بایگانی مطالب نشریه
در بیانیه سخنگوی شورای شهر کرمان به رسانه ها عنوان شد
آقای استاندار سعی کند حرمت رای مردم را نگه دارد
شورای شهر زیر بار هیچ طرحی بدون بررسی نخواهد رفت
همفکران آقای استاندار در بیست سال گذشته مقصرین اصلی توسعه بی رویه شهر بوده اند
آقای استاندار مصادیق باند بازی را در شورای شهر کرمان بیان کند
چه بخواهید چه نخواهید شورا انتخاب مردم است
آقای استاندار بهتر است به جای جوسازی رسانه ای، با شورا جلسه مشورتی بگذارد
شاید جناب رزم حسینی حضور در شورا را به دور از شان خودشان می دانند
پیام ما- یکشنبه گذشته آخرین جلسه پیگیری پروژه های شهری کرمان در سال 94، در استانداری کرمان برگزار شد. در این جلسه که علاوه بر برخی مسئولین شهری، منصوری و جعفری از اعضای شورای شهر هم حضور داشتند، رزم حسینی استاندار کرمان شدیدا از شورای شهر کرمان انتقاد کرد. وی در این جلسه گفت که من انتظار دارم که اعضای شورا شهر در جلسه امشب (یکشنبه) طرح میدان مشتاق را تصویب کنند تا پس از ابلاغ به سرمایه گذار کار شروع شود. رزم حسینی سپس به طور غیرمستقیم شورا را تهدید کرد و اظهار داشت: اگر این طرح بعد از عید نوروز شروع نشود، به مردم خواهم گفت که چرا شروع نکرده ایم،جزئیات و مانع های که در مسیر کار ایجاد شده را خواهم گفت که چرا در شورا شهر کرمان اجازه اجرای طرح داده نشده است. اما این تمام صحبت های رزم حسینی نبود. استاندار کرمان در ادامه با شدت بیشتری از شورای شهر کرمان انتقاد کرد و این مجموعه را به باندبازی متهم کرد. رزم حسینی گفت: من کارها را پیگیری می کنم و اگر قرار باشد کارشکنی شود استان ساخته نمی شود، یک روز یک خانم قهر می کند و از جلسه می رود بیرون و روز دیگر یک آقا قهر می کند. در شورای شهر کرمان باند بازی شده. 8 نفر یک طرف اند و 7 نفر در طرف دیگر.
این صحبت های تند رزم حسینی، جلسه یک شنبه شب شورا را تا حدودی تحت تاثیر قرار داد. اعضای شورا پس از تصویب بودجه شهرداری، به محض اینکه بحث در مورد ضحبت های استاندار شروع شد، جلسه را غیرعلنی کردند. شامگاه دوشنبه اما حجت الاسلام ربانی زاده سخنگوی شورای شهر، نامه ای را از طرف این شورا به روزنامه «پیام ما» آورد. نامه ای که در آن شورای شهر پاسخ صحبت های استاندار کرمان را داده است. شایان ذکر است ربانی زاده به «پیام ما» گفت که مضمون این نامه مورد تایید اکثریت اعضای شورای شهر کرمان است و موضع رسمی این مجموعه محسوب می شود.
متن این نامه در زیر آورده شده است:
جناب آقای مهندس رزم حسینی
استاندار محترم و تلاشگر استان کرمان
در آخرین نشست پیگیری پروژه های شهری سال 94 و با حضور جمعی از مدیران استان و اصحاب رسانه مطالبی را در خصوص عملکرد و شورای شهر کرمان مطرح کرده اند که لازم می دانم جهت روشن شدن افکار عموم شهروندان عزیز کرمانی به عنوان سخنگوی شورای شهر نکاتی را یادآور شوم.
باید عرض کنم از موقعی که جناب آقای رزم حسینی مسئولیت استانداری کرمان را پذیرفته اند الحق والانصاف گام های بلندی را در راستای توسعه عمران شهری برداشته اند و بر کسی پوشیده نیست که جناب رزم حسینی مدیری لایق و شایسته و خستگی ناپذیر هستند و شورای شهر کرمان تا این لحظه در کنار آقای استاندار بوده و از اقدامات عمرانی و توسعه شهر کرمان حمایت کرده و می کند. واحدی از اعضای شورای شهر مخالف اجرای پروژه های عمرانی نیست آنچه که گه گاهی در شورا مطرح می شود در خصوص کم و کیف اجرای پروژه ها براساس مصالح و منافع عمومی مردم عزیز کرمان بوده است و تصویب یک طرح بزرگ در یک شب بدون اینکه شورا از اصل آن طرح باخبر باشد توقع بیجا و غیرمنطقی است و شورای شهر زیر بار هیچ طرحی بدون بررسی و مطالعه دقیق نخواهد رفت.
جناب آقای استاندار: لازمه ی نظام شورایی و کار شورایی و فعالیت گروهی، وجود اقلیت و اکثریت است. در همه جا افراد هم سو در کنار همدیگر قرار می گیرند. این امر نه تنها منافاتی با توسعه ندارد بلکه موجب رشد و ترقی و پیشرفت خواهد بود و اختلاف نظر در شورا مایه بالندگی است.
جناب استاندار: اگر شورای شهر، به دنبال عافیت طلبی بود زیربار ترافیک شهری نمی رفت و هزینه های گزاف آن را پرداخت نمی کرد. اجرای پروژه های متعدد در سطح شهر کرمان از افتخارات شورای مرحله چهارم می باشد و دلیل مسئولیت پذیری اعضای محترم شورا و به ویژه ریاست محترم شورای شهر جناب آقای مهندس مشرفی می باشد.
آقای استاندار: جنابعالی که بدنبال مقصرین توسعه افقی شهر هستید اگر به سابقه بیست سال گذشته مدیریت شهر کرمان مراجعه کنید، مقصرین اصلی توسعه بی رویه شهر و اضافه کردن چهار هزار هکتار به وسعت شهر کرمان همفکران آقای استاندار بوده اند که شهر را از پل راه آهن به سمت غرب به شدت گسترش داده اند و بافت مرکزی و قدیمی شهر را در غربت و خرابی رها کرده اند.
جناب آقای رزم حسینی؛ همه اعضای شورای شهر کرمان علیرغم اختلاف سلیقه هایی که در هر تشکل انتخابی توسط مردم کاملا طبیعی به نظر می رسد بر روی مبانی توسعه شهر متفق القول و اشتراک نظر دارند خواهشمند است آقای استاندار به جای جوسازی رسانه ای علیه شورا که قطعا به مصلحت شهر و شخص آقای استاندار نیست و ایجاد تقابل خواهد کرد به طور واضح و کاملا مصداقی- مصادیق باند بازی را در شورای شهر کرمان بیان کند.
آقای استاندار: اینکه هتلی در بالای کوهی ساخته شود و تعدادی از دوستداران محیط زیست و گروههای مختلف اجتماعی با آن مخالفت کنند در اختیار شورای شهر کرمان نیست.
جناب آقای استاندار: چه بخواهید و چه نخواهید شورا انتخاب مردم است و جناب عالی به عنوان مدیر اجرایی شهر کرمان سعی کنید حرمت رای مردم را نگه دارید. و موجبات تضعیف شورا را فراهم نفرمائید.
جناب آقای استاندار: شورای شهر کرمان اگر بیشتر از شما دلسوز شهر و مصالح شهر نباشد کمتر از شما هم نیست و اعضای شورای شهر مانع اجرای هیچ پروژه عمرانی و ایجاد مانع برای هیچ سرمایه گذاری نخواهد کرد و دست هر سرمایه گذاری را به گرمی می فشارد که در راستای منافع مردم شهر کرمان بخواهد گام بردارد.
جناب آقای استاندار: زبان تهدید دور از شان و جایگاه شماست و جناب آقای رزم حسینی خوب می داند که شورا یک نهاد فرمایشی نیست که هر چه دیگران دیکته کند بودن مطالعه و چشم بسته عمل نماید. بنده به عنوان سخنگوی شورای شهر کرمان پیشنهاد می کنم که آقای استاندار در انتخاب مشاوران خود تجدیدنظر کنند که به نظر بنده بعضی از مشاوران جنابعالی اطلاعات نادرستی را در اختیار شما، از شورای شهر کرمان قرار می دهند.
