بایگانی مطالب نشریه

چگونه دنیایی مملو از خودروهای بدون راننده خواهیم داشت؟

چگونه دنیایی مملو از خودروهای بدون راننده خواهیم داشت؟

چالش‌های فنی
نمونه ساخته شده توسط گوگل واقعا خوب است ولی هنوز کامل نیست. اولین چیزی که در این خودرو توجه شما را به خود جلب می‌کند لیدار (LIDAR) گردان بالای سقف آن است. این لیدار با استفاده از اشعه فروسرخ با سرعت بسیار بالایی تصویری از اطراف خودرو به دست می‌دهد. با ثبت موقعیت و میزان تراکم لیزری که بازتابش به لیدار می‌رسد، یک الگوریتم ساده می‌تواند یک نقشه سه بُعدی از اشیای اطراف خودرو ارائه می‌دهد که ماشین را قادر می‌سازد تا خودروهای دیگر، عابرین پیاده، پیاده‌روها و حتی علائم ترافیکی را تشخیص دهد.
علاوه بر لیدار گردان، این خودرو مجهز به دوربین‌هایی است که برای جمع‌آوری اطلاعات اضافی از اطراف خودرو مورد استفاده قرار می‌گیرند. در نهایت این خودرو مجهز به GPS است که موقعیت‌یابی دقیق را برایش ممکن می‌سازد. هیچ‌یک از مواردی که در بالا ذکر کردیم به تنهایی آن‌قدر خوب نیستند که برای هدایت خودرو بدون راننده کافی باشند ولی با استفاده از یک نرم‌افزار هوشمند که بتواند اطلاعات حاصل از آنها را ترکیب کند این خودرو قادر خواهد بود تا تصمیمات هوشمندی را در هنگام رانندگی اتخاذ کند. همچنین گوگل برای ساده‌تر کردن مسیریابی خودروها از مدت‌ها پیش بوسیله خودروهای دیگری که دارای لیدار روی سقف خود بوده‌اند، اقدام به نقشه‌نگاری سه‌بُعدی از خیابان‌ها کرده است. تمامی این اطلاعات به دقت گردآوری و دسته‌بندی شده‌اند تا کامپیوتر خودرو از موقعیت مکانی چراغ‌های راهنما، محدودیت سرعت و خط‌کشی مخصوص هر جاده اطلاع داشته باشد.
این خودرو می‌تواند موقعیت جغرافیایی خود را از طریق مقایسه داده‌های فعلی لیدار خود و نقشه‌های سه بُعدی از جاده‌ای که روی آن در حرکت است، تنظیم کند تا مطمئن شود که هنگام حرکت از خط خارج نشده است. این امر همچنین زمانی که خودرو در داخل تونل‌ها یا گاراژ در حال حرکت است، کمک می‌کند.
این ترکیب سخت‌افزار و نرم‌افزار می‌تواند کارهای بسیار قابل توجهی انجام دهد؛ می‌تواند حرکات موتور سوارها و عابران پیاده را ببیند و حتی پیش‌بینی کند، می‌تواند علامت‌هایی را نظیر جاده در دست تعمیر است و جاده مسدود است، تشخیص دهد. این خودرو قادر است تا سرعت خود را در بزرگراه‌ها با سایر خودروها تنظیم کند. نرم‌افزار این خودرو حتی از نقاط کور خودرو نیز آگاهی دارد و با دقت نسبت به مواردی که ممکن است عابر پیاده‌ای ناگهان از بین خودروها ظاهر شود عکس‌العمل مناسبی اتخاذ می‌کند. متاسفانه برخی کارها هم هستند که این خودرو از عهده انجام آن‌ها بر نمی‌آید. مهم‌ترین مساله آب‌و‌هوا است. خودروی گوگل اکثرا در کالیفرنیا مورد آزمایش قرار گرفته است. در یک آزمایش وسیع‌تر که در جاده‌های نقاط مختلف دنیا صورت گیرد، خودروهای بدون راننده باید در مسیرهایی با بارش‌های سیل‌آسا، مه غلیظ و برف سنگین مواجه شوند که این خود یک مساله مهم است چرا که تمام این موارد بر کیفیت کار لیدار روی سقف این خودرو تاثیر می‌گذارند. برف و آبی که در یکجا جمع شده باشد اشعه لیزر را مختل می‌کنند و جمع‌آوری اطلاعات را با مشکل مواجه می‌کنند. مه و باران شدید نیز به شدت دامنه دید لیدار را کاهش می‌دهند. بدون یک لیدار قابل اعتماد این خودرو تقریبا نابینا است.
حل مساله آب‌و‌هوا هنوز هم یک موضوع پژوهشی باز در این زمینه است. اگر بخت با ما یار باشد شاید بتوانیم از الگوریتم‌های هوشمند فیلتر نویز برای جمع‌آوری داده‌های معنادار حتی در هوای نامساعد بهره بگیریم یا این که قسمت عمده بار شناسایی مسیر را بر دوش دوربین‌ها بگذاریم که در این صورت احتمالا خودرو مجبور خواهد بود تا با سرعت کمتری حرکت کند. شاید هم نیاز به استفاده از یک مجموعه سنسور جدید داشته باشیم شاید SONAR (مسیریابی از طریق صدا) یا RADAR (شناسایی از طریق امواج رادیویی) بتوانند قابلیت ترسیم نقشه‌های سه بُعدی را در مواقعی که سیستم لیدار قادر به انجام آن نیست، به خودرو بدهند. در حال حاضر گوگل مشغول کار روی هر دو مورد ذکر شده است.
اما مسئله مهم‌تر مسیرهای طولانی‌تر و شرایط پیچیده‌تر است. اکثر مسیرهایی که از خودروهای بدون راننده در آنها استفاده خواهد شد، آزاد راه‌ها هستند. برای یک روبوت، رانندگی در آزاد راه ساده است. استفاده دیگر از این خودروها شاید رانندگی با سرعت پایین و در هوای خوب داخل شهر باشد که روبوت راننده از عهده این نیز به خوبی بر‌ می‌آید. اگرچه مواردی که ذکر کردیم حدود 90 درصد از شرایط رانندگی را شامل می‌شوند ولی رانندگی فقط در این دو مورد خلاصه نمی‌شود. خودروهایی که در مراسم‌ها باید به نوعی رژه بروند، آمبولانس‌ها، خودروهای باربری، خودروهای راه‌سازی، تصادفات جاده‌ای و غیره نیز بخشی از رانندگی هستند.
واقعیت این است که وقتی مجموعه کارهایی را که یک خودروی بدون راننده باید بتواند مدیریت کند لیست می‌کنیم، تقریبا با یک لیست با بی‌نهایت مورد مواجه می‌شویم که هر کدام احتمالی هر چند ناچیز برای رخ دادن دارند.
باید بپذیریم که در نهایت هم اتفاقی برای خودروی بدون راننده می‌افتد که برای آن برنامه‌ای نداشته‌ایم که حتی ممکن است لطمه‌های جبران ناپذیری را باعث شود. در حال حاضر خودروی گوگل دارای ویژگی‌های مختلفی که بتواند لیست موارد احتمالی را به طور کامل پوشش دهد، نیست اما در حال پیشرفت است. گوگل در حال کار بر روی توسعه واکنش‌های ایمنی جایگزین برای این خودرو است تا در مواقع ضروری تضمین کند که این خودرو در مواردی مانند اشتباهات نرم‌افزاری یا شرایط رانندگی پیش‌بینی نشده باعث آسیب‌دیدگی کسی نمی‌شود.
البته محدودیت‌های دیگری نیز بر سر خرید خودروی گوگل وجود دارد. LIDAR گردان موجود بر روی سقف این خودرو در حال حاضر به تنهایی بیش از 30,000 دلار قیمت دارد. اما خبر خوش در این مورد این است که دلیل قیمت بالای این لیدارهای گردان به دلیل تعداد محدود آ‌ن‌ها است و در تولید انبوه بدون شک قیمت آن‌ها کاهش خواهد یافت.
چالش‌های قانونی
اما خودروهای بدون راننده از دید قانونی با چالش‌هایی مواجه هستند. روبوت‌های خودکار با قدرت کشتن انسان‌ها، بیکار شدن بسیاری از انسان‌ها که شغلشان رانندگی بوده است و نکته بسیار مهم دیگر، شرکت‌های بزرگی که میلیون‌ها دوربین سیار را در قالب یک خودروی بدون راننده در سراسر دنیا پخش کرده‌اند.
احتمالا خودروهای روبوتیک هم انسان‌ها را خواهند کشت (البته بسیار کمتر از خودروهایی که انسان‌ها هدایت آن‌ها را بر عهده دارند)، جای میلیون‌ها راننده کامیون و البته ده‌ها میلیون راننده تاکسی را خواهند گرفت و البته اطلاعات زیادی از کاربران خود به گوگل خواهند داد. ناگفته پیدا است که مقاومتی بر سر قانونی شدن خودروهای بدون راننده وجود دارد بخصوص که ورود آن‌ها به دنیای واقعی نیازمند تغییر و البته اضافه شدن برخی قوانین به قانون‌های رایج کشورها است.
افرادی که در زمینه قانون‌گذاری فعالیت می‌کنند تایید کرده‌اند که وضع قوانین برای خودروهای بدون راننده کار دشواری است:
ما در زمینه ارائه گواهینامه، وضع قوانین برای خودروهای فعلی و شرکت‌های فرونده این خودروها به جایگاه مطلوبی رسیده‌ایم ولی تجربه کافی برای توسعه این‌گونه قوانین برای خودروهای بدون راننده نداریم. با این حال حتی این دسته از افراد نیز معتقدند که این حوزه از فناوری ارزش تلاش بیشتر و تمرکز برای وضع قوانین را دارد.
این یک مسئله در ارتباط با آینده است که بدون تردید اتفاق خواهد افتاد و کار روی آن بسیار جذاب است. بدون تردید خودروهای بدون راننده نوع زندگی تمام انسان‌ها را تغییر خواهند داد.
مسیر پیش رو
اگر فقط یک نتیجه باشد که بتوانیم از نکات ذکر شده در این مقاله بگیریم، این نکته است که چالش‌های باقیمانده تا زمانی که خودروهای بدون راننده در سراسر دنیا متداول شوند، چالش‌هایی دشوار و بنیادین هستند. زیرساخت‌های فناوری و قانونی فعلی به اندازه‌ای کارآمد نیستند که شاهد خودروهای بدون راننده با حداکثر پتانسیل ممکن آن‌ها باشیم. با این حال جای امیدواری وجود دارد چرا که این مسائل و چالش‌ها به خوبی شناسایی و تعریف شده‌اند، قابل حل هستند و در حال حاضر جمعی از باهوش‌ترین افراد این کره خاکی مشغول تحقیق در مورد آنها هستند.
شانس این وجود دارد که این فناوری تا سال 2018 حداقل در مناطقی مانند کالیفرنیا و نوادا آماده بهره‌برداری شود. حتی امکان این امر وجود دارد که تا 10 سال آینده این فناوری نحوه زندگی هر فردی در سراسر دنیا را تغییر دهد.
این تغییرات بسته به فرهنگ رانندگی، این‌که مردم چگونه کار می‌کنند و فعالیت‌های اجتماعی‌شان به چه نحو است و البته این که شهرها چگونه طراحی می‌شوند، متفاوت است. اگر این تغییرات رخ دهد، بدون تردید بزرگ‌ترین تحول در حمل‌و‌نقل از زمان اختراع خودروها خواهد بود.

