بایگانی مطالب نشریه
رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی: ۷۲ درصد جمعیت کشور درگیر خشکسالی بلندمدت
رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی:
۷۲ درصد جمعیت کشور درگیر خشکسالی بلندمدت
این خبر کاملا جدی است اما ما کارمان از گریه گذشته است به آن می خندیم:
رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی از درگیری ۷۲درصد جمعیت کشور با پدیده خشکسالی خبر داد.
شاهرخ فاتح، با اشاره به شاخص کوتاهمدت خشکسالی هواشناسی کشور گفت: از ابتدای سال زراعی جاری و بر مبنای شاخص ۹ ماهه منتهی به خردادماه ۹۵، در مناطق مرکزی و شرقی کشور شامل بخشهای وسیعی از استانهای اصفهان، یزد، چهارمحال و بختیاری، خراسانجنوبی، جنوب خراسان رضوی، شمال استانهای فارس و کرمان، شرق سمنان، سیستان و بلوچستان، قم، مرکزی، شرق گیلان و غرب مازندران درجاتی از خشکسالی خفیف تا شدید وجود دارد.
او ادامه داد: از سوی دیگر براساس همین شاخص کوتاهمدت، در بخشهایی از استانهای کرمانشاه، ایلام، لرستان، جنوب آذربایجانغربی، گلستان و کردستان، آذربایجانغربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، خراسان شمالی، خوزستان و هرمزگان درجاتی از ترسالی ضعیف تا شدید وجود دارد و مابقی مناطق در این بازه زمانی در شرایط طبیعی بودهاند.
رئیس مرکز ملی خشکسالی سازمان هواشناسی با تأکید بر اینکه براساس شاخص بلندمدت ۷ساله، بخشهای وسیعی از کشور با درجاتی از خشکسالی ضعیف تا بسیار شدید درگیر هستند، افزود: شاخص بلندمدت پایش خشکسالی هواشناسی در بخشهایی از استانهای فارس، یزد، کرمان، خراسان رضوی، خراسانجنوبی، خراسان شمالی، تهران، البرز، قم، مرکزی، مازندران، خوزستان، ایلام، همدان و کردستان درجاتی از خشکسالیهای خفیف تا بسیار شدید را نشان میدهد. در مقابل بررسیهای مبتنی بر این شاخص، در شمال آذربایجانشرقی، اردبیل و مناطق محدودی از جنوب سیستانوبلوچستان شرایط ترسالی ضعیف تا متوسط را نشان میدهد. فاتح در ادامه به مساحت تحتتأثیر خشکسالی در کشور اشاره کرد و گفت: براساس محاسبات انجام شده درخصوص مساحت تحتتأثیر هریک از طبقات خشکسالی بلندمدت، ۳۱درصد مساحت کل کشور از خشکسالی خفیف، ۲۹درصد خشکسالی متوسط، ۱۲درصد خشکسالی شدید و یکدرصد نیز با خشکسالی بسیار شدید درگیر هستند. او همچنین در مورد جمعیت تحتتأثیر خشکسالی در کشور اظهار کرد: بررسی جمعیت تحتتأثیر هریک از طبقات خشکسالی بلندمدت حاکی از آن است که ۲۷درصد جمعیت کشور با خشکسالی خفیف، ۳۲درصد خشکسالی متوسط، ۱۲درصد خشکسالی شدید، یکدرصد خشکسالی بسیار شدید درگیر هستند. رئیس مرکز ملی خشکسالی سازمان هواشناسی در پایان به وضع ترسالی کشور نیز اشاره کرد و افزود: در نگاه کوتاه مدت، ۵درصد مساحت کشور دارای ترسالی ضعیف، سهدرصد ترسالی متوسط و دودرصد ترسالی شدید است، ولی در نگاه بلندمدت ۲۵ درصد مساحت کشور ترسالی ضعیف و یکدرصد ترسالی متوسط دارند./شهروند
تاملاتی درباب روزنامهنگاری
امروز در وبسایتی مشغول مطالعهی تعاریف مشاغل بودم و با تعریفات زیر مواجه شدم:
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.
مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.
اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.
روزنامه نگار: کسی است که %۵۰ از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %۵۰ بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.
ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.
هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.
فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.
روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.
جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.
برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.
اما یک مشکلی در این مطلب دیدم چرا دربارهی روزنامهنگار کسی چیزی ننوشته بود؟
احساس وظیفه کردم از آنجایی که هیچ چیزی در کشور ما مشکل ندارد و حتی متنی ناقص در این مرز پرگهر نیست باید این سلسله تعاریف را کامل کنم و تعریف بی نقصی (البته به اندازهی توانم) از این شغل ارائه کنم:
ابتدا روزنامه نگاری:
مدتها پیش جورج اورول گفت: ”روزنامه نگاری یعنی چاپ کردن چیزهایی که عدهای نمیخواهند آن چیزها چاپ بشوند.”
البته قرائتی که بعضی از روزنامه نگاران همشهری و هموطن از این جمله دارند اندکی متفاوت است که احتمالا مشکلی در ترجمه پیش آمده برای مثال عدهای معتقدند:
روزنامهنگاری یعنی چاپ کردن چیزهایی که برخی خیلی خوششان میآید آن چیزها چاپ بشود و حاضرند همهجوره هزینهاش را هم بپردازند. این دوستان نقش جاننثار را در سریال شبهای برره با شخصیت روزنامهنگار اشتباه گرفتهاند و چنان هم خوب این نقش را بازی میکنند که گاهی احساس میکنید مشغول دیدن سریال شبهای برره هستی نه خواندن روزنامه!
برخی دیگر از روزنامه نگاران دستی به نگارش ندارند بلکه بیشتر مدیران مالی موفقی هستند و به لطف روابط خوبی که دارند جزو معدود اعضای جامعهی “قلمبه دستان” هستند که جدی جدی عاقبت به خیر میشوند و همینها هم هستند که باعث گرویدن عدهی زیادی به این شغل شریف هستند چرا که آنها چشمشان به کسب و کار سکهی ایشان میافتد و نمیدانند که کار هر تازهکار نیست اینچنین کاری کردن…. و به راحتی به خیل ورشکستگان میپیوندند و تازه کلی هم کار را برای دیگر روزنامهنگاران سخت میکنند به واسطهی کارهای آماتوری که انجام میدهند(مثلا آگهی صفحهی اول را رایگان چاپ میکنند تا صرفا روابطشان با طرف خوب بشود و به این فکر نمیکنند که وی از این به بعد توقع آگهی رایگان از دیگران هم دارد)
دستهی بعد آنانی هستند که بی ادبی و بی احترامی کردن به مصاحبه شونده را با مطالبهگری و محق بودن خبرنگار را یکدیگر قاطی کردهاند و هنوز با طرف حال و احوال نکردهاند میخواهند دست و پایش را به صندلی ببندند و از او آنقدر سوالات نا مربوط بکنند و آنقدر با بددهنی و بی ادبی با او طرف شوند که بعد از آن مصاحبه دیگر اسم خبرنگار حال آن بندهی خدا را به حدی بد میکند که میخواهد انتقام آن خبرنگار را از کل اهالی رسانه بگیرد
رسیدیم به دستهی مورد علاقهی من پشت میز نویسان
اینان دوستان بسیار زحمت کشی هستند و اگر اینترنتشان یک دقیقه قطع شود مثل مرغ سرکنده بالا و پائین میپرند و به لطف خبرگزاریهای زیادی که داریم و خدارا شکر همهی اینها هم خبرها را خودشان تولید میکنند و به هیچ وجه از جای دیگری کپی نمیکنند و در نتیجه این دوستان هم ناچار میشوند خبرهای دست چندم این خبرگزاریها را برای نشریهی خودشان کپی کنند و معمولا هم چند ماهی یکبار باید کیبورد کامپوترشان را عوض کنند چرا که چند کلید آن دیگر کار نمیکنند این کلیدهای اساسی و تاثیر گذار در رسانههای امروز عبارتند از:ctrl+a / ctrl+c / ctrl+v که خوب البته اشتباه نکنید خبر از آسمان نمیآید که همهی اخبار یک نشریه تولیدی خودشان باشد و معمولا تعداد زیادی از خبرها بازنشر هستند اما تفاوت فراوانی است بین بازنشر و خبرنگاری کپی/ پستی و تازه مدعی هم بودن که آقا من ژورنالیست بسیار خفنی هستم در حالی که تا بحال یکبار هم یک مصاحبهی ۵۰۰ کلمهای با آپاراتی سر کوچهی شان نکردهاند و آخرین گروه:
آنان که میخواهند با مطلبی طنز جهان را تغییر بدهند و فکر میکنند حالا که خودشان چهارتا مصاحبهی آبکی از این و آن ور شهر گرفتهاند دیگر ارنست همینگوی شدهاند و رویترز و لوموند هم برایشان کوچک است متاسفانه این ستون دیگر جا ندارد ورنه با تو گفتو گوها داشتم
مردم شناسی زیارتگاه ها و اماکن مقدس شهرستان عنبر آباد امام زاده سید عبدالله مردهک
مردم شناسی زیارتگاه ها و اماکن مقدس شهرستان عنبر آباد
امام زاده سید عبدالله مردهک
نجمه سلیمانی دلفارد
مدفن امام زاده سید عبدالله در روستای نورک در نزدیکی بخش مردهک از توابع شهرستان عنبرآباد واقع شده است، امام زاده سید عبدالله فرزند موسی بن جعفر (امام موسی کاظم) برادر امام رضا(ع) میباشند. خادم این مکان پیرمردی 74 ساله به نام شیخ شنبه است که تمامی اجداد او تا هشت نسل خادم این مکان بودهاند و به صورت موروثی خادمی این مکان به ایشان رسیده است و به گفتۀ ایشان دو سنگ بسیار قدیمی در این محل از گذشتههای بسیار دور وجود دارد که خط روی آنها قابل خواندن نیست.
