بایگانی مطالب نشریه
نظر احمدی شاعر و نمایشنامه نویس در گفتگوی اختصاصی با پیام ما تئاتر، بدون وجه نقادانه هیچ است
نظر احمدی شاعر و نمایشنامه نویس در گفتگوی اختصاصی با پیام ما
تئاتر، بدون وجه نقادانه هیچ است
نظر احمدی متولد جیرفت شاعر، نمایشنامه نویس و دانش آموخته تئاتراست که کارنامه متفاوت و پرباری در حوزه های شعر و تئاتر دارد او اخیرا دو مجموعه شعر و یک کتاب در زمینه تئاتر در دست چاپ و انتشار دارد و همچنین جهت ادامه تحصیل در مقطع دکتری از دانشگاه سوربن جدید در پاریس پذیرش گرفته است آن چه در پی می آید بخش اول پاسخ های او به پرسش های من پیرامون تئاتر و شعر است:
بگذارید از آخر شروع کنیم،پایان نامه شما در مقطع کارشناسی ارشد با موضوع«موانع رشدو توسعه ریختارهای نمایش بومی-سنتی تئاتر ایران»بود که موضوع تازه ای است و تا آنجا که من می دانم استاد ناظرزاده کرمانی به دلیل بدیع بودن و اهمیت موضوع،پیشنهاد چاپ و انتشار آن را داده اند،دلیل انتخاب این موضوع و ضرورت آن چه بود؟موانع عمده رشد تیاتر در ایران چه هستند؟
البته جناب ناظرزاده به من لطف دارند وخواسته اند شاگرد خود را تشویق کنند،از این گذشته به واسطه وسواس بیمارگونه ای که در امر پژوهش دارم از ایشان خواستم اجازه بدهند مدت بیشتری روی این موضوع کار کنم هر چند که این پژوهش به جز سال هایی که به صورت جسته گریخته به آن پرداختم نیز دو سال به شکل مداوم وقت مرا گرفت و برای انجام آن به بسیاری از منابع رجوع کردم به طوری که بخشی از این منابع به بیش از صدوپنجاه سفرنامه تعلق داشت، متاسفانه در حوزه نمایش ایرانی ما به شدت با فقر منابع روبرو هستیم،جالب است بدانید اولین و شاید مهمترین کتاب درباره تاریخ نمایش ایران که توسط مجید رضوانی، به زبان فرانسه و با نام le theatre et la danse en iran نوشته شده است واتفاقا مرجع مهمی برای بیضایی در نگارش کتاب نمایش در ایران و بسیاری دیگر بوده،هنوز در این جا انتشار پیدا نکرده، هر چند که سال هاست ترجمه شده اما به دلایلی نامعلوم به آن مجوز نداده اند،بگذریم… متاسفانه در زمینه آسیب شناسی تئاترسنتی ما وشناخت دلایل عدم بالیدگی آن،هیچ پژوهش موردی، علمی و دقیقی صورت نگرفته و تنها به شکل پراکنده در این کتاب یا در آن مقاله وجستار،افرادی به طور کلی دلایلی برای آن برشمرده اند و از همین دست است به عنوان مثال دلایلی که بیضایی در ابتدای کتاب نمایش در ایران یادآور شده، و این ها همه با وجود آن می باشد که بدون شناخت اصولی ی موانع توسعه تئاتر، نمی توان چشم اندازی برای تئاتر ملی ترسیم کرد یا اصطلاحا دست به تدوین سند تئاتری زد، و تا راهبندان های این حوزه را نیابیم امیدی برای برون رفت از این شرایط رکود و وهن نیست و باید با مرگ افرادی چون استاد سعدی افشار یا مرشد ترابی شاهد پایان عمر آن دسته از ریختارهای نمایش سنتی باشیم که این افراد تنها نمایشگران واستادان آن بوده اند و سال ها این نمایش ها را به تنهایی و با خون دل و بی مزد ومنت اجرا کرده وپیش برده اند،نکته مهم تر این که نمایش ایرانی بدون داشتن هویت بومی و ملی دست آورد چندانی برای ما نخواهد داشت و نیزنمی تواند وارد گفتمان جهانی تئاتر بشود. و اما روش مطالعاتی ام در این پژوهش،این پژوهش بر بنیاد مطالعات شرایط امکان شکل گرفته که پیش از این در حوزه تئاترایران، سابقه چندانی ندارد.این دست از مطالعات که فرنگی ها به آن feasibility study می گویند، بیشتر در حوزه مارکتینگ و مباحث مربوط به بازاریابی کاربرد داشته ودر زمینه تئاتر درخود غرب هم نوپا می باشد،در این گونه از مطالعات شرایطی که موجب شکل گیری یک پدیده شده است و موانع پیش روی آن در جهت رشد و از سویی ظرفیت ها و نقاط قوت آن پدیده به طور جامع و مانع بررسی می شود که ما در پژوهش خود بیشتر به سویه وشق اول توجه کرده ایم که البته در این مجال بیش از این جای پرداختن به آن نیست.
شما در این پژوهش به چه نتایجی رسیدید؟
درباره ی نتایج این پژوهش اگر بخواهم چند گزاره را پشت سر هم ردیف کنم در دام همان کلی گویی ای خواهم افتاد که آن را نقد کرده ام،پس بگذارید به صورت موردی درباره یکی دو تا از این ریختارها و در واقع زیرمجموعه های آنها سخن بگویم،ما در ایران نمایشی به نام پهلوان کچل داشته ایم که به باور تالاسو، یکی ازپژوهش گران غربی تئاتر ما،این نمایش نیای نمایش قره گوز ترکی می باشد که نمایشی معروف و مهم است وهنوزهم در ترکیه وحوزه آسیای مرکزی اجرا می شود،و اما از نمایش پهلوان کچل که روزگاری مرزهای جغرافیایی و زبانی را درمی نوردیده و در همه جا طرفدارانی داشته امروزه هیچ نشانه ای در هیچ نقطه ای از ایران دیده نمی شود، این در صورتی است که شاید بتوان گفت این نمایش عروسکی،انتقادی ترین نمایش سنتی ما بوده و در آن برای اولین بار می بینیم یک شخصیت متظاهر مذهبی که یکی از کاراکترهای اصلی این نمایش است،نقد شده و برعلیه مذهبیون قشری و ریاکار موضع گرفته می شود، خب حالا باید پرسید،چه اتفاقی افتاده که این نمایش بسیار محبوب و فراگیربه کلی از سپهر فرهنگی و هنری جامعه ما رخت بربسته؟یک عامل مهم می تواند همان نقطه قوت این نمایش یعنی انتقادی بودن آن باشد که اصحاب قدرت را خوش نمی آمده است.
دلایل فراموشی یا عدم رشد نمایش های سنتی ما چیست؟
یک سری این دلایل ذاتی و یک سری عرضی هستند،دلایلی بیرونی و درونی، شاید بتوان گفت این نمایش که یکی از گونههای ریختاری کلان تر به نام نمایش های عروسکی است مانند بسیاری از ریختارهای نمایش سنتی ما دچار نوعی اوتیسم یا در خود ماندگی شد و در نهایت به خاموشی گرایید، این نمایش ازمشکلات عدیده ساختاری رنج می برد که در این ضیق وارد آن نمی شویم؛ اما در مورد پهلوان کچل نکته تاسف برانگیز دیگر آن است که این نمایش جز معدود نمایش های مناسب کودکان و بیشتر مخاطبانش مربوط به این گروه سنی بوده اند، و یا درباره نمایش سیاه بازی می بینیم در دوران پهلوی اول که این نمایش بسیار فراگیر شده بود و به خانه ها و جشن های خصوصی مردم راه پیدا کرده بود به خاطر زبان تند خود وآن که از قالب طنز بهره می گرفت تا حرف هایی علیه نظام سیاسی بزند، توسط حکومت محدود می شود و نمایشگرانش می بایست طرح نمایشی این نمایش را که برپایه بداهه و بدون متن نمایشی بوده، پیش از اجرا به شهربانی تحویل بدهند و در کشور ما این شاید اولین شکل مدرن سانسوردر باب تئاتر باشد که موجبات سستی و وهن این گونه نمایشی را فراهم کرد،یا درباره تعزیه می بینیم در دوره پادشاهی چون ناصرالدین شاه و به خاطر حمایت های گسترده وی این نمایش به چنان جلال و شوکتی می رسد که فرنگیان عظمت آن را هم پایه اپراهای بزرگ غربی می بینند وهمین نمایش به فاصله کوتاهی از جانب پادشاهی دیگر یعنی رضا شاه نمایشی متحجرانه و بر ضد تجدد خوانده می شود،به طوری که اجرای آن کاملا ممنوع اعلام می شود و درست چند سال بعد این نمایش توسط شاه جدید و فرزند همین پادشاه در جشن هنر شیراز به عنوان یکی از مظاهر فرهنگ و هنر ایرانی با افتخار به جهانیان معرفی می شود و اسباب رشد دوباره اش فراهم می آید، ببینید یک پدیده فرهنگی و هنری که برای پویایی خود نیاز به آرامش و فضای با ثبات دارد وقتی با این گسست ها آن هم تنها در طی یک قرن و نیم مواجه می شود چگونه می توان از آن انتظار رشد و توسعه داشت، فرهنگ و تاریخ جامعه ای که تازه با گسست های بسیار به خاطر هجوم و تسلط بیگانگان نیز روبرو بوده است.
