بایگانی مطالب نشریه

شوک به جامعه فوتبال؛ مهرداد اولادی درگذشت

شوک به جامعه فوتبال؛
مهرداد اولادی درگذشت
مهرداد اولادی مهاجم سابق تیم ملی و باشگاه استقلال و پرسپولیس روز گذشته در بیمارستان شهدای تجریش درگذشت. اولادی بازیکن سابق تیم پرسپولیس و استقلال، پس از تعطیلات نیم فصل دوم رقابت های لیگ برتر، برای سومین بار به عضویت ملوانی ها درآمد و در بازی های اخیر برای این تیم به میدان رفت. یک شاهد عینی، از کادر بیمارستان شهدای تجریش گفت که اولادی در ساعت 13:30 دیروز با پای خود همراه با یکی از دوستانش به بیمارستان مراجعه کرده است.
آخرین حرف‌های اولادی پیش از فوت
اولادی که در تیم ملوان بازی می‌کرد، همراه با سایر اعضای این تیم در سفر اهواز بازیکنان را همراهی کرده بود و در دقیقه 60 بازی زمانی که قرار بود به بازی بیاید به سرمربی تیم محمد احمدزاده اعلام می‌کند قادر به این کار نیست. جالب اینکه اولادی که به دلیل تنگی نفس و درد قفسه سینه به بیمارستان شهدای تجریش مراجعه کرده، به کادر بیمارستان گفته است: از دیشب در پرواز درد قلبم بیشتر شده اما به هر طریقی دیشب را به صبح رساندم.
از یک ساعت پیش درد در سینه‌ام به اندازه غیرقابل تحملی زیاد شد به طوری که قادر به رانندگی نبوده و با تماس با اورژانس خودم را به نزدیکترین بیمارستان یعنی اینجا رساندم. مهرداد اولادی که بدون برانکارد و با کمک پرسنل بیمارستان از درب اورژانس وارد محوطه شده بود، دیروز از ملوانی‌ها اجازه گرفته بود تا در تهران بماند و مشکل سلامتی خود را رفع کند.
او هنگام ورود به اورژانس ناگهان دچار دردی بیشتر می‌شود و از حال می‌رود. به نحوی که توسط پرسنل به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل می‌شود و پیشروی مشکل به حدی زیادی بوده که متاسفانه پرسنل قادر به احیای قلب وی نشده و فوت شده است. به گفته مسئولان بیمارستان علت فوت ایست قلبی بوده است؛ همان چیزی که هادی نوروزی کاپیتان پرسپولیس را هم از فوتبال ایران گرفت.

تلگرام نوشت

شرح یک نشست
محسن جلال پور در کانال خود نوشت:
دیروز تمام وقت من در جلسه های مختلف گذشت.از نشست صبحانه کاری با دکتر علی جنتی – وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی- تا حضور در شورای گفت وگو که با حضور دکتر طیب نیا و دکتر ربیعی برگزار شد. حتی پس از آن هم تا پاسی از شب گذشته،در یک نشست مشورتی شرکت کردم.شرح برخی نشست ها را در خبرگزاری ها و روزنامه ها خوانده اید. می ماند یک نشست دیگر که اینجا شرح می دهم. دیروز از حوالی ظهر با آقایان آل اسحاق،اسلامیان و کرباسیان جلسه داشتم. قرار بود در باره اقتصادمقاومتی بحث و گفت وگو کنیم. نام هر سه بزرگوار برای فعالان اقتصادی آشنا است و سال های طولانی است که هرسه نفر در بخش های مختلف اقتصادی فعالیت داشته و بسیار با تجربه و خوشنام اند. مهمانان این نشست، دیدگاه های مفیدی مطرح کردند که هرکدام در جای خود، کاربردی و نتیجه بخش است. در نهایت تصمیم گرفتیم به این محورها توجه کنیم.
اول این که مرکزثقل فرامین اقتصاد مقاومتی، تقویت تولید داخلی و تکیه برصادرات است و باید همه تصمیمات و مصوبات، حول محور تولید شکل گیرد. همچنین تصمیم گرفتیم تک تک بندهای ابلاغیه را تجزیه و تحلیل کنیم وپس از آن، به دنبال تدوین راهکارهای اجرایی شدن آنها باشیم. علاوه بر این،مهمانان نشست تأکید کردند که اتاق‌ها و تشکل های وابسته باید در تهیه تصویر درست از ظرفیت ها و توانایی های اقتصادی کشور ،پیش قدم شده و اتاق های شهرستان ها نیز در این زمینه بیشتر تلاش کنند.
مهمانان این نشست اشاره کردند که مهم‌ترین اصل درحال حاضرحفظ امید و ایجاد انگیزه درفضای اقتصادی کشور است و باید سرمایه گذاران را تشویق کرد که تردیدها را کنار بگذارند و وارد میدان شوند. این نکته نیز مورد تأکید قرار گرفت که اتاق باید با برداشتن گام های اساسی،بنگاه های کشور را به سمت و سوی ایجاد شرایط لازم برای پیوستن به عرصه بین المللی آماده کند.
یکی دیگر از نکاتی که بر آن تأکید شد این بود که اعضای اتاق به خصوص هیأت رئیسه اتاق ها با سعه صدر و تحمل و تدبر از کنار برخی حاشیه سازی ها عبورکرده و فضای اتاق را هم چنان در فضایی آرام وبی حاشیه مدیریت کنند.
این نکته که فضای اقتصادی قبل ازهرچیز نیازمند آرامش،امید و انگیزه مثبت است مورد تأکید قرار گرفت و همچنین اشاره شد که اتاق نباید رنگ و بوی سیاست به خود بگیرد. مهمانان این نشست با این تأکید که وظیفه اتاق ایران، مشورت دهی به قوای سه گانه در امور اقتصادی است، خود اتاق هم باید زمینه مشورت پذیری را افزایش داده و در امور مختلف بخش خصوصی از نظر اهالی اقتصاد،کسب مشورت کند تا در نهایت، صدای یکسانی به قوای سه گانه منتقل شود.