در وسط بقعه ضریحی آهنی به ابعاد 50/1×1 متر قرار دارد که بر روی آن اشعار ی در مدح امام زاده نوشته شده است،
در سمت راست ضریح که یک درب کوچک وسط آن قرار دارد (برای خارج کردن نذورات توسط ادارۀ اوقاف) که با دو قفل توسط ادارۀ اوقاف بسته شده است و زائرین روی قفلها هم دخیل بستهاند و روی این درب کوچک عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» و نام سازنده آن و در جهت دیگر عبارت «السلام علیک ایها الشهید السید عبدالله المظلوم» نگاشته شده است.
زمین زیارتگاه حدود 2000 مترمربع است که متأسفانه براثر خشکسالی نخلهای خرمای آن از بین رفته است.
ساختمان جدید زیارتگاه سیدعبدالله توسط اداره اوقاف شهرستان جیرفت در حال احداث میباشد و همانطور که ذکر شد این زیارتگاه دارای شجره نامه بوده و از فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) میباشد.
اهالی، این زیارتگاه را به نام سلطان سید عبدالله نیز میخوانند و به آن اعتقاد کامل دارند و در روزهای پنج شنبه به زیارتش میروند و شب در آن جا اقامت میکنند.
به گفتۀ شیخ شنبه خادم این مکان در زمان اجداد ایشان ساختمان این امام زاده تنها به شکل یک دیوار بوده است در زمان پدر ایشان دو اتاق خشت و گلی به جای این دیوار ساخته میشود ولی مدفن زیر دیوار قرار گرفته بود و به همین دلیل دیوار همیشه ترک میخورده است تا این که امام زاده به خوابشان آمده و گفتهاند که قبر من زیر همین دیوار قرار گرفته است و بدین صورت محل مدفن که قبلاً کاملاً مشخص نبود معلوم گردید.
بنای قدیمی امام زاده حدود سالهای 1386 توسط ادارۀ اوقاف جهت احداث بنای جدید تخریب گردید و اسکلت جدید آن سال 1389 پایه گذاری گردید و ساختمان این مکان مقدس در حال احداث میباشد که اهالی منطقه از عملکرد ادارۀ اوقاف بسیار راضی بودند. بنای جدید امام زاده سید عبدالله همانطور که ذکر شد فعلاً (زمان حضور نگارنده) دارای ساختمان نیست و فقط اسکلت فلزی آن پایه گذاری شده است.
در نزدیکی این زیارتگاه اتاقی قدیمی و خشت و گلی قرار دارد که وسایل بنای قدیمی زیارتگاه را در آنجا نگهداری میکنند تا ساخت بنای جدید پایان یابد و این وسایل که اهدایی زائرین میباشند به ساختمان جدید امام زاده انتقال یابند.
شایان ذکر است که در همین اتاق دو سنگ بسیار قدیمی و گران بها نیز نگهداری میشود که متعلق به زیارتگاه میباشند و به گفتۀ خادم این مکان یکی از سنگها بالای قبر و یکی پایین قبر بوده است که روی آنها خوانده نمیشود روی یکی از سنگها که سبز رنگ است بوتهای عمامه مانند کشیده شده که خطش غیرقابل خواندن است و یک گودی دارد. پایین آن اعدادی نوشته شده است که 18 و 81 خوانده میشود این سنگ در زمانهای بسیار دور پیدا شده است ولی سنگ دیگر در زمان احداث بنای جدید پیدا شده است که به علت مدت طولانی که زیر خاک بوده است قسمت زیادی از نوشتههای روی آن از بین رفته است و فقط در یک قسمت آن میتوان عباراتی را مشاهده نمود که نوشته شده که ایشان در روز جمعهای این جا به شهادت رسیده است و بقیۀ عبارات قابل خواندن نمیباشد به گفتۀ خادم این مکان مدتی بر روی اطراف قبرها، مُهرهها و سنگهای قیمتی مانند فیروزه، لاجورد و غیره… پیدا میشده است.
به اعتقاد اهالی این منطقه زمانی که امام زاده سید عبدالله خبر شهادت امام رضا(ع) (برادرشان) را در مشهد میشنوند با عدهای از اصحاب و یاران از عراق به سمت ایران حرکت مینمایند تا به مشهد بروند به استهبانات فارس میرسند که در این مکان سپاه متوکل عباسی به آنها میرسد و هر کدام از امام زادگان و یاران ایشان به سویی پراکنده میشوند حضرت معصومه(ع) به قم و دیگران هر یک به جایی میروند و ایشان با 40 سوار مدتی به کوههای دوساری میروند و بعد به این مکان میآیند و محل قبر آن 40 سوار سرباز ایشان هم در همین مکان قرار دارد که اکنون کاملاً محل دفن آنان مشخص نیست.
از مناطق مختلف استان و حتی شهرهای دیگر مانند کرمان، بم، جیرفت، بندرعباس، ایرانشهر، کهنوج، اسلام آباد مردم برای زیارت به این مکان میآیند و اعتقاد زیادی به این امام زاده دارند. از فروردین ماه تا اواخر تیر ماه بسیار شلوغ میشود و زائرین بسیاری برای زیارت و رسیدن به حاجاتشان به این مکان مقدس میآیند.
شیخ این زیارتگاه چند معجزه این مکان را چنین نقل میکنند: «در زمانهای قدیم که جدشان در این مکان ساکن بوده است 7 نفر اشرار (یاغی) به این منطقه حمله میکنند که خانههای اطراف امام زاده از جملۀ خانه اجداد ایشان را غارت نمایند. این 7 نفر برای رفع خستگی شروع به چپق کشیدن میکنند ناگهان همه آنها به معجزه سید عبدالله بیهوش میشوند جد ایشان یک ماسه1 داشتند پس از بیهوش شدن آنها، شیخ زیارت به کمک چند تن از اهالی منطقه دستان آنها را با نخ ماسه که نخ باریکی هم بوده است؛ میبندند و اسلحههای آنها هم جلوی رویشان قرار داشته است و پس از مدتی یک نفر از آنها به هوش میآید و هر چه سعی و تلاش مینماید نخ باریک ماسه پاره نمیشود از جدم میپرسد تو جادوگر هستی و سحر و جادو میکنی جدم میگوید نه من نوکر و غلام امام زاده سید عبداله فرزند موسی بن جعفر هستم پس از آن 6 نفر بقیه بیدار میشوند و میبینند برادر بزرگترشان نیست آنها هم هر چه سعی و تلاش میکنند نمیتوانند بندهای ماسه را پاره کنند سپس با همان دستان بسته قسم میخورند که دیگر مزاحم او یعنی جد من نشوند و جد من دستانشان را باز مینماید و آنها میروند».
معجزه دیگر امام زاده بدین صورت بوده است: شخصی در زمانهای قدیم گاوی داشته که نذر زیارتگاه سید عبدالله بوده است؛ گاو را از روستای مجاور میدزدند.
