بایگانی مطالب نشریه
محمد رسول الله
کارگردان : مجید مجیدی
در سانس های : 10 صبح در سالن شماره 1
16:30 در سالن شماره 2
19 در سالن شماره 1
21 در سالن شماره 2
22 در سالن شماره 1 در سینما شهر تماشا
حال محمدرضا شجریان خوب است
بر اساس خبری که روزهای گذشته منتشر شد محمدرضا شجریان استاد آواز ایران به دلیل مشکلات ریوی در بیمارستان بستری شده است. استاد شجریان به دلیل نوع صدا و سبک مخصوص به خود و تصنیفهای ملی میهنی که اجرا کرده، شهرتی جهانی دارد به طوری که وبگاه آسیاسوسایتی او را پرآوازهترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی و روزنامه ونکوورسان او را یکی از مهمترین هنرمندان موسیقی جهان توصیف کردهاست. همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ شجریان را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرد. با وجود این، شجریان مدت هاست که در ایران نخوانده است و در روزهای اخیر که اعلام شد قرار است این خواننده محبوب کنسرتی در ترکیه برگزار کند، علاقهمندان به او به دلیل سهولت رفتن به ترکیه و حضور در این کنسرت ابراز خوشحالی کردند.
کنسرت ترکیه شجریان اما چند روز بعد از آغاز فروش بلیت لغو شد. در حالی که لغو کنندگان برخی مشکلات را دلیل این مساله دانسته بودند، برخی از رسانه ها عنوان کردند به دلیل عدم استقبال از کنسرت شجریان، این برنامه در ترکیه لغو شده است! بر اساس خبری که درباره بستری شدن رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران در بیمارستان کسری منتشر شده است، دلیل لغو کنسرت ترکیه نیز بیماری استاد آواز ایران بوده است.
بر اساس این خبر شجریان تحت مراقبتهای پزشکی قرار داشته و تا روز گذشته ممنوع الملاقات بوده است. به منظور جلوگیری از ازدحام جمعیت علاقهمندان و هنرمندان، خانواده شجریان اعلام کردهاند وی ممنوع الملاقات است و به زودی از بیمارستان مرخص خواهد شد. داوود گنجهای از اعضای شورای عالی خانه موسیقی که صبح دیروز به عیادت محمدرضا شجریان رفت درباره وضعیت جسمانی شجریان گفت: حال آقای شجریان خوب بود و به زودی مرخص می شوند. مشکل تنهایک عفونیت ریوی بود که مسئله پیچیدهای نیست. محمدرضا شجریان از روز پنج شنبه در بیمارستان کسری بستری شده است.
با رویه فشار، داوریها اصلاح نمیشود
با رویه فشار، داوریها اصلاح نمیشود
هفته گذشته فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی میزبان اعضای هیات رئیسه سازمان لیگ فوتبال ایران فوتبال برای بررسی آخرین وضعیت فوتبال کشور بود.
در این نشست که در مجلس شورای اسلامی برگزار شد، آقایان دکتر حسینی و دامادی از اعضای فراکسیون ورزش مجلس در دیدار با اعضای هیات رئیسه سازمان لیگ آخرین تحولات فوتبال کشور از جمله مسائل مرتبط با داوریها را مورد بحث قرار دادند.
در این نشست صحبتهای مختلفی در رابطه با موضعگیریهای اخیر پیرامون جامعهی داوری کشور مطرح شد و پیرامون این موضوع مباحث مختلفی مطرح گردید.
آقای مراد حاججعفری از اعضای هیات رئیسهی سازمان لیگ فوتبال ایران و سرپرست باشگاه مس در رابطه با این موضوع گفت: برای داوری فوتبال همیشه باید به طور دقیق صحبت شود و نباید فضا به گونهای پیش رود که با رخ دادن چند اشتباه ولو اشتباهات بزرگ، یک موج منفی از جز به کل منتقل شود و کل جامعهی داوری کشور را با یک استرس و تشویش روبرو کند.
وی افزود: اینکه ما بگوئیم داوران نیز جایز الخطا هستند اشتباه است چراکه با بیان این حرف برای اشتباه داوری،ایجاد حق می گردد و پس از روی دادن اشتباه این حق را به وجود می آورد که اشتباه دارای یک منطق است. در صورتی که برای اشتباهات داوری بهتر است عنوان شود که داوران ممکن است اشتباه کنند و بر اساس امکان این اشتباهات ما سیستم تنبیه و تشویق را تعریف و ارایه کنیم. همانطوری که اشتباه در همه موارد پیرامون ما وجود دارد.
حاججعفری به هجمهی اخیر ایجاد شده علیه داوران فوتبال کشور اشاره کرد و گفت: در مناظره آقای کفاشیان و دادکان اینطور مطرح میشود که یک داور وظیفه یافته است تا یک بازی را «در» بیاورد. این صحبتها میتواند کل داوریهای ما را تحت تاثیر قرار دهد درصورتی که ما باید در ابتدا اصالت این صحبتها را بررسی کنیم و ببینیم این صحبتی که به این گونه مطرح شده است دارای صحت هستند یا خیر و سپس مشخص کنیم واژهی «در» آوردن به چه معناست و دقیقا تعریف آن را هم به صراحت عنوان کنیم چراکه صحبتهایی به این شکل به راحتی جامعهی داوری را زیر سوال میبرد و این قشر را در برابر بسیاری از اتفاقات آسیب پذیر میکند که این موضوع اصلا به صلاح فوتبال کشور نیست.
این عضو هیات رئیسه سازمان لیگ تاکید کرد: ما باید از پیش داوری در رابطه با داوریها و حتی اشتباهات آنها اجتناب کنیم و هرچند برخی اشتباهات در بطن جامعه و هواداران فوتبال یک جو سنگین درست میکند اما وظیفه بزرگان و حتی رسانههاست که اسیر این جو نشوند و بر اساس معیارهای روانشناسی و کارشناسی و سازوکارهای مشخص این اشتباهات مورد ارزیابی قرار گیرد تا از تکرار آنها جلوگیری کنیم و قطعا اسیر جو شدنها و ایجاد رویه فشار برروی داوران نمیتواند وضعیت داوری و میزان اشتباهات آن را اصلاح کند که برعکس باعث ایجاد مشکلات جدیتر در این زمینه نیز خواهد شد.
سرپرست باشگاه مس کرمان ادامه داد: بهرشکل باید قبول کنیم که اشتباهات داوری مقولهای رایج در فوتبال روز دنیا میباشد اما این اشتباهات در دنیای فوتبال بالا و پائین دارد… اگر این اشتباهات در فوتبال کشور ما زیاد شده است نیاز به بررسی دارد که علت آن مشخص شود و عواملی که منجر به افزایش اشتباهات شده است برطرف گردد اما با خراب کردن ذهنیت جامعه فوتبال نسبت به جامعهی داوری این عوامل به هیچ عنوان کشف نخواهد شد.
حاججعفری تاکید کرد: بدترین کار ممکن در این شرایط این است که اشتباهات داوری را با مسائل پشت پرده مرتبط کینم و برای همهی مقامات مرتبط با فوتبال کشور و رسانهها واجب است که اشتباهات داوری را از مسائل پشت پرده جدا کنیم تا راه را در این زمینه به خطا نرویم. عضو هیات رئیسه سازمان لیگ در رابطه با همکاری مجلس برای به سامان شدن اوضاع فوتبال کشور نیز گفت: مجلس شواری اسلامی به عنوان رکن قانون گزاری کشور باید با وضع قوانینی مناسب دست نهادهای فوتبالی را باز بگذارد تا برنامهریزیهای لازم برای پیشرفت فوتبال کشور را انجام دهد و مسلما وجود قانونهایی همانند حق پخش تلویزیونی فوتبال و بحث خصوصی سازی در باشگاههای فوتبال کشور که منجر به بسته شدن دست نهادهای فوتبالی کشور شده است در این زمینه نمیتواند کمکی به بهتر شدن وضعیت مدیریت فوتبال در کشور کند. در این زمینه نیاز است که برخی قوانین اصلاح شود و مجلس محترم شواری اسلامی در این زمینه میتواند با تصویب قوانین مناسب، کمکهای بزرگی به مدیریت فوتبال کشور انجام نماید.
مس کرمان بدون یار دوازدهم داماش را برد
مس کرمان بدون یار دوازدهم داماش را برد
تیم فوتبال مس کرمان در روزی که بازهم تماشاگران خود را به دلیل محرومیت در اختیار نداشت، یک پیروزی شیرین را برابر تیم داماش ثبت کرد تا با جمع شش امتیاز خود را به بالای جدول و یک قدمی صدر آن برساند.
در بدو شروع این بازی به دلیل تاخیر در ورود توپ جمعکنها به زمین مسابقه، این دیدار با 5 دقیقه تاخیر شروع شد. ظاهرا همچنان برگزاری بازی در پشت درهای بسته موجب شده بود که آنها نتوانند به راحتی داخل ورزشگاه شوند.
در این بازی برای ورود خبرنگاران نیز تدابیر خاصی اندیشه شده بود و اهراز هویت خبرنگاران برای ورود به ورزشگاه به دقیقترین شکل ممکن انجام شد تا فرد دیگری به عنوان خبرنگار وارد استادیوم نشود.
در حالی که اکثر بازیهای این هفته لیگ یک به صورت مستقیم پخش نشد، بازی تیم مس و داماش از معدود بازیهای این هفته بود که به طور زنده روی آنتن رفت تا هواداران مس که از حضور در ورزشگاه محروم بودند، از طریق تلویزیون این بازی را به طور زنده مشاهده کنند.
اسکوربورد ورزشگاه باهنر که حداقل تا فصل پیش زمان بازی را نشان میداد، در رقابتهای این فصل همین قابلیت خود را هم از دست داده است تا کاملا بلا استفاده گردد.
وزش باد شدید در جریان بازی موجب مشکلاتی برای بازیکنان و حاضرین در ورزشگاه شده بود.
اما در کنار باد شدید طلوع ماه شب چهارده جلوهی خاصی به شب ورزشگاه باهنر داده بود و مسی ها زیر لبخند ماه یک پیروزی شیرین کسب کردند.
در بین دو نیمهی بازی آقای مراد حاججعفری سرپرست باشگاه مس داخل زمین بازی شد و چمن ورزشگاه و همچنین وضعیت صندلیهای شکسته و قسمت سوختهی ورزشگاه را به طور دقیق مورد بررسی قرار داد.
