بایگانی مطالب نشریه

پرواز عقاب

پرواز عقاب

ترانه‌ی رسمی مستند «من ناصرحجازی» هستم به نام «پرواز عقاب» / ترانه‌سرا: خسرو نقیبی / آهنگساز: کیوان هنرمند
عقاب از شهر کلاغ ها پرید
عقاب از شهر کلاغ ها پرید
هیچکس آخر این قصه رو نشنید
هیچکس آخر این قصه رو نشنید
ندونستن یه عقاب یه عقابه
پریدن تو ذات عقابه
ندونستن یه عقاب یه عقابه
پریدن تو ذات عقابه
عقاب از شهر کلاغ ها پرید
عقاب از شهر کلاغ ها پرید
هیچکس آخر این قصه رو نشنید

هفته‌ی دلتنگی

هفته‌ی دلتنگی

آهنگ و تنظیم: بهروز پایگان ترانه: مهدی ایوبی
هفته بدونه تو شروع میشه
با شنبه ای که بدتر از مرگه
فرقی نداره تو کدوم فصلی
دنیایه من بی تو پر از برگه
یکشنبه رو باید مدارا کرد با خاطراتی که پرم کردن
با آدمایی که تو این مدت با حرفاشون دلخورم کردن
با هر دوشنبه اشک میریزم
کی گفته دیوونگی حد داره
نیستی بگی خیلی دوسم دارم نیستی بگی امشب نود داره
بی تو که چیزی مثله سابق نیست رفتیو با تو دلخوشی رفته
رفتیو تیکه تیکه ی قلبم
جا مونده بینه روزایه هفته
حافظ یا تجریش سعدی یا ملت
امشب اگه بودی کجا بودیم
با نصفه قیمت فیلم میدیدیم ما هر سه شنبه سینما بودیم
جز لحظه ای که دست تکون دادی از چهارشنبه چیزی یادم نیست
ابرایه بارون زا رو برگردون مردی که اشک نریزه آدم نیست
من موندمو این کوچه هایه خیس
من موندمو همراهیه چترت
هر پنج شنبه شعر میخونم
تو سالنایه خالی از عطرت
من تک تکه بغضایه دنیا رو به آخره هفته بدهکارم
با هر غروبه جمعه میمیرم با هر غروبه جمعه میبارم
از وقتی چشماتو رو من بستی
خورشید هم از دنیایه من رفته
من موندمو دلواپسی هامو
دلتنگیایه آخره هفته

کوچه ملی

کوچه ملی

آلبوم ساعت 25 شب
هنوز عکس فردین رو دیوارشه
هنوز پرسه تو لاله زار کارشه
تو رویاش هنوزم بلیط میخره
میگه این چهارشنبه رو میبره
تو جیباش بلیطای بازندگی
روی شونه هاش کوه این زندگی
حواسش تو سی سال پیش گم شده
دلش زخمی حرف مردم شده
سر کوچه ملی یه مرده یه مرد
که سی ساله این ساعتش یخ زده
نمیدونه دنیا چه رنگی شده
نمیدونه کی رفته کی اومده
سرکوچه ملی یه مرده یه مرد
توی پالتوی کهنه عهد بوق
داره عابرارو نگاه میکنه
که رد میشن از کوچه های شلوغ
هنوز عکس فردین به دیوارشه
خراباتی خوندن هنوز کارشه
یه عالم ترانه تو سینش داره
قدم هاشو تو لاله زار میشمره
دلش از تئاترای قصه پره
چشاش از نگاهای خسته پره
هنوز فکر چهارشنبه بردنه
یه عمره که باختاشو رج میزنه
سرکوچه ملی یه مرده یه مرد
که سی ساله این ساعتش یخ زده
نمیدونه دنیا چه رنگی شده
نمیدونه کی رفته کی اومده
سرکوچه ملی یه مرده یه مرد
توی پالتوی کهنه عهد بوق
داره عابرارو نگاه میکنه
که رد میشن از کوچه های شلوغ

سیگار پشت سیگار

سیگار پشت سیگار

ترانه: اندیشه فولادوند / تنظیم: رضا یزدانی
خمیازه های کشدار
سیگار پشت سیگار
شب گوشه ای به ناچار
سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب
جان کندنش غریضیست
لعنت به این خودآزار
سیگار پشت سیگار
پای چپ جهان را
با اره ای بریدند
چپ پاچه های شلوار
سیگار پشت سیگار
در انجماد یک تخت
این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار
سیگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم
بی سرنشین کبودند
مردی تکیده بیزار
سیگار پشت سیگار
این پنج پنجه امشب
همخوابگان خاکند
بدرود دست و گیتار
سیگار پشت سیگار
مردم از این رهایی
در کوچه های بن بست
انگار ها نه انگار
سیگار پشت سیگار
مبهوت رد دودم
این شکوه ها قدیمیست
مومن به اصل تکرار
سیگار پشت سیگار
صد لنز بی ترحم
در چشم شهر جوشید
این شاعران بیکار
سیگار پشت سیگار
در لا به لای هر متن
این صحنه تا ابد هست
مردی به حال اقرار
سیگار پشت سیگار
اسطوره های خائن
در لا به لای تاریخ
خوابند عین کفتار
سیگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصه
قاب تو بود و انکار
کوبیدمش به دیوار
سیگار پشت سیگار
هر شب همین بساط است
چای و سکوت و یک فیلم
بعد از مرور اشعار
سیگار پشت سیگار
ته مانده های سیگار
در استکانی از چای
هاجند و واج انگار
سیگار پشت سیگار
کنسرو شعر سیگار
تاریخ انقضا خورد
سه یک ممیز چهار
سیگار پشت سیگار
خودکار من قدیمیست
گاهی نمینویسد
یک مارک بی خریدار
سیگار پشت سیگار
خمیازه های کشدار
سیگار پشت سیگار
شب گوشه ای به ناچار
سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب
جان کندنش غریضیست
لعنت به این خودآزار
سیگار پشت سیگار