صاحب گاو که اعتقاد محکمی به امام زاده سید عبدالله داشته است میگوید: «یا سیدعبدالله صبح قاصد من میآید گاو من را بده بیاورند». و هنگامیکه گاو و دزدان از کنار امام زاده سید عبدالله رد میشدند ناگهان گاو کنار امام زاده زانو میزند و میخوابد و دزدها هر کار میکنند نمیتوانند گاو را از جایش بلند نمایند سپس مجبور میشوند نزدیک گاو آتش روشن نمایند ولی با کمال تعجب آتش به سمت گاو کشیده نمیشود و گاو هم از جای خود تکان نمیخورد؛ صبح روز بعد که شیخ زیارت میآید جارو بزند گاو را میبیند که به همان شکل کنار امام زاده زانو زده است و قاصد صاحب گاو میآید و میگوید که گاو را بدهید شیخ هم گاو را میدهد و قاصد با گاو پیش صاحبش برمیگردد.
معجزهای که شیخ این مکان (شیخ شنبه) به چشم خود دیدهاند اینگونه روایت میکنند:
«من با خواهر بزرگم در سایه درخت کُنار نزدیک امام زاده سید عبدالله در کودکی مشغول بازی بودیم و گردنبند مُهرهای به گردن من بود اشرار آمدند و ما از ترس به سمت مادرم رفتیم و در بغلش نشستیم، یکی از اشرار آمد مادرم را بزند دیگری مانع شد و گفت خانهاش را خراب میکنیم. مادرم گفت یک کاسه ماست به او بدهید اگراز گلویش پایین رفت من حرفی ندارم خانۀ مرا خراب کنند پس من صاحب ندارم آن فرد هنگامیکه کاسه ماست را سر کشید ماستها در گلویش ماندند و از دو سوراخ بینی اش خون سرازیر شد و بعد همراهانش (اشرار دیگر) به مادرم التماس کردند و مادرم گفت برو تفشان کن (آب دهن ات را بیرون بریز) و آن مرد آنها را تف کرد و از آنجا رفتند و این باعث شد که اشرار به امامزاده سید عبدالله اعتقاد زیادی پیدا کنند.»
ایشان در ادامه ذکر میکنند فردی کر و لال در این مکان مقدس از سنگ شفا خورد و در مقابل چشم همۀ زائرین زبان گشود و افراد دیگری نیز شفا یافتهاند مانند فردی که به بیماری تالاسمی مبتلا بود و یا چندین فرد دیگر که نابینا بودند در این مکان و با متوسل شدن به امام زاده سید عبدالله بینا گشتهاند. ایشان یکی دیگر از معجزات این زیارتگاه را اینگونه بیان میکنند که هنگامیکه کارگران مشغول کار بودند تا زمین زیارتگاه را برای تعمیر بنا صاف کنند و ساختمان جدید را بسازند تراکتور و بُلدوزر نتوانستند نزدیک قبر امام زاده شوند و متوقف شدند.
1- نخ های که از پشم بره قربانی می بافند و با آن نوعی فال می گیرند.
زیارتگاه ها و اماکن مقدس جنوب استان کرمان در کتاب مردم شناسی زیارتگاه ها
زیارتگاه ها و اماکن مقدس جنوب استان کرمان در کتاب
مردم شناسی زیارتگاه ها
کتاب « مردم شناسی زیارتگاه ها » نوشته نجمه سلیمانی دلفارد دانشجوی دکتری جامعه شناسی با مقدمه ای از دکتر ابراهیم انصاری، توسط نشر جامعه شناسان در نمایشگاه امسال کتاب تهران عرضه شده است. در این اثر نویسنده با حضور در میدان تحقیق به بررسی مردم شناسانه و جامعه شناسانه زیارتگاه ها ی مناطق جنوب استان کرمان شامل هفت شهرستان جیرفت ، عنبر آباد ،کهنوج ، قلعه گنج ، رودبار ، فاریاب و منوجان و آداب و رسوم مردم در رابطه با اماکن مقدس پرداخته است و همچنین مباحث تئوریک متنوعی را در حوزه های جامعه شناسی و مردم شناسی دین ، فرهنگ عامه ، اعتقادات و باور های مردم ، زیارت در ادیان مختلف و …. مطرح می کند و کارکردهای مختلف فرهنگی، مذهبی، تاریخی، روانشناسی، هنری اقتصادی، اجتماعی و… زیارتگاه ها را تبیین می نماید و می کوشد تا ضمن پاسخ به پر سش های اساسی در این زمینه اطلاعات ذیقیمتی را از فرهنگ، آداب و رسوم و باورهای مردم این مناطق در اختیار خوانندگان ، علاقه مندان و پژوهشگران قرار دهد و و می تواند راهگشای پژوهش های دیگری در این زمینه باشد.
در بخشی از این کتاب می خوانیم: « انسان از بدو خلقتش به دنبال جایگاهی بوده است که تجلی «امر قدسی» را در آن به نمایش بگذارد و با تأمین «مکان های» خاص، حضور روح الهی را در آن مکانها به صورت دائمی درآورد. در حالتی کلی، در نظر تمامی جوامع، معابد صورتی از عالم است که حرکت گذاری جهان را به سکون تبدیل میکند و زمان را به
نقطه ی صفر باز میگرداند، به عبارت دیگر آنچه را که در عالم به صورت حرکت بی وقفه وجود دارد، به شکلی پاینده تبدیل میکند. در عالم، زمان بر مکان غالب است؛در ساختمان معبد، بر عکس، زمان به مکان تغییر یافته است. از این رو از گذشته تا به امروز همواره اعتقادات و باورها، آداب و رسوم، نحوه ی نیایش و پرستش هر مردمی در شکل گیری معابد و نیایشگاههای ایشان نقشی اساسی ایفا کرده است. و اماکن مقدس در طول تاریخ؛ محلی برای فراغت از دغدغههای دنیای فانی و نزدیک شدن به روح هستی بوده اند»
شعر به تلویزیون آبرو میدهد
علیرضا بهرامی
از قدیم گفتهاند شعر هنر ملی ماست اما این سالها هروقت میخواهند بگویند فردی مهملباف و بهاصطلاح مشنگ است، میگویند شعر میگوید یا شعر نگو! این اتفاقی است که در سدهی اخیر برای خیلی از مفهومهای ارزشمند ما رخ داده تا بیش از پیش به نتیجههای داییجانناپلئونی برسیم که کار انگلیسهاست. اصلا کمی دقت در همین تعبیر هم نشان میدهد که خود آن نیز به وضعینی رسیده که حتا جایی که ردپای دسیسهی دشمن مخالف و مقابل منافع ملی ما مشهود است، اگر فردی از آن سخن بگوید، با عبارت داییجانناپلئونی مسخرهاش میکنیم.
البته در تمام قرون تاریخ، وضعیت دوگانهی حاکمان ما با شعر، بر سرنوشت خیر و شر آن بیتاثیر نبوده است؛ چه آن زمان که بابت یک بیت از شاعرِ درباری چندین کنیز و چند کیسه زر به او هدا میکردند، چه آن زمان که دهانش را میدوختند، چشمش را از حدقه درمیآوردند و سر به نیستش میکردند. پس عجیب نیست اگر ما بهطور سنتی، با تلاش برای ناکار و بیخاصیت کردن شعر به یکی از این دو صورت مواجه بوده باشیم.
ازسوی دیگر، رسانه و ابزارهای ارتباط جمعی جدید، هیچگاه عمق لازم را نداشتهاند. کیست که نداند و نگوید که تلویزیون – در همه جای جهان – سطحی است!
پس باز هم طبیعی است که تلویزیون، آکنده باشد از لودگی، وقتتلفکنی و تبلیغات مصرفگرایی مضمحلکننده. تلویزیون ما هم از این قاعده مستثنا نیست؛ با این تفاوت که این تلویزیون، در بستر یک جامعه و حاکمیت ارزشگرا و مخالف اصول سرمایهداری صرف حرکت میکند و قاعدتا نباید نعل به نعل تلویزیون کاپیتالیستی باشد که جامعه را تحت تزریق مخدرها، مسخشده میخواهند و میپسندند.