جنبه نوآورانه پژوهش شما چیست؟
آن چه من تلاش کردم در این پژوهش انجام بدهم که متفاوت با کار گذشتگان باشد،این بود که به شکل موردی همه ریختارهای نمایش سنتی و زیر مجموعه های آن را مورد بررسی قرار داده،و دلایل عدم رشد هر کدام از این نمایش ها را بیابیم که در خاتمه به یک سری دلایل مشترک در بین همه آنها رسیدم،مثلا یکی از این دلایل مشترک که کمتر به آن توجه شده فقدان فیزیکی حضور زن در نمایش سنتی ماست مثلا در تعزیه زن حضور فعالی دارد اما نقش آن توسط کودکان ایفا می شده و می شود،و اما در انتها شاید برایتان جالب باشد که بدانید در بخشی از این پژوهش برای اولین بار درمورد ریشه های نمایش در تمدن جیرفت به شکل مفصل صحبت شده که شاید بسیاری از باورهای ما را در حوزه نمایش نیز با تردید روبرو کند، به عنوان مثال یکی از نکات جالب در این باره مهرهای به دست آمده از کنار صندل جنوبی( تمدن جیرفت) است که در آنها صحنه های داستانی و مراسم مذهبی بازنمود یافته،این طور به نظر می رسد،که نمایش هایی بر اساس منظومه هایی که از بین النهرین به دست ما رسیده و تمدن جیرفت با آن ارتباط داشته،دراین ناحیه اجرا می شده،منظومه های معروفی که یاکوبسن آنها را نمایش مذهبی نامیده و از آنها سخن گفته ویا چند پیکره میمون از حفاری ها به دست آمده که شبیه عروسک و دارای دست های متحرکی هستند مانند پیکره های دره سند که عروسک نامیده می شوند، واینها می تواند دلیلی بر وجود نمایش عروسکی باشد خاصه به واسطه شکل و نوع این عروسک ها، ویا بر روی بسیاری از ظروف و اشیا به دست آمده از این منطقه، تصاویری از،افرادی در حال نواختن ساز، نمایشگری و رقص و یا انجام نوعی مراسم مذهبی دیده می شوند.
اخیرا تئاتر کرمان در سطح ملی با کارهای متفاوت و خلاق جریان ساز شده است وموج تازه ای را در مطبوعات و رسانه ها آغاز نموده است، آیا شما به وجود جریانی به نام تئاتر کرمان باور دارید؟در این مورد چگونه فکر می کنید؟
متاسفانه به جریانی که شما می گویید اعتقاد ندارم، بهتر است بگویم ما شاهد تحرکات و اگر درست تر بگویم بروزعلائمی حیاتی در مورد تئاتر هستیم که در نتیجه روی کار آمدن دولت جدید به وجود آمده چنان که می دانیم تئاتر در دولت قبلی دچار نوعی مرگ مغزی شد و آنچه امروز شاهد آن هستیم شاید به نسبت خاموشی چند ساله تئاتر در سال های گذشته خیلی ارزشمند وبزرگ به نظر برسد، که البته بیشتر تحت تاثیر جو امیدبخش حاصل از این تغییراست تا لزوما سیاست های دولت جدید، چون در دولت جدید هم انگارشاهد برنامه خاصی برای فرهنگ و هنر نیستیم ومسئولان مربوطه اتفاقا سعی می کنند به شکلی رندانه از زیر بار مسئولیت های خود شانه خالی کنند وبا فرافکنی،کم کاری را به چیزهای دیگر نسبت بدهند،و این رویه را ما در باب تلاش برای واگذاری مسئولیت ممیزی کتاب به خود ناشران وهمچنین سکوت در قبال لغو کنسرت های موسیقی، شاهد بودیم، ببینید اصولا تئاتر هنری به شدت وابسته به دولت است و نیازمند حمایت آن و این به واسطه ذات این هنر است چرا که تئاتر بر عکس شعر،نقاشی و بسیاری از هنرها به شکل گروهی تولید می شود که همین تولید آن را هزینه بر می کند و اما این وابستگی تئاتر به حمایت های دولتی از همان ابتدای شکل گیری این هنر مشهود است آن چنان که در یونان باستان این حکومت است که به شکلی جدی پشتیبان تئاتربود و موجب توسعه این هنر و بالیدگی آن می شود، واما نکته مهم آن که به قول فیلسوف معاصر آلن بدیو تیاتر از شدت وابستگی به دولت چیزی ندارد که درباره آن بگوید و اما در این جا ما عکس آن را می بینیم و دولت در قبال حمایت خود به دنبال تئاتری است که در خدمت تعاریف وارزش های آن بوده و نیز مطیع و منقاد باشد و نه نقادانه و تئاتربدون وجه نقادانه خود هیچ است، چرا که وجه با اهمیت و ممیزه تیاتراز دیگر هنرها همین ماهیت آن است وخب ببینید چنین تئاتر بی یال وکوپال و اشکمی چه از آب در می آید و اما تئاتر متعهد هم به واسطه عدم برخورداری از حمایت های دولتی به محاق رفته و هنرمندانش بی تفاوت و خاموش می شوندو چنین است که هویت اندیش ترین وشاید ایرانی نویس ترین نویسنده تئاترش مجبور به مهاجرت می شود،اما برسیم به تئاتر کرمان که از این قائده مستثنا نیست به اضافه یک بدبختی افزون تر که البته مهم ترین مشکل تئاترهمه شهرستان های ماست،مشکلی آشنا به نام تمرکزگرایی،و این را همه می دانیم که توجه و تجمیع بودجه مربوط به پایتخت است و نبود عد الت درتقسیم امکانات فاجعه به بار آورده، این امکانات هم سخت افزاری و هم نرم افزاری است،عدم وجود رشته های نمایشی دراکثر دانشگاه ها در شهرستان وفقدان آموزش حرفه ای و از سویی کمبود اماکنی برای تمرین و اجرا،مشکلات برآمده از سیاست تمرکزگرایی و دیگر سیاست های ناکارآمد هستند، و چنین تئاتری غیر حرفه ای محسوب می شود،بگذارید از تجربه خودم در کرمان بگویم من وقتی که پس از اتمام تحصیلات کارشناسی به کرمان برگشتم با تشویق و توصیه دوستان تصمیم گرفتم با دوستم اقای نیستانی برای اولین بار در کرمان تئاتری به صحنه ببرم،دردسرتان ندهم،خلاصه بعد از گذشتن از هفت خان وعبور از سد مشکلاتی چون اخذ مجوز و گرفتن پلاتو که ماه ها طول کشید، بالاخره به مرحله انتخاب بازیگررسیدم،پس از گذشت هفته ها دو تن کاربلدترین و متعهد ترین بازیگران کرمان را انتخاب کردیم،واما در اولین جلسه تمرین با ناباوری دیدم خبری از این دنیرو و الپاچینوی کرمان نیست خلاصه پس از چند روز عدم پاسخ گویی دوستان، فهمیدم یکی از آنها در زندان جیرفت کاری فرهنگی به پستش خورده و اتفاقا کاری هم در زندان کرمان به آن یکی بازیگر و پارتنرخود در نمایش ناکام من پیشنهاد کرده تا لااقل در خارج نمایش من هم شده مشارکتی داشته باشند،شما نمی دانید من تنها برای جور کردن پلاتو در ساعت های بدموقع و خاصی که این دو می توانستند حضور به هم برسانند چه بدبختی ها که کشیدم، واما چرا این اتفاق افتاد؟آیا مقصر دوستان بازیگر بودند؟باید بگویم خیر این مشکل به وجود آمد چون تئاتر ما حرفه ای نیست و معلوم است خرج زن و بچه از هر تعهدی برای بازی در نمایش من مهم تراست،می دانید همه جای دنیا تعریف تئاتر حرفه ای به آن تئاتری اطلاق می شود که عواملش از طریق تئاتر زندگی خود را تامین کنند یعنی مکانیک بازیگر،بنا نویسنده،دستفروش کارگردان نباشند و با این مشخصه که گفتیم حتا تئاتر پایتخت هم حرفه ای نیست چه برسد به تئاتر کوچک و معصومانه کرمان واما نبریدن تئاتری ها و ادامه دادن آنها واقعا نشان دهنده نجابت این طایفه هنری می باشد و تنها با تعبیر کار آنها به عشق خالصانه و بلاعوض قابل توجیه هست، در اخر امیدوارم آن چه را که شما جریان تئاتر کرمان می نامید مانند جریان یک رودخانه فصلی نبوده و ما شاهد تداومش باشم.