در آغاز نیمهی دوم تیم داماش گیلان با تاخییر چند دقیقهای وارد زمین بازی شد.
در این بازی نیز داور مسابقه در حالی که می توانست در دقیقهی 75 بازی با دادن کارت زرد دوم شمارهی 6 تیم داماش را از زمین بازی اخراج کند، اما از این کار اجتناب کرد و خطای هند مسلم بازیکن حریف را بدون کارت گذاشت تا مس در این بازی هم از داور کارت قرمز طلبکار شود.
در اواخر بازی بازیکنان داماش در حالی که فرازد حسینخانی از ناحیهی سر آسیب دیده بود، از انجام بازی جوانمردانه اجتناب کردند و توپ را به بیرون نزدند.
برخی از لیدرها و هواداران مس در پایان بازی از پشت درهای بسته خود را به ورزشگاه رساندند تا به بازیکنان مس بابت کسب این پیروزی خسته نباشید بگویند.
گل فوقالعادهی بهنام داداشوند سبب شد که او از سوی حاضرین در ورزشگاه لقب روبرتو کارلوس بگیرد هرچند لوکا رادمن مربی بدنساز مس اصرار داشت داداشوند را اینیستا بنامد! سرمربی تیم مس کرمان پس از پیروزی تیمش برابر داماش گیلان در جمع خبرنگاران از تداوم روند رو به رشد بازیهای تیمش گفت.
وینگو بگوویج با تبریک این پیروزی به هواداران تیمش گفت: در بازی امروز بازیکنان ما هرچند در دقایقی از بازی عالی بودند اما در برخی دیگر از اوقات در زمین از آنچه که انتظار داشتیم دور بودند که این نیز به واسطه شروع مسابقات است. بهرشکل ما تازه سومین مسابقه را پشت سر گذاشتیم و با توجه به اینکه برخی از نفرات ما دیر به ترکیب تیم اضافه شدهاند، قطعا در هفتههای آتی این بازیکنان انتظارات را بیشتر برآورده میکنند.
سرمربی مس با بیان اینکه نتیجهی دو بر صفر نتیجهی خطرناکی در فوتبال است گفت: ما اگر گل سوم را به ثمر میرساندیم قطعا بازی روانتری انجام میدادیم اما ترس دریافت گل بعد از به ثمر رسیدن گل دوم ما سبب شد که بازیکنان تیم مس کمی با گره بازی خود را ادامه دهند.
بگوویچ به بازی خوب تیمش در نیمهی اول اشاره کرد و گفت: ما در نیمهی دوم نتوانستیم همان بازی خوب نیمهی اول را تکرار کنیم که این به خاطر اشتباهات فردی برخی از بازیکنان ما بود. بهرشکل ما در تمرینات روزهای آتی کارمان را ادامه خواهیم داد تا تیم در بازیهای بعد در طول 90 دقیقه تیم کاملی باشد.
مجید جهانپور سرمربی تیم داماش نیز در پایان این بازی گفت: شرایط تیم ما به هیچ عنوان قابل مقایسه با تیم مس کرمان نیست و ما از هر نظر دچار مشکل هستیم.
وی افزود: ما پیش از این هم اعلام کرده بودیم هفت تا هشت هفته در طول بازیها زمان میخواهیم تا تیم را به مرز آمادگی برسانیم و شما دیدید که در بازی امروز هم اصلا تیم آمادهای در اختیار نداشتیم.
سرمربی داماش گفت: در طول 20 روز گذشته که به این تیم اضافه شدم هیچ تغییری از نظر ادارهی تیم رخ نداده است و لازم است مدیریت تیم انگیزه را به بازیکنان داماش تزریق کند و با این روند ما در هفتههای آتی نیز دچار مشکل خواهیم شد.
فرزاد حسینخانی با گل زیبای خود در بازی برابر داماش زمینهساز پیروزی شیرین مس شد.
کاپیتان تیم مس کرمان در دقیقهی 6 بازی با یک ضربهی سر محکم و دقیق دروازهی تیم داماش را فرو ریخت تا کار مس در این بازی راحت شود.
حسینخانی بعد از این بازی گفت: هنوز مسابقات زیادی در پیش است و ما باید روند پیروزیهای خود را ادامه دهیم تا جایگاه خودمان را در بالای جدول تثبیت کنیم. خوشبختانه این پیروزی سبب شد که در همین هفتههای ابتدایی جزو مدعیان باشیم و باید برای بهتر شدن جایگاه تیم همچنان با تمام توان کار کنیم.
کاپیتان تیم مس در رابطه با گل خود در این بازی نیز گفت: این گل حاصل زحمات تمام بازیکنان تیم است که به نام من ثبت شد و علاقهمندم که این گل را به پیمان نصیری دوندهی پر افتخار استان تقدیم کنم که این روزها برای گرفتن جواز مسابقات پاراالمپیک سخت مشغول تمرین است و با تقدیم این گل به وی امیدوارم انگیزههای او چند برابر شود.
فرزاد حسینخانی در این فصل از رقابتهای لیگ یک در قلب دفاع تیم مس بازی کرده است که در این مسابقه نیز بسیار مطمئن و خوب بازی کرد و با گل زیبای خود، بازی خوب خود را هم تکمیل نمود.
بازیهای هفتهی سوم رقابتهای لیگ دسته اول به مراتب جذابتر و تماشاییتر از دیدارهای هفته قبل خود شد.
در این هفته تیمها در بازیهای خود تقریبا دو برابر هفتهی قبل گل به ثمر رساندند و با ثبت 25 گل در این هفته آمار قابل قبولتری در ده بازی این هفته به جای گذاشتند.
در بازیهای هفتهی سوم فقط بازی مس رفسنجان و خیبر خرمآباد بود که گل نداشت و با تساوی صفر بر صفر خاتمه یافت و در سایر بازیها شاهد رویش گل بودیم.
در همین هفته چند پیروزی پر گل از جمله سه بر صفر پیکان برابر ایرانجوان و شهرداری اردبیل برابر گیتیپسند بودیم و دو پیروزی دو بر صفر مس برابر داماش و آلمینیوم هرمزگان برابر گلگهر موجب بهبود آمار گلزدهی این رقابتها شد.
دو نتیجهی تساوی دو بر دو در این هفته نشان داد که بازیهای مساوی هفتهی سوم هم پر گل بودهاند تا تیمهای لیگ یکی انتقادات کارشناسان در هفتهی گذشته بابت فقر گل در این رقابتها را به خوبی پاسخ دهند.
ضمن اینکه رفته رفته فاصلهی تیمهای بالای جدول و پائین آن نیز در حال مشخص شدن است و چهرهی تیمهای مدعی صعود نمایانتر میشود. هرچند برای روشن شدن این قضیه، بعد از هفته هشتم میتوان اظهار نظر دقیقتری انجام داد.
خداحافظ بیتو
بیتالله عباسپور قهرمان پرورش اندام جهان که از یک بیماری نادر ( واسکولیت) رنج میبرد و مدتها با این بیماری دست و پنجه نرم میکرد، شامگاه سهشنبه در بیمارستان آتیه تهران درگذشت. واسکولیت به معنی التهاب و ورم رگهای خونی است. التهاب رگها میتواند موجب ورم دیواره رگها و در نتیجه کاهش جریان گردش خون و حتی انسداد رگها و عدم خونرسانی به بافتها و اندامهای مختلف بدن شود.
این ورزشکار متولد ۱۳۵۸در بیجار و پرورش یافته در کرج و به سبب اخلاق نیک نیز زبانزد بود. وی ابتدا ورزش فوتبال را در سطح بالایی دنبال میکرد و در کنار آن به ورزش یوگا میپرداخت. اما به دلیل آسیب دیدگی در رقابتهای فوتبال مدتی با وزنههای ابتدایی سعی به قدرتمند کردن بدن خود کرد. در سال ۱۳۷۴ به پیشنهاد عمویش به باشگاه بدنسازی رفت که از همان روز اول به خاطر داشتن بدنی ورزیده و عضلانی مورد توجه مربی باشگاه قرار گرفت. وی در سن ۱۶ سالگی برای اولین بار در مسابقات جوانان کرج شرکت کرد و پس از آن در مسابقات مختلف شرکت و موفق به کسب عناوین متعدد قهرمانی شد. مرحوم عباسپور تنها ایرانی است که به مسابقات فینال مستر المپیا، معتبرترین تورنمنت بینالمللی پرورش اندام راه یافته و جدای آن نیز بارها در سطوح ملی و بین المللی افتخار کسب کرده است.
نقره مسابقات کشوری سال ۱۳۷۹ در اصفهان، قهرمان سال ۱۳۸۲ ایران، قهرمان سال ۲۰۰۳ مسابقات جهانی IFBB هندوستان، مقام سوم مسابقات جهانی ۲۰۰۵ IFBB چین، مقام اول مسابقات ۲۰۰۷ آسیایی چین، مقام اول مسابقات ۲۰۰۸ آسیایی هنگ کنگ و جهانی بحرین در همین سال، مقام دوم مسابقات آسیایی ۲۰۰۹ تایلند، مقام مسابقات ۲۰۱۰ آسیایی تهران از جمله عناوین وی در ورزش آماتور بود. وی از سال ۲۰۱۲ وارد دنیایی حرفهای شد و در همان سال در مسابقات «فیبو پاور آلمان» مقام چهارم، در همان سال در مسابقات مستر اروپا (اسپانیا) مقام سوم، در سال ۲۰۱۳ و مسابقات نوردیک پرو (فنلاند) مقام اول، بازهم همان سال در مسابقات مستر المپیا (لاس وگاس) عنوان هفدهم مشترک را کسب کرد. آن مرحوم در سال ۲۰۱۴ بسیار پرکار بود و در هفت مسابقه مهم شرکت کرد. در مسابقات آرنولد کلاسیک (برزیل) مقام نهم، در مسابقات حرفهای سوپر نمایش اروپا (دالاس) عنوان چهارم، در مسابقات حرفهای نیویورک مقام سوم، در مسابقات حرفهای تامپا عنوان پنجم، در مسابقات مسترالمپیا ردهٔ بدنسازان ۲۱۲ پوندی رتبه پنجم و مسابقات حرفهای گرند پریکس (سئول) مدال برنز را کسب کرد تا لقب دومین بدنساز قرن ایران بعد از علی تبریزی را از آن خود کند.
زندگی نامه
بیتالله عباسپور (متولد ۱۳۵۸ بیجار) برای اولین بار در سال ۲۰۱۳ میلادی با نام کشور ایران وارد مسابقات مستر المپیا (معتبرترین مسابقات پرورش اندام) شد.