کافی است به همین چند جملهی بیان شده توسط مقام معظم رهبری در دیدار رمضانی چند روز پیش با گروهی از شاعران توجه کنیم:
« کارکرد عمدهی شعر تأثیری است که شعر شما بر روی مخاطب میگذارد. شما با شعر خودتان خلوت مخاطب را اشغال میکنید و پای ثابت اتاق فکر مخاطبتان هستید. این یکی از مهمترین کارکردهای شعر شما است. افکار انسان، تصمیمهای مهمّ انسان، در این خلوتها گرفته میشود. انسانها از عزیمتگاه این خلوتگاه به راههای درست یا غلط، به راههای خوب یا بد، حرکت میکنند. آنجا جای فهمیدن است، جای تصمیمگیری است، جای شکلگیری هویّت اصلی انسان است. شما میتوانید در آنجا حضور پیدا کنید و اثر بگذارید، و این، یکی از مهمترین کارکردهای شعر است…»
حال بلافاصله این پرسش مطرح میشود: مدیران صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، که در گفتار و در بخشی از رفتار خود قطعا با تاکید، خود را ملازم و تابع مقام عظمای ولایت تعریف میکنند، به این مهم چقدر اهمیت داده، یا پس از این بیانات، چقدر توجه دارند؟ پاسخ این پرسش، فقط پاسخ این پرسش نیست، خیلی جنبهها و مفاهیم جاری و مبتلابه جامعهی ما و ازجمله صداوسیما و دیگر رسانههای ما را در بر میگیرد.
اگر متمرکز به صداوسیما بخواهیم بررسی کنیم، شعر – بویژه در تلویزیون – در تمام این سالها، بیشتر یا زینتالمجالس بوده، یا اخیرا در قالب طنز و فکاهه، نقش مطایبه را ایفا کرده یا در غاییترین حالت، به مشاعره رسیده است. از چندی پیش برنامهی «نقد شعر»، آنهم البته در شبکهی تخصصی چهار، چنین رویکردی را به اجرا گذارده است. تعقیب چند ماه به روی آنتن رفتن این برنامه گویای آن است که دستاندرکارانش آگاهانه و با یک استراتژی مشخص، به این مقوله میپرداختند.
تداوم آن به اتفاق خوشایندی در ایام ماه مبارک رمضان منجر شد؛ برنامهی «جویبار» که هر روز از ساعت 17 از شبکهی 4 پخش شد و به تاثیر قرآن کریم بر شعر فارسی پرداخت. این برنامه البته کمی فراتر از آن قالبی که از توضیحش برمیآید، شعر رودکی و منوچهری تا احمد شاملو و احمد عزیزی را از منظر استفاده از لفظها تا معناها و مفهومهای قرآنی بررسی کرد؛ تا چیزی بر داشتههای اندیشهای و نیز لذت زیباییشناسی مخاطبان افزوده باشد.
در میانهی انبوه برنامههای مناسبتی از جنس جشن رمضان در فلان و بهمان جزیرهی گردشگری که معمولا آکنده است از برنامههای تقلید صدا و مصاحبه با هنرپیشهها دربارهی اینکه شما از کدام غذای دستپخت مادرزنتان خوشتان نمیآید – که در جای خودش خوب و حتما لازم است – از دیدن چنین برنامهی شعرمحوری، هربار نهتنها بر دانستههای ما افزوده میشود، بلکه از رهگذر این دانش، به حظی فطری هم میرسیم.
ناگفته نماند که در شکل گیری چنین وضعیتی، حضور یک شاعر کارشناس که با شعر و مطالعه بر آن عمر سپری کرده و از هیجانهای سیاسی و جناحی هم پرهیز میکند، خیلی تعیینکننده است. بهواقع میتوان گفت، سعید بیابانکی، پس از حضور مقطعی شاعرانی چون علی موسوی گرمارودی، عبدالجبار کاکایی و ساعد باقری، یک داشتهی ضروری و متناسب با هدفهایی که برشمرد بوده است و باید امید داشت که در سازمان عظیم صداوسیما، افزون شود
خاکسپاری حسن پیغان خواننده مطرح پاپ کشور در هرمزگان
خاکسپاری حسن پیغان خواننده مطرح پاپ کشور در هرمزگان
حسن پیغان خواننده مطرح پاپ کشورمان -هشتم تیرماه- بر اثر ایست قلبی در بیمارستان صاحب الزمان(عج) بندرعباس درگذشت. از این خواننده مطرح کشور که متولد چهارم آبان ماه سال 1355 می باشد، چهار آلبوم کشوری به نام های «پشیمون»، «یار منی»، «شطرنج» و «دوسم داری» به یادگار مانده است. همچنین حضور در اجرای مشترک قطعه «هموطن» با رضا صادقی، فرزاد فرزین و تنی چند از خوانندگان مطرح پاپ اثری ماندگار از وی برجای گذاشت. شادروان «پیغان» که سابقه کارهای مشترک با زنده یاد ناصر عبداللهی و رضا صادقی را از خود به یادگار گذاشته است، در این سال ها بیشتر به امر آموزش و اقدامات عام المنفعه مشغول بود.
مراسم خاکسپاری زنده یاد «حسن پیغان»، خواننده مطرح پاپ کشور با حضور پرشور علاقه مندان و دوستداران موسیقی برگزار شد.
این مراسم به همت انجمن موسیقی استان هرمزگان از ساعت 16روز جمعه (یازدهم تیرماه) با حضور پرشور جامعه فرهنگ و هنر استان هرمزگان از مقابل تالار شهید آوینی بندرعباس برگزار شد. پس از برگزاری مراسم تشییع، پیکر زنده یاد پیغان برای خاکسپاری به بهشت زهرای بندرعباس، منتقل و در قطعه مفاخر استان هرمزگان به خاک سپرده شد.
در این مراسم علیرضا درویش نژاد(مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان)، کیانوش جهانبخش(رئیس انجمن موسیقی استان هرمزگان) و هنرمندان مطرح استان شامل عمران طاهری، مرتضی کریمی، هادی آیین طلب، رضا نصیری، فرامرز امیری، کیانوش بلالی پور، احمد قائد، امید محبی، حامد احمدی، مجتبی اسدی، حجت حاجی زاده و جامعه موسیقی استان حضور داشتند. در همین خصوص مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان اظهار کرد: زنده یاد پیغان شخصیتی فعال و دارای سبک و سیاق خاصی بود.
علیرضا درویش نژاد با اشاره به اینکه زنده یاد پیغان یکی از هنرمندان خلاق و مطرح هرمزگان بود، تصریح کرد: از وی کارهای فاخری به یادگار ماند گرچه سال ها از موسیقی حرفه ای فاصله گرفته بود و روند پرشتاب گذشته را دنبال نمی کرد اما آثارش هیچگاه از یاد علاقه مندانش فراموش نمی شود.
وی با بیان اینکه زنده یاد پیغان از مدافعین فرهنگ عمومی هرمزگان بود، خاطرنشان کرد: توجه ویژه اش به موسیقی بومی هرمزگان و تعصبش به معرفی ترانه های بومی، قابل تقدیر بود و جایش در بین اهالی فرهنگ و هنر خالی است. همچنین رئیس انجمن موسیقی استان هرمزگان افزود: پیغان خواننده ای بود که به حقش در موسیقی کشور نرسید اما اقدامات عام المنفعه اش قطعأ به یادگار خواهد ماند.
کیانوش جهانبخش با اشاره به اینکه در گذشت حسن پیغان خواننده مطرح پاپ کشور به طور حتم ضایعه ای بزرگ برای جامعه موسیقی است، تصریح کرد: یکی از کسانی که مسیر حضور خوانندگان هرمزگان به موسیقی کشور را گشود به طور حتم زنده یاد پیغان بود که هیچگاه آثار فراموش نشدنی اش، از اذهان خارج نمی شود. گرچه زنده یاد پیغان در سال های آخر عمرش به امر آموزش روی آورده بود اما هیچگاه اقدامات عام المنفعه اش از طریق موسیقی از اذهان فراموش نمی شود. همچنین نوازنده عود گروه مشکی پوشان اظهارداشت: زنده یاد پیغان یکی از پیشگامان مطرح کردن موسیقی هرمزگان در سطح کشور بود.
مرتضی کریمی با اشاره به اینکه سه سال با زنده یاد پیغان همکاری داشته است، تصریح کرد: از درگذشت این هنرمند مطرح بسیار ناراحت شدم زیرا به حقش نرسید. جا داشت که اهمیت بیشتری به این هنرمند مطرح داده می شد. برای موسیقی هرمزگان زحمات زیادی کشید و جای این هنرمند در بین اهالی فرهنگ و هنر خالی ست. کریمی در پایان یکی از دغدغه های حسین پیغان را معرفی ترانه های هرمزگانی در سطح کشور اعلام کرد.
