بایگانی مطالب نشریه
پاسخ رهبر انقلاب به نامه معاون اول رییس جمهور پیرامون پرداخت های غیرمتعارف:
کلیه دستگاه ها موظفند قاطعانه برخورد کنند
در پی ارسال نامه معاون اول رییس جمهور به رهبر انقلاب مبنی بر درخواست همکاری همه دستگاه ها و نهادهای عمومی کشور با دولت در ایجاد انضباط به ویژه در امور مالی و حرکت بر مدار قانون، مقام معظم رهبری به نامه دکتر جهانگیری پاسخ دادند . به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، متن کامل پاسخ مقام معظم رهبری بدین شرح است: «کلیه دستگاه ها موظفند نسبت به پرداخت های غیرمتعارف حساسیت نشان دهند و قاطعانه با موارد تخلف برخورد کنند. دفتر هم موظف است ضوابط مصوب دولت را در مجموعه های وابسته به خود مورد توجه و امعان نظر قرار دهد.»
اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور 25 خردادماه گذشته با ارسال نامه ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه دولت یازدهم از ابتدای استقرار، اهتمام ویژهای به ایجاد انضباط بویژه در امور مالی و رعایت کامل قوانین و مقررات و حرکت بر مدار آن داشته است و چنین موضوع مهمی را از جمله مهمترین ماموریتهای خود تلقی کرده است، به گزارش اخیر مجلس شورای اسلامی درخصوص تحسین رویکرد قانونمدارانه دولت و نیز گزارشهای دیوان محاسبات که حاکی از این باور اساسی در دولت است، اشاره کرده بود. جهانگیری در بخش دیگری از این نامه یادآور شد: «از اواسط سال گذشته با دریافت اطلاعاتی از برخی پرداختهای غیر متعارف که هرچند غالباً مستند به تصمیمات مراجع قانونی است ولی غیر عادلانه و همراه با تبعیض است، موضوع بررسی و مقررات محدود کنندهای پیشنهاد گردید که پس از بررسی و تصویب در هیأت وزیران، مقرر شد که در ضوابط اجرایی بودجه سال 95 ذکر شود. علاوه بر این، بندهای محدود کننده دیگری نیز که به شکل سختگیرانهای پرداخت حقوق، مزایا، پاداش و وام در دستگاههای اجرایی و شرکتهای دولتی را ضابطهمند و محدود میکند و ذی نفعان را از تصمیمگیری درباره خویش بطور کامل منع مینماید در ضوابط اجرایی بودجه سال95 به تصویب هیأت وزیران رسید و ابلاغ شد.»
معاون اول رئیس جمهور همچنین در بخش پایانی نامه مذکور ضمن تاکید بر ضرورت اجرای بند 19 سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و رویکرد اساسی دولت در این زمینه و با توجه به اینکه بنگاههای دولتی مانند بانکها، بیمهها و شرکتهای تولیدی و صنعتی وابسته به دولت در همترازی با بنگاههای مشابه تحت مدیریت نهادهای عمومی هستند و ایجاد هرنوع مقرره و انضباطی باید شمولیت فراگیر برای همه بنگاههای مشابه داشته باشد، اهتمام و عزم جدی دولت برای رسیدگی و سامان بخشی و اصلاح قوانین و مقررات تبعیض آمیز و رفع کاستی در مقررات و نیز پایان دادن به بیانضباطیها و برخورد جدی با تخلفات را یادآور شد و از مقام معظم رهبری درخواست کرد که به منظور حمایت از مدیران پاک دست و قانع و حفظ منابع انسانی و پرهیز از رواج حس بی اعتمادی به نظام مدیریت کشور در میان مردم (به دلیل برخی کاستیهای مزمن و دیرینه) که مغایر امنیت ملی و منافع عمومی جامعه است، رهنمودی مبنی بر لزوم همکاری و مشارکت همه دستگاه ها و نهادهای عمومی کشور با دولت در این مبارزه جدی و پرهیز از ترویج و اشاعه رفتارهای تحریک کننده و برخی فضا سازهای رسانه ای صادر فرمایند.
دل نوشته ای به مناسبت دیدار با مقام معظم رهبری (مدظله العالی ) گلشن وصل
دل نوشته ای به مناسبت دیدار با مقام معظم رهبری (مدظله العالی )
گلشن وصل
دادخدا سالاری دادستان کرمان
? گذر زمان ما را به عصر نهم تیرماه نود وپنج متصل و فصل دیدار یکساله را وصل دیدارامساله تبدیل نمود اگر چه ساعت ملاقات و دیدار ساعت 7 تعیین ولی در معیت آقای موحد ما دو نفر ساعتی زودتر از موعد وارد بیت ولی امرمان به عنوان اولین نفرات شده ودر آنجا آرام گرفتیم : محیط دل آرام و با صفا و در فضای معنوی آن مکان این بیت جناب خواجو بر ذهن آمد :
? اهل دل گر جان برآن سرو روان افشانده اند/
از نسیم گلشن وصلش روان پرورده اند
? بعد از گذشت زمانی چند اندک اندک سایر همکاران محترم وارد و مجلس شکل گرفت. راس ساعت 7 حضرت آقا تشریف فرما و حلقه عشاق کامل گردید.
? و به قول جناب خواجوی کرمانی :
? در داستان نیاید اسرار عشق ورزان/
آنجا که فاف عشق است دستان چکار دارد؟
? از سر توفیق جایگاه من و جناب موحد روبروی حضرت آقا واقع و دیدار چهره به چهره یار و دلدار میسر و مقدور گردید :
? هرکو بصری دارد با او نظری دارد/
با او نظری دارد هرکو بصری دارد
? بعد از سخنان نوید بخش و امید آفرین ریاست محترم قوه قضائیه نوبت به استماع بیانات عزیز خراسانی رسید : کلامش شیرین بود و روح افزا. به صلابت کلام و جفیه آویخته بر گردن امیر قبیله عشق نظری انداخته و این سخن نغز و پرمایه چه نیکو بر دل جای گرفت:
? شما باید انقلابی بمانید
? قبلا»سوالی بر گوشه ذهنم نشسته بود که چرا با وجود اتمام جنگ حضرت آقا در تمامی مراسم چفیه بر گردن جلوه می نمایند؟
? بعدا» با خواندن این مطلب از زنده یاد دکتر شریعتی جوابی عاید و حاصلم گردید :
(( وقتی دو قبیله با هم در حال جنگ بودند زمان فرا رسیدن ماه حرام جنگ را موقتا» تعطیل می کردند ولی به خاطر آنکه اعلام کنند که در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست برقبه خیمه فرمانده پرچم سرخی بر می افراشتند آنانکه به کربلا می روند می بینند که بر آرامکاه حسین پرچم سرخی در اهتزار است یعنی که دوستان و دشمنان همه بدانند که جنگ پایان نیافته و نگذار این سالیان حرام بگذرد. ))
? و فهمیدم که چرا بر کلاهخود رهبر بصیر و فهیم و فرمانده ما بسیجیان چفیهء دوران طلایی دفاع مقدس جلوه گری می نماید.
