بایگانی مطالب نشریه

تنگنای میدان آزادی

تنگنای میدان آزادی

شیرازی ها اصطلاحی دارند به نام کوچه‌ی قهر و آشتی که به کوچه‌های خیلی تنگ در قدیم می‌گفتند و گاهی دو نفری که باهم قهر بودند را به این کوچه هدایت می‌کردند تا وقتی در میانه‌ی تنگ کوچه به هم بر‌می‌خورند دیگر راهی جز آشتی و بغل کردن یکدیگر نداشته باشند و از معماری و شهر سازی مشکل دار کمال حسن استفاده را می‌کردند اما گاهی اوقات در پروژه‌های معماری و شهرسازی چیزهایی را به چشم می‌بینی که هرچه تلاش می‌کنی نمی‌توانی باور کنی که آنچه دیدی حقیقت دارد و واقعا کسی با خودش فکر کرده که مثلا “این‌جوری بهتر می‌شه” و بعد چنان شیرین کاری کرده. یکی از این شیرین‌کاری‌ها دور میدان آزاد دقیقا پائین پل عابر پیاده‌ای که از روی بهمنیار می‌گذرد رخ داده، گویا در حین اجرای پروژه‌ی زیر گذر میدان آزادی کار به جائی می‌رسد که به ناچار یکی از راه‌پله‌های پل عابر را بر‌می‌دارند و راهش را هم از بالا مسدود می‌کنند که مبادا کسی از آن بالا سقوط کند. اما هنوز به شیرین‌کاری نرسیدیم شیرین‌کاری مورد نظر وقتی رخ‌داده که مشغول جدا کردن محوطه‌ی انجام پروژه و پیاده‌رو بوده‌اند و گویا با خودشان گفتند که بهتر است یک مسیر کوچک هم برای پیاده‌ها باقی بگذاریم تا خدای نکرده پشت‌سرمان نگویند این‌ها کل پیاده‌رو را غصب کرده‌اند و حالا دیگر امکان عبور و مرور عابرین محترم از این بخش میدان نیست. در نتیجه باریکه‌ای به عرض ۴۰ سانتیمتر باقی می‌گذارند که در بعضی نقاط تنگنا به ۲۰سانتیمتر هم می‌رسد و چنان عرصه بر عابرین تنگ می‌شود که دیالوگ‌های زیبایی می‌گویند مثلا بانوی میانسالی امروز می‌گفت : کت حلال و حروم درست کرده‌اند و هرچه صبر کرد و ایستاد، دید فایده‌ای ندارد و کماکان مردم از آن سمت می‌آیند و اجازه‌ی عبور به ایشان نمی‌دهند و این بود که شروع کرد با داد و فریاد به گفتن این کلمات که: آقا نیاین بسه دیگه صبرکنین از این طرف مردم بیان شماها همش از آن طرف می‌آیید و ما مدتهاست که اینجا گیر کردیم و با همین ترفند همه‌را مجبور به عقب‌نشینی کرد و عاقبت از تنگنای آزادی با موفقیت گذشت. خانومی دیگر می‌گفت: باید زوج و فرد کنند که بتوانیم عبور کنیم چون فقط یک نفر می‌تواند از این راهروی ۲۰ متری تنگ عبور کند و کسی که از روبرو آمده است باید عقب عقب برگردد و یا شما را مجبور کند که عقب‌گرد کنید(در واقع عقب نشینی کنید آن هم عقب عقب) امیدواریم این مشکل هم حل شود و بهانه‌ی بازی‌های کلامی مثل تنگنای آزادی و گذرگاه تنگ و تاریک آزادی و یا حتی کوچه‌ی قهر و آشتی آزادی از ما اهل قلم گرفته شود تا صادقانه‌و بدون گرایش به سمبولیسم رک و پوست کنده حرف بزنیم.

خبر

مدیرکل تنوع زیستی و حیات‌وحش:
۵۲‌درصد تلفات حیات‌وحش بر اثر تصادفات جاده‌ای است
مدیرکل تنوع زیستی و حیات‌‌وحش محیط‌ زیست کشور ۵۲‌ درصد تلفات حیات‌وحش را بر اثر تصادفات جاده دانست و این آمار را تکان‌دهنده خواند.
سیدمجید خرازیان‌مقدم بر لزوم توجه اذهان عمومی به مقوله حیات‌وحش تأکید کرد و گفت: «معتقدیم حفاظت از حیات‌وحش بدون همکاری و کمک مردم امکان‌پذیر نیست و سازمان محیط‌زیست وظیفه دارد ارزش‌های متنوع گونه‌های جانوری و گیاهی را به مردم بشناساند.» او ادامه داد: «شاید در یکی دودهه گذشته بیماری‌ها مسأله مهمی در حیات‌وحش نبوده ولی امروز بیماری‌هایی را شاهد هستیم که تلفات جبران‌ناپذیری به بار می‌آورد.»مقدم پیشگیری از بیماری در حیات‌وحش را مقدم و درمان را غیرممکن دانست و افزود: «بیماری طاعون توسط دام‌های اهلی که متاسفانه وارد نقاط تحت نظارت ما می‌شوند، وارد می‌شود و وقتی این بیماری وارد می‌شود، حاصل دسترنج ۲۰‌سال ما را بر باد می‌دهد.» او افزود: «هم‌اینک دفتر مشارکت‌های مردمی ما کاملا مستقل شده چون درخصوص مشارکت مردم اهمیت ویژه‌ای قایل هستیم و حفاظت بدون حضور مردم امکان‌پذیر نیست.» مقدم با بیان این‌که ۵۲‌درصد تلفات بر اثر تصادفات جاده‌ای بوده است، گفت: «این آمارها تکان‌دهنده است و از مردم خواهش می‌کنم بدانند محیط‌زیست متعلق به ماست.»
همچنین رئیس اداره نظارت بر حیات‌وحش اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان تهران با اشاره به مرگ‌ومیر حیات‌وحش در پارک ملی خجیر اظهار کرد: «با توجه به نمونه‌های ارسال شده برای اداره کل دامپزشکی تهران و علایم و آثار برداشت شده، تلف‌شدن این حیوانات را به طاعون نشخوارکنندگان کوچک نسبت دادند که خاستگاه آن آفریقاست.» محمد کرمی با اشاره به تلف‌شدن ۶۰ رأس کل، بز، قوچ و میش بر اثر این بیماری گفت: «مهم‌ترین مسأله آموزش و اطلاعات عمومی مردم است ولی بسیاری از مشکلات شهری، ناشی از فعالیت‌هایی خارج از نقاط شهرهاست.»

رئیس پلیس راهور تهران بزرگ:
سالانه ۱۶‌هزار نفر در تصادفات کشور می‌میرند
هر ‌سال ۱۶‌هزار نفر در تصادفات کشور جانشان را از دست می‌دهند. رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: «آمار تصادفات حکایت از این دارد که در‌ سال ۱۶‌هزار نفر جان خود را از دست می‌دهند که از این تعداد افراد زیادی دچار مرگ مغزی می‌شوند.»
به گزارش مهر، تیمور حسینی در حاشیه مراسم امضای تفاهمنامه همکاری پلیس راهور و بیمارستان مسیح دانشوری گفت: «متأسفانه یکی از معضلات موجود در جامعه این است که رفتارهای نادرست به رفتارهای بدیهی تبدیل شده است. از آنجا که متغیرهای زیادی باعث وقوع تصادفات می‌شود، این عدد هرگز به صورت مطلق به صفر نمی‌رسد. در هر صورت امیدواریم در کنار همه اهدافی که داریم بتوانیم فرهنگ اهدای عضو را در جامعه ترویج دهیم.»