امروزه گفته می شود تئاتر هنری است بسیار خاص که مخاطبان محدودی دارد و تقریبا در جهان به موزهها سپرده می شود،اخیرا شما از دانشگاه سوربن جدید برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری پذیرش گرفتهاید، چه انگیزه ای شما را برای ادامه تحصیل در این مقطع متقاعد کرده است؟
درباره بخش اول سوال شما باید گفت به هیچ وجه این گونه نیست و بگذارید بگویم چنین نگاهی ازکجا آب می خورد، این درست است که گسترش رسانه های جمعی و خاصه سینما و تلوزیون باعث کمتر شدن مخاطب تئاتر شده اما در این نگاه فقط وجه سرگرم کننده این هنر لحاظ شده وهمین جا در پرانتز بگویم حتی با اندکی اغماض می توان گفت سینما و تلوزیون فرزندان تئاتر هستند ودرنگاهی که شما اشاره کردید نیز به تغییر و عوض شدن کارکرد تئاتراز گذشته تا امروز، به روز شدن آن و شکل گیری این همه فرم های اجرایی از تئاتر بیومکانیک گرفته تا پرفورمنس آرت توجه نشده،درهمان گذشته ای هم که تئاتر کارکردی آیینی داشته و هدف غایی و اصلی آن کاتارسیس یا تزکیه بوده نیز می بینیم که مثلا در یونان باستان آریستوفان سقراط را به عنوان مهم ترین فیلسوف به بوته نقد می کشد و اصولا تئاتر کمدی وی به شدت انتقادی است و شاید از همین جاست که کمدی توسط سقراط و افلاطون هنری دون پایه تلقی می شود ونازل تر از تراژدی، نیز این نکته مهم را فراموش نکنیم که تئاتر تنها هنری هست که به شکل کاملا مستقیم با تماشاگر خود ارتباط دارد و این خصیصه به شدت آن را تاثیرگذار و اثر بخش می کند،و همچنین در این باور نومیدانه نقش تئاتر به عنوان یکی از مهم ترین ارکان تمدن وبسط دهنده مفهوم دموکراسی نادیده گرفته شده،تئاتر همیشه مهم و تاثیر گذار بوده و این به خاطرمهم ترین کارویژه آن یعنی دیالوگ می باشد واین را هم نباید فراموش کرد که تئاتر اصیل عموما متعلق به طبقه الیت یک جامعه است وآنها قادر به کشف معانی مستتر در آن هستند، و اتفاقا باید گفت امروزه کارکردهای تئاتر پررنگ تر هم شده،چرا راه دوری برویم چند روز پیش گزارشی می دیدم که از کاربرد تئاترتوسط هنرمندان سوری در جهت آموزش، ودرمان مشکلات روحی کودکان متولد شده در کمپ های پناه جویان و میزان تاثیرگذاری آن سخن می گفت،امروزه تئاتر حتی به کمک روانشناسی آمده ومسائل مربوط به پسیکودرام در این رابطه بسار جالب است، بگذارید از گفتمانی مهم تحت عنوان theatre for development ( تئاتر برای توسعه TFD) یاد کنم،این گفتمان از اندیشه های پائولو فریره اخذ شده، وی روش هایی آموزشی، مشارکتی و ابداعی برای آموزش سواد به بزرگسالان برزیل به کار گرفت و هم وطنش آگوستو بوال قالب های کاربردی نمایش را دراین مسیر مورد آزمون قرار داد،باری دیدگاه های فریره به عنوان ابزاری برای ارتباطات توسعه و تغییر در جامعه زمینه ساز تی اف دی شد،بررسی ارتباطات مشارکتی ثابت می کند که گفنگو اساس پیشبرد و توسعه است؛ در بطن نمایش آموزش غیر رسمی وجود دارد،و نمایش می تواند صدا را به گروه های خاموش درجامعه بدهد و آنها را از حاشیه به متن بکشاند، از تئاترهایی که تی اف دی(TFD ) را به کار گرفته اند می توان به تیاتر لافراگوا در هندوراس یا تئاتر ترونو در لاپاز بولیوی اشاره کرد و یا ما در دیگر،سبک ها و شیوه های اجرای جدید هم چون تئاتر روایی برشت، پرفورمانس آرت و یا هپنینگ شاهد تاثیرگذاری های زیادی هستیم و موضوعاتی از طریق آنها مطرح می شود که حساس هستند مثل مسائل مربوط به مهاجران، مشکلات نژادی و…،ضمنا در مورد تی اف دی می توان به مقاله ای ازهادی خانیکی و لیدا کاووسی در فصلنامه علمی-پژوهشی علوم اجتماعی، رجوع کرد ودر همین فرانسه مهم ترین فیلسوف آنها الن بدیوازفرم نمایش نامه برای مطرح کردن اندیشه هایش استفاده می کند و چندین نمایش نامه نوشت که نشان می دهد هنوز تئاتر به شدت اهمیت دارد و یا ژان پل سارتر درباره یکی از نمایش نامه نویسان معاصر که بارها حتا به خاطر دزدی و خلاف زندان افتاده کتابی تحت عنوان « ژنه قدیس» می نویسد، و اصلا این که فیلسوفان فرانسوی نمایش بنویسند یک سنت است انگار ژان ژاک روسو،دیدرو و سارتر همه نمایش نامه نویس هم بوده اند، چرا راه دوری بروم در ایران و در دوران مشروطه روشنفکران ما آن قدر به اهمیت تئاتر پی بردند و نقش آن را در توسعه دموکراسی پررنگ دیدند که خود دست به نگارش نمایش نامه زدند و جالب این که مهم ترین پیشگامان مشروطه مثل آخوندزاده یا میرزا آقا تبریزی نمایش نامه نوشتند،،اتفاقا من بیشتر به واسطه اهمیت تئاتر و کارآمدی آن در جهان امروز این رشته را انتخاب و دنبال کرده و می کنم پس با این تفاسیر من وقتی پایانی برای تئاتر متصورم که انسانیت به پایان رسیده باشد
شما بیش از یک دهه است که به سرودن شعر آزاد مبادرت می ورزید و کارهای متفاوتی را از شما خوانده ایم،در یاداشتی که به تازگی منتشر کرده اید به محدودیت های ذاتی شعر اشاره کردید، در این مورد بیشتر توضیح دهید،و بگویید اصولا شعردر جامعه ما چه کارکردی دارد؟
کارکرد شعر در جامعه ما با همه جای دنیا فرق می کند،ما شیره جان شعر را کشیده ایم ما شعر را به غلط کردم انداخته یم،ما ایرانی ها بدجور به شعر اعتیاد داریم،شعر افیون ایرانیان است، حتما این قول معروف را شنیده اید که هر ایرانی لااقل یکبار در عمرش شعری سروده یا دیوان حافظ در کنارکتاب آسمانی در خانههای ماست، بگذارید روشنتر بگویم وابستگی تاریخی ما به شعر باعث ایجاد مشکلات بزرگی برای ما شده، من بارها هرچند به شوخی، گفته ام ما سه بلای سیاه داریم تریاک یا به طور کلی مواد مخدرالبته شاید بعضی ها فقط زرد رنگش را دیده باشند دیگری نفت وبلایای بی شمار مختص به آن و سومی شعر البته اگردوست عزیزم آقای منشی زاده به عنوان سراینده شعرهای رنگی ازمن رنجیده خاطر نشود،واما از گذشته تا امروز اکثر روشن فکران تاثیرگذار ما شاعر بوده اند و جهان را با شعر تفسیر کرده اند، جهانی که با شعر تفسیر شود چندان قابل اعتماد نیست،ما دامان کسانی را چسبیده ایم که افلاطون آنها را از مدینه فاضله بیرون کرد چون معتقد بود شاعران با سیرعقلی دیالکتیک به شعرنمی رسند و بنده ی الهامند،آفت اصلی شعر این بوده که جلوی تفکر فلسفی را گرفته است،و اگر ما به قدر یک صدم شاعرانمان نمایش نامه نویس داشتیم وضعمان بهتر از این ها بود،چرا که نمایشنامه چنان که قبلا هم گفتم فرهنگ گفتگو را به جامعه انتقال می دهد و یکی از مظاهر اصلی تمدن و دموکراسی است،واما من آنجا که می گویم شعر به شدت فرم محدود شده ای دارد،منظور من بیشترمحدودیت های شعر به نسبت هنرهای دیگر است مثل رمان،نمایش نامه یا سینما،تصور می کنم انتظار ما از شعر زیاد است، ما قله های فتح نشده بسیاری داریم،دو هزار و پانصد سال از عمر درام می گذرد و ما حتا نمایش نامه نویسی به قدرت نمایش نامه نویسان درجه سوم غرب نداریم،یا همه داشته های ما از رمان مربوط به بوف کور هدایت است،ما کدام رمان نویس برجسته را داریم که دنیا او را بشناسد و جدی بگیرد، واما باز ول کن شعر نیستیم و به جای آن که زور بزنیم و به حساب شعرهای چند صدایی بنویسیم وبه دنبال تجربه های عجیب و غریب و دوختن وصله های ناجور بر قامت فرمی باشیم که بسیار محدود است، چرا سراغ فرم های دیگر نرویم،شعر عرصه حضور دیگری نیست شعر حدیث نفس است و اما من نمی دانم ما چه اصراری داریم شعرهایی که در آن دیالوگ بشود بنویسیم،این که می شود نمایش نامه چرا همان را نمی نویسند؟،تازه این ها کار آدم های کتاب خوان و باسواد است و فاجعه آن جاست که بسیاری هنوز در پی کشف ظرفیت های غزل هستند،تازه عده ای غزل های پست مدرن می گویند آدم دوست دارد از دست این دسته سرش را به دیوار بکوبد، اما در جهان امروز آیا شعر در مقابل سینما یا رمان قدرتی دارد؟ متاسفانه خیر،شعر کلام بنیاد است و رمان و درام کنش بنیاد، ما باید هنرهای هفتگانه از زیر سایه شعر بیرون بکشیم،آخر مگر ما چقدر شاعر می خواهیم؟ لطفا دقت کنید من نمی گویم شعر نگوییم،شعر بگویید،بگویید تا جانتان در بیاید اما از این امامزاده انتظار شفا نداشته باشید،
حرف هایتان مرا یاد این جمله سارترانداخت، که می گوید: «شاعر موجودی است که از قبل شکست خورده، زیرا با امر ناممکن در افتاده است»(نقل به مضمون) به نظر شما شعر و شاعر چقدر می تواند جهان را جای بهتری برای زندگی بکند؟
پس بگذارید من هم جوابم را مثل سوال شما با نقل قولی آغاز کنم،تئودور آدرنو فیلسوف آلمانی می گوید«پس از آشویتس سرودن شعر کاری وحشیانه است» در این گزاره جز صادر کردن یک حکم برپایان زیبایی، چیز دیگری نیز مستتر است و آن اینکه آدرنوقدرتی برای شعر در نظر نمی گیرد و به نحو دردناکی ازعاجز بودن شعرسخن می گوید که انگار کارش تنها بازتاب زیبایی ها و انسانیت بوده،و گرنه شاعران را به شورش علیه زشتی ها دعوت می کرد،آخر چطور با وجود این همه شعرهلوکاست ر قم می خورد؟یاد قاتل لورکا افتادم که می گفت فرزندانم با ترانه های تو به خواب می روند، و اما از سویی دیگر، در دوران جدید انگار هنر در رابطه با امر سیاسی معنا پیدا می کند و این میراث اندیشه چپ است که شاید از شعر انتظار زیادی دارد اینجا بیشتر همان،امروزهم برد گلوله در سوریه با برد شعر آدونیس قابل مقایسه نیست،باز هم جا دارد بگویم اصولا شعر در تاثیر گذاری هم محدود است وبنیان های فکری را درگیر نمی کند برای آن که وقتش بسیار کم است مثلا مهمترین شعری که این سال ها سروصدا کرد،سروده گونترگراس بود بر ضد جنایت های رژیم اسرائیل خب چه اثری گذاشت؟ واما مارکس راجع به رمان باباگوریو می گوید هر آنچه تا به حال فلاسفه نوشته اند یک طرف این رمان هم یک طرف(نقل به مضمون) راجع به این که آیا شعر جهان را جای بهتری می کند باید گفت تنها آن را به قول نیچه قابل تحمل می کند نه متحول، درباره ما هم همین است که بیشترین کاربرد کتاب حافظ مربوط به فال گیری می شود، در گذشته شعر ما انقلابی ترین و سیاسی ترین مصراع هایش از این دست بوده، در میخانه ببستند خدیا مپسند یا بود از بهر خدا بگشایند و شاعر ما اهل درگیر شدن نبوده اما در عصر جدید،در جامعه ما هم شعربیشتر تحت تاثیر اندیشه چپ سیاسی قرار می گیرد، مخصوصا پس از نیما شاعرانی چون شاملو، اخوان،گلسرخی تا آنجا که شاملوبه شاعری چون سهراب که اتفاقا سبک شعری خاص خودش را داشته با زبان تحقیر می گوید چطور وقتی لب جو سر ادم ها را می برند تو می گویی آب را گل نکنیم و خلاصه این که شاعران نیمایی می گفتند با شعربه جنگ خود سلطه بروید و آنها که می نوشتند چرا دیگر شاعری نیمایی نیستیم می گفتند با شعر به جنگ زبان سلطه بروید و اما کسی از صلح، امید و فردا نمی گفت …..