? این نماد پیامی جاودان دارد :
…..دوستان، یاران بدانید جهاد پایان نیافته و جنگ در پشت خاکریزهای گوناگون و به اشکال و صور مختلف با حدت و شدت علیه ما ادامه دارد. و امروزه بهترین تاکتیک دفاع و برترین استراتژی ما انقلابی بودن و انقلابی ماندن است:
? به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید/
که ساقی بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها
?سر در جیب گریبان فرو برده و تاملی نمودم : یاد برترین و بهترین انقلابیون امروزی افتاده و ذهنم سر از کربلا ، نجف ، جرف الصغر، بصرالحریر، قلمون، خان طومان قنیطره، حلب در آورد ……… تصویری از مرد پولادین و مالک اشتر زمانه، انقلابی شهیر حاج قاسم و انقلابیون شهید …حسین بادپا،محمد جمالی محمدعلی اله دادی ،جعفر اسدی ، حمید تقوی ، علی بیات و ….آن سرداران بلا جوی عافیت گریز :
? در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر/
عافیت را با نظر بازی فراق افتاده بود
? من شرمنده و خجل از روی شهیدان از خود رسته و به خدا پیوسته:
? اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین/
با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است ؟
? با اتمام سخنان و رهنمودهای حکیمانه آقا نوبت ملاقات خصوصی و تک به تک افراد فرا رسید حضورشان شرفیاب و بعد از ادای احترام و ادب عرض نمودم : از اهالی دیار جیرفتم و حامل دعای خیر اهل ولایتی که افتخار بزرگشان میزبانی حضرتعالی است با تبسمی دلنشین فرمودند: جیرفت و جیرفتیان چطورند ؟ احوالشان خوب است ؟ عرض نمودم دعا گو ومشتاق زیارت جنابعالی : از آقا استدعای دعایی در حق خود نموده فرمودند: انشااله عاقبت به خیر شوید. عجب دعایی !! انشااله عاقبت ما ختم به شهادت گردد. بعد هم هدیه ارزشمندی را با دست مبارکشان به عنوان تبرک مرحمتم نمودند. کم کم زمان اذان نزدیک و در جوار ایشان به سمت حیاط حرکت کردیم . حیاط بیت با زیلوهای ساده ای جهت اقامه نماز مفروش شده بود. نماز را با امامت آقا اقامه و بعد هم افتخار صرف افطار در کنار ایشان شب نهم تیرماه را به شبی دل انگیز و مصفا تبدیل و این دیدار شیرین سه ساعته و هم نشینی با مراد دلها و دریافت هدیه از دست معظم له توسط جناب موحد جاودان و ماندگار شد.
? چون توانم که به پایان برم این دفتر از آنک/
قصه عشق من وحسن ترا آخر نیست
روزی که 290 مسافر ایرباس ایران پرپر شدند بازخوانی یک شلیک ناجوانمردانه
روزی که 290 مسافر ایرباس ایران پرپر شدند
بازخوانی یک شلیک ناجوانمردانه
میلاد باستانی
تحلیلگر سوانح هوایی
دوازدهم تیرماه ۱۳۶۷، کودکان، زنان و مردان یک ایرباس خطوط هوایی ایران به علامت ثبت EP-IBU، توسط موشک ناو آمریکایی در آسمان خلیجفارس تکهتکه شدند. ایرباس ۳۰۰ هواپیمایی ملی ایران، فرودگاه مهرآباد را به مقصد دوبی ترک کرد ولی توقف کوتاهی در بندرعباس داشت تا بار و مسافر بگیرد. قرار بود این هواپیما با شماره پرواز ۶۵۵ با دویست و نود سرنشین، شامل ۱۵۶ مرد، ۵۳ زن و ۵۷ کودک (۲ تا۱۲ساله و ۸ کودک زیر دو سال) و ۴۲ نفر با ملیتهای یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و ۱۶ خدمه پرواز) در ساعت ۹:۲۰ صبح به مقصد دوبی پرواز کند.
در همان زمان، چند کیلومتر آنطرفتر، روی آبهای نیلگون خلیجفارس و دریای عمان، ناو جنگی وینسنس متعلق به ایالاتمتحده امریکا به کاپیتانی “ویل راجرز” قرار داشت که وظیفه اصلی آن، کشف هدفهای پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف بهطور همزمان و کنترل آتش آنها بود، همچنین این رزمناو به موشکهای زمین به هوا با برد ۴۰۸ کیلومتر نیز مجهز بود. مرکز فرماندهی ناوهای شناور آمریکا روی دریای عمان و خلیجفارس در بحرین بود و فرماندهی همه آنها بر عهده کاپیتان “مک کنیا” بود تا ناوهای وینسنس و یو اس اس مونتگمرى را سرپرستی کند. داستان از ساعت حدود ۷ صبح روز یکشنبه ۱۲ تیرماه شروع شد. جایی که روح مسافران ایرباس ایرانی هم خبر نداشت که چه سرنوشت دردناکی در آسمان خلیجفارس انتظارشان را میکشد. در این ساعت ناو یو اس اس مونتگمرى به فرمانده مک کنیا خبر داد که ۵ تا ۷ انفجار در یک کشتى نفتکش لیبریایى رخداده و قایقهای ایرانی مزاحمتهایی را برای یک کشتی نفتکش پاکستانی ایجاد کردهاند. مک کنیا به این ناو دستور داد تا از قایقهای ایرانی فاصله گرفته و به سمت جنوب تغییر مسیر دهد. در همین حال، کاپیتان مک کنیا به کاپیتان ویل راجرز، فرمانده ناوشکن موشکانداز وینسنس، دستور داد تا یکى از بالگردهای خود را براى شناسایى قایقهای مسلح اعزام کند، اما خود ناو در موقعیت قبلى آن در جنوب ناحیه مذکور بهمنظور پشتیبانى از ناو مونتگمرى باقى بماند. کمى دورتر در تنگه هرمز و در کاروان نفتکشهای کویتى اسکورت شده بهوسیله شناورهاى جنگى نیروى دریایى آمریکا، ناو یو اس اس سایدز به فرماندهى کاپیتان دیوید کارلسون، دستور گرفت تا در اسرع وقت خود را به ناو وینسنس برساند.
ساعت ۷:۴۲
خلبان بالگرد ناو وینسنس گزارش داد که قایقهاى ایرانی باحالتی خصمانه به دور یک کشتى بازرگانى آلمانی گردش مىکنند. راجرز در واکنش به این خبر در وینسنس اعلام وضعیت فوقالعاده میکند و خود به مرکز جنگى ناو مىرود و دستور مىدهد که کشتى بهسرعت بهسوی محل شناور آلمانى رهسپار شود اما بنا به گزارشهاى رسمى پیرامون حادثه ایرباس ایرانی، هیچ کشتى بازرگانى در محل موردبحث، درخواست کمک نکرده بود. با نزدیک شدن وینسنس به آبهاى عمان، گارد ساحلى این کشور گزارش داد که قایق یا قایقهاى مسلح ایرانی آبهاى عمان را ترک کردهاند اما بهرغم گزارش گارد ساحلى عمان در مورد عدم وجود هرگونه خطر، ناو وینسنس مسیر خود را در کنار مونتگمرى بهسوی شمال تنگه هرمز و به سمت قایقهاى ایرانی دنبال مىکند. چند دقیقه بعد، کاپیتان مک کنیا از اینکه ناو وینسنس ۴۰ مایل (۶۴ کیلومتر) بالاتر از محلى قرار دارد که مىبایست در آن مستقر باشد، متعجب شد. در تماسهاى رادیویى پسازآن، مک کنیا بهطور مؤکد از فرماندهان هر دو ناو وینسنس و مونتگمرى مىخواهد که مجدداً بهسوی جنوب خلیجفارس بازگردند. تا به اینجا حرکات و انجام مانورهای سرخود ویل راجرز بر هیچکس پوشیده نیست. یکی از نکتههایی که برخی درباره این سانحه میگویند این است که قایقهای ایرانی با شلیک به سمت ناو وینسنس، باعث تحریک ویل راجرز شدند و شاید عصبانی شدن او، زمینه این کشتار بیرحمانه را فراهم کرد؛ اما گزارشها نشان میدهد که این، خود راجرز بود که باعث تحریک قایقهای ایرانی شد و مک کنیا، فرمانده این سه ناو در بحرین نیز این نکته را به روزنامههای وقت گفته بود که هیچ دلیلی نداشت که ناو وینسنس با قایقهای ایرانی درگیر شود.