گزارش «پیام ما» از مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست «کرمانیان» کودکان بلوری
گزارش «پیام ما» از مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست «کرمانیان»
کودکان بلوری
گاهی اطرافمان انسان هایی را میبینیم که ازآرامشی عمیق سرشار هستند انگار که روحشان آنقدر بزرگ وزلال است که هیچ غم و اندوهی به آن راه ندارد. در هرشرایطی شکرگذار بوده ،لبخند میزنند وآنقدر «حال خوبی» دارند که گاهی باعث غبطه خوردن میشوند و هیچ گاه در شرایط سخت آنقدر آشفته نمیشوند که باعث نگرانی شود. این روان آسوده وآرامش درونی را میتوان در کودکی افراد ریشه یابی کرد. کودکی ای که سرشار از حس امنیت ،آرامش وبدون خلا های عاطفی آسیب رسان است.احساس امنیت وارتباط عاطفی قوی در سلامت روان کودکان بسیار موثر است. واین احساس امنیت در شکل دادن به شخصیت انسان ها نقش بسزای دارد و در سنین مختلف به شکلهای خاصی نمایان میشود بهطور مثال اگر اضطراب جداییای که در کودکان هشت ماه تا یکساله و نیم وجود دارد بهدرستی مدیریت نشده و مادر یا مراقب نحوی برخورد صحیح را با آن را ندانند، برای کودک بسیار آسیبرسان خواهد بود.
حس عمیق بیاعتمادی
فاجعه وقتی اتفاق میافتد که کودکی با عدم امنیت بزرگ شود. کودکان برای گذر از مراحل رشد نیاز به ثبات در شرایط خود دارد. یکی از هشدارهایی که به والدینی در حال جدایی داده میشود، آسیبی است که بهواسطهی نداشتن احساس امنیت روانی کودک را تهدید میکند،معمولااین کودکان احساس میکند که رهاشده و هیچ حامیای نداشته و با یک ترس دائمی از آسیب بزرگ خواهند شد و درنتیجه کارکردهای سالم را فرا نخواهد گرفت. تلخی این داستان برای کودکان بیسرپرست و یا بد سرپرستی به دلیل شرایط خاص آنها بسیار مشهودتر است .بسیاری از این کودکان هیچکس را نداشته که با او زندگی کنند و به بهزیستی وموسسات خیریهای که کودکان را نگهداری میکنند، سپرده میشوند .کودکانی که نیازمند آغوش پرمهر مادرند ، آن را نخواهند یافت وغمی عمیق را تجربه میکنند. تعداد زیادی از این کودکان در سنین پایین هستند و حتی نمیتوانند دلیل اینکه خانه و پدر و مادری ندارند را درک کنند. آنها نمیفهمند که بزهکاری و زندان یعنی چه و یا تعریف مرگ چیست؟ آنها احساس میکنند که رهاشدهاند و این احساس رها شدن، بسیاری از لذتهای کودکی آنها را خواهد گرفت. کودکان بیسرپرست و یا بد سرپرست با حس عمیق بیاعتمادی بزرگ میشوند و این بیاعتمادی در تمام مراحل زندگیشان تأثیرگذار خواهد بود. در بسیاری ازنظریات روانشناسی شکلگیری شخصیت انسانها در کودکی است. حال تصور کنید این کودکیِ زخمی شده چه بزرگسالی بیماری خواهد داشت.
در اینکه برای این کودکان در مراکز نگهداری تلاش زیادی صورت میگیرد، هیچ شکی وجود ندارد.و این موهبت بزرگی است که نصیب این کودکان شده است و کودکان زیادی با شرایط مشابه وجود دارند که حتی از این امکان محروم هستند.به سراغ کودکانی رفتیم که دریکی از مراکز نگهداری زندگی میکنند.
مرکز «کرمانیان» یکی از مراکز نگهداری کودکان بیسرپرست وبد سرپرست در کرمان است. مرکزی که پر است از صدای فرشتگانی که زندگی روی خوشی به آنها نشان نداده و از همان کودکی یاد میگیرند که به دنیا اعتمادی نیست. این مرکز به دست یکی از خیرین کرمان بهمنظور استفاده کودکان بیسرپرست و یا بد سرپرست تأسیسشده است.این مرکز حیاط بزرگ سرسبزی داردکه باوجود کودکان زیبایی اش دوچندان است.
چتر حمایت بهزیستی
مسئول مرکز دکتر صباغ به «پیام ما» گفت:«در حال حاضر 32 کودک در این مرکز زندگی میکنند که بد سرپرست و یا بیسرپرست هستند.» او ادامه داد:«ظرفیت این مرکز حدود30 تا 50 نفر است و کودکان این مرکز از 3 تا 6 ساله هستند.»او افزود: «ما در این مرکز 16 مربی، مددکار ،روانشناس و پرستار داریم .و تمام سعیمان را میکنیم که کودکانی که در این مرکز زندگی میکنند، بهترین شرایط ممکن را داشته باشند. تمام امید و تلاشمان این است که کودکان به خانوادهها برگردند. یا اینکه تحت بهترین شرایط و طبق قوانین به سرپرستی سپرده شوند.»
عباس صادق زاده مدیرکل بهزیستی کرمان در رابطه با مرکز کرمانیان به «پیام ما» گفت: «این مرکز یکی از مراکزی است که تحت نظارت بهزیستی در حال فعالیت است.» و ادامه داد: «که کودکان بیسرپرست وبد سرپرست از صفرتا 18 سال در مراکز مختلف بهزیستی نگهداری میشوند.و مراکز مختلف چهار گروه «صفرتا 3 سال» و«3 تا 6سال» و«شش تا 12 سال» و«12 تا 18 سال» را نگهداری میکنند.» او افزود:«این کودکان حتی بعدازاینکه هیجده سالشان تمام شد و به سن خروج رسیدند، بازهم موردحمایت بهزیستی قرار دارند .آنها برای ادامهی تحصیل، اشتغال و یا حتی ازدواج موردحمایت سازمان قرارمیگیرند. تمام تلاش سازمان بر این است که چتر حمایتی بهزیستی تا انتها بر سر کسانی که به نحوی تحت پوشش قرار دارند، باشد.»
آنها همیشه چیزی به نام «خانواده» را کم خواهند داشت
به سالن بازی کودکان میرویم. سالن پر از رنگ و عروسک است و کودکان مشغول بازی هستند، ما را که میبینند همگی بهسوی ما میدوند، سلام میکنند، دست میدهند، بعضیهایشان آغوش باز میکنند تا در آغوش کشیده شوند. دختربچههایی که موهایی بافتهی خود را به ما نشان میدهند، اسمهایشان را میگویند. همگی در آن لحظه یک خواستهی مشترک دارند و آن این است که در آغوش کشیده و محبت ببینند و همهی دغدغههای کودکی خود را در همین لحظات نشان دهند. روح شکنندهی آنها بهخوبی یاد گرفته است که بسیاری از این دیدارها موقت هستند و آنهایی که میآیند، در آغوششان میکشند و نوازششان میکنند، بهزودی خواهند رفت آنها با مربیهایی که «مامان» صدایشان میزنند، میمانند. مامانهایی که مهرباناند، اما آنها هم وقتی شیفت کاریشان تمام شود، خواهند رفت و کودکان این مراکز باید یاد بگیرند که بااینکه مربیهایشان مهرباناند اما ماندنی نیستند. غم بیمادری را در چشمهای همهی این کودکان بهراحتی میتوان دید.کودکانی که اگر در این سه سال به خانه بازنگردند و یا به سرپرستی سپرده نشوند به مرکزی دیگر میروند ودلتنگی هایشان را با خود به مرکز جدید میبرند ،دغدغههایشان تغییر میکند و باسنشان بزرگ میشود. آن موقع است که مطمئن میشوند که دیگرکسی دنبال آنها نخواهد آمد و خانه میان سالنهای بازی، میزهای مشترک مشق و اتاقخوابهایی با چندین تخت خلاصهشده است. بزرگ شدن در این شرایط به آنها میآموزد که مادر گفتن به مربی از درد بیمادریشان کم نخواهد کرد آنها همیشه چیزی به نام خانواده را کم خواهند داشت که با هرسال بزرگ شدن فقدانش بیشتر احساس خواهد شد.
جدا شدن از کودکان مرکز«کرمانیان» سخت بود، اما چارهای نبود. زندگی تلخی عجیبی را میان خندههای کودکان این مرکز نشانمان میداد .بهطورکلی کودکان، همیشه به خاطر آسیبپذیر بودن بیشتر افکار عمومی را درگیر میکنند اما آیا فقط فکر کردن و غمگین شدن شرایط را برای آنها بهتر خواهد کرد.قطعاً همیشه راهی وجود خواهد داشت تا شرایط زندگی کودکان اینچنین مراکزی بهتر شود، فقط باید این راه را یافت.
