائل است،
هر کدام از عوامل فوق به نوعی از معضلات شهر نشینی بوده و کم و بیش میتوان آنها را در شهرهای مختلف ایران مشاهده کرد. اکنون شهرنشینی گرایش غالب در مسکن گزینی انسان امروز است و سالهاست که مسائل و مشکلات شهر و شهرنشینی از دغدغه های اساسی مدیریت شهری، کارشناسان بوده و همچنان نیز از محورهای اساسی طراحی شهری برطرف کردن این معضلات است. مسائلی که نیازمند مشارکت و تلاش همگانی در رفع آنهاست و به همین سبب نیز هر روز نهادهایی نو از دل جوامع شهرنشین برای حل معضلات زندگی شهرنشینی سر بر می آورند .همچنین وجود معضلات در شهر علاوه برگسترش زمینه های بی اعتمادی میان انسانها این احساس را در شهرنشینان ایجاد می کند که شاید مسئولان شهری قادر به اداره شهر نیستند و این امر در پاره ای مواقع میل به قانون گریزی و نهایتا سلب آرامش و امنیت و تهدید سلامت جامعه دامن می زند و جلوگیری از این کار نیازمند برنامه ریزی های فرهنگی و ایجاد بستر فعالیت های سالم و سازگار از سوی مدیران و مسئولان است.