رضا یزدانی در گفت و گوی اختصاصی با پیام ما: «سیگار پشت سیگار» در سه دقیقه تولید شد

رضا یزدانی در گفت و گوی اختصاصی با پیام ما: «سیگار پشت سیگار» در سه دقیقه تولید شد

سینما
* «احسان عبدی‌پور» که کارگردان فیلم«آه ای عبدالحلیم» است من را برای این نقش انتخاب کرده بود. این موضوع را با خانم «مهتاب کرامتی» که تهیه‌کننده فیلم هستند، در میان گذاشتند و از دفتر ایشان با من تماس گرفته شد. قبلاً احسان را ندیده بودم و یک جلسه گذاشتیم. در همان جلسه اول، ایشان یک هنرمند بااستعداد و کاربلد به نظر من آمد. فیلم‌نامه را خواندم و خیلی دوست داشتم و برای انتخاب فیلم سینمایی «آه ای عبدالحلیم» شک نکردم. من یک‌سری کنسرت در تهران و شهرستان‌ها داشتم و عوامل تولید هم قصد داشتند فیلم را از ابتدای مهر کلید بزنند. قرار بر این شد که من از ابتدای ماه محرم که کنسرت‌ها تمام می‌شود، وارد این پروژه شوم. یعنی کار با سایر بازیگران آغاز شود و تولید را آغاز کنند. اما خوشبختانه شرایط به‌گونه‌ای رقم خورد که آغاز فیلم‌برداری با تأخیر مواجه شد. فیلم‌برداری از بیست‌وسوم مهر آغاز شد و من هم در کنار سایر دوستان کار را پیگیری کردم.
* من و همه بازیگران این فیلم سینمایی با گویش بوشهری دیالوگ‌ها را بیان می‌کنیم. من و «پگاه آهنگرانی» و «مصطفی زمانی» با گویش بوشهری در این فیلم صحبت خواهیم کرد و سایر بازیگران هم جنوبی هستند. به همین دلیل، یک هفته در بوشهر بودیم تا با جزئیات لهجه و گویش بوشهری آشنا شویم.
* فکر می‌کنم تا کنون این مدت در جنوب کشور و سر صحنه فیلم‌برداری نبوده‌اید. درست است؟
بله، این برای اولین بار بود؛ اما همه بچه‌های تولید و کارگردانی آن‌قدر با همدیگر هماهنگ بودند که واقعاً به ما خوش گذشت. روزی ده یا دوازده ساعت کار شدید داشتیم و اوایل فیلم‌برداری، هوا خیلی گرم بود. بعداً هوا خنک و مطبوع شد اما فضای کار از همان ابتدا صمیمی بود. احسان عبدی‌پور و مصطفی زمانی و سایر عوامل، به من برای ایفای هرچه بهتر نقش کمک کردند. به همین دلیل من از خودم در این فیلم راضی هستم. فیلم سینمایی «آه ای عبدالحلیم» قرار است در جشنواره فیلم فجر برای اولین بار نمایش داده شود و مخاطبان و اهالی سینما می‌توانند درباره این اثر و بازی من نظر دهند.
* یک اثر متفاوت است که «محسن شریفیان» و «بابک شهرکی» آن را تنظیم کرده‌اند و ترکیبی از موسیقی محلی و ساز نی‌انبان با موسیقی خودم است. برای این قطعه یک کلیپ هم آماده کرده‌ایم که در فیلم پخش می‌شود.
* قطعه‌ای که برای فیلم «آه ای عبدالحلیم» خوانده‌ام، خیلی عجیب شده است. تلفیق جذابی شده و خودم آن را خیلی دوست دارم و باید ابتدا کار را بشنوید تا بتوان در موردش بیشتر صحبت کرد.
* خودتان چه پیش‌بینی‌ای از میزان استقبال مخاطبان از این فیلم و خصوصاً قطعه‌ای که برایش خوانده‌اید، دارید؟
در مورد آن قطعه موسیقی ترجیح می‌دهم که مخاطبان بشنوند ولی مطمئن‌ام که برایشان جذاب خواهد بود. اما پیش‌بینی من این است که قطعاً از فیلم استقبال زیادی می‌شود. زیرا فیلم بسیار جذاب و پرکشش و پر افت و خیز است.
* فیلم سینمایی «تهران طهران» برای من خیلی خوب بود و بعد از آن هم تجربه حضور در فیلم «این جا تاریک نیست» را داشتم. ببینید، رک بگویم، مقوله کلی بازی در فیلمی برای من، فقط در جهت دیده شدن و شنیده شدن ترانه هایم است و گرنه هیچ علاقه ای به بازی کردن ندارم و حتی به کارگردان هایی که در این مدت با آن ها کار کردم؛ می گفتم، که تا حد ممکن دیالوگ های مرا کم کنند.

اجرای زنده
* من دوست های سینمایی زیادی دارم که همیشه به من لطف دارند، بالاخره کسی مثل بهرام رادان علاوه بر این که ستاره سینما است، دوست من هم هست و حضور او برای من خیلی خوشحال کننده است. یا اگر امثال او که به سالن می آیند تا مرا گوش دهند تعداد قابل توجهی هستند.