خبر

5300 میلی آمپر باتری؟!
اگر دنبال یک گوشی میان‌رده، ارزان‌قیمت و با ظرفیت باورنکردنی باتری هستید، احتمالا دیوانه Bluboo X550 خواهید شد! این گوشی از محصولات یک شرکت ناآشنای چینی به نام Bluboo است.
X550 دارای یک صفحه نمایش 5.5 اینچی با رزولوشن HD و ظرفیت باتری 5300 میلی آمپرساعتی است. سیستم عامل آن اندروید 5.1 لالی‌پاپ است و از پردازنده چهار هسته ای 64 بیتی MTK6735 شرکت مدیاتک بهره می‌برد. علاوه بر این موارد، پشتیبانی از 4G، دوربین عقب 13 مگاپیکسل، دو گیگابایت رم و 16 گیگابایت حافظه داخلی قابل افزایش نیز از دیگر ویژگی‌های این گوشی است.
باتری 5300 میلی آمپرساعتی X550 از تولیدات یک شرکت آمریکایی به نام Amprius است و به لطف تکنولوژی PumpExpress Plus Solution مدیاتک از قابلیت شارژ سریع نیز پشتیبانی می‌کند.
قیمت گذاری X550 نیز در نوع خود جالب است. این گوشی از روز 19 می تا 4 ژوئن با قیمت 149.99 دلار به فروش می‌رسد. از روز 5 ژوئن تا 4 جولای قیمت آن به 159.99 دلار می‌رسد و پس از آن با قیمت 169.99 دلار عرضه خواهد شد.

پایان حماسه دیدنی است…!
امروز منتظر بازگشت گرالت به کامپیوتر های شخصی و کنسول های خانگی نسل هشتم باشید.
امروز مصادف با عرضه جهانی پایان سه گانه حماسه گرالتِ ریویا یا همان ویچر است. Witcher The سری بازی سوم شخص در سبک نقش آفرینی است که توسط شرکت لهستانی CD Project Red ساخته میشود. این بازی حول افسانه ها و داستان های اروپای شرقی و اسکاندیناوی، قاتلان بی رحم و سلاخان است. گرالت مشهورترین پهلوان اروپای شرقی و سرزمین خیالی ریویا است.
سری سوم این بازی به نام The Witcher 3 : Wild Hunt قرار است گرالت را بازنشست کند و به حماسه های پهلوانان دیگر افسانه های اسکاندیناوی بپردازد.CD Project Red نیز اعلام کرده است که این بازی از دنیای بازیElder Scrolls V : Skyrim محصول شرکت Bethseda که بزرگترین نقشه را در بین بازی های نقش آفرینی دارد و سال 2011 برترین بازی سال شد، 20 درصد بزرگ تر است. اکنون این بازی نهمین بازی است که ازسختگیر ترین سایت دنیای بازی GameSpot نمره کامل 10 از 10 گرفته است!

مرد حرف های بی سرانجام و طرح های نیمه تمام وارد می شود محمود پر حاشیه در راه جیرفت