جناب آقای رزم حسینی: بهتر است به جای جوسازی رسانه ای و تخریب شورا جلسات مشورتی در خصوص پروژه های عمرانی شهر با اعضای محترم شورا و سرمایه گذاران بگذارند و با تدبیر و امید مشکلات و نگرانی ها را برطرف نمایند و علت عدم حضور همه ی اعضای محترم شورا در جلسه جنابعالی یا عدم اطلاع آنها بوده است و یا به خاطر همین مواضع غیر قابل قبول جنابعالی است. مضافا بر اینکه استانداران قبلی گه گاهی در جلسات شورا شرکت می کردند و با هم تبادل نظر می نمودند ولی متاسفانه این توفیق نصیب اعضای شورای شهر کرمان نشده است که در محل شورا در خدمت شما باشند البته شاید جناب رزم حسینی حضور در شورا را بدور از شان خودشان می دانند.
جناب آقای مهندس رزم حسینی: مشکلات ناشی از حضور افاغنه را به گردن شورا نیندازید شخص جنابعالی به خوبی می دانیدکه مشکل حضور افاغنه در هر جا و نقطه ای در چه حوزه ای باید بررسی و تصمیم گیری شود ضمن اینکه شورای شهر مصوبات لازم را نیز در این خصوص داشته است. در پایان، باز متذکر می شوم که شورای شهر ضمن تشکر مجدد از حمایت های آقای استاندار در خصوص پروژه های عمرانی آمادگی خود را برای همکاری و تعامل در همه زمینه ها جهت ارتقاء شهر کرمان اعلام می نماید و دست آقای استاندار را به خاطر حمایت ها و هر سرمایه گذاری که بخواهد در حوزه های عمرانی و توسعه شهر کرمان سرمایه گذاری کند می بوسد.
محمد ربانی زاده
سخنگوی شورای شهر کرمان
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان کرمان در بازدید از روزنامه «پیام ما» عنوان کرد:
اتمام پروژه فاضلاب شهری
به شرط سرمایه گذار
روز گذشته محمد طاهری، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان کرمان (آبفا) به همراه حسین غفاری مدیر روابط عمومی این شرکت به دفتر پیام ما آمد و با سردبیر و اعضای تحریریه این روزنامه دیدار کرد. طاهری در این بازدید که دو ساعتی هم طول کشید گفت: کسی که کار رسانه ای می کند باید عاشق باشد چرا که درآمد این حوزه نسبت به دیگر حوزه ها کمتر است اگرچه زیبایی های کار رسانه بیشتر است. مدیرعامل آبفای کرمان با اشاره به سفر کاری اخیرش به ژاپن اظهار داشت: ما از تاسیسات ژاپنی ها بازدید کردیم و دیدیم که از نظر سخت افزاری تفاوت چندانی با ایران وجود ندارد و پیشرفت ژاپن صنعتی به دلیل نظم و فرهنگ است. وی افزود: طی ده روزی که آنجا بودم یک بار صدای بوق ماشین نشنیدم. در ان جا نظم و فرهنگ حرف اول را می زند و دلیل پیشرفت هم همین است. به طور مثال پرت آب در این کشور 5 درصد است اما در ایران از 20 تا 50 درصد پرت آب داریم. در برخی مناطق استان کرمان پرت آب به 60 درصد هم می رسد. طاهری اضافه کرد: این صحبت ها را کردم تا بگویم ما در کشورمان نیاز به فرهنگ سازی داریم. کاری که رسانه ها باید انجام دهند و انصافا چه کار سختی است.
مدیرعامل آبفای کرمان در بخش دیگری از سخنانش به انتخابات اخیر هم اشاره کرد و گفت: همه جا باید به رای مردم رجوع کرد. باید در طول دوران از مردم استفاده کرد و فقط نزدیک انتخابات به یاد مردم نیفتیم. چرا باید در جامعه امروز برخی به رای مردم اهمیت ندهند در حالی که حضرت امیرالمومنین یک هزار و 400 سال پیش از حق مردم سخن می گفت. طاهری با بیان اینکه نظام مقدس جمهوری اسلامی و قانون اساسی ما این ظرفیت را برای مشارکت مردم ایجاد کرده، عنوان کرد: باید به نقش مردم توجه شود. چرا برخی جریان های سیاسی فقط در انتخابات به فکر مردم می افتند؟ چرا جوانان نقشی در این جریان ها ایفا نمی کنند؟ همین می شود که برخی گروه ها کادرسازی نمی کنند و با مشکل مواجه می شوند. وی با اشاره به اینکه مردم صاحب این انقلابند اظهار داشت: من این صحبت ها را به عنوان یک شهروند معمولی می گویم نه به عنوان مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان کرمان.
طاهری در ادامه صحبت هایش را به شرکت آب و فاضلاب کرمان معطوف کرد و گفت: در استان کرمان میانگین بارندگی ما زیر 130 میلی متر است در حالی که در جهان حدود 800 میلی متر است. در این استان کویری ما باید آب را تامین کنیم. چه از نظر کمی و چه کیفی. مدیرعامل آبفای کرمان افزود: ما 570 هزار مشترک در استان داریم. برای آب رسانی به این مشترکان هشت هزار و 800 کیلومتر شبکه توزیع داریم که برای نگهداری این تاسیسات باید سالانه هزینه های بالایی کنیم. چرا که این تاسیسات با آب سرو کار دارند و دچار خوردگی می شوند. وی با اشاره به اینکه در چهار شهر کرمان، سیرجان، ماهان و کهنوج پروژه فاضلاب در حال اجراست عنوان کرد: این چهار شهر به دلیل مسائل زیست محیطی انتخاب شدند و امیدوارم پروژه فاضلاب کهنوج تا بهار تمام شود. وی تصریح کرد: در شهر کرمان هم اکنون 20 هزار مشترک فاضلاب داریم. طاهری با بیان اینکه مردم می پرسند که چرا پروژه فاضلاب جلو نمی رود، خاطرنشان کرد: دلیل این امر کمبود اعتبار و سختی کار است. مدیرعامل شرکت آبفای کرمان اضافه کرد: امیدوارم با حمایت های استاندار محترم، سال آینده سرمایه گذار پای کار فاضلاب شهر کرمان بیاید. طاهری در پاسخ به این سوال که چه سودی نصیب سرمایه گذار پروژه فاضلاب می شود، گفت: با فروش پساب در چند سال سرمایه اش برمی گردد. پیش بینی ما این است که 600 میلیارد تومان سرمایه گذاری نیاز باشد که پس از چند سال می تواند پساب را بفروشد. وی اضافه کرد: در هر ثانیه یک هزار و 400 لیتر پساب با اجرایی شدن پروژه فاضلاب کرمان تولید می شود که قرار است 500 لیتر در ثانیه به پروژه پتروشیمی کرمان اختصاص داشته باشد.
وی در پاسخ به این سوال که اگر برای پروژه فاضلاب شهر کرمان سرمایه گذار بیاید، چه مدت طول می کشد تا این پروژه به پایان برسد، اظهار داشت: اگر سرمایه گذار بیاید ظرف مدت سه تا پنج سال پروژه فاضلاب شهر کرمان به اتمام می رسد.
طاهری همچنین در پاسخ به این سوال که چرا می گویید دستگاه های تصفیه خانگی مناسب نیستند، گفت: به این دلیل که این دستگاه ها باید همیشه در مدار باشند. نفس این دستگاه ها بد نیست، اما به محض اینکه از مدار خارج شوند و فرضا 24 ساعت خاموش باشند، باکتری تولید می شود و باعث آلودگی آب می شوند. مدیرعامل شرکت آبفای کرمان افزود: سه سال پیش ما به طور تصادفی از ده خانه که از دستگاه های خانگی تصفیه آب استفاده می کردند نمونه برداری کردیم و همه این آب ها مشکل داشتند.