او از ۲ سالگی به همراه خانواده اش از بیجار به ماهدشت کرج نقل مکان کرد. ابتدا ورزش فوتبال را در سطح بالایی دنبال میکرد و در کنار آن به ورزش یوگا میپرداخت اما به دلیل آسیب دیدگی در رقابتهای فوتبال مدتی با وزنههای ابتدایی سعی به قدرتمند کردن بدن خود کرد .
بیماری
وی در سال ۹۳ به بیماری واسکولیت دچار شد. بیماری واسکولیت به معنای التهاب ورم رگهای خونی است. التهاب رگها میتواند باعث ورم دیواره رگها و در نتیجه کاهش جریان گردش خون و حتی انسداد رگها و عدم خونرسانی به بافتها و اندامهای مختلف بدن شود. این بیماری جزو بیماریهای نادر است.
درگذشت
وی از مدتها پیش به دلیل بیماری در بیمارستان آتیه بستری شده بود و سرانجام پس از ماهها مقاومت ساعت ۲۳:۱۵ شامگاه سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴ درگذشت.
حسن جنتی فرزند آیت ا … جنتی: طول عمر در خانواده ما ارثی است/ پیامکهایی که درباره پدر میسازند را شنیدم
سایت قلمکده نوشت: در منطقه لادان اصفهان همه حسن جنتی را می شناسند و رویش حساس هستند. آنقدر حساس که جوانی که خانه جنتی را نشانمان داد قبلش آهسته گفت: من خانه را نشان می دهم و فرار می کنم بقیه اش با خودتان! یک خانه آجرنمای دوطبقه که یک طرفش هنوز نماکاری نشده منزل اوست. نجاری جنتی با خانه اش اما دو تا کوچه بیشتر فاصله ندارد. یکی دوباری رفتیم درب مغازه ، بسته بود.
از روی شماره تلفنی که داشتیم و البته روی دیوار گچی مغازه هم با ماژیک درشت حک شده بود زنگ زدیم. قم بود رفته بود نجاری، قرار ما شد یک هفته بعد که از قم آمد. اولش برای مصاحبه مردد بود، این را از لحن صحبت کردنش می شود فهمید. به هر ترفندی بود راضیش کردیم دو سه تا عکس ازش بگیریم. باهاش درب مغازه قرار گذاشتیم و همان جا مصاحبه انجام شد.
قد و قیافه و حتی لحن صدای پسر، همانند پدر است، گویا احمد جنتی ۳۰سال جوان تر شده است. حسن آقا سرزنده و قبراق کار می کند، از پدر با نام «حاج آقا» و از برادر با نام «علی آقا» یاد می کند و می گوید این روزها سالگرد دایی حاج آقا است که در ۹۵ سالگی فوت کرده.
وانت آبی رنگش را نشان می دهد و می گوید این وانت را تازه خریده ام وانت قبلیم را دزدیدند زمانی که چند روزی برای کار تهران رفته بودم. حسن جنتی ساده و صمیمی حرف می زند. آنقدر صمیمی که تمایلی به ورود به سوالات چالشی ندارد. برای همین سوالات ما از قبیل رابطه جنتیِ پدر با جنتیِ وزیر ، نظرش در مورد رفع فیلترینگ فیس بوک ، عملکرد دولت قبل و دولت جدید و … را تقریبا بی پاسخ می گذارد.متن زیر گفت و گوی قلمکده با فرزند آیت الله جنتی است:
یک هفته ای هست مغازه تان بسته است.
بله، رفته بودم قم، اصفهان نبودم. ببخشید مغازه ام به هم ریخته است. قم بودم کارهایم عقب افتاده است.
قم برای زیارت رفته بودید؟
نه! یک مقدار کار بود رفته بودم آنجا انجام بدهم.
کار نجاری؟
بله! یکی دو تا سفارش آنجا داشتم رفتم انجام بدهم.
آشنا بودند؟
بله، خب ما را می شناسند و سفارش کار می دهند. ما هم می رویم انجام می دهیم.
غیر از قم از کجا سفارش گرفته اید؟
از تهران هم بوده.
تعجب نمی کنند پسر آیت اله جنتی در خانه شان کار نجاری می کند؟
خیلی ها وقتی روبرو می شویم به هیچ عنوان باورشان نمی شود. همان بهتر که باور نکنند.
چرا باور نمی کنند پسر یک مسوول عالی رتبه مثل بقیه مردم امرار معاش می کند؟
خب! حتما از آقازاده ها چیزهایی دیده اند و شنیده اند. ما فعلا با این کارها از قافله عقبیم (با خنده)! الحمدلله صد هزار مرتبه شکر مشغول به این کاریم.
شما بزرگ تر هستی یا علی جنتی؟
علی آقا.
چقدر؟
حدود یکسال
با هم ارتباط دارید؟
کم و بیش. بالاخره سال به سال یکی دو مرتبه تماس می گیرند یا اگر اصفهان بیایند می بینیمشان. ما هم بریم تهران می بینمشان.
در همین حد؟
خب بله او مشغول کارش هست و ما هم مشغولیم.
متولد چه سالی هستید؟
سال ۱۳۲۹
یعنی ۶۵-۶۴ سال دارید. اسم این محله چیه؟
به اینجا می گویند لادان یا به تعبیر عام تر لادون.
لادان جزو خمینی شهر است؟
در قدیم جزو خمینی شهر بود. اوایل انقلاب به اصفهان ملحق شد.
اینجا تابلو زده کتابخانه ملاهاشم جنتی . چه نسبتی با ایشان دارید؟
من نوه ملاهاشم هستم. ملاهاشم روحانی معتمد محل و پدر حاج آقا جنتی هستند که خب سال های مدیدی است فوت کرده اند.
توی این منطقه هر کسی با آقای جنتی کار دارد سراغ شما می آید؟
بله! خیلی ها می آیند اینجا و با حاج آقا کار دارند یا نامه می آورند. ما هم از ایشان خواهش می کنیم تا جایی که از دستشان بر می آید مشکلاتی که مردم دارند را حل کنند.
چی مثلا؟ در خواست وام دارند؟
وام و اینها کم است. بیشتر درخواست کار و شغل دارند یا گره اداری دارند. ایشان هم تا آنجا که از دستشان بر بیاید و بتوانند انجام می دهند.
شما خودتان مستقیم به حاج آقا می دهید؟
بله، ایشان می آیند منزل ما و من نامه ها تحویلشان می دهم.
چند وقت یکبار می آیند اینجا؟
بستگی داره. یک ماه، دو ماه و گاهی سه ماه یکبار . بستگی به مشغله خودشان و کارهای ضروری اینجا دارد.
چه کار ضروری؟
کارهای ضروری محل مثل کارهای مسجد و کتابخانه و اینها.
اینجا می آیند ساکن منزل خودتان می شوند؟
بله.
برای خودتان تابحال چه سفارش هایی انجام داده اند؟ وامی؟ پروانه ای؟
هیچی. مثلا خود من از ابتدا تا آخر دنبال کار ساخت خانه ام بودم و خودم ساختم. توی این مدت هم پی ام را در آوردند و خیلی اذیت کردند.
چه کسی اذیت می کرد؟
شهرداری. شهرداری خیلی اذیت می کرد. البته شاید هم ما بی قانونی کار کرده بودیم.
چه سالی؟
۲۵سال پیش. خیلی هم با شهرداری درگیری داشتیم. حاج آقا هم فهمیدند و بهم گفتند چی شده؟ چرا خلاف می سازی؟ من هم گفتم اگر خلاف هست ما کار را تا اینجا رسانده ایم، حالا باید چکار کنیم؟ شهرداری هم از دست ما شکایت کرد.
چه کسی شکایت کرد؟
شهرداری. من ۱۵متر عقب نشینی کرده بودم ولی خب بیشتر از این باید عقب نشینی می کردم ولی نمی دانستم. ما را به دادگاه و این طرف و آن طرف کشاندند و خسارت گرفتند و جریمه مان کردند تا بالاخره یک مجوز گرفتیم. همین مغازه را هم ۱۲-۱۰ سالی هست ساختم. این بار حواسم را جمع کردم و از ابتدا پروانه گرفتم و قسطی هزینه اش را دادم.
شهرداری می دانست شما پسر آقای جنتی هستید؟
اوایل نه ولی کم کم آخر کار فهمیدند. آن وقت هم که فهمیدند خودم خجالت می کشیدم که چرا خلاف ساختم. من نباید با بقیه فرق داشته باشم. هر کاری با بقیه می کنند باید با من هم بکنند. البته آنها هم نباید اذیت کنند و طبق قانون اگر جلو برویم نباید به مشکل بر بخوریم.
خب آن موقع که اوایل انقلاب بوده و دوران جنگ و فضا با فضای پس از جنگ خیلی فرق دارد. توی این چند سال اخیر چه سفارشی براتون کرد؟
اصلا.
مگر می شود؟
یک مثال می زنم؛ دختر من دانشگاه ارومیه قبول شد. خب راهش طولانی بود و برای رفت و آمد اذیت می شد. ولی حاج آقا سفارشی چیزی نکردند. تا اینکه خودم پیگیری کردم و جایگزین می خواستیم بکنیم که موفق نشدم و فقط یک ترم انتقالی گرفت و اصفهان مهمان شد آن هم طبق قانون.
اخبار و سخنرانی های پدرتان را پیگیری می کنید؟
بله اگر در نماز جمعه یا جایی سخنرانی داشته باشند پیگیری می کنم. نه فقط ایشان بلکه خیلی از آقایان را دنبال می کنم.
اخبار برادر را چی؟
ایشان را هم پیگیری می کنم مخصوصا توی اخبار پیگیری می کنم.
آخرین صحبت علی آقا را گوش کردید؟
نه من چند روزی اینجا نبودم.
نظرتون در مورد رفع فیلترینگ فیس بوک که برادرتان مطرح کرد و حسابی جنجالی شد چیه؟
نظری ندارم.
چند تا برادر و خواهر هستید؟
ما چهار تا برادریم. یکی حسین آقا بود که عضو مجاهدین خلق شد و اوایل انقلاب کشته شد. محمد هم در سازمان تبلیغات تهران مشغول است. او قبلا در کارهای برقی مشغول بود و ۳۰ سال است رها کرده و رفته سازمان تبلیغات. علی آقا هم که می دانید زمانی استاندار خوزستان بود و بعد استاندار خراسان شد و مدتی هم سفیر ایران در کویت بود. الان هم وزیر است.