مرد حرف های بی سرانجام و طرح های نیمه تمام وارد می شود
محمود پر حاشیه در راه جیرفت
بخشی از مصوبات دولت احمدی نژاد در جنوب کرمان که هنوز به سرانجام نرسیده اند:
ایجاد زیرساخت منطقه ویژه اقتصادی جازموریان
احداث موزه جیرفت
احداث و تکمیل شهرک صنعتی شماره 2 جیرفت
احداث 7 مرکز بهداشتی درمانی در جیرفت و عنبرآباد
احداث 7 سالن ورزشی در جنوب کرمان
احداث و تکمیل مجتمع های دامپروری جیرفت
تکمیل اردوگاه امام خمینی دلفارد جیرفت
تکمیل سالن های ورزشی دانش آموزی جیرفت
محمود احمدی نژاد، رییس دولت های نهم و دهم در حالی دوازدهم اردیبهشت ماه جاری به جیرفت سفر می کند که وی پیش از این به عنوان رییس جمهور چهار بار به استان کرمان سفر کرده بود. سفرهایی که مصوبات زیادی داشتند اما بنا به گفته مسئولان فعلی، این مصوبات چندان گره ای از کار ملت نگشودند.
احمدی نژاد دولت خود را دولت مهرورز معرفی کرد. دولتی که قرار بود مدافع حقوق مردم و علی الخصوص مستضعفان باشد. اتفاقی که نه تنها روی نداد، بلکه حالا با گذشت دو سال از اتمام آن، روز به روز پرونده های فساد بیشتری به جای مانده از آن دو دولت آشکار می شوند و هم اکنون دو معاون احمدی نژاد به دلایل اقتصادی در زندان به سر می برند و چندین پرونده اختلاس دیگر رو شده است. اما این پرونده های فساد، تنها میراث احمدی نژاد و دولت های نهم و دهم نبود. دولت مهرورز احمدی نژاد حدود سه هزار پروژه و طرح نیمه تمام برای دولت یازدهم جا گذاشت. طرح هایی که به گفته محمدعلی نجفی، مشاور رییس جمهور در مجموع 480 هزار میلیارد تومان بودجه می خواهند. این در حالی است که کل بودجه عمرانی کشور در سال 95، 41 هزار میلیارد تومان است. یعنی کمتر از یک دهم اعتباری که برای اتمام طرح های نیمه تمام دولت های نهم و دهم نیاز است.
دولت نهم و دهم به ریاست محمود احمدی نژاد علاقه زیادی به کلنگ زدن داشت. احمدی نژاد در طول هشت سال رییس جمهوری اش، همواره از مجلس درخواست بودجه عمرانی بالایی می کرد اما در عمل چیزی مشاهده نمی شد و کمتر از میزان بودجه عمرانی تخصیص داده شده، پروژه ها به بار می نشستند. آنطور که اقتصاد نیوز نوشته بر اساس گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، از سال‌های ۱۳۸۴ تا پایان ۱۳۹۰ بیش از ۱۲۵ هزار میلیارد تومان صرف هزینه‌های عمرانی شده اما بیش از ۹۰ درصد طرح‌های عمرانی که با صرف این هزینه‌ها باید پایان می‌یافتند، تمام نشده‌اند. این در حالی‌ است که تمام بودجه آن‌ها هزینه شده است.
گویا دولت احمدی‌نژاد علاقه شدیدی به کلنگ‌زنی و نیمه‌کاره رها کردن طرح‌های عمرانی داشت. در لایحه بودجه سال ۱۳۸۵ محمود احمدی‌نژاد از مجلس خواست بودجه ۱۸هزار میلیارد تومانی عمرانی را تصویب کند تا دولت بیش از ۹ هزار طرح نیمه‌تمام ملی و استانی را ظرف یک یا دو سال به پایان برساند. نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم بودجه عمرانی مصوب دولت را تصویب کردند اما در عمل دولت نه‌تنها طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره را تمام نکرد بلکه آن‌ها را مدام در بودجه‌های سالانه بعدی تکرار می‌کرد و مدام طرح‌های جدید کلنگ زد و طرح‌های نیمه‌تمام روی‌هم انباشه شد. طرح هایی که دولت یازدهم رسیده و دست این دولت را برای تعریف پروژه های جدید بسته است.
کرمان؛ دارای بیشترین طرح نیمه تمام در کشور
براساس آمارها استان کرمان طرح های نیمه تمام بیشتری به نسبت دیگر استان ها دارد. البته همه این طرح ها در دولت های نهم و دهم به ریاست محمود احمدی نژاد تصویب نشدند اما اغلب آن ها از برجای مانده از آن دولت ها هستند.. طبق اعلام استانداری کرمان، حدود سه هزار و 800 طرح نیمه تمام در استان کرمان وجود دارد. این درحالی است که تعداد طرح های نیمه تمام در استان های گیلان یک هزار و 150، آذربایجان شرقی یک هزار و 647، بوشهر یک هزار و 655، مازندران 2 هزار، لرستان 650، چهارمحال و بختیاری یک هزار و 500، فارس 2 هزار، قزوین یک هزار و 500، آذربایجان غربی 2 هزار، خراسان جنوبی یک هزار و 600، گلستان یک هزار، یزد یک هزار و 400، خراسان شمالی 2 هزار و 800، کردستان یک هزار و 500، کهگیلویه و بویراحمد یک هزار و 875، هرمزگان 585 و زنجان یک هزار و 348 طرح می باشند. همه این طرح ها در دولت احمدی نژاد مصوب نشدند اما همانطور که ذکر شد اغلب آن ها به دولت های نهم و دهم مربوطند.
چهار سفر استانی به کرمان
و تصویب حدود 3 هزار پروژه
محمود احمدی نژاد در طول دوران ریاست جمهوری اش چهار بار به کرمان سفر کرد. سه سفر اول هیات دولت به کرمان پر از مصوبه و تعریف طرح جدید بود اما در سفر چهارم، احمدی نژاد تنها به افتتاح چند پروژه پرداخت.
طبق گفته جعفر رودری مدیرکل وقت دفتر برنامه ریزی و بودجه استانداری کرمان در سه سفر اول احمدی نژاد به کرمان 658 بند مصوبه شامل 2 هزار و 878 پروژه تصویب شده بود.
تعداد مصوبات دور نخست سفر احمدی نژاد به استان کرمان در مجموع 256 مصوبه، در دور دوم سفر نیز در مجموع 235 مصوبه و در دور سوم نیز در مجموع 167 مصوبه به تصویب رسیده بود. بر اساس آماری که در 31 اردیبهشت 92 عنوان شده بود، 207 مصوبه از دور اول سفر، 115 مصوبه از دور دوم سفر و 52 مصوبه از دور سوم سفر احمدی نژاد به کرمان وارد فاز اجرایی شده بودند. اجرایی شدن این مصوبات به معنای بهره برداری و به اتمام رسیدن آن ها نبوده و برخی پروژه ها فقط در حد کلنگ زنی باقی ماندند. پروژه موزه جیرفت نمونه بارز این پروژه هاست.
معاون سازمان مدیریت و برنامه ریزی کرمان:
75 درصد طرح های نیمه تمام استان مربوط به دولت احمدی نژاد است
سرپرست معاونت بودجه و برنامه ریزی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان کرمان در رابطه با پروژه های نیمه تمام به جا مانده از دولت احمدی نژاد به «پیام ما» گفت: عمده طرح های نیمه تمام استان کرمان مربوط به دولت های نهم و دهم است. محمدرضا وحیدی افزود: دوره هر دولتی که به پایان می رسد، تعدادی پروژه نیمه تمام برای دولت بعد باقی می ماند اما تعداد طرح ها و پروژه های نیمه تمامی که از دولت های نهم و دهم به دولت یازدهم به ارث رسید، به مراتب بیشتر از پروژه های نیمه تمام دیگر دولت هاست.
وی در پاسخ به این پرسش که از دو هزار و 878 پروژه ای که در سفرهای محمود احمدی نژاد به استان کرمان مصوب کرده بود، چه تعداد به نتیجه رسید، گفت: به طور دقیق نمی توان گفت و باید این موضوع را محاسبه کرد اما حدود 30 تا 35 درصد این مصوبات اجرا شد. وحیدی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه چه تعداد از پروژه های نیمه تمام استان کرمان، برجای مانده از دولت احمدی نژاد است، اظهار داشت: تقریبا 20 تا 25 درصد طرح های نیمه تمام استان کرمان به دولت های قبل از نهم و دهم بازمی گردد و بقیه از این دولت به جا مانده است.
سفر مرد طرح های نیمه تمام به جیرفت
حالا محمود احمدی نژاد قرار است به استان کرمان و شهرستان جیرفت سفر کند. سفری که بنا به گفته عبدالرضا داوری ۱۲ اردیبهشت‌ ماه جاری به منظور شرکت در یادواره شهدا انجام می شود.
سفری که بیش از هرچیز مردم استان کرمان و شهرستان جیرفت را به یاد پروژه های نیمه تمام می‌اندازد. یکی از این پروژه ها، موزه جیرفت است. موزه ای که علی رغم وعده های مکرر، هیچگاه به اجرا نرسید.

فرماندار جیرفت:
در ارتباط با یادواره شهدا و سفر احمدی نژاد
تاکنون اشاره ای نشده است

فرماندار جیرفت در ارتباط با سفر قریب الوقوع محمود احمدی نژاد به این شهرستان، هفته گذشته به روزنامه «پیام ما» گفت: ما فقط در فضای مجازی خبر سفر ایشان را شنیدیم اما با توجه به اینکه مستنداتی وجود ندارد، نمی توان به این خبر فعلا اعتنا کرد. احمد امینی روش در واکنش به اینکه گفته شده احمدی نژاد برای حضور در مراسم یادواره شهدا به جیرفت خواهد آمد، اظهار داشت: تاکنون درخواستی به ما داده نشده است و فقط در فضای مجازی این خبر را شنیدیم.
وی افزود: حتی دست اندرکاران یادواره شهدا هم تا این لحظه نه در ارتباط با یادواره و نه در رابطه با سفر ایشان اشاره ای نکرده اند. چرا که اگر قرار باشد یادواره شهدا برگزار شود، جلسه مقدماتی برگزار خواهد شد. فرماندار جیرفت تصریح کرد: با توجه به اینکه مراسم یادواره شهدا، عمومی است و مردم حضور پیدا می کنند، درخواست های لازم باید داده شود و روند قانونی طی و موارد قانونی رعایت شود. امینی روش در پاسخ به این سوال که اگر سفر احمدی نژاد به جیرفت انجام شود، نگران حاشیه ها نیستید، اظهار داشت: اگر ایشان سفر کند، اتفاقی نخواهد افتاد. همه ما باید تلاش کنیم به همه تفکرها احترام بگذاریم و مطمئن باشید مردم هم به همین اصل معتقدند.