200 کودک زندانی هستند، اما هیچ زندانی مهدکودک ندارد
مدیرکل امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور از نگهداری کودکان در زندان و نبود مهدهای مستقل برای نگهداری آنها انتقاد کرد.
محمد نفریه گفت: به‌لحاظ تخصصی بهتر است؛ کودک بالای ۲‌سال در زندان نباشد، بلکه در مراکز بهزیستی نگهداری شود و پس از آزادی مادر دوباره به دامان وی بازگردد. او با بیان این‌که به نظر من زندان‌هایی که تعدادی زن دارای فرزند در آن حضور دارند؛ باید مهدکودک داشته باشند، ادامه داد: به‌لحاظ تخصصی صلاح نمی‌دانیم به جز کودک زیر ۲سال که نیاز به شیردهی و تماس نزدیک با مادر دارد، کودک دیگری در محیط زندان باقی بماند. او تاکید کرد: کودک بالای ۲‌سال باید به مراکز بهزیستی تحویل داده شود، زیرا کودک در این سن می‌تواند با محیط ارتباط برقرار و بسیاری از آموزش‌ها را دریافت کند و کودک در این سن در دوران حساسی قرار دارد. نفریه با تاکید براینکه کودک بالای ۲سال نباید در زندان باشد، ‌گفت: درحال حاضر نیز برخی کودکان بالای ۲سال به دلیل اصرار مادر یا دلایل دیگر هنوز در زندان‌ها هستند. مدیرکل امور کودکان و نوجوانان با یادآوری این‌که چند سالی بحث دایر کردن مهد کودک در زندان‌ها مطرح بود، گفت: اعلام کردیم که در بحث صدور مجوز، تربیت مربی و کمک برای تجهیز این مهد‌ها به دوستان کمک می‌کنیم، اما در عمل مشکلات عدیده‌ای همچون بحث رفت‌وآمد کودک از بخش به مهد و رفت‌وبرگشت پرسنل به‌لحاظ حفاظتی و حراستی وجود دارد. درحال حاضر هیچ‌گونه مجوزی برای احداث مهد کودک زندان داده نشده است. او با بیان این‌که پیشنهاد می‌دهم، این کودکان از زندان بیرون آمده و به نزدیک‌ترین مهد کودک بروند و از خدمات آن بهره ببرند، گفت:کودکان بالای ۲‌سال نباید در زندان باشند و سازمان بهزیستی به عنوان متولی نگهداری از کودکان در معرض آسیب باید آنها را تحت پوشش قرار داده و حمایت کنند. نفریه گفت: درحال حاضر هیچ مهد کودکی در زندان‌های کشور نداریم، اما چند‌سال پیش بازدیدی از زندان‌ها داشتیم و خدمات مراقبتی خوبی برای کودکان ساکن در زندان فراهم کردیم.

علی پورموسی و حسین افلاطونیان در گفت و گوی اختصاصی با پیام ما: آقایان فقط دوست دارند جایزه بدهند

علی پورموسی و حسین افلاطونیان در گفت و گوی اختصاصی با پیام ما:
آقایان فقط دوست دارند جایزه بدهند

اسب حیوان نجیبی است اگر بگذارند
چون بشر کیس عجیبی است اگر بگذارند
اسب و اسب سواری از ورزش‌هایی است که در چند دهه اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته ‌است و با توجه به سابقه‌ طولانی که دارد می‌توان آن را از کهن‌ترین ورزش‌ها به‌شمار آورد. این ورزش امروزه نه تنها به عنوان یک رقابت سالم و مفید، بلکه به عنوان سرگرمی و به منظور گذراندن اوقات فراغت مورد توجه قرار گرفته ‌است و با این که نسبت به بسیاری از ورزش‌ها پرهزینه به نظر می‌رسد، هر ساله تعداد بیشتری طرفدار به سوی خود جلب می‌کند.
سوارکاری ورزش، هنر و روش‌هایی است که به سوار شدن و هدایت کردن اسب مربوط می‌شود. ویژگی این ورزش این است که انسان و اسب را متحد می‌سازد، بنابرین موفقیت اسب و سوارکار به ارتباط و اعتماد و احترامی که آن دو برای یک دیگر قائل‌اند، بستگی دارد.
سوارکاری ورزشی بسیار قدیمی است که از دیرباز به منظور جنگیدن یا پیام‌رسانی به افراد آموزش داده می‌شد.
مهار و تربیت کردن اسب‌ها در زندگی مردم اوراسیا تحول و تأثیرات فراوانی به دنبال داشت. در حالی که در گذشته طی کردن مسافت‌های طولانی غیرممکن به نظر می‌رسید، انسان توانست به کشف سرزمین‌های جدید و کشور گشایی بپردازد. کم‌کم وسایلی برای هدایت و تسلط بیشتر بر اسب مانند زین و رکاب (که از اختراعات چینی‌ها می‌باشند) ساخته شدند و در اختیار سوارکاران گرفتند. تربیت و پرورش اسب نیز، به خصوص در خاورمیانه اهمیت بسیاری یافت و صحرانشینان این مناطق به پرورش و نگاه‌داری اسب‌های اصیل عربی پرداختند. سوارکاری تا اواخر قرن پانزدهم، بیشتر در جنگ‌ها معمول بود. البته در بعضی از کشورها مانند ایران باستان، به‌عنوان ورزش و سرگرمی نیز مورد توجه قرار می‌گرفت (مانند بازی چوگان)، ولی جنبه هنری آن از اواخر قرن پانزدهم میلادی به بعد اهمیت یافت. بلأخره در اواخر قرن نوزدهم، با پیشرفت صنعت و جایگزین کردن اسب‌ها توسط ماشین‌آلات، سوارکاری جنبه ورزشی و سرگرمی که امروزه مشاهده می‌شود را به خود گرفت.
اسب یا اسپ پستانداری است از خانواده اکوئیدا است که از دیرباز در زمینه‌های کشاورزی، ترابری و همچنین در جنگ‌ها بسان ابزاری برای حرکت تند و ضربه زدن به سیستم‌های دفاعی دشمن بهره می‌بردند.
نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده‌است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت می‌دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد. همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.
سوارکاری در ایران در چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته‌ است و باشگاه‌های متعددی تأسیس شده و در حال پیشرفت هستند. با این وجود ایران هنوز در سطح جهانی برنده مقامی نشده‌است. سوارکاری بانوان نیز مورد توجه قرار گرفته‌است و بر طرفداران آن روز به روز افزوده می‌شود. این ورزش در استان کرمان نیز سابقه چندین ساله دارد هرچند در این سال‌های اخیر تعداد باشگاه‌ها و ورزشکارانی که به آن می پردازند رشد خوبی داشته و در حال حاضرحدود 5 باشگاه فعال وجود دارد که بصورت تقریبا حرفه ای به آن می پردازند وعلیرغم وجود موانع زیادی بر سر راه،آنها موفق به کسب رتبه های خوب استانی و کشوری و حتی آسیایی شده اند که نمونه آخر و بارز آن کسب مقام دوم مسابقات بین المللی تایلند توسط سوارکار نونهال کرمانی، علی پورموسی بوده است.
به همین بهانه سراغ این سوارکار آینده دار استان رفتیم و پای صحبت های او و مربی اش علی افلاطونیان نشستیم که ماحصل آن را با هم می خوانیم:
در ابتدا از او خواستیم تا خودش را برای ما و خوانندگان عزیز پیام ما معرفی کند و از عناوین و مدال هایش برای ما بگوییدکه او هم با همان لحن نوجوانی اش جواب ما را این چنین داد: علی پور موسی هستم ،19 ساله و در کلاس نهم مشغول به تحصیل هستم.سه ساله که بطور جدی سوارکاری را زیر نظر مربی ام آقای افلاطونیان شروع کردم.در مسابقات جام یگانگی کرمان اول و نقش جهان اصفهان موفق به کسب رتبه دوم گردیدم همچنین در مسابقات قهرمانی کشور که به میزبانی تهران برگزار شد از بین 75 سوار کار به مقام پنجم دست یافتم و ضمن کسب امتیازات لازم، به عضویت تیم ملی نونهالان ایران در آمدم و مجوز حضور در مسابقات بین المللی تایلند را کسب کردم و در تایلند نیز در مجموع دو روز مسایقه به مقام نایب قهرمانی نایل شدم.
از علی راجمندی به حمایت هایی که در این مدت از طرف هیات و دیگر ارگانها از او شده است پرسیدیم که در کمال تعجب از یک سوارکار نونهال، جوابی غیر منتظره شنیدیم، علی چنین گفت: متاسفانه نه تنها هیات از ما حمایت نمی کند بلکه اصلا دوست ندارد حتی ما به مسابقات اعزام شویم چه رسد به کسب مدال،هیات کرمان هیچ وقت پشت سوارکاران نبوده و همیشه مانع پیشرفت ما بوده است.
وقتی از او دلیل این کار را پرسیدیم با همان سادگی کودکانه اش پاسخ داد: نمی‌دانم. ما هم مجبور شدیم برای گرفتن جواب سوال مان سراغ حسین افلاطونیان مربی پور موسی برویم و او هم اینچنین گفت:متاسفانه چون مسئولان و دست اندر کاران هیات بجز خود آقای ارجمند، افراد ناوارد و نابلد و غیر متخصصی هستند نه تنها به ما و سوارکاران کمک نمی کنند بلکه سنگ اندازی می کنند.این افراد فقط دوست دارند روز مسابقات کت و شلوار بپوشند و روی جایگاه رفته و جوایز را اهدا کنند.روزی که علی پور موسی به عنوان یک کرمانی در مسابقات قرمانی کشور در تهران، بدون خطا و فقط از نظر زمانی پنجم شد،هیچکدام از این آقایان نیامدند از این سوارکار حتی یک تشکر خشک وخالی کنند.نه قبل و نه بعد آن جویای حال این ورزشکار نشدند. نه تبریکی و نه اطلاع رسانی درستی.در مسابقات تایلند هم همین اوضاع بود که حتی دوستان نفهمیدند ما چگونه رفتیم و چگونه آمدیم. رایزنی های ما با اداره ورزش و جوانان و خود شخص رییس هیات و همکاری آنها، سرانجام این آقایان را در مقابل عمل انجام شده قرار داد و لطف کردند با بنری که در آن نه تنها عنوان علی پور موسی را یادآور نشده بودند بلکه نام او را نیز به علی موسی پور تغییر دادند تا نشان دهند چقدر سوارکاران هیات خودشان را می شناسند.(عکس بنر فوق نیز موجود است).
این حرف من و علی پور موسی نیست این حرف دل همه بچه های سوارکار استان است، مسوولان تمام به دنبال تنش و ایجاد بی نظمی هستند. هیات حتی نمیداند من افلاطونیان چه مدارک و مدارجی دارم، بنده رتبه 2 طراحی مسیر و مربی درجه اول فدراسیون و چندین مقام کشوری دارم که اصلا مسوولان از آنها بی خبرند و متعجبیم که این آقایان که هیچ اطلاعی از اسب و اسب سواری نداره اند، برای چه مانده اند؟
از پور موسی درباره چگونگی تامین مخارج و مشکلات سفرش پرسیدیم که اینچنین پاسخ داد:اسپانسر هزینه این سفرها را متقبل و مقداری نیز با هزینه شخصی پرداخت میشود.علاوه بر مشکلاتی که گفتیم، همراه نداشتن اسب خودمان نیز در مسابقات خیلی به ضرر ماست.چون ایران مشکل قرنطینه اسب ها را دارد و ما نمی توانیم اسب های خودمان را برای مسابقات همراه ببریم بنابراین مجبوریم از اسب هایی که بر اساس قرعه در اختیارمان قرار میدهند، مسابقه دهیم.ما فقط حق داریم به مدت بیست دقیقه در روز قبل از مسابقه با اسب تمرین کنیم و با آن آشنا شویم که اخت گرفتن و صمیمی شدن با اسب در این مدت کم خیلی سخت است.
آیا اسب سواری ورزش پولدارهاست یا افراد معمولی هم می توانند به آن بپردازند؟ این سوال بعدی ما از حسین افلاطونیان بود که پاسخ ما را چنین داد: اگر کسی بخواهد بصورت حرفه ای به سوارکاری بپردازد و صاحب و مالک اسب شود، بله باید در آن سرمایه گذاری کند.هزینه خرید اسب از یک میلیون تا 600 میلیون است که نگهداری و رسیدگی به آن هزینه ها خاص خودش را دارد اما برای آموزش و فقط برای تفریح بطور یقین می گویم هزینه هر جلسه آن از خیلی از ورزش ها بمراتب کمتر است و بین 30 تا 50 هزارتومان است که شامل تمامی هزینه ها و لوازم اسب سواری می شود.این نکته را هم یادآور شوم اسب و اسب سواری می تواند بهترین روش برای درمان خیلی از بیمار ها و بر طرف کردن ناراحتی های روحی و روانی باشد.
علی پورموسی درباره آینده خودش و مسابقات پیش رویش گفت:در حال آماده کردن خودم برای مسابقات کره جنوبی هستم که سال آینده در رده سنی نوجوانان برگزار میشود و با توجه به اینکه من تا آن موقع به سن نوجوانی می رسم، مجاز به شرکت در آن هستم البته به شرط اینکه همه کمک کنند و بستر حضور تیم ما را در آن فراهم سازند ،ضمن اینکه کشور میزبان باید آمادگی برگزاری با اسب قرضی را داشته باشد و این موضوع را اعلام کند تا ما با توجه به همان مشکل قرنطینه اسب،بتوانیم شرکت کنیم.
افلاطونیان درباره آینده ورزش سوارکاری کرمان افزود: به نظر من با توجه به جمعیت زیاد و علاقمندان بی شمار اسب در استان کرمان و همچنین وجود اسپانسر و حامیان مالی خوب، این ورزش می تواند پیشرفت خوب و آینده روشنی را پیش رو داشته باشد به شرط آنکه کار را دست کاردانش بسپارند، اگر وضع به همین روال باشد مطمئنم در آینده ای نزدیک نه تنها موفقیتی نخواهیم داشت بلکه همین تعداد حامیان مالی نیز با توجه به برخورد بد هیات و سایر مسوولان،دلسرد می شوند. امیدوارم هرچه سریع تر اوضاع مرتب و خوب شود.
و نکته آخری که از علی پورموسی شنیدیم تشکر و سپاس فراوانی داشت که از خانواده اش بخاطر حمایت و پرداختن هزینه های این ورزش و مربی خودش داشت. ما هم برای این نونهال سوارکار استان کرمان آروزی پیرزوی و سربلندی می کنیم.