مصاحبه‌ی اختصاصی پیام‌ما با عرفان محمود شاعر و مترجم: بر دیوار غار

مصاحبه‌ی اختصاصی پیام‌ما با عرفان محمود شاعر و مترجم:
بر دیوار غار

امروز با عرفان محمود (رعایی) حرف زدم، شاعر و مترجمی که نه تنها بواسطه‌ی شعر و هنرش بلکه بخاطر سبک زندگی و شاعرانه زیستن‌اش همیشه مورد توجه و مهر و علاقه‌ی جامعه‌ی شعر و ادب کرمان بوده، به یاد می‌آورم که منصور علیمرادی به یکی از دوستان می‌گفت”چطور عرفان را نمی‌شناسی؟ او چشم روشن‌فکری کرمان است” و واقعا از مهربانی و لطف و از همه‌چیز مهم‌تر هنرمندانه زیستن واقعا چشم اهل ادب کرمان است. جذابیت این مصاحبه از آن جهت است که نه تنها عرفان شاعری است کرمانی واهل ادب بلکه او بواسطه برون‌گرایی‌اش به گونه‌ای موتور محرکه‌ی شعرها و داستان‌های زیادی بوده و زمانی بود که اگر به خانه‌ی او می‌رفتی می‌دیدی که فلان شاعر مهمان است و فلان داستان نویس در راه خانه‌اش (و البته بیچاره همسرش و مهمان‌نوازی کرمانی‌ها) او در حال حاضر مشغول ترجمه‌ی شاهکاری است از «ابی هافمن» به نام «این کتاب را بدزدید» که راه و رسم زنده ماندن در جامعه‌ی سرمایه‌داری را درس می‌دهدو به قول ادروارد آلبی نمایشنامه نویس معروف :آدمها در جامعه‌ی سرمایه‌داری به دو دسته تقسیم می‌شوند کسانی که این اثر را خوانده‌اند و کسانی که نخوانده‌اند. این کتاب اثری در شناخت جامعه و قوانین سرمایه که از دانش نهفته‌ در آن هرچه بگویم کم است.
بگذریم، حوالی سال هشتاد بود که از مدرسه فرار می‌کردم و دزدکی خودم را به کتابسرایی می‌رساندم که فقط کتاب‌های خوب ادبیات را می‌آورد و به هیچ‌وجه کتابی با رنگ و سلیقه‌ی کوچه‌ و بازار در آن کتابسرا پیدا نمی‌شد و حتی یک کتاب درسی هم نداشتند و واقعا جایی برای فرار از مدرسه ساخته بود که می‌توانستی گوشه‌ای از مغازه روی یک صندلی بنشینی و اگر مثل من تمام درآمدن پول توجیبی اندکی بود که کفاف کرایه‌ی تاکسی از خانه تا مدرسه را هم نمی‌داد، راحت و بدون دغدغه‌ی نگاه معنی‌دار و چشم‌غره‌ی کتاب‌فروش تا دلت می‌خواست کتابی را بخوانی و حتی اگر مدارک شناسایی داشتی می‌توانستی همان کتاب‌های کتاب‌فروشی را به امانت ببری و به ازای هرشب که کتاب را پیش خودت نگه‌می‌داری ۵۰ تومان ناقابل به صندوق کتاب‌فروشی بیاندازی و اگر خدای‌ناکرده کتاب‌را خراب کردی و به قول عرفان از غذایت به کتاب‌هم دادی، دیگر به ناچار باید کتاب را می‌خریدی وگرنه ممکن بود کتابی که دیروز آن را خواندی امروز کسی برای خودش بخرد و خلاصه حضور در این کتاب‌سرا یکی از بهترین خاطرات هر کتاب‌خوان کرمانی در آن دوره بود و عرفان به گونه‌ای با نسلی از اهل کتاب‌های کرمان‌ که من هم یکی از بچه‌های همان نسل هستم مستقیما در ارتباط بود و بسیار هم تاثیر گذار، بهانه‌ی صحبت امروز چاپ گزیده‌ای از غزلیات عرفان‌محمود به نام “بر دیوار غار” بود که نشر نون وظیفه‌ی انتشار این اثر را به عهده گرفته و بزودی شاهد حضور این کتاب در کتاب‌فروشی‌های معتبر خواهیم بود. طبیعتا حرف‌های ما از کتاب و غزل شروع شد و با جامعه و غیره به پایان رسید، متنی که پیش‌ روی شماست خلاصه‌ای از مصاحبه‌ی اختصاصی پیام‌ماست با عرفان محمود:

پیش از هرچیز چرا بر دیوار غار؟
خوب این اولین مجموعه‌ی شعری است از من که منتشر می‌شود و تلاش‌مان هم این بوده که به نمایشگاه کتاب امسال برسد و تا چند روز آینده مرحله‌ی چاپ هم سپری می‌شود اما این سوال جالبی است، در واقع این مجموعه شامل شعرهایی‌است که متعلق به دوره‌های مختلف زندگی من است و دنبال اسمی بودم که نخ تسبیحی باشد بین این دانه‌ها که هر کدام متعلق به دوره‌ای از زندگی من است و خواستم آن حس مشترکی را که در کارهای مختلف دارم را با این اسم تداعی کرده باشم و حوزه‌ی معنایی ایجاد کرده باشم و در آن حوزه همه‌ی این کارها جا گرفته باشد.
من فکر می‌کنم نگاه جامعه‌ی ما به ادبیات این‌گونه است که اهالی ادبیات مردمان منزوی هستند که مواجه شدن با تولیدات ایشان هم مثل خواندن کلماتی است بر دیوارغاری آیا در مورد این کار همین‌طور است؟
بله من یک حوزه‌ی معنایی را در نظر داشتم و هرچند خیلی هم علاقه ندارم با تکیه کردن به یکی از معناها بقیه‌ی معناها را حذف کنم ولی خوب این هم می‌تواند یکی از معانی‌باشد این نام منتقل می‌کند، مبحث انسان اولیه که چیزی برای گفتن دارد ولی زبانی ندارد و حوزه‌های معنایی دیگر…
چرا حالا که از کرمان رفتی و ساکن تهران شدی کتابت را منتشر کردی؟
(بین خیلی از اهالی ادبیات من این مهاجرت را دیده‌ام و به گونه‌ای این احساس هم القا می‌شود که باید بروی تا کار حرفه‌ای بکنی افرادی مثل منصور علیمرادی و محمد‌علی علومی و بسیاری دیگر که از کرمان رفتند و سپس رشد ایشان در جهان چاپ و نشر آثار شروع شد و به‌گونه‌ای تازه بعد از مهاجرت جدی شدند.) تقریبا همیشه جملاتی شبیه به این‌ها که گفتی از خیلی از اهالی ادبیات شنیده‌ام برای من به هیچ‌وجه اینگونه نبود و تغییراتی که من در زندگی‌ام دادم از کرمان آغاز شد و اگر کامل بخواهم شرح بدهم، من روش زندگی‌ام را تغییر دادم و شغلم را رها کردم و تصمیم گرفتم بعد از این تمام تمرکزم را روی مقوله‌ی ادبیات و نوشتن بگذارم و این یک پروسه بود که در کرمان آغاز شد و انتشار مجموعه هم بخشی از این پروسه بود و عوض کردن شهر چنان تاثیری در این پروسه نداشت حداقل درباره‌ی من این‌گونه نبود.
پس ترک کرمان برای چه بود؟ همان کرمان هم می‌توانستید همه‌ی این‌کارها را بکنید.
مقداری از تصمیم به گردن نزدیک بودن به مراکز اندیشه در پایتخت بود،‌هرچه بیشتر دیده شدن و شناخته شدن و حضور در جلسات بسیار زیاد و آشنایی با آدمهایی که از شهرستان احساس می‌کنی که آنها با تو بسیار متفاوت هستند و اما وقتی که از نزدیک با ایشان برخورد می‌کنی تازه درمی‌یابی که ایشان هم انسان‌هایی هستند شبیه به خود تو و از طرفی بار حسی کار کردن که در تهران هست، یعنی همین که می‌بینی کنار دستی‌ات و یا آن دوستت و کلا با هرکسی که در ادبیات به سرعت مشغول کار کردن است و همین که اصطلاحا همه مشغول دویدن هستند و پایتخت جوی بسیار فعال و پویا دارد و همه‌ی اینها دست به دست هم می‌دهد تا به قول عده‌ای که می‌گویند: اگرمثلا سیگار را ترک کردی حتی مسیری که از آن می‌گذشتی را باید تغییر بدی ، خوب من هم داشتم تغییر بزرگی در زندگی می‌دادم و این تغییر جا به نفع نزدیکی به مراکزی بود که اتفاقات فرهنگی در هجم گسترده در نزدیکی تو حادث می‌شوند و به فاصله‌ی نیم ساعت تا یک‌ساعت هرکسی را که بخواهی می‌توانی ببینی و گاهی یک تماس با مهم‌ترین انسان مثلا در فلان زمینه فاصله داری و اگر از این امکانات استفاده نکنی اشتباه خود توست. اگربه یاد داشته باشی وقتی که درباره‌ی موسسه‌ی فرهنگی حرف می‌زدیم می‌گفتیم که حتی می‌شود از شخصی مثل مراد فرهادپور دعوت کرد که هر ۶ ماه یک‌بار به کرمان بیاید و سخن‌رانی بگذارد و یا درسگفتاری برگزار کند، حال آنکه برای مثال من اینجا هر لحظه که اراده کنم می‌توانم مراد را ببینم.
پس به عنوان یک شاعر از کرمان رفتن را پیشنهاد می‌کنی به کسانی که می‌خواهند کار حرفه‌ای انجام بدهند؟
این‌ها حسن‌های این شهر ما کسانی را داریم که خیلی هم جدی در ادبیات ایران فعالیت می‌کنند و تهران زندگی نمی‌کنند و در عین‌حال توانسته‌اند با شیوه‌های دیگری کار خود را پیش‌ببرندامثال بیژن نجدی و ابوتراب خسروی. اما مهم‌ترین بخش ماجرا این‌است که این انتخاب خیلی انتخاب شخصی‌است و هر حالتی امکان دارد که اتفاق بیافتد و درکل تهران برای کسی که می‌تواند از مزایای تهران استفاده کند مفید است اما اگر نتواند از این مزایا استفاده کند واقعا کار اشتباهی‌است و اصلا جای زندگی نیست.
حالا که به عنوان یک شاعر از کرمان رفتی آیا این آینده را پیش‌روی خود می‌بینی که از ایران هم روزی بروی؟
به هیچ وجه ، به نظر من دور شدن از جغرافیایی که در آن و یا درباره‌ی آن می‌نویسی دقیقا برابر است با از دست دادن آنچه که می نویسی و اگر در ارتباط نباشی و حضور فیزیکی نداشته باشی ذخیره‌ی احساسی تو پایان می‌یابد و از تجربه‌ی زیستن تهی می‌شوی و قاعدتا دیگر چه می‌خواهی بنویسی؟
برویم به روزهای کتاب‌فروشی،‌مخاطب کتاب‌سرای تو از چه طبقه‌ای بودند؟
از آنجایی که می‌دانی کتاب‌سرای من جائی بود که فقط یک‌سری کتاب خاص از نویسندگان و مولفان و مترجمان خاصی برای فروش گذاشته می‌شد و قاعدتا با همه‌ی کتاب‌فروشی‌های کرمان فرق داشت چرا که در نتیجه‌ی این کتاب‌هایی که انتخاب می‌کردم و می‌آوردم قاعدتا فقط کسانی به کتاب‌سرای من می‌آمدند که مخاطب چنین کتاب‌هایی بودند…
قاعدتا کتاب‌فروشی واقعی اینجاست و آنجا که از فلان نویسنده‌ی کوچه‌و بازار و فلان کتاب کنکور و بهمان روانشناسی ماه تولد کنار هم جمع کرده‌اند بقالی کلمات است و کتابفروشی نیست.
دقیقا این می‌شود مخاطب حرفه‌ای کتاب و عمدتا خود کسانی که دستی در هنرهای مختلف در کرمان داشتند و شاید بتوانم بگویم که ۲۰۰ مشتری ثابت داشتم و همین‌ها می‌آمدند و می‌رفتند و فقط طیف خاصی مخاطب بودند و رمان خوان و دیگران همه اهالی رسته‌ای از هنر بودند و جامعه‌ای بسته و کوچک را درست می‌کردند و از نظر اقتصادی هم پائین و ضعیف بودند،‌منظورم فقیر نیست منظورم کسانی‌است که برای‌ایشان مهم بود که قیمت این کتاب چند است و مامی‌دانیم که در کرمان مردمی داریم که برای‌شان قیمت ماشین و یا حتی خونه‌هم مهم نیست اما مشتری‌های من معمولا قبل از خرید کتاب باید فکر می‌کردند که مشغول خرج کردن از پول کدام نیاز روزمره هستند و بخصوص در کرمان که انقدر اختلاف طبقاتی هست کم‌تر کسانی را دیدم از طبقات فرا دست که حداقل به کتاب‌سرای من بیایند و به نظر من این فاصله در این سال‌ها هرچه بیشتر و بدتر هم شده. و البته در پایان هم بواسطه‌ی مشکلات مالی در سال ۸۳ کتابسرا بسته شد.
اگر دوباره آن موقعیت را داشته باشی بازهم در کرمان کتاب‌فروشی تاسیس می‌کنی؟
بله صد در صد، ‌ از لحظه‌ای که کتاب‌سرا را بستم همیشه آرزوی بازگشایی آن را داشت، چون به نظرم این کار واقعا کار تاثیر گذاری بود و با نگاهی که من در زمینه‌ی فرهنگی داشتم کتاب‌فروشی این حس را به من می‌داد و فکر می‌کنم که کرمان هم به چنین فضاهایی نیاز دارد همانطور که می‌دانی اعتبار یک کتاب‌فروشی به کتاب‌فروش است که بتواند با مشتری حرف بزند و کتاب به او معرفی کند و خودش کتاب‌خوان حرفه‌ای باشد و مثلا بتواند از مشتری بپرسد چه چیزهایی خواندی؟ خوب حالا این کتاب‌ها را من پیشنهاد می‌کنم که به گنجینه‌ات اضافه کنی… کاری که متاسفانه من در کرمان کم‌تر دیده‌ام کسی انجام بدهد و صرفا می‌گویند قفسه‌ی تاریخ آنجاست، و یا به تازگی صاحب نرم‌افزار هم شده‌اند و در آن فقط اسم کتاب را جست‌و جو می‌کنند تا ببینند که کتاب‌را موجود دارند یا خیر. در حالی که توی بوتیک می‌روید فروشنده ساعت‌ها درباره‌ی کالاهای خود صحبت می‌کند و ای کاش تمام کتاب‌فروش‌های ما مثل بوتیک‌داران اجناس‌شان را می‌شناختند.

