بایگانی مطالب نشریه

رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان: رشد اقتصادی کرمان در برنامه ششم توسعه باید به 8.5 درصد برسد

رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان:
رشد اقتصادی کرمان در برنامه ششم توسعه باید به 8.5 درصد برسد

رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان کرمان گفت: در برنامه ششم توسعه طی پنج سال رشد اقتصادی استان کرمان باید به هشت و نیم درصد برسد. به گزارش ایرنا جعفر رودری در نشست بررسی سند اقتصاد مقاومتی بخش کشاورزی جنوب استان کرمان در جیرفت افزود: 2.8 درصد از این رشد اقتصادی از محل بهره وری و 5.7 درصد آن از محل سرمایه گذاری باید محقق شود. وی تصریح کرد: اگر بخواهیم این رشد در بخش سرمایه گذاری محقق شود باید طی پنج سال برنامه، زمینه سرمایه گذاری جدید یکصد هزار میلیارد ریال تا 120 هزار میلیارد ریال را فراهم کنیم که سالانه حدود 20 تا 25 هزار میلیارد ریال نیاز سرمایه گذاری استان است. وی گفت: در حال حاضر در بهترین حالت سالانه 12 هزار میلیارد ریال سرمایه گذاری جدید در استان وجود دارد که با این روند نمی توان به چشم انداز رشد 8.5 درصدی رسید لذا باید روش های نوین جایگزین روش های کنونی شود. رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان کرمان اظهار کرد: در برنامه ششم توسعه و اقتصاد مقاومتی پیش بینی شده که حدود 162 هزار فرصت شغلی ایجاد شود و در این حالت می توان نرخ بیکاری را حدود هشت درصد بعد از اجرای برنامه تخمین زد. وی بیان کرد: بخش کشاورزی شمال و جنوب استان 11 درصد سرمایه گذاری برنامه پنج ساله را باید انجام دهند که حدود 25 هزار میلیارد ریال سرمایه گذاری باید صورت گیرد. رودری با اشاره به بررسی لایحه برنامه ششم توسعه در مجلس شورای اسلامی گفت: برنامه ششم توسعه ظرف اجرایی پیاده سازی سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است. وی افزود: شرایط کشور با تدبیر دولت و پشتوانه رهبر معظم انقلاب اسلامی شرایط مطلوبی از لحاظ اقتصاد و سرمایه گذاری پیدا کرده و می طلبد در این برهه از زمان با آگاهی بیشتر مسائل اقتصادی را مدیریت کنیم. وی تصریح کرد: اکنون دو برنامه اقتصاد مقاومتی و برنامه ششم توسعه با محوریت نگاه به درون کشور و با استفاده از سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در حال تدوین و برنامه ریزی هستند.
رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان کرمان با بیان این که ستاد راهبردی مدیریت اقتصاد مقاومتی در سطح کشور راه اندازی شده است گفت: این ستاد در استان کرمان نیز با ریاست استاندار و دبیری سازمان مدیریت و برنامه رزی راه اندازی شده و باید در شهرستان ها نیز راه اندازی شود. وی اظهار کرد: 11 برنامه ملی برای این ستاد مشخص شده است و دولت با ساز و کار جدی این برنامه ها را دنبال می کند. رودری افزود: برنامه ششم توسعه را دستگاه های اجرایی به صورت روتین اجرا می کنند اما برنامه های اقتصاد مقاومتی با حساسیت ویژه در حال اجرا و بعضی در حال تدوین هستند. وی وظیفه سازمان مدیریت و برنامه ریزی را پایش و رصد برنامه های ابلاغی و پیش بینی شده دانست و گفت: باید هدف های بخشی در برنامه های توسعه شناسایی و در نهایت هدف های سیاست کلی تدوین و اجرایی شود.

تدوین سند چشم انداز کشاورزی جنوب کرمان بر اساس اقتصاد مقاومتی

تدوین سند چشم انداز کشاورزی جنوب کرمان بر اساس اقتصاد مقاومتی
رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان گفت: سند چشم انداز پنج ساله بخش کشاورزی این منطقه بر اساس اقتصاد مقاومتی تدوین شد. به گزارش ایرنا سید یعقوب موسوی در نشست بررسی سند چشم انداز پنج ساله بخش کشاورزی جنوب کرمان افزود: این سند همزمان با برنامه ششم اجرایی خواهد شد. وی اظهار کرد: سند چشم انداز پنج ساله بخش کشاورزی جنوب کرمان با توجه به توان داخلی این منطقه و در راستای اقتصاد مقاومتی در بخش های مختلف کشاورزی تدوین شده است. وی گفت: 9 هزارو 750 بهره بردار در بخش کشاورزی منطقه جنوب کرمان وجود دارد. موسوی خاطرنشان کرد: سطح زیر کشت جنوب کرمان 242 هزار هکتار است که بیش از 57 هزار هکتار آن با آبیاری تحت کاشت آبیاری می شود. وی ادامه داد: سالانه 15 هزار هکتار از سطح زیر کشت جنوب کرمان در برنامه اقتصاد مقاومتی باید به آبیاری های نوین مجهز شوند. موسوی گفت: سطح زیر کشت محصولات گلخانه ای جنوب کرمان یکهزار و 480 هکتار است که برنامه ریزی شده در افق 10 ساله به چهار هزار و 230 هکتار برسیم و سالانه 250 هکتار گلخانه در منطقه احداث کنیم.

شرایط سرمایه‌گذاری در استان تسهیل شده است

شرایط سرمایه‌گذاری در استان تسهیل شده است
دبیرکل اتاق کرمان با بیان اینکه اکنون شرایط سرمایه‌گذاری در استان تسهیل شده است، خاطرنشان کرد: برخی سیستم های حمایتی از سرمایه گذاران به عنوان یک ضمانت توسط بانک مرکزی کشور ایجاد می شود. به گزارش ایسنا مسعود رشیدی نژاد در دومین روز نشست مذاکرات B2B فعالان اقتصادی استان با بازرگانان کشورهای عراق، هند و روسیه، با تاکید بر بازگشت سرمایه سرمایه گذاران، ادامه داد: حمایت دیگر از سرمایه گذاران، ایجاد پنجره واحد برای آسان سازی و تسهیل در روند دریافت مجوزهای مورد نیاز آنها و ایجاد اطمینان در سرمایه گذاری است.
وی با اشاره به مزیت ها و فرصت های سرمایه گذاری در استان کرمان گفت: اتاق بازرگانی کرمان به عنوان یکی از بزرگترین مجموعه های بخش خصوصی کشور در جهت فرآهم آوردن مقدمات و معرفی فرصت های سرمایه گذری به سرمایه‌گذاران خارجی تلاش می‌کند. دبیرکل اتاق کرمان با اشاره به پتانسیل‌های بسیار خوب کرمان در زمینه‌های مختلف از جمله معدن، صنعت، کشاورزی و خدمات، گفت: این استان محل مناسبی برای سرمایه گذاری در حوزه های اکتشاف و استخراج در معادن و فرآوری مواد معدنی، صنایع زغالسنگ، فولاد و سایر صنایع پایین دستی مربوط به آنهاست. وی همچنین به مزیت های استان در بخش کشاورزی از جمله تولید پسته، گردو و محصولات گلخانه ای (فصلی و سالیانه) اشاره کرد و افزود: اتاق کرمان از هرگونه سرمایه گذاری مشترک با سرمایه گذاران خارجی استقبال و برای ایجاد فضای بهتر و بیشتر سرمایه گذاری و سهولت بازرگانی تلاش می کند.
رشیدی‌نژاد در ادامه به شرایط پساتحریم و ایجاد فضای مناسب برای تجارت در کشور ایران اشاره و بیان کرد: فعالان اقتصادی و سرمایه گذاران خارجی می توانند از این پس همکاری ها، دعوت ها و نشست های تجاری بسیاری را در ایران داشته باشند و همچنین اعزام هیات های تجاری به منظور ایجاد فضای مناسب تجاری را خواهیم داشت. رشیدی نژاد، این نشست را اولین دیدار تجاری خارجی، پس از رفع تحریم ها در کرمان عنوان کرد و گفت: امیدواریم شاهد سرمایه گذاری خارجی بیشتری در استان کرمان باشیم.