ساعت ۹:۱۰ صبح
با نزدیک شدن شناورهای ایرانی به آبهاى سرزمینى خود، خلبان بالگرد ناو وینسنس گزارش کرد که شناورهای ایرانی بهسوی او تیراندازى کردهاند. در واکنش به این گزارش، راجرز بار دیگر در ناو حالت جنگى اعلام مىکند و مجدداً راهى شمال تنگه هرمز مىشود تا به شناورهایى که بهسوی بالگردش تیراندازى کردهاند، پاسخ گوید. اما ایونز، مفسر نظامى روزنامه شیکاگو تریبیون اعتقاد دارد که این بالگرد آمریکایى بود که باکم کردن فاصلهاش با شناورهای ایرانی، بیشازحدی که بدان مجاز بوده، قوانین درگیرى را نقض کرده و دست به انجام اقدامى خصمانه نسبت به واحدهاى سطحى ایرانی زده است. کاپیتان کارلسون دراینباره گفته است: “وقتى بخواهیم منطقى به موضوع نگاه کنیم، مىبینیم که بالگرد، مورد اصابت قرار نگرفته بود و مىتوانست منطقه را با سرعت ترک کرده و ظرف چند دقیقه به ناو وینسنس بازگردد. هیچ ضرورتى نبود که ناو وینسنس با سرعت تمام به سمت شناورهای ایرانی حرکت کند.” کاپیتان راجرز حال آماده استقبال از دردسر است، اما هیچ دردسرى پیش روى او وجود ندارد. در همین لحظات ناو وینسنس از میان دو شناور ایرانی عبور مىکند ولى هیچ اتفاقى نمىافتد. راجرز در پى گرفتن اجازه از مرکز فرماندهى مستقر در بحرین بود تا با شناورهای ایرانی درگیر شود. به گفته ایونز، در تمامى این دوره که در حدود ۳۰ دقیقه به طول انجامیده بود، بالگرد بدون آنکه آسیبى دیده باشد به ناو بازگشته بود و هیچ شاهد و مدرک محکمى مبنی بر انجام اقدامى خصمانه از سوى شناورهای ایرانی علیه وینسنس یا بالگرد آن وجود نداشت. به اعتقاد ایونز، در آن روز کاپیتان راجرز هدفى جز درگیرى با ایرانیها نداشت و در حال اجراى مانورهاى تحریکآمیزی بود تا زمینه را براى درگیر شدن با شناورهای ایرانی به وجود آورد. در همین زمان، ایرباس ایران در حال مسافر گیری در فرودگاه بندرعباس است و زنان و کودکان و مردان یکییکی از پلههای هواپیما بالا رفته و با راهنمایی مهمانداران سر جای خود مینشینند. تصور کنید که بالگرد آمریکایی، برای اینکه اطلاعاتی از وضعیت ناوچههای توپدار ایرانی به دست آورد، بالای سر آنها پرواز کرده است؛ مسلماً این ناوچهها هم احساس خطر کرده و به سمت بالگرد شلیک کردند. بنابراین شلیک به آن بالگرد، عملی منطقی و طبیعی از سوی قایقهای ایرانی بوده است. همین شلیکها، اولین جرقههای اعلام آمادهباش و ایجاد ترس و دلهره در اردوی ناونشینان وینسنس بود. راجرز بدون هیچ دلیلی و فقط به خاطر ترس از حمله قایقهای ایرانی، خودش به سمت قایقهای ایرانی حرکت کرده و کشتی را در میدان جنگی با ناوچههای ایرانی قرار میدهد؛ کاری که اصلاً لزومی نداشته و مک کنیا نیز این را تأیید کرده است. ناو وینسنس در حال حرکت به سمت شمال و تنگه هرمز است و حدود ۷۰ کیلومتر آنطرفتر یعنی در فرودگاه بندرعباس، کاپیتان محسن رضاییان سیوهفتساله در حال انجام چکهای قبل از پرواز، بر روی صندلی چپ نشسته است. خلبان دوم کامران تیموری در سمت راست و مهندس پرواز محمدرضا امینی فرد در پشت سر او بر روی صندلیشان نشسته بودند.
تأخیر 27 دقیقهای پرواز 655
سرمهماندار شادمهر طالبی به همراه مهمانداران مینا متولی، ژاله بنائیان، میرزاعلی زارع لواسانی و سودابه قزوینی به مسافران خوشآمد میگفتند. این پرواز قرار بود ساعت ۹:۲۰ بندرعباس را به مقصد دوبی ترک کند اما به دلیل مشکلی که در سوارشدن مسافرها رخداده بود با ۲۷ دقیقه تأخیر و در ساعت حدود ۹:۵۰ صبح با اجازه تیک آف برج مراقبت بندرعباس، کاپیتان رضاییان، ایرباس غولپیکر هما را در ابتدای باند قرارداد. از سوی دیگر، کاپیتان ریچارد مک کنیا که در مقابل کار انجامشده قرارگرفته بود، به راجرز اجازه داد تا به قایقهای ایرانی شلیک کند و پاسخ شلیک آنها به بالگرد را بدهد. در ساعت ۹:۴۳ یک رویارویی سخت بین ناو وینسنس و قایقهای ایرانی درگرفت. در همین دقایق رادارهای کشتی وینسنس یک هواپیما را با کد شناسایی p3 ردیابی میکنند که با تغییر مسیر به سمت ناو جنگنده آمریکایی درحرکت است و ازآنجاییکه هر پرندهای برای ناو خطر و تهدید محسوب میشود؛ بلافاصله به خلبان هواپیمای شناسایی اخطار داده میشود. خلبان هواپیما هم مسیرش را تغییر داده و از ناو وینسنس دور میشود. از سوی دیگر خلبان رضاییان در ساعت ۰۹:۴۸ با فشردن دسته تراتل غول فلزی را بر روی باند به حرکت درمیآورد و از باند بندرعباس بلند میشود. بهمحض برخاستن هواپیما، رادار ناو وینسنس بازهم یک هواپیمای غریبه را رصد میکند. سیستم IFF به کار گرفته میشود و کد شناسایی هواپیما را برای ناو وینسنس آشکار میکند. هواپیمای ایران ایر با کد شناسایی ۶۷۶۰ بر روی حالت شماره ۳ در رادار ناو وینسنس آشکار میشود، این یعنی هواپیما غیرنظامی بوده و تهدیدی محسوب نمیشود.
برقراری ارتباط بر روی فرکانس نظامی
در ساعت ۹ و ۴۹ دقیقه، خدمه ناو وینسنس سعی در برقراری ارتباط رادیویی با خدمه هواپیمای ایرباس ایرانی میکنند ولی آنها بر روی فرکانس نظامی در حال برقراری ارتباط هستند و محسن رضاییان صدای آنها را نمیشنود تا پاسخی دهد، بنابراین اینکه آمریکاییها مدعی بودند که هفت بار به خدمه پرواز ۶۵۵ هما اخطار داده بودند، بیاساس بود و محسن رضاییان اساساً چیزی نمیشنید که بخواهد به آن اخطارها پاسخ دهد. در همان زمان که ایرباس ایران از باند بندرعباس بلند شد، یک هواپیمای تامکت نیروی هوایی ارتش هم در حال تاکسی بر روی باند و برخاستن از باند فرودگاه بندرعباس بود. کد شناسایی تامکت بر روی حالت نظامی عدد ۱۱۰۰ است. این کد هم در حالت شماره ۲ بر روی مانیتور ناو وینسنس نشان داده میشد و همین باعث شده بود در مورد هویت ایرباس ایرانی به شک بیفتند اما آنها باید راههای دیگری را انتخاب میکردند. در حقیقت ویل راجرز باید از ناو یو اس اس مونتگمرى و جنگندههای آن برای رصد کردن هواپیمای ردیابی شده کمک میگرفت، چراکه ویل راجرز میدانست که این هواپیما ممکن است غیرنظامی باشد و نتواند فرکانس رادیویی ناو را پاسخ دهد، بنابراین باید از راههای دیگری در راستای شناسایی این هواپیما استفاده میکرد؛ اما هرگز این کار را نکرد. هواپیمای ایران ایر دقیقهای ۷ کیلومتر به ناو نزدیکتر میشد و حدود پنج دقیقه، ویل راجرز فرصت داشت تا تصمیم بگیرد. سروان اسکات، مسئول پدافند هوایی ناو وینسنس خود را برای حمله موشکی به جنگنده اف ۱۴ فرضی آماده میکند. اگر هواپیما به ۲۰ مایلی کشتی برسد دیگر تهدید بزرگی است و حمله موشکی باید آغاز شود. درست است که زمان کوتاه است اما راجرز میتوانست هواپیما را در ارتفاع ۱۲ هزارپایی ببیند و از مسافربری بودن آن مطمئن شود.