رضا یزدانی در گفت و گوی اختصاصی با پیام ما: «سیگار پشت سیگار» در سه دقیقه تولید شد

رضا یزدانی در گفت و گوی اختصاصی با پیام ما:
«سیگار پشت سیگار»
در سه دقیقه تولید شد

یک هفته دیگر قرار است در کرمان کنسرت داشته باشد. رضا یزدانی، خواننده محبوب کشورمان که طرفدارانش او را سلطان راک می خوانند 25 اسفند ماه در سالن هلال احمر شهر کرمان برای طرفدارانش اجرا خواهد کرد. در زیر گفت و گویی با وی انجام داده ایم که می خوانید:

سبک کاری
*یکی از مهم ترین چیزهائی که حالا من یا هر خواننده دیگری باید در نظر داشته باشه این است که خودش را تکرار نکند. من در تمام این سال ها توی این هفت تا البومی که داشتم یا تک قطعاتی که در تلویزیون و سینما خواندم این مساله را خیلی رعایت کردم چه از لحاظ انتخاب ترانه چه از لحاظ تنظیم ، چه ملودی و نوع گویش و خوانش خواننده همیشه خواستم این اتفاق بیافتد که من سعی کردم خودم را تکرار نکنم و آلبوم جدیدم با آلبوم قبلی ام فرق داشته باشد. من کارهای ملی- میهنی زیادی خوانده ام و کارهای اجتماعی زیادی اجرا کرده ام. همچنین کارهای نوستالژیک وعاشقانه های متفاوتی خوانده ام که این ها همه باعث شد این اتفاق بیافتد و بتوانم یک خود متفاوت نشان بدهم.
* کار های ملی- میهنی کار های عاشقانه ای که خواندم یا ترانه شمال، کوچه ملی، لاله زار، کافه نادری و … ترانه های نوستالژیک خوب با همه ارتباط برفرار می کنند و همه دوستشان دارند.
* دور از خود پسندی می گویم که کارهای نوستالیژیک من، خیلی موفق و تاثیر گذار بوده است.
* هیچ وقت عادت نداشته ام به طور کلی نظر بدهم. خود من موسیقی ای کار می کنم که اسم آن را پاپ-راک یا هر چیز دیگری می گذارند. من تلاش می کنم که در این سیستم تاثیر خود را داشته باشم و واقعا موسیقی کار کنم. هدفم این است که اگر بتوانم افتخاری را در زمینه فرهنگ برای خودم کسب کنم و کاری به کلیت فضای موسیقی ندارم.
* اگر کار نوستالژیک نخوانم مخاطبان علاقمند به آن را از دست می‌دهم یا اگر کار اجتماعی نخوانم مخاطبانم ناراحت می‌شوند که چرا دغدغه‌های اجتماعی‌ام را در موسیقی فراموش کرده‌ام.
* ولی من دوست دارم که حتما در آلبوم‌هایم کار «فان» باشد.
* مخاطب خاص، یعنی پنج هزار نسخه، ده هزار نسخه، نه صد و هفتاد هزار تا. دویست هزار تا؛ به هر روی، من تلاش کردم که هر دو نوع این مخاطب را برای خود داشته باشم.
* من در اصل خواننده «پاپ- راک» هستم. چون هم در آلبوم‌هایم کار «پاپ» دارم و هم کار کاملا «راک» و هم «پاپ-راک». گاهی هم به سمت «سافت راک» و «فلامینکو» هم می‌روم. در اصل من در آلبوم‌هایم همه نوع سبکی دارم. اساسا هم چیزی را می‌خوانم که دوست دارم. علاقه و اصراری هم ندارم که مرا به عنوان خواننده راک بشناسند.
* مردم لطف دارند اما من نمی‌توانم به مخاطبانم بگویم مرا چطور صدا کنند یا نکنند چون این مخاطب است که تصمیم می‌گیرد چه لقبی به خواننده یا هنرمندی که دوست دارد، بدهد. مثلا وقتی به رضا صادقی می‌گویند «سلطان مشکی پوش» باید به همه بگوید که من «سلطان مشکی پوش» نیستم؟ یا وقتی به محسن چاووشی می‌گویند «سلطان چاووشی» باید بگوید که چرا می‌گویید «سلطان چاووشی»؟
* یکی از دوستان مثلا بیست سانس کنسرت بیشتر از من برگزار می کند، در عوض آخرین شماره ماهنامه فیلم من را بین نام های ماندگار سینمای ایران از دو نسل قرار داده است. با خودم گفتم که نمی شود همه را با هم داشت. من به این راضی ترم. این جایگاه را بیشتر دوست دارم تا بیست سانس کنسرت بیشتر برگزار کن و یک میلیارد هم پول دربیاورم. اصلا هدف من این نبوده است وگرنه خیلی راحت می توانستم تقلید صدا کنم و ادای فریدون فروغی را دربیاورم چون زمانی که ما شروع به کار کردیم همه خواننده ها داشتند از خواننده های شناخته شده تقلید می کردند، الان کجا هستند؟ من هم می توانستم این کار را بکنم و یک میلیون نسخه هم بفروشم و خیلی هم پول دربیاورم ولی اصلا جهان بینی من این نبود.