حاج آقای جنتی دختر ندارد؟
نه
چقدر در جریان مبارزات پدر بودید؟
کم. اطلاعات کمی داشتم. یادم هست اواخر خیلی اذیت شدیم. ساواک مرتب می ریخت درب منزل ما و مرتب درب خانه و روی پشت بام و…. بودند. مردم از دستشان در عذاب بودند. گاهی ساواک مردم را می زدند گاهی هم از مردم کتک می خوردند.
اینجا یا قم؟
اینجا. منزل حاج آقا بزرگ ملاهاشم پدر حاج آقای جنتی. مرتب می آمدند اینجا دنبال حسین و علی.
دنبال پدرتان نمی آمدند؟
پدرم همدان تبعید بود.
و نتیجه این رفت و آمدها؟
حسین را گرفتند. ولی نتوانستند علی را دستگیر کنند. علی به راحتی دم به تله نمی داد و ساواک را عذاب گذاشته بود. ولی خب حسین همان موقعها دستگیر شده بود.
سیاسی های خانواده شما بجز پدر ، علی و حسین هستند. درست است؟
بله. من و محمد سیاسی نبودیم.
حسین فرزندی نداشت؟
یک پسر داشت که او هم کشته شد.
چطوری؟
اسمش محسن بود. پدرش که کشته شد تحت نظارت حاج آقای جنتی تربیت شد. تحت کنترل بود و مساله ای هم نداشت. یک روز در بسیج مشغول گشت زنی بود که توی یک تصادف کشته شد. حدود ۱۵ سال سن داشت.
وقتی می گویید بسیج مشخص است که از نظر تفکرات سیاسی به پدربزرگش رفته بود تا پدر.
بله. بالاخره پیش حاج آقا بزرگ شده بود. پسر زرنگی بود. عضو فعال بسیج بود و مساله ای نداشت.
از بچه های حاج آقای جنتی چطور شد کسی راه پدر و پدربزرگ را ادامه نداد و راهی حوزه علمیه نشد؟
علی آقا حوزوی بودند. دو سالی هم در لباس روحانیت بودند منتها در گرفتاری های ساواک و اینکه مرتب می رفتند لبنان و سوریه و این طرف و آن طرف، لباس را کنار گذاشتند. ولی خب در قم در مدرسه حقانی تحصیل کرده بودند.
پس علی معمم بود؟
بله. استعداد و هوش بالایی داشت.
آقای جنتی! پیامک هایی که در مورد پدرتان رد و بدل می شود را دیده اید؟
از این پیامکهایی که در مورد پدرم رد و بدل می شود خیلی دیده ام و شنیده ام. چشم و گوشمان از اینها پر است. ما حضوری می شنویم چه برسد به اینکه برایمان پیامک کنند. ولی خب چکار می توانیم بکنیم؟! (با خنده) نمی شود که درگیر شد.
ناراحت می شوید؟
چکار می توانیم بکنیم؟! (با خنده) نمی شود که درگیر شد. البته به صورت کلی در مورد این نق زدنها مقداری مردم حق دارند تعدادی هم مغرض هستند. به هر حال باید بسازیم.
محتوای این پیامک ها اشاره به عمر طولانی حاج آقا می کند. خود شما هم با این چابکی و نشاطی که دارید به ۶۳ سال نمی خورید.
ما موروثی این طوری هستیم. پدر بزرگ ما ملاهاشم جنتی هم ماشاءالله خیلی سرزنده و سر حال بود. توی محل می گفتند پدر و پسر برعکسند.
یعنی چه؟
می گفتند پدر و پسر بر عکسند یعنی اینکه مثلا پدر سرزنده است ولی پسر ضعیف یا بر عکس.
ولی پدرتان که نسبت به سنشان سرحال است.
الان بهتر شده اند ولی خب قبلا خیلی لاغر و ضعیف بودند. علی آقا هم همینطور. خیلی ضعیف بودند.
درسته در خانواده شما عمر طولانی متداول است و مثلا دایی حاج آقا جنتی اخیرا فوت کرده اند؟
بله، ایشان دوسالی هست فوت کرده اند. با هم همکار بودیم. ایشان یک نجار قدیمی بود.
به نظرتان چی باعث شده اینطور سالم و سرزنده باشید؟
من و پدرم از نظر شکل و رفتار خیلی به هم رفته ایم ولی با این حال پدرم قبلا خیلی عصبانی بودند و جوش می زدند. شاید این علت ضعفشان بوده باشد.
سر چی عصبانی می شدند؟
سر مسائل سیاسی. سر مسائل انقلاب. خیلی از بارهای کشور روی دوش ایشان بوده و هست. البته بقیه وقت هم سرشان توی کتاب بود.
الان چی؟ اینجا روزنامه می خوانند؟
بیشتر اخبار را گوش می دهند. گاهی هم روزنامه می آورند و مطالعه می کنند.
توی یک ۲۴ ساعت که منزلتان هستند چکار می کنند؟
ایشان خیلی به کارِ با برنامه اعتقاد و اصرار دارند. مثلا اگر قرار ملاقاتی دارند باید دقیق سر وقت انجام شود وگرنه ناراحت می شوند.
بجز ملاقات ها، برنامه کامل روزانه شان چی هست؟
صبح زود قبل از اذان پا می شوند. مقید به نماز شب هستند. پدرشان هم همینطور بودند. صبح آفتاب زده کمی می خوابند حدود نیم ساعت تا سه ربع. توی روز اگر ملاقاتی دارند انجام می شود یا نامه ها را مطالعه و بررسی می کنند. بعد از ظهر هم یک ساعتی می خوابند. شبها هم حدود ۱۱ خواب می روند.
قرارشان با مردم است یا مسوولان؟
هم با مردم هم با مسوولان. از محله و بسیج گرفته تا ادارات مهم.
در دوران کودکی از پدر کتک خورده اید؟
بچه اگر کتک نخورد که بزرگ نمی شود. (با خنده) ولی خب ایشان بیشتر جذبه داشتند و دارند. نه اینکه بد اخلاق باشند ولی خب رفتار ایشان به صورتی بود که ما از ایشان خیلی حساب می بردیم.
برای بحث رد صلاحیت ها پیش شما می آیند که واسطه شوید و با پدرتان صحبت کنید؟
بله می آیند. ولی ما مرده شور هستیم. حرفها و درخواست ها را به حاج آقا منتقل می کنیم و حاج آقا خودش پیگیری می کند. ایشان هم تحت تاثیر من و امثال من قرار نمی گیرد. اگر بداند حقی ضایع می شود وارد می شود و کمک می کند چه برای کاندیداتوری نمایندگی باشد چه کاندیداتوری ریاست جمهوری.
از کجاها می آیند؟
از اصفهان هستند. بیرون از اصفهان بوده که آمدند با حاج آقا صحبت کرده اند.
شیرین ترین خاطره شما چیه؟
زندگی پر از خاطره است. شیرین ترینش این است که ازدواج کردم و از تنهایی در آمدم. چون آن زمان خیلی تنها بودم.
چند سالگی؟
۲۲سالگی
خودتان انتخاب کردید یا پدر؟
بیشتر پدربزرگ و مادربزرگمان پیگیری می کردند و البته حاج آقا هم در جریان بودند. من هم گفتم هر کسی را شما بپسندید کاری به چیزهای دیگرش نداریم. و آنها هم از محل برایم همسر انتخاب کردند.
تلخ ترین خاطره؟
خاطره دوران سخت کودکی که هنوز هم برایم تلخ است.
چند تا بچه دارید؟
یک پسر و پنج تا دختر. پسرم قم طلبه است و سه تا از دخترهایم هم ازدواج کرده اند و دو تا هم در خانه هستند.
دامادها چه کاره هستند؟
هر سه تاشون مهندس هستند. یکیشون مهندس پلی اکریل است. دو تای دیگر هم مهندس کارخانه های دیگر هستند.
آخریم باری که همه اهل خانواده اعم از پدر و برادرهاتون دور هم جمع شدید کی بود؟
عروسی بچه علی آقا بود.
چه زمانی؟
بهمن ماه ۹۲ بود.
بجز این چی؟
سالی یکبار بروم تهران می بینمشان.
عید دیدنی در خانواده جنتی چقدر مرسوم است؟
زیاد پررنگ نیست. عیدهای ما اعیاد غدیرخم و قربان است. البته این عید هم برایمان مهم است ولی نه خیلی زیاد. حاج آقا هم همینطورند.
به عملکرد علی آقا در این مدت وزارتش چه نمره ای می دهید؟
من در این باره اطلاعات جزیی ندارم که چکار دارد می کند. فقط از طریق اخبار می شنوم.
آیا مردم در مورد عملکرد برادرتان با شما صحبت می کنند و نظر می دهند؟
کم و بیش می گویند. عده ای دلسوزند بعضی ها هم غرض دارند.
پس هم تعریف می کنند و هم انتقاد؟
بله
یک صحبتی ابراهیم حاتمی کیا در مورد برادرتان داشتند شنیده اید؟
نه مسافرت بودم.
رابطه جنتیِ پدر با جنتیِ وزیر چطور است؟
خوب است.
به هر حال زاویه تفکراتی با هم دارند که این زاویه قابل توجه است. این در روابطشان تاثیر می گذارد؟
اطلاعی ندارم.
شده در مورد وضعیت فرهنگی جامعه با برادرتان صحبت کنید و ابراز نگرانی کنید؟
در این موارد زیاد صحبت نمی کنیم حتی با حاج آقا.
توی این گرانی و تورم چکار می کنید؟
هر کاری مردم می کنند. ما کاری نمی توانیم بکنیم. من معتقدم مسوولان و رجال مملکت باید جلوگیری کنند که نمی کنند. این نتیجه بی تعهدی مسوولان است.
شما با گرانی دست و پنجه نرم می کنید؟
چرا نمی کنم؟
به هر حال آقازادگی امتیازات خوبی داره و خیلی ها بهره مند شده اند.
من با رفتار دیگران کاری ندارم. کار خودم را می بینم و می گویم. ما را لب پرتگاه هولمان ندهند، نمی خواهد دستمان را بگیرند. فقط حرف پشت سر برایمان دارد. همین خانه را که داشتم می ساختم چند دفعه جوی ایجاد کرده بودند که پسر فلانی دارد قصر می سازد. در حالی که برای ساختن این خانه، خودم دوشادوش عمله ها و بناها کار کردم. زمان شاه یک مغازه ۱۵متری اجاره کرده بودم و شب و روز کار می کردم. اینطوری کار کرده ام. الان هم می بینید که چطور مشغول کار هستم.