در حاشیهی دیدار سفیر نروژ و استاندار کرمان/ از کلیه فروش افغان تا همکاریهای سازمان پناهندگان نروژ
در حاشیهی دیدار سفیر نروژ و استاندار کرمان
از کلیه فروش افغان تا همکاریهای سازمان پناهندگان نروژ
میگویند روایت را باید از ابتدای داستان شروع کرد، دیروز برگهی آگهی روبهروی بیمارستان شهید باهنر به پایهی پل عابر چسبانده بودند که متن آن به این شرح بود:
کلیه فروشی گروه خونی ب مثبت شمارهی تماس:۱۶۰۴****0914
با فروشنده تماس گرفتم و گفت که جوانی است بیست و سه ساله و مشغول به شغل بنایی که بواسطهی مشکلات مالی تصمیم به فروش کلیهی خود گرفته، هرچند قبلا هم یکی دوباره پیگیر مسائل اینچنینی در استان بودهام، ولی چه میشود کرد جز اطلاع رسانی به مردم و مطالبه از مسولین؟ خلاصه با جوان کلیه فروش هم صحبت شدم و از قیمتهم با یکدیگر صحبت کردیم و گفت امیدوار است بتواند تا ۳۰ میلیون عضو بدنش را بفروشد و گفت دوستانی دارد که همهی آنها هم عضو فرختهاند و توانستهاند با قیمت بالا این کار را بکنند(حالا این که ۳۰ میلیون برای وی قیمت بالایی بود خودش بحث دیگری است) در پایان وی درخواستی داشت که با من من و خجالت گفت فقط باید آشنایی داشته باشید و یا یک راهی پیدا کنید که من بتوانم عضو را اهدا کنم، وقتی که پرسیدم چرا؟ گفت : من ایرانی نیستم و شهروندان افغان نمیتوانند عمل اهدای عضو را در ایران انجام بدهند. ناگهان کل افکاری را که دربارهی فقر و مشکلات همشهریان و جوانان کرمانی در ذهنم داشتم، از هم پاره شد و اندکی طول کشید تا بهخود بیایم و بفهمم که من هم با این همه شعار و کتاب و مقاله خواندن و مدعی بودن دربارهی برابری طلبی و روشنفکری ناخودآگاه به خودم میگویم: خوب این مسالهی ما نیست مشکل افغانها و مسولین مربوطه است که به این مشکلات رسیدگی کنند. گویی افغانها انسان نیستند و یا مهاجر و آواره بودن خود بهخود این مجوز را میدهد که به زیستن در بدترین شرایط محکوم شوند و از فقر و گرسنگی و دیگر مشکلات مجبور به فروختن اعضای بدنشان بشوند و تازه دنبال راهی برای دور زدن قانون و پنهانی تن به عمل دادن هم باشند و نگرانیهای مختلفی تا آخرین لحظات زندگی کامشان را تلخ کنند.
ذهنم درگیر همین ماجراها بود که گفتند سفیر نروژ به کرمان آمده و با استاندار جلسه دارد و فلانی تو باید بروی که اگر لازم شد به انگلیسی مصاحبه را برگزار کنی.
خودم را به استانداری رساندم و اودیسه نورهیم سفیر نروژ با هیئت همراه که متشکل از فعالین NRC و پرسنل سفارت نروژ بود را در حضور استاندار کرمان دیدم که مشغول صحبت از وضعیت اقتصادی ایران و فرداهای روشن و رنگی بودند و اودیسه نورهیم میگفت: شرکتهای مختلفی در نروژ ابراز تمایل کردهاند که در کرمان سرمایهگذاری کنند و در زمینههای مختلف از معادن گرفته تا تولید و کارخانههای مختلف به این استان بیایند و شرکای جدید کرمانیها بشوند.
وی اضافه کرد: بنا به روابط دو جانبه ایران و نروژ، وزیر امور خارجه نروژ بعد از 12 سال به ایران آمد و این قدم اول زیاد شدن روابط اقتصادی دو کشور بود.پارسال وقتی برنامه کاری سال 2016 را در سفارت تنظیم می کردیم، تصمیم بر آن شد که امور اقتصادی را در رتبه نزدیک به صدر کارها قرار دهیم.ایران با جمعیت حدود 80 میلیون نفری که از سطح سواد بالایی هم برخوردار هستند، بازار بزرگی محسوب می شود.نورهیم گفت: نقش دولت نروژ این است که شرکت های نروژی را برای کار و سرمایه گذاری در ایران ترغیب کند و ما اطلاعات و کمک را در اختیار آنها قرار می دهیم. وی افزود: دفعه گذشته که به کرمان سفر کردم درباره امید خود و اینکه مذاکرات به توافق خواهد رسید صحبت کردیم و آرزوهای ما محقق و برجام امضا شد و اوایل این سال میلادی هم تحریم های اقتصادی برداشته شد.
هرچند متاسفانه یکی از مهمترین گفتههای زرمحسینی استاندار کرمان خوب ترجمه نشد و وقتی که گفت: امیدواریم شما بتوانید در دورهای که در ایران خدمت میکنید بتوانید کارنامهی خوبی در زمینهی فعالیتهای اقتصادی و آوردن شرکتهای نروژی به کرمان برای خودتان و کشور نروژ رقم بزنید که متاسفانه مترجم ترجمه کرد : امیدواریم در دورهای که شما سفیر هستید بتوانیم همکاریهای اقتصادی خوبی داشته باشیم با نروژ، که اگر به ادبیات سیاسی آشنایی داشت مطمئنا چنین اشتباهی نمیکرد.
با خودم میگفتم خوب همه چیز که خوب است پس این شمارهها که آگهی فروش اعضای بدن میدهند از کجا میآیند مگر نروژی ها ادعا ندارند که به ما در نگهداری، اسکان، بهداشت، آموزش و دیگر خدمات مهم و حیاتی که باید به مهاجرین و آوارگان جنگ و درگیری در کشورهای همسایه است کمک میکنند؟ مگر قرار نیست این مشکل فقط مشکل ما نباشد و به گفتهی دبیر کل سازمان ملل متحد: این مشکل به همهی کشورهای منطقه و حتی کشورهای دور ارتباط مستقیم دارد و وظیفهی انسانی همهی ماست که در این امر(کمک به مهاجران و آوارگان افغان)مشارکت کنیم.
جالب اینجاست که دقیقا در همین بین بحث رزم حسینی و نورهان به همین مساله رسید و استاندار کرمان گفت: مسالهی مهاجرین هزینههای مختلفی را به دولت ایران تحمیل کرده است که برخی هزینهها قابل دیدن و اندازهگیری هستند مثل هزینههای بهداشتی آموزشی و یا اسکان که برای مثال در همین دولت فقط ۲۵۰۰ دانشآموز افغان در کرمان جذب مدارس شدند و اما مشکلات و هزینههای دیگری هست که استان کرمان با آنها دستو پنجه نرم میکند اما نمیشود آنها را اندازه گرفت و دقیقا تعیین کرد چه مبلغی را به صورت روزشمار ما هزینه میکنیم برای مهمان ناخواندهیمان مثلا مشکلاتی امنیتی که پیشمیآید و نیروی انتظامی و مردم درگیر آنها میشوند و یا مشاغلی که از دست کرمانیها در میآید و مهاجران افغان در آن مشاغل سرگرم میشوند و بیکاری کرمانیها بالا میرود و حتی هزینههای بهداشتی و مسائل فراوان دیگری که اصلا مشهود نیست و نمیتوان اندازه گرفت که چقدر ما برای این مسائل تا امروز هزینه پرداخت کردهایم.
سفیر نروژ در ایران گفت: قدردان شیوه ایران هستیم که حجم زیاد پناهندگان را با وجود همه چالش هایی که برای کشور میزبان، استان میزبان و خود پناهندگان وجود دارد، پذیرفت.
وی با اشاره به اینکه مشکل افغانستان مشکل ساده ای برای حل کردن نیست افزود: برخی از پناهندگان در ایران به دنیا آمده اند و بچه های آنها نیز در این کشور به دنیا آمده اند و این موارد حل مشکلات را سخت تر می کند.
سفیر نروژ با اشاره به ایجاد بحران های مختلف در دنیا گفت: مساله پناهندگی در صدر لیست تامین اعتبار نیست. وی با بیان اینکه اروپا هم با موضوع پناهندگی مواجه شده است افزود: حمایت مالی خود از کار NRC در ایران را ادامه خواهیم داد و همکاری ایران با NRC بسیار خوب است.
اودیسه دورهیم در پایان هدیهای به رسم یادبود از رزم حسینی دریافت کرد و به سمت بردسیر راهی شد تا از کمپ افاغنهی بردسیر بازدید کند و عملکرد مشترک ما و NRC را از نزدیک ببیند که گزارش این بازدید را همکارم سیستانی در صفحهی ۴ همین شماره روایت کرده است. پس از بازگشت از بردسیر وی به کمپ دشت زحمتکشان و سپس منطقهی سیمخاردار رفت تا وضعیت افاغنه در آن مناطق را هم ببیند و کارکرد انجی او ی پناهندگان نروژ را هم بسنجد و پیام ما هم طبق معمول در جاهایی حضور دارد که خبرنگار دیگری نیست، در نتیجه خودم را به خارج از شهر رساندم و با هماهنگی پرسنل ادارهی اتباع جائی را به چشم دیدم که اصلا فکر نمیکرد کرمان تا آن منطقه گسترش پیدا کرده باشد. کافی است وارد مسیر شرفآباد شوید و از زنگیآبادهم عبور کنید و در یکی از خیابانهایی که به کورهای برای ساختن آجر سفال ختم میشود، به ساختمانی برمیخورید که مرکزی فرهنگی است که برای افاغنه ساخته شده. اطراف ساختمان و در ورودی آن جمع کثیری از مهاجرین جمع شدهبودندو به شدت هم با یکدیگر به رقابت میپرداختند و سر و صدای آنها و تقسیم کنندگان به هوا بود و وقتی که پرسیدم داستان چیست گفتند مشغول تقسیم اقلام مورد نیاز خانوارهایی هستند که کارت دارند. از عادل منصفی برابری فعال NRC ماجرا را پرسیدم که گفت: امروز فقط به اندازهی ۵۰ خانوار اقلام مصرفی برای تقسیم آوردهایم اما در واقع تعداد بسیار بیشتری آماده کردیم که در روزهای آینده بین ایشان تقسیم خواهد شد،این بسته شامل پتو مواد غذایی و بهداشتی مثل مسواک و خمیردندان و … و مقداری اقلام مصرفی مورد نیاز مانند چند متر پلاستیک برای عایق کردن سقف وغیره ( جای تعجب ندارد وضعیت زیستن بسیار سخت بود در آن مناطق و همین پلاستیک میتواند باعث شود نفس راحتی بکشند).