ادامه دارد
محمد جهانشاهی، نماینده ایران در نشست گروه D8 در ترکیه
محمد جهانشاهی، نماینده ایران در نشست گروه D8 در ترکیه
پیام ما- پایان هفته جاری نشستی گردشگری در ترکیه با حضور گروه D8 برگزار می شود. این نشست در شهر ترابوزان ترکیه و با موضوع توسعه گردشگری روستایی برگزار می شود. محمد جهانشاهی، معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کرمان به عنوان نماینده سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری جمهوری اسلامی ایران در این نشست شرکت می کند. گروه دی هشت (D8) پانزدهم ژوئن 1997 از طریق بیانیه استانبول اعلام موجودیت کرد. جمهوری اسلامی ایران، ترکیه، پاکستان، بنگلادش، اندونزی، مالزی، مصر و نیجریه اعضای گروه D8 هستند. اعضای گروه D8 کشورهای مسلمان درحال توسعه هستند و این گروه در واقع از جمله پیمانهای منطقهای است که به منظور ایجاد روابط مستحکم اقتصادی بین کشورهای در حال توسعه اسلامی و تقویت نفوذ این کشورها در بازارهای جهانی تشکیل شده است.
پایان هفته سی و سوم جام آزادگان/ نتایج خوب تیمهای کرمانی
پایان هفته سی و سوم جام آزادگان/ نتایج خوب تیمهای کرمانی
لیگ دسته اول فوتبال ایران جام آزادگان کم کم به روزهای پایانی وحساس خود نزدیک می شود و تیم های صدرنشین برای صعود به لیگ برتر و تیم های آخر جدول برای فرار از منطقه خطر می جنگند.هفته سی و سوم این مسابقات عصر روز گذشته در شهرهای مختلف برگزار شد ودر روز شکست تیم های صدرنشین پیکان و خونه به خونه، بهترین نتیجه را تیم های مسی استان کرمان و ماشین سازی تبریز به دست آوردند وبا شکست حریفان به رده های بالاتر جدول صعود کردند.
در بازی های این هفته، تیم مس کرمان درورزشگاه امام علی کرمان میزبان فولاد یزد بود و در حالیکه با گل دقیقه 20 رضا نبی زاده از میهمان یزدی خود عقب بود ولی در پایان با دو گلی که سعید دقیقی و فرزاد خسین خانی در دقایق 50 و 60 وارد دروازه حریف کردند، به سه امتیاز شیرین و حیاتی خود دست یافتند و اولین خان از شش خان باقی مانده صعود به لیگ برتر را با موفقیت پشت سر گذاشتند، اکنون مس باید خود را برای بازی حساس دیگرش که هفته آینده دراراک و در مقابل آلمینیوم این شهر برگزار می شود آماده کند.
تیم های گیتی پسند اصفهان و نفت آبادان هم دست به کار بزرگی زدند و دو تیم مدعی خونه به خونه بابل و گیتی پسند را با شکست مواجه کردند، با این نتیجه مس با 53 امتیاز به خونه به خونه رسیدو با تفاضل گل بهتر بالاتر از این تیم در مکان سوم قرار گرفت و به نوعی می توان گفت آه کرمانی ها یقه بابلی ها را گرفت.دیگر تیم استان کرمان یعنی مس رفسنجان در بوشهر میزبانش ایران جوان را با نتیجه دو به یک و با گل های حسین فیوجی و بهرام رشیدفرخی شکست داد تا با کسب سه امتیاز از این دیدار خارج از خانه دررتبه ششم جدول قرار بگیرند.
تیم گل گهر سیرجان نیز در این هفته نتیجه خوبی گرفت و در برابر تیم مدعی صعود یعنی فجر سپاسی در شیراز یک امتیاز کسب کرد تا هم جایگاه خود را در جدول تثبیت کند و هم کاکوهای شیرازی را ناامید تر از قبل.تک گل گل گهر را در این بازی مهرداد عبدی وارد دروازه حریف کرد. ماشین سازی تبریز نیم در ادامه روند روبه رشد خود در مسجد سلیمان تیم نفت این شهر را شکست داد و با 55 امتیاز در مکان دوم جدول قرار گرفت.با این نتیجه فاصله امتیازی صدر جدول با تیم دوم به 6 امتیاز کاهش یافت.
در سایر دیدارها تیم های داماش گیلان و نساجی مازندران موفق به شکست حریفان خود شدند و دیدار تیم های پاس همدان با آلمینیوم اراک و شهرداری اردبیل با خیبر خرم آباد با تساوی به پایان رسید. حال باید منتظر ماند و دید در پایان 5 هفته باقی مانده چه نتایجی رقم می خورد و سرنوشت نهایی تیم ها چه خواهد شد؟
فیش حقوقی یک نماینده مجلس
هفتهنامه تماشاگران امروز در تازهترین شماره خود با نادرقاضیپور در مورد سخنان جنجال برانگیز او گفتوگو کرده است. در بخشی از این مصاحبه نماینده مردم ارومیه فیش حقوقی خود را برای انتشار در اختیار این نشریه قرار می دهد.
رونمایی و بررسی دو اثر جدید منصور علیمرادی
فرهنگ بزرگ ضرب المثل های حوزه هلیل رود
اشعار و ترانه های شفاهی مردمان حوزه هلیل رود
(نشر فرهنگ عامه)
با حضور: مهدی محبی کرمانی، احمد یوسف زاده و اهالی فرهنگ و ادب کرمان
مکان: نبش بهمنیار 24 و علی ضیا، فروشگاه شهر فرهنگ
سه شنبه 24 فروردین ماه، ساعت 5 الی 7
نمایشگاه عکس گروهی با حضور عکاسان کرمانی در تهران گشایش می یابد
نمایشگاه گروهی عکس با عنوان «حتی اگر چشمانم آغامحمدخان را نبیند» از جمعه ۲۷ فروردین در گالری طراحان آزاد تهران گشایش می یابد. محمد خضری مقدم، مژده موذن زاده، یاسرخدیشی، فاطمه یوسف زاده، طاهر محمودآبادی و محبوبه کاظمی هنرمندان کرمانی شرکت کننده در این نمایشگاه هستند.در بیانیه این نمایشگاه آمده است: همواره در هر حمله و تصرفی کشتار غارت ویرانی و تجاوز وجود دارد. خواجه تاجدار آغامحمدخان اولین پادشاه خاندان قاجاربیش از دو قرن پیش به قصد براندازی سلسه زندیه به کرمان حمله کرد. صبر لبریز شده اش از ناتوانی در تصرف شهر و تمسخر وی توسط اهالی کرمان آتش خشم و کینه اورا دوچندان نمود. سرانجام خیانت یکی از فرماندهان زند و باز شدن دروازه های شهر فاجعه ی تاریخی درآوردن چندین هزار جفت چشم توسط وی را رقم زد. حادثه ای که کرمان را چشمخانه تاریخ کرد ودر پی آن رفت وآمدهای کوچه و بازار، شغل ها و هیاهوی مردم تعطیل شد و کمتر چراغی در خانه ها روشن ماند.نمایشگاه پیش رو حاصل نگاه ۶ عکاس کرمانی به این رویداد تاریخی می باشد که بر پایه ی روایت های مکتوب و نقل قول هایی که از این حادثه برجای مانده شکل گرفته است.