تیتراژ خوانی
* رابطه من با مسعود کیمیایی مربوط به چند سال اخیر نیست. ما سالهاست که همدیگر را می شناسیم و ایشان به من لطف دارند و می گویند که کارم متفاوت است و مهر و امضای خاص خود را دارد. بیش از ۱۰ سال پیش آقای کیمیایی آلبوم پرنده بی پرنده را در اتومبیل خانم اندیشه فولادوند شنیده بود و از من برای بازی در نقش یکی از سربازهای فیلم «سربازان جمعه» دعوت کردند که این امر بنا به دلایلی میسر نشد و سرانجام اتفاقی که با همکاری در فیلمهای رییس، حکم و محاکمه در خیابان افتاد و رنگ و لعاب بیشتری به این رابطه بخشیده است. آقای کیمیایی جایی به امیر حسین رستمی گفته بود که رضا آن قدر جوان هست که به عمر فیلمسازی من قد دهد، وقتی این را شنیدن گریه ام گرفت. طرز نگاه او به من، برایم خیلی با ارزش است.
* زمان اکران فیلم «حکم» قرار شد عکس مرا با نوشته ای از آقای کیمیایی در روزنامه چاپ کنند. یک روز در دفتر کارشان، صدایم کرد و گفت: رضا دو روز دیگر عکس تو چاپ می شود. می‌خواهم برایت چیزی بنویسم؛ چی دوست داری؟ گفتم هرچه خودتان دوست دارید باعث افتخار است. بعد پنج، شش تا خودنویس‌شان را چیدند روی میز و با یکی کنار عکس من نوشت: “بعد از فرهاد و رضا موتوری، رضا یزدانی و یغما گلرویی با ترانه فیلم حکم می‌آیند؛ صدای رضا یزدانی، صدای نسل امروز ماست.” وقتی خواست امضا کند یک لحظه مکث کرد، زیر چشمی نگاهی به من کرد و گفت: رضا شیش و هشت نخونی آبرومون رو ببری! دارم امضا می‌اندازم پایت؛ تو هم پایش بمان. من هم گفتم: “شما امضا کنین خیالتون تختِ تخت باشه.”

آلبوم جدید
* به احتمال زیاد آلبوم جدید من اوایل سال 95 منتشر خواهد شد اما هنوز معلوم نیست. زیرا من چهار قطعه را از پکیجی که بسته بودم، خارج کردم و چهار قطعه جدید به آن اضافه کرده‌ام. تنظیم چند قطعه را هم کاملاً عوض کردم و شکل و شمایل آلبوم متفاوت شد. همین تحولات باعث شده که دقیقاً نتوانم درباره زمان انتشار این مجموعه صحبت کنم؛ اما به زودی اطلاع‌رسانی‌‌های لازم را انجام می‌دهیم. قصد داشتیم آلبوم جدید را در دی‌ماه و پیش از کنسرت زمستانه منتشر کنیم. اما چند قطعه به این مجموعه اضافه کردیم و چند قطعه را هم کنار گذاشتیم. همچنین تنظیم‌های چند قطعه را کلا عوض کردم و آهنگساز و تنظیم‌کننده‌ جدید به تیم تولید آلبوم جدید من اضافه شد. همه این تحولات باعث شد تا این اثر در ماه دی منتشر نشود. نمی‌دانم این آلبوم چه زمانی توزیع خواهد شد. شاید آلبوم جدید من اردیبهشت‌ سال آینده منتشر می‌شود.
* . من در آلبوم های قبلی، آهنگ هایی به اسم «کوچه ملی» و «پیکان» داشتم. از این جنس ترانه ها در آلبوم های جدید نیست و مدتی طول می کشد که مخاطبانم ارتباط لازم را، برقرار کنند. به هر حال، من دوست دارم فضاهای جدیدی را در کارم تجربه کنم.

آلبوم «سلول شخصی»
* روندی که در آلبوم های قبلی بود و دوست داشتیم همیشه یکسری چیزها باشد در این آلبوم به این شکل اتفاق نیفتاد ولی آهنگ فان داریم، مثلا کاشف همان فرمت است. «مثل کشف جای پارکی تو توی شلوغی جردن!» وقتی محبوبت را به جای پارک تشبیه می کنی، این فان است دیگر! یک روز من داشتم با اندیشه فولادوند در موردآلبوم حرف می زدم، گفتم ببین ما الان اگر بخواهیم این هشت ترک را آلبوم کنیم، طیف رنگی مان خیلی کم است. آهنگ های خاکستری داریم، سیاه داریم، قهوه ای داریم ولی مثلا رنگ لیمویی نداریم. صورتی و بنفش و نارنجی نداریم. گفتم از تو اجازه می خواهم این تیپ رنگ ها را از ترانه سراهای دیگر بگیرم و کار کنم.
* دو سه سالی بود که روی شعر «سیگار پشت سیگار» کار می کردم. گیتار را برمی داشتم و مدام اتود می زدم ولی به دلم نمی نشست. چندین بار این اتفاق افتاد ولی چون خودم راضی نبودم به خانم فولادوند هم نمی گفتم چون می دانستم خیلی ها آمده اند بخوانند اجازه نداده است. یک روز اینجا نشسته بودیم و روی ترانه های دیگر کار می کردیم، انگار یک نفر من را بلند کرد و گیتار را دستم داد. از موقعی که دفترچه را باز کرد و قطعه سیگار پشت سیگار را شروع کردم، سه دقیقه طول نکشید. اصلا نمی دانم چطور اتفاق افتاد.