اودیسه دورهیم و تیم همراه در دشت زحمتکشان با دهدار منطقه و اهالی آنجا همصحبت شدند و مشکلات و مصائب ایشان را از زبان خودشان شنیدند که میگفتند نیاز به مدرسه داریم و آب آشامیدنی مشکل دارد و وضعیت خانهها هم که رنگ رخساره خبر میدهد از سر ضمیر. پس از بررسی مشکلات آن منطقه به سیمخاردار رفتیم که آنجا دیگر فاقد یک مرکز فرهنگی هم بود و خانهها و آب آشامیدنی هم در وضعیت رقتباری بودند و اکثر اهالی آن منطقه از آلودگی آب آشامیدنی و نزدیکی فاضلاب به چاههای آب شکایت میکردند. جالب اینجاست که با وجود همهی این مشکلات بیشتری خواستهی ایشان مدرسه بود و میگفتند از دادن شهریهی سالانه ۶۰۰ هزار تومان برای بچهها ناتوانیم و مجبور شدیم اکثر بچهها را از تحصیل بگیریم.
این داستان مفصل است و هرچند دولت جمهوری اسلامی با وجود مشکلات زیاد اقتصادی و تحریمها و غیره تا امروز مهماننوازی کرده و سازمان نروژی کمپ پناهندگان و سازمان ملل و سازمانهای مختلف دیگری شعارها و برنامههایی در این باره دارند اما برای مثال فعالیت نروژیها به ۵ سال نمیرسد اما ورودهای بدون مجوز و قاچاق انسان و تولید مواد مخدر در افغانستان و ورود این محصول سمی به ایران و جنگ در جبهههای مختلف اقتصادی و فرهنگی وغیره واقعا کار را به جائی رسانده که به عنوان یک شاهد این وضعیت خوشحالم که کشورهای دیگر به این مردم آسیب دیده کمک میکنند اما توقع بیش از اینها میرود و امیدواریم که به زودی شاهد رونق زندگی ایشان هم باشیم چه اشکالی دارد حالا که کمپانیهای نروژی جشنگرفتهاند که به کرمان بیایند اندکیهم از سود خود را به این مردم اختصاص دهند و وجدان خودشان را هم راحتتر کنند.
پی نوشت: البته روایت مهمان های ما در شرف اباد و مناطق حاشیه در شمارههای بعدی نیز پیش کش نظرتان می شود
طاهره نخعی نقاش کرمانی مقیم پاریس در گفتگو با پیام ما: خلق هنر، خلق جهان است
طاهره نخعی نقاش کرمانی مقیم پاریس در گفتگو با پیام ما:
خلق هنر، خلق جهان است
طاهره نخعی نقاش کرمانی مقیم پاریس است که در آن جا کار و زندگی می کند برای دیدار با خانواده اش به کرمان آمده بود و در آخرین روزی که کرمان را ترک می کرد با او گفتگویی انجام داده ام که می خوانید.
برای آشنایی بیشترلطفا خودتان را برای ما معرفی کنید؟
من طاهره نخعی متولد 1340 در کرمان هستم به طور جدی در حدود سال 56 نقاشی را شروع کردم و به دانشسرای هنر در کرمان رفتم. سال 57 این مدرسه منحل شد؛ در هنرستان در رشته تزیینات داخلی ساختمان دیپلم گرفتم و بعد از وقفه انقلاب فرهنگی سال 1363 وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته نقاشی شدم و سال 1370 فارغ التحصیل شدم پس از فراغت از تحصیل شروع به فعالیت هنری در رشته های مختلفی از جمله نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی و… کردم کار اصلی هنری من نقاشی است ولی به دلیل تخصصی بودن و نیاز به کار زیاد هر یک از رشته های فوق نقاشی را به صورت جدی پیگیری کردم. خیلی به ادامه تحصیل در کشور فرانسه علاقمند بودم و از دانشگاه سوربن پذیرش گرفتم و برای ادامه تحصیل و زندگی به پاریس رفتم؛ در آن جا کار هنری را به صورت حرفه ای ادامه دادم و زندگی ام از این طریق می گذرد.
چه کارهایی تا کنون در ایران و فرانسه انجام داده اید؟
من در کرمان در دانشگاه باهنر ، پیش دانشگاهی سوره، دانشگاه الزهرا، و… تدریس می کردم و نمایشگاههای متعددی را از هنر جویان و خودم در کرمان برگزار کردم. بعد در پاریس سال 2009 در گالری دلف یک نمایشگاه داشتم و سال 2011 نیز نمایشگاه داشتم در پاریس منطقه ی معروفی مختص هنرمندان وجود دارد که از زمان های گذشته پیکاسو و نقاشان دیگری آنجا کار می کردند از سال 2012 که من کار را در آنجا شروع کردم برای ورود و کار در این مکان آزمون ورودی گداشتند من در کنکور آن جا شرکت کردم و نفر دوم شدم ؛ کار در آن جا به این شکل است که ما همان جا کار می کنیم و کارمان را همان جا برای فروش عرضه می کنیم یعنی در واقع نمایشگاههای گروه بزرگی از نقاشان است.
مهمترین تفاوت فضای هنر ی پاریس و خارج از کشور با داخل کشور چیست؟
نقاشی و یا هر هنر دیگر در تمام دنیا یک حرف را می زند و یک زبان مشترک وجود دارد ولی تفاوت اساسی آن جا و این جا در این هست که در آنجا محدودیت و سانسور هنری به هیچ شکلی وجود ندارد و هنر ذاتاً آزاد است.
چقدر زندگی شخصی تان تحت تاثیر نقاشی است چرا نقاشی می کشید و نقاشی کدام چرا را در شما پاسخ می دهد؟
این داستان کمی طولانی هست من از بچگی به هنر علاقه داشتم و مجسمه هایی با چوب می ساختم ابتدا وارد ورزش شدم ؛ دونده خوبی بودم و از طریق مدرسه وارد مسابقات دو میدانی شدم و در مدت سه سال حدود 12 مدال گرفتم 9 طلا دو نقره و یک برنز ؛ در زمینه ورزشی فکر می کردم که باید پیشرفت کنم به مسابقات المپیک برسم و اصلاً به هنر فکر نمی کردم. روزی به صورت اتفاقی خبر باز شدن دانشسرای هنر در کرمان را از رادیو شنیدم و پس از آن، با وجودی که از سوم راهنمایی دانش آموز می پذیرفت ومن اول دبیرستان بودم به دلیل علاقه ای که داشتم به دانشسرای هنر در کرمان رفتم و گمشده خودم را پیدا کردم و با دنیای دیگری آشنا شدم و فکر می کنم خداوند دست مرا گرفت و گذاشت آنجایی که باید باشم امروز برای من نقاشی نوعی مدیتیشن است و به من آرامش می بخشد البته نقاشی برای من کار کردهای بسیاری داشته است و امروز در خارج از کشور (پاریس) کار حرفه ای من است. و در واقع زندگی من هم از همین طریق تامین شده است.
به چه سبک هایی در نقاشی علاقه مند هستید و آنها را کار می کنید؟
البته تقسیم بندی سبک ها برای فهم بهتر موضوع است من امپرسیونیست ها را خیلی دوست دارم و به برخی از کارهای مدرن نیز علاقه مندم از طرفی با برخی کارهای مدرن هم نمی توانم رابطه برقرار کنم به نظر من یک هنرمند باید بتواند، با مخاطبش ارتباط برقرار کند و هنر صرفا فرم نیست. هر ساله نمایشگاهی گروهی در پاریس (گران پاله) برگزار می شود که حدود 300 نقاش در آن شرکت می کنند و شاید نزدیک به 2500تابلو آن جا هست. سال گذشته که من به این نمایشگاه رفتم کارهای صرفاً فرمی بود که من ارتباط کمی با آنها برقرار کردم ااما امسال با کارهای این نمایشگاه چون رئالیستی بودند ارتباط بهتری برقرار کردم من فکر می کنم در دنیا هم اخیراً هنر بیشتر از معنا زدایی و معنا گریزی دهه های اخیر فاصله می گیرد.