فردا دربی مسی‌ها در کرمان

فردا دربی مسی‌ها
در کرمان
بازی این هفته‌ی دو تیم مس کرمان و مس رفسنجان که فردا دوشنبه 16 اسفند در کرمان برگزار می‌شود نیز همانند تمامی بازی‌های گذشته‌ی دو تیم یک بازی حساس و نفس‌گیر محسوب می‌شود و برادران مسی استان کرمان در این بازی نیز در عین رعایت جوانمردی، نبرد داخل زمین خود را خواهند داشت.
بی‌شک یکی از جذاب‌ترین بازی‌های این هفته‌ی لیگ دسته اول کشور، مصاف برادران مسی لیگ دسته اول کشور است که در دربی «ال‌ مسینو» به مصاف یکدیگر می‌روند.
بازی که همیشه جذابیت‌های خاص خود را داشته است و برای فوتبال کرمان یکی از تماشایی‌‌ترین بازی‌های این چند سال اخیر بوده است.
امتیاز این بازی برای هر دو تیم از هر حیث حائز اهمیت است… هم مس کرمانی که بعد از چند هفته به رده‌ی سومی جدول رسیده است و درصدد است که آن‌ را با چنگ و دندان حفظ کند و هم مس رفسنجانی که روند بسیار خوبی در هفته‌های اخیر گرفته است و کاملا مایل می‌باشد که این روند را در کرمان نیز ادامه دهد.
هرچند در بازی رفت وینگو بگوویچ مچ هموطن خود یعنی مشیوویچ را روی نیمکت تیم رفسنجان خواباند، اما مس رفسنجان دیگر تیم قعر جدولی دور رفت نیست و این تیم با تمام قوا و انگیزه به کرمان خواهد آمد و از همین رو مسی‌های کرمان می‌دانند که بازی ساده‌ای به هیچ روی پیش رو نخواهند داشت.
با این همه کرمانی‌ها به هرشکل می‌دانند که این بازی دربی مسی برای هوادارانشان علاوه بر اهمیت جدول، انگیزه‌های مضاعف دارد و از همین حیث تمام تلاش خود را در زمین بازی به خرج خواهند داد که با کسب یک نتیجه‌ی خوب، آخرین بازی سال 1394 خود در ورزشگاه باهنر را، همراه با یک عیدی خوب به هوادارانشان کنند.
قطعا هواداران مس کرمان که بعد از دو نتیجه‌ی خوب اخیر تیم مس، بیشتر هم با تیم خود آشتی کرده‌اند، در این بازی پرشورتر از همیشه ورزشگاه باهنر را نارنجی خواهند کرد و دربی «ال مسینو» لیگ یک فوتبال کشور، بازهم احترام فوتبال ایران به فوتبال استان کرمان را جلب خواهد کرد.

خبر

اشک برانکو در مرکز کودکان
بی سرپرست
برانکو ایوانکوویچ با حضور در موسسه خیریه کوثربا کودکان بی سرپرست دیدار صمیمانه ای داشت، او هر کدام از این کودکان را در آغوش گرفته و با آن ها عکس یادگاری گرفت. این کودکان که از حضور سرمربی پرسپولیس کاملا احساساتی شده بودند خودرا در آغوش برانکو انداخته و از او قهرمانی پرسپولیس را می خواستند . یکی از این کودکان خطاب به برانکو گفت :من و دوستان همیشه برای بردن پرسولیس دعا می کنیم. برانکو با شنیدن این جمله بغض کرد و بااشک هایش تمام کسانی را که در نزدیکی شان حضور داشتند تحت تاثیر قرارداد. او صورت آن کودک را بوسید و گفت:قهرمان شدیم با جام و همه تیم به این جا می آییم. از نکات جالب توجه حضور برانکو ، استقبال کودکان از سرمربی پرسپولیس بود که یکی از آنان از برانکو خواست تا بخاطر هادی نوروزی پرسپولیس را قهرمان کند و جشن قهرمانی را در محل خیریه کوثر برگزار کند که موجب استقبال او قرار گرفت و برانکو قول داد تا تمام توان خود را در رسیدن به این مهم بکارگیرد.