رضا یزدانی خواننده ترانه های نوستالوژیک و اجتماعی

رضا یزدانی
خواننده ترانه های نوستالوژیک و اجتماعی

رضا یزدانی (مُتولّد ‎۲۴ مهر ۱۳۵۲) خواننده، نوازنده، آهنگساز و هنرپیشه اهل تهران می‌باشد. او از نوجوانی موسیقی کار می‌کند. تخصّص او در نواختن گیتار به‌ویژه گیتار الکتریک می‌باشد. اشعار ترانه‌های او بطور عمده درون‌مایه- اجتماعی و نوستالژیک هستند. یزدانی موسیقی حرفه‌ای را در ۲۵ سالگی با آهنگسازی و خوانندگی برای تئاتر دادگاه جنجال برانگیز در سال ۱۳۷۷ شروع کرد و بعد از آن نیز آهنگسازی و خوانندگی تئاتر اگر باران بخواهد را در سال ۱۳۷۸ انجام داد. او یک سال بعد توانست اولین آلبوم خود را به نام شهر دل روانه بازار کند. این آلبوم شامل اجرای اشعار مولانا با آهنگسازی خود بود. در سال ۱۳۸۲ و پس از آشنایی با یغما گلرویی طی همکاری مشترک با او آلبوم پرنده بی پرنده که در ابتدا «کپ نکنید» نام داشت را ارائه کرد.
یزدانی خوانندگی و آهنگسازی برای سینما را در سال ۱۳۸۳ با کار در فیلم‌های مسعود کیمیایی شروع کرد. حکم، رئیس، محاکمه در خیابان و متروپل از جمله فیلم‌های مسعود کیمیایی هستند که یزدانی در آن‌ها فعالیت داشته است. یزدانی بیشترین تیتراژ را برای فیلم‌های سینمایی خوانده، از این رو به او خواننده سینما نیز می‌گویند؛ تیتراژ فیلم‌هایی چون کیفر، خودزنی، خط ویژه، چهره به چهره، گامهای معلق، طهران تهران (بازیگر و خواننده)، بوی گندم (بازیگر و خواننده)، شب هزار و یکم و غیره. همین‌طور او خواندن آهنگ تیتراژ مجموعه مرگ تدریجی یک رؤیا را بر عهده داشت. او همچنین برای سریال قلب یخی هم چند آهنگ (از جمله تیتراژ سریال) خوانده است. رضا یزدانی در فیلم سینمایی طهران تهران به کارگردانی مشترک داریوش مهرجویی و مهدی کرم پور نقش آفرینی کرد و کار موسیقی آن فیلم هم بر عهده وی بوده است. او همچنین در فیلم سینمایی اینجا تاریک نیست به کارگردانی محمدرضا خاکی نیز ایفای نقش کرده است. پس از انتشار آلبوم هیس، یزدانی شروع به اجرای چندین کنسرت در تهران و دیگر شهرها کرد که در کنسرت مربوط به ۲۶ اسفند ماه ۱۳۸۹ با اجرای حماسی ترانه خلیج فارس تمامی تماشاچیان را به ایستادن در سالن وا داشت. رضا یزدانی در بهمن ۱۳۹۱ در شیراز کنسرت برگزار کرد که با استقبال خوبی همراه بود. طراحی صحنه و دکور کنسرت‌های او خاص بوده و مورد توجه علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. همچنین آخرین آلبوم وی به نام ساعتا خوابن بهمن ماه ۱۳۹۲ روانه بازار شد. همچنین در یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ترانه مترو را با ترانه‌سرایی عبدالله روا منتشر کرد.
رضا یزدانی در تیرماه ۱۳۹۲ قطعه خودزنی با ترانه‌ای از بابک صحرایی و موسیقی ستار اورکی را منتشر کرد. این قطعه تیتراژ فیلم سینمایی خودزنی به کارگردانی احمد کاوری است. رضا یزدانی در شب تولد خود در تاریخ سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲ نیز قطعه نوستالژی را منتشر کرد که مروری بر آثار خاطره انگیز وی است. در این قطعه از ترجیع بند ترانه‌های شمال، کوچه ملی، پیکان، لاله زار و کافه نادری استفاده شده که همگی اثر یغما گلرویی بوده است و قسمت‌های دیگر ترانه نیز سروده حسن علیشیری است. تنظیم قطعه نوستالژی برعهده محمد خرمی نژاد بوده است. یزدانی آهنگ عشق پست مدرن را بعنوان نخستین تک‌آهنگ از آلبوم هفتم خود، ساعتا خوابن، منتشر کرد. دومین تک‌آهنگ نیز از همین آلبوم بنام مهتاب تو فانوس منتشر شد.
نگاهی به کارنامه رضا یزدانی
■ آهنگسازی و خوانندگی تئاتر “دادگاه جنجال برانگیز” / سال ۱۳۷۷
■ آهنگسازی و خوانندگی تئاتر “اگر باران بخواهد” / سال ۱۳۷۸
■ انتشار آلبوم “شهر دل” / ۱۳۷۹
■ انتشار آلبوم “پرنده بی پرنده” سال / ۱۳۸۲