هنر برای لذت، هنر برای هنر یا هنر برای مردم یا اجتماع؟
پیکاسو یک جمله ای دارد با این مضمون که «خلق هنر، خلق جهان است» و معتقد است که هنرمند باید چیزی را به جهان اضافه کند ؛ هنر آن قدر وسیع و گسترده است که نمی توان آن را به هنر اجتماعی و مردمی یا هنر برای هنر و… تقلیل داد و آن را محدود کرد. مثلا پیکاسو با کار «گرنیکا» که جنگ را به تصویر کشیده است و چقدر این تابلو زیبا و گویا است و در واقع هنر و کارکردهای آن به خصوص نقاشی نامحدود هست.
چه برنامه هایی برای آینده دارید؟
من در آینده می خواهم نمایشگاه های جدیدی بگذارم ولی در این کار در واقع همین مسیر، مقصد است و اگر مقدور باشد به دلیل درخواست و اصرار شاگردانم قصد دارم نمایشگاهها و ورک شاپ هایی در ایران بگذارم.
اگر حرف خاصی دارید بفرمایید؟
حرف خاصی ندارم فقط آرزو دارم کسانی که در این جا کار هنری می کنند راه هایی پیدا کنند تا هنر به جایگاه واقعی خودش برسد و هنرمندان بتوانند خوب کار کنند ؛پیشرفت کنند و خوب آموزش بدهند.
سید شورش دلپسند سرمربی تیم شنای جانبازان و معلولین استان از اتفاقی عجیب و باور نکردنی می گوید
باید از تیم دلجویی شود
تک قطبی بودن پروازهای کرمان باز هم مشکل ساز شد واین بار به بهانه کوچک بودن هواپیمای ماهان! مانع از سفر تیم شنای جانبازان و معلولان استان کرمان به مسابقات کشوری مشهد شد. هواپیمایی ماهان با افزایش پروازهایش در کرمان که با توجه به خاستگاه کرمانی این شرکت، مردم کرمان توقع افزایش پرواز را داشتند، باعث شده شرکت هواپیمایی هما پروازی در کرمان نداشته باشد و معلولان کرمانی از حقی که قانون برایشان قائل شده محروم شدند. نکته مهم اینجاست که اغلب سفرهای معلولان برای درمان است. بدلیل شرایط خاص معلولان امن ترین و راحت ترین راه برای سفر کردن استفاده از هواپیماست. معلولانی که نمی توانند مسافت های طولانی را با وسایل نقلیه زمینی طی کنند مجبورند از هواپیما استفاده کنند. اما بدلیل قیمت بالای بلیط هواپیما همه معلولان امکان سفر با هواپیما را ندارند و گاهی اوقات باید قید سفر با هواپیما را بزنند حتی اگر سفرشان برای درمان باشد. این را هم باید در نظر گرفت که یک فرد معلول مانند افراد عادی توانایی کسب درآمد را ندارد و شرکت ماهان با درانحصار گرفتن پروازها عملا این حق را از معلولان کرمانی گرفته است و عجیب تراینکه سهامدار عمده هواپیمایی ماهان نهادیست که خودش را بانی خیر و انجمن خیریه می داند. آیا این نهاد خیریه نمی تواند حداقل برای معلولان شهری که خاستگاه این نهاد است تسهیلات ویژه ای در نظر گیرد؟
با سلام لطفا شرح ماجرا را برایمان بگویید؟
از حدود دو سه ماه قبل برای اعزام به مسابقات آماده می شدیم ؛ مشکلات زیادی برای جذب اسپانسر داشتیم و حتی ما مجبور به چاپ اگهی درخواست کمک مادی از مردم در روزنامه پیام ما شدیم که از آنجا فقط مبلغ 650 تا 700 هزار تومان جمع شد که درحساب هیات شنای معلولان است.در اینجا لازم است از حمایت ها و همکاری خوب و صمیمانه پیام ما کمال تشکر را انجام دهم. سرانجام ومثل همیشه سازمان بهزیسیتی با تلاش و زحمت دکتر صادق زاده و مهندس نخعی حامی ما شدند و ما توانستیم توسط مسئول تربیت بدنی بهزیستی بلیط تهیه کنیم ،هتل بگیریم و آماده سفر شویم و اعلام کرده بودند که آژانس […] بلیط ها را برای معلولین و افراد ویلچری ثبت کنند؛ هم پشت تلفن جلوی بنده گفتند و هم روی کاغذ جلوی اسامی نوشته شده بود که افراد ویلچری هستند و طبق گفته خود مسئولین آژانس، توی سیستم هم زدند. اما متاسفانه موقع مراجعه ما به فرودگاه ، با اینکه ساعت سه پرواز بود از ساعت یک ما آنجا بودیم اما متاسفانه برای ما کارت پرواز صادر نکردند.
یعنی دقیقا به شما چه گفتند؟
اعلام کردند که هواپیما کوچک است و امکان سوار شدن با ویلچر را ندارد وباوجود اینکه چندین بار اعلام کردیم که تیم فردا مسابقه دارد و باید حتما امروز عازم شود و اینکه اگر امکان سوار شدن با ویلچر نبود چرا برای ما بلیط صادر کردید ، زودتر به ما می گفتید تا حداقل ما چاره دیگری می اندیشیدیم، هیچ پاسخی به ما داده نشد و تنها گفتند که ما طبق ضوابط خودمان ویلچر در این پرواز سوار نمی کنیم .
هیچ مسئول هواپیمایی در فرودگاه حضور نداشت تا پاسخگو باشد؟
ما همان لحظه به حراست شکایت کردیم و حراست پیگیر شد و مسئول دفتر هواپیمایی ماهان شخصی به نام آقای شیردل، همان جواب را دادند و مقصر را دفتر فروش بلیط دانستند. شرکت هواپیمایی ، دفتر آژانس را مقصر می داند و دفتر آژانس هم هواپیمایی را، و این سهل انگاری فقط یک سال زحمت و تلاش برای رسیدن به این مسابقه و از دست دادن کلی مقام و مدال را در پی داشت. تنها یک مسابقه در سطح کشور در سال برای جانبازان و معلولین برگزار می گردد که به خاطر کوتاهی شرکت هواپیمایی برای سوار کردن افراد ویلچری و یا اشتباه کاربری که بلیط صادر کرده است و یا هر چیز دیگر،کلی افتخار برای کرمان از دست رفت که جبران ناپذیر است.هدف ما قرارگرتن جزو سه تیم برتر کشوربود و مطمئننا جزو سه تیم برتر کشوری بودیم چرا که سال گذشته مقام پنجم را کسب کردیم و در تابستان مقام چهارمی را از آن خود کردیم؛ این دوره می رفتیم که جزو سه تیم باشیم.
آیا قبلا هم برای سوار شدن به هواپیما مشکلات مشابه این را داشتید؟
خیر، ما در سالهای گذشته به راحتی سوار می شدیم و سفر می کردیم جالب تر از آن اینکه بعضی اوقات حتی در بلیط ذکر نمی شد که افراد، ویلچری هستند؛ اما این بار با وجود ذکر این عنوان نیز مانع سفر ما شدند.
زمانی که این خبر به گوش تیم های شرکت کننده در مسابقه و مسئولین برگزار کننده رسید چه عکس العملی نشان دادند؟
یکی از تیم های قدرتمند در مسابقات معلولین؛ تیم کرمان است. مسئولین شنای فدراسیون هم با شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدند و با ما ابراز همدردی کردند نه تنها مسئولین فدراسیون بلکه مربیان تیم های دیگر که با من تماس داشتند. تیم هایی مثل تیم مشهد؛ تیم زنجان ، تیم تهران و … از این موضوع و عدم حضور ما در مسابقه بسیار دلخور شدند. ما از طریق کانون تشکل های معلولین کشور پیگیر این جریان هستیم، چون ما این حرکت را توهین به جامعه معلولین می دانیم . قرار شده تمام تشکل های سراسر کشور به وزیرراه نامه بنویسند و از طریق مسوولین پیگیر این قضیه بشوند .