حمایت شورای اسلامی شهر کرمان از گشت نامحسوس ارشاد

حمایت شورای اسلامی شهر کرمان
از گشت نامحسوس ارشاد
جلسه این هفته شورای شهر کرمان فقط به مسائل عمرانی شهر اختصاص نداشت. در این جلسه اعضای شورای شهر کرمان از گشت نامحسوس ارشاد حمایت کردند. رؤیا دیوان بیگی رییس کمیسیون فرهنگی و ‌آی تی با توجه به بحث عفاف و حجاب گفت: همه در جریان هستیم که در ارتباط با گشت نامحسوس مصوبه ای به نیروی انتظامی ابلاغ شده است که در حیطه حجاب و عفاف مدنظر می باشد. وی افزود: مقام های قوه قضائیه از جمله آقای اژه ای در این خصوص موضع گیری محکمی کرده اند. همچنین در خطبه ی اخیر حضرت آیت الله موحدی کرمانی در هفته گذشته به این موضوع اشاره داشتند. دیوان بیگی با اشاره به تعدادی از کشف حجاب ها در تهران و کلان شهرها افزود: متاسفانه طراحی و برنامه‌ریزی این است که از بدحجابی به سمت کشف حجاب پیش برویم. من تقاضا دارم که همه اعضای شورا از این طرح حمایت کنند. رییس کمیسیون فرهنگی و ‌آی تی اظهار داشت: در جلسه آینده از شورای صیانت استانداری و نیروی انتظامی دعوت کنیم تا در رابطه با چگونگی اجرای طرح توضیحات بیشتری را ارائه دهند. علی منصوری دیگر عضو شورای شهر کرمان در این ارتباط گفت: بهتر نیست که ارشاد به دنبال پیگیری این مسئله باشد؟ دیوان بیگی خطاب به منصوری گفت: من چندین سال در معاونت امنیت اجتماعی نیروی انتظامی بوده ام و باید بگویم که در این طرح اصلا بحث برخورد فیزیکی نیست و تنها هدف این است که احساس شود نیروهایی هستند که به قول آیت الله موحدی بعضی ها فکر نکنند که کامل آزادی آمده است. یاسین پنجعلی زاده نیز در این خصوص گفت: این طرح به این صورت است تعدادی از افراد که مورد اعتماد هستند شماره ماشین هایی را که آلودگی صوتی و یا کشف حجاب کرده اند را به نیروی انتظامی اعلام می کنند و نیروی انتظامی ماشین را توقیف می کند. دیوان بیگی رییس کمیسیون فرهنگی و ‌آی تی نیز تصریح کرد: برنامه ریزی معاونت اجتماعی به اینصورت نیست که برخورد فیزیکی داشته باشند وی افزود: تلاش شده است، طرحی که ابلاغ شده معقول باشد و تبعات منفی به دنبال نداشته باشد. وی در پایان گفت: با توجه به وضعی که درجامعه بوجود آمده همه موضع گیری کرده اند که این طرح را اجرایی کنند.
شایان ذکر است برخی ازمصوبات این جلسه شورای شهر کرمان به شرح زیر است: ساخت تقاطع غیرهمسطح سمیه مورد بررسی قرار گرفت که مقرر شد ساخت این تقاطع غیرهمسطح با اولویت زیرگذر آغاز شود و طی یک هفته آینده شهرداری کرمان وضعیت مسیرهای دسترسی جایگزین و روش تامین مالی پروژه را به شورا اعلام کند. مهنوش مؤمنی با اشاره به حجم اجرای پروژه‌ها و مشکلات ترافیکی ایجاد شده در شهر کرمان، گفت: اگر قرار باشد پروژه ی تقاطع غیرهمسطح سمیه اجرا شود، باید ساعت کاری ادارات و مدارس شناور شود تا با مشکل ترافیکی کمتری در شهر و به ویژه چهارراه سمیه روبه رو شویم.
در ادامه با توجه به مذاکره مشرفی با سیف الهی معاون عمرانی استاندار کرمان و اخذ تایید وی در ارتباط با تعدادی از بندهای لوایح عوارضی شهرداری که مورد ایراد معاونت استانداری قرارگرفته بود مقرر شد بجز لوایح مورد ایراد، مابقی لوایح توسط شهرداری اجرا گردد. بابایی شهردار کرمان نیز با توجه به اینکه ساخت پل شرف آباد در روان شدن ترافیک تاثیرگذار است خواستار موافقت اعضای شورا برای ساخت پروژه‌های شرف‌آباد و امیرکبیر شد. صدیقه زاهدی، رییس کمیسیون اجتماعی، ورزش و جوانان نیز در این جلسه خواستار ایجاد موزه نخبگان ورزشی برای بزرگداشت مقام آوران ورزشی در کرمان شد. وی افزود: کمیته اشتغال نیز در شورای شهر کرمان ایجاد شود. با توجه به اینکه قالیچه های عتبات عالیات در کرمان بافته می شود، فنی حرفه ای اعلام آمادگی برای همکاری کرده است و با کمک شهرداری می توان آموزشگاهی برای ایجاد اشتغال آماده کرد.

یادداشتی بر کتاب «زامپانو وارد می شود» اثر سید جواد موسوی خوانش بینامتنی از سینما به ادبیات

یادداشتی بر کتاب «زامپانو وارد می شود» اثر سید جواد موسوی
خوانش بینامتنی
از سینما به ادبیات
لیلا راهدار

کتاب «زامپانو وارد می شود» اثر سید جواد موسوی توسط انتشارات فرهنگ عامه چاپ و منتشر شده است نام کتاب برگرفته از فیلم «جاده» است این فیلم اثر نئوکلاسیک هاست و تأثیر فقر را بر روان شناختی افراد نشان می دهد زامپانو شخصیتی خشن و معرکه گیر است که در ارتباط با جلومونیا برای اولین بار با مقولات انسانی، مانند احساس روبرو می شود این فیلم در سال 1954 جایزه ی شیر طلایی را دریافت نمود و 50 جایزه ی بی نظیر سینمایی را به خود اختصاص داد.
کتاب زامپانو وارد می شود شامل 56 داستان سینمائی است، سینمائی با این تعریف که متأثر از فیلم ها و فیلم نامه ها و داستان های سینمائی است. در حقیقت کتاب زامپانو وارد می شود را می توان در شمارگان ادبیات بینا متنی تقسیم بندی کرد، این نظریه ی مدرن در ابتدا توسط جولیا کریستوا در سال 1966 برای اولین بار مطرح گردید. در این نوع نگارش شکل گیری معنای متن توسط متنی دیگر اتفاق می افتد این عمل می تواند شامل استقراض یا دگردیسی توسط مؤلف صورت پذیرد.
در این اثر نویسنده با ارجاع به محفوظات خواننده (فیلم ها) دست به چنین عملی می زند. در این نظریه هر متنی ناظر بر متون پیشین است و زمانی که مطالعات متنی صورت پذیرد، توجه به نوع رابطه ی متون حائز اهمیت است.
سینما در« کتاب زامپانو وارد می شود» به عنوان یک متن ، اتفاق داستانی با تکیه بر متن قبلی و داستان هایی که مؤلف ارائه می دهد می باشد.
در نظریه ی بینا متنیت هیچ متنی بدون متون یا متن پیشین نیست و متن ها پیوسته بر متون پیشین بنا می شوند، در 56 داستان نوشته شده در این کتاب تأثیر و ارتباط معنایی متون (سینما) و (داستان) به خوبی نمایش داده می شود . ارتباط برقرار کردن با این کتاب و فهم معنای داستان ها مربوط می شود به دیدن فیلم ها یعنی در صورتی که خواننده در ابتدا تماشاگر، تحلیل گر یا خواننده ی فیلم نامه ها نبوده باشد درک ناقصی از این کتاب خواهد داشت، نویسنده با تکیه بر دانش از پیش مفروض خواننده دست به تولید کتاب زده است و اگر این فرض نقص گردد رشته ی مرتبط با داستان ها نیز گسسته می گردد.
براساس نظریه ی بینا متن ، اثر ادبی بدون خوانش دارای معنا نیست و خوانش یک متن در واقع می تواند آن را تأویل پذیر کند.
نویسنده با خوانش متفاوت از آثار سینمائی در ژانری مابین داستان و سینما دست به ساخت این کتاب زده است و در حقیقت نگرش تأویل پذیر خود را ارائه نموده است کلام و متن از دهانی به دهان دیگر از فرمی به فرم دیگر و از گروه اجتماعی به گروه اجتماعی دیگر و از نسلی به نسل دیگر قابل انتقال است خواسته یا ناخواسته در بسیاری از ژانرهای ادبیات این اتفاق می افتد، این اتفاقی است که برای داستان ها، از زبانی به زبان دیگر، برای اشکال مختلف هنری مثل تعریف فیلم (که خود اثر ادبی متفاوتی است) و یا برعکس (تبدیل فیلم نامه به فیلم) و… اتفاق می افتد.
جامعه ی هدف در سینما، آموزش یافته گان و علاقه مندان این حوزه است، نویسنده با خلق اثر «زامپانو وارد می شود » با نگاه بنیا متنیت جامعه ی هدف را گسترش داده و این انتقال از گروه اجتماعی هنرمندان سینما به داستان نویسان و علاقه مندان به داستان نویسی صورت گرفته است. درک هر داستان ،گشایش و رمزگشایی حوادث و شخصیت ها منوط به دیدن فیلم مربوط به آن است. این مسئله می تواند هم ضعف و هم قوت اثر به حساب آید، اما آن چه واضح است این حرکت حرکتی مدرن است که در داستان نویسی و یا سینمای ایران رخ داده است. امروزه در ادبیات جهان متون از حالت تعصب و صلب گونه خارج گردیده اند و حالت نشانه های زایشی به خود گرفته اند. هر حادثه ، شخصیت، و اتفاق می تواند باعث پدید آمدن نگرشی جدید در نویسنده گردد، در این فرایند نگرش جدید تنها مربوط به مؤلف نیست بلکه حیطه ی گسترده ی آن خواننده را نیز در بر می گیرد. داستان های کتاب « زامپانو وارد می شود » متأثر از فیلم های بسیار ماندنی سینمای جهان هستند، که اصولاً شخصیت محور هستند، در این فیلم ها تاکید هم بر همین موضوع شخصیت محوری بوده است.
دانستن فیلم ها قبل از مطالعه ی کتاب ضروری است هر چند که اگر خواننده قبلاً بیننده ی آن فیلم ها هم نباشد با متنی جدید روبرو می گردد که مرز بین فیلم نامه و داستان را در هم شکسته است و زایشی متفاوت از آن است. بینا متنی به معنای شکل یافتن متنی جدید براساس متون معاصر یا قبلی است به طوری که متن جدید فشرده ای از تعدادی از متون است که مرز بین آنها قابل تشخیص نیست و محو شده است و ساختارش شکلی تازه شده است این رویکرد هم متن و هم معنا را در بر می گیرد.
شاید گسترش محدوده ی دانش خواننده ، ایجاد سئوال و شکسته شدن چارچوب های قبلی از متن یکی از مهم ترین خصوصیات این نگرش باشد.
کتاب «زامپانو وارد می شود» خواننده را به تأمل فرو می برد و شاید به عنوان محرک دیدن فیلم برای خواننده به حساب آید که بتواند خوانش درستی از متن داشته باشد. این کتاب مخاطب خاص خود را دارد و عموماً برای دانش آموخته های سینما، بینندگان و منتقدان فیلم های نوین ، جذاب به شمار می آید گرچه می تواند مخاطبانی از گروه های اجتماعی دیگر را به خود جلب کند و هزاران تاویل را به دست مخاطبان خود دهد.
سید جواد موسوی حرکتی نوین را در داستان نویسی و یا می توان گفت خلق اثر بینا متنی که نام مشخص آن داستان نیست را به عرصه ی ادبیات وارد کرده است.