گشایش: ۲۷ فروردین ساعت ۱۶
بازدید از این نمایشگاه تا ۱ اردیبهشت ادامه دارد
گالری طراحان آزاد :تهران، میدان فاطمی، میدان گلها، میدان سلماس، جنب بانک پاسارگاد، شماره ۵
پیام ما از تکچرخ زنان خورشید تا شیر اطمینان صبح های جمعهی رفسنجان گزارش می دهد
نان، عشق، موتور 1000
مصاحبه اختصاصی با سرهنگ نصیری جانشین پلیس راهنمایی و رانندگی استان کرمان
من در خیابان شهید رجائی زندگی میکنم و کلا بچهی همین خیابان هم هستم و از بچگی هم به مدرسهی رضویه میرفتم البته آن وقتها نام این خیابان خورشید بود، و متاسفانه خورشید گذرگاه ستارگان موتورسواری جهان بود واز همان ۲۰ سال پیش تا به حال روزی نیست که از خورشید بگذرم و شاهد تکچرخ زدن و یا با سرعت غیرمجاز راندن موتور سواری نباشم. از این صحنههای به قول خودشان هیجانانگیز که بگذریم تا بحال سه یا چهار بار هم به واسطهی دورهی امداد و نجات و کمکهای اولیهای که در جوانی دیده بودم در تصادفات وحشتناک سعی کردم به مصدوم کمک اندکی بکنم و تا آمبولانس میرسد از وارد شدن صدمات بعدی به وی پیشگیری کنم که ترجیح میدهم آن حوادث را روایت نکنم چرا که هیچکس علاقهای به خواندن داستان کنده شدن بخشی از زانوی موتوری سوار جوانی ندارد و امیدوارم هیچ وقت هم آن حوادث برای کسی تکرار نشود.(هرچند که متاسفانه در همین تعطیلات عید که گذشت بالغ بر ۱6۰ نفر از هموطنانما از دست رفتند)
به یاد دارم که یکبار یکی از همسایهها میگفت این بچهی من شعور ندارد ببین پلاک موتور را چکار کرده؟ و به پلاک کاملا ساییدهی شدهی موتور اشاره میکرد و ادامه میداد که میدانی چطوری این شیرینکاری را میکند؟آنچنان تکچرخ میزند که پلاک موتور به آسفالت کشیده میشود و آنقدر توی این خیابان از این طرف به آن طرف تکچرخ زده که میبینی از پلاک چیزی نمانده دیگر.(و غم انگیز آنکه حتی پدر به این کار پسر مباهات میکرد و با اندکی افتخار میگفت پسرم بهترین موتور سوار منطقهاست) البته گویا در حال حاضر خیابانهای دیگری هستند که گوی سبقت را از جوانانی که درهمسایگی ما خانهدارند، ربودهاند.
بعد از ساعتها جستوجو و پرسشگری توانستم جوان عشق موتوری را پیدا کنم که هرچند قول گرفت نامش فاش نشود اما دربارهی موتور سنگین گفتنیها داشت که منابع دیگر شاید چنین چیزهایی را نگویند. از وی دربارهی موتور سواری و عشق به موتورسیکلت پرسیدم که گفت:
تو نمیفهمی، تا زمانی که سوار نشدی و چهار قدم راه را با این لعنتی نرفتی نمیفهمی که من چه میگویم! هیجانی که من با این موتور تجربه کردهام را چتر بازها و خلبانهای جنگنده هم تجربه نکردهاند! آنقدر دوستش دارم که صدای موتور برای من مثل موسیقی شده و اگر موتوری خوب کار نکند و یا مشکلی داشته باشد به سرعت میفهمم که یک جای کار میلنگد.
چشمهایش برق میزند و وجوری حرف میزند که خودم هم به این نتیجه می رسم که واقعا من حالش را درک نمیکنم، با لبخند میگوید تو باور نمیکنی جمع کردن این موتور چقدر مصیبت داشت باید آشنا پیدا میکردم و کلی محکمکاری میکردم که مبادا موتور زیادی در هوای شرجی بندر مانده باشد و هوای شرجی باعث فرسوده شدن و زنگ خوردگی موتور و قطعات بدنه شده باشد و خلاصه با هزار بدبختی توانستم همانچیزی را که میخواستم تهیه کنم و حالا مرحلهی سخت ماجرا آوردن موتور تا اینجا بود!
میپرسم شما چطور موتوری را که مجوز و سند و … ندارد را به کرمان آوردید؟
ما که نیاوردیم ولی خوب هستند کسانی که بخاطر هیجان هم شده در مقابل مبلغی پول اینکار را میکنند و دوتا دوتا موتورها را از بندر تا کرمان یا رفسنجان میآورند.
چرا دوتا دوتا ؟
من تا حالا از نزدیک ندیدم اما میگویند این دونفر توی جاده در فاصلهی یک ونیم متری در کنار یکدیگر رانندگی میکنند و به لطف تاریکی شب پلیس راه حدس میزند که اتومبیلی به بازرسی نزدیک میشود، اما وقتی که به اندازهی کافی نزدیک شدند ناگهان در یک خط قرار میگیرند و با تمام سرعت از جلوی سرباز خسته و شکه شده عبور میکنند.
خوب اینکار خطرناک نیست؟
کلا موتور داشتن خطرناکاست و اگر کسی از خطر کردن بترسد که موتور نمیخرد و عشق موتور از کار در نمیآید، باید بتوانی ریسک کنی و در کل هم من اعتقاد دارم که سود و لذت پشت ترس است و تا وقتی که میترسی نه لذت میبری و نه به سود میرسی.
آیا تا بهحال به تعداد کشته شدگان تحت تاثیر تصادفات موتور سیکلت دقت کردهای؟
خوب هرکسی یک عمری دارد و هر وقت که زمان مرگ آدم فرابرسد دیگر نمیشود آن را به تعویق انداخت.
با این تئوری کلا کمربند ایمنی و سرعت مجاز و قوانین راهنمایی و رانندگی به حاشیه رانده میشود و همه باید هر جور که خواستند برانند و اگر خودشان یا دیگران را به کشتن دادند بگویند که وقت مرگش رسیده بود…
گفتم تو نمیفهمی… ببین دوست عزیز من وقتی که موتور را آوردم کرمان فقط به عشق این بود که نیمههای شب پنجشنبه تا اوائل صبح جمعه بتوانم توی هفتباغ چهار بار با موتور بالا و پائین بروم حالا همین دلخوشی را هم میخواهی از ما بگیری؟یکی معتاد میشود و یکی میرود دنبال کاری که دوستدارد خوب ما هم موتور سواری را دوست داریم به جای این حرفها چرا تو که خبرنگاری پیگیر نمیشوی ببینی چرا نمیگذارند سوار موتور بشویم؟
سوال خوبی بود به محض اینکه به اینترنت رسیدم به این جواب دست پیدا کردم:
(به گزارش ایسنا به نقل از پارسینه، سردار حسین رحیمی با اشاره به تغییرات مورد نظر پلیس راهور تهران بزرگ تاکید کرده است: ما به دنبال آن هستیم که رفت و آمد و صدور پلاک ملی برای این موتورسیکلتها آزاد شود.
وی همچنین خاطرنشان کرده است: ما در انتظار پاسخ شورای امنیت کشور به این مساله هستیم و تعیین حجم موتور مجاز این موتورسیکلتها در حال بررسی است. براساس این گزارش، چند سال پیش وزارت کشور در پاسخ به نامه دادگاه انقلاب آورده بود که تردد کلیه موتورسیکلتهای سنگین در سطح شهرهای کشور و محدوده آنها ممنوع است اما این ممنوعیت شامل خارج از شهرها نمیشود.این ممنوعیت، قانون مصوب مجلس یا هیات دولت نیست بلکه یک بخشنامه است که در زمان قبل صادر شده و البته هنوز اجرا میشود اما این موضوع ارتباطی به ورود قانونی موتورسیکلتهای سنگین ورزشی و پرداخت عوارض و همچنین شمارهگذاری آنها ندارد.نکته قابل توجه است این است که در حال حاضر توریستهای خارجی با موتورسیکلتهای پرحجم خود به راحتی میتوانند مقابل دیدگان شهروندان ایرانی بهخصوص جوانان موتورسوار موتورسنگین تردد کنند و در هر نقطه ایران اقامت گزیده و از جاذبههای کشور عزیزمان استفاده کنند.
گفتنی است پس از ممنوعیت تردد با موتورسنگین در دهه شصت به علت ترورهای منافقین، اولین مورد ترور با موتور سنگین، ترور سعید حجاریان در سال 87 نیز توسط سعید عسگر با موتور هزار صورت گرفت.به نظر میرسد در شرایط فعلی مصوبه محدویت تردد با موتور سنگین با توجه به توانمندیها و بهروز بودن وسایل نقلیه و تجهیزات نیروهای انتظامی و امنیتی از یکسو و از سوی دیگر رشد صنعت موتورسازی که منجر به تولید موتورهایی با حجم کمتر از 250 سیسی اما با سرعت و شتاب بالاتر از گذشته شده است، قابل تجدیدنظر باشد.)البته این مطالب متعلق به سال ۹۳ است و اطلاعات جدیدتری در این زمینه در اینترنت پیدا نمیشود.
به همین دلیل با سرهنگ نصیری نفر دوم پلیش راهنمایی استان کرمان تماس گرفتیم و از چند و چون ماجرا جویا شدیم.
آیا علاقمندان میتوانند مجوز تردد برای موتور سیکلتهای سنگین بگیرند؟
از نظر قانون کشور تردد موتورهای بالای ۲۰۰ سی سی ممنوع است و اما یک سری از موتورها هستند که تحت پوشش هیئت اتومبیلرانی و موتورسواری هستند، مثل موتورهای کراس و موتورهایی که برای پیست استفاده میشوند که هم دوزمانههستند( که البته الآن استفادهی عموم و شخصی از دوزمانهها هم ممنوع است) و هم اینکه ممکن است که ۲۵۰ سی سی تا ۴۰۰سیسی هم داشته باشند که فقط مخصوص پیستهستند و حق تردد در شهر ندارند و اگر هم بخواهد تا پیست حمل کنند موتورسیکلت را، باید آن وسیله تا پیست یدک کشیده شود و اما موتورهای کیبس و موتورهایی که برای پیست استفاده میشوند و مردم عموما به این وسایل نقلیه میگویند موتورهای سنگین، که اینها کلا مشکل قانونی دارند. و به صورت دستدوم و استوک از شیخنشینها قاچاق میشود به ایران و سپس این موتورهای قطعه قطعه شده سر هم میشوند و به جوانان ما فروخته میشوند که خوب این موتورها برای جاده و خیابان نیست و صرفا برای راندن در پیست طراحی شدهاند که به همین دلیل مشکل دارند و نه تنها کالای قاچاق محسوب میشوند بلکه برای خود صاحبان موتورها و دیگر مردم هم خطرناک و حادثهآفرین خواهند بود. ورود غیر قانونی و ترخیص نشدن از گمرک که بماند.