معرفی کتاب

پرتقال کوکی
رمانى از آنتونى برجس(۱۹۱۷-۱۹۹۳)، نویسندۀ انگلیسى، که در ۱۹۶۲ منتشر شده است. الکس، قهرمان و راوى رمان، به همراه دوستان خود در بیرون از مرزهاى قانون زندگى مى‌کند و از بدى کردن و خشونت به آهنگ موسیقى لذت مى‌برد و خود با لحن نیش‌دارى یادداشت مى‌کند که این موسیقى به روحیۀ او آرامش مى‌بخشد. محیط آینده‌پرست و شهرى اثر، محیط جامعه‌اى است که مشخصات دو فرهنگ حاکم، یعنى فرهنگ سرمایه‌دارى و کمونیستى، را باهم دارد. الکس و دارودستۀ او به زبان «ندست» حرف مى‌زنند؛ زبانى که برجس از آمیختن کلمات انگلیسى و روسى ساخته است. به دنبال دستبردى ناموفق، الکس دستگیر مى‌شود و به زندان مى‌افتد. پس از مرگ زندانى هم‌سلولش، در آزمایش‌هایى براى از میان بردن حالات ضد اجتماعى‌اش از او به عنوان موش آزمایشگاهى استفاده مى‌کنند. براثر اقداماتى براى شرطى کردن که در نظر برجس حتى از جنایاتى که قرار است سرکوب شود جنایت‌کارانه‌تر است، «به اصطلاح معالجه مى‌شود» . پس از خروج از زندان، در حالى که به شنیدن نام خشونت دچار تهوع مى‌شود، زیر ضربات یکى از قربانیان سابقش مى‌افتد که با استفاده از ناتوانى او انتقام خشونتهاى گذشته را از او مى‌گیرد. رفقاى سابقش هم که پلیس شده‌اند او را مى‌کوبند. در این میان (تصادفى تازه و طنزآلود، در داستانى با قابلیت تغییرات نیش‌دار) ، ف. الگزاندر، نویسنده‌اى که همسرش براثر تجاوز دارودستۀ الکس کشته شده است، ولى با همۀ این حرفها به افکار آزادى‌خواهانۀ سابق خود وفادار است، الکس را که نشناخته است به فرزندى مى‌پذیرد. آن‌گاه الکس بازیچه‌اى مى‌شود در دست قدرت (زیر پوشش دلسوزى) بین مخالفان انقلابى با اعادۀ حیثیت اجبارى و حافظان دولتى نظم، در جامعه‌اى که خشونت به حالت مرضى بیداد مى‌کنند. الکس با چند کلمۀ «ندست» ، که بى‌اختیار به زبان مى‌آورد، لو مى‌رود و میزبانش، که او را شناخته است، اعتقادات سابق خود را فراموش مى‌کند و با نواختن موسیقى او را وادار مى‌سازد که دست به خودکشى بزند. الکس که دیگر قدرت تحمل ندارد، از پنجره پایین مى‌پرد و به شدت زخمى مى‌شود. وقتى که در بیمارستان چشم مى‌گشاید، براثر معالجۀ متقابلى او را به تمایلات سابقش برگردانده‌اند. اینک او معالجه شده است! با وجود این، در آخرین فصل کتاب با الکسى روبه‌رو مى‌شویم که خشونت از سرش پریده است؛ آدمى تقریبا احساساتى که آرزو دارد ازدواج کند و پسرى داشته باشد که به راه او نرود.