تیاتر

نمایش
جنجال در استودیو
پرفروش ترین نمایش کمدی در (تهران)
کاری از مهرداد صادقی، نوشته محمد درویش علیپور، به تهیه کنندگی فریبا منتظریان
با هنرمندی فریبا منتظریان اولین بانوی کمدین تیاتر تهران
با حضور استاد بهروز تقوایی، آرمین قدرتی، میلاد تفرشی، محسن فرخی، سحر خرم نژاد
بلوار پرستار- بوستان مادر- سالن ایرج بسطامی
از سه شنبه 7 اردیبهشت ماه، ساعت 20
به مدت 10 شب
فروش بلیط در سایت کرمان کنسرت
www.kermanconcert.com

با شکست خانگی مس کرمان در برابر زردپوشان آبادانی؛ مس نشان داد مرد بازی‌های بزرگ نیست!

با شکست خانگی مس کرمان در برابر زردپوشان آبادانی؛
مس نشان داد
مرد بازی‌های بزرگ نیست!
با بازی های این هفته لیگ دسته اول که عصر روز گذشته در شهرهای مختلف ایران برگزار شد مس کرمان که تا این هفته در رده چهارم جدول رده بندی قرار داشت، با باخت خانگی در مصاف با صنعت نفت آبادان تا رده هفتم جدول سقوط کرد و تا حدی خیال خود و هوادارانش را بابت عدم صعود به لیگ برتر راحت کرد، مگر اینکه معجزه ای رخ دهد ومس کرمان کاری کند، کارستان.
مس این هفته در کرمان میزبان نفت آبادان بود و در پایان با نتیجه دو بر یک از حریف خودش شکست خورد و اولین بازی شش امتیازی را به رقیب جدی خود در لیگ واگذار کرد.گلهای زرد پوشان آبادانی را میلاد جهانی و محمد شادکام به ثمر رساندند و تک گل بی اثر مسی ها را کیوان امرایی در دقیقه 74 وارد دروازه حریف کرد. هرچند مس با این نتیجه، روی کاغذ هنوز شانس برای صعود دارد اما عملا احتمال صعود را تا حد زیاد از دست داد.مس رفسنجان دیگر نماینده نارنجی پوش استان کرمان در مازندران تیم نساجی را با تساوی متوقف کرد، مس در حالیکه میتوانست برنده این بازی باشد با گلی که در دقایق پایانی از نساجی دریافت کرد بازی برده را با تساوی عوض کرد و با یک امتیاز خارج از خانه ای که کسب کرد در جدول رده بندی صعود یک پله ای داشت و با تفاضل گل بهتر نسبت به مس کرمان ششم جدول شد.حالاشانس مس رفسنجان با توجه به بازی های آسانتری که نسبت به هم نام کرمانی دارد، بیش از پیش می باشد.
گل گهر سیرجان نیز در مسجد سلیمان و در برابر نفت این شهر مساوی کرد.نتیجه ای که زیاد تفاوتی در جایگاه این دو تیم نداشت و درهمان میانه های جدول باقی ماندند.در دیگر بازی های این هفته،فجر سپاسی شیراز با نتیجه پر گل5 2 خیبر خرم آباد را با شکست بدرقه کرد و در همان رتبه سوم با 57 امتیاز باقی ماند.پیکان تیم صدرنشین لیگ در اصفهان با گیتی پسند این شهر به تساوی دست یافت و ماشین سازی تبریز با پارسه، داماش با فولاد و پاس همدان با خونه به خونه هم مساوی کردند تیم های ایرانجوان بوشهر و شهرداری اردبیل در مصاف با رقبایشان به پیروزی دست یافتند.
با این نتایج و در پایان هفته سی و پنجم و پس از پیکان صدرنشین، تیم های ماشین سازی،فجر سپاسی،نفت آبادان،خونه به خونه و مس رفسنجان بالاتر از کرمانی ها قرار گرفتند وچشم به بازی های هفته های پایانی دارند تا در آخر ببینیم سه تیم نهایی صعود به لیگ برتر کدام تیم ها خواهند بود؟