انتصاب سرپرست مرکز آموزش علمی- کاربردی خدمات جهانگردی کرمان

انتصاب سرپرست مرکز آموزش علمی- کاربردی خدمات جهانگردی کرمان
به گزارش روابط عمومی دانشگاه آموزش عالی علمی- کاربردی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور؛ سرپرست مرکز آموزش علمی- کاربردی خدمات جهانگردی کرمان منصوب شد. بر اساس این گزارش؛ شهرود امیر انتخابی، رئیس این دانشگاه، مطابق بند 4 ماده 14 اساسنامه موسسه آموزش عالی علمی- کاربردی سازمان؛ حمید مرتضوی را به عنوان» سرپرست مرکز آموزش علمی- کاربردی خدمات جهانگردی کرمان» منصوب کرد. در بخشی از این حکم آمده است « امید است با استعانت از خداوند متعال، با همت و درایت در انجام امور و مساعدت و همدلی با کلیه همکاران محترم، در به ثمر رسیدن اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و موسسه آموزش عالی علمی- کاربردی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری موفق باشید.» در ضمن آقای مرتضوی در گذشته عهده داری مسئولیت های از جمله همکاری با دانشگاه پیام نور کرمان، مدرس دانشگاه پیام نور، مشاور اداره کل بهزیستی استان کرمان، همکاری با جهاد دانشگاهی استان کرمان،مسئول برنامه ریزی و نظارت ،دبیر برنامه عملیاتی، دبیر مدیریت تحول و دبیر شورای پژوهشی اداره کل اوقاف و امورخیریه استان کرمان نیز بوده اند.

جمعیت ایران به بیش از 78 میلیون نفر رسید

جمعیت ایران به بیش از 78 میلیون نفر رسید
بانک مرکزی اعلام کرد که تا پایان نیمه دوم امسال جمعیت کشور به 78.8 میلیون نفر رسیده است. به گزارش ایسنا، نمادگرای اقتصادی که بانک مرکزی از پایان نیمه دوم سال جاری منتشر کرده، نشان می‌دهد که از بین جمعیت حدود 79 میلیون نفری کشور 57.3 میلیون نفر ساکن شهرها و 21.4 میلیون نفر در روستاها ساکن هستند.
براین اساس، تراکم جمعیت 47.8 نفر در هر کیلومتر مربع و رشد آن 1.2 درصد گزارش شده است. در سه ماهه دوم امسال جمعیت فعال کشور 25.1 میلیون نفر بوده که از این بین نرخ بیکاری حدود 10.9 درصد است.
این در حالی است که میزان بیکاری در شهرها 12.2 و در روستاها 7.4 درصد گزارش شده و نرخ بیکاری زنان 19.9 و مردان 8.9 درصد است. بنابراین گزارش، نرخ بیکاری در پایان تابستان سال جاری در بین جوانان 15 تا 29 ساله 23.4 و در جوانان 15 تا 24 ساله 25.7 درصد است.

حامد بهداد: تلویزیون ما یک رسانه ورشکسته است

حامد بهداد:
تلویزیون ما یک رسانه ورشکسته است
بعد از آن‌که در شامگاه ۱۲ بهمن‌ماه، تلویزیون مانع ورود بازیگران فیلم «نیمه شب اتفاق افتاد» در استودیو برنامه «نقد سینمای ایران» شد، حامد بهداد با انتقاد شدید از عملکرد این رسانه گفت: «تلویزیون ما یک رسانه ورشکسته است که هیچ کس آن را نمی‌بیند.» نشست پرسش و پاسخ فیلم «نیمه شب اتفاق افتاد» کار تینا پاکروان با اعتراضات فراوان عوامل این فیلم نسبت به برخورد تلویزیون برگزار شد. در بخشی از این نشست این پرسش مطرح شد که چرا عوامل این فیلم شامگاه گذشته نتوانسته‌اند در استودیو برنامه تلویزیونی «نقد سینمای ایران» حاضر شوند و در حالی که تینا پاکروان کارگردان فیلم در حال پاسخ به این پرسش بود، حامد بهداد بازیگر فیلم به میان سخن او پرید و با عصبانیت گفت: «تلویزیون ما یک -رسانه- ورشکسته است و هیچ‌کس آن را نمی‌بیند.» بهداد افزود: «مهم نیست که مرا به تلویزیون راه ندهند اما باید به این نکته توجه کنید که چرا سریال‌های ترکی این همه در میان مردم ما تماشاگر دارند. سریال‌هایی که اگر داستان تمام آن‌ها را در هاون بکوییم چیزی از آن درنمی‌آید.»

مسأله این است، جوان بودن یا نبودن

مسأله این است، جوان بودن یا نبودن

شرط سنی برای احراز برخی مسوولیت ها امری بدیهی است. اما گاهی اوقات این شرط سنی به عنوان ابزاری سیاسی برای خارج کردن رقیب از عرصه رقابت به کار گرفته می شود. انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 را همه به یاد دارند. هاشمی رفسنجانی به عنوان کاندیدا وارد شد و در دقایق پایانی برای رقابت نام نویسی کرد. اقبال عمومی به هاشمی رفسنجانی به خاطر نارضایتی مردم از رییس دولت اصولگرای نهم و دهم بسیار بالا بود و انتظار می رفت که درصد بالایی از آرا به هاشمی رفسنجانی اختصاص یابد. اما در کمال ناباوری نام وی در بین لیست تایید صلاحیت شده ها نبود. از چند روز قبل از اعلام احراز صلاحیت ها در برخی رسانه های گروهی سخن از این بود که افراد مسن برای احراز پست ریاست جمهوری مناسب نیستند. لاجرم همه ذهن ها معطوف به هاشمی رفسنجانی می شد. هاشمی ردصلاحیت شد در حالی که محمد غرضی 72 ساله تایید صلاحیت شد. اما اسفندماه امسال هم ایرانیان در انتظار انتخاباتی دیگر هستند. انتخابات مجلس خبرگان رهبری با ثبت نام کاندیداها کلید خورد. یکی از چهره های نامداری که خود را برای ورود به مجلس خبرگان آماده کرده بود سید حسن خمینی بود. حملاتی از سوی افراد تندرو از تریبون های مختلف علیه سیدحسن خمینی از ماه ها قبل شروع شده بود.
سرانجام سید حسن خمینی از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد. اما این روزها استدلال هایی از سنخ شرط سنی رواج پیدا کرده است. آیت الله محمد یزدی رییس مجلس خبرگان رهبری گفته است:«اعضای خبرگان باید خودشان فی الجمله مجتهد باشند تا بتوانند در موقع لزوم حق و واقع را به منصه ظهور برسانند.»
وی در ادامه می گوید:«مجلس خبرگان جای جوانگرایی، سیاسی کاری و جناح بازی و مجلس پیرمردهایی که نمی توانند کاری بکنند نیست.»
سید احمد خاتمی یکی دیگر از اعضای مجلس خبرگان رهبری نیز در اظهار نظری مشابه می گوید:«شأن مجلس خبرگان اقتضای آن را دارد که کسانی در این مجلس قرار بگیرند که از پختگی و نخبگی ویژه ای برخوردار باشند.» خاتمی می افزاید:«انتظار مردم از مجلس خبرگان همین است که افراد پخته و نخبه برگزیده شوند.»
این اظهارات، اذهان عمومی را مستقیماً متوجه سیدحسن خمینی می کند. اما در ادوار مختلف مجلس افراد زیادی با سن کنونی سید حسن خمینی به عنوان نماینده مجلس خبرگان رهبری انجام وظیفه کرده اند. از جمله در اولین دوره مجلس خبرگان رهبری افرادی هم چون؛ آیت الله خامنه ای(41 ساله)، آیت الله هاشمی رفسنجانی(47 ساله) و آیات صانعی(45 ساله)، فردوسی پور(46 ساله)، علی اصغر دستغیب(37ساله) و همچنین در دومین دوره مجلس خبرگان رهبری، آقایان درّی نجف آبادی(45 ساله)، نمازی(45 ساله)، سید احمد خمینی(45 ساله)، ری شهری(44 ساله)، محسن اراکی(35 ساله)، ایمانی(43 ساله) و در چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری آقایان ملک حسینی(44 ساله)، سید حاتمی(42 ساله)، بهرامی خوشکار(44 ساله)، رئیسی(46 ساله)، نمازی(31 ساله)، ابوالحسن مهدوی(44 ساله) از اعضای مجلس خبرگان رهبری بوده اند.
گفتنی است آیت الله محمد یزدی در سال 1358 در سن 47 سالگی به عنوان عضو مجلس خبرگان قانون اساسی برای تدوین قانون اساسی در این مجلس حضور داشته است.
سید احمد خاتمی نیز در سال 1377 در سن 38 سالگی به عنوان نماینده مردم کرمان به مجلس خبرگان رهبری راه یافت. در حالی که سید حسن خمینی متولد 1351 می باشد و در حال حاضر 43 سال سن دارد. با توجه به این که در گذشته نیز روحانیونی در این رده سنی به مجلس خبرگان رهبری راه یافته اند، جوان بودن سید حسن خمینی نمی تواند دلیل خوبی برای عدم راه یابی وی به مجلس خبرگان باشد.