حسین هدایتی آماده خرید نفت
در روزهایی که نفت تهران با مشکلات مالی زیادی روبرو شده است، گفته می شود حسین هدایتی قصد دارد این باشگاه را خریداری کند. هدایتی در ابتدای فصل تلاش زیادی کرد که پرسپولیس را در پروسه خصوصی سازی این باشگاه خریدرای کند اما در هر 3 مرحله واگذاری صلاحیت او به دلایلی که هرگز مشخص نشد، تایید نشد. اما خبر می رسد هدایتی بعد از ناامیدی از خرید پرسپولیس این بار دست روی یکی از باشگاه های با ثبات لیگ برتر گذاشته است و قصد دارد نفت تهران خریداری کند. گفته می شود در صورتی که هدایتی مالکیت نفت تهران را در اختیار بگیرد به احتمال فراوان حمید استیلی و علی کریمی را به فوتبال بازخواهد گرداند. هدایتی تا کنون مالکیت استیل آذین، ملوان و گهر دورود را در اختیار داشته است و البته تجربه خوبی از حضور او در فوتبال وجود ندارد. رکن الدین جوادی معاون وزیر و رئیس شرکت ملی نفت ایران روز گذشته در حاشیه مراسم دارستانی مربی بدنساز تیم فوتبال نفت خبر واگذاری این باشگاه را تایید کرد تا شائبه خرید این باشگاه توسط حسین هدایتی جدی تر از قبل به گوش برسد: فعلا چند پیشنهاد وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد اما همانطور که گفتم در پایان فصل تصیم گرفته خواهد شد.

بوی تعلیق فوتبال ایران می‌آید!
وزارتخانه ورزش ایران با وجود آنکه هنوز استراتژی مشخصی برای انتخابات فدراسیون فوتبال ندارد، به صورت رسمی و آشکار دخالت خود دراین رای گیری مهم را رسانه ای کرد. در شرایطی که مشخص است وزیر ورزش علاقه‌ای به ادامه حضور علی کفاشیان در پست رییس فدراسیون ندارد، رئیس اداره حراست وزارت ورزش، دو موضوع مهم را پیش کشیده است؛ مسئله اول این بحث که اساسنامه باید به تأیید دولت برسد و دوم این که حراست باید نامزدهای ریاست فدراسیون فوتبال را از نظر امنیتی تأیید کند. موضوع اساسنامه وتأیید آن توسط هیئت دولت یک مسئله حقوقی است اما از آنجا که فدراسیون فوتبال به عنوان یک تشکل غیر دولتی تنها باید پاسخگوی فیفا باشد ضرورتی در انجام آن ندارد. همچنین، موضوع تأییدصلاحیت‌ها (از نظر عمومی و امنیتی) نیز مسئله تازه ایست چراکه در اساسنامه فدراسیون در این باره پیش بینی شده است. امروز رضا حسنی خو در این باره گفته است: چنانچه مدارک و اسامی نامزدها سریعتربه دست ما برسد، تلاش می‌کنیم نتایج استعلام‌ها را تا پایان فروردین سال آینده اعلام کنیم.

ماراتن بین المللی در کویر لوت
معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی،استان گفت: اردیبهشت ماه سال 95 بیابان لوت کرمان شاهد بزرگ ترین ماجراجویی بین المللی در بیابان خواهد بود. محمد جهانشاهی با اعلام این خبر افزود: شبکه فرانس تو فرانسه که در تهیه گزارش هایی از کرمان فعال بوده است و نیز وب سایت ها و نشست های خبری در این حوزه تبلیغات خود را آغاز کرده اند. وی افزود: قرار است در اردیبهشت ماه 95این برنامه بسیار مهیج در کویر لوت کرمان وبا حضور گردشگران کویری از کشورهای مختلف برگزار شود. وی تاکید کرد: یک آژانس ایتالیایی، یک آژانس ملی و یک آژانس استانی که از از وارد کننده های گردشگر خارجی به ایران هستند در برگزاری این برنامه زیبا همکاری می کنند. وی با اشاره به همکاری برندهای تبلیغاتی برای اسپانسری این جریان افزود: این برنامه در قالب پیمایش 260کیلومتری گردشگران کشورهای مختلف خواهد بود. جهانشاهی خاطرنشان کرد: امیدوارم مسئولین و مردم نیز دربرگزاری این برنامه زیبا که کمک زیادی به معرفی بیابان لوت خواهد کرد همراهی داشته باشند.