تلاش ورزشکاران ایران برای کسب سهمیه های دیگر المپیک ریو ادامه دارد امید برای کسب حداقل 50 سهمیه

تلاش ورزشکاران ایران برای کسب سهمیه های دیگر المپیک ریو ادامه دارد
امید برای کسب حداقل 50 سهمیه
درحالی که کمتر از 110روز تا آغاز سی و یکمین دوره بازی های المپیک ریو در برزیل فرصت باقی مانده است، ورزش ایران تاکنون در12رشته در دو بخش زنان و مردان به صورت انفرادی42 سهمیه کسب کرده و تلاش ها برای کسب سهمیه های باقیمانده همچنان ادامه دارد.
کاروان ورزشی ایران این روزها خود را مهیای حضور موفق در المپیک ریو 2016می کند و تلاش ورزشکاران برای کسب سهمیه های باقیمانده با حضور در رقابت های انتخابی در رشته های مختلف شدت یافته است.
کاروان ایران که از بهمن 93 تا فروردین 95 توانست 36سهمیه کسب کند، در مدت زمان باقیمانده تا آغاز المپیک همچنان فرصت کسب 20 سهمیه در 10رشته ورزشی را به صورت تیمی و انفرادی دارد.
بر پایه این گزارش در رشته بوکس در رقابت های انتخابی جهان به میزبانی باکو( 2 سهمیه)، دو و میدانی (1سهمیه)، کشتی فرنگی در وزن های 50 و130 در رقابتهای گزینشی مغولستان و ترکیه (2سهمیه)، تیرو کمان دربخش تیمی مردان (یک سهمیه) ، قایقرانی انتخابی آسیا در کره جنوبی و در بخش روئینگ مردان (2سهمیه) ،شنا (یک سهمیه آزاد) و والیبال، فرصت برای کسب این سهمیه ها وجود دارد.
کاروان ورزشی ایران نخستین سهمیه خود را در رشته بوکس و در وزن به اضافه 81کیلوگرم از سوی احسان روزبهانی در رقابت های لیگ نیمه حرفه ایی بوکس در بهمن ماه 93 در بلغارستان کسب کرد.
پس از آن ایران در رشته دو و میدانی 7 سهمیه کسب کرد که نخستین کسب سهمیه در این رشته از سوی رضا قاسمی در ماده100 متر بدست آمد. همچنین تفتیان در دو 100متر،لیلا رجبی پرتاب وزنه، احسان حدادی ومحمود صمیمی در پرتاب دیسک ،محمد جواد مرادی،حمید رضا زورآوند از جمله ورزشکاران دو و میدانی کار هستند که در رقابت های جام کازانف قزاقستان، قهرمانی آسیا در ژاپن، مسابقات آزاد دوبی و مسابقات لوکزامبورگ موفق به کسب سهمیه شده اند.
دوچرخه سواری با کسب یک سهمیه از سوی حسین عسکری دوچرخه سوار کهنه کار در بخش تایم تریل جاده در رقابت های آسیایی تایلند و دو سهمیه تیمی ره آورد این رشته ورزشی برای ریو 2016 بوده است .
در جودو، جواد محجوب در وزن منهای 100 کیلوگرم، سعید ملایی در وزن منهای 81 کیلوگرم و علیرضا خجسته سه سهمیه برای کشورمان به ارمغان آوردند. فرزان عاشورزاده در وزن منهای 58کیلوگرم، مهدی خدابخشی در وزن منهای 80کیلوگرم و سجاد مردانی در وزن به اضافه 80 کیلوگرم بر اساس رنکینگ سه سهمیه در تکواندو مردان و کیمیا علیزاده در وزن 57- تکواندو بانوان به عنوان جوانترین عضو کاروان ایران که در ریو حضور دارند، سهمیه کسب کردند.
در تیراندازی هم پنج سهمیه از سوی الهه احمدی ونجمه خدمتی در تفنگ 10متر بادی،گلنوش سبقت الهی – تپانچه ، پوریا نوروزیان – تفنگ بادی و مه لقا جام بزرگ در تفنگ سه وضعیت درمسابقات قهرمانی آسیا 2016 دهلی نوکسب شد.
در کشتی آزاد نیز شش سهمیه کامل از سوی حسن رحیمی در وزن (57)، میثم نصیری(65)،حسن یزدانی ( 74)،علیرضا کریمی (86 )، عباس طهان( 97) در رقابت های جهانی سال 2015جهان در لاس وگاس آمریکا بدست آمد و کمیل قاسمی نیز در وزن( 125 )کیلوگرم در رقابت های گزینشی قاره آسیا در قزاقستان سهمیه المپیک را کسب کرد.
سعید عبدولی،حسین نوری و قاسم رضائی در اوزان 75 ،85 و98 کیلوگرم در رقابت های قهرمانی سال 2015جهان در لاوس گاس آمریکا و امید نوروزی در وزن 66کیلوگرم در رقابتهای گزینشی المپیک در قاره آسیا در قزاقستان در کشتی فرنگی چهار سهمیه برای کشتی ایران کسب کردند.البته افراد انتخاب شده در رشته کشتی آزاد و فرنگی، ممکن است در مسابقات انتخابی درون اردویی ویا طبق نظر شوراهای فنی تغییر کنند.
در رشته وزنه برداری هم بر اساس امتیازات، پولادمردان ایران در رقابت های قهرمانی سال های 2014و 2015موفق به کسب 5سهمیه المپیک شدند.
زهرا نعمتی بانوی کماندار تیم ملی جانبازان و معلولین در بخش انفرادی در رقابت های قهرمانی آسیا تایلند برای نخستین بار موفق شد به عنوان یک ورزشکار دارای معلولیت ایرانی، سهمیه المپیک را نیز کسب کند و در مسابقات قهرمانی آسیا ویژه پارالمپیکی ها هم نشان طلا و سهمیه پارالمپیک ریو را کسب کرد.تنیس روی میز نیز شاهد حضور برادران، نیما و نوشاد عالمیان و ندا شهسواری در المپیک برزیل خواهد بود.
در رشته شمشیربازی و در بخش اسلحه سابر مجتبی عابدینی و علی پاکدامن، دو سهمیه ریو را کسب کردند.
به این ترتیب تاکنون 42 سهمیه از سوی کاروان اعزامی ایران به ریو 2016 کسب شده که از این تعداد 7سهمیه متعلق به بانوان است .
محمود گودرزی وزیر ورزش و جوانان که چندی پیش در نخستین نشست شورای معاونان در سال جدید موفقیت در المپیک 2016 ریو را مهمترین برنامه سال جاری برشمرد،اظهار امیدواری کرده است سال ۹۵، سال موفقیت ورزش ایران باشد.
در المپیک 2012 لندن، کاروان ورزش ایران با کسب 54 سهمیه ( 8 زن و 46 ورزشکار مرد) حضور داشت که با کسب 12 مدال توسط قهرمانان کشور، در رتبه هفدهم رده بندی نهایی ایستاد.
در آن بازی ها، ایران به چهار مدال طلا (حمید سوریان، امید نوروزی و قاسم رضایی درکشتی فرنگی و بهداد سلیمی دروزنه برداری)، پنج مدال نقره (سجاد انوشیروانی و نواب نصیرشلال در وزنه برداری، احسان حدادی دردوومیدانی، صادق گودرزی درکشتی آزاد و محمد باقری متعمد در تکواندو) و سه مدال برنز (کیانوش رستمی دروزنه برداری – احسان لشگری و کمیل قاسمی درکشتی آزاد ) دست یافت.
المپیک تابستانی 2016 که با نام رسمی بازی های المپیاد سی و یکم شناخته می شود از 15 تا 25 مرداد 1395 در شهر ریودوژانیرو کشور برزیل برگزار خواهد شد. مشعل این بازی ها، قرار است در تاریخ 21 آوریل (2 اردیبهشت 95) در یونان محل برگزاری نخستین بازی‌های المپیک مدرن، روشن شود.
اسپایروس کاپرالوس رئیس کمیته ملی المپیک یونان و گیانیس کاراس مسئول کمیته حمل پرچم در کنفرانس خبری اعلام کردند: این مشعل بعد از روشن شدن در استادیوم پاناتنایک (محل برگزاری نخستین المپیک مدرن در سال 1896) در تاریخ 27 آوریل به برزیل می‌رود و پس از حمل آن توسط 12 هزار نفر و عبور از 329 ایالت و شهر این کشور، به دهکده المپیک شهر ریودوژانیرو خواهد رسید.