درباره عزت و احترام ایرانی محسن جلال پور

درباره عزت و احترام ایرانی
محسن جلال پور*
اقتصاد ایران روزهای امیدوارکننده ای پیش رو دارد.هر روز خبر پذیرش یا اعزام هیأتی را درخبرها می بینیم ومی شنویم. سفر اخیر به ایتالیا و فرانسه و دستاوردهای خوب آن هنوز روی سایت ها و خبرگزاری ها خود نمایی می‌کند.همه این خبرهای خوش، به پشتوانه سال ها مقاومت و ایستادگی مردم و آحاد اقتصادی است و معتقدم، نتیجه اش،امروز و تنها در اقتصاد به‌روز نخواهد کرد.
این که کشوری هم چون فرانسه با ایران قراداد طولانی مدت می‌بندد، بیش از هرچیز، نشان از آن دارد که آنها ایران را کشوری امن و پایدار می‌دانند که حاضرند با عقد قرار دادی 20 ساله،بین دو اقتصاد در هم تنیدگی ایجاد کنند. امروز هم در خبرها دیدم که نخست وزیر کانادا در مقابل بعضی تندروهای مخالفش در رابطه با ایران واکنش نشان داده است. او در پاسخ به آنها که مخالف رابطه با ایران هستند و او را به خاطر سیاست برقراری ارتباط مجدد زیرسوال برده اند، گفته :از ابتدا، قطع ارتباط با ایران اشتباه بوده است. قطعا برای همه ما خوشحال کننده است که کشورهای قدرتمند هم به این نتیجه رسیده اند که قطع رابطه با ایران اشتباه است. یادم آمد نزدیک سه سال پیش در آخرین روزهای حضور دیپلمات های کانادایی درایران، نفردوم سفارت این کشور به کرمان سفر کرد و درجلسه ای که دراتاق کرمان با ایشان داشتیم به صراحت گفت که من ماموریت دارم ببینم تحریم ها چقدر توانسته گلوی کشور شما را بفشارد و من آن روز خطاب به او گفتم: ما کرمانی ها مثالی داریم که می گوییم «زمستان می رود ولی رو سیاهی اش برای زغال می ماند». به نظرم امروز، همان روز است و باید یادمان باشد در تنظیم قرار دادهای اقتصادی به گونه ای عمل کنیم که در هم تنیدگی اقتصادها، مانع از بهانه تراشی قدرت های بهانه گیر شود. راستش این روزها روی مسائل حقوقی قراردادها متمرکز شده ام و خیلی دوست دارم در باره مدل های بهینه قراردادهای اقتصادی مطالعه بیشتری داشته باشم. قراردادهایی که هم برای طرف خارجی جذاب باشد و هم عزت و احترام و منفعت ما را به رسمیت بشناسد.
* رییس اتاق بارزگانی ایران

محمد صنعتی در دیدار با پائولو بارگینی قهرمان دوی ماراتن جهان: اولترا ماراتن لوت کرمان را جهانی می کند

محمد صنعتی در دیدار با پائولو بارگینی قهرمان دوی ماراتن جهان:
اولترا ماراتن لوت کرمان را جهانی می کند

پائولو بارگینی دونده‌ی سرشناس ماراتن و مدیر فنی اولترا ماراتن لوت برای دیدار با پیسکسوت ورزش وفرهنگ استان ،محمد صنعتی به دفتر وی رفت.
بارگینی شباهت‌های فرهنگی ایران و ایتالیا را زیاد دانست و احترام به پیشکسوتان ورزشی را از جمله‌ی این اشتراکات برشمرد و از صنعتی درخواست کرد تا با استفاده از چهره تاثیر گذار خود در معرفی این رویداد آنها را یاری کند.
وی حضور صنعتی و سایر پیشکسوتان استان را در آیین افتتاحیه این رویداد بسیارمهم دانست و خواستار حضور همه جانبه‌ی پیشکسوتان در حمایت از این رویداد شد. وی برای صنعتی اولتراماراتن کویر، که در اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد را اینگونه تشریح کرد: این مسابقه‌ در ۶ مرحله برگزار خواهد شد و دوندگان در هر مرحله فاصله‌ای چهل کیلومتری را خواهند دوید که البته یکی از مراحل شش‌گانه را رژه‌ی بزرگ نام گذاشته‌ایم که ۷۵ کیلومتر را در ۴۸ ساعت بدون توقف و به شکل یکسره‌ خواهند دوید که همین مرحله این اولتراماراتن را تبدیل به یک رکورد جهانی خواهد کرد و برای ورزشکاران شرکت در این ماراتن نشانه‌ی حرفه‌ای بودن خواهد شد و در پایان ۳ نفر اولی که توانسته‌اند این مسافت ۲۵۰ کیلومتر را با موفقیت بدوند،جوایزی خواهند گرفت.
وی در ادامه حضور و همکاری صنعتی و دیگر بزرگان استان را برای این رخ‌داد ضروری دانست و خاطرنشان کرد که این مسابقه برای ۵ سال آینده به طور پیاپی در کرمان برگزار خواهد شد و آرزوی من این است که روزی را ببینم که کرمان تبدیل به مقصدی برای دونده‌های سراسر جهان شده‌است و مردم کرمان هم به عنوان ورزش رسمی استان به دویدن علاقه مند شدند ، چرا که این شهر هم از نظر طبیعی پتانسیل چنین کاری را دارد و مردم و پیشکسوتان ورزش استان هم بسیار مهمان‌نواز هستند و قطعا میتوانند نقش مهمی را ایفا کنند.
در ادامه محمد صنعتی همزمانی منعقد شدن قراردادهای تجاری بین جمهوری اسلامی ایران و ایتالیا را و در عین حال برگزاری این اولترا ماراتن به همراهی دوندگان و متخصصان ایتالیایی را به فال نیک گرفت و گفت اکنون واقعا زمان مناسبی برای همکاری با ایتالیایی‌هاست و امیدوارم که کرمان به خوبی جایگاه خودش را در رویدادهای بین‌المللی پیدا کند و این رویداد در معرفی کرمان به جهان می تواند نقش بسیار مهمی را ایفا کند.
صنعتی در پاسخ به کتابی که بارگینی از تجربیات‌اش در مسابقات ماراتن سراسر جهان منتشر کرده بود و برای پیش‌کش به صنعتی هدیه کرد ‌جلدی از کتاب رهگذار عمر را امضا نموده و متقابلابه وی هدیه‌ داد و این اتفاق نماد تبادل فرهنگی بود پزشکی دونده و اهل ایتالیا در کرمان کتابی که حاصل دویدن‌اش به دور جهان بود را به جهان‌دیده‌ای در کرمان داد و پیشکسوت ورزش و روزنامه‌نگاری و فعالیت سیاسی هم رهگذار عمرش را مکتوب و متقابلا به همان بارگینی دونده هدیه‌می کرد و این تصویری بود که شاید تا سالهای‌ آینده شاهد تکرارش نباشیم