دربارهی رفسنجان وضعیت چگونهاست؟
در رفسنجان چون این موتورها زیاد بود و موتور داشتن هم خیلی شایع بود و هنوز هم هست، در زمان فرمانداری آقای پورمحمدی گفتند که در کرمان این موضوع ساماندهی شده و با هماهنگی که با رئیس دادگستری وقت شده بود موتورها را در پارکینگ پیست مسجد صاحبالزمان گذاشته بودند و صاحبان آنها هم هر هفته برای سوار شدن به آن پارکینگ مراجعه میکردند، و ما هم میخواستیم مشابه همین کار را در رفسنجان انجام بدهیم که خوب ساماندهی کرمان منتفی شد و برنامههای رفسنجان هم تحت تاثیر آن قرار گرفتند.
پس این رویکرد که در رفسنجان صبحهای جمعه در پیش گرفته شدهاست یک رویکرد صرفا عرفی است؟
خیر این موتورسواریها و این اعمال کاملا غیر قانونی هستند و پرسنل هم قاعدتا علاقمند هستند که قانون اعمال و اجرا بشود اما به واسطهی موقعیت خاص و ترس از اینکه جوان مردم بخاطر وسیلهاش فرار کند و با آن موتورهای تندرو خودش را به کشتن بدهد نه تنها ما به خواستهی مان که اجرای قانون هست نمیرسیم بلکه هزینهی بیشتری به جامعه تحمیل میشود. البته کماکان این موتورها و خرید و فروششان قانونی نیست.
در ادامه ی این بحث با سرهنگ محسنی همصحبت شدیم که تشبیه جالبی در مورد وضعیت رفسنجان ارائه داد، وی گفت: این مثل یک شیر اطمینان میماند که بالای آبگرمکن میگذارند و اگر خدای ناکرده آبگرمکن بخواهد بترکد آن شیر از انفجار پیشگیری میکند و میشود برای خیلی از مناسبتها با همین سیاست میشود کنترل کرد و جلوی صدمات و هزینههای بعدی را گرفت.
مدیرکل فرهنگی و اجتماعی صندوق بازنشستگی کشوری خبر داد:
افزایش مبلغ بیمه عمر بازنشستگان کشوری
مدیرکل فرهنگی و اجتماعی صندوق بازنشستگی کشوری از رایزنی برای افزایش مبلغ بیمه عمر بازنشستگان کشوری خبر داد و اظهار کرد: مبلغ این بیمه از سه به پنجمیلیون تومان
افزایش مییابد.
عباس رشیدی افزود: فرآیند کارشناسی این امر طی شده است و باید حتما از سوی دولت ابلاغ شود تا بتوانیم آن را اجرا کنیم. او با بیان اینکه در این طرح پیشنهادی برای افزایش مبلغ بیمه عمر و حادثه بازنشستگان ارایه شده است و پرداخت خسارت از سه به پنجمیلیون تومان افزایش مییابد، گفت: اکنون به ازای هر بیمه شده ۱۸۰۰ تومان دریافت میکنیم که ۹۰۰ تومان سهم بیمه شده و ۹۰۰ تومان سهم دولت است.مدیرکل فرهنگی و اجتماعی صندوق بازنشستگی کشوری افزود: در مصوبه جدید حق بیمه ۳۰۰۰هزار تومان است که سهم بیمه شده ۱۵۰۰ تومان و سهم دستگاه دولتی ۱۵۰۰ تومان خواهد شد.
قائممقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر:
ثبت ۶۰۰ ماده مخدر جدید در سال ۲۰۱۴
قائممقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر به افزایش مشارکتهای مردمی، توجه به امر پیشگیری بهویژه درخصوص مصرف روانگردانها و هماهنگی سازمانها جهت اجرای برنامههای ستاد مبارزه با مواد مخدر تاکید کرد.
علیرضا جزینی در جلسه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان با بیان اینکه پرداختن به پنج موضوع حاشیهنشینی، مواد مخدر و اعتیاد، مسائل غیراخلاقی، نقاط بحرانی و طلاق از برنامههای اصلی سال جاری است، گفت: از این پنج موضوع، اعتیاد و مبارزه با مواد مخدر در اولویت اول برنامههای وزارت کشور قرار دارد.
او افزایش مشارکت مردمی را محور اساسی در امر مبارزه با مواد مخدر قلمداد و بیان کرد: ۱۱۰۰ مرکز درمان اعتیاد و پیشگیری در کشور توسط خیرین اداره میشود که حدود ۸۰۰هزار نفر را تحت پوشش خود دارند. جزینی با بیان اینکه حدود ۷۰درصد از افراد بهبودیافته به سمت مصرف دوباره مواد مخدر گرایش مییابند، گفت: اشتغالزایی برای افراد بهبودیافته میتواند این درصد را کاهش دهد. جزینی ۲۱درصد مصرفکنندگان را مربوط به حوزههای صنعتی و کارگری عنوان و بیان کرد: با توجه به اینکه استان مرکزی استان صنعتی و کارگری است، برنامهریزی جهت مبارزه با مواد مخدر در واحدهای صنعتی این استان باید مورد توجه بیشتری واقع شود. جزینی با بیان اینکه آموزشوپرورش در امر پیشگیری نخستین نهاد تاثیرگذار محسوب میشود، افزود: برنامه پیشگیرانه چهرهبهچهره برای دانشآموزان، والدین و مربیان در قم به صورت پایلوت اجرا شد که طبق نظرسنجیهای بهعمل آمده اجرای طرح موفقیتآمیز بود و در دیگر استانها به اجرا گذشته میشود. جزینی افزود: طبق یکی از بندهای سیاستهای برنامه ششم توسعه ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری باید تا پایان برنامه ششم شاهد کاهش ۲۵درصدی اعتیاد در کشور باشیم که بر این اساس باید نرخ اعتیاد سالانه ۵ درصد کاهش یابد. او گفت: در کشورهای اروپایی از سن ۱۵ الی ۶۴ سال هر نفر حداقل یک بار مواد مخدر مصرف میکنند. وی افزود: ۶۰۰ ماده جدید در سال ۲۰۱۴ بهعنوان مواد مخدر جدید اعلام شد. قائممقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر ادامه داد: برنامه ششم توسعه در حوزه اعتیاد و مواد مخدر به صورت پایلوت و بهعنوان مقدمه در یکی از استانهای کشور به اجرا درخواهد آمد. او گرایش به مصرف شیشه و روانگردانها را در کشور موضوعی بسیار حساس ارزیابی کرد و افزود: ۲۶درصد مصرفکنندگان مواد مخدر در کشور شیشه و روانگردان مصرف میکنند و فراوانی مصرف این مواد در کشور بعد از تریاک در رتبه دوم قرار میگیرد.
رئیس سازمان رفاه و مشارکتهای اجتماعی شهرداری:
انتقال زنان معتاد بهبود یافته به مراکز بهاران
رئیس سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران از انتقال زنان معتاد بهبود یافته به مراکز بهاران خبر داد و گفت: هیچ معتادی به این مراکز اعزام نمیشود.
فرزاد هوشیار پارسیان گفت: ۶۰۰نفر از مردان معتادان بهبود یافته به مراکز بهاران، منتقل میشوند و این مراکز فعالیت خود را به صورت پایلوت آغاز کردهاند.به گفته رئیس سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران به صورت رسمی بیش از ۱۳ مرکز بهاران راهاندازی شده و در این مراکز به هیچ عنوان افراد معتاد منتقل نمیشود و افراد بهبودیافته به این مراکز منتقل میشود.او با تأکید بر این موضوع که از امروز انتقال زنانی که از اعتیاد بهبود پیدا کردهاند، به مراکز بهاران آغاز میشود، گفت: درهفته اول حدود ۵۰نفر منتقل میشوند.به گفته رئیس سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران، این مراکز مجتمعهای کارآفرینی و حرفهآموزی است.
گزارش پیام ما از آمار قتلهای ناموسی در سال 94
گزارش پیام ما از آمار
قتلهای ناموسی در سال 94
«ناموس» در لغت نامه دهخدا، به «احکام الهی» و«شریعت» و درفرهنگ فارسی معین «آبرو، نیک نامی»، «قانون و شریعت الهی» و «عصمت ، شرف» تعریف شده است.در سال 1394 برای نخستین بار در تحلیل های پلیس، قتل های ناموسی از قتل های خانوادگی تفکیک شد و این در حالی است که هنوز آمارهای جنایی در ایران شفاف اعلام نمی شود و به درستی مشخص نیست چه تعداد قتل در کشور رخ داده و چه تعداد از آن عنوان ناموسی به خود می گیرد. از ابتدای سال 1394 تا پایان آن می توان حدود 94 عنوان خبری یافت که در آن زنی به قتل رسیده است اما به سادگی نمی توان گفت چه تعداد از این قتل ها ناموسی بوده اند. بخشی از این ابهام مربوط به عدم اطلاع رسانی پلیس و قوه قضاییه در این زمینه است اما بخش دیگری از ابهام متوجه علل و انگیزه و همین طور مفهوم «قتل ناموسی» است. با این وصف می توانیم به وضوح ردپای غیرت را در قتل های خانوادگی اعم از همسرکشی و قتل های ناموسی ببینیم. اما قتل های ناموسی با قتل های خانوادگی از نوع همسرکشی مشابهت و تفاوت هایی دارد. عموما در هر دو رد پای «سوءظن» و «رابطه» برجسته است.