■ آهنگسازی، حضور و خوانندگی فیلم سینمایی “حکم” به کارگردانی مسعود کیمیایی / ۱۳۸۳
■ برنده‌ی تندیس حافظ جشن سینمایی دنیای تصویر برای ترانه‌ی فیلم حکم / ۱۳۸۴
■ انتشار آلبوم هیس سال / ۱۳۸۵
■ خواننده‌ی برگزیده‌ی جشن وبلاگ پارسی ( محیط زیست) برای اجرای ترانه برج / ۱۳۸۵
■ آهنگسازی، حضور و خوانندگی فیلم سینمایی “رییس” به کارگردانی مسعود کیمیایی/ ۱۳۸۶
■ آهنگسازی و حضور و خوانندگی فیلم سینمایی “چهره به چهره” به کارگردانی علی ژکان / ۱۳۸۶
■ خوانندگی تیتراژ سریال “مرگ تدریجی یک رویا” به کارگردانی فریدون جیرانی و آهنگسازی کارن همایونفر / ۱۳۸۷
■ خوانندگی ترانه بگو تهران با آهنگسازی فردین خلعتبری و شعر و نماهنگ رامین فاروقی / ۱۳۸۷
■ خوانندگی و آهنگسازی ترانه‌ی فیلم “آبی استقلالی” / سال ۱۳۸۸
■ برنده‌ی تندیس حافظ جشن سینمایی دنیای تصویر برای دومین بار برای سریال مرگ تدریجی یک رویا / ۱۳۸۸
■ خوانندگی ترانه‌ی تیتراژ فیلم محاکمه در خیابان به کارگردانی مسعود کیمیایی / ۱۳۸۹
■ خوانندگی تیتراژ فیلم سینمایی “گام‌های معلق” به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی / پخش سال ۱۳۸۹ از شبکه ۳سیما
■ بازی در نقش اصلی فیلم “طهران تهران” به کارگردانی مشترک داریوش مهرجویی و مهدی کرم‌پور / (اکران بهار ۱۳۸۹)
■ خوانندگی و نقش اصلی فیلم “بوی گندم (اینجا تاریک نیست)” به کارگردانی محمد رضا خاکی/ ۱۳۸۹
■ خوانندگی تیتراژ فیلم سینمایی “کیفر” به کارگردانی حسن فتحی / ۱۳۸۹
■ خوانندگی تیتراژ سریال قلب یخی با آهنگ کارن همایونفر و شعر یغما گلرویی / ۱۳۸۹
■ انتشار آلبوم «ساعت ۲۵ شب» / مهرماه ۱۳۸۹
■ برنده‌ی تندیس حافظ جشن سینمایی دنیای تصویر برای سومین بار برای ترانه فیلم طهران تهران / مرداد ۱۳۹۰
■ انتشار آلبوم «ساعت فراموشی» / آبان ۱۳۹۰
■ آهنگسازی و خوانندگی در نمایش کمی بالاتر / دی و بهمن ۱۳۹۰
■ خوانندگی تیتـراژ سریال «ساخت ایران» به کارگردانی حسین لطیفی / تابستان ۱۳۹۱
■ انتشار آلبوم «خاطرات مبهم» / اسفند ۱۳۹۱
■ خوانندگی تیتـراژ فیلم سینمایی “خودزنی” به کارگردانی احمد کاوری / تابستان ۱۳۹۲
■ خوانندگی تیتراژ اول و آخر سریال یادآوری به کارگردانی حجت قاسم‌زاده برای شبکه آی فیلم / پاییز 1392
■ خوانندگی تیتراژ فیلم سینمایی «متروپل» به کارگردانی مسعود کیمیایی / پاییز 1392
■ خوانندگی تیتراژ فیلم سینمایی «خط ویژه» به کارگردانی مصطفی کیایی / زمستان 1392
■ انتشار آلبوم «ساعتا خوابن» / اسفند 1392
■ خوانندگی در تئاتر « در روزهای آخر اسفند» به کارگردانی محمد رحمانیان / اسفند 1392
■ خوانندگی ترانه «وطن یعنی» برای تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جام جهانی 2014 برزیل / بهار 1393
■ خوانندگی ترانه «پرچم» ترانه رسمی کاروان ایران در بازیهای آسیایی اینچئون 2014 / تابستان 1393
■ خوانندگی تیتراز سریال جاده چالوس و پخش کلیپ تصویری آن برای نخستین بار از تلویزیون / پاییز 1393
■ انتشار آلبوم «سلول شخصی» / دی 1393
■ برنده نخستین جایزه ققنوس برای آهنگسازی ترانه کافه رویا / دی 1393
■ خوانندگی تیتراژ فیلم“ 360درجه” به کارگردانی محمدسام قریبیان / زمستان 1393
■ خوانندگی تیتراژ فیلم “ چهارشنبه خون به‏پا می‏شود” به کارگردانی حماسه پارسا / زمستان 1393
■ خوانندگی تیتراژ سریال «تعبیر وارونه یک رویا» به کارگردانی فریدون جیرانی و آهنگسازی بهزاد عبدی / مرداد 1394
■ خوانندگی کنسرت ارکسترال «شب موسیقی فیلم مسعود کیمیایی» به رهبری بهزاد عبدی / مرداد 1394
■ انتشار آلبوم تصویری «نوستالژی» / شهریور 1394
■ اجرای ترانه در مراسم متعدد سینمایی:
(جشن دنیای تصویر/جشن منتقدین سینمای ایران/جشنواره فیلم شهر/جشن خانه سینما/یادمان استاد نوری/جشنواره های فیلم فجر)