معرفی استانداران کرمان از 1300 تا کنون

محمد مهدی شاهرخ
1320 ـ 1318 شمسی
محمد مهدی شاهرخ؛ «استاندار، قاضی عالی رتبه، در 1278 ش. تولد یافت. مدرسه عالی علوم سیاسی را پایان داد و وارد خدمت قضایی شد و مراحلی از ترقی را در آن وزارت‌خانه پیمود. چندی دادستان تبریز و مدتی دادستان استان اصفهان و زمانی ریاست دادگستری خوزستان با او بود.
در سال 1318 ش. فرماندار کل کرمان شد و تا شهریور 1320 آنجا بود. به هنگام خروج رضاشاه از کشور که چند روزی در کرمان بسر برد، شاهرخ با او بود. در 1324 ش. مجدداً به استانداری کرمان منصوب گردید، بعد استاندار خوزستان شد. بعد از طرف مجلس شورای ملی به مستشاری دیوان محاسبات انتخاب گردید و بعد به مقام دادستانی دیوان محاسبات رسید و چندی هم ریاست دیوان محاسبات با او بود.
در سال 1335 ش. گلشائیان وزیر دادگستری که اختیاراتی برای اصلاح دادگستری گرفت، شاهرخ را به ریاست دادگاه انتظامی قضات تعیین کرد ولی پس از یک هفته به علت منع قانونی، حکم وی لغو گردید.
شاهرخ بعد از بازنشستگی، کتابی به نام حقایق در دو مجلد انتشار داد. در آن کتاب، او دادگستری و سازمان‌های اداری را به شدت مورد انتقاد قرار داده است. شاهرخ در سال 1328 ش. مدیرکل بازرسی وزارت دارایی بود. در آن سمت به عضویت تصفیه ادارات تعیین گردید. این هیئت کارمندان دولت را به سه دسته تقسیم می‌نمود که می‌توان به: مفید، بی خاصیت و مضر تقسیم کرد. علیه هیئت تصفیه جنجال برخاست، شاهرخ هم مانند سایرین در مظان اتهاماتی قرار گرفت» (1).
در مورد استانداری محمد مهدی شاهرخ در کرمان آمده است:
«در اواخر تیر ماه 2498 [1318 ش.] به استانداری کرمان منصوب گشت و به این شهر وارد گشت. در زمان این استاندار جنگ بین‌الملل دوم بیشتر ممالک اروپا را در برگرفته بود، به همین واسطه مردم ایران هم در بیم و اضطراب بسر می‌بردند … خلاصه اثر شوم این جنگ کم‌کم در شهرهای ایران از جمله کرمان پیدا شد؛ ارزاق گران و نایاب شد. نان که خوراک عمومی است به زحمت پخته می‌شد. دکاکین خبازی آشوب و پس از نیم ساعت معطلی یکی دو نان می‌دادند. قند و شکر و چای کمیاب و پیدا نمی‌شد. در انبارهای بازرگانان آنچه قند و شکر موجود بود، خریداری و مردم ذخیره می‌نمودند (2).
[در این مقطع زمانی] مهندسین آلمانی در بیشتر کارخانجات بودند. در کرمان مهندسی آلمانی بود که در کارخانه خورشید همه کاره بود. این آلمانی بیشتر اوقات مستِ مست بود و موقعی که عرق کم خورده، هوش و حواسسش تقریباً سر جاش بود، می‌گفت: هیتلر پیشوای آلمانی کرمانی است؛ ژرمان یعنی همان کرمان. خلاصه به نفع دولت خود تبلیغ می‌نمود و کرمانی‌های ساده دل حرف‌های این مهندس را باور [کرده بودند]، هر کجا آلمان شکست می‌داد و پیش می‌رفت، خوشحال می‌شدند و هر کجا هم شکست می‌خورد، غمناک می‌گشتند. این مهندس نامش «ریشتدر» بود …» (3).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 859.
(2) ـ این سال‌ها مقارن با سال‌های قحطی و مشکلات شدید مردم ناشی از جنگ جهانی دوم بود، آقای محمد صنعتی در خاطرات خود از این دوران و وضعیت و مشکلات مردم کرمان (در کتاب رهگذار عمر) آورده است:
«… در زمان کودکی خود، که هم ‌زمان با جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین بود، شاهد صحنه‌ها و وقایع زیادی بودم که به رغم کمی سن و سال، بسیاری از رنج و مشکلات مردم و خانواده خود را به وضوح لمس می‌کردم. مثلاً به خوبی یاد دارم، از منزل ما به بعد بیابان بود و چون کشتارگاه کرمان در خیابان جهاد فعلی (کوچه معروف به کشتارگاه) قرار داشت، در آن دوران هر روز تعداد زیادی زن و مرد و بچه، با کاسه و قدح‌هایی به دست به طرف کشتارگاه می‌رفتند و موقع بازگشت، تعداد اندکی شادمان از این موفقیت بودند که توانستند مقداری خون از ذبح گوسفندان به دست آورند، تا با مخلوط نمودن مقداری پیاز سرخ کرده در خون و گرم نمودن آن، غذایی تهیه و خانواده خود را از گرسنگی نجات دهند. «آب داغو» غذای اکثریت خانواده‌های کرمان بود؛ مقداری روغن ـ و در اکثر موارد تکه‌ای چربی گوسفند ـ با پیاز، نمک و زردچوبه در آب ریخته و پس از مدتی حرارت دادن، به عنوان غذا می‌خوردند. در برخی موارد مقداری «بابونه» به این آب اضافه می‌کردند که در این صورت به آن «قاتق بابونه» می‌گفتند. خانواده‌هایی که دارای گوسفند و یا گاوی بودند، از وضعیت بهتری برخوردار بودند. چرا که می‌توانستند از شیر آن، انواع لبنیات را به دست آورند. خرید گوشت مانند اکنون نبود، یاد دارم در محله ما قصابی بود که هر هفته زن او به واسطه آشنایی با اهالی محله، به درب منازل مراجعه و مقدار گوشت مورد نیاز هفتگی آنان را می‌پرسید، که معمولاً توان مالی اکثر خانواده‌ها جهت خرید گوشت در حد «15 سنگ» و یا «7 تَرم» بود. در آن دوران، روزهای متعددی ـ چون دیگر خانواده‌های کرمانی ـ غذای خانواده ما شامل تنها مقدار کمی نان کوپنی بود و مجبور به امساک در خوردن آن بودیم. حتی یک روز به جای نان، خرما خوردیم؛ بعدها دانستم آن روز نان در شهر وجود نداشت و به تمامی مردم به جای نان، خرما داده‌ بودند.
وضعیت کرمان در آن روزگار بسیار آشفته و نا بهنجار بود و اکثریت مردم که دارای شغل کشاورزی و کارگری بودند از حداقل زندگی بهره‌ای نداشتند؛ این امر در سال‌های وقوع جنگ جهانی دوم مضاعف شده بود و به رغم آن که نانواخانه‌ای در کرمان توسط مسئولین تأسیس شده بود اما باز مشکلات زیادی در میان بود …». نیک‌پور، مجید: رهگذار عمر (خاطرات و فعالیت‌های محمد صنعتی)، ص 37 و 38.
(3) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 136 و 137.