شرط علی مطهری برای حضور زنان در ورزشگاه

شرط علی مطهری
برای حضور زنان در ورزشگاه
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با تاکید بر اینکه لازم است برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها ضوابط شرعی رعایت شود، تصریح کرد: باید برای تدوین هر آیین‌نامه‌ای در این باره، نظر مراجع تقلید جلب شود زیرا احتمال دارد آنها با این کار مخالفت کنند. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با تاکید بر اینکه لازم است برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها ضوابط شرعی رعایت شود، تصریح کرد: باید برای تدوین هر آیین‌نامه‌ای در این باره، نظر مراجع تقلید جلب شود زیرا احتمال دارد آنها با این کار مخالفت کنند.
به گزارش 9صبح،علی مطهری درباره حضور زنان در ورزشگاه‌ها گفت: باید برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها،‌ ضوابط شرعی رعایت شود؛ مثلا اگر حضور خانم‌ها برای بازی خاصی اشکالی نداشته باشد، لازم است تمهیداتی همچون جداکردن راه ورود و خروج خانم‌ها از آقایان یا جداکردن جایگاه آنها در ورزشگاه از آقایان و نظیر این قبیل موارد در نظر گرفته شود.
نماینده مردم تهران، ری،‌ شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی افزود: در خصوص این موضوع بیشتر مسائل شرعی مطرح است و باید برای تدوین هر آیین‌نامه‌ای در این باره، نظر مراجع تقلید جلب شود زیرا احتمال دارد آنها با این کار مخالفت کنند.
وی در پاسخ به این سوال که پیش از این زنان اجازه حضور در مسابقات والیبال را داشتند و دردسری تولید نمی‌شد، توضیح داد: حضور زنان در ورزشگاه‌ها از نظر امنیتی دردسرساز نیست و صرفا بحث شرعی مطرح است.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از به سرانجام رسیدن موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌ها ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت: قرار است مسئولان ذی‌ربط به کمیسیون فرهنگی مجلس بیایند و جلسه‌ای در این خصوص تشکیل شود.
وزارت کشور و وزارت ورزش و جوانان در حال تدوین آیین‌نامه‌ای برای نحوه حضور و فعالیت بانوان در صحنه‌های ورزشی هستند که به گفته وزیر کشور، نهایی شدن آن را در شورای امنیت و یا سایر نهادها پیگیری می‌کنند.

خبر

پیروزی ارزشمند تیم هندبال مس کرمان در اراک
تیم هندبال مس در بازی های انتهایی خود در دور دوم رقابت‌های لیگ برتر هندبال کشور، روز گذشته در اراک میهمان تیم هپکو بود که موفق شد در بازی بسیار نفس‌گیر و نزدیک برابر میزبان خود به پیروزی برسد.
تیم هندبال مس کرمان در جریان رقابت‌های خود در لیگ برتر هندبال کشور، به یک پیروزی بسیار با ارزش و حیاتی در اراک دست یافت.
تیم هندبال مس در بازی های انتهایی خود در دور دوم رقابت‌های لیگ برتر هندبال کشور، دوشنبه گذشته در اراک میهمان تیم هپکو بود که موفق شد در بازی بسیار نفس‌گیر و نزدیک برابر میزبان خود به پیروزی برسد.
هندبالیست‌های مس که برای افزایش شانس خود برای صعود به دور نهایی رقابت‌ها نیاز به پیروزی در این بازی خارج از خانه داشتند، در نهایت موفق شدند با نتیجه‌ی 19 بر 18 از سد حریف قدر خود بگذرند تا همچنان در جمع چهار تیم صعود کننده به دور نهایی قرار داشته باشند.
تیم هندبال مس با این برد 13 امتیازی شد و در مکان چهارم این جدول و هم امتیاز با تیم سوم قرار گرفت. این تیم بازی بعد خود را روز یکشنبه 5 اردیبهشت ماه در کرمان و برابر تیم منیزیم فردوس برگزار خواهد کرد.

احتمال انتقال امتیاز تیم فوتسال لیگ برتری آذرخش
بندرعباس به کرمان
مدیرعامل باشگاه آذرخش سرخون بندرعباس از فروش امتیاز تیم لیگ برتری فوتسال این باشگاه به استانهای کرمان و فارس خبر داد.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما؛ حسین احمدی سرخونی یکی از دلایل فروش امتیاز تیم فوتسال آذرخش را پرداخت نشدن مطالبات بازیکنان و کادر فنی سال گذشته عنوان کرد.
وی افزود : مشکلات مالی این باشگاه بسیار زیاد است وبه همین علت اعضای هیات مدیره تصمیم بر فروش امتیاز تیم لیگ برتری فوتسال به دو استانی که خواهان خرید این امتیاز هستند گرفته اند.
احمدی سرخونی به مشکلات سال گذشته این تیم در لیگ برتر فوتسال کشور اشاره کرد و گفت : سال گذشته تعدادی از مسئولان استان قول های برای همکاری دادند که فقط از آن ارگان ها مدیرعامل سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری بندرعباس و اعضای شورای شهر بندرعباس به تمامی تعهداتشان به این تیم مردمی پایبند بودند.
مدیرعامل و مؤسس باشگاه آذرخش سرخون بندرعباس افزود : تلاش های زیادی شده است تا این تیم با بازیکنان و کادر فنی بومی به این جایگاه برسد، اما مهمترین عامل در هر باشگاه برای حضور در یک فصل ، مشخص شدن بودجه مالی است که متاسفانه این باشگاه سال گذشته بدون هیچ منبع مالی کار خود را در لیگ برتر آغاز کرد.
حسین احمدی گفت : در صورتی که اداره کل ورزش و جوانان هرمزگان مجوز خروج امتیاز دهد تا پایان هفته جاری امتیاز تیم لیگ برتری فوتسال آذرخش را به یکی از دو استان کرمان یا فارس فروخته می شود.
تیم فوتسال آذرخش سرخون بندرعباس پارسال در نخستین تجربه حضور خود در لیگ برتر کشور با قرار گرفتن در مکان هفتم جدول بعنوان پدیده لیگ قرار گرفت .

میز خبر

حسن روحانی: وقتی ویرانی رخ می دهد، بازسازی زمان بر است
رئیس جمهور در جمع مردم سمنان با یادآوری اینکه تنها سه ماه از برجام گذشته است، تأکید کرد: برخی فکر می‌کنند 30 سال از برجام گذشته، کافی است ببینید در این سه ماه چه گشایش های فراوانی ایجاد شده است. به گزارش خبرآنلاین، وی همچنین گفت: یادمان باشد وقتی ویرانی رخ می‌دهد بازسازی و نوسازی زمان‌بر است. در حال حاضر موانع از پیش پا برداشته شده و وقتی موانع برداشته می‌شود سرمایه‌گذار خارجی به ایران می‌آید که البته زمان‌بر است. روحانی ادامه داد: مردم یادشان نرفته است که فروش نفت ایران که به عنوان یک قدرت اقتصادی در صحنه بین‌الملل حضور داشت را به نصف تغییر دادند. روحانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: برای من جای تعجب است که برخی می‌خواهند به گونه‌ای القاء کنند که ملت ایران پیروز نیست بلکه آمریکا پیروز است. برای من جای تعجب است که برخی‌ می‌گویند دیپلمات‌های ایرانی پیروز نیستند بلکه صهیونیست‌ها پیروز هستند؛ کجا رفت تعصب ملی و غیرت دینی؟
دفاع نوبخت از یارانه گرفتن کارمندان دولت: حذف یارانه کارمندان با ماهی ۳ میلیون درآمد انصاف نیست
رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور گفت: حذف یارانه ۲۴ میلیون نفر در سال ۹۵ اصلا برای دولت اجرایی نیست. به گزارش خبرآنلاین محمدباقر نوبخت که در جلسه علنی دیروز مجلس برای تعیین تکلیف نهایی سرنوشت یارانه ها در سال 95 در خلال بررسی لایحه بودجه امسال حضور یافته بود، بار دیگر از مخالفت دولت با حذف یارانه 24 میلیون نفر سخن گفت: اگر بحث عدالت را کنار بگذاریم باید بگویم از نظر دولت حذف یارانه‌ پردرآمدها امکان اجرایی شدن ندارد. وی افزود: مجلس حذف یارانه 24 میلیون نفر را به دولت تکلیف کرده است. اگر دولت اقدام به حذف یارانه نقدی آنها نکند و پرداخت صورت گیرد، مجرم تلقی شده و تصرف در اموال عمومی محسوب می‌شود و ما تحت تعقیب قرار می‌گیریم، از مجلس محترمی که تا این حد با دولت همراهی داشته، انتظار نداریم دولت را به خاطر یک اقدام اجرایی در مظان اتهام و جرم قرار دهد و دولت را تحت تعقیب کند.
وزیر نفت: عدم پذیرش بانوان در دانشگاه نفت تاسف‌آور بود
زنگنه وزیر نفت پذیرش نشدن بانوان را در دانشگاه صنعت نفت در دولت دهم تاسف آور دانست و گفت: خانمها نسب به آقایان وظایف خود را در شرائط برابر دقیق تر، مسئولانه تر و سالمتر انجام می دهند. به گزارش شانا وزیر نفت تعداد بانوان شاغل را در صنعت نفت نسبت به آقایان بسیار اندک دانسته و با بیان این که جذب آقایان در سالهای گذشته بسیار افزایش یافته بود، تصریح کرد: البته نقشی در این موضوع ندارم چون جذب این تعداد افراد در دولت گذشته اتفاق افتاده است.
رئیس سازمان حج و زیارت خبر داد: استفاده از دستبند الکترونیکی برای تامین امنیت زائران ایرانی
رییس سازمان حج و زیارت اعلام کرد: ایران و عربستان بر سر موضوعاتی چون پرواز و تأمین امنیت زائران به توافق رسیدند‌؛ اما اختلاف درباره صدور ویزای اتباع ایرانی همچنان باقی مانده است. به گزارش جام نیوز عاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره توافق‌هایی که در بخش تامین امنیت زائران ایرانی صورت گرفته است نیز گفت: راهکارهای خوبی در این زمینه ارائه شد. سعودی‌ها استفاده از دستبند الکترونیکی را تایید کرده‌اند. ما هم پیشنهادهای خود را در خصوص تامین امنیت با توجه به آسیب‌شناسی حوادث گذشته و جلسات دانشگاهی داخل کشور مطرح کردیم که استقبال شد.