جملهای که باعث شلیک شد
ساعت ۹:۵۲ دقیقه یکی از توپهای ۵ اینچی ناو وینسنس دچار مشکل شده و راجرز، فرمان گردشبهچپ میدهد تا بتواند از توپهای پشتی ناو برای مقابله با قایقها استفاده کند. این گردشبهچپ باعث میشود تا کشتی ۴ کیلومتر به داخل آبهای ایران تجاوز کند و در مسیر کامل هواپیمای ایرباس ۳۰۰ ایرانی قرار بگیرد. در همین حال یکی از خدمه ناو به ویل راجرز میگوید که شاید این هواپیما مسافری باشد اما راجرز به این توجه نمیکند و اعتقاد دارد خلبان هواپیما باید به اخطارهای ناو جواب دهد. هواپیما با ۲۹۰ نفر مسافر به ۲۰ مایلی (۳۲ کیلومتری) ناو میرسد اما راجرز در آن لحظه با شلیک به هواپیما مخالفت میکند. تا اینکه ناو استوار “ویچ” با گفتن جملهای، ویل راجرز را مجاب به شلیک به هواپیمای مسافربری هما میکند. ویچ میگوید: “هواپیمای دشمن دارد ارتفاع کم میکند، این یعنی هواپیما قصد حمله به ناو وینسنس را دارد.” بعدازاین جمله، ویل راجرز دستور شلیک دو موشک را به هواپیمای ایرباس ۳۰۰ هما با ۲۹۰ سرنشین صادر میکند. موشک اول لحظهبهلحظه به هواپیما نزدیک شده و ایرباس ایرانی برخورد میکند. هواپیما حدود ۱۲ هزارپا ارتفاع داشت که بافاصله با برخورد موشک در آسمان تکهتکه شده و اجساد ۲۹۰ مسافر بیگناه در آبهای خلیجفارس پراکنده میشود.
هواپیمای ایران کاهش ارتفاع نداشت
خبر شلیک موشک ناو آمریکایی بهسرعت در دنیا میپیچد. بعدها مشخص شد که هواپیمای ایرانی هیچگاه کاهش ارتفاع نداشته است، محسن رضاییان هیچوقت صدای اخطار ناو وینسنس را نشنیده است، خدمه کشتی در تبدیل ساعت پرواز ۶۵۵ بهوقت محلی دچار اشتباه شده بودند، راجرز باید از روشهای دیگری جهت شناسایی هواپیما استفاده میکرد، هواپیما فقط ۱۰ هزارپا ارتفاع داشت و از روی عرشه کشتی و با دوربینهای پیشرفته ناو میشد مسافربری بودن آن را تشخیص داد، ناو وینسنس چهار کیلومتر وارد آبهای خلیجفارس شده بود و این نقض حریم دریایی ایران بود و همچنین، این ناو ابتدا باید با شلیک گلوله به هواپیما اخطار میداد و بعد، اقدام به حمله موشکی میکرد.
تا آخرین لحظات، دست سروان “اسکات” بر روی کلید hold fire بود تا اگر خدمه پرواز ۶۵۵ جوابی به اخطارها دادند، موشکها را در آسمان منهدم کند ولی افسوس که کاپیتان راجرز انتظار بیجایی داشت که کاپیتان رضاییان بخواهد پاسخی به وی بدهد. چراکه در فرکانس نظامی در حال ارسال اخطار بودند و کاپیتان رضاییان هرگز نمیتوانست آنها را بشنود و حتی اگر راجرز در فرکانس غیرنظامی هم به ایرباس ایران اخطار داده بود، به دلیل اینکه جنگنده اف۱۴ را مخاطب قرار میداد،کاپیتان رضاییان نمیتوانست متوجه این اخطارها و نسبت دادنش به ایرباس هما شود. به نظر میرسد کاپیتان راجرز کمکاری کرده است، درواقع فشار و استرس فراوان ناشی از حمله به ناو و افرادش، موجب شد راههای دیگری را که می تونست غیرنظامی بودن هواپیما را نشان دهد، امتحان نکند؛ این هیچ فرقی با جنایت ندارد. زنجیرهای از اشتباهات و کمکاریها و نیز فشار عصبی بر کاپیتان راجرز، این سانحه را رقم زد که در قبال آن، حداقل باید یک عذرخواهی باید از خانواده این مسافران میشد. در مورد اینکه آیا هواپیمای مسافربری برای یک ناو جنگی، تهدید حساب میشود باید گفت وقتی تهدید وجود دارد که هواپیما از مسیر پروازی خودش خارجشده باشد. طبق قوانین بینالمللی، هواپیمای مسافربری که در مسیر خودش در حال حرکت است هیچ تهدیدی محسوب نمیشود، مگر اینکه هواپیماربایی صورت گرفته باشد. در حقیقت این ناو آمریکایی بود که در مسیر هواپیمای مسافربری قرار گرفت و حتی مرز آبی ایران را نیز نقض کرده بود. حتی اگر هواپیما از مسیر خودش منحرفشده بود، ناو وینسنس باید از غیرنظامی بودن یا نبودن هواپیما، مطمئن میشد.
آن روز چه گذشت؟
چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس ۳۰۰ به منطقه کنترل هوایی امارات, در محلی به نام «مولبیت», خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به ۱۴ هزارپایی صعود کند.
ساعت ۱۰:۲۲ دقیقه
در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز»، فرمانده ناو، موشک استاندارد ۲ بهسوی پرواز ۶۵۵ شلیک کرد.
ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محوشده و در آبهای خلیجفارس سقوط کرد. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز ۶۵۵ شده ولی آنها اظهار بیاطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد. با شناسایی دقیق محل سقوط، چرخبالها و شناورها بهموقعیت ۲۶و۴۲ عرض شمالی و۵۶ درجه و۳ دقیقه طول شرقی منتقل شدند.
بلافاصله پسازاین واقعه، مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف ۱۴ جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرار دادهاند. پس از روشن شدن نوع هواپیما، آمریکاییها ادعا نمودند در این مورد مرتکب اشتباه شدهاند، اما شواهد بعدی این نظر آنان را مردود جلوه داد. مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز میکرده و رزمناو آمریکایی نیز هفت بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است! کاپیتان کارلسون، فرمانده سابق ناو سایدز در این مورد معتقد است که ایرباس ایرانى علاوه بر علائمى که مبنى بر غیرنظامى بودن خود مىفرستاده با سرعتى کم در حال اوج گرفتن بود و حتى اگر در چنین شرایطى نیز آن را بهعنوان یک جت اف ۱۴ شناسایى مىکردند باز من تردید دارم که یک هواپیماى اف ۱۴ میتوانست تهدید سطحى را متوجه ناو وینسنس یا سایدز یا هر شناور دیگرى کند. اپراتورهاى رادار ناو هواپیمابر فورستال نیز هواپیماى مزبور را بهعنوان یک هواپیماى بازرگانى شناسایى کردند. جتهاى جنگنده اف ۱۴ مستقر بر روى ناو فورستال مىتوانستند درصورتیکه کاپیتان راجرز درخواست مىکرد، با شناسایى چشمى هواپیماى ایرانى از فاصله نزدیک از غیرنظامى بودن آن اطمینان حاصل کنند، ولى زمانبراى این کار هم سپرى شد.