معتصم‌السلطنه فرخ
1320 شمسی

«سید مهدی فرخ، ملقب به معتصم‌السلطنه، فرزند سید محمد سادات تهرانی، در سال 1304 ق. متولد گردید. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی به مدرسه علوم سیاسی راه یافت و دوره مدرسه مزبور را قبل از مشروطیت پایان داد و به خدمت وزارت امور خارجه درآمد. در اداره تذکره و دفتر وزارتی مشغول کار شد.
وی در طول عمر 88 ساله خود، عهده‌دار مشاغل و مناصب بسیاری چون: نایب قنسول ایران در باطوم و گنجه، نماینده مجلس شورای ملی از تربت‌حیدریه، سرحددار سیستان، کارگزار گیلان، ریاست اداره تحریرات روس در وزارت امور خارجه، کارگزار کل خراسان (پس از کودتای 1299)، ریاست حساب‌داری و مدیر کل مالی وزارت امور خارجه (1302)، وزیر مختار ایران در افغانستان (1305)، معاونت وزارت معارف و نایب‌التولیه مدرسه عالی سپه‌سالار، حاکم رضائیه (1314)، رئیس اداره کل صناعات و سپس وزیر صناعات ایران (1316)، استاندار فارس (1319)، استاندار کرمان (1320)، وزیر کشور (1321)، نماینده مردم زابل و سیستان در مجلس شورای ملی، استاندار آذربایجان شرقی و غربی، سفیرکبیر ایران در چین (1327)، ریاست کل شهربانی (1329)، سناتور انتصابی آذربایجان در مجلس سنا، استاندار فارس (1334)، استاندار خراسان (1335) و سناتور انتصابی تهران بود.
فرخ قریب نیم قرن به طور متوالی مصدر مشاغل و مقامات مختلف بوده است، در عمر سیاسی خود هفت مرتبه استاندار و پنج نوبت وزیر و سه دوره سناتور و دو دوره نماینده مجلس و دو دفعه سفیرکبیر بوده است. فرخ در تمام مدت خدمات خود در کارها، قاطعیت داشته، با قدرت و انضباط خاص امور مربوطه را اداره نموده است.
وی در اواخر عمر به انتشار خاطرات زندگانی سیاسی خود پرداخت. گذشته از این که این خاطرات لایحه‌ی دفاعیه زندگانی سیاسی او بود، به افرادی که در طول حیات خود با آن‌ها مناسباتی داشته است، انتقام‌گیری محسوب می‌گردد. فرخ این خاطرات را در کمال بی‌پروایی و یک جانبه به رشته‌ی تحریر درآورده و در حقیقت تحریف تاریخ است. او در 88 سالگی در تهران درگذشت» (1).
در مورد حکومت فرخ در کرمان آمده است: «در فروردین سال 2500 [1320 ش.] سید مهدی فرخ که از رجال ایران بود، به استانداری کرمان منصوب … و به این شهر حرکت نمود … در زمان این استاندار باد شدیدی وزیدن نمود و شدت آن به قدری بود که چنار سلسبیل که درختی صد ساله و بسیار تنومند بود، باد انداخت …» (2).
همان طور که در قبل ذکر شد، استانداری فرخ در کرمان مقارن با سال‌های قحطی و مشکلات شدید مردم ناشی از جنگ جهانی دوم بود. او در کتاب خاطرات خود ـ به رغم آن که سعی نموده خود را شخصیتی مثبت و خیراندیش معرفی نماید ـ در خصوص این موضوع آورده است: «…کرمان وضع آشفته و بلبشوئی داشت؛ نه آبش بود و نه نانش. مشکل نان در کشورهای جنگ‌زده و یا ممالک اشغال شده بزرگ‌ترین مشکل‌هاست. زیرا آنان که مستغنی هستند از ترس قحطی بیش از نیاز خویش آذوقه می‌خرند و لاجرم دست نیازمندان از رزق روز کوتاه و در این میان دلالان و شاطران، میدان‌دار معرکه‌اند و از نان مردم می‌دزدند و گندم روی گندم در انبارها می‌چینند تا بود و نبودشان را گران‌تر از قبل بفروشند و من در کرمان، در استانی از کشوری جنگ‌زده، دچار چنین وضع تأسف‌بار و شرم‌آوری شده بودم. روزی سیزده تن گندم به نانوایان تحویل می‌شد که نان شهر را تهیه بکنند اما نان ابداً قابل خوردن نبود معلوم نبود چه کثافتی را با آرد گندم قاطی می‌کردند که نان به صورت ورقه‌های حلبی در می‌آمد و گرسنگان نیز رغبت نمی‌کردند آن را به دهان نزدیک کنند.
من ناچار حضرات نانوایان را احضار کردم و عده‌ای را تنبیه و عده‌ای دیگر را با توپ و تشر روانه‌ی محل کارشان کردم و خودم در آن هرج و مرج در انتظار مروت آقایان نشستم. یکی دو روز فی‌الواقع مروت به خرج دادند و وضع نان خوب شد. اما پس از یکی دو روز باز آش، همان آش بود و کاسه همان کاسه. این بار چیزهایی به عنوان هدیه از قبیل شال و پالتو و غیره خریدم و در پاتوق نانوایان شخصاً به آن‌ها اهدا کردم که شاید از راه تشویق بتوانم دل سنگ آنان را نرم کنم، ولی حضرات هدیه مرا گرفتند و باز به جای نان، ورقه‌های حلبی به خورد مردم دادند و شاید در دل می‌گفتند که ببین روزگار چه شده که حاکم هم به ما باج می‌دهد! … یک روز پنج تن از بازرگانان محترم و شریف کرمان، از قبیل آقایان «هرندی» و «دیلمقانی» را جمع کردم و از هر یک، سه هزار تومان قرض کردم و رفتم در بیرون شهر گاراژ مخروبه‌ای را کرایه کردم. مردم شهر سراسیمه شده که حاکم می‌خواهد به جای حفظ شهر، خط اتوبوس‌رانی راه بیاندازد.
چند روز بعد در همان گاراژ مخروبه پنج دکه تافتون‌پزی و بیست و پنج دکه سنگک‌پزی راه انداختم و بعدش اداره‌ی امور آنجا را واگذار کردم به آقای «کرمانی» که از محترمین محل بود و یک روز صبح هم بی‌خبر و نابهنگام هر چه دکان نانوایی در شهر بود بستم و جلوی آن دکان‌های بسته یک مأمور گذاشتم که نان‌های خودمان را که در تنورهای خودمان می‌پختیم به مردم بفروشند. نان‌های ارزان، خوب، بدون وجود بازارهای سیاه. سابقاً روزی 13 تن گندم می‌دادیم و نان خوردنی نبود در حالی که پس از اقدام من روزی 11 تن گندم می‌دادیم و نان بی‌نهایت خوب و مأکول بود … یک روز آقای «بنی‌آدم» شهردار ما با رنگ و رخسار پریده پیش من تشریف آوردند و چیزی گفتند که حیران شدم … [ایشان گفتند]: آقای فرخ، سیاست داخل شده است! سپس آقای بنی‌آدم به من گفت: از دیشب چند تن از مستخدمین قونسولگری انگلیس با لباس فورم علناً به میان مردم آمده و آنان را علیه ماها و له نانوایان شهر تحریک می‌‌کنند. دیدم قضیه دارد بیخ پیدا می‌کند، فی‌الواقع سیاست داخل نان شده است، و این برای من عجیب بود. زیرا جناب قونسول چه امتیازی از من می‌خواستند که نان را علی‌الحساب گرو برداشته‌ بودند؟ به هر تقدیر چاره‌ای نبود، به اتفاق شهردار راه افتادیم و دیدم بله، پیشخدمت‌های قونسولگری انگلیس سخت در تکاپو هستند، من اجباراً همان شب به جناب قونسول تلفن کردم و به ایشان گفتم: لطفاً مصرف نان روزانه‌ی شما هر مقدار است بفرمائید من شخصاً برای شما روانه کنم و از این به بعد نوکران حضرت ‌عالی به هیچ نحو حق ندارند داخل خیابان شده، دار و دسته راه بیاندازند.
با این تلفن، نوکران قونسولگری یکی دو روزی غلاف کردند اما پس از این مدت باز سر و کله‌شان پیدا شد؛ همان لباس‌ها و همان کلاه‌ها. این بار آن‌ها را دستگیر کرده و توقیفشان کردیم اما با کمال تعجب مسئله‌ای دستگیرمان شد که کلی باعث خنده و در عین حال تأسف گردید. می‌دانید چرا؟ آن‌هایی که توقیف کرده بودیم، پیشخدمت‌ قونسولگری انگلیس نبودند، زیرا واقعاً پیشخدمت‌های قونسولگری جا خورده بودند و از قونسولگری بیرون نمی‌آمدند. لابد می‌پرسید پس این عده کی‌ها بودند؟ بله، این‌ها همان شاطرها بودند که لباس مستخدمین قونسولگری را از قرار شبی سه تومان کرایه کرده بودند تا شهر را شلوغ بکنند و کسی هم یارای جلوگیری از آنان را نداشته باشد و همه بپندارند که مسئله‌ی نان شهر مورد توجه سیمرغ است … باری دیدم اصلاً با این جماعت شاطر معامله‌مان نمی‌شود. یک روز اجباراً این جماعت آزاد شده و آزادی یافته را جمع و سوار کامیون‌شان کردم و روانه کردم به بندرعباس. دست بر قضا کامیون حامل بار نیز بود و بارش شاخ بز بود، و اینان سوار شاخ بز شدند و رفتند و حتماً حالا هم که این قضیه را می‌خوانند صد هزار دشنامم می‌دهند …» (3).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 1082 تا 1085.
(2) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 137 و 138.
(3) ـ فرخ، سید مهدی (معتصم‌السلطنه): خاطرات سیاسی فرخ، به اهتمام و تحریر پرویز لوشانی، ص 514 و 515.