مسئولین هواپیمایی ماهان به جای اینکه از اعضاء تیم دلجویی کنند دنبال مقصرند. درست است که دیگر هیچ کاری جبران این اتفاق را نمی کند ولی حداقل دلجویی کردن از این ورزشکاران می تواند روحیه شان را برگرداند عکس العمل سایر مسئولین چه بوده است؟
با گذشت یک روز از این جریان و پخش آن در اخبار هنوز مسوولین هیچ کاری انجام ندادند و هیچ گونه عکس العملی نداشتند. من خودم از طریق بخش حقوقی اداره بهزستی این قضیه را پیگیری میکنم و کانون تشکل های معلولین کشور که پنج نفر هیئت مدیره نماینده کل کشور هستند قرار است از طریق مسوولین کشوری و نمایندگان مجلس پیگیر باشند و مطمئنن ما این قضیه را رها نخواهیم کرد تا یک برخورد جدی با این موضوع بشود چون حق بزرگی از بچه های ما ضایع شده که واقعا توهین بزرگ و بدی به ماست.
علت این بی توجهی به مسائل معلولین را در چه می بینید؟
این بی توجهی از آنجایی ناشی می شود که ما در راس مسوولین هیچ معلولی نداریم و به قول قدیمی ها سواره از پیاده خبر ندارد، همین است که اگر در کنار مسوولین یک مشاور و یا معاون معلول باشد، شاید خیلی از این مشکلات حل شود. ما قوانین جامعی را درباره معلولین داریم که به هیچ عنوان اجرا و رعایت نمی شوند و فقط بندهای کوچکی از آن اجرا به صورت نیمه می شوند .
چند ماه پیش من پیشنهادی به جناب استاندار دادم طوماری تهیه کردم با امضای معلولین کرمان، مبنی بر انتخاب یک مشاور امور معلولین برای خودشان که تصویر آن را به چند نشریه هم دادم. پیگیری انجام شد، تا اینکه در همین اواخر جناب استاندار، خانم نعمتی را به عنوان مشاور ورزشی خودشان انتخاب کردند . ازمشاور امور معلولین می خواهیم که پیگیر تمام مسائل اجتماعی معلولین باشد. 10 الی 12 درصد جمعیت استان ما را معلولین تشکیل میدهند و حق خود میدانیم که در کنار شخص اول اجرایی استان یک نماینده معلول برای رسیدگی به تمام مسائل معلولین داشته باشیم که پل ارتباطی بین معلولین و مسولین باشد که بتواند قوانین جامع حمایت از معلولین را پیگیری و مشکلاتشان را حل و فصل نماید.
روایت یک دختر از مشکلات مالی و بیماری پدر و مادرش: گفتند به جای سبد کالا، صد هزار تومان بگیرید
روایت یک دختر از مشکلات مالی و بیماری پدر و مادرش:
گفتند به جای سبد کالا، صد هزار تومان بگیرید
صدای کسی که نیازمند بود ما را برآن داشت که بشنویم داستانی که شاید تلخ، اما واقعی است. غم انگیز و تلخ به بزرگی نداشتن حق ویزیت دکتر. به بزرگی نداشتن پولی برای گذران زندگی. به بزرگی باز کردن سفره ی دلی که سراسر درد بود و از بی مرهمی به سراغ گوشی آمده بود؛ شاید تنها برای شنیدن و ما گوش شدیم برای درد هایی که سنگین بود و بزرگ …
روزی که با دفتر روزنامه تماس گرفت با توجه به رسالت بزرگی که «پیام ما» برای خود در برابر تک تک اعضای جامعه احساس می کند تصمیم گرفتیم شرح درد را بیان کنیم به امید مرهمی امید بخش و واقعی.
خانمی از روستای بابتنگل واقع در ۱۲ کیلومتری زرند با ما تماس گرفت و از شرایطش گفت و روز بعد به دیدن ما آمد. زنی جوان بود که مردی سالمند و بیمار همراهی اش می کرد. زن این گونه شروع کرد: پدرم راننده ی مینی بوس بود و از روستا مسافر به شهر می برد. به خاطر اخلاق خوبش همیشه مسافر داشت و خرج زندگی را در می آورد؛ تا این که ناگهان دچار گلو درد شدیدی شد. به دکتر مراجعه کردیم.بعد از چندین مرتبه آزمایش و نمونه برداری تشخیص دادند که پدرم سرطان حنجره گرفته و تنها راه چاره عمل جراحی است. دکتر گفت غده ی گلویش بزرگ است و امکان دارد که از اتاق عمل زنده بیرون نیاید؛ اما چاره ای نبود. پول نداشتیم.بیمه هم نبودیم. مجبور شدیم برای هزینه های عمل مینی بوس را بفروشیم و بعد از عمل هم گفتند که باید شیمی درمانی شود. از پول مینی بوس هم چیزی باقی نمانده بود. یک مقدار از خویشاوندان کمک گرفتیم. ولی باز هم نتوانستیم که درمان را کامل کنیم. باید پرتو درمانی را شروع می کردیم؛ ولی دیگر پولی نبود. پدرم بعد از عمل نمی توانست حرف بزند. به دلیل برداشتن حنجره احتیاج به دستگاه داشت. تازه چند وقت است که توانستیم یک دستگاه دست دوم برایش بخریم تا حداقل بفهمیم که چه می گوید. پدرم دوباره احتیاج به عمل دارد؛ چون دچار چسبندگی بعد از عمل شده است. غیر از سوپ چیز دیگری نمی تواند بخورد. باید دوباره عمل کند تا مشکلش حل شود. مادرم هم دچار آسم شدید هست و هر ماه دو بار باید به یزد برویم؛ ولی حتی پول داروهایش را هم نداریم. نمیدانم با این دو مریض چه کنم. نه هیچ درآمدی داریم، نه چیزی برای فروش. سراغ فرماندار زرند رفتم. از ایشان خواستم که به ما کمک کند. فرماندار با تعدادی همراه به خانه ی ما آمدند و قول داد که کمکمان کند. گفتند وضعیت شما را برای استانداری کرمان فاکس می کنیم، هر دستوری بدهند انجام می دهیم؛ اما بعد از چند وقت دیدم خبری نشد. در استانداری گفتند که هیج فاکسی از طرف فرمانداری زرند نیامده است. خواستم که استاندار را ببینم اما گفتند که نمی شود . همه جا برای دریافت کمک رفتم. تنها زیر نظر کمیته امداد هستیم وآن هم فقط شصت هزار تومان در ماه به ما می دهند که حتی پول خورد و خوراکمان هم نمی شود. پولی نداریم که هزینه دکتر و داروی پدر و مادرمان را بدهیم.
او آمده بود به امید این که کمکی دریابد؛ از سازمانی، از خیری تا شاید درد های والدینش را کم کند. برایمان قصه ی زندگی اش را گفت. از او مجالی خواستیم و با فرماندار زرند تماس گرفتیم. فرماندار زرند از ما خواست تا پیغامش را به خانم علیزاده برسانیم واز اوخواست چند روز بعد به فرمانداری برود چون جلسه ای با کمیته امداد و بهزیستی دارد. گفت که پیگیر وضعیت آن ها می شود. بعد از زمان موعود با علیزاده تماس گرفتیم. گفت به فرمانداری رفته است. معاون فرماندار از رییس بهزیستی خواسته که مساعدت کنند. بعد که به بهزیستی رفته گفته اند قرار بود یک سبد کالا به شما بدهیم که به جای آن صد هزار تومان می دهیم تا بتوانی پدرت را دکتر ببری….
علیزاده می گوید با گریه از آن جا بیرون آمده و این پایان درخواست کمکش بود اما پایان انتظارش نه. او هم چنان در جستجوی یاری سبزاست…
دکتر صفا از تکنولوژی جدید برای از بین بردن موهای زائد می گوید:از بین بردن موهای زائد در 3 جلسه با تکنولوژی جدید سولاری
یکی از معضلات مردم در سراسر جهان از بین بردن و برطرف کردن موهای زائد بدن بوده است که این امر علاوه بر نظافت و بهداشت پوست انسان به زیبایی و شادابی پوست کمک شایانی می کند. در گذشته روشهای سنتی تا حدودی پاسخگوی این مهم در جوامع مختلف بود اما روشهای سنتی تاثیری موقتی و کوتاه مدت در این خصوص داشته اند . اما امروزه و با رشد تکنولوژی برطرف کردن مشکلی که از دیرباز مورد توجه بسیاری از مردم جهان بوده است آسان گردیده است و با استقبال بسیار چشمگیر در جهان روبرو گردیده است. تاکنون ثابت شده برای درمان نواحی وسیع پوشیده از مو هیچ روشی بهتر از IPL (آی پی ال) نیست و روش های دیگر به اندازه IPL (آی پی ال) نمی تواند اثر ماندگار و موثری داشته باشد. یکی از جدیدترین روش ها در این خصوص، از بین بردن موهای زائد با استفاده از دستگاه سولاری است. در این رابطه با دکتر عباس صفا صحبت کرده ایم که در ادامه می خوانید:
لیزر چیست؟
لیزر، نوری تک رنگ و تک طول موج است. در لیزر موهای زائد عمدتا نور لیزر در رنگدانه ملانینی که در موها به وفور یافت می شود، جذب شده و سبب تخریب سلول های سازنده مو می شود و به همین دلیل است که هرقدر مو ضخیم تر و مشکی ترباشد، ملانین بیشتری دارد که نور لیزر را بهتر جذب کرده و راحت تر از بین می رود. در عین حال چون ملانین در خود پوست هم وجود دارد هرچه مقدار آن کمتر باشد، یعنی بیمار سفیدتر باشد، انرژی کمتری در پوست جذب شده و احتمال سوختگی ناشی از لیزر مو کمتر می شود.