از بلوغ زودرس کودک خود جلوگیری کنید
از بلوغ زودرس کودک خود جلوگیری کنید
یک دکترای روانشناسی کودک و نوجوان گفت: رعایت پوشش مناسب در خانواده کمک شایانی به رشد طبیعی جنسی کودکان و پیشگیری از انحرافات اخلاقی در نوجوانی و جوانی میکند.
به گزارش سلامت نیوزدکتر محمد زارع نیستانک، دکترای روانشناسی کودک و نوجوان در گفتوگویی با بیان اینکه آرایش و وپوشش در حضور فرزندان باید با رعایت نکاتی ویژه انجام شود، گفت: آراستگی باید همیشگی باشد؛ ولی اگر فرزندان زیر هفت سال هستند نوع آرایش و پوشش مشکلی ایجاد نمیکند، زیرا غرایز جنسی در بچههای زیر هفت سال وجود دارد، ولی بروز نمیکند.
وی گفت: وقتی بچه وارد مدرسه میشود، مادر باید به موضوعاتی توجه کند، زیرا با ورود به دوره آموزشگاهی غرایز بروز پیدا میکنند، اگرچه این موارد جدی نیست ولی شما باید پوشش مناسب را مراعات کنید.
نیستانک، با بیان اینکه بچهها با ورود به دوازده سالگی نوجوان میشوند و باید مراقبت بیشتری از آنها شود، افزود: غرایز در نوجوان جدیتر میشود؛ پسرها به طور معمول در پانزده سالگی به بلوغ جنسی میرسند و مادر باید دقت بیشتری در انتخاب نوع پوشش خود داشته باشد.
این دکترای روانشناسی کودک و نوجوان تاکید کرد: اگر شما پوشش و آرایش مناسب را جلوی فرزندان پسر رعایت نکنید، ممکن است که بلوغ جنسی آنها را جلوتر بیندازید زیرا یکی از علل بلوغ زودرس بچهها همین مسئله است.
وی یادآور شد: اگر فرزند بالای هفت سال دارید باید پوشش و آرایش خودتان را مدیریت کنید، بعضیها فکر میکنند که فرزند محرم آنها است و مشکلی در زمینه پوشش وجود ندارد! درست است که فرزندتان به شما محرم است ولی باید محدودیتی باشد.
نیستانک، ضمن بیان این مطلب که مادری که در مقابل فرزند شرم وحیا را حفظ کند وموجبات تضعیف آن را فراهم نیاورد؛ تصویر زیبا و دلنشین و آبرومندانهای از خود در آینه ذهن کودک منعکس و اسباب سعادت او را فراهم میکند، ادامه داد: کودکان به دقت رفتار والدین خود را پیگیری، تقلید و الگوگیری میکنند و در آلبوم پاک نشدنی ذهن کنجکاو و نورس خود ثبت و بررسی میکنند؛ پوشش قدری راحت مادر و پدر تا قبل از شش سالگی نگران کننده نیست، اما بین سن شش الی دوازده سالگی کودک با گرافیک بالا تصویر برداری میکند، او را مبتلا به انحراف اخلاقی نمیکند اما در ذهن کودک ثبت و باقی میماند.
این دکترای روانشناسی کودک و نوجوان خاطرنشان کرد: با ورود به سن دوازده سالگی و بلوغ پوشیدن لباسهای نیمه عریان و باز، تنگ، نازک و بدن نمای والدین تاثیر سوء دارد و آسیب رسان است.
وی درباره رعایت نکات لازم از سوی والدین برای سلامت جنسی فرزندان گفت: رعایت اصول اخلاقی جنسی در خانواده، نقش مهمی در سلامت جنسی کودکان دارد؛ والدین باید از رفتارهایی خاص در حضور فرزندان پرهیز کنند.
خانه های نا امن وکودکان آزار دیده
خانه های نا امن وکودکان آزار دیده
خانه، امن ترین محیط برای کودکان است و بهترین حمایت ها از سوی خانواده به کودک ارائه می شود اما در این بین معدود خانواده هایی نیز هستند که به دلایل مختلف از فقر اقتصادی گرفته تا اعتیاد و بزهکاری به کودک آسیب می رسانند.
به گزارش ایرنا، بیشترین آزار کودکان از نوع فیزیکی است که منجر به جراحت آنان می شود که در صورت شناسایی سریع این کودکان می توان به آنان خدمات مورد نیاز را ارائه داد و از آسیب های بعدی پیشگیری شود.زیرا کودکانی که مورد آزار قرار میگیرند در بزرگسالی احساس خلاء، ناامنی عاطفی و روانی و نبود اعتماد به نفس خواهند کرد و به افرادی پرخاشگر، عصبی، لجباز و منفینگر و بیتوجه به ارزشهای خانواده و جامعه تبدیل میشوند.علاوه بر پیامدهای روحی و روانی، کودکآزاری پیامدهای فیزیکی مانند اختلالات بینایی و شنوایی، پارگی و صدمات ارگانهای داخلی و عضلانی را نیز به همراه دارد و متاسفانه گاهی حتی به مرگ نیز منجر میشود.در این بین گاهی کودکانی که در معرض خطر کودک آزاری هستند ، شناسایی می شوند اما به علت برخی موانع قانونی، نمی توان این کودکان را از خانواده هایی که صلاحیت نگهداری کودکان را ندارند، جدا کرد و متاسفانه این کودکان با آنکه شناسایی شده اند پس از مدتی دچار ضرب و شتم و حتی مرگ می شوند.
کودکان آسیب دیده
رئیس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به شناسایی کودکان آزار دیده از سوی این مرکز می گوید: پس از شناسایی این کودکان با همکاری قوه قضاییه و نیروی انتظامی اقدامات لازم برای آنان در خصوص پیشگیری از آسیب های بعدی به عمل می آید.حسین اسدبیگی می افزاید: در مجموع می توان گفت که در تمام استان های کشور، ارتباط خوبی بین قوه قضاییه، نیروی انتظامی و اورژانس اجتماعی در خصوص کودک آزاری ها وجود دارد اما این همکاری ها در برخی استان ها، بیشتر و در برخی استان ها ، کمتر بوده است.وی تصریح می کند: بطورمثال در موردی پیش آمده است که کارشناسان اورژانس اجتماعی به قاضی گزارش دادند که کودکی در خانواده دچار کودک آزاری شده و برگرداندن کودک به خانواده به صلاحش نیست اما قاضی نپذیرفته و کودک را برگردانده و درنهایت ما با شکستگی دست و پای کودک مواجه شدیم و کار کودک به بیمارستان رسیده است. در یک مورد مرگ و میر کودک نیز داشتیم.
توصیه های اورژانس اجتماعی را جدی بگیرید
رئیس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور تاکید می کند: لازم است اطلاع رسانی های بیشتری در خصوص کودک آزاری به قضات انجام شود تا آنان با جزئیات و چند و چون این بحران و آسیب اجتماعی، بیشتر آشنا شوند و تبعات عمل نکردن به توصیه های مددکاران و روانشناسان مراکز اورژانس اجتماعی را در نظر بگیرند. اسدبیگی تصریح می کند: همچنین کلانتری ها و نیروی انتظامی در برخی شهرستان ها ممکن است کار کارشناسان اورژانس اجتماعی را در اولویت قرار ندهند و موضوع رسیدگی به پرونده کودک آزاری، دچار تاخیر شود. در برخی مناطق از همکاری ها، کاملا راضی هستیم و در برخی مناطق شکوه و گلایه داریم.
تفاهم نامه ای برای کودکان
رئیس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور می گوید: در گذشته، تفاهم نامه هایی با قوه قضاییه برای همکاری های بیشتر امضا شده بود که متاسفانه این تفاهم نامه، پس از چند سال منقضی شد.اسدبیگی می افزاید: در حال حاضر تفاهم نامه سه جانبه ای بین نیروی انتظامی ، قوه قضاییه و معاونت اجتماعی پیشگیری از جرم و اورژانس اجتماعی در حال امضا شدن است که براساس آن، مشکلات بین سه دستگاه ، برطرف شده و همکاری ها بیشتر می شود.به گفته وی، در مجموع حدود 24 هزار مورد کودک آزاری به اورژانس اجتماعی بهزیستی در سال گذشته گزارش شد که این موارد یا در مراجعه به خودروهای سیار یا تلفن 123 یا مراجعه حضوری به مراکز مداخله در بحران مطرح شده اند.به هر حال رسیدگی به کودکان آزاردیده به عنوان یک اولویت باید مدنظر مسئولان قرار گیرد زیرا کودکان آسیب پذیرترین اقشار جامعه به شمار می روند و وظیفه اعاده حقوق و محافظت از سلامت آنان بر عهده افراد بزرگسالی است که در کنار کودک یا در سازمان های مسئول به سر می برند. نباید فراموش کرد که بی توجهی به کودک آزاری علاوه بر پیامدهای جسمی و جانی برای کودک در آینده نیز می تواند پیامدهای اجتماعی مانند فرار از خانه، خودکشی، خشونتورزی و اعتیاد را نیز برای جامعه به همراه داشته باشد.