معتمدالممالک
1322 ـ 1321 شمسی
«احمد راد، ملقب به معتمدالممالک، در 1264 ش. تولد یافت. بعد از انجام تحصیلات مقدماتی وارد مدرسه علوم سیاسی شد و به استخدام دولت درآمد. چندی در وزارت جنگ سرهنگ توپ‌خانه بود، بعد با درجه سرتیپی مستخدم دربار شد.
معاونت حکومت قزوین و کارگذاری گیلان از دیگر مشاغل اوست. چندی در مدرسه علوم سیاسی تدریس کرد. بعد از استبداد که حزب دموکرات در ایران تشکیل شد، وی به حزب مزبور پیوست و از افراد جدی و پر کار حزب بود. مدتی مدیرکل وزارت فوائد عامه و چندی نیز عهده‌دار معاونت اداری مجلس شورای ملی بود.
در سال 1300 ش. که [علی اکبر] داور حزب رادیکال را بنیاد نهاد، معتمدالممالک از افراد مؤثر این حزب بود و در روزنامه مرد آزاد مقاله می‌نوشت. در 1306 ش. داور او را به عدلیه برد و مقام متسشاری تمیز را به او داد.
در سال 1312 ش. وزیر مختار در مصر شد. دو سال بعد همین سمت را در عربستان بر عهده گرفت. در جریان ازدواج محمدرضا پهلوی با فوزیه، او ارتقاء مقام یافت و سفیرکبیر ایران در مصر شد، چرا که نقش مهمی در خواستگاری فوزیه داشت.
در سال 1320 ش. به عنوان معاون وزارت بهداری تعیین شد. دو سالی (1322 ـ 1321 ش.) هم استاندار کرمان بود. در سال 1328 ش. به مقام سناتوری رسید. در دوره دوم نیز این مقام را حفظ کرد. وفات او در 1349 ش. اتفاق افتاد و در مقبره‌ی خانوادگی واقع در امامزاده صالح تجریشی مدفون گردید.
وی مشرب تصوف داشت و چون از لحاظ مالی تأمین بود، درِ خانه‌اش به روی فقرا و دراویش باز بود و به مردم توجه می‌کرد و از کمک‌های مادی به اشخاص مستحقق دریغ نمی‌ورزید. روی هم رفته مردی موجه و قابل قبول بود.
وی در شمیرانات زمین و املاک زیادی داشت. باغ او در چیذر شمیران معروف بود. فرزندان وی رشدی پیدا نکردند. یکی از دختران او به حباله‌ی نکاح سپهبد اسکندر آزموده درآمد (1).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 705 و 706.
(2) ـ از جمله افراد حاضر در عکس: 1ـ احمد راد 2ـ مرحوم پرویز دبستانی (درآگاهی) 3ـ مرحوم دکتر علی اکبر میرحسینی وکیلی.

گفت و گو با مادر شوهر مهناز افشار که کاندیدای مجلس دهم شده است به محمد علی رامین و مهناز افشار منتسبم نکنید

گفت و گو با مادر شوهر مهناز افشار که کاندیدای مجلس دهم شده است
به محمد علی رامین و مهناز افشار منتسبم نکنید

سوسن صفاوردی تلاش زیادی می کند تا بگوید شخصیت مستقلی دارد و نباید او را به خاطر منتسب بودن به دیگر نام ها سنجید اما این تلاش برای کسی که همسرش محمد علی رامین نامی عجین شده با تاریخ مطبوعات است و عروسش مهناز افشار سوپراستار سینماست، مشکل به نتیجه برسد. حالا که حتی پسرانش هم به چهره های مورد توجه رسانه ها بدل شده اند.
سوسن صفاوردی دکترای علوم سیاسی دارد و استاد دانشگاه است. در آلمان و دانشگاه تهران و تاجیکستان درس خوانده.
خانم صفاوردی در دولت هاشمی در دفتر امور زبان خدمت کرده، در دوران اصلاحات با وجود فعالیت های NGO با دولت همکاری داشته و در دولت احمدی نژاد معاون بین الملل مرکز امور زنان ریاست جمهوری بوده. موضوعی که خود خانم صفاوردی دلیلش را مستقل بودن شان و پرهیزشان از موضع گیری ها و نگاه جناحی و حزبی دانسته. هر چه هست، خانم صفاوردی امروز برای حضور در مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرده که البته این تصمیم هم بیشتر جایی جلب توجه کرده شده که قرار بوده هر خبر از ایشان به عنوان «مادرشوهر مهناز افشار» نقل شود. خانم صفاوردی انتقادات پررنگی به نمایندگان زن دوره اخیر مجلس دارد و معتقد است به مسئولیت هایشان به شکلی که باید عمل نکرده اند. این نامزد انتخابات که خود را عضوی از جریانات و ائتلاف های شناخته شده سیاسی نمی بیند می گوید یک اصولگرای اصلاح طلب است و مشی علی مطهری را می پسندد و خود را کاملا در خط رهبری می بیند. آنچه می خوانید بخشی از صحبت مفصل تر ما با خانم دکتر سوسن صفاوردی است، اگر هنوز برای تان چهره آشنایی نیست تا اطلاع ثانوی ایشان را همسر محمد علی رامین و مادرشوهر مهناز افشار محسوب کنید.