استفاده از IPL(آی پی ال) برای کدام بیماران مناسب تر هستند؟
بیمار ایده آل، بیماری است که پوستی روشن اما مویی مشکی و ضخیم داشته باشد. انتظاراتش واقع گرایانه بوده و اختلال هورمونی نداشته باشد. هرچند که با پیشرفت هایی که در زمینه لیزر و روش های سرد کردن پوست به وجود آمده است بیمارانی که پوست های تیره تر دارند را هم می توان به شکل موثری درمان کرد. در مورد موهای بلوند، سفید یا قرمز کاهش دائمی موهای زائد غیرممکن است. اگرچه رشد این موها را می توان با انجام IPL(آی پی ال) گاه تا 2- 3 ماه هم به تاخیر انداخت.
چه مراحل و بررسی هایی قبل از انجام IPL (آی پی ال) باید صورت بپذیرد؟
ابتدا در مورد انجام IPL(آی پی ال) قبلی، دفعات آن ها و نتایج آن ها صحبت می شود:
وجود اختلالات هورمونی و علائمی که به نفع آنها وجود دارد (مثل نامنظمی سیکل قاعدگی، ریزش موی سر، جوشهای مکرر صورت و سابقه نازایی): از آنجا که اختلالات هورمونی در بسیاری از بیماران پرمو دیده می شود حتما بیمار باید از این جهت بررسی شود و گرنه درمان با IPL(آی پی ال) تاثیر نداشته و به درازا خواهد کشید.
مصرف بعضی داروها که میتوانند منجر به رویش موهای زائد شوند. مثل کورتون ها، هورمون ها و مینوکسیدیل: این داروها حتی در سر باعث رشد موهای زائد می شوند. در این بیماران IPL(آی پی ال) اثر مناسب را نخواهد داشت.
وجود بعضی بیماریها مثل پسوریازیس، لیکن پلان، ویتلیگو (برص): در این بیماران احتمال پیدایش ضایعات در محل IPL(آی پی ال) وجود دارد.
سابقه اسکار هیپرتروفیک یا کلوئید (گوشت اضافه محل عمل): انجام IPL(آی پی ال) در این بیماران احتمال دارد، سبب ایجاد اسکار هیپرتروفیک شود و بهتر است انجام نگیرد.
سابقه تبخال مکرر: در این بیماران از 24 ساعت قبل تا یک هفته بعد از IPL(آی پی ال) باید داروهای ضد تبخال مثل آسایکلوویر استفاده شود.
سابقه عفونت فعال مثل جوش های چرکی: در صورتی که بیمار جوش چرکی یا هر کانون عفونی دیگری در محل لیزر مو داشته باشد باید تا زمان درمان آن عفونت IPL(آی پی ال) به تعویق بیفتد.
برنزه بودن(tanning): به هر روشی که فرد باعث برنزه شدن پوست خود شده باشد، اعم از آفتاب گرفتن یا سولاریم، احتمال سوختگی پوست و ایجاد لک به دنبال IPL(آی پی ال) بسیار زیاد است. در این بیماران بهتر است درمان تا زمان از بین رفتن رنگ به تعویق بیفتد و در این مدت بیمار از ترکیبات ضدلک و ضدآفتاب استفاده کند.
وجود تاتو یا خال یا کک و مک در محل IPL (آی پی ال): از آنجا که انجام لیزر مو می تواند باعث کمرنگ شدن این ضایعات شود باید از قبل به بیمار در مورد این مسئله تذکر داد.
مصرف ایزوترتینویین (نوعی ترکیب vita مثل راکوتان که برای درمان جوشهای مقاوم به کار میرود): اگر بیمار از این دارو استفاده می کند چون باعث حساس شدن شدید پوست به نورلیزر و افزایش احتمال سوختگی و اسکار و لک میشود حداقل 6 ماه باید IPL(آی پی ال) مو را به تعویق انداخت.
دستگاه سولاری چگونه به جوانسازی پوست کمک می کند؟
دستگاه سولاری به حفظ شفافیت پوست کمک می کند. دستگاه سولاری با استفاده از جوانسازی با نور راه حل های زیر را ارائه می دهد:
– نتایج حاصل از کاربرد دستگاه IPL در جوانسازی پوست به راحتی دیده می شود.
– همه ی صورت را درمان می کند نه فقط نواحی کوچک را.
– بیمار می تواند بلافاصله به فعالیت های روزانه ی خود برگردد.
– بصورت تدریجی ظاهری طبیعی را ایجاد می کند.
– نتایج آن دراز مدت باقی می ماند.
چه تعداد جلسه برای درمان موهای زائد با استفاده دستگاه سولاری نیاز است؟
پاسخی قطعی به این سؤال نمی توان داد چون بسته به فرد و محل مورد درمان تعداد جلسات متفاوت است. مثلا لیزر موهای صورت بیشتر از ناحیه زیر بغل طول می کشد و در کل به طور متوسط 3 جلسه درمان لازم است ولی ممکن است بیشتر یا کمتر طول بکشد و درصورت وجود زمینه اختلالات هورمونی به درازا می کشد.
اثرات IPL(آی پی ال) بر روی موهای زائد چیست؟
کاهش تعداد موها
کاهش سرعت رشد
نازک شدن موها
کمرنگ تر شدن موها که همه اینها منجر به طبیعی تر شدن منظره محل درمان می شود.
شایان ذکر است برای از بین بردن موهای زائد با استفاده از تکنولوژی جدید سولاری می توانید به کلینیک پزشکی زیبایی دکتر صفا مراجعه کنید.