معاون دانشگاه علوم پزشکی کرمان: خطر ابتلا به بیماری دیابت را جدی بگیرید

معاون دانشگاه علوم پزشکی کرمان:
خطر ابتلا به بیماری دیابت را جدی بگیرید

معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کرمان گفت:خطر ابتلای افراد به دیابت در کشور رو به افزایش است و هرچه از روستاها به مرکز شهرها حرکت کنیم آمار افراد مبتلا به دیابت بیشتر می شود. به گزارش خبرنگار پیام ما نوذر نخعی در جمع خبرنگاران به مناسبت هفته سلامت افزود: 9 درصد افراد بالای 15 سال سن در شهرهای استان و 4.2 درصد افراد ساکن در روستاهای استان کرمان به دیابت مبتلا هستند.
وی با بیان اینکه در 34 سال گذشته شدت شیوع دیابت در دنیا چهار برابر شده است اظهار کرد: دیابت بیماری است که تمامی ارگان های بدن را درگیر می کند. وی گفت: غلبه بر دیابت ارکان متفاوتی دارد و برای پیشگیری از این بیماری باید در زمینه آگاه سازی کودکان کار کرد.
معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کرمان انجام غربالگری و شناسایی افراد دیابتی را در درمان این بیماری تاثیرگذار دانست و افزود: کنترل و کاهش مواد قندی و مواد غذایی دارای روغن های اشباع شده مانند چیپس و فست فودها از راهکارهای کاهش آمار دیابت است. وی داشتن قند خون ناشتا 126 یا بالاتر را دیابت نامید و گفت: دیابت بین 100 تا 126 پیش دیابت و نوعی عارضه است که ممکن است به دیابت تبدیل شود.
نخعی تصریح کرد: 90 تا 95 درصد افراد دیابتی به دیابت نوع دو که ناشی از عوامل محیطی است و بیشتر در افراد بالای 30 سال اتفاق می افتد مبتلا هستند و نوع یک دیابت پنج تا 10 درصد بیماران را شامل می شود. به گفته وی افراد دیابتی معمولا وزن بالا، تحرک فیزیکی اندک و رژیم غذایی نادرست دارند. وی بیماری های واگیر را در ایران رو به کاهش دانست و گفت: الگوی شیوع بیماری ها در عصر توسعه در حال تغییر است. معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کرمان ادامه داد: با کاهش بیماری های واگیردار، مرگ ها به دلیل تصادفات و سایر عوامل افزایش پیدا می کند.
وی عامل افزایش دور شکم را شاخص ساده تشخیص سلامت معرفی کرد و گفت: ارث، کم تحرکی، مصرف نکردن غذای سالم و استرس از جمله دلایل افزایش اندازه دور شکم است. نخعی اندازه عادی و نرمال سایز دور شکم را در کشور و کرمان 90 سانتیمتر برای خانم ها و آقایان اعلام کرد.
وی باور اشتباه مصرف تریاک برای کاهش قند خون را یادآور شد و گفت: این اقدام تاثیری منفی در کاهش قند خون دارد. وی زمان طلایی نهادینه کردن ذائقه و رفتارسازی را در افراد سن زیر شش سال عنوان کرد و خواستار اهتمام بیشتر رسانه ها به مباحث حوزه سلامت شد. یکم تا هفتم اردیبهشت هفته سلامت نام دارد که امسال با شعار غلبه بر دیابت نامگذاری شده است.

درباره کتاب «بن‌بست مستوفی» کرمان از نگاه میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی

درباره کتاب «بن‌بست مستوفی»
کرمان از نگاه میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی

پلاکی قدیمی، رنگ و رو رفته و زنگ‌زده، روی بخشی از یک دیوار قرار گرفته. این پلاک، دربردارنده نام کوچه است: «بن‌بست مستوفی». روی بخش دیگری از دیوار همین نام با گچ نوشته شده. این دیوار آجری با نوشته‌های روی آن، طرح جلد کتاب را تشکیل می‌دهد، کتابی که به همین نام است: «بن‌بست مستوفی».
اگر زیر این عنوان، توضیحاتی ارائه نشده باشد، فکر می‌کنیم با یک کتاب داستانی مواجه هستیم، اما این‌طور نیست. «بن‌بست مستوفی»، خاطرات میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی را روایت می‌کند. پدیدآورنده در پیشگفتاری که بر کتاب نوشته، به این موضوع اشاره کرده است که خاطرات میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی از منابع مهم تاریخ مبارزات مردمی کرمان در دوره مشروطه و قاجاریه به شمار می‌رود؛ اما تاکنون مورد بررسی تاریخی قرار نگرفته است.
میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی نیز در این خاطرات، نخست از اصل و نسب خود می‌گوید و پس از ارائه شرح حالی از خود، درباره خاطراتش این‌طور توضیح می‌دهد: «این اوراق شامل [شرح] حال مختصر وقایع زندگانی شخصی و حکومت‌هایی [است] که به کرمان آمده، حکومت کرده‌اند و وقایع ایام حکومت هر یک اهمیتی داشته است؛ مختصراً ذکر می شود تا خواننده تمتعی برده باشد. [این دفتر] در دو فصل بیان می‌شود. فصل اول در ترتیب حکام بعد از فوت محمد اسماعیل‌خان وکیل‌الملک تا سنه‌ یک هزار و سیصد و سی و سه…»
خاطرات راوی کتاب از «حکومت حاجی حسین خان نظام‌الدوله و مرتضی‌قلی‌خان وکیل‌الملک» آغاز می‌شود و آخرین خاطره نیز درباره «دیدار ناظم‌التجار و سردار ظفر» است.
میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی در دست‌نوشته‌های خود، اطلاعاتی بکر را در مورد قیام‌های مردمی شهر و ولایات کرمان در دوره قاجار ارائه می‌دهد که از لحاظ تاریخ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شهر کرمان اهمیت بسیاری دارد.
متن این خاطرات با خط نستعلیق تحریری و توسط میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی نوشته شده و زمان آن حدود سال 1334 قمری مصادف با حکومت نصرت‌السلطنه، عموی احمد شاه قاجار است.
«حکومت فیروز میرزا»،«حکومت عبدالحسین سالار لشکر»،«حکومت سردار معتضد»،«حکومت امیرنظام گروسی»، «قیام مردم کرمان- قیام ناظم‌التجار و نایب ابراهیم- هجوم مردم به ارگ»، «حکومت صاحب‌اختیار»، «حکومت امیراعظم» و «قیام مشروطه طلبان» برخی از رویدادهایی است که توسط راوی کتاب شرح داده می‌شود. وی درباره قیام مردم کرمان در زمان حکومت ظفرالسلطنه چنین نوشته است:«از وقایعی که در مدت حکومت سردار اتفاق افتاد، گرانی جنس و تنگی و سختی نان بود که مردم به هیجان آمده بودند و ضمنا هم برای آشوب محرک داشتند. [مردم] چند روز متوالی جمعیت می‌کردند و به خانه مرحوم حاجی محمد خان و مدرسه ابراهیم خان و محل‌های دیگر که گمان جنس می‌رفت ازدحام می‌کردند و اسباب زحمت می‌شدند.»
در زمان حکومت نصرت‌الدوله نیز مردم کرمان قیام کردند که این‌طور شرح داده شده است:«چند روز به تحریک بعضی از اهالی شهر دکاکین را بسته، کارخانه‌های قالی‌بافی را برچیده، شکایت از گرانی نان و حکایت از ظلم و استبداد می‌نمودند. در شهر غوغا و آشوب برپا کردند و می‌گفتند: حکومت با مشروطه همراه نیست تا ناچار نصرت‌الدوله در مسجد جامع که عموم اهالی شهر حضور به هم رسانیده بودند، حاضر شد و با اهالی به طور مهربانی صحبت می‌کرد و اظهار همراهی با مشروطه می‌نمود و طوری خوش‌خلقی و خوش‌رویی به خرج می‌داد که حدی برایش متصور نبود.»
این کتاب که در قالب تاریخ شفاهی قرار دارد، بخشی از تاریخ ایران را در کرمان و از زاویه نگاه میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی شرح می‌دهد. در بخش‌های مختلف کتاب، تصاویری وجود دارد که بین آنها می‌توان عکس‌های شخصیت‌های مختلف نام برده شده در خاطرات را مشاهده کرد. هر یک از این عکس‌ها با شرحی که در کنار آنها قرار گرفته، بخش تصویری کتاب را به وجود می‌آورد که در مخاطب، تصویری ذهنی ایجاد می‌کند. همچنین تصویر بخشی از اوراقی که به قلم میرزا مصطفی‌خان مستوفی کرمانی نوشته شده، در فواصل مختلف کتاب ارائه شده که این دست‌نوشته‌ها نیز با شرحی مختصر، مخاطب را راهنمایی می‌کند. علاوه بر این مزیت‌ها کتاب «بن‌بست مستوفی»، مزیت دیگری نیز دارد. پدیدآورنده کتاب فقط به ارائه خاطرات راوی کتاب بسنده نکرده، بلکه خود نیز تحقیقاتی را به عمل آورده است که این تحقیقات را می‌توان در قالب پانوشت‌هایی در این کتاب مشاهده کرد.
‌ پدیدآورنده به این موضوع اشاره کرده است که خاطرات مستوفی کرمانی از منابع تاریخ مبارزات مردمی کرمان در دوره‌ مشروطه و قاجاریه به شمار می‌رود.
پدیدآورنده، همچنین در پیشگفتار به برخی از مشکلات گردآوری این مجموعه اشاره کرده است:«نبودِ نسخه دیگر از متن و کپی ناخوانا دشواری‌های زیادی را در پیش رو مُحشی گذاشت، ولی پیشنهاد شادروان علی نقی مستوفی و استفاده‌ از تبحر آقای محمد نقی فردوسی در بازخوانی این متن و راهنمایی ایشان باعث رفع خیلی از مشکلات شد، ولی متأسفانه کلمات ناخوانا در متن زیاد دیده می‌شود. دلیل ناخوانایی نبود کیفیت و پاک شدن متن بود و به طور مثال در حکومت رکن‌الدوله، به علت ناخوانایی متن، اطلاعات مفید تاریخی از دست رفته، امید است که روزی متن اصلی این نسخه پیدا شود و این مشکلات نیز رفع گردد.»
این موضوع که پدیدآورنده کتاب به مشکلات اشاره کرده، می‌تواند مخاطب را با مشکلات این کتاب و سایر کتاب‌هایی از این گروه آشنا سازد. البته کتاب «بن‌بست مستوفی»، خالی از نقص نیست.
پدید آوردن کتابی در زمینه تاریخ شفاهی که بخشی از تاریخ را بازگو می‌کند، اقدامی ارزشمند است که نمی‌توان مزیت‌های آن را نادیده گرفت.
راوی این کتاب، در حوزه حکومتی حکام کرمان، مستوفی بوده و اتفاقاتی را که در حوزه قدرت رخ داده، یادداشت کرده، همین موضوع «بن‌بست مستوفی» را به کتابی بااهمیت تبدیل می‌کند.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش سی و یک
نامه های تند و آتشینی که مرحوم میرزا آقاخان سابقاً از اسلامبول به دوستان و آشنایان خود نوشته بود، هر یک کار خرمنی از باروت را می کرد. به عقیده اینجانب در طرز فارسی نویسی و اسلوب جدیدی که بعداً مرسوم شد هیچ کدام از ارباب قلم و معاصرین به مقام او نمی رسند و از هر جهت نوشته‌جاتش مؤثر و جذاب است و همین بس که هر چه کتب و یا نامه هایش به دست اشخاصی می رسید، خود را مکلف می دید که از آنها استنساخ کند و با قرائت چند صفحه از مکاتیب آن مرحوم طرز و سنخ فکرش تغییر می یافت و مثل این بود که در کلاس مخصوص درس وطن پرستی را تعلیم گرفته باشد. میرزا آقاخان سر خود را برای همین تحریرات و نامه های آتشینی که بر ضد دولت استبدادی قاجاریه نوشته تقدیم ملت ایران کرد. طنین کلام و صدای پر مهابت او را خواننده چنان از خلال جملات نوشته هایش درک می کند که گوئی در میدان جنگی سرداری به سربازانش فرمان های نظامی و حمله می دهد و آن طور از خود بی خود می شود که می خواهد بی محابا جان خود را برای نجات وطن فدا کند. و چون تا به حال نوشته های او به چاپ نرسیده مقام شامخ و شایسته او برای همه مجهول است. البته روزی می رسد که از طرف ملت ایران از آن فدایی و شهید راه حریت و آزادی قدردانی به عمل آید.
به طور اتفاق رساله کوچکی از آن مرحوم به نام «انشاءالله ماشاالله » به دست اینجانب رسید که برای نمونه به طور پاورقی با اشعاری مهیج در ذیل صفحات این کتاب به چاپ می رسد. اگر چه این رساله فقط ردیه است و فاقد آن جوش و خروشی که در نوشته جات دیگر آن مرحوم وجود دارد می باشد، ولی تا اندازه ای به طرز فکر و انشاء آن مبدع و پیشرو که در هفتاد سال قبل نگارش یافته آشنایی حاصل می گردد.
نه تنها نویسندگی میرزا آقا خان و تاثیر نوشته جاتش در برانداختن حکومت استبدادی برای هموطنانش سرمشق بود. بلکه آخرین لحظات زندگی را با دو نفر از همقدمان و یاران وطن پرست خویش با شجاعت و از خود گذشتگی به آخر رسانده به نوعی که موجب افتخار و شرف عموم ایرانیان می باشد، سرمشق می باشد. محمدعلی میرزا در عصر روز ششم ماه صفر 1314 با چند نفر میر غضب به سر وقت میرزا آقا خان و شیخ احمد روحی و حاج میرزاحسن خان خبیر الملک می رود و در صدد می افتد که شخصاً حضرات را استنطاق نماید. مشارالیه این طور تصور کرده بود که آنان در جلوی پای او به خاک افتاده و با عجز و الحاح او را می ستایند و به گناهان خویش اعتراف می کنند. اما بر خلاف خود را در مقابل آنان بس کوچک می بیند. زیرا آن ها بدون آنکه به مقام او اهمیتی داده و بخشایش بطلبند هر سئوالی را پاسخی دندان شکن و صحیح می دهند. این طرز بی اعتنایی چنان او را برآشفته می سازد که با رذالت مانند یک نفر قاطرچی سخنانی خالی از ادب و بی نزاکت بر زبان رانده و می گوید شما قاتل هستید. شیخ احمد روحی به او پاسخ می دهد:«قاتل ما نیستیم تو هستی!» و تمام سخنان زشت او را به خودش نسبت داده و به قسمی او را فحش باران می نماید که همراهانش از خجالت فرار می نمایند و به همان قسمی که گفته اند – از جان گذشته- هر چه در دل دارد بگوید. مرحوم روحی هم آنچه لایق آن مرد ظالم بود به او نثار می کند و در آخر سر میرغضب را مخاطب ساخته می گوید:«جلو بیا زود مرا آسوده کن! نمی خواهم بیشتر از این، این مرد منحوس و ستمگر را ببینم.» میرغضب به او نزدیک می گردد. میرزاآقاخان جلو دویده می گوید:«قبل از کشتن رفقای من، مرا بکش!» میرغضب به او نزدیک می گردد در این دفعه میرزا حسن خان دست او را گرفته و می گوید:«آنها را بگذار مرا بکش! این ها نمی دانند که از هر قطره خون ما هزاران آزادی خواه به وجود می آید.» آری این سه نفر رفیق و هم قدم به محمدعلی میرزا نشان می دهند که تا چه حد و پایه در راه نجات وطن و سرنگون ساختن بنیاد استبداد یکدل و یک جهت می باشند.