کی گفته بود؟
پشت سرمان می گفتند. مثلا یک مهندسی این طرف و آن طرف می گفت فلانی دارد قصر می سازد. یک روز آوردندش اینجا و خانه ما را نشانش دادند مثل یخ وارفته بود. باورش نمی شد.
این وانت من است. چند سال پیش خریدمش. قبلش یک ماشین دیگر داشتم که تهران دزدیدنش و این را خریدم.
کجا دزدیدند؟
رفته بودم تهران آنجا نجاری می کردم. همانجا هم دزدیدند.
پدرتان با خبر شدند؟
باخبر شدند ولی کار خاصی نکردند. مثل بقیه مردم رفتم نیروی انتظامی شکایت کردم و پرونده تشکیل دادم. هیچ وقت هم ماشین پیدا نشد.
کار آفرین اعجوبه
علیجان غضنفری
ادامه از شماره قبل
-: « هر وقت هوس شعر خواندن به سرت می زند، معلوم است فکر بزرگی در سر داری، اما عزیزم من و تو از شلوغی و دغدغه تهران خارج شدیم که چند صباح باقی مانده عمرمان را برای خودمان زندگی کنیم و تو به من قول دادی که پس از « مروارید کیش » دنبال پروژه های بزرگ نری ؟!
-: « نگران نباش خانم جان، من بر سر قولم هستم، آن چه در سر من می گذرد. همان است که تو همیشه طالبش بود ی، می خواهم گل بکاریم و گلاب گیری راه بیندازیم. خودم و خودت بی دخالت دیگران، قبول ؟!
-: واقعا،این که منتهای آرزوی منه ، اما با این مجوز کشت خشخاش که تازه به این ها داده شده و فکر می کنن دارن به نون ونوایی می رسن، به نظر غیر ممکن میاد!
خب موضوع همینه، که این ها فکر می کنن وضعشان خوب می شه، د رحالی که این طور نیست، همین حالا قیافه ها شونو ببین، از زور اعتیاد نای کار کردن ندارن، به دو سال نخواهد کشید که همگی زمین گیر بشن، یکی باید حالیشون کنه و من و تو این کار را خواهیم کرد.
این مرد کسی نبود جز نابغه فرهنگی، اقتصادی سی ساله اخیر ایران « همایون صنعتی » که سیروس علی نژاد ژورنالیست برجسته ایرانی در یک کلمه او را اعجوبه می نامید و همسرش شهین صنعتی که پس از جهانی شدن شرکت گلاب زهرا « بانوی گل سرخ ایران » لقب گرفت مردی که با پایه گذاری « بنگاه ترجمه و نشر کتاب همان فرانگلین سابق »، کاغذ سازی پارس و صنعت چاپ افست او 50 سال پس از کناره گیری اش هنوز مثل ساعت کار می کنند و هر کدام پایه ای از ایران امروز تشکیل می دهند این مرد قدرش آن طور که بود شناخته نشد، حتی مردم همشهریش با شناخت کاملی که از پدر بزرگ خیر، پدر نویسنده و کار آفرینی خودش داشتند، قدرش را ندانستند.
همایون نیز می توانست مثل دیگران از کشور خارج شود و با ارزهای فراوانی که سالانه از همین « گلاب زهرا » وارد مملکت می نمود، د راروپا زندگی شاهانه ای برای خود ترتیب دهد. نرفت، نکرد، بماند، همه دارائی اش را هم به فرزندان یتیمی اختصاص داد که یکصد سال پیش پدر بزرگش « حاج اکبر کر » بنایش را گذاشته بود. کاش همه کسانی که سالانه در گلاب زهرا و گلستان های لاله زار جشنواره گل بر پا می کنند و پزش را می دهند، حداقل این مراسم را در جوار مزار این زن و شوهر که بانی شکوفایی منطقه شدند، بر پا می کردند.
همایون و شهین کار کاشتن گل سرخ و گلاب گیری را با سه دیگ و به طور سنتی آغاز کردند لیکن عطر و بوی ویژه و یک و نیم برابری گل سرخ لاله زار نسبت به قمصر کاشان و نبوغ مرد کار آفرینی چون همایون کار را به سرعت توسعه داد و « گلاب زهرا » ی کرمان تبدیل به یک برند جهانی شد، البته موانع هم کم نبود. مخالفت کشاورزان لاله زاری و دیوانه پنداشتن آنها تا سختی هایی که زندان برای آن دو پیش آورد تا حسادت ها و کار شکنی ها ی
مسئولینی که امروزه در نبود این نخبه کار آفرینی، در میان گلزارهای 700 هکتاری لاله زار قدم می زنند، داد سخن می دهند و فیلم پر می کنند که «…..بله ما یک پروژه طولانی سخت را پشت سر گذاشتیم تا توانستیم اولین عصاره ارگانیگ گل سرخ را تحویل جهانیان دهیم……»همه و همه به قدری زیاد بود که پای رونده را در رفتن سست می کرد.
اما همایون و شهین تسلیم پذیر نبودند، تسلیم نشدند، آن قدر کوشیدند تا « گلاب زهرا » آبروی کرمان شد !
همایون صنعتی د رتمام آن سالهای زخمت و مرارت از کار ادبی و فرهنگی هم غافل نبود ماندنی ترین تحقیقات ادبی، ترجمه و شعری که حدود 30 اثر می شود حاصل همین سال ها ست
….. سرانجام شهین صنعتی داوطلب اقامت جاودانی و همیشگی در کنار گلستان های لاله زار می شود و در سال 83 د ریک سفر بی برگشت در راه بندر عباس جانش را از دست می دهد. همایون با دقت و ظرافت تمام جایگاهی برای هر دو نفرشان آماده می کند ما پایه ها و سر ستون های ناتمام، شاید به علامت اینکه آدمی به هر جایگاهی که برسد باز هم راهی برای رشد و تکامل او هست و یا مفهومی دیگر و قطعا با معنا و مفهومی که از انسانی چون همایون انتظار می رود…..
و آن گاه در چهارم شهریور 88 خود در حالی که دو یادداشت کوتاه ناخوانا و تقریبا نامفهوم برای دو تن از دوستان نزدیکش ایرج افشار و مهدی آگاه دارد می نویسد و نشان از دغدغه های وی در کارهای ناتمام فرهنگی و ادبی وی دارد چشم از جهان می بندد و در جوار همسر و یگانه همراهش به خاک می رود. امسال ششمین سالگرد این سفر بی بازگشت است و جای آن است که فقدان این نابغه را بیش از همه به یتیمان پرورشگاه صنعتی ومردم قدردان کرمان تسلیت بگوییم.
اینترنت مجانی جهانی چیست و چگونه کار میکند؟
اینترنت مجانی جهانی چیست و چگونه کار میکند؟
به کوشش آرین اسدی
با وجود اینکه امروزه دسترسی به اینترنت اهمیت فراوانی دارد، اما بیش از ۸۰ درصد از جمعیت کرهی زمین به این شبکهی جهانی اطلاعات دسترسی ندارند. بر این اساس کمپانیهای بزرگی نظیر اسپیس ایکس، گوگل و فیسبوک درصدد گسترش بستر اینترنت از طریق روشهایی نظیر ارسال پهپاد، بالون و ماهواره هستند. در این بین استارت آپ نیویورکی اوترنت (Outernet) نیز درصدد ارائهی اینترنت رایگان از طریق ایجاد بستری ماهواره است.
امروزه اینترنت در جوامع توسعه یافته به یکی از ارکان و ملزومات اصلی زندگی تبدیل شده است. کاهش قیمت اینترنت همزمان با افزایش سرعت و سهولت دسترسی به این سرویس از جملهی مواردی است که نشان از تقاضای بالای کاربران دارد. اما این موضوع در تمام نقاط کرهی زمین صادق نیست و حتی میتوان گفت که تنها بخش اندکی از جامعهی جهانی میتوانند به سادگی از اینترنت استفاده کنند، چراکه براساس آمارهای منتشر شده بیش از ۸۰ درصد از جمعیت کرهی زمین که بالغ بر ۵ میلیارد نفر هستند، به اینترنت دسترسی ندارند.
در سالهای اخیر شماری از کمپانیهای سردمدار در حوزهی فناوری طرحهایی را برای اشاعهی استفاده از اینترنت ارائه کرده و حتی تحقیقات در این زمینه را آغاز نمودهاند. از این جمله میتوان به فیسبوک، گوگل و اسپیس ایکس اشاره کرد. هر یک از این کمپانی راهکارهای متفاوتی را برای پیشبرد ایدهی خود طراحی کردهاند که شامل ارسال شبکهای از بالونها، پهپادها و ماهوارهها در مدار زمین میشود. در این بین اوترنت که یک استارت آپ مستقر در شهر نیویورک است، درصدد تحقق رویای دسترسی آزاد و رایگان به اینترنت در اقصی نقاط کرهی خاکی است تا از این طریق همگان بتوانند به دانش بشری دسترسی داشته باشند.
همانطور که اشاره کردیم اوترنت طرح کمپانی با همین نام برای در اختیار گذاشتن اینترنت در سطح جهان و برای تمام افراد است. در این پروژه از انواع ماهوارهها در نزدیکترین و دورترین مدار کرهی زمین استفاده خواهد شد. پروتکلهای مورد استفاده توسط این پروژه برای ارسال دادهها به زمین شامل Datacasting و UDP یا User Datagram Protocols خواهد بود.
در روش Datacasting دادهها در قالب امواج رادیویی در یک محدودهی گسترده منتشر میشوند. UDP نیز همچون TCP پروتکلی برای ارسال دادهها است که استاندارد آن در دهه ی ۸۰ میلادی ایجاد شده است. برخلاف پروتکل TCP که در زمان ارسال اطلاعات باید گیرنده پیامی را مبنی بر دریافت دادهها ارسال کند، در UDP نیازی به دریافت تایید دریافت اطلاعات از سوی گیرنده نیست. در واقع در روش UDP دادهها فارغ از این مساله که گیرنده میتواند آنها را دریافت کند یا خیر، ارسال میشوند. برای مثال میتوان به ارسال امواج رادیو و تلویزیونی اشاره کرد که امواج به صورت یکسویه منتشر میشوند و فرستنده نیاز به اطلاعاتی در خصوص دریافت یا عدم دریافت آن از سوی گیرنده ندارد. در این روش تضمینی برای دریافت امواج از سوی گیرنده وجود دارد و ایستگاههای فرستنده بدون توجه به امکان دریافت امواج، به کار خود ادامه میدهند.