پروفسور ناطقی الهی؛ عضو کمیته تدوین آیین نامه زلزله ایران:
بی خیالی در برابر زلزله
میراث فرهنگی را با خاک یکسان میکند
مهدیه عبدالله دخت
پروفسور فریبرز ناطقی الهی، بنیانگذار مقاوم سازی و مدیریت بحران زلزله واز اعضای کمیته تدوین آیین نامه زلزله در ایران در همایش«معماری و عمران و شهرسازی با رویکرد سازه ای و پایدار» گفت:« بحران ها با عدم آگاهی نسبت به مسائل پیرامون ایجاد می شود و به همین دلیل در قدم اول باید خطر، آسیب پذیری و مدیریت بحران را تعریف کرد و بعد آن را بشناسیم چرا که دقت در شناخت و شناسایی، خطر آسیب پذیری را کم می کند.»
دکترای سازه از دانشگاه کلمبیای آمریکا افزود:«باید بدانیم بیش از ۹5 درصد شهرها و روستاهای کشورمان از قبل ساخته شده است و اولویت اصلی ما در مقاوم سازی، طراحی در ساخت سازه های مقاوم، ارائه آموزش های مستمر به مدیران و مردم است.»
فوق تخصص مدیریت سوانح از دانشگاه کمران فیلید انگلستان ادامه داد: «خوشبختانه دولت بعد از تجربه زلزله بم در حال تدوین قانون مدیریت بحران است البته در قانون، ستاد حوادث غیر مترقبه در هر استان تعریف شده که در هنگام حوادثی نظیر زلزله با توجه به اختیاراتی که دارند، فعال شوند.»
بنیانگذار مقاوم سازی و مدیریت بحران زلزله، بناهای تاریخی را اصلیترین قربانی زلزله دانست و معتقد است:«برای جلوگیری از تخریب آثار تاریخی باید از متخصصان مقاوم سازی ابنیه تاریخی در برابر زلزله استفاده شود تا در هنگام زلزله این آثار تاریخی با خاک یکسان نشوند.»
پروفسور ناطقی الهی، بنیانگذار مقاوم سازی و مدیریت بحران زلزله درباره علت وقوع زلزلههای پی در پی گفت:«ایران در محل تلاقی گسل ها قرار دارد. شواهد تاریخی هم چنین نشان میدهد که احتمال زلزله در کشور بسیار زیاد است. اما بعضی وقتها فاصله زمانی بین زلزلهها زیاد میشود و به این دلیل مردم فراموش میکنند که کشورشان زلزله خیز است و وقوع چنین زلزلههایی در کشور عادی است.»
او در ادامه با تاکید بر این موضوع که تقریبا 92 درصد از ایران روی خط زلزله است، افزود:«خطر زلزله همیشه در ایران وجود دارد. هم در زاگرس و هم در منطقه البرز. زلزلهها در قسمت زاگرس بیشتر هستند؛ اما قدرت آنها 4 ریشتر یا کمتر است. اما قسمت البرز نسبت به زاگرس آرامتر است. اما وقتی زلزله بیاید قدرت آن حدود 6 ریشتر یا بیشتر خواهد بود.»
عضو کمیته تدوین آیین نامه زلزله در ایران در ادامه به زلزلههایی که در ژاپن و چین روی داده است اشاره کرد و گفت:«در کشورهای زلزله خیز مثل ایران، زمین لرزههایی این چنینی عادی است. اگرچه با بررسی محل زلزلههای اخیر میتوان فهمید که کدام یک از گسلها فعال شده اند؛ اما بدون شک نمیتوان زمان و محل زلزله بعدی را فهمید.»
ناطقی الهی کارهایی که در 20 سال برای مقابله با بحران زلزله انجام شده را خوب ارزیابی کرد و تاکید کرد:«با توجه به احتمال وقوع زلزله در ایران، این تمهیدات بسیار ناچیز هستند و هنوز ضعفهای بسیاری در این زمینه وجود دارد.»
وی در ادامه اظهاراتش به ابنیه تاریخی و باستانی در کشور اشاره کرد و گفت:«اماکن تاریخی بسیاری در شهرهای ایران وجود دارد؛ اما هیچ یک از این اماکن در مقابل زلزله مقاوم سازی نشده اند و بدون شک با زلزله های نسبتا شدید یا حتی متوسط بهطور کامل از بین خواهند رفت. وضعیتی که چند سال پیش در ارگ تاریخی بم کرمان رخ داد نمونه ای از تاثیرات مخرب زلزله بر اماکن تاریخی بود.»
ناطقی الهی خاطرنشان کرد:«در زمان ساخت اماکن تاریخی به این موضوع که ایران روی خط زلزله قرار گرفته توجه نشده، پس لازم است سازمان میراث فرهنگی اماکن تاریخی را در مقابل زلزله مقاوم کند. هم اکنون در دیگر کشورهای زلزله خیز دنیا اماکن تاریخی در مقابل زلزله مقاوم سازی شده اند.»
وی مقاوم سازی اماکن تاریخی کشور در برابر زلزله را ضروری دانست و افزود:«با این که ایران یکی از زلزله خیزترین کشورهای دنیا است، مسوولان به این موضوع بی توجه هستند و این بیخیالی برای میراث تاریخی ما مشکل آفرین خواهد بود و وقوع زلزلههای احتمالی آنها را با خاک یکسان میکند.»
ناطقی الهی با اشاره به شناختش درباره کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، گفت:«هیچ یک از این کارشناسان سازمان میراث فرهنگی متخصص در امور مقاوم سازی در برابر زلزله نیستند. اگرچه در سالهای گذشته به برخی بناهای تاریخی رسیدگی شده است؛ اما این رسیدگیها در حد مرمت بوده و نه مقاوم سازی در برابر زلزله. برای مقاوم سازی بناهای تاریخی باید افراد متخصص در میراث فرهنگی به کار گرفته شوند، در غیر این صورت ابنیه تاریخی در زلزلهها پودر میشوند.»
این متخصص عمران و شهرسازی آگاهی معماران با پدیده زلزله را مهم ارزیابی تاکید کرد:«با آنکه ایران از زلزله خیزترین مناطق دنیا محسوب میگردد، یکی از مهمترین و بزرگترین مشکلات در طراحی و ساخت مقاوم در برابر زلزله عدم آشنایی معماران با مساله زلزله و طراحی بر اساس آن میباشد. عدم فعالیت در کارهای گروهی و هماهنگی با مهندسین سازه و در رأس همه کارفرمایان، از دیگر معضلات موجود در ایران است. در بخش طراحی میتوان گفت که ایده اولیه سازه یک پروژه، نقش بسیار اساسی در مقاومت آینده سازه در برابر زلزله دارد. ایده طراحی اولیه ممکن است سیستم ساختمانی را دیکته نماید که دستیابی به مقاومت در برابر نیروهای جانبی به سختی حاصل گردد. در فرآیند طراحی، از ایده اولیه تا طراحی جزئیات اجرایی حضور ملاحظات سازهای جهت طراحی و ساخت مقاوم در برابر زلزله ضروری میباشد و نمیتوان ادعا نمود که در یک طرح مقاوم در برابر زلزله فرآیند طراحی معماری جدای از فرآیند طراحی سازه صورت گرفته و انتخاب سیستم سازه پس از اتمام طراحی معماری انجام گرفته است. فرآیند طراحی معماری و طراحی سازه به موازات هم بوده و هیچ یک بدون دیگری به هدف نهایی خود دست نمییابند.» وی استفاده از الگوهای مناسب برای هر چه کمتر کردن خسارت های زلزله را ضروری عنوان کرد و گفت:«از آنجا که ایالت کالیفرنیا یکی از بزرگترین مناطق زلزلهخیز دنیا بوده و مهمتر از آن کانون توجهات و مطالعاتی است که در زمینه زلزله در ایالات متحده آمریکا صورت پذیرفته با اشاره به نقش معماران در طراحی و ساخت بنای مقاوم در برابر زلزله در کالیفرنیا و الگوهای مطرح شده در آن ایالت شاید بتوان گامی در جهت رفع نقصان های موجود در ایران برداشت.»