ادعاهای رسمی دولت امریکا مبنی بر غیرعمدی بودن ماجرا و دلایل رد آنها
۱ـ قطعات متلاشیشده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آبهای سواحل جنوبی جزیره هنگام، درست در داخل آبهای ایران پراکندهشده بودند. این محل درست در زیر مرکز دالان هوایی بینالمللی بندرعباس دوبی (آمبر۵۶) قرار دارد و نشان میدهد که هواپیما درست در مسیر پیشبینیشده در حال پرواز بوده است و همانطورکه چهار سال بعد روزنامه «نیویورکتایمز», در گزارشی که حاوی چندین نکته تازه بود, گفت که ناو وینسنس در آبهای فلات قاره ایران بوده است نه در آبهای بینالمللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمانبر این حقیقت سرپوش گذاشته است. همچنین دریاسالار «ویلیام کراو» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفتگو با شبکه «بیبیسی» تأکید کرد, ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی باوجود برخورداری از توپها و موشکهای دوربرد به کمانه آبهای ایران آمده بود. این نشاندهنده آن است که ناو بهعمد برای عمل سوء آمادهشده بود. ۲ـ هواپیمای مسافربری ایرباس ازنظر حجم, شکل, اندازه و توانایی پرواز کاملاً با هواپیمای F-14 متفاوت است. ۳ـ با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری, ناو آمریکایی میتوانست بهراحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمای مسافربری پی ببرد. ۴ـ مقامات ناو آمریکایی ادعا کردهاند که سه اخطار روی باند نظامی فرستادهاند ولی پاسخی دریافت نکردهاند. مسلماً اخطار نظامی ارسالشده به گوش خلبان ۶۵۵ نرسیده است، ولی سه اخطار روی باند غیرنظامی (اضطراری) را هیچ منبع غیرنظامی دریافت نکرده است و ازآنجاکه کلیه خلبانان دو منطقه همیشه در این باند به گوش هستند، این ادعایی واهی مینماید. مقامات آمریکایی (که سرنگونی یک هواپیمای مسافربری کره جنوبی در سال ۱۳۶۲ را «بربریت» نامیدند و خواستار تحریم بینالملل خطوط هواپیمایی شوروی سابق شدند.) پس از ارتکاب حمله به هواپیمای مسافربری ایران، سعی کردند با طرح ادعاهایی, فاجعه را کوچک و کشتار ۲۹۰ انسان را (که در نوع خود در تاریخ هواپیمایی غیرنظامی بیسابقه است)، امری عادی جلوه دهند.
بعد از فاجعه
هیچکدام از خدمه جنگی ناو متخاصم تحت پیگرد قرار نگرفتند و حتی فرمانده ناو نیز در پایان خدمت خود مدال گرفت. ایالاتمتحده آمریکا هیچگاه به خاطر این حادثه تأسفبار رسماً از ایران عذرخواهی نکرد.
در پایان، سالگرد این ضایعه غمناک و جانکاه را به خانواده این مسافران و خدمه پرواز و ملت شهیدپرور ایران تسلیت میگوییم.
به بهانه 12 تیرماه، روز جهانی نکوداشت خبرنگاران ورزشی یادی از محمد رشید سفرکرده
به بهانه 12 تیرماه، روز جهانی نکوداشت خبرنگاران ورزشی
یادی از محمد رشید سفرکرده
مرحوم مجید محمد رشید متولد سال 1357 کرمان و کارشناس تربیت بدنی و علوم ورزشی است وی دوران ورزشی خود را با ورزش والیبال در مدرسه آغاز نمود و بعدا که به مدرسه تربیت بدنی شهید ضیاءکرمان رفت ورزش های دیگری را نیز آموخت . مجید محمد رشید از سال 1373 جذب مربیگری و کار در هیات ژیمناستیک کرمان شد و تا 11 سال این کار را ادامه داد او در جریان ورزش قهرمانی نیز به ورزش تازه تاسیس شمشیربازی در کرمان رو آورد و به همراه 2 تن از دوستان و همکلاسی هایش اولین تیم شمشیربازی کرمان به مسابقات کشوری این رشته اعزام گردید.
محمد رشید در شمشیربازی پیشرفت خوبی را تجربه کرد و علیرغم اینکه آن زمان کرمان هیات و مربی شمشیربازی نداشت فقط با حمایت سیامک قائم مقامیان که اونیز از شمشیربازان کرمان و بنیان گذاران این ورزش در کرمان بود توانست بارها به تیم ملی ایران دعوت و در مسابقات جهانی کلاس آ تهران 1375و مسابقات بین المللی جام فجر یزد 1376 و چندین رقابت دیگر شرکت نماید اما به خاطر فراخوانده شدن به خدمت سربازی قهرمانی را رها کرده و به سربازی و بعداز آن تحصیلاتش را ادامه داد .
مجید محمد رشید زمانی که ژیمناستیک کار میکرد از سوی تلویزیون کرمان برای ساخت یک برنامه ورزشی کودک در سال 1379 وارد عرصه هنر و اجرای برنامه های تلویزیونی و رادیویی شد و خیلی زود پله های ترقی را طی کرد. مدیران صدا و سیمای کرمان وی را چند دوره تخصصی اجرا، گویندگی و فن بیان را زیر نظر اساتید کشوری در تهران و زیباکنار و کرمان فرستادند . او نیز از شاگردان حاضر در کلاس آقای آلن مارکس مجری رادیوی استرالیا بود و برنامه های ورزشی و مسابقات فوتبال و همچنین رشته های ورزشی دیگر را برای تلویزیون ورادیوهای مختلف ایران اجرا و گزارش کرده بود. مجید محمد رشید در سیستم مدیریتی ورزش استان کرمان نیز پیشرفتهای خوبی داشت او معاونت فنی ورزشی باشگاه ورزشی مس سرچشمه کرمان، روابط عمومی باشگاه مس کرمان، نایب رییسی هیات همگانی استان کرمان که منجر به برگزاری المپیک کوچولو ها در کرمان با حضور بیش از 3000 نفر کودک 5 تا 6 ساله و همچنین قهرمانی تیم سپک تاکرای کرمان به عنوان تیم ملی ایران در مسابقات جهانی فرانسه در کنار عباس رحمتی رییس هیات گردید . پس از آن یک سال به شهداد یکی از شهرهای کرمان و پس از یک سال به عنوان رییس تربیت بدنی شهرستان جیرفت منصوب شد و دو سال مدیریت موفقی را آنجا تجربه کرد . وی آبان 92 در شهر چترود محل آخرین پست مدیریتی اش در اثر عارضه قلبی در محل کارش سر از آخرین سجده برنداشت و دعوت حق را لبیک گفت و جامعه ورزش استان را داغدار کرد.
روحش شاد و یادش گرامی
آیا نام اندروید نوقا برگرفته از یک شیرینی ایرانی است؟
آیا نام اندروید نوقا برگرفته از یک شیرینی ایرانی است؟
شب گذشته گوگل نام نسخهی بعدی سیستم عامل اندروید را اعلام کرد؛ اندروید Nougat یا با آهنگی آشناتر، اندروید نوقا، نام نسخهی بعدی اندروید است، اما به نظر میرسد این نسخه از اندروید کام ایرانیان را بسیار بیشتر از توسعه دهندگانش شیرین کرده است، چراکه بسیاری از اخبار منتشر شده در این رابطه، نوقا را یک شیرین سنتی ایرانی خوانده و افتخار این نام را به نام ایرانیان ثبت میکنند، در حالی که چنین نیست.