رادیو برای عصر دیجیتال
ماهیت اوترنت همان روش ارتباط آنالوگ مدرن است که از ارسال امواج رادیویی در سطح گسترده بهره می برد. سیگنال از یک منبع واحد نظیر یک آنتن رادیویی منتشر میشود که در این مورد خاص میتوان آن را دفتر مرکزی اوترنت در نیویورک خواند. امواج ارسال شده در طول موجهای متفاوتی منتشر میشوند تا آنکه یک دریافت کننده بتواند آنها را دریافت کرده و مورد استفاده قرار دهد. در حالت معمول روش دریافت این امواج استفاده از دیشهای ۲۰ اینچی موسوم به گوش خرگوش (Rabbit Ear) است که با استفاده از آن کاربر از طریق تغییر فرکانس رسیور، میتواند انواع دادهها در طول موجهای مختلف را دریافت کند.
در مورد شبکهی اوترنت، تنها به ایستگاههای زمینی بسنده نشده و اوترنت امواج را به سمت شبکهای از ماهوارههای موجود در مدار زمان ارسال خواهد کرد تا این ماهوارهها دوباره امواج را به سمت دریافتکنندگان منتشر کند. رسیورهای مورد نظر که امواج ماهوارهای را دریافت خواهند کرد، همچون یک هاتاسپات بی سیم عمل کرده و با دریافت امواج، آنها را از طریق شبکهی بیسیم در اختیار پیسیها و گجتهای موبایلی که در اطراف وجود دارند، قرار خواهند داد. با توجه به اینکه ارتباط در این سیستم بصورت یکطرفه برقرار شده و نیازی به اطمینان از دریافت شدن اطلاعات از سوی کاربر نهایی نیست، از اینرو پهنای باند کمتری اشغال شده و در نتیجه هزینهی تمام شده نیز بسیار کاهش خواهد یافت.
سید کریم، موسس اوترنت در خصوص هزینهی پایین شبکهی کمپانیاش این چنین اظهار نظر کرده است:
زمانی که در مورد اینترنت صحبت میکنیم، دو کاربرد اصلی این سیستم مدنظر ما است: ارتباطات و دسترسی به اطلاعات. در واقع قابلیت ارتباطات منجر به افزایش هزینهی اینرتنت میشود.
کتابخانه عمومی بشری
آرشیو مرکزی اوترنت شامل بیش از ۵۰۰۰ مقاله ویکیپدیا، پروژهی گوتنبرگ و مجموعهی کتابها با کپی رایت رایگان خواهد بود
در مورد قابلیت دسترسی به اطلاعات، اوترنت پروژهای را آغاز کرده که خود آن را آشیو مرکزی خوانده و در آن میتوان اطلاعاتی را که از ۵۰۰۰ مقاله ویکیپدیا، پروژهی گوتنبرگ و مجموعهی کتابهای رایگان با کپی رایت آزاد است، مشاهده کرد. البته این مجموعه باید تغییرات و بهبودهایی را به خود ببیند که از جملهی آن میتوان به روش رایگیری از کاربران برای انتشار دادههای مربوط با منابع مختلف اشاره کرد. برای مثال در آیندهی نزدیک کاربران در مورد اینکه چه دادههایی توسط این شبکه منتشر شود، رای خواهند داد و اوترنت نیز براین اساس تصمیم به انتشار اطلاعات خواهد گرفت.
با توجه به اینکه دادهها در اوترنت به صورت یک سویه منتشر میشوند، سانسور و جلوگیری از انتشار این دادهها نیز به مراتب سختتر خواهد بود. هدف اوترنت از پیادهسازی این پروژه در اختیار گذاشتن منابع آموزشی و اطلاعاتی بصورت رایگان در اختیار تمام افرادی است که به اینترنت دسترسی ندارند.
اوترنت کار انتشار اطلاعات را از ماه جاری میلادی یعنی آگوست ۲۰۱۵ آغاز کرده است. این کمپانی در حال حاضر از طریق یک ماهوارهی مستقر در دورترین مدار زمین و اجارهی پهنای باند ۲۰۰ مگابایتی، دادههای خود را در آمریکای شمالی و بخشهایی از اروپای غربی منتشر میکند. در صورتی که کمپین جمعآوری این کمپانی در ایندیگوگو (IndieGoGo) به نتیجه برسد، اوترنت میزان پهنای باند خود را در آیندهی نزدیک به ۱۰۰ گیگابایت افزایش خواهد داد.
براساس اطلاعات ارائه شده توسط کریم در جریان سخنرانی وی طی TED Talk، استفاده از یک دریافت کننده در یک روستا میتواند بیش از ۳۰۰ نفر از ساکنان روستا را با جریان اطلاعات که شامل دادههای مربوط به کشاورزی تاس لامتی است، آشتی دهد. در صورتی که افراد در دامنهی امواج وایفای دریافت کننده قرار داشته باشند، میتوانند با استفاده از نرمافزار Librarian (نرمافزار ایندکس اوترنت) از طریق گوشیهای هوشمند یا گجتهای موبایل خود به جستجو در میان دادههای دریافت شده بپردازند.
یکی دیگر از کاربردهای این سیستم، انشار پیامها در زمان اضطرار به جای دادههای روزمره است. این پیامها را میتوان در دورههای زمانی مشخص با تکرار منتشر کرد.
البته مارک نیومن، تحلیلگر فناوری در موسسهی تحقیقاتی اووم (Ovum) همهی ویژگیهای این سرویس را جالب توجه نمیداند:
با بررسی نیازهای جوامع روستایی در کشورهای در حال توسعه، میتوان به روشنی دید که مواردی زندگی این افراد را تحت تاثیر قرار خواهد داد که به زندگی روزانهی افراد بستگی داشته باشد. از جملهی موضوعاتی که میتواند تاثیرگذار باشد باید به وضعیت هوا، محصولات و سلامتی نیز اشاره کرد. آیا انتخاب محتوای محدود از میان خیل عظیم دادههای موجود توسط افراد محدود میتواند نیازهای افراد محلی و روستایی را با فرهنگ و زبان متنوع برطرف کند یا خیر. این نوع انتشار اطلاعات مشکل دیگری نیز دارد و آن انتشار اطلاعات بصورت خواندنی است. در صورتی که اطلاعات بصورت دادههای صوتی منتشر شود، استفاده از آنها راحتتر بوده و عموم مردم نیز رغبت بیشتری برای استفاده خواهند داشت، اما مشکلی که وجود دارد، مصرف پهنای باند بیشتر در این حالت است.
پروژهای جاه طلبانه
یقینا داشتن بخشی از اینترنت بهتر از نداشتن دسترسی به کل شبکهی جهانی است. با توجه به برآوردهای انجام شده در مورد گسترش اینترنت به تمام نقاط زمین که ۱۵ تا ۲۰ سال طول خواهد کشید، اوترنت میتواند فاصلهی موجود را تا زمان دسترسی کامل به اینترنت پوشش دهد.
اوترنت با مشارکت بانک جهانی، طرح آزمایشی اوترنت با در سودان جنوبی تا ماه جولای آینده برگزار خواهد کرد. کمپانی اوترنت امیدوار است تا با استقبال از گیرندههای لنترنز (Lanterns) در ایندیگوگو، همزمان با گسترش طرحهای آزمایشی، بتواند شبکهی خود را در سراسر جهان گسترش دهد.
اوترنت در مسیر پیادهسازی سیستم خود کار چندان سادهای پیش رو ندارد، چراکه دو کمپانی بزرگ گوگل و فیسبوک نیز قدم در این حوزه نهاده و سعی دارند تا گسترّهی اینترنت را در سراسر جهان برقرار کنند. گوگل با پروژهی لون درصدد انتشار امواج 3G است و فیس بوک نیز با پروژهی Internet.org در نظر دارد تا با استفاده از شبکهی پهپادها و ماهوارهها به انتشار امواج اینترنت در اقصی نقاط جهان بپردازد. در این بین ایلان ماسک با کمپانی اسپیس ایکس در نظر دارد تا بابهرهگیری از شبکهای از ۷۰۰ ماهواره دسترسی به اینترنت را در جای جای کرهی زمین در اختیار بشر قرار دهد.
تایید رسمی مشخصات فنی آیفون 6 اس اپل توسط China Telecom
براساس شایعات قبلی قرار است اپل روز نهم سپتامبر (۱۸ شهریور) از دو گوشی آیفون 6 اس و آیفون 6 اس پلاس رونمایی کند. امروز یکی از اعضای اپراتور چینی چاینا تلهکام نیز اعلام کرده که هر دو محصول بین ۱۸ تا ۲۵ سپتامبر (۲۷ شهریور تا ۳ مهر) وارد بازار خواهند شد. به نظر میرسد این تاریخ با زمان معرفی آیفونهای جدید همخوانی دارد.
براساس اعلام یکی از کارمندان اپراتور چینی چاینا تلهکام قرار است آیفون 6 اس و آیفون 6 اس پلاس بعد از معرفی رسمی در تاریخ ۱۸ شهریور، در فاصلهی زمانی ۲۷ شهریور تا ۳ مهر وارد بازار شوند. سوال اصلی دربارهی فناوری فورستاچ است که به گفتهی این اپراتور چینی، هر دو گوشی از این قابلیت بهره میبرند. به جز آیفونهای جدید اپل، دو گوشی اکسون مینی زدتیای و میت اس هوآوی به این فناوری مجهز شدهاند. به کمک فناری فورستاچ نمایشگر دستگاه میتواند بین ضربه زدن عادی روی صفحهنمایش یا ضربه با فشار بیشتر انگشت تمایز قائل شود.
کارمند چاینا تلهکام میگوید دربارهی رنگهای طلایی و صورتی آیفون 6 اس و 6 اس پلاس نیز خبرهایی شنیده است. چند روز قبل تصاویر منتسب به یکی از این مدلهای منتشر شده بود. همچنین این فرد تایید کرده که اپل از ۲ گیگابایت رم در آیفونهای بعدی استفاده خواهد کرد و طبق انتظار باید هر دو مدل به یک سنسور دوربین ۱۲ مگاپیکسلی جدید مجهز شوند. البته این عضو چاینا تلهکام استفاده از پردازندهی A9 اپل را نیز تایید کرده که خبر جدیدی نیست.