روش های رایج مرمت بناهای تاریخی
روش های رایج مرمت بناهای تاریخی
اقدامات اولیه مرمتی:
این اقدامات در سال های اولیه پس از ساخت بنا صورت می گیرد. تعمیراتی چون تعویض کاهگل روی بام، بازسازی آجرفرش ها، تعویض کاه گل موجود در جداره های داخلی و خارجی و بند کشی ها و…
و در ادامه اقدامات مهم تر و پیچیده تر شامل اقداماتی که با گذشت زمان زیادی از ساخت بنا انجام می شود که ظریف تر و دشوار تر و پیچیده تر از اقدامات اولیه است خصوصا که اگر گذشت این سال ها همراه با تحولات اجتماعی سیاسی و اقتصادی هم بوده باشد.
مرمت حفاظتی:
تقویت و استحکام بخشی استخوان بندی بناست که به نقش و اهمیت بنا میپردازد.از مهم ترین انواع مرمت است که هدف آن حفاظت و نگهداری بناست. در واقع مرمت حفاظتی نوعی تعمیر است و در برخی بناها آنقدر ضروری است که نمیتوان از آن صرفه نظر کرد. دخالت مرمت گر در این نوع از مرمت تا اندازه ای است که بنای مرمت شده شبیه وضعیت موجود و اصلی خود باقی بماند.
پاکسازی سبکی:
این نوع مرمت در باره بناهایی مطرح است که معمولا چندین بار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته اند. اگر در این قبیل بناها مرمت گر تشخیص دهد که قسمت ها و عناصری که به بنا الحاق شده اضافه است. حتی اگر لازم است آن ها را برداشته بنا را به حالت اولیه برگرداند. انگیزه اصلی از این نوع مرمت فراهم کردن شرایط مناسب جهت برداشت های مستند و همچنین جلب رضایت علاقه مندان اصالت بناست.
بازسازی سبکی:
هدف از انجام این مرمت، بازسازی و ترکیب مجدد قسمت های تخریب شده است تا بدین ترتیب بنای مد نظر شکل و فرم اولیه خود را به دست آورد. اگر اطلاعات موجود در مورد قسمت ها و عناصر تخریب شده کافی نباشد،نمی توان از روش سبکی استفاده کرد.
بنای دارای هشت مناره بوده که امروزه تقریبا به شدت تخریب شده اند و صدمات زیادی به آنها وارد شده است. اگر اکیپ مرمتی این بنا بعد از انجام مطالعات و بررسی های مفصل نتوانند فرم و شکل دقیق این مناره ها را به دست آورند لذا در این حالت نمی توان از روش سبکی استفاده کرد.
مرمت تاریخی :
این شیوه بیشتر مورد توجه مرمت گرانی است که کمتر به مسائل روز و پویایی ساختمان توجه دارند و بیشتر تمایل به حفظ موجودیت و تاریخ بنا دارند. در این روش تاریخ نگاری، بررسی نقش تاریخی و زمینه های سیاسی و ملی و فرهنگی بسیار حایز اهمیت است. ولی به مسائلی چون روابط بنا با محیط اجتماعی و با فضای کالبدی و اقتصادی کمتر توجه می شود. به طور خلاصه حفاظت و بازسازی و تکمیل بنا با توجه به زمان و تاریخ صورت می گیرد.
مرمت تکمیلی:
یکی از پیچیده ترین و ظریف ترین روش هاست. چون شخص مرمت گر تصمیم می گیرد که قسمت های از دست رفته بنای تاریخی را بازسازی کند که این امر یکی از مشکل ترین امور مرمتی است و در صورت بی دقتی هویت و اصالت بنا خدشه دار می شود.
باید دقت داشت که مرمت تکمیلی در مواردی مورد توجه است که بخش هایی از بنای تاریخی تخریب شده باشد و بنا دارای کمبود هایی باشد.
مرمت استحکامی:
هدف از آن تقویت و استحکام بخشی بنای تاریخی می باشد. استحکام بخشی به روش های مختلفی انجام می شود؛ اما نکته حایز اهمیت این است که عمل استحکام بخشی و تقویت استخوان بندی بنا هم در برابر نیروها و بارهای داخلی و هم عوامل و نیروهای خارجی انجام می شود. منظور از عوامل خارجی عواملی مثل باران و برف و نیروی باد و زلزله است. شایان توجه است که به دلیل ضعیف شدن بنا جهت انجام مرمت استحکامی لازم است مداخله های موضعی در بنا انجام شود.
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش هشتاد و شش
صدای زلنگ و زلالنگ شتران و هیاهوی شترداران در آن بیابان بی سر و صدا طنین انداز بود و چنان این سروصدا و اسب دوانی ها همه را مرعوب ساخته بود که هر کس با ترس و لرز با خواندن دعا و قل هوالله سعی می کرد از ترس و وحشتی که سراپای بدنش را فراگرفته بود چیزی بکاهد. با این وضع ناراحت کننده چون دیوارهای سنگی و لوله های برج کاروان سرا که بعضی یک طرفشان به واسطه مرور ایام خراب شده بود نمودار شد موجب کمی تسکین و آرامش گردید. اتاق های مخروبه که تا کمر مملو از خاکستر چهارپایان و خون هایی که بر در و دیوار راه ورودی به کاروان سرا ریخته شده بود و بوی بسیار زننده لاشه شتر مرده ای که شامه را ناراحت می کرد سبب این می شد که هر مسافری سعی داشته باشد زودتر از آن محل دور شود و از کاروان سرای زشت و شوم و چشمه آب شور که حتی مرغان هوا هم نمی توانستند از آن آب رفع عطش نماید نجات یابد و خود را به مزرعه مهدی آباد برساند. وقتی که دانستیم با همراهانم باید ده ساعت متجاوز برای استراحت چهارپایان در آن جا به سر برده و بعد هم آهسته آهسته بقیه راه را ده ساعت دیگر به اشتران حرکت نماییم ناراحت شده سر و صدایمان بلند گردید و هر چهار نفر هم زبان شده و به کالسکه چی گفتیم ما کالسکه تو را به قیمت گزافی کرایه کرده ایم که زودتر به مقصد برسیم.
اگر بنا بود با این کندی این مسافرت را با این شتران انجام دهیم دیگر چه لزومی داشت از این محل که علوفه ای برای اسب هایم پیدا نمی شود حرکت کرده و به آبادی که کاه و یونجه و جو فراوان باشد برسم. اما از این که تنها کالسکه را در این راه بیندازم جرات نمی کنم. خصوصا که می گویند عده ای از سارقین را دیده اند که به هوای پولهای بانک در این راه انتظار برخورد این قافله را دارند و چنان چه ما تنها بدون قراسوران و این قافله به راه بیفتیم عاقلانه نیست و اگر اتفاقی روی دهد مسوولش خود ما خواهیم بود. اما ما برای آن که زودتر از این محل دور شده و از استشمام بوی عفونت مرداری که هر لحظه نسیمی بوی آن را به ما می رساند و از زندگانی سیر می ساخت نجات یابیم. با دلایل و براهین بسیاری سعی داشتیم کالسکه چی را راضی کرده و زودتر به راه بیاییم تا آخر بار به او گفتیم همین حالا تو گفتی که دزدان در این راه در انتظار قافله و برخورد به پول هایی که با قافله حمل می شود هستند. در این صورت به چه مناسبت ما با چنین قافله ای که سارقین انتظارش را می کشند همراه باشیم.
اگر اطمینانت به این چند قراسوران تریاکی و شیره ای است که آن ها هم مرد زد و خورد و جنگ و ستیز نیستند و از همان ساعت اول از جلوی سارقین فرار می نمایند. عاقبت آن قدر به کالسکه چی نق زدیم و اصرار کردیم تا او را مشروط بر این که هر اتفاقی پیش آید به مسوولیت خود ما باشد برای حرکت راضی کردیم او هم اسب ها را به کالسکه بسته و دیگر به حرف های قراسوران و شتربانان که ما را از این که تنها به مهدی آباد برویم منع می کردند وقعی نگذارده و بی ملاحظه به راه افتادیم. سه ساعت از ظهر می گذشت آفتاب پاییزی به تپه و ماهورها و کوه های خشکی که از دور مانند تماشاچیان ما را نگریسته و از عمل بچه گانه ای که کرده بودیم حیرت داشتند تابیده بود. بته ها و علف ها و خارهای بیابانی که در دو طرف جاده دیده می شدند سرهای خود را به زیر انداخته و مثل این بود که بر احوال ما نگرانند و عجب این بود که در طول راه نه به یک نفر مسافر پیاده و نه سواره برخورد نکردیم.