گوگل ساعاتی پیش نام نسخه ی بعدی اندروید را مشخص کرد. نسخهی بعدی اندروید که پیش از این با نام اندروید N شناخته میشد، حال نام اصلی خود را پیدا کرده است و از این پس باید از این نسخه با عنوان اندروید نوقا یاد کنیم. گوگل اطلاعات بیشتری را در این خصوص ارائه نکرده، بطوریکه حتی مشخص نیست آیا این نسخهی هفتم اندروید خواهد بود یا خیر، حال آنکه شماری از اخبار نیز به قطعیت این نسخه را با نام اندروید ۷ نوقا خطاب کردهاند. نگاهی به توئیتهای منتشر شده پس از مشخص شدن نام اصلی نسخه بعدی اندروید نشان از این دارد که بسیاری از کاربران از انتخاب چنین نامی آنچنان که باید راضی نیستند و سایر گزینههای موجود برای نامگذاری اندروید N طرفداران بیشتری داشته است.
اما موضوعی که در ادامه بررسی خواهیم کرد، نه ویژگیهای اندروید نوقا است و نه بررسی احتمالات در مورد تاریخ انتشار نسخهی نهایی؛ انتشار خبر مربوط به تعیین نام نهایی اندروید، برخلاف گذشته، موجی عظیم را در وب فارسی و مخصوصا شبکههای اجتماعی تظیر تلگرام به راه انداخت، بطوریکه برای چند ساعت سایر موضوعات مهم روز رنگ باختند و تب و تاب ایرانیان برای معرفی این نسخه بیشتر از کارمندان گوگل بود. اما دلیل این میزان توجه به نسخهی جدید از اندروید چیست؟ پاسخ در نام انتخاب شده برای اندروید نهفته است. نوقا یکی از شیرینیهای سنتی تبریز، مرکز استان آذربایجان شرقی است، اما تبریز تنها نقطهای از جهان نیست که این شیرینی با همین نام در آن مرسوم است.
سوال اصلی چرایی انتخاب این نام توسط گوگل برای نسخهی بعدی اندروید است. متاسفانه همچون همیشه شاهد این موضوع هستیم که سوالاتی این چنین در سطحی نگری موجود در شبکههای اجتماعی و وب فارسی گم شده و اغلب کاربران با سری بالا و غروری حاصل از انتخاب نام نسخهی بعدی اندروید با نام یک شیرینی ایرانی، تنها به کپی کردن محتوا میپردازند.
اما نوقا چیست؟ برای آشنایی با این شیرینی که نسخهی ایرانیش مملو از آجیل و تکههای بیسکوییت مانندی در طرفین است، جستجویی در گوگل، کافی است. البته بهتر است برای اطمینان از صحت اطلاعات دریافتی تنها به ویکیپدیا اکتفا نکنیم، چراکه شاید منبع کشف نوقا به حوالی بوشهر ختم شود همچنین ویکیپدیا به راحتی قابل تغییر است. در ویکیپدیا و بسیاری از وبسایتهای مرتبط با شیرینی پزی، نوقا یک شیرینی منتسب به جنوب اروپا نام گرفته است، بطوریکه شواهد تاریخی مربوط به قرن ۱۵ وجود این شیرینی در ایتالیا را تایید میکند، هرچند اولین دستورالعمل پخت این شیرینی مربوط به قرن ۱۶ و کشور فرانسه است.
البته شماری از وبسایتها نیز به وجود این شیرینی خوشمزه در منطقهی خاورمیانه اشاره کردهاند، هرچند تعلق آن به یک ملت خاص همچون بسیاری از حقایق تاریخی در هالهای از ابهام قرار دارد. نکتهی جالب در مورد انواع دستور تهیهی نوقا، قرار گرفتن گز، دیگر شیرینی سنتی ایرانی و متعلق به اصفهان، در کنار دستور پخت نوقا است. اما بهتر است نگاهی نیز به ریشهی نام این شیرینی داشته باشیم. ریشهی نوقا یا Nougat در زبان اکسیتان که یکی از زبانهای رومی تبار است، به عبارت Panis Nucatus میرسد که به معنی نان آجیلی است. البته در شماری از وبسایتهای شیرینیپزی نیز واژهی Nougat برگرفته از لغت کهن فرانسوی Nux gatum بیان شده است. براساس اطلاعات موجود، Nux Gatum در فرانسه به معنای کیک آجیلی است. با این اوصاف به نظر میرسد نوقا یک شیرینی اختصاصی ایرانی نیست و در بسیار از نقاط جهان چنین شیرینی وجود دارد، پس گوگل نام یک شیرنی ایرانی را برای نسخهی بعدی سیستم عامل خود انتخاب نکرده است و تنها این شیرینی مانند سایر نقاط دنیا در ایران نیز با همسن نام وجود دارد.
در سالهای اخیر با گسترش شبکههای اجتماعی در کشورمان شاهد انتشار بسیار راحتتر انواع شایعات هستیم که متاسفانه حس کنجکاوی خواننده ایرانی را برای تحقیق برنمیانگیزد و همین موضوع به جاافتادن چنینی شایعاتی دامن میزند.
مصاحبهی پیامما با پرسنل یک کلینیک دندانپزشکی حاشیه در متن
مصاحبهی پیامما با پرسنل یک کلینیک دندانپزشکی
حاشیه در متن
روز گذشته گروه “در کنار استاندار” که در واقع گروهی تلگرامیاست برای ایجاد رابطهای نزدیک بین مردم و مسئولین میزبان بحث داغی بود در مورد دندانپزشکی و اوضاع بد دندانهای همشهریان کرمانی که خوب هرکسی چیزی میگفت و به دنبال مقصر میگشتند و کسی میگفت هزینههای درمان بالاست و دیگری از سطح پائین بهداشت دهان و دندان مینالید و شخص دیگری بیمهها را مقصر میدانست و خلاصه طبق معمول بحثهای تلگرامی از هردری سخنی گفته میشد و امیدی هم به نتیجهگیری نبود که با خودم فکر کردم چرا به یکی از کلینکها نروم و مستقیما با بیماران و پرسنل آن کلینیک همکلام نشوم؟ در نتیجه به یکی از کلینیکهای دندانپزشکی در مرکز شهر رفتم و از آنجایی که همیشه رسانهها صدای پزشکان و یا بیماران را به گوش همگان رساندهاند، اما حداقل من ندیدم که یکبار برای رضای خدا هم که شده، نه با بیماران و نه با پزشکان، بلکه با منشیها و دستیاران دندانپزشکها که هیچوقت به چشمنمیآیند حرف بزنند حال آن که به واسطه تجربه زیاد باید گفتنی های بسیاری داشته باشند و با ایشان مصاحبه کنند چرا که بخش سنگینی از کار در مطبهای دندانپزشکی به دوش آنها است و همیشه هم بیماران از ایشان شاکیهستند و هم برخی از پزشکان دیواری کوتاهتر از دیوار ایشان پیدا نمیکنند و تازه بعضی از مردم هم جکهای مختلفی برای ایشان درست میکنند وانگار امرار و معاش و کسب روزی حلال آن هم از راهی نه چندان ساده، چیز خندهداری است و باید به زن مستقلی که صاحب شغل است خندید، از حواشی بگذریم .
سالن انتظار خلوت بود و یکی دوتا بیمار این سو و آن سو روی نیمکتهای فلزی نشسته بودند و انگار مشغول گرفتن ژستهای قدیمی برای عکس هستند با یک دست چانه و یا گونه را گرفته بودند و با دست دیگر آرنج آن دست را محکم گرفته بودند و از خنده و لبخند هم خبری نبود و خیلی جدی به روبرو خیره شده بودند.