گفت و گوی اختصاصی پیام ما با زهرا جعفری یکی ازسرپرست های بخش هموفیلی کرمان زندگی با حواس جمع

گفت و گوی اختصاصی پیام ما با زهرا جعفری یکی ازسرپرست های بخش هموفیلی کرمان
زندگی با حواس جمع
هموفیلی کلمه ای یونانی است که از دو کلمه ی همو به معنی خون و فیلیا به معنی دوست داشتن است که اشاره به نیاز مبتلایان هموفیلی به خون و فرآورده های آن دارد.
احمد قوی دل مدیر عامل کانون هموفیلی ایران در ارتباط با آمار بیماران هموفیلی در کشور، به مهر اظهارداشت: «از کل بیماران مبتلا به انواع اختلالات انعقادی ۵۶۳۱ نفر مبتلا به بیماری هموفیلی یعنی کمبود فاکتور ۸ و ۹ هستند.» هفدهم آوریل مصادف با ۲۸ فروردین روز جهانی هموفیلی است؛ به این بهانه در این هفته با زهرا جعفری یکی از سرپرست های بخش هموفیلی بیمارستان افضلی پور کرمان به گفت و گو نشسته ایم.
اختلال هموفیلی چیست؟
هموفیلی اختلال انعقادی خون وابسته به کرومزوم های جنسی است و ژن معیوب x (ژن بیمار)است که این بیماری را به وجود می آورد و در سه نوعA.B.C وجود دارد. این بیماری به دلیل کمبود فاکتور هشت و نه انعقادی خون به وجود می آید.به طور کلی این اختلالی است که در آن خون در محل خون ریزی بند نمی آید که البته این مشکل از طیف ضعیف تا شدید وجود دارد .
این بیماری چه گروه های سنی را در بر می گیرد؟
معمولا این بیماری از بدو تولد همراه فرد است.و البته در موارد نادری هم وجود دارد که فرد از بدو تولد مبتلا نبوده و در اثر یک بیماری خاص فرد در سنین بالاتر دچار کمبود این فاکتور شده است.
نحو انتقال این بیماری چیست؟
این بیماری وابسته به جنس است و در هر فرد مبتلا باید x معیوب وجود داشته باشد.به زبان ساده این اختلال از طریق ژن ایجاد می شود و یک بیماری ژنتیکی است و در پسران مبتلا صرفا از طریق مادر منتقل شده است. البته قابل ذکر است که در ده درصد موارد احتمال ابتلا به صورت غیر وراثتی هم وجود دارد .یعنی ژن معیوب از طریق وراثت در فرد ایجاد بیماری نکرده است . بلکه عوامل محیطی باعث جهش ژنی شده است و فرد را بیمار کرده است.
چگونه می‌توان از افزایش مبتلایان جلوگیری کرد؟
باید مردان و زنان مبتلا به هموفیلی و زنان ناقل بعد از ازدواج و قبل از بچه دار شدن آزمایش های کامل ژنتیکی انجام دهند و در صورتی که بچه دار شدند و جنین مبتلا بود، سقط شود . در خانواده هایی که این بیماری وجود دارد ازدواج فامیلی صورت نگیرد تا احتمال ابتلا بیشتر نشود. با توجه به کرومزوم های جنسی xx در زن ها و به دلیل وجود x معیوب که عامل این بیماری است؛ علاوه بر زنان مبتلا، زنان ناقل هم باید مورد بررسی کامل قرار بگیرند. زیرا حتی در صورت ناقل بودن می توانند کودکانی مبتلا به دنیا بیاورند.این نکته شایان ذکر است که ۹۵ درصد مبتلایان به هموفیلی مرد و فقط ۵ درصد زن هستند. این آمار بالای مردان به این دلیل است که آن ها با دریافت یک x معیوب مبتلا خواهند شد. ولی بانوان برای ابتلا باید دو x معیوب داشته باشند و در صورت داشتن فقط یک x بیمار ناقل خواهند بود.
اختلالات خونریزی کننده در بیماری هموفیلی چیست؟
منظور از اختلال خونریزی کننده، اختلالی است که در آن روند لخته شدن و بند آمدن خون به درستی انجام نمی شود.تمامی افرادی که هنگام ضربه یا بدون ضربه در بدنشان ایجاد خونریزی بشود و این خونریزی ها به سختی و همراه مصرف فرآورده های خونی منعقد بشود دچار اختلال انعقادی وخونریزی کننده هستند، هر فرد هموفیلی به دلیل مشکلی که در انعقاد خون دارد باید مراقب خونریزی در بدن خود باشد و حتی در بعضی از موارد این افراد به صورت خود به خودی خونریزی را در مفاصل و عضلات و سایر نقاط بدن تجربه می کنند. مبتلایان در صورت خونریزی های شدید و نیاز به فاکتور های خونی حتما باید تزریق فرآورده ی مورد نیاز را داشته باشند.هر فرد مبتلا به هموفیلی در صورت نیاز به مراجعه برای رفع مشکل، باید هموفیلی بودن خود را اطلاع دهد، تا کمک لازم را دریافت کند. این بیماری خدمات ویژه ای را طلب می کند؛مثلا افراد مبتلا به هموفیلی نباید تزریق عضلانی داشته باشند.
آیا هر نوع خونریزی در بیماران هموفیلی ایجاد مشکل می کند؟
بله،تقریبا هر نوع خونریزی در بیماران هموفیلی ایجاد مشکل می کند. درد ناشی از خونریزی زندگی بیمار را مختل می کند و هم چنین خونریزی های شدید و مکرر باعث ایجاد ضایعات مادام العمر برای بیمار می شود.
آیا هزینه های درمان این بیماری زیاد است؟
بله ،هزینه ی فاکتورها و هم چنین فرآورد های خونی در کشور زیاد است و با توجه به شرایط خاص این بیماری هزینه ی درمان بالا است . بیماران مبتلا به هموفیلی نیاز به بعضی از فاکتور های خونی دارند و بر طرف کردن این نیاز،هزینه ی زیادی دارد. به طور کلی نیاز کشور به فرآورده های خونی بالا است؛ البته خوشبختانه در این بیماری به صورت رایگان، در اختیار بیماران قرار می گیرد.
در پایان اگر نکته ای ناگفته مانده است ، بفرمایید.
در ایران از هر ۱۰ الی ۲۵ هزار تولد یک مورد هموفیلی نوع A (کمبود فاکتور هشت) و از هر ۲۵ الی ۴۵ هزار تولد یک مورد هموفیلی نوع B در کشور وجود دارد .این آمار در مقایسه باکشورهای پیشرفته ،آمار بالایی است. یکی از دلایل این آمار بالا در کشور ازدواج های فامیلی در خانواده هایی است که بیمار هموفیلی دارند.تعداد زیادی از بیماران مرکز ما وجود دارند که داخل فامیلشان، کسانی مثل دایی ،خاله و.. مبتلا بوده اند و بی توجه به اهمیت این موضوع ، ازدواج فامیلی کرده اند که این مساله باعث افزایش آمار مبتلایان شده است . جامعه و خانواده ها باید اطلاعات کافی در این مورد داشته باشند تا جلوی افزایش این بیماری گرفته شود.