این سوءظن رنگ غیرت و حفاظت از ناموس به خود می گیرد و اینجاست که برای حفاظت از «آبرو» و «شرف» مردها دست به خشونت می برند. بعد وقتی مردان همسران خود را می کشند شاهد همسرکشی هستیم و وقتی برادران و پدر خانواده دختران را به قتل می رسانند همان جنایتی است که بیشتر به قتل های ناموسی تعبیر می شود. آنچه در این گزارش می بینید مروری بر 24 جنایت است که در آن عناصری چون «رابطه»، «سوءظن» و «حفظ آبرو» نقش داشته است. در این 24 خبر از 24 جنایت در 3 مورد مردها قربانی شده و به قتل رسیده اند و در 21 مورد نیز این زنان بودند که قربانی جنایت شده اند.
از مجموع اخبار مربوط به قتل که شامل 94 عنوان خبری می شد 24 خبر با محورهای قتل در پی رابطه نامشروع، قتل درپی سوءظن، قتل خواهر توسط برادر یا برادر ناتنی از بقیه اخبار تفکیک شد. همچنین اخباری که در آن زنی به طرز مشکوک نیز به قتل رسیده و علت آن نامشخص بود به این اخبار افزوده شد. اخبار دیگری که در این ارزیابی مورد توجه قرار گرفت اخبار مربوط به همسرکشی بود. از بررسی 24 خبر منتشر شده ای که در این گزارش مد نظر بوده 4 خبر مربوط به استان خراسان رضوی ، 2 خبر مربوط به تهران و 1خبر مربوط به استان گلستان و خبرهایی هم از شهرهای فردیس کرج، منوجان کرمان، سیمرغ در مازندران دیده می شوند. در سالی که گذشت ماجراهایی که به «مسائل ناموسی» شناخته می شود فقط به قتل منجر نشدند! برای نمونه یکی از راه های سوءاستفاده از مسائل ناموسی و حساسیت حاکم بر آن در جامعه ما چند تبهکار در یاسوج اقدام به اخاذی از مردم می کرد. سرهنگ «خداکرم پاکروان» دراین باره گفت: مردی که با همدستی همسرش با فریب مردها به بهانه داشتن رابطه نامشروع با زنش میلیون ها تومان از آنها اخاذی کرده بود به دنبال خودکشی یکی از قربانیان شناسایی و دستگیر شد.
در یک ماجرای دیگر که به شیوع شایعه ای در بندرعباس مبنی بر وقوع سرقت مسلحانه منجر شد نیز یک مسئله ناموسی به تیراندازی در این شهر تبدیل شد. بیستم دیماه، حوالی ساعت 11 ظهر در خیابان مصطفی خمینی بندرعباس – مردی با شلیک گلوله سرنشینان خودروی پژو 206 را هدف قرار داد. در این حادثه یکی از سرنشینان که زن بود- مجروح شد و راننده پژو 206 به همراه خودرو متواری می شود. تحقیقات میدانی پلیس در حوزه کلانتری شماره 10 بندرعباس مشخص کرد ضارب- شوهر فرد مجروح بوده است و اعتراف کرده است که این موضوع ناشی از مسئله ناموسی بوده است.
به گزارش خبرآنلاین ،در جدول زیر تعدادی از قتل هایی که ناموسی بوده است را می بینید؛ 1- اول فروردین مرد متاهلی که با دختری در وایبر دوست شده بود برای اینکه لو نرود او را در تهران به قتل رساند. 2- آخر فروردین در استان گلستان مردی که رابطه پنهانی با زنی به نام مینا داشت پس از آنکه آن زن زخمی شد از ترس افشا شدن رازش به جای اینکه او را به بیمارستان برساند سرش را برید.
3- 31 فروردین مردی خواهر خود را در ورامین و در حالی که داشت به سر کارش می رفت با چاقو به قتل رساند.او ادعا کرد که خواهرش با نامزد او(زن برادر)اختلاف داشته و برادر هم به تحریک او دست به قتل خواهرش زده است. 4- ۱ اردیبهشت در کهریزک تهران زنی با هم دستی مردی دیگر پسر خاله اش را به دلیل تعرض به قتل رساند. 5- ۲۶اردیبهشت در شهر خواف خراسان رضوی مردی، مرد دیگری را با تصور اینکه پیش از ازدواج با همسر او در ارتباط بود با شلیک سه گلوله به قتل رساند. 6- ۱ خرداد در شالیزارهای شهر سیمرغ استان مازندران جسد سوخته دختر جوانی پیدا شد که دو برادرش او را به قتل رسانده و آتش زده بودند.
7- ۱۶ خرداد جسد زنی در بولوار امامیه مشهد لابه لای شمشادها کشف شد هنوز خبری از دستگیری عامل یا عاملان این جنایت وجود ندارد. 8- ۲۳ خرداد دامادی در آمل پدر همسرش را محض خاطر مادر زنش به قتل رساند. 9 -۲ تیر در شهرستان سبزوار مردی با جناق خود را به دلیل شک و بدبینی نسبت به او به قتل رساند. 10- ۱۷ تیر در تربت جام سه مرد، مرد دیگری را در برابر دیدگان همسرش ربودند و سپس به قتل رساندند. انگیزه انها مربوط به ایجاد مزاحمت مقتول برای همسر یکی از آنها بود . 11- 25 تیر مرد 66 ساله به سبب اصرارهمسرش به طلاق با اودرگیرشده و او را به قتل رساند.
12- 30 مرداد سوء ظن های مداوم مرد باعث شد همسرش را ضربه دسته کلنگ و چاقو به قتل برساند. 13- شهریورماه مرد جوان به خاطر بدبینی به نامزدش او را به قتل رساند. 14- 30 مهر مردی با پیچاندن روسری دور گردن همسرش او را خفه کرد. 15- 18 آبان مردی که همسر 18 ساله خود را مانعی بر سر راه رسیدن به خواهرزن خود می دید وی را با هم دستی خواهر زن به قتل رساند. 16- 17آذر پنج سرنشین یک خودروی پژو که سه نفر از آنان نقاب بر صورت داشتند – با تبر و چاقو و چوب – زن و مرد میانسالی را در میدان دانش آموز بجنورد مضروب کردند. ضاربان در محل فریاد می زدند که موضوع ناموسی است و دیگران دخالت نکنند. 17- 5 دی مرد میانسال همسر سابق خود را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند. 18- 13 دی مردی همسرش را با 10 ضربه چاقو به کام مرگ فرستاد. 19- 21 دی پسرجوانی خواهرش رابه دلیل ارتباط بادخترخاله اش باشلیک 4 گلوله به قتل رساند. 20- 29دی دو برادر وارد منزل پدری خود در منطقه مشکین دشت شدند و با سلاح گرم اقدام به تیراندازی به خواهران خود کردند که بر اثر اصابت گلوله به سر یکی از خواهرها در دم جان باخت. سوءظن ایسنا 21- 28 دی مرد میانسالی که قصد تنبیه دختر تازه عروسش را داشت با ضربات دسته بیل او را به قتل رساند. 22- 28 دی مرد جوانی در منوجان استان کرمان، با حضور در منزل دختر جوان اقدام به قتل خواهر خود کرد.
قاتل قصد داشته خواهر ناتنی خودش را با یک اسلحه از نوع کلت کمری به قتل برساند اما به علت عدم توانایی در مسلح کردن اسلحه با وارد کردن بیش از 10 ضربه چاقو مقتول را به طرز فجیعی به قتل رساند. 23- 30 بهمن دخترملی پوش والیبالیست برای فرار از تجاوز خودش را ازساختمان پایین انداخت. (شبه قتل) 24- آخر زمستان زن و مرد میانسالی پس از تهاجم دامادشان و دوستان او به قتل رسیدند.
روایت پیام ما از جزییات مرگ 3 خواهر جیرفتی در استخر
روایت پیام ما از جزییات مرگ
3 خواهر جیرفتی در استخر
هفدهم فروردین ماه سال جاری امدادگران اورژانس جیرفت با گزارش حادثه غرق شدن سه خواهر، خود را به گلخانهای در حد فاصل دو روستای پشت مرز و آزادگان رساندند. با وجود تلاش زیاد روستائیان و تکنیسینهای اورژانس برای نجات جان این 3 خواهر کار از کار گذشته و هر 3 به کام مرگ فرو رفته بودند. بهزاد نعمتی یکی از کارکنان بخشداری جیرفت به خبرنگار شوک گفت: براساس اخبار و گزارشهایی که در اختیار ما قرار گرفته است این سه خواهر که 5، 9 و 12 ساله هستند در روز حادثه میهمان خانه داییشان بودند و در ساعت 3 عصر برای آبتنی به استخر پشت گلخانه میروند که دچار حادثه شده و جان خود را از دست دادهاند. با توجه به اینکه این گلخانهها در محدوده روستای پشت مرز جیرفت و آزادگان عنبرآباد قرار دارد محل این حادثه در بسیاری از سایتها، روستای آزادگان عنوان شده است.
ولی احمدی دهیار روستای پشت مرز جیرفت نیز به شوک گفت: این سه خواهر که به نامهای سکینه، فهیمه و فائزه بودند در گلخانه داییشان کارگر بودند و همیشه برای آبتنی و حمام از استخر پشت گلخانه استفاده میکردند. گفته میشود در روز حادثه نیز یکی از آنها از پلههای استخر، پائین افتاده و غرق شده و 2 خواهر دیگر نیز به آب میزنند و غرق میشوند.