کرمان؛ آفتاب لب بام پادشاهان

کرمان؛ آفتاب لب بام پادشاهان
کرمون- این که یک پژوهشگر مورخ و نویسنده کرمانی سوگند یاد کند که در هیچ سمیناری، سخنرانی و… شرکت نکند و کتابی ننویسد مگر اینکه نامی از کرمان به میان بیاورد، مایه خرسندی هر کرمانی است. و همین موضوع باعث می شود همه کسانی که بخواهند به نحوی مطلبی را درباره کرمان و کرمانی بنویسند خواه ناخواه به سمت نوشتارهای او کشیده شوند. باستانی پاریزی آن قدر درباره کرمان نوشته و در کتاب هایش از این دیار نام برده است که نه تنها سوگند خود را بی کفاره نمود، بلکه حتی بیش از آن نیز دین خود را به زادگاهش ادا کرده است.
استاد باستانی پاریزی، کرمان را آفتاب لب بام حکومت ها دانسته که شاهد احتضار حکومت ها بوده و شاهان فراری و رو به افول سلسله های مختلف تاریخی به این منطقه پناه می آورده اند.
این مورخ در کتاب «سنگ هفت قلم» از برخی پادشاهان که غروب حشمتشان در کرمان بوده نام برده است:
گریختن دارا به کرمان: داریوش سوم ضمن فرار از برابر اسکندر، خود را به دامنه های جبال بارز کرمان رسانده و از آنها کمک خواسته و در واقع خواسته یک نوع جنگ پارتیزانی به کمک قبایل پاری تکانی علیه اسکندر راه بیندازد که البته توفیق نیافت. بزرگترین منبع و درست ترین تاریخ ملی، یعنی شاهنامه فردوسی این نکته را خیلی روشن یاد می کند فردوسی تحت عنوان «رزم سوم اسکندر با دارا و گریختن دارا به کرمان» می گوید:
جهاندار دارا به کرمان رسید/همی از کف دشمنان جان کشید/چو دارا ز ایران به کرمان رسید/در بهر از بزرگان ایران ندید
در واقع آخرین خطابه داریوش سوم با بزرگان ایران بوده که در کرمان صورت گرفته و تقریباً صورت یک جلسه مشورتی و شاید آخرین جلسه مشورتی شاهانه و در واقع شام آخر شاهانه داشته است. خلاصه آن که «پاری تکان ها» همان قوم بارز یا پاریز هستند که وقتی آخرین پادشاه هخامنشی از کرمان عبور می کند او را یاری می دهند.
یزدگرد سوم: یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی هم ازکرمان عبور کرد. یزدگرد قصد فارس کرد و چهار سال در آن دیار ماند و از آن جا به کرمان رفت و دو یا سه سال در کرمان ماند. دهقان کرمان از او چیزی طلب کرد که یزدگرد موافقت ننمود، دهقان او را از کرمان راند.
وزیری؛ حاکم کرمان را در آن زمان «شهرک» یاد کرده است و می گوید:«یزدگرد در غیاب شهرک دشنام داد.»
ابو ابراهیم سامانی: پس از اسلام، پایان کار سامانیان بخارایی هم با کرمان بود. آخرین پادشاه سامانی عبدالملک بن نوح «چادر اندر سر کشید و هم بر آن حال باز از بخارا او را برآوردند و پیش ایلک بردند و اندر حبس ایلک فرمان یافت. (در گذشت)»
پس از او یکی از فرزندان نوح بن منصور سامانی، معروف به ابو ابراهیم با سلطان محمود غزنوی جنگید و شکست خورد و مجبور به فرار شد. ابوابراهیم به اسفراین رفت و کرمان و از آنجا به گرگان رفت، پس بار دیگر به نیشابور آمد…»
بنابراین یک گریزگاه او کرمان بوده است.
جلال الدین خوارزمشاه: از برابر حمله مغول گریخت و دوبار به کرمان آمد. یکی هنگامی بود که از هندوستان باز می گشت و دختر براق حاجب کرمان را هم گرفت. یک روز جلال الدین برای شکار به بردسیر رفت، براق با او همراهی نکرد و بعد پیغام داد که:«کرمان مدت ها در دست ظالمان بوده است و به خاطر قحطی و آمد و رفت لشکر بیگانگان از توانایی افتاده است.» و در واقع محترمانه داماد خود را از شهر بیرون کرد.
سلطان جلال الدین ناچار او را اجابت کرد اندکی بعد غیاث الدین برادر جلال الدین هم با مادرش به کرمان آمدند و براق حاجب، مادر غیاث الدین را خواستگاری و با او ازدواج کرد.
شاه منصور مظفری: قبل از آن که به دست امیرتیمور در شیراز کشته شود یک عبور از کرمان داشته است. او به بهانه هایی برای جنگ با بنی عم خود سلطان احمد به طرف کرمان آمد و چون روی خوش ندید تمام سرحد ولایت را خراب و در رفسنجان قتل و غارت کرد. اما در آخر شکست خورده و دودمان مظفری به پایان رسید.
احمدخان صفوی: آخرین فرد صفوی که به دستور شاه تهماسب دوم حکومت کرمان یافت. و چون وضع دولت صفوی را ناپایدار و تسلط افاغنه را بر ایران دید. سید احمد از راه لوت خراسان و نایبند عازم خراسان شد و چون از دربار صفوی روی خوش ندید به سیستان متواری گشت و به بم و نرماشیر آمد و چون هوا را ملایم ندید به لار گریخت و به بندرعباس رفت و سرانجام در قلعه حسن آباد داراب متحصن شد. نتایج سفر این شاهزاده نیز معلوم است. عده ای که با شاهزاده صفوی همراهی کرده بودند طبعا به عذاب و خطاب اشرف افغان گرفتار آمدند و چنان که در تاریخ آمده در حبس او گرفتار ماندند، این قضیه ادامه یافت تا آن که نادر خود را برای قلع و قمع افاغنه کرمان و بلوچستان به این حدود رساند.
لطفعلی خان زند: شاهزاده سرگردان دیگری بود که از دست لشکر آغامحمدخان قاجار به کرمان گریخت و مورد حمایت خواجه محمدزمان و خواجه غنی پاریزی قرار گرفت و کفاره حمایت از این شاهزاده حداقل قدح های حدقه چشم بود که از مردم کرمان درآوردند.
محمدعلی شاه: محمدعلی شاه را باید به حق آخرین پادشاه قاجار خواند، نه احمدشاه را که اصولاً پادشاه اروپا و سن کلود بود- نه ایران- محمد علی شاه نیز اطرافیان را گول زد که به کرمان می روم ولی از سفارت روس سر درآورد.
رضاشاه: آخرین سفر خود را از باغ هرندی در کرمان به کشتی بندرا در بندرعباس انجام داد و اگر هواپیما عالم گیر نشده بود شاید آخرین پادشاه پهلوی نیز از کرمان به خارج می رفت. به دلیل آن که قصر ولی عهد را برای احتمالات آینده در کرمان ساخت.