در آخرین جلسه شورای اداری استان عنوان شد کرمان؛ بزرگ ترین مهمان خانه ایران

در آخرین جلسه شورای اداری استان عنوان شد کرمان؛ بزرگ ترین مهمان خانه ایران

آخرین جلسه شورای اداری استان کرمان سال جاری در سالن شهید مرتضوی استانداری با حضور جمعی از مسئولین برگزار شد.
دست اندرکاران انتخابات براساس قانون حرکت کردند
نماینده ولی فقیه در استان کرمان در ابتدای این جلسه عید نوروز را پیشاپیش به مردم استان کرمان تبریک گفت. آیت الله سید یحیی جعفری ضمن تشکر از استاندار کرمان و دست اندرکاران در رابطه با انتخابات خوبی که برگزار شده بود، اظهار داشت: بهترین مردم کسانی هستند که بر هوای نفس خود مسلط باشند. بزرگترین دشمن نفس اماره است که همواره ما را به بدی ها امر می کند. وی افزود: ما در دوران انتخابات مشاهده کردیم که همه به دور از نفس اماره حرکت کردند و در هر قضیه ای چه انتخابات و چه غیر از آن اگر هوای نفس وارد شود کار خراب می شود، بطوریکه در گذشته های دور مصدایق آن را به یاد داریم. امام جمعه کرمان با اشاره به اینکه انسان باید اهل جهاد باشد و با دشمنان مبارزه کند که یکی از دشمنان ما نفس اماره می باشد، افزود: باید خود را بسازیم و با آیات مانوس شویم. برای یک مسلمان خیلی بد است که با احکام، اصول و فروع دین آشنایی نداشته باشد. آیت الله جعفری ضمن تسلیت درگذشت آیت الله واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی و با اشاره به انتخابات 7 اسفند اظهار کرد: کسانی که دست اندرکار انتخابات بودند براساس قانون حرکت کردند. وی با اشاره به اینکه اگر خدا را یاری کنیم خدا هم ما را یاری خواهد کرد، اظهار کرد: انجام دادن کارها به صورت صحیح و براساس قوانین، همان یاری کردن خداوند است و در این صورت خداوند وعده کرده که ما را یاری خواهد کرد.
تقدیر استاندار کرمان از نقش وحدت بخش
آیت الله جعفری
استاندار کرمان هم در این جلسه گفت: در حالی سال 94 را به پایان می رسانیم که دولت تدبیر و امید در پایان سال برجام را به نتیجه رسانده و کشور را در مسیر جدیدی قرار داده است. علیرضا رزم حسینی با اشاره به انتخابات هفتم اسفندماه اظهار داشت: انتخابات یکی از اتفاقات شیرین و مهمی بود که تابلوی روشنی از مسئولیت شناسی مردم ایران را به نمایش گذاشت و برنده رقابت سالم نمایندگان منتخب جدید هستند. وی با اشاره به اینکه اخلاق مداری در این دوره از انتخابات بسیار ممتاز بود، افزود: از یک سال قبل جلساتی پیرامون انتخابات برگزار کردیم و از قوه قضائیه، بسیج، سپاه، اداره کل اطلاعات، نیروی انتظامی تشکر می کنیم. استاندار کرمان در ادامه از نقش بی بدیل و وحدت بخش آیت الله جعفری قدردانی و تصریح کرد: ایشان با نصایح خود قبل از انتخابات باعث شد شرایط استان به سمتی پیش رود که وحدت خوبی در این عرصه داشته باشیم و من این وفاق استانی را مرهون توجه ویژه امام جمعه می دانم. رزم حسینی با اشاره به اینکه ایده مثلث توسعه اقتصادی بر مبنای شعار ولایت و توسعه در سال آینده نیز با جدیت دنبال می شود، گفت: همه معاونین استانداری برنامه های خود را برای سال آینده مکتوب کرده اند و مدیران اجرایی استان هم برنامه های خود را اعلام خواهند کرد. وی افزود: در قالب مثلث توسعه اقتصادی 35 میلیارد دلار فاینانس برای طرح های استان پیش بینی شده است که بیانگر ظرفیت های بالای این استان است و امیدورایم در سال آینده اجرایی شوند.
استاندار کرمان در بخش دیگری از سخنان خود به بازسازی باغ بیرم آباد اشاره کرد و گفت: شش ماه قبل به دعوت آیت الله هاشمی رفسنجانی خدمت آیت الله واعظ طبسی رسیدیم و وی موافقت خود را جهت بازسازی باغ بیرم آباد که تحت تولیت آستان قدس رضوی است اعلام کرد و این باغ هم اکنون در حال بازسازی می باشد. رزم حسینی با اشاره به افزایش ورود گردشگر خارجی در استان کرمان در سال 94 گفت: دستگاه های اجرایی در ستاد تسهیلات نوروزی باید همکاری لازم را داشته باشند تا میهمانان نوروزی با خاطرات خوشی از این استان بروند.در سال جاری 25 هزار گردشگر به استان سفر کردند و نسبت به سال 92 افزایش چشمگیری داشته است. وی اظهار داشت: در سال 94 اقدامات بسیار خوبی از جمله تعیین تکلیف موضوع آب، حفظ و بازسازی میراث فرهنگی، اجرای ایده شهر نمونه اقتصاد مقامتی در قلعه گنج، اجرای طرح های عمران شهری و رفع بخشی از بروکراسی اداری در استان کرمان انجام شده است.
حماسه مردم در خرداد 92 بار امانتی بر دوش دولت گذاشت
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری کرمان نیز در این جلسه گفت: انتخابات در استان کرمان سالم، امن و مبتنی بر بی طرفی کامل اجرا کنندگان بوده است. حمید ذکاء اسدی با اشاره به اینکه حماسه سیاسی مردم در خرداد 92 باعث شد بار امانتی به دوش دولت تدبیر و امید در دو بعد داخلی و خارجی گذاشته شود، افزود: در بعد خارجی با تدابیر و راهنمایی های مقام معظم رهبری، اجرای خوب دولت و همیاری و همکاری همه دلسوزان نظام ، برجام به فرجام رسید و انشاالله شاهد دستاورهای این اقدام بزرگ خواهیم بود. وی اظهار داشت: بیش از 63 درصد واجدین شرایط در استان در این دوره از انتخابات مشارکت داشته اند که این میزان از میانگین کشوری نیز بالاتر است. معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری کرمان با اشاره به قرار گرفتن انتخابات بر روی دو ریل ولایت و سازندگی، منشور اخلاق انتخاباتی و عقلانیت سیاسی گفت: موفق شدیم که قطار انتخابات را به سلامت به مقصد برسانیم. در این انتخابات پایبندی فعالان سیاسی به منشور انتخاباتی در استان کرمان به خوبی مشاهده شد. ذکاء اسدی در پایان تصریح کرد: مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، سالم بودن انتخابات و امن بودن انتخابات از محورهای اصلی انتخابات بوده است که به لطف خداوند همه آنها در استان کرمان حاصل شد.
کرمان؛ بزرگ ترین مهمان خانه ایران است
معاون امور عمرانی استانداری کرمان نیز در این جلسه به برگزاری چهار جلسه ستاد تسهیلات نوروزی اشاره و گفت: در این جلسات 10 کمیته اجرایی تشکیل شده است. ابوالقاسم سیف الهی با اشاره به اینکه شعار امسال در نوروز «کرمان، بزرگترین مهمان خانه ایران» است، افزود: براساس برنامه ریزی های انجام شده در ورودی شهرهای استان کرمان، خوشامد گویی به مهمانان نوروزی انجام خواهد شد. همچنین ستاد مرکزی تسهیلات نوروزی نیز در محل فرهنگسرای کوثر برپا می شود. مدیرکل تبلیغات اسلامی استان کرمان هم در این جلسه گفت: مساجد و نمازخانه های شهری و بین راهی استان برای مسافران نوروزی آماده می شوند. حجت الاسلام مهدی عربپور افزود: خیمه های نماز نیز در روز سیزدهم فروردین ماه برپا خواهد شد. وی یادآور شد: در نوروز امسال مساجد یک ساعت قبل و یک ساعت بعد از نماز باز خواهند بود.

در همایش نقش مشارکت مردم در مدیریت جامع منابع طبیعی عنوان شد توجه به منابع طبیعی؛ از شاخص های توسعه پایدار

در همایش نقش مشارکت مردم در مدیریت جامع منابع طبیعی عنوان شد
توجه به منابع طبیعی؛ از شاخص های توسعه پایدار

همایش نقش مشارکت مردم در مدیریت جامع منابع طبیعی دیروز در محل دانشگاه فرهنگیان با حضور جمعی از مسئولین برگزار شد. استاندار کرمان در این همایش ضمن گرامیداشت هفته منابع طبیعی گفت: منابع طبیعی منشا خیر و برکت برای همه ی کسانی است که در این سرزمین زندگی می کنند و همه باید به وظیفه خود در راستای حفاظت از این منابع اقدام کنند. علیرضا رزم حسینی اظهار داشت: یکی از شاخص های پیشرفت و توسعه پایدار توجه به منابع طبیعی در هر کشوری است و باید فاصله خود را با کشورهای پیشرفته با اقتصاد مقاومتی، برنامه ریزی صحیح و مشارکت سازمان های مردم نهاد جبران کنیم. وی با اشاره به اینکه می توان با کم آبی و خشکسالی مبارزه کرد، افزود: کشورهای کم‌آب توانسته‌اند با استفاده از علم روز با کم‌آبی مبارزه کنند. کشور ما که دارای ذخایر آبی شمال و جنوب است، نباید این کشور دچار کم آبی باشد و یا منابع طبیعی در معرض تهدید قرار گیرد. استاندار کرمان با اشاره به اینکه در حفظ محیط زیست و منابع طبیعی کوتاهی کرده ایم، تصریح کرد: در استان کرمان تالاب جازموریان را حفظ نکردیم و امروز این تالاب به مرکز ریزگردهای کشور تبدیل شده است. رزم حسینی افزود: با حفاظت از جازموریان این امکان وجود داشت که از تبدیل این تالاب به یک منطقه تولیدکننده ریزگرد جلوگیری شود. همچنین کارگروه ملی احیای تالاب جازموریان و مبارزه با کانون ریزگردها در دولت تدبیر و امید با همت رئیس سازمان محیط زیست کشور تشکیل شده است.
وی با اشاره به اینکه ریزگردهای ناشی از تالاب جازموریان نه تنها 3 میلیون جمعیت کرمان، بلکه مردم فلات مرکزی ایران را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند، گفت: امیدواریم در این دولت با توجه به همت دولتمردان در جهت محیط زیست و منابع طبیعی بویژه رفع مشکل ریزگردها بتوان کاری کرد که روستاییان در روستاها بمانند و از مهاجرت آنها جلوگیری شود. رزم‌حسینی با اشاره به اجرای 35 میلیارد دلار پروژه سرمایه‌گذاری خارجی در استان کرمان خاطرنشان کرد: در دولت یازدهم موفق شدیم 3 میلیارد دلار پروژه آبی در استان کرمان داشته باشیم. وی با اشاره به اینکه با اجرای طرح ناب از هدر رفت 10 میلیارد مترمکعب آب از مرزهای شرقی جلوگیری می شود، گفت: با اجرای این طرح در زمینه تامین آب شرق کشور نیز گام های بلندی برداشته می شود. استاندار کرمان افزود: با احداث 50 هزار مگاوات نیروگاه برق در سواحل جاسک و مکران می توان آب را شیرین کرد و به بخش های مرکزی منتقل کرد و این موضوع از طرح های فرا ملی و منطقه ای است. رزم حسینی تصریح کرد: مردم ایران باهوش، قدرشناس و فداکار هستند و باید برای نجات استان و منطقه همراه، همدل و همزبان باشیم. وی بر حفظ همزمان محیط زیست انسانی و محیط طبیعی تاکید کرد و افزود: همه ما باید کارت حفاظت از منابع طبیعی را داشته باشیم و به صورت افتخاری برای حفظ منابع طبیعی تلاش کنیم. اتباع بیگانه از مرکز شهر کرمان خارج می‌شوند و این طرح به صورت گام‌به‌گام در حال اجراست. استاندار کرمان در خصوص طرح ترسیب کربن تصریح کرد: این طرح در دنیا اجرا شده و در کرمان نیز اقدامات خوبی در قالب این طرح انجام شده است.