البته شایعات و گمانهزنیهای دیگری دربارهی معرفی آیفون 6c با نمایشگر ۴ اینچی و تبلت آیپد پرو ۱۲.۹ اینچی در ماه آینده وجود دارد که هنوز به صورت رسمی تایید نشده است اما اپل ساخت چنین دیوایس هایی را در کارنامه خود دارد، پس دور از انتظار نیست تاشاهد عرضه محصولات احتمالی فوق باشیم. تا زمان معرفی نسل جدید آیفونهای اپل زمان زیادی باقی نمانده است و قطعا تا آن روز بازار شایعات حسابی داغ خواهد بود.
YOUTUBE از امروز به صورت رسمی وارد رقابت با TWITCH می شود
در ماه June امسال، شرکت Google با رونمایی از سرویس قدرتمند YouTube Gaming سر و صدای زیادی به راه انداخت و خط و نشان پر رنگی برای Twitch کشید.
همان طور که پیش از این اعلام شده بود، این سرویس قرار بود که در تابستان امسال راه اندازی شود. بالاخره امروز انتظارها به پایان می رسد و YouTube Gaming فعالیت خود را به صورت رسمی آغاز می کند.
YouTube Gaming هم مانند Twitch، یک سرویس آنلاین، مربوط به بازی های ویدئویی و پخش برنامه های مربوط به کنفرانس شرکت ها می باشد، که با توجه به قدرت و سابقه Google انتظار می رود که خیلی سریع از Twitch پیشی بگیرد.
کیت توسعهی نرمافزاری تایزن 2.4 در اختیار توسعهدهندگان قرار گرفت
کیت توسعهی نرمافزاری تایزن 2.4 در اختیار توسعهدهندگان قرار گرفت
در حالی که کمپانی سامسونگ به شدت در پشتیبانی و گسترش سیستمعامل تایزن جدی است، امروز کیت توسعهی نرمافزاری تایزن 2.4 را در اختیاری توسعهدهندگانی قرار داده است که قصد دارند دستگاههایی مبتنی بر این سیستمعامل بسازند.
سامسونگ قصد دارد همچنان به ارائهی نسخههای جدیدی از سیستمعامل تایزن ادامه دهد و تایزن 2.4 ویژگیهای جدیدی دارد که یکی از کاربردیترین آنها Application Background Policy است. به کمک این قابلیت پردازشهای مربوط به اپلیکیشنها که در پسزمینه انجام میشود و منابع زیادی از پردازنده را مصرف میکند، محدود خواهد شد. یکی از جذابترین امکاناتی که به تایزن 2.4 اضافه شده بیش از 3 هزار API جدید برای روشهای ورودی، رویدادهای سیستمی، کنترل صوتی و… است که در ادامه میتوانید فهرست کاملی از تغییرات صورت گرفته در نسخهی جدید این سیستمعامل را مشاهده کنید:
سیاستهای پنهان برنامه برای محدود کردن پردازشهای مربوط به اپلیکیشنها در پسزمینه که منابع زیادی از پردازنده را مصرف میکند.
بستهی پشتیبان توسعهی تایزن (TEP) برای نصب موثر اپلیکیشنها
سرویسهای نقشه برای پشتیبانی از ژئوکد (کد جغرافیایی)، مشخص کردن مکان و محاسبهی مسافت
مدیریت همگامسازی برای زمانبندی زمان دسترسی سرور به اپلیکیشنها به منظور همگامسازی داده ها میان سرور و دستگاه
رابط سرویسها برای دسترسی راه دور به فضای ابری به عنوان یک دستگاه محلی
DALi برای رندرینگ سبک بر پایهی OpenGL ES
پشتیبانی از کارتهوشمند و شبیهساز کارت پذیرندهی NFC برای سهولت در اجرای سرویس پرداخت موبایلی
امنیت اجباری
و…
از نظر رابط کاربری، تایزن 2015 دارای طراحی و استایل قویتر و اپلیکیشنهای مرجع جدید مانند مرورگر، موزیک پلیر و تقویم است.
با توجه به انتشار نسخهی جدید این سیستمعامل میتوانیم انتظار داشته باشیم که اپلیکیشنهای بیشتری بر پایه تایزن برای تمامی دستگاههای موجود در بازار منتشر شود. به نظر میرسد این گام اول سامسونگ برای انتشار تایزن 3.0 است که قابلیت جذاب زیادی را همراه خود دارد و نیازی نیست اشاره کنیم که سامسونگ میخواهد تمامی دستگاههای شما از اینترنت اشیاء استفاده کنند.
خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ ابوحامد، خواجو، فردوسی و حافظ در محلات کرمان
بخش سی و دو
در شمارههای قبل روزنامه بعد از نظری به خاطرات و فعالیتهای آقای محمد صنعتی در دهه بیست شمسی که سالهای بعد از جنگ جهانی دوم بود، و همچنین اشاراتی که به فعالیتهای اقتصادی ایشان و به ویژه کارخانه خورشید داشتیم، از این شماره به بعد، به فعالیتها و خاطرات ایشان در عرصه مسایل اجتماعی خواهیم داشت.
تشکیل جلسه انجمن ابوحامد به مناسبت
جشن ملی شدن نفت
یا در مناسبت جشن «ملی شدن صنعت نفت ایران» جلسهای توسط انجمن ابوحامد کرمان برگزار گردید:
«جلسه انجمن محلی ابوحامد به مناسبت پیروزی درخشان ایران در امر نفت با شرکت اعضای مربوطه و روسای انجمنهای خانه و مدرسه آموزشگاههای مسیر خیابان ابوحامد در محل این انجمن تشکیل گردید.
در این جلسه ابتدا آقای ژند عضو هیئت مدیره و بعد هم مسلک محمد صنعتی مسئول امور وابستههای [حزب ایران نوین] (1) طی سخنانی … پیرامون پیروزیهای بزرگ تاریخی ایران مطالب اظهار داشتند. در پایان نیز امور عمرانی محله ابوحامد مورد بررسی قرار گرفت و تصمیماتی نیز اتخاذ گردید» (2).
جلسه انجمن محلی خیابان خواجو و فردوسی
همان گونه که ذکر شد در کرمان علاوه بر انجمن محلی ابوحامد، حدود 10 انجمن محلی دیگر هم فعالیت داشتند، به عنوان نمونه میتوان از این گزارش روزنامه اطلاعات، به فعالیت انجمن خیابان خواجو و فردوسی پی برد: «جلسه انجمن محلی خیابان خواجو و فردوسی در منزل آقای محمد علی خالقی رییس انجمن تشکیل گردید. گزارش خبرنگار ما در کرمان حاکیست در این جلسه پیرامون شنریزی کوچهها و نصب شیرهای فشاری آب مذاکراتی به عمل آمد. قرار شد در جلسه آینده از شهردار کرمان دعوت به عمل آید تا احتیاجات این محل با حضور ایشان مطرح گردد» (4).
جلسه انجمن محلی حافظ
یا در گزارش دیگری میتوان به فعالیت انجمن محلی حافظ شهر کرمان آشنا گردید: «اعضای انجمن محلی حافظ کرمان پیرامون طرحهای عمرانی گفتگو کردند.
انجمن محلی حافظ کرمان با حضور آقای دکتر شریف نژاد (6) شهردار این شهرستان در منزل آقای حاج محمد [رضا] نظریان یکی از اعضای انجمن تشکیل جلسه داد. خبرنگار ما در کرمان مینویسد: نخست آقای علی اصغر کوهی مطالبی در باره تکمیل آسفالت خیابان جامی که زیرسازی آن مدتی پیش تمام شده و هنوز آسفالت نگردیده و شبکه لولهکشی محله حافظ که مورد احتیاج مردم میباشد، مطالبی ایراد کرد.
سپس آقای محمود ارجمند عضو دیگر انجمن حافظ راجع به درختکاری محل و نحوه آبیاری درختها و نگهداری آنها تذکراتی داد. آنگاه آقای محمد صنعتی مشکلات و نیازمندیهای عمومی مردم را برشمرد و اظهار امیدواری کرد که شهرداری بتواند در شرایط موجود اقداماتی در جهت تأمین نیازمندیهای عمومی انجام دهد.
پس از اظهار تشکر آقای ابراهیمی از خدمات استاندار (7) و شهردار، آقای دکتر شریف نژاد وعده داد که در مورد پیشرفتهای عمرانی قدمهای موثری بردارد» (8).
ب ـ هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات
در کرمان
پیشینه تأسیس هیئتهای مشورتی روزنامه اطلاعات در ایران به سالهای 1344 ش. برمیگردد. یعنی در ابتدا این روزنامه برای انعکاس مشکلات و معضلات شهرهای ایران در روزنامه خویش ستونی را به عنوان «کرسی آزاد» اختصاص داد و اهالی هر شهر و منطقه، در این ستون به بیان محدودیتها و مشکلات منطقه و شهر خود میپرداختند. پس از چندی «سناتور عباس مسعودی» (10) مدیر مسئول روزنامه اطلاعات در ابتکاری جالب و بینظیر «هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات» را در شهرهای ایران تأسیس نمود. این افراد که از خبرگان آشنا به مسائل اجتماعی و شهری هر منطقه انتخاب میشدند، از قشرهای مختلف جامعه بودند و تحت نظارت مدیر روزنامه در هر شهر که سمت دبیری هیئت مشورتی را به عهده داشت، هر 15 روز یک بار در محل روزنامه جمع میشدند و اهم مشکلات و معضلات منطقه خویش را بررسی و پس از تدوین، گزارشی از مطالب ذکر شده را به روزنامه اطلاعات میفرستادند و روزنامه نیز با انعکاس آنان، از مسئولین نسبت به حل آنان درخواست میکرد.
محمد صنعتی که از اولین اعضای هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات در کرمان بودهاند، در خصوص این هیئت میگوید: «قبل از بیان تأسیس هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات، باید به این نکته اشاره نمایم به دنبال وقوع وقایعی در آن دوران ـ که به دلیل اطناب از ذکر آن خودداری میکنم ـ دکتر «علی امینی» (11) در سال 1340 ش. به نخستوزیری رسید و به قدرت رسیدن وی باعث به وجود آمدن فضای باز سیاسی محدودی در کشور شد، به نحوی که حتی در این زمان در تهران نهضت ملی اقدام به برپایی میتینگ نمود. بروز این وضعیت باعث شد تا اجازه داده شود تا در برخی موارد اعتراضات و بیان مشکلات علنیتر گردد. در همین راستا روزنامه اطلاعات که تأسیس آن به سال 1304 ش. برمیگردد، در این زمینه اقدام به برگزاری «تالار آزاد» (12) و انعکاس گزارشهای شهرهای ایران در ستون «تریبون آزاد» در سالهای 1340 یا 41، همچنین در صفحات محلی مینمود. مثلاً اکثر مطالب مربوط به کرمان و مناطق وابسته در صفحه «کرمان و بلوچستان» منتشر میشد. شایان ذکر است، این کار در روزنامه کیهان و در ستون «اقتراح» نیز انجام میشد. (13).