اندیشه فولادوند ترانه سرای آلبوم سلول شخصی رضا یزدانی: برای ترانه های آلبوم «سلول شخصی» چهل روز تنهایی کشیدم

اندیشه فولادوند ترانه سرای آلبوم سلول شخصی رضا یزدانی:
برای ترانه های آلبوم
«سلول شخصی»
چهل روز تنهایی کشیدم

فن آوری ژن، تفتیش حزب گِل/ تحلیل مارکوزه از مکتب هگل»، این نام یک سمینار فلسفی یا موضوع پایان نامه یک دانشجوی مقطع دکترا نیست، بلکه یک بیت از ترانه «سمت هیچ» است که اندیشه فولادوند آن را برای آلبوم «سلول شخصی» رضا یزدانی سروده است، آلبومی که در آن از این قبیل کلمات به وفور دیده می شود. ویژگی که در ابتدا به نظر می رسید نقطه ضعف و پاشنه آشیل آلبوم باشد اما استقبال مخاطبان اثر از این کلمات خاص، آخرین کار آقای خاص را خاص تر کرده است. هشتمین آلبوم رضا یزدانی شامل چهارده قطعه است که در دو سی دی مجزا جای گرفته اند. سی دی اول که خط داستانی مخصوص خودش را دارد و حال و هوای انسانی است که با «موکت کردن کف افکارش» شروع می شود و به درخواست برای «شلیک» از یک رفیق خاتمه می یابد. شاعر سی دی اول، اندیشه فولادوند است. کسی که علاوه بر ترانه سرایی، بازگیر مطرحی ست و در فیلم های زیادی از جمله سن پترزبورگ، کلاشینکف، چهارانگشتی و اخیرا هم در سریال تلویزیونی پشت بام تهران هنر نمایی کرده است. اندیشه فولادوند در زیر درباره آلبوم «سلول شخصی» و کارهای قدیمی رضا یزدانی صحبت کرده است.
* ما می دانستیم شلیک کن رفیق و سیگار پشت سیگار را کجا می خواهیم بگذاریم. باقی اشعار را جدید نوشتم. وقتی موکت را نوشتم می دانستم این آهنگ اول است. من یک ویلایی در جنگل داشتم، چهل روز تنها در آنجا بودم. در آن روزها به خودم فرصت دادم تا این آلبوم را طراحی کنم. از نقطه آ تا نقطه ب. منتها با علم به اینکه قطعه چهار آلبوم و هشت از قبل تعیین شده است، مابقی این قصه را در آنجا نوشتیم.
برای یک اثر هیچ وقت نمی شود از قبل تصمیم گرفت که این اثر را با طعم تند یا شیرین بیرون داد. شعر و ترانه یک حادثه ای است که بنا به شرایط موجود و بنا به موضوعی که مورد بررسی قرار می گیرد، بر هنرمند رخ می دهد. به نظر من استفاده از کلمه تلخ برای روایت آلبوم «سلول شخصی» کافی نیست.
یک داستان که با سلول شخصی شروع می شود و با شلیک کن رفیق تمام می شود. نوع نگاه، نوعی جهان بینی و برداشتی است از انسان امروز و جامعه امروز بشری. اگر شما فکر می کنی جامعه امروز و انسان امروز خوش منظره تر از آن چیزی است که روایت شده، بحث دیگری است. من یک برداشتی دارم که اگر در واقعیت دست ببرم و بخواهم این موضوع را خوشگل تر و خوش طعم تر کنم یا بخواهم ملغمه ای از حقیقت و استعاره را به وجود بیاورم آن وقت آن اتفاق متقلبانه می شود. وقتی قرار است در مورد جهان امروز صحبت کنیم باید واقع بینانه صحبت کنیم.
هنرمند باید جلوتر از زمان خودش باشد. اگر در همین زمان بماند که کاری نکرده است.
یک مسئله دیگری که همیشه به آقای یزدانی می گویم این است که هر طبقه ای در جامعه اسطوره، ستاره و آرتیست خودش را دارد. اینکه شما به عنوان هنرمند بدانی می خواهی به کجا شلیک کنی. برای منِ ترانه نویس خیلی مهم نیست که در تاکسی این سی دی گوش داده نمی شود. اصلا هدف من این نیست.
من از زمانی که در دوره پیش دانشگاهی شعر «سیگار پشت سیگار» را نوشتم تا زمانی که با آقای یزدانی همکار شدم، مدل ها و خوانش هایی مختلف در قرابت با موسیقی از هنرمندهای نازنین بسیاری شنیده بودم ولی به شدت مخالف بودم تا اینکه رضا یزدانی آن را خواند و به دلم نشست.
یزدانی یک دفتر 10 ساله دارد که یک چیزهایی را تویش یادداشت می کند. ما داشتیم راجع به توالی ترک های آلبوم صحبت می کردیم و اصلا بحث «سیگار پشت سیگار» نبود. یکهو یزدانی دفترش را باز کرد و به این ترانه رسید. بهش گفتم دوازده سال گفتیم نمی شود حالا یک بار این را بزن ببینم چه می شود. اولین آکوردی که آقای یزدانی گرفتند و به محض اینکه شروع کردند به خواندن، چهار دقیقه بعد استخوان بندی اصلی اجرای این ترک درآمد.
اگر اشتباه نکنم سال 87 بود. یک فیلمی قرار بود بسازند به نام «طهران – تهران» به کارگردانی آقای مهرجویی، آقای داد و آقای کرم پور. از من دعوت شد که برای اپیزود سوم این اثر ترانه بنویسم. آقای کارن همایونفر آهنگساز اثر بود و قرار بود رضا یزدانی هم نقش خواننده را بازی کند و ترانه را هم بخواند. من همیشه برای سرودن ترانه مکث می کنم ولی بعد که گفتند راجع به تهران است، هیچ مکثی نکردم چون عاشق تهران هستم و اینجا قلب من است. گفتم هر چه می خواهم بنویسم؟ گفتند هر چه می خواهد دل تنگت بگو. من یه پژو قرمز داشتم که اسمش سهراب بود! من یکی دو روز با این سهراب در خیابان ولیعصر بالا و پایین می رفتم و در کل شهر تهران گشتم و ترانه را در همان ماشین و پشت فرمان گفتم. بعد هم رضا یزدانی به زیبایی ترانه را خواند و این اثر متولد شد.