خبر

شهردار هنزا خبر داد:
تشکیل هیات عالی سرمایه‌گذاری
در شهرداری هنزا
محمد علی بهرامی شهردار هنزا خبر از تشکیل هیات عالی سرمایه گذاری در شهرداری هنزا داد. وی گفت : با توجه به اینکه شهر هنزا بعنوان منطقه نمونه بین المللی گرشگری معرفی شده است و سرمایه گذار بخش خصوصی در این منطقه در حال سرمایه گذاری می باشد باید از این فرصت بدست آمده استفاده کرد.
وی افزود: هنزا یک منطقه کوهستانی و خوش آب و هوا می باشد باید از همه پتانسیل این شهر در فصول مختلف استفاده کرد. بهرامی گفت: باید زیبایی های هنزا ، برف زمستان و استفاده از طرفیت ورزشهای زمستانی ، آب و هوای خنک و طبیعت سر سبز بهار و تابستان و پاییز رنگارنگ هنزا به مردم و گردشگران معرفی کرد تا در همه فصول سال بتوان از اقتصاد گردشکری برای توسعه و آبادانی هنزا استفاده کرد.
وی بیان داشت : در شهرداری بر اساس شیونامه امور سرمایه گذاری و مشارکت شهرداریها ، هیات عالی سرمایه گذاری را در شهرداری هنزا تشکیل دادیم. شهردار هنزا افزود: با مشورت با کارشناسان اقتصادی و بر اساس شناخت از پتانسیل های منطقه بسته های سرمایه گذاری در حال تدوین و تهیه می باشد.
وی گفت: تنوع بسته های سرمایه گذاری به گونه ای است که سرمایه گذار بر اساس حجم سرمایه گذاری قدرت انتخاب داشته باشد و این باعث می گردد حتی افرداد بومی که شاید حجم سرمایه کم تر اما انگیزه زیادی را دارند نیز بتوانند در امر سرمایه گذاری و آبادانی شهر هنزا سهیم باشند. بهرامی افزود: بزودی و پس از پایان تدوین و ارایه نظر کارشناسان اقتصادی و حقوقی بسته های سرمایه گذاری را به اطلاع عموم و سرمایه گذاران جهت سرمایه گذاران خواهیم رساند.

نمایشگاه صنایع دستی
در بافت گشایش یافت
به گزارش روابط عمومی فرمانداری بافت، نمایشگاه صنایع دستی بانوان شهرستان بافت با حضور حمزه جواران فرماندار بافت در محل حسینیه بازار گشایش یافت. در این نمایشگاه انواع صنایع دستی از جمله گلهای تزئینی، سفره های هفت سین و سایر محصولات ویژه نوروز به نمایش گذاشته شده است. این نمایشکاه صبحها ازساعت 8تا12 ظهر و عصرهااز ساعت 4 تا 8 شب و تا 25 اسفند برای بازدید عموم دایر است.

کاشت 140 هزار اصله نهال در شرق کرمان
فرماندار بم از کاشت 140 هزار اصله نهال گرمسیری و سردسیری در شهرستان‌های بم، ریگان، فهرج و نرماشیر خبر داد. به گزارش روابط عمومی فرمانداری بم ، رضا اشک در مراسم روز درختکاری ضمن تبریک هفته منابع طبیعی اظهار داشت: بحث حفاظت از جنگل‌ها و مراتع از بزرگترین کارهای دولت است زیرا شاهد هستیم که برای کاشت یک درخت چه زحمتی کشیده می‌شود.
وی با بیان اینکه ما باید طبیعت را حفظ کنیم، افزود: با توجه به امکانات اداره منابع طبیعی شهرستان می‌طلبد که با شهرداری‌ها و دهیاری‌های شهرستان همکاری داشته باشند.
فرماندار بم ادامه داد: پلاک‌گذاری درختان در سطح شهرستان می‌تواند به حفظ درختان کمک کند که شهرداران و دهیاران باید به آن توجه داشته باشند.

روایت یک روز خوب

روایت یک روز خوب

محسن جلال پور

دیروز صبح به روستای محمدآباد پسکوه رفتیم. روستایی دور افتاده در جنوب شهرستان قاین که جامعه نیکوکاری ابرار طرحی برای توسعه این روستا در دست اجرا دارد. به واسطه خشکسالی‌های اخیر، بیشتر مراتع این منطقه کویری خشک شده و زندگی مردم این روستا که از طریق دامداری روزگار می‌گذرانند، به شکل نگران‌کننده‌ای به خطر افتاده است. خاک این منطقه قابلیت کشاورزی ندارد به گونه‌ای که حتی گیاهان و درختان کویری نیز نمی‌توانند رشد و نمو کنند. چندسال پیش بیشتر خانواده‌های این روستا با داشتن چند گوسفند به سختی روزگار می‌گذراندند اما از سال 1391 که جامعه نیکوکاری ابرار و شماری از خیرین سرشناس بخش خصوصی، توسعه این روستا را هدف‌گذاری کردند، وضعیت مردم، تکانی خورده و به نظر می‌رسد نسبت به شرایط قبل و آنچه در انتظار آنها بود، وضعیت بهتری رقم خورده است. به خاطر دارم در سال۱۳۹۱ که همراه با ریاست وقت اتاق ایران یعنی دکتر محمد نهاوندیان و برخی از اعضای سرشناس جامعه نیکوکاری ابرار به این روستا آمدیم، وضعیت زندگی مردم ما را به شدت متأثر کرد.
از آن سال تا به امروز، طرح توسعه پایدار این روستا با چارچوبی مشخص پیش رفته و امروزحال و هوای این منطقه به شکلی محسوس، تغییر کرده است. طرح جامعه ابرار که بر پایه چهاراصل اساسی «محیط زیست، اشتغال وکارافرینی،توسعه سرمایه اجتماعی وتوسعه منابع انسانی «پایه‌گذاری شده است، تا حدودی توانسته محمدآباد پسکوه را به یک روستای مولد و بانشاط تبدیل کند. اجرای بیش از ۱۵۰پروژه کوچک در بخش‌های کشاورزی، خدمات، صنایع دستی و دامداری تا حدودی باعث معکوس شدن سیر مهاجرت از روستای محمدآباد پسکوه شده و به گفته برخی اهالی این روستا، وضعیت زندگی مردم تا حدودی ارتقا یافته است. به واسطه این تغییرات که همچنان نیازمند پایش و پیگیری جامعه نیکوکاری ابرار است، لازم می‌دانم از مرحوم اخوان دستمالچی که سهم عمده‌ای در تأمین مالی پروژه‌های این روستا داشته‌اند و هم چنین از دکتر محمد نهاوندیان و حاج آقا میرمحمد صادقی و مهندس غلامحسین شافعی که پیگیر این طرح بوده‌اند و هم‌چنین از زحمات مدیرعامل جامعه نیکوکاری ابرار، آقای علی اصغر خامنوی و پشتیبانی‌های آقای محسن احتشام رئیس سخت‌کوش اتاق بیرجند تشکر کنم.دیروز بیش از 35 چهره سرشناس بخش خصوصی از توسعه روستای محمد آباد پسکوه بازدید کردند و بزرگ ترین هدیه ای که از مردم این روستا دریافت کردیم،لبخندی بود که بر صورت های آفتاب خورده آنها دیدیم. راستی دیروز، روز نیکوکاری بود و خوب است همه ما به این موضوع فکر کنیم که در هفته های گذشته چه کار نیکوکارانه ای انجام داده ایم و در روزهای پیش رو و منتهی به سال جدید،چه کارهایی قرار است انجام دهیم.

از پرورشگاه صنعتی تا اداره پست و تلگراف با شادروان عصمت صابری؛ نگاه تو بر من چه آشناست!

از پرورشگاه صنعتی تا اداره پست و تلگراف با شادروان عصمت صابری؛
نگاه تو بر من چه آشناست!