روزگار سیاهِ سفیدگری

روزگار سیاهِ سفیدگری
خیلی ها استان کرمان را به معادنش می شناسند. از بین این معادن، مس مشهورتر است و مسگری هم شهره بازار کرمان!
بازار کرمان، راسته بازار مسگرها، کاسه ها، قابلمه ها، سینی ها و نمای بازار را سرخ کرده اند. ضربه های چکشی که در دست استاد مسگر بر تن و پشت و پهلوی یک قطعه مسی کوبیده می شود، هارمونی دل انگیزی در زیر تاق های بازار تاریخی کرمان ایجاد می کند. البته این که چرا فعل حال را برای گذشته به کار می برم را نمی دانم. چرا که دیگر در بازار مسگرها خبری از آن همه سر و صدا و هیاهو نیست. شاید نوستالوژی های ماست که از زمان گذشته تا به امروز امتداد دارد. شاید دلمان می خواهد که همان شیوه های سنتی مسگری در زمان حال هم رخ می داد. شاید…
نمی دانم اما واقعیت این است که دیگر نه خبر چندانی از مسگری است و نه حتی مس کرمان آذین بخش مغازه های مس فروشی هایی است که آبا و اجدادشان خود در کار مسگری بوده اند.
الان ظروف مسی هم مثل همه چیزمان وارداتی است و مسگرها هم فروشنده کالاهای پاکستانی و ما کرمانی ها هم خریدار جنس همسایه ای که مرغش هم چنان غاز است.
یکی از مشاغل سنتی که می توان آن را از جمله صنایع جنبی مسگری به شمار آورد. شغل سفیدگری است. سفیدگری، زدودن چهره سیاه ظروف مسی و قابل استفاده کردن آن برای استفاده کننده است.
اکنون اگر کسی یک قابلمه مسی در خانه داشته باشد و از قضا به مدد تلویزیون و اینترنت و… از مزایای ظروف مس با خبر شده باشد و در صدد سفید کردن کاسه و دیگش برآمده باشد، نمی داند که استاد سفیدگر را در کجای کرمان، این مهد مس و مسگری جستجو کند. چرا که دیگر این حرفه نیز با بی توجهی تمام به حاشیه رانده شده و مغازه شناسنامه دار و نام و نشان داری از آن باقی نمانده است.
تک و توکی استاد سفیدگر هم اگر در کرمان باقی مانده باشد، در مخروبه هایی در حال کار هستند یا در بغل کوچه پس کوچه ای بساط قلاگری خود را پهن کرده اند.
چه خوب بود در بازار سنتی کرمان نظیر بازار میدان قلعه که حجره هایشان سال های سال خالی و متروکه افتاده و از قضا از جمله بازارهای تاریخی ایران هم هستند، محلی به هر یک از بازماندگان صنعت سفیدگری اختصاص می یافت و صاحبان این پیشه قدیمی که البته اکنون هم چندان بی مشتری نیستند سامان دهی می شدند. تا هم بازارهای سنتی کرمان از سکوت غم انگیز نجات یابد و هم حرفه سفیدگری که یادگار نیاکان کرمانی است، احیا می شد. از این رهگذر استفاده از ظروف مسی که در پستوی خانه ها به میراث گذشته شده نیز ترویج می شد که در استفاده کمتر از ظروف شیشه ای و تفلون و ارتقای سلامت عمومی نیز مؤثر واقع می گردید.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش سی و پنج
شکی نیست که وطن پرستان ایران و موفقیتی که بعداً در سرنگون ساختن بنیاد استبداد و قاجاریه نصیبشان شد همه مدیون سید جمال الدین واعظ و ملک المتکلمین بوده و برای همیشه نام آن بزرگواران باید در صفحات تاریخ انقلاب ایران نوشته گردد. دانشمند محترم آقای محمود دبستانی که تاریخی متحرک است، در یادداشتی چنین نوشته «من در تهران نزد میر شهاب الدین تبریزی که از شاگردان درجه اول مرحوم میرزای جلوه بود منطق و الهیات و شرح اشارات و قسمتی از اسفار را فرا می گرفتم. استادم از حسن تقریر و حافظه قوی حاج میرزا احمد حکایت کرد و گفت:«روزی مشارالیه در تبریز چنانکه شیوه او بود سوره کهف را از بدو(آغاز) تا ختم قرائت کرد و بعد ترجمه آیه به آیه را بدون کلمه ای پیش و پس با بیانی شیوا ادا کرد. بعداً به تفسیر پرداخت و دو ساعت تمام بدون خستگی نطق را ادامه داد. چنین هنر و قدرتی اگر در پارلمان های انگلیس یا فرانسه به کار می رفت چه آثاری در اذهان عمومی به جای می گذارد.
از مرحوم میرزا علی اکبر خواجوی پیش خدمت دفتر ایالتی کرمان که یکی از مریدان پر و پا قرص حاج میرزا احمد بود شنیده شده که گفته است:«روزی در تهران همراه حاج میرزا احمد در کوچه می رفتم، اتفاقاً از پهلوی ما اتابک صدراعظم گذرش افتاد و متوجه حاج میرزا احمد نشد یا نخواست بشود یک دفعه حاج میرزا احمد با صدای بلندی مرا مخاطب ساخته گفت:«این شخص را می بینی؟ این اتابک است. سابقاً آرزوی دیدار مرا می کرد؛ اما حالا که به مقام و رتبه ای رسیده دیگر اعتنایی ندارد. اتابک رویش را گردانیده به حاجی احترام کرد و سپس به مستخدمش گفت:«آن کیف را بیاور و کیفی را گرفته سر آن را بگشود و از میان آن یک چنگ پول های نقره و طلا در آورده و به جلو حاجی میرزا احمد برد. حاجی به من گفت:«بگیر!»
و من دامنم را گرفتم. اتابک از ما جدا شد و از همان جا به هر فقیر و بیچاره ای که حاجی می رسید می گفت:«به این هم بده!» و تا به منزلش رسیدیم تمام آن پول ها را به مردم انفاق کرد. فقط دو قرآن از آن پول ها را من برای خود برداشتم و چون به منزلش رسیدم بسیار تعجب کردم. زیرا در خانه اش چیزی وجود نداشت. حتی یک قرص نانی که سدجوع نماید. البته هر کسی که چنین عوالمی داشته باشد به هیچ قیمتی خودش را نمی فروشد و تمام هدفش در زندگی این است که حرف هایش را بگوید آقای دبستانی می نویسند:«در اوقاتی که هنوز قوایش ضعیف نشده و روزگار او را در هم نشکسته بود، در مسافرت دوم سید جمال الدین با اختلاف ذوق و مشربی که با آن مرد اجتماعی مصلح داشت با او معاشرت می کرد. بی اعتنایی به مال او را به سرحد کمال رسانده چنان که ظل السلطان نظر به مطامع سیاهی هزار تومان به او می دهد؛ اما حاج میرزا احمد مثل آنکه پول برایش بار گرانی بود، در بدو ورود به خانه ای که رفته تمام را به خدمه منزل و بچه ها می بخشد. این معلوم است اشخاصی که با استعداد فوق العاده در ایران قدم به عرصه زندگی گذارده اند، طبعی بلند و آرزوهای دور و دراز دارند و چون از هر گونه زور و قدرتی محروم اند، راهی بهتر از آن که به ملکوت آسمان راه یابند و بتوانند حکومت وقت را آن هم حکومتی که دامنه ظلم و تعدی و اجحاف مأمورینش سرتاسر کشور را فرا گرفته تخطئه نمایند نمی یابند و ناچارند راه و بهانه ای پیدا کنند. از این جهت حاجی میرزا احمد خان به همدان می رود و می خواهد از آنجا شروع کند و بالاخره روزی پسربچه سیدی نورانی را که منظری نیکو داشته به بالای منبر دکان نانوایی برده و به مردم اعلام می کند و می گوید این همان قائم آل محمد است که منتظرش هستید. معلوم است چنین اظهاری آن هم در بازار همدان تا چه حد موجب آشوب و غوغا می گردد.

یادداشتی بر کتاب «زامپانو وارد می شود» اثر سید جواد موسوی خوانش بینامتنی از سینما به ادبیات

یادداشتی بر کتاب «زامپانو وارد می شود» اثر سید جواد موسوی
خوانش بینامتنی
از سینما به ادبیات

یادداشتی بر کتاب «زامپانو وارد می شود» اثر سید جواد موسوی
خوانش بینامتنی
از سینما به ادبیات
لیلا راهدار