در امرداد سال 1344 ش. هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات در کرمان، به عنوان سومین هیئت مشورتی روزنامه در ایران ـ پس از تبریز و کرمانشاه ـ تأسیس و شروع به فعالیت نمود. انتخاب اعضا به عهده خود روزنامه بود و آنان از افراد معتمد و آگاه به مسایل و مشکلات شهری و از قشرهای مختلف چون پزشکان، قاضیان دادگستری، آشنایان به امور فنی و صنعتی، ارتشیان بازنشسته، فرهنگیان با تجربه، مهندسین و … حدود 10 نفر را انتخاب مینمودند.
اولین اعضای هیئت مشورتی در کرمان عبارت بودند از آقایان: دکتر باقر ضیاءابراهیمی، علی یاسایی، عبدالحسین اسفندیاری، محمد ایرانپور، ذبیحالله شعاعی، عبدالمهدی جلالی، ابوالفتح ژند، محمدحسین ایرانمنش و بنده. البته مرحوم مهدی باختر (سرپرست روزنامه اطلاعات در کرمان) نیز به عنوان دبیر هیئت مشورتی انتخاب گردید. پس از چندی تغییراتی در اعضا پدید آمد و مرحوم عبدالحسین آیتاللهی موسوی ، مرحوم دکتر حبیب الله رشید فرخی، آقای کوچکی و … نیز پس از کنارهگیری برخی از اعضا، به هیئت مشورتی کرمان افزوده شدند.
حال که صحبت از انتخاب هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات در کرمان شد، بد نیست به این خاطره نیز اشاره نمایم. در همین سالها، مرحوم دکتر میمندینژاد (15) که مجله رنگینکمان را منتشر مینمود، به دلایلی از سناتور «عباس مسعودی» دل خوشی نداشت و در یکی از شمارههای مجله مربوطه اشاره نموده بود که «مسعودی هر کس که مانند خودش ناجنس، بی پدر و مادر، رذل و … است، برای هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات در سراسر ایران انتخاب نموده است (16).
پی نوشت:
(1) ـ بر اساس مرامنامه حزب ایران نوین سازمانهای مختلف کارگران، اصناف، انجمنهای محلی، دانشآموزی و فرهنگیان که در سازمانهای جداگانه فعالیت مینمودند، واحدی به نام «سازمان امور وابستههای حزب» تشکیل گردید و بنده به عنوان مسئول امور وابستههای به حزب فعالیت داشتم و در جلسات هر تشکیلاتی جداگانه شرکت میکردم (محمد صنعتی).
(2) ـ روزنامه اندیشه، پنجشنبه 4 مرداد 1352، سال بیست و چهارم، شماره 1919.
(3) ـ همان، سهشنبه 28 آبان 1347، شماره 12744.
(4) ـ همان، همان شماره.
(5) ـ همان، همان شماره.
(6) ـ «دکتر مرتضی شریفنژاد اهل و ساکن تهران، پزشک اطفال بود و اعضای انجمن شهر در حالی برای احراز سمت شهرداری به او رأی دادند که وی به دستور منتصری استاندار کرمان، سوار هواپیما، عازم کرمان بود. وی حدود پنج ماه شهردار بود و هنگام بازدید از تعمیرات ساختمان شهرداری مصدوم گردید و برای معالجه به تهران رفت و دیگر مراجعت نکرد و در تاریخ 10/3/1348 از سمت شهرداری کرمان کنار رفت». دانشور، محمد: از قلعه دختر تا دقیانوس، ص 153 تا 155.
(7) ـ استاندار کرمان در این زمان، از دی ماه 1347 تا شهریور 1348، هوشنگ منتصری بوده است.
(8) ـ روزنامه اطلاعات، شنبه 26 بهمن 1347، صفحه محلی، شماره 979.
(9) ـ همان، شنبه 26 بهمن 1347، شماره 12817.
(10) ـ سناتور عباس مسعودی؛ «روزنامهنگار و سیاستمدار معروف، متولد 1274 ش. در تهران است. او تحصیلات خود را در مدرسه دارالفنون انجام داد و به کار نویسندگی و خبرنگاری پرداخت. در جوانی مؤسسهای درست کرد که اخبار داخلی و خارجی را جمعآوری و به روزنامهها میداد. در سال 1305 ش. امتیاز روزنامه اطلاعات را گرفت و با پشتکار و جدیت خاصی توانست در مدت کوتاهی روزنامه خود را در ردیف بزرگترین نشریات روز قرار دهد. گذشته از روزنامه یومیه اطلاعات و روزنامههای انگلیسی و فرانسه، چندین جلد معتبر نیز تأسیس و انتشار داد. سالها روزنامه اطلاعات بدون رقیب و پر تیراژترین نشریه ایران محسوب میشد. مسعودی در کنار کار مطبوعاتی، چند دوره نماینده مجلس شورای ملی (ادوار دهم، یازدهم، دوازدهم، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم از تهران) و چند دوره سناتور (از بدو تشکیل مجلس سنا تا زمان فوت، قریب 25 سال) بود. مسعودی مردی خودساخته، پرکار و لایق و از همه مهمتر به کار مطبوعاتی خود عشق میورزید. قریب 50 سال در صحنه سیاسی ایران کارگردانی میکرد و به تمام دنیا نیز مسافرت کرد و خاطرات این مسافرتها دهها هزار صفحه یادداشت است که تدریجاً در روزنامه اطلاعات منتشر شده است. او به حق در پنجاه سال اخیر پدر مطبوعات ایران بوده و در سنین کهولت روزانه دوازده ساعت کار میکرد و سرانجام نیز در سال 1353 در پشت میز کارش در روزنامه اطلاعات درگذشت». عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 3، ص 1431 و 1432.
(11) ـ علی امینی؛ «متولد 1285، فرزند میرزا محسنخان (معینالملک) و نوه میرزا علیاصغرخان امینالدوله (صدراعظم مظفرالدین شاه)، دارای مدرک دکترای اقتصاد، و مناصب: ریاست کل کمرگ، معاون وزارت دارایی، معاون نخستوزیر، دبیرکل شورای عالی اقتصاد، وکیل دوره پانزده از تهران، وزیر اقتصاد، وزیر دارایی، وزیر دادگستری و نخستوزیر در سال 1340 ش. وی در سال 1371 در اروپا درگذشت». تلخیص از: عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 128 تا 223.
(12) ـ تالار آزاد در محل روزنامه انجام میگرفت و بعضاً تعدادی از مردم به ویژه دانشجویان مطالبی را ذکر نموده و حتی دکتر امینی در برخی مواقع جهت پاسخ، حاضر میشد (محمد صنعتی).
(13) ـ در آن دوره سرپرست روزنامه کیهان در کرمان آقای محمد محمدی بود و مکان دفتر روزنامه نیز در جوار دفترخانه وی در خیابان شاهپور (شریعتی)، مابین میدان عباس صباحی و چهارراه کاظمی (روبروی کتابفروشی شهر کتاب فعلی، در کنار کوچه مشهور به کوچه جهود = یهودیها) قرار داشت (محمد صنعتی).
(14) ـ روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 20 مرداد 1344، شماره 11752.
(15) ـ وی علاوه بر پرداختن به تخصص خود (دامپزشکی)، در زمینه نوشتن کتاب و مقالات نیز فعالیت مینمود. ایشان در سال 1345 ش. کتابخانهای در کرمان (کتابخانه شهید مفتح فعلی) تأسیس نمود. جهت اطلاع بیشتر، نک: دانشور، محمد: چهرههای ماندگار کرمان، صص 389 تا 393.
(16) ـ برگرفته از متن مصاحبه با محمد صنعتی، آذر 1392.
گوش ما به هشدارهای رهبری بسته بود که داستان اصلاحات پیش آمد
گوش ما به هشدارهای رهبری بسته بود که داستان اصلاحات پیش آمد
دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین گفت: رئیسجمهور میگوید دولت را از معتدلین انتخاب کرده ولی اصولگرای ناب در کابینهاش سراغ نداریم.
به گزارش انتخاب محمدرضا باهنر در نشست ماهیانه جامعه اسلامی مهندسین اظهار داشت: بعضی از هنجارشکنان و اصلاح طلبان در زمان دولت نخست وزیر سابق و دولت اصلاحات می گفتند حکومت توان دفاع از منافع ملی را ندارد، مثالی را هم که می زدند این بود که حکم امام مبنی بر ارتداد سلمان رشدی مطابق با عرف بین المللی نیست. باهنر افزود: اوایل دهه هفتاد مدتی رهبری مسئله تهاجم فرهنگی را ترجیع بند بیانات خویش کرده و از عباراتی چون شبیخون فرهنگی استفاده کردند ولی گوش های ما و دولت سنگین بود و داستان اصلاحات و مجلس ششم و خروج از حاکمیت پس از این هشدارهای رهبری بود تااینکه زلزله سیاسی دوم خرداد رخ داد.
باهنر خاطرنشان کرد: روحانی از لحاظ ساختاری اصلاح طلب نیست و حتی قبل از ریاست جمهوری شان اظهار نظری در حمایت با اصلاح طلبان نداشتند ولی در انتخابات خود را مدیون اصلاح طلبان می داند؛ روحانی می گوید دولت را از معتدلین انتخاب کرده ولی اصولگرای ناب از نظر حزبی در کابینه اش سراغ نداریم.
محمدرضا باهنر در مورد بحث های مطرح پیرامون حضور علی لاریجانی در لیست اصلاح طلبان خاطرنشان کرد: اصلاحات اگر بتوانند لیستی ارائه دهند، حتما تخم مرغ های خود را در سبد لاریجانی نمی گذارند و داستان صدا وسیما و دوران اصلاحات یادشان نرفته است! لاریجانی اصولگراست هرچند اصولگرایی طیف وسیعی است و ممکن است اختلافاتی در آن وجود داشته باشد.