شیرین سخن می گفت. شعر می خواند و شعر می سرود. گلستان می خواند و حافظ. خاطره تعریف می کرد. مثل همه مادربزرگ های کرمانی. از آن دسته مادربزرگ هایی که در کنارشان گذشت زمان را احساس نمی کنی. گر چه امروز اینترنت و اندروید و… جای آدم ها را گرفته و همه مان را به تنهایانی در جمع تبدیل کرده؛ اما هنوز نشستن پای حرف مادر بزرگ ها صفایی دارد. هنوز هم هستند کسانی که اگر گوش شنوایی داشته باشی، حرف هایی برای گفتن دارند.
شادروان بانو عصمت صابری(خضرایی) همسر مرحوم سید جواد خضرایی – که از شاعران بنام کرمان بوده و دکتر بهزادی اندوهجردی نام و اشعارش را در کتاب «تذکره الشعرای کرمان» آورده است- در سال های دور، یک سال از دوران جوانی اش را در خدمت ایتام پرورشگاه صنعتی گذرانده است.
بانو صابری با اشعاری از سعدی باب هم صحبتی با من را کشود. غزلی که شاه بیت معروفش زینت بخش بسیاری از دیوارهاست.« خدا را بر آن بنده بخشایش است/ که خلق از وجودش در آسایش است».
تقریبا دو سال پیش بود که «حدیث کریمی» از بانویی خبر داد که روزگاری در پرورشگاه صنعتی به ایتام این خیریه خدمت می کرده است. شبانگاهی به خانه اش رفتیم و هر کدام مان از ظن خود یار او شدیم. او در فکر ساختن فیلم خود بود و من در پی گفت و گویی که بتوانم در نشریه به چاپ برسانم. گفت و گوی من اما همان روزها به چاپ رسید و فیلم حدیث کریمی همین روزها آماده شده است. الآن بانو صابری دیگر در میان ما نیست. یار دیرین پرورشگاه صنعتی و قدیمی ترین کارمند اداره پست کرمان تنها خاطره ای از خود به جا گذاشته است. شیرین سخنی مادربزرگ مهربان کرمانی هرگز کهنه شدنی نیست. شادروان صابری آن روز از هر دری سخن گفت و ساختار مصاحبه های خشک و رسمی را در هم شکست. نوشته های زیر، گفته های آن شب مادر بزرگ مهربان مان است؛
1
عصمت صابری درباره حضور خود در پرورشگاه صنعتی می گوید:«در آن سال ها آموزگار پرورشگاه بودم. ما چهار خانم بودیم که به بچه ها درس می دادیم. آن روز هم یک آموزگار همه درس ها را می داد و این طور نبود که هر درس معلم جداگانه ای داشته باشد. دروس آن زمان، علم الاشیاء بود و اقسام قضایای ریاضی و… یک سال تمام، صبح و عصر در پرورشگاه تدریس کردم.»
2
مرحوم احمد اوحدی رییس پرورشگاه بود. دکتر دینیار زردشتی هم پزشک بچه ها بود. حاج اکبر صنعتی بنیانگذار پرورشگاه هم به پرورشگاه سر کشی می کرد. به آشپزخانه سر می زد. ما را هم دلداری می داد و می گفت:«ناراحت نباشید. حقوق هم انشاء الله زیاد می شود و روزگار سختی می گذرد!»
آن روزها هر ماه 10 تومان حقوق به ما می دادند. اعضای هیأت امنا تا جایی که خاطرم هست آقایان ارباب شهریار بود و دیلمقانی، هرندی، ارجمند، آگاه و…
3
خاطرم هست زمانی که حاج اکبر صنعتی فوت کرد، او را در همان پرورشگاه ( کتابخانه فعلی) به خاک سپردند. بعد از مرگ او، بچه ها همه رنگ پریده و ناراحت بودند. واقعاً گرد یتیمی بر چهره بچه های بی کس و کار دیده می شد. وقتی حاج اکبر فوت کرد من برای مراسم ختم او کلّه های قند را خرد می کردم.
4
مرحوم اوحدی از دوستان خانوادگی ما بود. بسیار مدیر قابلی بود. روی درس بچه ها حساسیت نشان می داد. آن روزها تا کلاس ششم درس می خواندند که برای ورود به جامعه کافی به نظر می رسید. پسرها در بازار کار به جوشکاری و دختران هم به کارهای دستی از جمله بافندگی و… می پرداختند. بچه های خوب و آرامی بودند. بی کس و کار بودند و کسی سراغی از آن ها نمی گرفت. محال بود کسی از کار کردن و درس دادن به آن ها پشیمان شود.
5
در بدو ورودمان به اداره پست، وزیر پست و تلگراف از ما امتحان حسابداری، کارگزینی، فروش تمبر، امانات و… گرفت و در همان اداره مشغول کار شدم. اداره پست کرمان هم در محل قبلی اداره کل(خیابان عدالت) بود. ماهانه 30 تومان حقوق می گرفتم. با حقوق اولم یک دوچرخه رالی خریدم که با آن به اداره می رفتم.
6
کارمند خوب، کارمندی است که بتواند پول خودش را حلال کند. اخلاق من به گونه ای بود که اگر صبح دیر سر کار می رفتم، عصر بیش تر سر کار می ماندم تا جبران شود و پولم حلال شود. کارمندان و نامه رسان های پست هم بسیار زحمت می کشیدند. پستچی ها نامه ها را با دوچرخه و یا پیاده به مقصد می رساندند.
7
سال های زیادی از عمرم را در اداره پست کرمان گذراندم. مرحوم همایون کرمانی شعری هم درباره ارتباطات تلگرافی سروده است که آن را حفظ هستم.
میان ما و تو یک تلگراف و بی سیمی است/ که سیم کات مس و استوانه لازم نیست/ بکُش، بسوزان، تاراج کن به یغما بر/ برای قطع محبت بهانه لازم نیست/ بگو به مفتی شرع نبی که مستی ما/ ز حد گذشت دگر تازیانه لازم نیست
8
هر جایی که کار کرده ام، اگر در بین همکارانم اختلافی پیش می آمد و می خواستند به رییس مراجعه کنند. من مانع می شدم و اختلاف شان را فیصله می دادم. اصلا نمی گذاشتم اختلافات، بیخ پیدا کند.
9
دکتر بهزادی اندوهجردی کتابی نوشته اند به نام «تذکره الشعرای کرمان». در آن کتاب اشعاری از همسر مرحومم سید جواد خضرایی چاپ کرده است و در مقدمه بخشی که به مرحوم خضرایی مربوط می شود نام مرا هم برده است. یک بار به او گفتم:«استاد! با اسم من کتاب خود را خراب کرده اید.» ایشان در پاسخ گفتند:« نام شما زینت کتاب من است.»
10
خدا رحمت کند مرحوم حاج اکبر صنعتی را. مرد بسیار مهربان و خیرخواهی بود. در همان سال ها شعری برای ایشان سروده ام:
«چشمم چو روی ماه تو را دید با صفاست
چون آینه نگاه تو با من چه آشناست
سر تا به پای وجود عزیزت، عتیقه است
این هدیه تحفه ای به من از جانب خداست
چون آسمان سیمگون پر از اختران بود
این روشنی که در جمال تو می بینم از کجاست؟
مهتاب لؤلؤیی که نور خدا در اوست
این نور در دو چشم تو آری چه دلرباست
اندیشه کرده ام تو گل ناز کیستی؟
اینک ندا رسید که این گل از آن ماست
فصل بهار می گذرد گل شود تمام
آن گل که تازه تازه بماند حدیث ماست
با عشق صاف و صادق خود زندگی کنم
باور کنم که شهد لبت داروی شفاست
چون صابری که عشق و محبت شعار اوست
کشکول مهربانی من شاهد و گواست