ازدواج پسر با مهناز افشار
الان با توجه به پیوندی که در خانواده شما صورت گرفته، شما سینما را نسبت به چند سال قبل بیشتر دنبال می کنید؟
طبیعتا حساس تر شده ام، ضمن اینکه من همیشه فیل و سینما و در کل زبان هنر را دوست داشته ام و دو سالی هم معاون دانشکده هنر بودم. البته آنجا شاید چون مجبور بودم قانونمند باشم، ممکن است الان خیلی از بچه ها از من شاکی باشند. مثلا اولین کاری که در آن دانشکده انجام دادم سیگار را ممنوع کردم که این اصلا در دانشگاه هنر فاجعه است. یا من مجبور بودم به عنوان معاون دانشکده با خانم هایی که با ظاهر بد می آمدند برخورد کنم. همیشه هم به آنها می گفتم اینجا دانشکده است و این وظیفه برای من تبیین شده. منتها به علت پیش داوری و تقابلاتی که همیشه در جامعه وجود دارد: چون خودم چادری بودم فکر می کردند از منظر دینی با این مطلب برخورد می کنم در صورتی که دغدغه من نظم و انضباط و احترام به قانون بود.
چقدر جدی سینما را دنبال می کنید؟
من معمولا هر شب یک فیلم می بینم. در جشنواره هم همیشه سعی می کنم حاضر باشم.
دی وی دی می گیرید؟
تلویزیون می بینم. سریال کمتر نگاه می کنم چون نمی توانم وابستگی به دنبال کردن ادامه داستان داشته باشم ولی سریالی را که مخاطب زیادی پیدا می کند دنبال می کنم که ببینم چرا مخاطب دارد.
سینما نمی روید؟
همیشه به جشنواره می روم و سینما را خیلی دوست دارم. حقیقت این است که این اتفاق و پیوندی که در خانواده ما شکل گرفت یک مقدار این حساسیت را برای من بیشتر کرد.
بعد از این اتفاق یک مقدار خانواده تان خبرساز شد. آقای رامین خودشان خبرساز بودند. خانم افشار هم که سوپراستار هستند.
بله و این ازدواج حساسیت بیشتری برای من ایجاد کرد. شاید بتوانم بگویم نگاه من را اصلاح کرد. به این مفهوم که متوجه شدم شاید برخورد با برخی از اقشار طوری بوده که همان حس تقابل به وجود آمده. ما باید یاد بگیریم که همه این اقشار عضو خانواده ملت هستند. من این را در نگاهم اصلاح کردم. اگر به جامعه ورزشکار، هنرمند، کارمند و … نگاه محترمانه داشته باشیم مجددا در مسیر ارتقای اعتماد ملی حرکت می کنیم. این خیلی بد است که هنرمند احساس کند مخاطبش خاص است و متعلق به همه مردم نیست؛ در حالی که مخاطب هنر، جامعه است. از نظر من رفتن برخی هنرمندان به خارج سند بی کفایتی بعضی از ماهاست. ما باید می توانستیم به هنرمندان کشورمان حس غرور و وابستگی به منافع کشور را به گونه ای تزریق کنیم که با میلیاردها دلار هم حاضر به ترک وطن شان نشوند.
الان که ورزشکارها هم می روند.
این معضل جامعه ما است. من خجالت می کشم وقتی می بینم یک روز برای آقای دایی سوت می زنند و یک روزی او را هو می کنند؛ نه آن افراط و نه این تفریط، نه بت ساختن و نه تخریب اینچنینی درست است. این نشاندهنده این است که اخلاق در جامعه ما افول کرده.
پس فوتبال را هم دنبال می کنید؟
بله.
آقای رامین به این سوسول بازی ها خیلی علاقه ندارند.
چرا؛ ایشان فوتبال را دوست دارند.
ولی به ما گفتند فوتبالی نیستند.
– اگر خودشان گفته اند، نمی دانم. من هم فوتبالی به معنای اینکه استقلالی یا پرسپولیسی باشم، نیست. طرفدار تیم ملی هستم.
قبل از اینکه خانم افشار به خانواده شما بیایند در مورد جامعه هنری پیش داوری داشتید؟
نگاهم متفاوت بود؛ شاید به خاطر آن پیش داوری که در جامعه حاکم است.
این وصلت برای خیلی ها عجیب بود و شاید امیدی به تداوم آن نداشتند.
ما در یکسری جریانات که در زندگی مان اتفاق می افتد یاد می گیریم که نمی شود جامعه تکصدا باشد. انسان ها با هم متفاوت هستند و ما باید یاد بگیریم که به این تفاوت ها احترام بگذاریم. گاهی آنقدر دنیای ما کوچک است که نمی گذارد بفهمیم این اتفاق در این زمان چه تاثیری می تواند در آینده خودش بگذارد.
این قضاوت البته بیشتر به خاطر شناختی بود که از آقای رامین وجود داشت.
به هر حال شاید این اتفاق باید می افتاد تا ما یاد بگیریم یک مقدار دیدگاه مان را اصلاح کنیم؛ اینطور هم می شود دید.
و آن شروع توفانی و حضور آقای یاسین و همسرش برای عقد در دفتر رییس جمهور اصلاحات.
من می خواهم اینطور بگویم که اتفاقا چنین وصلت هایی زمینه ساز این است که ببینید انسان ها در غالب موارد مشترکات زیادی دارند و این تصور ماست که فکر می کنیم با هم متفاوت هستیم. هنر اینجاست که ما روشی را پیدا کنیم که بتوانیم همراه هم به آن تعالی یا آرمانی که داریم برسیم.
بدنیا آمدن نوه خارج از ایران
درباره این عرق ملی ، در داستان به دنیا آمدن لیانا، نوه محبوب شما در آلمان، یک جوی به وجود آمد. مسئله هم این بود که اگر کسی خیلی به آب و خاک و ارزش هایش وابسته است چرا برای یک شناسنامه اروپایی باید فرزندش را خارج از ایران به دنیا بیاورد. خودتان نسبت به این هجمه نظری ندارید؟
عرق ملی را پاسپورت ها مشخص نمی کند. خیلی ها پاسپورت ایرانی دارند ولی ضد ایرانی هستند. عرق ملی یک ارزشی است که در خانواده تربیت می شود و پرورش پیدا می کند؛ تا جایی که بچه های من که می توانستند خیلی راحت آنجا باشند و آنجا به دنیا آمده اند، اینجا زندگی می کنند و خیلی ها که این امکان را نداشته اند، آن طرف رفته اند و حتی ضد ایران کار می کنند.
نظر خودتان را درباره محل تولد لیانا و داستان های مرتبط با آن نگفتید.
من عرض کردم که نگاه من جهانی است و معتقدم این یک ورق کاغذ شناسنامه یا پاسپورت هیچ چیزی را تغییر نمی دهد. من در این جریانات یک چیزی را یاد گرفته ام؛ اینکه آرمانی را که من انتخاب کرده ام الزاما نمی توانم به بچه هایم انتقال بدهم. همانطور که وقتی جوان بودم دوست نداشتم کسی آرمانش را به من تزریق کند و دوست داشتم خودم آرمان خودم را پیدا کنم. در پروسه خانواده خودم مجددا به همان خواست خودم در جوانی برگشتم که دوست نداشتم کسی به من نظری را تحمیل کند.
شما در جایی گفته بودید که خانواده پدری و مادری خودتان از یک طرف سنتی و مذهبی و از یک طرف مذهبی تند بودند؛ چطور شما در اوج جوانی تنها به آلمان رفتید.
این روشنفکری بود که پدر و مادر من داشتند.
چه سالی رفتید؟
شش ماه بعد از انقلاب بود. اولین حرکت من ایده بیمارستان های صحرایی برای معتادها در منطقه شمیرانات بود. این طرح را به آقای … گفتم و ایشان گفتند برو جلو من حمایتت می کنم. بعد از آن هم به آلمان رفتم.
خانواده مخالف نبودند؟
مادرم خیلی مخالف بود اما پدرم یک نگاه کاملا فراجنسیتی داشت و به من یاد داد که نگاهم فراجنسیتی باشد.
با این تجربه شما و دنیاگردی تان می توانید طرف مشاوره خوبی برای خانم افشار باشید. از شما مشورت می گیرند؟
ایشان خیلی درگیر هستند؛ من هم همینطور. البته من هم می توانم از ایشان مشورت بگیرم.
الان نوه دارید بیشتر همدیگر را می بینید.
نوه را که خیلی می بینم. هر جا می گویند نوه ام نیازمند این است که یک نفر نگهش دارد، من می روم. اولویت اول نوه است.
مهناز افشار و مسئولیت تبلیغات ستاد
این که گفتید ایشان مسئول تبلیغات شما می شود، شایعه بود؟ هیچ کمکی از ایشان نخواستید؟
نمی دانم این شایعه از کجا آمد. من معتقدم انسان ها خودشان باید به یک باور برسند. من باوری را تحمیل نمی کنم.
خانواده شما خیلی سوییس است!
از این زاویه و مطابق با تعریفی که مد نظر شماست، من خودم سوییس هستم! الان به شما هم نگفتم به من رأی بدهید. شما صحبت های من را می شنوید و در نهایت تصمیم می گیرید که این طرف خیلی آرمانی است، به او رأی ندهیم یا بدهیم. ما (با خانم افشار) صحبت می کنیم، من نظراتم را می گویم. در جاهایی هم نظرات مان خیلی نزدیک است.
ثبت نام شما مثل بمب صدا کرد. خانم افشار نظری ندادند؟
حتما شنیده اند ولی اینکه من بروم بگویم ثبت نام کرده ام و همراهی کنید، اینطور نبود. همه سعی می کنند من را یا به مادرشوهر مهناز افشار بودن منتسب کنند یا به همسر محمد علی رامین بودن و من هم سعی می کنم بگویم من خودم هستم.