آدرس: کرمان ، خیابان شفا ، ساختمان پزشکان شفا ، طبقه 3 ، واحد 3052
تلفن: 09354773822 و 2478203-034 پیامک: 10009353412500
ساعت کار کلینیک: عصرها هر روز 4.5 الی 8.5
تعبیر وارونهی
یک رویا
تیتراژ سریال تعبیر وارونه یک رویا / آهنگساز: بهزاد عبدی / خواننده: رضا یزدانی / ترانه: مهدی ایوبی / اجرا: ارکستر ناسیونال اوکراین / رهبر: ولادیمیر سیرنکو / ضبط: خانه ضبط صدا- کیف /پالایش نهایی: محمد خرمینژاد
با اینکه گاهی اشتباهه دلبستگی قانون نداره
دست از سرم بردارو بگذر این مرده دیگه جون نداره
عمرم رو دنباله تو گشتم دنیا از عشقم با خبر شد
من آخرین درختی ام که افتادو عاشقه تبر شد
دلتنگی یه راهه تا بی نهایت بی گریه بگو خداحافظ
بی چترت به بارون ندارم عادت بی گریه بگو خداحافظ
رویامو سپردم به دست باد تا شاید شبیه من شه
یک لحظم نگاهت به من نیفتاد تا سهمم پرسه زدن شه
هر مرتبه دروغ گفتی دیوار بینمون ترک خورد
من موندمو آواره بغضی که هر دو مونو با خودش برد
دل کندیو بی وقفه رویه آتیشه عشقت آب ریختم
پشته سرت گریه نکردم پشته سرت سراب ریختم
از پنجره ادامه میدم این آخرین کوچه ی دنیاست
این جاده که به شب رسیده تعبیر وارونه رویاست
نوستالژی
ترانه سرا: حسن علیشیری / آهنگ و تنظیم: محمد خرمی نژاد
پشت خط قرمز ترانه ها عابر یه شهر گم شده تو دود
راوی خاطره های زخمی ام
پر نوستالژی روزای کبود
پر بغضن پر بهت و انتظار٬انتظاری عبث و پوچ و محال
انتظار با تو همسفر شدن
دوباره میون جاده ی شمال
دلم پره بیا بازم با همدیگه بریم سفر جای ما اونجا خالیه
منو ببر منو ببر
یه عمر جاده ی شمال
منتظر عبور ماست
نمیدونه یکی از اون دو تا قناری بی صداست
من پر از خواب های نیمه کاره ام پر یاد روزای رفته به باد
چشامو میبندم و وا میکنم تا شاید
عطرت به خاطرم بیاد
تا شاید دوباره هم سفر بشیم تو جاده ای به مقصد جهان
با همون پیکان قراضه که یه روز یکی
جاش گذاشت کنار اتوبان
یه پیکان قراضه س ولی توی رویاش هنوزم جوونه
خیالش می تونه بازم
توی.جاده یه کله برونه
خیالش هنوزم موتور مونده باقی تو صندوق سینه
یه پیکان قراضه کنار اتوبان
داره خواب می بینه
از کنار کودکی هام میگذرم از رهاترین زندگی
کاش میشد یه لحظه تکرار بشه
اون هوای سر به زیر سادگی
کاش میشد دوباره پا به پا بشیم
کاش میشد حتی شده واسه یه بار کودکانه ها دوباره گل کنن
تو عبور از خیابون لاله زار
لاله زار کاش میتونستیم همیشه بچه بمونیم
عموزنجیربافو بازم توی کوچت بخونیم
لیموناد شیشه ای دو زار لواشک برگی یه شاهی
بابا نون نداد نوشتن توی دفترای کاهی
لاله زاری که هنوز تو کوچه هاش خاطره های ما پرسه میزنه
سر کوچه ملیش.مردیه که داره
توی رویاهاش جون میکنه
سر کوچه ملی یه مرده یه مرد که سی سال پیش ساعتش یخ زده
نمیدونه دنیا چه رنگی شده
نمیدونه کی رفته کی اومده
سر کوچه ملی یه مرد یه مرد توی پالتوی کهنه ی عهد بوق
داره عابرا رو نگاه میکنه
که رد میشن از کوچه های شلوغ
حیف نمیشه به عقب برگردیم به شبای پرسه و در به دری
کافه چی دکمه ی برگشتو بزن
به روزای خوب کافه نادری
چشمک ستاره ها میشمردیم یادته؟ واسه تنهایی شب غصه میخوریم یادته؟
من مثل سایه ی تو تو واسه من.مثل نفس
هر دومون لای همدیگه میمردیم یادته؟
جاده چالوس
ترانه: یغما گلرویی – آهنگ: رضا یزدانی – تنظیم: رضا یزدانی
از آلبوم هیس
بیا بازم مثلِ قدیم ، با هم دیگه بریم شمال
دلم گرفته ! راضیاَم به این خیالای محال
منُ بِبَر ! تا آخرِ جادّهی چالوس بِبَرَم
تا شیشهی بارونیُ خیسِ اتوبوس بِبَرَم
تا جای پات رو ماسهی داغِ مُتلقو بِبَرَم
تا آخرین دلهرهی نگاهِ آهو بِبَرَم
منُ بِبَر تا گُم شُدن تو اون چشای بیقرار
تا ساختنِ قصرِ شنی رو ساحلِ دریاکنار
دِلَم پُرِ بیا بازم با همدیگه بِریم سفر
جای ما اونجا خالیه ! منُ بِبَر ! منُ بِبَر
یه عمره جادّهی شُمال ، منتظرِ عبورِ ماس
نمیدونه یکی از اون دوتا قناری بیصداس
یادش به خیر لحظهای که ، چشمای ما دریا رُ دید
نورِ چراغِ زنبوری ، رستورانِ اسبِ سفید
یادش به خیر شنای ما ، میونِ موجای بَلا
خاطرههای مشترک ، وقتِ سفر تو جنگلا
دِلَم پُرِ بیا بازم با همدیگه بِریم سفر
جای ما اونجا خالیه ! منُ بِبَر ! منُ بِبَر
یه عمره جادّهی شُمال ، منتظرِ عبورِ ماس
نمیدونه یکی از اون دوتا قناری بیصداس
رفت که رفت
آهنگساز رضا یزدانی / تنظیم محمد خرمی نژاد / ترانه پدیده نیشابوری
توی اوج تنهایی هام سر کشید
روی بی کسی های من پا گذاشت
یه عمر آرزوشو به دل داشتم
چقدر خوب با همه فرق داشت
مثل خواب بود یا یه کابوس بود
مثل برق اومد مث باد رفت
مثل اون که بعد یه عمر زندگی
چون زندگیتو نمیخواد رفت
نه درگیر بودیم نه اذیت شدیم
نه صحبت نه دعوا فقط رفت که رفت
آخه چیزی از بودنش موندنش
نفهمیدم اما فقط رفت که رفت
چقدر حال و روزم باهاش خوب بود
چقدر بگذره تا که یادم بره
چقدر بگذره تا من آروم بشم
آخه خاطره از جنون بدتره
نه چیزی آورد نه چیزی رو برد
فقط عطرشو روی میز جا گذاشت
تا فهمید دیوونشم کم آورد
هنوز میگم با هم فرق داشت
نه درگیر بودیم نه اذیت شدیم
نه صحبت نه دعوا فقط رفت که رفت
آخه چیزی از بودنش موندنش
نفهمیدم اما فقط رفت که رفت
طهران، تهران
ترانه: اندیشه فولادوند
حوصله ندارم اما همه ی قصه رو میگم
همه ی قصه رو حتی اونجایی که دوست ندارم
بزار صحبت کنیم این بار جای این که بنویسیم
راجع به دو جین سوالو یه سری عقده ی بدخیم
می دونم که دیگه مردم مرگ من موقتی من نیست
این جواز دفن و کفن یه صدای لعنتی نیست
توی این بحبوحه ی شک وسط این همه بحران
خودمو گوشه ی آسفالت جا گذاشتم تو اتوبان
ژست بی خوبی منگی واسه من نگیر دوباره
کسی که جلوت نشسته عصبی و لت پاره
من دیگه اصلا نمیخوام تیغو رو رگم بسرم
پایتخت دود و گوگرد قهرمان فصه ی مرگ
اگه عاشقت نبودم پا نمی داد این ترانه
بی خیال بد بیاری ، زنده باد این عاشقانه
خط موشکو تو دستت نسل من خط کشی می کرد
واسه انفجار قلبت شعر من خودکشی می کرد
جعبه جعبه استخونو غم پرچمای بی باد
کودکی نسل ما رو به قرنطینه فرستاد
من با زندگی شعرم یا با تو شوخی نداشتم
واسه تو شوخی بودیم ما خیلی تلخه سرنوشتم
حالا هی غلط بگیر از دیکته های نانوشته ام
یا که اوراق بهادار بده جای سرنوشتم
اگه عاشقت نبودم پا نمی داد این ترانه
بی خیال بد بیاری ، زنده باد این عاشقانه
بین این صد تا اتوبان یه مسیر منحنی نیست
که کسی پشت سرم هی نده فرمان واسه ی ایست
وقتی آژیر رو کشیدن توی گوش لت و پارم
خودم عین بمب دستی شعرم هم شد انفجارم
یه نفر رو در و دیوار خون خاطره می پاشه
یه نفر که میگه این بار بزار انگشت رو رو ماشه
خیلی ساده نرسیدی سر صحنه واسه اجرا
انگاری که محض خنده گرگه زد به گله ی ما
منزوی شو توی قلبت ،ی اد کارون شب دجله
سر کوچه های بن بست ، یاد حجله پشت حجره
بچه های خاک و بارون، یادته ریختن تو میدون
مادراشون پشت شیشه، پدراشون ته دالون
پس چرا با تو غریبست، نسل بی خاطره ی من
یادمون نیست که چه جوری، واسه همدیگه می مُردن
پاش بیفته باز دوباره، روی مغربت می بارم
باز توی منطقه ی مین ، دست و پامو جا می ذارم
اگه عاشقت نبودم، پا نمی داد این ترانه
بی خیال بد بیاری، زنده باد این عاشقانه
اسم پایتختو با خون ، می نویسم واسه یادداشت
تنها چیزی که تو دنیا ، روی پاهام نگهم داشت
سر و ته کنم تو جاده ، مقصدم تهش همین جاست
وسط برجای تهرون ، ازدحام شعر و رویاست
می گذره این روزا از ما ، ما هم از گلایه هامون
عادی می شن این حوادث ، اگه سختن اگه آسون
توی پاییزمجاور ، وسطای ماه آذر
شد قرارمون که با هم ، بزنیم به سیم آخر.