گفت و گو با اعضای گروه رضا یزدانی

گروه رضا یزدانی صمیمی ترین گروه موسیقی ایران است
مازیار احمدپور نوازنده گیتار الکتریک گروه رضا یزدانى است که تاثیر بسزایى در خلق آهنگ ها دارد.
* فعالیت حرفه اى من در حوزه موسیقى از سال ۸۴،۸۵ و همزمان با آشنایى ام با بهروز پایگان شروع شد.
* سر ضبط آلبومى که تنظیم و آهنگسازى آن به عهده بهروز بود، با رضا آشنا شدم و شروع فعالیت من با رضا از همان جا شکل گرفت که همزمان فعالیت استیجى من با رضا را هم در پى داشت.
* مهم ترین دلیل صمیمیت گروه رضا، مدت زمان زیادی است که با هم کار مى کنیم و به وجود آمدن این مدت زمان برمى گردد به دوستی و رفاقتی که بین اعضای گروه وجود دارد و تنها عامل شکل گیرى این رفاقت، بچه هاى گروه هستند.
* وجه تمایز رضا از بقیه خواننده ها در نوع تنظیم ها و انتخاب شعرها است؛ البته نوع خواندن و صدای رضا هم تاثیر زیادی در ایجاد این تمایز دارد. ترانه ها را که بیشتر خود رضا انتخاب مى کند اما در بحث موسیقایی کارها که بیشترین تاثیر راتنظیم و نوازندگی دارد، مى توانم بگویم که کل گروه سهیم هستند.

فقط با رضا یزدانی کار می کنم
آرش زمانیان نوازنده گیتاربیس ، در گروه رضا یزدانی است و پانزده سال است در عرصه موسیقی فعالیت می کند.
* چندین سال است که فقط با رضا یزدانی کار می کنم و عضو ثابت گروه او هستم.
* ما یک گروهی با محمد خرمی نژاد داشتیم که اجراهای دانشگاهی برگزار می کردیم که همزمان شده بود با انتشار آلبوم پرنده بی پرنده . ما بدون اینکه رضا یزدانی در جریان باشد چند تا از کارهای این آلبوم را کاور کردیم و در اجراهایمان اجرا کردیم تا اینکه بعد از چند اجرا رضا یزدانی را دعوت کردیم تا شاهد تمرین ها و اجراهای ما باشد ، بعد از رضایت طرفین از این اجراها،وارد گروه رضا یزدانی شدیم و همکاری های ما شروع شد. و بعد میلاد عدل ، مازیار احمدپور و بهروز پایگانهم به تیم اضافه شدند.
* سلول شخصی اولین آلبوم رضا یزدانی بود که به عنوان تنظیم کننده و آهنگساز در آن حضور نداشتم و فقط نوازندگی کردم. آلبوم خیلی خوبی بود و خروجی کار را دوست داشتم ، مخصوصا مجموع اول که شامل ترانه های اندیشه فولادوند بود . فکر می کنم تنظیم ها نسبت به آثار قبلی او پیشرفت بسیار خوبی داشته و بچه ها به لحاظ تکنیکی واقعا خوب کار کردند . ترانه های مجموعه اول به نسبت آلبوم های قبلی کمی سنگین تر بودند و نمی شود به راحتی آنها را پذیرفت و برای درکشان باید بیشتر با آنها درگیر شد .

رضا یزدانی ماجراجو است!
میلاد عدل نوازنده، آهنگساز و ترانه سرای راک ایرانی است که در گروه رضا یزدانی حضور دارد.
* رضا یزدانی معمولا به دنبال تجربه اتفاقات جدید در موسیقی است. اگر به شش و هشتی که در اکثر بندهای متال و راک خارجی هست دقت کرده باشید ما هم سعی کردیم کارها به آن فضاها نزدیک باشد ولی کپی آنها نباشد. تا آنجایی که توانستیم خلاقیت هایی را نیز به کار بردیم تا اینکه متفاوت هم باشند.
* او دوست دارد که یک سری تونالیته و گام در وکال خودش داشته باشد و نسبت به همان موارد برای ساخت موزیک اقدام می کند. یک نوع دگرگونی جدیدی از ملودی هایی که قبلا ساخته بود را در این آلبوم شاهد بودیم.
* رضا یزدانی ماجراجو است! یعنی یکی از فاکتورهای شخصیتی او ماجراجویی است و من این مساله را دوست دارم. دوست دارد که هر نوع فضایی را تجربه کند. مثل موسیقی گروه «porcupine tree» که خودشان مدعی نیستند و نمی شود اسم خاصی روی موسیقی و سبک آنها گذاشت. به نظر من هم رضا یزدانی چنین کاری را در ایران انجام داده است و هرکاری که دوست دارد را انجام می دهد و اسم و سبک خاصی برای خودش قائل نیست. این امر به اعتقاد من جذاب است و حتی یک نوع ریسک است و جسارت می خواهد.
* دغدغه اصلی من خوانندگی نیست زیرا موسیقی حرف های زیادی برای گفتن دارد. به خصوص در کشور ما که زیاد به این مقوله پرداخته نشده است و دوست دارم قدمی برای شنیده شدن بیشتر موسیقی اینسترومنتال در ایران بردارم.

آهنگ های معروف

خواننده آهنگ های:
اگه عاشقت نبودم- جاده چالوس (شمال) – کوچه ملی – خاطرات مبهم – سیگار پشت سیگار – رفت که رفت
متروپل – حکم – شلیک کن رفیق – ساعت 25 شب – ساعتا خوابن – من ناصر حجازی هستم

آخرین کنسرت سال رضا یزدانی 25 اسفندماه در کرمان

آخرین کنسرت سال رضا یزدانی
25 اسفندماه در کرمان

تالار هلال احمر

خرید بلیط

http://kermanconcert.com/

سوژه

آشتی کنان در شورا
شب گذشته در جلسه شورای شهر کرمان اتفاقی ویژه افتاد. مهنوش مومنی عضو شورا که در جریان انتخاب رییس شورای شهر کرمان، با فتح الله مویدی بحث کرده بود، برای آشتی با مویدی، به وی دسته گل اهدا کرد.