دهیار روستای پشت مرز افزود: زمانی که ما خبردار شدیم با وجود فاصله روستا تا گلخانه سعی کردیم بسرعت خود را به محل برسانیم اما وقتی رسیدیم آنها از آب بیرون آورده شده بودند اما با وجود تلاش امدادگران مرگ آنها اعلام شد. این سه دختر که یک خواهر و برادر کوچکتر نیز دارند چهارشنبه 18 فروردین به خاک سپرده شدند. ولی احمدی ادامه داد: خانواده قربانیان کارگر هستند و هر سال 8 ماه در گلخانهها کار کرده و 4 ماه به محل زندگیشان در جبل بارز جنوبی در جیرفت میروند. آنها هر سال در جایی مشغول کار هستند و امسال به گلخانه دایی بچهها آمده بودند که این حادثه تلخ رخ داد.
گفتوگو با پسرخاله خانواده
کرامت قائدی پسرخاله خانواده به شوک گفت: سکینه، فهیمه و فائزه در گلخانه داییشان کار میکردند که ساعت 3 بعدازظهر به استخر برای شنا رفتند. استخرهای پشت گلخانه حدود 2 متر و نیم عمق دارد و وقتی من رسیدم بچهها در آب افتاده بودند اما تلاش ما برای نجاتشان بیفایده بود. تا رسیدن اورژانس تقریباً 200نفری آنجا جمع شده بودند که اورژانس مرگ آنها را اعلام کرد. این سه خواهر بچههای بزرگ خانواده بودند و پسرخالهام یک دختر و پسر 2 و 3 ساله نیز دارد.
اولتیماتوم پلیس سایبری به شکنجه گران حیوانات
پلیس سایبری ایران به شکنجه گران حیوانات اولتیماتوم داد و تاکید کرد در قانون کشورمان حیوان آزاری جرم است و مجازات دارد.
سرهنگ دوم علی رضا آذردرخش رئیس اداره پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتای ناجا با اشاره به پدیده مذموم حیوان آزاری و انتشار کلیپ این عمل وقیح در فضای سایبر گفت: تضییع حقوق حیوانات طبق قانون مجازات اسلامی جرم بوده و به نوعی ترویج خشونت نیز محسوب می شود و از طرفی نظم عمومی جامعه را برهم زده و بهداشت عمومی را به مخاطره می اندازد، بخاطر همین پلیس فتا نسبت به شناسایی افرادی که کلیپ حیوان آزاری خود را در فضای سایبر انتشار می دهند، اقدام و به مقام قضایی معرفی خواهد نمود. وی با اشاره به فصل بیستوششم بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی تحت عنوان «احراق و تخریب و اتلاف اموال و حیوانات» به تعیین مجازات حیوانآزاری پرداخته است، تصریح کرد: در ماده ۶۷۹ این قانون می خوانیم «هرکس به عمد و بدون ضرورت حیوان حلالگوشت متعلق به دیگری یا حیوانی که شکار آنها توسط دولت ممنوع اعلام شده است را بکشد یا مسموم یا تلف یا ناقص کند، به حبس از نود و یک روز تا ششماه یا جزای نقدی از یک میلیونوپانصدهزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم خواهد شد». وی ادامه داد: طبق ماده 680 قانون مجازات اسلامی هر کس برخلاف مقررات و بدون مجوز قانونی اقدام به شکار یا صید حیوانات و جانوران وحشی حفاظت شده کند، به حبس از دو تا ده سال محکوم خواهد شد. سرهنگ آذردرخش با اشاره به اینکه از نظر پلیس فتا فضای سایبر پاک، فضای عاری از خشونت و تخلف است، گفت: قطعا انتشار کلیپ های حیوان آزاری مصداق همان خشونت است و پلیس فتا با این خشونت برابر قانون برخورد خواهد کرد. سرهنگ آذردرخش در پایان با اشاره به آدرس سایت و ایمیل پلیس فتا آن را دریچه ارتباطی با شهروندان خواند و افزود: پلیس فتا از هموطنان درخواست میکند در صورت مواجهه با موارد مشابه و مشکوک آن را از طریق سایت پلیس فتا به نشانی Cyberpolice.ir بخش ارتباطات مردمی گزارش کنند.
بیماری داخلی بیشترین علت مرگ و میر در کرمان
مدیرعامل سازمان بهشت زهرا (س) کرمان گفت: بیشترین علت مرگ و میر در کرمان به ترتیب بیماری داخلی، بیماری قلبی ، سرطان ،سکته مغزی و تصادفات است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان کرمان، مسعود محمدی فرد با بیان اینکه در یک ماه گذشته 187مجوز فوت در شهر کرمان صادر شده است،افزود :از مجموع تعداد فوت شدگان 58 نفر زن ،87 نفر مرد و مابقی کودکان بودند. وی بیشترین علت مرگ و میر در مدت یاد شده را به ترتیب بیماری داخلی ،بیماری قلبی ، سرطان ،سکته مغزی و تصادفات عنوان کرد.
وی اضافه کرد : اکثر آمار فوت شدگان در گروه های سنی بالای 60 سال ،بین 60تا 40 و بین 40 تا 20 سال قراردارند.
قرض 110 میلیونی
به خواستگار قلابی
رئیس پلیس فتا استان کرمان گفت:فردی که با جلب اعتماد و قول ازدواج به خانمی 110 میلیون ریال پول از وی به صورت قرض گرفته و گوشی همراه خود را خاموش کرده بود، دستگیر شد.
سرهنگ «کامبیز اسماعیلی « در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری پلیس گفت : درپی مراجعه فردی به «پلیس فتا» مبنی بر کلاهبرداری یک خواستگار قلابی در فضای مجازی موضوع در دستور کار کارآگاهان پلیس فتا قرار گرفت. سرهنگ اسماعیلی افزود:خانمی با ورود با به یک سایت همسریابی با آقایی آشنا شده و به این امید تشکیل زندگی در آینده از طریق واتس آپ به طور مداوم با وی در ارتباط بوده است. وی تصریح کرد : درادامه رسیدگی به این پرونده مشخص شد که متهم با جلب اعتماد و قول ازدواج به شاکی 110 میلیون ریال پول از وی به صورت قرض گرفته و گوشی موبایل خود را خاموش کرده است .
رییس شورای شهر مرودشت به قتل رسید
مهدی درستی عضو جوان شورای اسلامی شهر رامجرد از توابع شهرستان مرودشت در استان فارس با ضربه چاقو به قتل رسید. مهدی روز دار؛ نایب رئیس شورای شهر مرودشت درباره جزئیات این حادثه می گوید: زمانی که عضو جوان شورای شهر رامجرد به همراه خانواده در حال تفریح بودند، دو جوان ناشناس از سمت کوه به قصد ایجاد مزاحمت به خانواده درستی و اطرافیانش پایین میآیند و پس از اینکه با میانجگری عضو شورای رامجرد مواجه میشوند، او را به ضربه چاقو به قتل میرسانند. وی بیان کرد: پس از این اتفاق ناگوار تعداد اراذل به حدود 10 نفر میرسد و با سنگ به ادامه مزاحمت علیه خانواده مهدی درستی و اقوامشان ادامه میدهند. نایب رئیس شورای اسلامی رامجرد خاطرنشان کرد: پس از هماهنگی با پلیس در سه راهی زنگیآباد مرودشت 8 نفر از اراذل و اوباش که یکی از آنان قاتل بوده و نسبت به جرم خود اعتراف کرده دستگیر شدند. قاتل فردی سابقه دار است و پس از قتل از مسیر فرعی منتهی به مرودشت قصد فرار داشته که به همت ماموران نیروی انتظامی با هم دستانش دستگیر شده است. روزدار گفت: در حال حاضر پرونده این موضوع در دادگستری شهرستان مرودشت در دست پیگیری و انجام مراحل قانونی است. شورای اسلامی شهر رامجرد دارای 5 عضو است که در سهشنبه هفته گذشته مهدی درستی جوان عضو شورای اسلامی به عنوان رئیس انتخاب شده بود براساس این گزارش، شهر ۱۳هزار نفری رامجرد در ۴۰کیلومتری مرودشت قرار دارد.
محکومیت متهمان بخیه پسر بچه به کار اجباری در مرکز درمانی
حکم زندان مقصران ماجرای جنجالی بخیه نزدن زخم صورت پسر بچه ای در خمینی شهر قطعی شد.
احمد خسروی وفا رئیس کل دادگستری اصفهان در تشریح آخرین وضعیت متهمان پرونده بیمارستان خمینی شهر گفت: حبس صادرشده توسط دادگاه بدوی در شهرستان خمینی شهر که در دادگاه تجدید نظر مورد رسیدگی قرار گرفت، نسبت به هر سه متهم پرونده مورد تایید قرار گرفت. وی افزود: در قطعیت این حکم نسبت به متهم ردیف اول ودوم شش ماه از 24 ماه حبس قابلیت اجرا داشته و 18 ماه به مدت یک سال تعلیق شد، متهم نفر سوم نیز سه ماه از 9 ماه حبس وی به مرحله قطعیت رسید و 6 ماه دیگر به مدت یکسال مورد تعلیق قرار گرفت . وی همچنین اضافه کرد: همچنین مقرر شد در طول ایام تعلیق مجازات (یکسال) روزانه حداقل به مدت 4 ساعت هر سه متهم در یکی ازمراکز بهداشتی و درمانی یا درمانگاه های وابسته با طرف قرارداد کمیته امداد یا سازمان بهزیستی ترجیحا در شهر خمینی شهر و در بخش کودکان به صورت رایگان به ارائه خدمات پزشکی و پرستاری بپردازند وگزارش عملکرد خود را ماهیانه به واحد اجرای احکام کیفری دادسرای شهرستان خمینی شهر ارائه دهند. بر اساس این گزارش، اواسط آذرماه سال جاری بود که کادر درمان بیمارستان اشرفی اصفهانی خمینی شهر از توابع استان اصفهان، به دلیل عدم بضاعت مالی خانواده یک بیمار خردسال، بخیه چانه پسری چهار ساله را شکافتند و او را با چانه شکافته شده و خونین روانه خانه کردند.