این کلینیک دو منشی داشت که هر دو لباس فرم سورمهای رنگی پوشیده بودند و پلاکی طلایی رنگ روی یقهی بلند مانتو داشتند که نام کلینیک بر آن حک شده بود و ظاهری حرفهای به آنها میداد و در کنارآنها دستیاران ایستاده بودند که روپوش سفید به تن داشتند و برایشان خیلی جالب بود که خبرنگاری با منشیها و دستیاران مصاحبه کند نه با پزشکان. آنکه اندکی مسنتر به نظر میآمد در شروع مصاحبه گفت:
الآن که ماه مبارک رمضان است اما در حالت عادی حداقل روزانه ۵۰ بیمار داریم و حسابی سرمان شلوغ است اما خوب شکرخدا ما تا به حال مشکل خاصی با مردم نداشتهایم و در هر شیفت هم ۵ الی ۶ پزشک مشغول به ارائهی خدمات هستند.
از کدام بخش از کار بدتان میآید؟ و چرا؟
وقت دادن، چون بعضیها واقعا اذیتمان میکنند و چونه میزنند مثلا این ساعت نمیتوانیم و آن ساعت میتوانیم و آخرش هم نمیآیند و یا هروقت که دلشان خواست میایند و کل وقتها را به هم میریزند و یا عدهای تلاش میکنند تا بیعانه را ندهند و خلاصه داستانهایی داریم البته چک کردن بیمارها هم واقعا طاقتفرساست، باید یک شیفت قبل با تمام بیماران تماس بگیریم و یادآوری کنیم که فردا وقت دندان پزشک دارند و اگر نمیآیند با ما هماهنگ کنند تا وقتشان را به شخص دیگری بدهیم ولی خوب معمولا یا جواب نمیدهند یا خاموشاست و یا میگویند میآییم و نمیآیند و خلاصه لطفها دارند.
دستیارها از چه بخشی بدشان میآیند؟
گرافی(گرفتن عکس رادیوگرافی از دندان و فک) هرچند وظیفهاست اما از اینکه باید بین خون و بزاغ دستت را به داخل دهان مریض ببری و فیلم را در همان مکان مورد نظر فیکس کنی و بعد از اینکه عکس را گرفتی دوباره فیلم را که حالا غرق خون و بزاغ شده برداری و مراحل بعدی گرافی را روی فیلم انجام بدهی و یا گاهی اوقات در حین جراحیها اوضاع خیلی دردناکتر هم میشود چه برای بیمار و چه برای ما.
البته شما هم خیلی خویشتن داری نمیکنید و خیلیها میگویند برخورد شما تند است و در آن وضعیت که بیمار دهنش را برای مدتی طولانی باز نگهداشته و با درد و صدای وحشتناک متهی دندانپزشک توی سرش کلنجار رفته با ادبیات تند شما مواجه میشود که با تحکم میگویید بشین اینجا و یا چیزهایی از این قبیل.
نه به هیچ وجه اینجوری که شما میگویید نیست البته ما هم انسانیم و خسته میشویم اما هیجوقت برخورد بدی نمیکنیم، گاهی پیش میآید که بیماری همکاری نمیکند و یا اصلا اجازه نمیدهد از دندانش عکس بگیری و خلاصه او هم کارهایی میکند تا مجبور میشویم اندکی با تحکم صحبت کنیم اما وقتی که بیماری برخورد مناسبی دارد و همکاری کافی را هم با ما میکند چرا باید حتی از همین اندکی تحکم استفاده کنیم؟همیشه سعی کردیم رفتارمان دوستانه باشد.
مدتها پیش که بیمار همین کلینیک بودم با پزشکی مواجه شدم که با دستیار خود با ادبیات تندی صحبت میکرد و رفتارش به هیچ وجه دوستانه نبود آیا از این موارد زیاد پیش میآید؟
خوشبختانه یکی دو مورد بیشتر از اینگونه پزشکها نداریم و آنها هم خصومت و دشمنی با کسی ندارند و صرفا اخلاقشان به این شکل است و اینها را به عنوان ویژگی شخصیتی ایشان پذیرفتهایم و البته اینرا هم اضافه کنم که هیچوقت این تندی مزاج به توهین و یا ناراحت کردن پرسنل ختم نشده ، گاهی پیش آمده که حتی پزشکهای زنی که اینجا طبابت میکنند غری بزنند اما هیچوقت بیشتر از غر زدن نبوده و ناراحتی و دلخوری پیش نیامده
خیلی از دوستان که با من حرف زدند شکایت دارند که نگاه برخی از پزشکان با ایشان عاقل اندر سفیه بوده و جوری برخورد میکنند که انگار مخاطبشان از اعماق جنگلها امروز به شهر آمده و خود پزشک هم مستقیما از آسمان پا به آن مطب گذاشته! آیا شما هم چنین برخوردهایی را تجربه کردهاید؟
بله بسیار هم تجربه کردیم، و حتی میگوییم که خوب بیمار حق دارد که بداند چه کاری میخواهید برای او انجام بدهید و چه کاری برایش بهتر است، اما متاسفانه برخی احساس میکنند از همه برترند از هم بیشتر میدانند و نیازی نیست به کسی توضیح بدهند که چکار میخواهند بکنند و گاهی اصلا حوصلهی توضیح دادن را هم ندارند و جوری پاسخ بیمار را میدهند که اصلا دیگر هیچ سوالی نکند و به قول معروف پشیمان بشود از سوالی که پرسید. البته بعضی از بیماران هم واقعا اذیت میکنند و مثلا هیچ سررشتهای از دندانپزشکی ندارند ولی آنقدر سوال پیچ میکنند و اصرار میکنند که تمام جزئیات را بدانند و حتی وقتی که پزشک توضیح میدهد هم متوجه توضیحات او نمیشوند اما بازهم توضیحات بیشتری را طلب میکنند و خوب پزشک هم آدمی است مثل ما او هم خسته میشود و کلافه میشود و …
به واسطهی تجربهای که دارید و سالهایی که در زمینه فعالیت کردهاید فکر میکنید چند درصد مردم میتوانند با استفاده از بیمه امور مربوط به بهداشت دهان و دندان را پیش ببرند و از مزایا برخوردار باشند؟
اکثر مردم ما بیمهی خدمات درمانی هستند و این بیمه هم اصلا خدماتی ارائه نمیدهد مگر اینکه مراکز دولتی ساخته بشود چون این یکی دو مرکزی که در کرمان هست صرفا برای کشیدن و پر کردن هستند و حتی یک جراحی ساده یا عصب کشی را نمیتوانند انجام بدهند مگر اینکه شخصی بیمهی تکمیلی داشته باشد که آن هم فقط به کارمندان دولت تعلق میگیرد و آنانکه مشاغل ازاد دارند و بیمهی تکمیلی هم میگیرند، باز هم بیمهی آنها خدمات دندانپزشکی را پوشش نمیدهد و حتی صد هزارتومان در سال به دندانهای آنها تعلق نمیگیرد.
پس دلیل پائین بودن وضعیت بهداشت دهان و دندان را همین بیمه و هزینههای درمان میدانید؟
چیزی که من از تجربه فهمیدم این است که از کودکی باید به ما میآموختند که به بهداشت دهان و دندان توجه کنیم اما نیاموختند و به تازگی این فرهنگ بین والدین همهگیر شده که بچهها را وادار به مسواک زدن و کشیدن نخ دندان میکنند اما قبل از این هیچ توجهی حتی به مسواک زدن نمیشد چه برسد به نخ دندان و صد البته بعد از این مساله هم گرانی خدمات پزشکی دلیل بعدی است.
خود شما وقتی که به پزشکی مراجعه میکنید توقع دارید چه برخوردی با خودتان بشود؟
خوب مسلما دوست دارم با حوصله و احترام با من برخورد کنند و گاهی که میبینم پزشک یا دستیار و منشی برخورد بدی با آدمها دارند فورا به یاد خودمان میافتم و فکر میکنم آیا ما هم چنین برخوردی با مردم میکنیم؟ هرچند همیشه تمام تلاشمان این بوده که خیلی خوب برخورد کنیم با بیماران و مراجعان اما خوب متاسفانه ما هم گاهی علیرغم میل باطنیمان رفتار کردیم که امیدواریم تکرار نشود.