دوره ای که شوهر معاون مطبوعاتی بود
دوره ای که آقای رامین معاون مطبوعاتی بودند، خیلی خاص بودند.
من فکر می کنم درباره کارهای ایشان یک مقدار اغراق شده. قبول دارم که سلیقه ای برخورد کردن با قوانین می تواند محدودیت ایجاد کند اما واقعیت این است که کسی که در بدنه دولت قرار می گیرد خیلی ملاحظات دارد. من از اصحاب رسانه تعجب می کنم که این را در نظر نمی گیرند.
ما دوره های بعد و قبل از ایشان را هم دیده ایم.
الان هم این همه روزنامه بسته می شود.
فقط تعطیلی نبود. ایشان نگاه تند و عجیبی به کار رسانه داشتند. بخشی از مواضعی که به وجود آمد هم شاید به خاطر حضور خودشان در بعضی تحریریه ها بود.
این بد است که حضور داشته اند؟
نه. ولی آن حضورها خیلی وقت ها به چالش منجر- می شد. در آن دوران یک مجله هم به خاطر عکس خانم افشار روی جلدش تعطیل شد.
من کلا با هر نوع برخوردی که در چارچوب تعریف شده نباشد مخالفم. آدم هر چیزی که برای خودش نمی پسندد برای دیگران هم نمی پسندد. اعتراض و انتقاد هم چارچوب دارد و باید حرمت دیگران حفظ شود. من دوست دارم حرمتم حفظ شود، بنابراین سعی می کنم حرمت دیگران را حفظ کنم.
مطبوعات را چطور دنبال می کنید؟
از بین سایت ها بیشتر خبرآنلاین را دنبال می کنم. دکه را می بینم و تیترهای روزنامه ها را مرور می کنم.
بین روزنامه ها اگر جایی باشید که مجبور شوید انتخاب کنید، چه روزنامه ای را می خوانید؟
من سعی می کنم تطبیق بدهم. یادم نمی آید یک بعدی، مثلا فقط کیهان خوانده باشم.
بالاخره سلیقه شما به کدام نزدیکتر است؟
از هر لحن غیرمنصفانه و تندروی بدم می آید. دوست دارم تجزیه تحلیل هایی که می خوانم بیشتر مبتنی بر استدلال و مستندات باشد و وقتی می خوانم من را نسبت به گروهی بدبین نکند.
از بین شبکه های تلویزیونی چه شبکه ای را دنبال می کنید؟
معمولا شبکه خبر خودمان را می بینم. ZDF آلمان را هم می بینم. بعضی اوقات هم VOA و BBC را نگاه می کنم ببینم چه می گویند چون معتقدم نباید تک بعدی با مسائل روبرو شوم. یک تجربه ای که در تجزیه و تحلیل خبرها و مسائل دارم این است که باید اخبار مختلف را خواند و هفت هشت ماه مهلت داد تا واقعیت هر چیزی مشخص شود.
محمود احمدی نژاد
در دولت آقای احمدی نژاد با ایشان برخورد داشتید؟ شما مشاورشان بودید.
– آنقدر به آدم حکم می دهند که آدم نمی داند این حکم ها از کجا می آیند؛ بیشتر آنها هم رسانه ای هستند چون من معاون بین الملل بودم. در اجلاس های بین المللی داخل کشور که ما بیشتر بخش زنان آن را به عهده داشتیم ایشان را هم می دیدم.
هیچ وقت شد حداقل در حوزه بین الملل اختلاف نظری با ایشان داشته باشید یا نکته ای به ایشان بگویید؟
اینطور که من این وقت را داشته باشم که مستقیم با خودشان صحبت کنم پیش نیامد.
شما گفتید با آقای رامین برای ثبت نام مشورتی نداشتید. بعد از ثبت نام چطور، ایشان نظری نداشتند؟
ایشان معتقد بودند کسی که وارد لیستی نشود رأی نمی آورد.
شما این را قبول ندارید؟ بالاخره به کدام گروه نزدیکتر هستید؟
الان جوی که به آن دامن زده می شود این است که من منتسب به اصولگراها بوده ام اما من همیشه بین دو جبهه له شده ام. اصولگراها من را خیلی روشن می دیدند و اصلاح طلب ها معتقد بودند من همسر رامین هستم.
شما در کابینه آقای احمدی نژاد حضور داشتید و این بالاخره سابقه شماست.
عرض کردم من با هم دولت ها کار کرده ام چون نگاه متفاوت دارم. از طرف دیگر این هم پیش داوری است. هر کسی که در یک کابینه ای ورود پیدا می کند الزاما با همه تفکرات آن موافق نیست.
در همین کابینه احمدی نژاد پیش آمد کسانی با سیاست هایش موافق نبودند و از کابینه جدا شدند.
من معاون بین الملل مرکز امور زنان بودم. حیطه کاری من حتی در خود مرکز هم متفاوت بود. دیدگاه من در حوزه خانواده و زنان شاید با خیلی از معاونان اصلا همخوانی نداشت ولی حوزه کاری من متفاوت بود، لذا مانعی را به آن صورت در مسیر کار من ایجاد نمی کرد.
نماینده های زن مجلس
شما می خواهید وارد مجلس شوید، هیچ نقدی به خانم هایی که در این دوره در مجلس بودند نداشتید؟
من اذعان دارم که در یک مجلسی که فضا کاملا مردسالارانه است انتظار اصلاح و این که جریان خارق العاده ای اتفاق بیفتد یک مقدار سطحی است اما انتظاری که می رفت این بود که حداقل ما یک صدایی را از خانم های مجلس بشنویم. من که صدایی نشنیدم، ضمن این که به هر حال بعضی از این خانم ها منتسب به این هستند که دل نگران مطالبات رهبری هستند اما رهبری در نشستی که با دست اندرکاران و نخبگان زنان داشتند، از لفظ ستم زدگی نام بردند و این که ما نقص قانونی داریم و باید قانون ایجاد شود. حقش این بود که در این باره یک صدایی از اینها می شنیدیم که این مطالبات را می خواهند پیگیری کنند. الان هم اگر می خواهند دوباره کاندیدا شوند حداقلش این است که خانم ها به عملکرد اینها در دوره قبل نگاه کنند و ببینند دستاورد این دوستان برای جامعه زنان چه بوده است و بعد رأی بدهند.
نگران نیستید که بگویند این دیدگاه فمینیستی است؟
ما عادت کرده ایم که انگ بزنیم. صحبت سر فمینیستی نگاه کردن نیست. فیمینیسم هم در وهله اول یک صدایی برای دیده شدن بوده برای زنی که هیچ حقوقی به عنوان یک انسان نداشته. این صدای اعتراض بلند شده. این که در جامعه خودمان هر کسی صدایی بلند کند بلافاصله به او انگ بزنیم به انحراف بردن مسیر عدالت است. این نوع انگ ها خودش بنیانگذار یک بی عدالتی در جامعه می شود که صدایی خفه می شود که آن عدالتی که مد نظر آموزه های دینی است زیر سوال برود. باید تلاش کرد حداقل صداهایی در کنار هم قرار بگیرند که بتوانند از این افراط و تفریط پرهیز کنند و به موضوع اصلی بپردازند.
درباره ورود خانواده ها به فضاهای ورزشی دیدگاه شما چیست؟ خودتان در خارج از کشور به استادیوم می رفتید؟
-نه. هیچ وقت نرفته ام چون بیشتر دوست دارم ورزش را خودم انجام دهم. من شنا می کنم. پینگ پنگ، والیبال و بسکتبال بازی می کنم. دوچرخه سواری هم می کنم اما درباره استادیوم رفتن خانم ها می گویم اینها موضوعات حاشیه ای است. وقتی فرهنگ یک جامعه ارتقا پیدا کند اصلا موضوعیت دارد که ما بگوییم خانم ها در استادیوم حضور داشته باشند یا نه.
الان می خواهند قانونی تصویب کنند بگویند تمهیداتی اندیشیده شود که خانم ها بروند یا نروند، رأی شما چیست؟
ما یک بدیهیاتی را تبدیل به یک معضلاتی کرده ایم که الان باید کلی هزینه کنیم و بحث کنیم بگوییم برویم یا نرویم.
کنسرت هم می روید؟
بله.
آقای رامین چطور؟
ایشان هم یک بار آمدند.
سنتی بود؟
بله. من خودم با این موسیقی که گیتار برقی دارد نمی توانم ارتباط برقرار کنم. هنر را دوست دارم؛ هنری که وجه عرفانی من را تقویت کند.
لیست شاید فقط لیست آقای مطهری
با توجه به همه این صحبت ها به کدام لیست «نه» می گویید و کدام لیست را قبول خواهید کرد؟
اصولگراها که از من نمی خواهند وارد لیست شان شوم.
اگر بگویند چطور؟ مثلا لیستی مثل آقای لاریجانی و … که معتدل تر هستند. احمد توکلی یا آقای مطهری.
لیست آقای مطهری اگر باشد، شاید.
از آن طرف چطور؟ اعتدالیون اگر پیشنهاد بدهند…
نمی دانم. من می گویم باید یک جوری این مرزها را بشکنیم و نگاه شایسته سالاری را رواج بدهیم. باید توانایی من پر رنگ شود نه این که من را به یک جایی منتسب کنند که جامعه از توانایی من نوعی محروم بماند.
درست است ولی یک مقدار آرمانگرایانه است. جناح ها چشم شان ترسیده؛ مثلا خانم راستگو با لیست اصلاح طلب ها به شورای شهر رفت ولی به ضرر آنها رأی داد.
برای همین است که می گوید شاید احزاب نخواهند من را در لیست شان بیاورند./هفته نامه تماشاگران امروز