کتاب «زامپانو وارد می شود» اثر سید جواد موسوی توسط انتشارات فرهنگ عامه چاپ و منتشر شده است نام کتاب برگرفته از فیلم «جاده» است این فیلم اثر نئوکلاسیک هاست و تأثیر فقر را بر روان شناختی افراد نشان می دهد زامپانو شخصیتی خشن و معرکه گیر است که در ارتباط با جلومونیا برای اولین بار با مقولات انسانی، مانند احساس روبرو می شود این فیلم در سال 1954 جایزه ی شیر طلایی را دریافت نمود و 50 جایزه ی بی نظیر سینمایی را به خود اختصاص داد.
کتاب زامپانو وارد می شود شامل 56 داستان سینمائی است، سینمائی با این تعریف که متأثر از فیلم ها و فیلم نامه ها و داستان های سینمائی است. در حقیقت کتاب زامپانو وارد می شود را می توان در شمارگان ادبیات بینا متنی تقسیم بندی کرد، این نظریه ی مدرن در ابتدا توسط جولیا کریستوا در سال 1966 برای اولین بار مطرح گردید. در این نوع نگارش شکل گیری معنای متن توسط متنی دیگر اتفاق می افتد این عمل می تواند شامل استقراض یا دگردیسی توسط مؤلف صورت پذیرد.
در این اثر نویسنده با ارجاع به محفوظات خواننده (فیلم ها) دست به چنین عملی می زند. در این نظریه هر متنی ناظر بر متون پیشین است و زمانی که مطالعات متنی صورت پذیرد، توجه به نوع رابطه ی متون حائز اهمیت است.
سینما در« کتاب زامپانو وارد می شود» به عنوان یک متن ، اتفاق داستانی با تکیه بر متن قبلی و داستان هایی که مؤلف ارائه می دهد می باشد.
در نظریه ی بینا متنیت هیچ متنی بدون متون یا متن پیشین نیست و متن ها پیوسته بر متون پیشین بنا می شوند، در 56 داستان نوشته شده در این کتاب تأثیر و ارتباط معنایی متون (سینما) و (داستان) به خوبی نمایش داده می شود . ارتباط برقرار کردن با این کتاب و فهم معنای داستان ها مربوط می شود به دیدن فیلم ها یعنی در صورتی که خواننده در ابتدا تماشاگر، تحلیل گر یا خواننده ی فیلم نامه ها نبوده باشد درک ناقصی از این کتاب خواهد داشت، نویسنده با تکیه بر دانش از پیش مفروض خواننده دست به تولید کتاب زده است و اگر این فرض نقص گردد رشته ی مرتبط با داستان ها نیز گسسته می گردد.
براساس نظریه ی بینا متن ، اثر ادبی بدون خوانش دارای معنا نیست و خوانش یک متن در واقع می تواند آن را تأویل پذیر کند.
نویسنده با خوانش متفاوت از آثار سینمائی در ژانری مابین داستان و سینما دست به ساخت این کتاب زده است و در حقیقت نگرش تأویل پذیر خود را ارائه نموده است کلام و متن از دهانی به دهان دیگر از فرمی به فرم دیگر و از گروه اجتماعی به گروه اجتماعی دیگر و از نسلی به نسل دیگر قابل انتقال است خواسته یا ناخواسته در بسیاری از ژانرهای ادبیات این اتفاق می افتد، این اتفاقی است که برای داستان ها، از زبانی به زبان دیگر، برای اشکال مختلف هنری مثل تعریف فیلم (که خود اثر ادبی متفاوتی است) و یا برعکس (تبدیل فیلم نامه به فیلم) و… اتفاق می افتد.
جامعه ی هدف در سینما، آموزش یافته گان و علاقه مندان این حوزه است، نویسنده با خلق اثر «زامپانو وارد می شود » با نگاه بنیا متنیت جامعه ی هدف را گسترش داده و این انتقال از گروه اجتماعی هنرمندان سینما به داستان نویسان و علاقه مندان به داستان نویسی صورت گرفته است. درک هر داستان ،گشایش و رمزگشایی حوادث و شخصیت ها منوط به دیدن فیلم مربوط به آن است. این مسئله می تواند هم ضعف و هم قوت اثر به حساب آید، اما آن چه واضح است این حرکت حرکتی مدرن است که در داستان نویسی و یا سینمای ایران رخ داده است. امروزه در ادبیات جهان متون از حالت تعصب و صلب گونه خارج گردیده اند و حالت نشانه های زایشی به خود گرفته اند. هر حادثه ، شخصیت، و اتفاق می تواند باعث پدید آمدن نگرشی جدید در نویسنده گردد، در این فرایند نگرش جدید تنها مربوط به مؤلف نیست بلکه حیطه ی گسترده ی آن خواننده را نیز در بر می گیرد. داستان های کتاب « زامپانو وارد می شود » متأثر از فیلم های بسیار ماندنی سینمای جهان هستند، که اصولاً شخصیت محور هستند، در این فیلم ها تاکید هم بر همین موضوع شخصیت محوری بوده است.
دانستن فیلم ها قبل از مطالعه ی کتاب ضروری است هر چند که اگر خواننده قبلاً بیننده ی آن فیلم ها هم نباشد با متنی جدید روبرو می گردد که مرز بین فیلم نامه و داستان را در هم شکسته است و زایشی متفاوت از آن است. بینا متنی به معنای شکل یافتن متنی جدید براساس متون معاصر یا قبلی است به طوری که متن جدید فشرده ای از تعدادی از متون است که مرز بین آنها قابل تشخیص نیست و محو شده است و ساختارش شکلی تازه شده است این رویکرد هم متن و هم معنا را در بر می گیرد.
شاید گسترش محدوده ی دانش خواننده ، ایجاد سئوال و شکسته شدن چارچوب های قبلی از متن یکی از مهم ترین خصوصیات این نگرش باشد.
کتاب «زامپانو وارد می شود» خواننده را به تأمل فرو می برد و شاید به عنوان محرک دیدن فیلم برای خواننده به حساب آید که بتواند خوانش درستی از متن داشته باشد. این کتاب مخاطب خاص خود را دارد و عموماً برای دانش آموخته های سینما، بینندگان و منتقدان فیلم های نوین ، جذاب به شمار می آید گرچه می تواند مخاطبانی از گروه های اجتماعی دیگر را به خود جلب کند و هزاران تاویل را به دست مخاطبان خود دهد.
سید جواد موسوی حرکتی نوین را در داستان نویسی و یا می توان گفت خلق اثر بینا متنی که نام مشخص آن داستان نیست را به عرصه ی ادبیات وارد کرده است.

فرخنده حاجی‌زاده شاعر و نویسنده کرمانی: در نمایشگاه کتاب شرکت نخواهم کرد

فرخنده حاجی‌زاده شاعر و نویسنده کرمانی:
در نمایشگاه کتاب شرکت نخواهم کرد

فرخنده حاجی‌زاده به خبرنگار ایلنا گفت: اگرچه چاپ دوم مجموعه شعر «اعلام می‌کنم!» در نمایشگاه کتاب امسال عرضه می‌شود اما خودم مانند 10 سال‌ گذشته در نمایشگاه حاضر نخواهم بود. من نمایشگاه کتاب را فراموش کرده‌ام زیرا مدت‌هاست که سلایق مدیران فرهنگی کشور را نمی‌شناسم و نمی‌توانم خودم را با سلایق آنها سازگار کنم.
حاجی‌زاده به چند و چون حضور مردم در نمایشگاه نیز اشاره کرد و با برشماری مشکلات اقتصادی مردم گفت: طبیعتا وقتی مردم مشکل اقتصادی دارند خیلی به شرکت در نمایشگاه کتاب فکر نمی‌کنند. اگر هم استقبالی از نمایشگاه بشود؛ این استقبال بیشتر حضور فیزیکی مردم را شامل می‌شود. باید قبول کرد که مردم توان هزینه کردن برای خرید کتاب‌های تازه را ندارند. آنها حتی فرصت کافی برای مطالعه ندارند چون بیشترین زمان خود را باید به تامین معاش خود و خانواده اختصاص دهند. از این رو کتاب برای مردم ایران مدت‌هاست که از اولویت فرهنگی و سرگرم‌کنندگی خارج شده و تنها قشر محدودی توان و زمان کافی برای مطالعه و خرید کتاب را دارند.
او با اشاره بر برخی مشکلات خود در این‌باره افزود: امسال در برخی گروه‌های مجازی؛ عیدانه کتاب اعلام کردند. فکر می‌کنید چند نفر از این طرح استقبال کردند؟ خود من که دغدغه کتاب دارم؛ ناشر بوده‌ام؛ نوشتن جزو مشاغل اصلی‌ام است نیز نتوانستم از این طرح استفاده‌ای بکنم. مردم ما هم آنقدر درگیر مساله‌ی معاش هستند و آنقدر مشکلات مربوط به هزینه‌ی درمان را دارند که فرصتی برای این مسایل ندارند. امروز در ایران تعداد بیماران خاص مثل ام اس و سرطانی‌ها بیشتر از بیماری‌های عام است که هزینه‌های فراوانی نیز برای درمان نیاز دارد. در چنین فضایی مردم نه پول کافی و نه وقت لازم را برای مطالعه ندارند.
او درباره حضور شهرستانی‌ها در نمایشگاه کتاب امسال نیز گفت: هرساله بخشی از خریداران کتاب را در زمان نمایشگاه؛ شهرستانی‌ها تشکیل می‌دهند. اتفاقا تعداد این افراد کم نیست زیرا آنها مجبور هستند کتاب‌های مورد نیاز یکسال خود را در همین ده روز خریداری کنند. بخشی از کتاب‌هایی که در این روزها خریداری می‌شود به کتابفروشی‌ها و بخشی به کتابخانه‌های عمومی شهرستان‌ها منتقل می‌شود. بیشتر افرادی که از شهرستان‌ها به تهران می‌آیند مجبورند آثار مورد نیاز مراکر فرهنگی خود را برای یک سال خریداری کنند چرا که بودجه‌ای از طرف ادارات خود دریافت می‌کنند و براساس آن ماموریت خرید کتاب دارند؛ بسیار اندک است. در این فضا آنها خیلی به کیفیت کتاب‌های خریداری شده توجه ندارند.
این نویسنده با انتقاد از فضای نمایشگاه کتاب تهران گفت: بارها به این موضوع اشاره شده که نمایشگاه کتاب تهران بیشتر فروشگاه کتاب است تا نمایشگاه. این محل درواقع به مکانی برای تجمیع ناشران و کتابفروشان بدل شده تا آثار خود را در یک فضای محدود و زمان مشخص به مشتریان خود عرضه کنند. این درست برخلاف روح نمایشگاه‌های کتاب حرفه‌ای در جهان است.
این نویسنده و شاعر با اشاره به کتابی که هم‌اکنون مجددا در دست مطالعه دارد؛ گفت: با خواندن کتاب «ویکنت دو نیم شده» نوشته ایتالیو کالوینو به این نتیجه رسیده‌ام که چقدر سرنوشت ما با شخصیت‌های این داستان شباهت دارد. ما نیز مانند آدم‌های این داستان تکه تکه و شقه شقه شده‌ایم. وقتی من که شغل اصلی‌ام نوشتن است؛ فرصت نوشتن ندارم، یعنی که در زندگی تکه تکه شده‌ام.