خانه های قدیمی کرمان

خانه های قدیمی کرمان

عباس مددی ماهانی
وقتی به محله های قدیمی وکوچه های تنگ و باریک شهرمان نگاه می کنیم، ساختمان های بزرگ و چند طبقه و نوساز، خانه های قدیمی و خشتی و بافت سنتی شهر را چون نگینی در برگرفته است. بعد از گشت و گذاری چند ساعته در این محله ها دیگر صدای کوبه درب های چوبی شنیده نمی شود. قدم به دالان خانه که می گذاریم عطر خوش نان گندم برخاسته از مطبخ خانه شامه ات را نمی نوازد. دیگر صدای دسته هاون سنگی به گوشمان چه نامأنوس است. صدای آسیاب دستی مادربزرگ، خشت های قدیمی،کاشی های رنگارنگ و حوض سنگی به خاطره ها سپرده شده اند و دست روزگار آن ها را به ویرانی و خرابی می کشاند. چه خوب می شد که باز صدای دلنشین خروس سحری را می شنیدیم. در این نوشتار کوشیده شده تا فضای خانه های قدیمی و بخش های مختلف آن را برای خوانندگان بازگو نماییم.
1- تالار: تالار یا صفّه فضایی نیمه باز است که فضای دیگر کنار آن ها مثل اتاق تشکیل دهنده کل بنا است که در قسمت شرقی حیاط قرار گرفته و پله هایی که پایین تالار قرار دارد که راه ورود به آن را مشخص می سازد.
2- ورودی: وقتی از درب خانه قدم به درون می گذاریم وارد «هشتی» می شویم که فاصله زیادی با حیاط دارد و ما بین هشتی و حیاط خانه دالانی نسبتاً کوتاه قرار دارد که فرد را به حیاط خانه رهنمون می سازد. در هرکدام از اضلاع این هشتی بنا بر عملکرد مورد نیاز عناصر مختلف مثل: سکو، راهروهای ورود به حیاط، راه بام و چاه خانه در نظر گرفته شده است.
3- حیاط: در این باغ کوچک ساکنان با کاشتن درختان و گل های زیبای مأنوس با طبیعت کرمان همراه با حوض کشیده، محیطی دلپذیر را به وجود می آوردند. با توجه به وسعت کار و طراحی خانه، حیاط ها به اندرونی و بیرونی تقسیم شده و حیاط و عناصر داخلی آن به دو صورت ساخته شده است. حیاط های مسطح که معمولاً در محور طولی آن حوض و به موازات آن دو یا چهار باغچه قرار گرفته است. حیاط ها با گودال باغچه:گودال باغچه همراه با درختان سرسبز به دلیل گود بودن آن، فضایی خنک را به وجود می آورده است و از طریق آن دسترسی به آب زیر گذر مسیر بوده است.
4- اتاق: اتاق ها با توجه به کاربردشان به عنوان اتاق خواب، نشیمن، پذیرایی و فصلی مورد استفاده قرار می گرفته است که در انواع دو دری، سردری، پنچ دری و اُرسی دار و کرسی خانه و گوشواره بوده اند.
کاربرد برخی از آن ها به اختصار می آید:
سه دری: اتاق کار، خواب، ناشتا به خصوص زمستان نشیمن
ارسی دار: سفره خانه، جماعت خانه بزرگان و سفره خانه
گوشواره: محل خانه، خلوت و کتابخانه
کرسی خانه: اتاقی است که در و پنجره به حیاط ندارد و متصل به اتاق زمستانی است.
از اتاق های یاد شده، اتاق های پاییز و زمستان نشین در جبهه غربی و شمالی و اتاق های تابستان نشین در جبهه نسار(پشت به آفتاب)بوده است.
نورگیری اتاق های حاشیه حیاط به وسیله در و پنجره و اتاق هایی که مشرف به حیاط نبوده اند به وسیله نورگیر انجام می گرفته است.
5- حوضخانه: در بخش بیرونی خانه و در کنار «چاه خانه» بوده است؛ اما در برخی از خانه ها در کنار تالار بوده است.
6- زیر زمین: مهم ترین فضای خانه در طول روزهای گرم و طاقت فرسای تابستان زیر زمین است. ارتباط زیر زمین با طبقه همکف به وسیله پلکان هایی از داخل حیاط انجام می گیرد.
7-پشت بام:که از آن در شب های تابستان استفاده می شده و به وسیله حصار بام از دید خانه های اطراف محافظت می شده است. در پشت بام بعضی از خانه ها اتاقکی کوچک به نام رختخواب دان ساخته می شده است.
8- فضاهای دیگر هر خانه دارای قسمت های دیگری چون حمام، توالت، مطبخ، چاه خانه ها، طویه، انبار کاه و علوفه و انبارهای متعدد برای نگهداری مواد غذایی و میوه بوده است. توالت در انتهای خانه و دور از محل مسکونی و اتاق ها بوده است.
از مطبخ برای پخت و پز انواع غذاها با هیزم و از تنور موجود در آن برای پخت نان استفاده می شده است. طویله علاوه بر نگهداری چهار پایان سواری و بارکش، برای نگهداری حیوانات اهلی و ماکیان استفاده و افراد خانه برای مایحتاج خود از گوشت لذیذ و طبیعی آنها استفاده می کرداند.
منابع و ماخذ؛
1-آشنایی با معماری مسکونی ایرانی، تألیف غلامحسین معماریان، 1357
2برداشت از بناهای تاریخی، امیر علی خلیلیان بروجنی، 1389
3-تاریخچه معماری ایران و کشورهای اسلامی، امیر اقبال حید پور،1382
4-ارسی پنجره های رو به نور، مهدی امرایی، 1383

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
قسمت پانزدهم
همین که به کاروانسرای نیم خرابه ای رسیدیم، اطاقی از کاروانسرادار کرایه کرده خورجین و اسبابهای خود را در آن گذاردم و پس کرایه مکاری را داده و درب اطاق را قفل و به جانب خرابه ای که آنجا را پای قاپق می گفتند روان شدم از میان مردم گذشته و از تماشای منظره کشته دو نفر که سر آنها را بریده و جسد آنها را روبروی هم انداخته بودند متاثر شدم. از شخصی که طفل چند ساله ای را در بغل گرفته بود، پرسیدم این دو نفر چه گناهی مرتکب شده اند؟ آن شخص گفت اینها از دشمنان شاه می باشند. مطلب را تا آخر پی بردم و دانستم که لابد آن بیچارگان از زمره آزادی خواهان روشنفکر می باشند. در عقب سر آن تماشاچیان و جمعیت چند زن و کودک که از خانواده و بازماندگان آن دو نفر بودند، با ترس و وحشت و چشمان اشکبار نشسته و منتظر بودند تا آن جمعیت پراکنده شده و کشتگان خود را برای دفن و کفن به قبرستان ببرند. با خود گفتم بدون شک اگر از ماموریت من فراشان و دولتیان مختصر بویی ببرند مرا هم به آسانی بدون پرس و سوال گوش تا گوش سر می برند. تماشاچیان را می دیدم که این دو نفر برای نجات آزادی ملت ایران کوشش داشته و به گناه آزادی خواهی به این وضع آسف آور کشته شده اند. یک دقیقه هم تامل نمی کردند و این طور مانند گوسفند تماشاچی نبودند. به خاطرم آمد که هنگام عزیمت از اسلامبول زیاد سفارش کرده بودند که مواظب اطرافیان خود بوده و کسی از بسته کوچکی که محتوی مراسلات و روزنامه قانون بود و من حامل آن بودم مستحضر نشود. چه به اندک سوءظن و احتمالی کارم ساخته می شد.
هوا تاریک می شد و تماشاچیان کم می شدند و به جز چند نفر بچه های ولگرد دیگر کسی باقی نمانده بود و بستگان آن دو کشته بی گناه که به تهمت بابی بودن کشته شده بودند دو تابوت آورده و با پرداخت پول زیادی به میرغضب و فراشانی که مامور اجرای امر شاه بودند جسد آن دو کشته بی گناه را به قبرستان بردند.
خواستم همان موقع ماموریت و انجام کاری را که بر عهده گرفته بودم انجام دهم و بدون اتلاف وقت خود را به محضر آقای حاج شیخ هادی نجم آبادی رسانیده و بسته معهود را به دست ایشان بدهم؛اما در آن دم غروب انجام این کار را عاقلانه ندیدم. چه گذشته از آنکه منزل ایشان را نمی دانستم بدون شک با آن وضع و لباس مسافرتی که داشتم مورد سوءظن قرار می گرفتم. سپس صلاح را در این دانستم که آن شب را در همان کاروانسرا گذرانیده و روز بعد به خدمت جناب شیخ برسم.
روز دیگر در طلیعه آفتاب از کاروانسرا خارج شده و از مرد شیر فروشی نشانی منزل آقا شیخ هادی را پرسیدم و با آنکه راه زیادی بود پرسان پرسان خانه را پیدا کرده و بر خلاف این که منتظر بودم به درب خانه عالی و باشکوهی می رسم، خانه شیخ، معمولی دیوارهایش چینه و اطاقهایش خشتی بود. پسربچه ای در جلو در مشغول جاروب کردن بود. از او پرسیدم آیا منزل آقا شیخ هادی اینجاست؟ گفت: بله! پرسیدم:آقا در منزل تشریف دارند؟ جواب داد: بلی! و من از حرکات دست و لب هایش جواب ها را استنباط می کردم. گفتم: ممکن است از آقای شیخ اجازه بگیرید همین ساعت خدمتشان برسم؟ مثل اینکه پرسید می خواهی استخاره کنی؟ گفتم: بلی! جاروب را روی سکوی درب خانه گذارده و داخل خانه شد. پس از لحظه ای مراجعت کرده و با دست اشاره کرد که درب اطاق مجاور آن راه رو ورود کنم. از اینکه خانه شیخ خلوت و کسی نبود مسرور شدم. پرده سفیدی که به در اطاق آویخته بود یک طرف زده و در کنار اطاق، شیخ را که روی نمدی نشسته و کتابی در جلو داشت مشاهده کردم. از همان نظر اول او را شناختم. چهره ای گشاده نورانی داشت. سلام کردم و به گوشه ای نشستم و از اینکه گوشم نمی شنود عذرخواهی کردم و همین که دانست از اسلامبول آمده ام تا آخر قضایا را پی برد و از اینکه صبح خیلی زود برای ملاقاتش بدون آنکه احدی آگاه گردد رفته ام خوشحال شد. سپس از جای خود برخاسته و به اشاره به من فهمانید که مایل است در خلوت با من صحبت کند و خودش در جلو افتاد و به حیاط اندرونی رفتیم و در اطاقی که در گوشه آن لحاف کرسی بود وارد شدیم و تکلیف نشستن کرد. سپس من بسته ای را که حامل بودم و در آستر قبای خود پنهان کرده بودم پس از شکافتن آستر آن را در آورده به دستش دادم. نگاهی به سر و ته آن کرده و آن را در بغل گذارد گفت باید از روی فراغت بخوانم.