دربارهی جکهایی که برای شما درست میکنند چه احساسی دارید؟ مثلا میگویند اینجا منشیها بیشتر از پزشکها کلاس میگذارند
(میخندد ) این حرفها مال افرادی است که بیرون گود هستند و نمیدانند که ما به چه کاری مشغولیم اگر بدانند که کار ما چقدر سخت و طاقتفرساست مسلما نگاهشان نسبت به ما تغییر میکند.
خیلی وقتها پیش میآید که پزشک برنامهاش را کنسل میکند و یا دندان بیماری خوب از کار در نمیآید و در نتیجه او دلخور میشود و میآید تا با ما بحث کند و خلاصه تنش به سمت ما منشیها میآید مثلا جاهایی که تعداد مراجعه کنندگان زیاد است و یا گاهی شخصی از کاری که روی دندانش شده راضی نیست و یا درد دارد و میخواهد زودتر پیش دکتر برود و معالحه را آغاز کند اما خوب دیگران هم حقی دارند و آنها هم وقتشان را گذاشتهاند و ساعتها منتظر نوبتشان بودهاند و شاید آنها هم درد دارند و به روی خودشان نمیآورند و اینجاست که تنشهای کار ما زیاد میشود مساله اینجاست که تمام روزباید با انسانهایی سر و کار داشته باشی که با درد وحشتناک دندان دستو پنجه نرم کردهاند و واقعا در حالت عادی و خوبی نیستند و سختی زیادی را تحمل کردهاند و هر لحظه ممکن است از کنترل خارج شوند البته خوشبختانه ما هیچوقت مشکل بزرگی نداشتهایم اما خوب همینچیزها این کار را سخت میکنند.
به نظر من مردم باید دو چیز را بدانند یکی اینکه به بهداشت دهان و دندان اهمیت بدهند و حداقل حالا که هزینهها بالاست هزینهی مسواک و نخ دندان که بالا نیست پس بهداشت را رعایت کنیم. گزینهی آخر هم اینکه اندکی با ما مهربانتر باشند متاسفانه شاید به قول عدهای منشیها کلاس بگذارند اما بعضیها هم واقعا طلبکارانه با ما صحبت میکنند و حتی وقتی تمام تلاشت را میکنی تا کار وی به سرعت راه بیافتد بازهم با اکراه و منت با ما رفتار میکنند.
آلایندههای خاتونآباد و سرچشمه با احداث کارخانههای اسید رفع میشود؟
آلایندههای خاتونآباد و سرچشمه با احداث کارخانههای اسید رفع میشود؟
مجری احداث کارخانههای اسید کرمان گفت: «بازنگریها و درنهایت متناسبسازی میزان تولید اسید با ذوب پس از افتتاح کارخانههای جدید اسید تمام آلایندگی ناشی از گاز so2 گرفته خواهد شد.» به گزارش ایسنا محمدرضا سرحدی با تأکید بر اینکه پروژه اسید نیز تحت تأثیر این اتفاقات دستخوش تغییر و بازنگری شد اظهار داشت: کارخانه اسید سرچشمه بر اساس بازنگریهای صورت گرفته ظرفیت خود را از یکمیلیون تن در سال به ظرفیت 610 هزار تن تولید اسمی و 560 هزار تن ظرفیت واقعی کاهش داد و کارخانه اسید خاتونآباد هم با کاهش ظرفیت قرار شد تولید 600 هزار تن و ظرفیت واقعی 490 هزار تن داشته باشد.» وی تأکید کرد: «بنابراین با احداث این دو کارخانه جدید و تولید یکمیلیون پنجاههزار تن اسید در سال بهعلاوه 200 هزار تن اسید تولیدی در کارخانه قدیم اسید سرچشمه، بهطور کامل آلایندگی کوره فلش در سرچشمه و خاتونآباد برطرف خواهد شد.» وی بابیان اینکه احداث کارخانههای اسید تنها آلایندگیهای ناشی از گاز را برطرف میکند، یادآور شد: «عمده آلایندگیهای کارخانه خاتونآباد ناشی از 2 مسئله غبار و گاز است که غبار آن مربوط به تکنولوژی فلش است که از نوع قدیمی بوده.»
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005
نمایشگاه کاشی، سرامیک، چینی آلات
لوله و اتصالات
زمان : 19 تیرماه الی 22 تیرماه ساعت : 16 الی 20
مکان : نمایشگاه بین المللی جنوب شرق کرمان
منتظری و جباری در الاهلی میمانند
با انتخاب رئیس جدید باشگاه سرنوشت بازیکنان ایرانی الاهلی هم مشخص شد جایی که هر دو نفر یک فصل دیگر با این تیم باقی خواهند ماند. همان طور که مشخص بود شیخ احمد بن حمد آل ثانی به عنوان تنها نامزد ریاست باشگاه الاهلی در انتخابات این سمت را برای چهار سال دیگر هم عهده دار شد تا با قطعی شدن حضور او تکلیف کادر فنی و لیست بازیکنان هم مشخص شود. شیخ احمد بن حمد در اولین اظهار نظر به عنوان رئیس باشگاه در گفتگو با روزنامه الوطن گفت:« مجتبی جباری و پژمان منتظری همچنان در تیم باقی خواهند ماند تا در کنار لوکا بوناچیچ سرمربی جدید برای موفقیت الاهلی تلاش کنند ضمن این که جا دارد از زحمات یوسف آدم در ماه های اخیر بار دیگر قدردانی کنم». به این ترتیب مجتبی سال آخر قراردادش را همچنان در الاهلی خواهد گذراند ضمن این که باشگاه قطری قرارداد مدافع ملی پوش ایرانی را برای یک سال دیگر تمدید خواهد کرد تا به این ترتیب پروسه بازگشت پژمان منتظری به استقلال زودتر از تصورات بسته شود.
سوشا مکانی به میوندالن پیوست
دروازهبان فصل گذشته پرسپولیس پس از حضور در تمرینات میوندالن نروژ با عقد قراردادی دو ساله به این تیم پیوست. سوشا مکانی سالی سخت و پر انتقاد در پرسپولیس گذراند و بعد از آن هم بخاطر حواشی که ایجاد کرد 6 ماه از سوی کمیته انضباطی محروم شد تا علاوه بر لیگ ایران از تیم ملی هم دور شود ولی این دروازهبان بیکار ننشست و به نروژ سفر کرد تا در صورت توافق برای یک تیم این کشور بازی کند. مکانی حدود 10 روز است در تمرینات تیم دسته دومی میوندالن نروژ حضور یافته تا در صورت تایید کادر فنی این تیم در دوران محرومیت به فوتبالش ادامه دهد که مورد پسند آنها نیز قرار گرفته است. باشگاه میوندالن مدتها قبل به دنبال مکانی بود که این دروازهبان ایرانی نیز توانست خود را در تمرینات نشان دهد و برای حضور در این تیم به توافق برسد و قراردادی دو ساله با او امضاء کند.
کسی به رکورد عنایتی نمیرسد!
عنایتی از لیگ برتر رفت تا رکوردش در فوتبال ایران نیمه کاره بماند،او که بهترین گلزن تاریخ لیگ برتر است ،رکورد گل خودش را حفظ کرد اما نتوانست تا 41 سالگی لیگ برتری باشد مگر این که نیم فصل دوم به لیگ برتر برگردد. غلامرضا عنایتی که 40 سال و 72 روز سن دارد تا به حال در 10 تیم حاضر بوده و14 امنتقال داشته است. او در تیم های آدنیس مشهد، ابومسلم مشهد، استقلال تهران(3بار)، نادر الامارات(2بار)، النصر امارات، سپاهان، مس، صبا(2بار)، پدیده و سیاه جامگان حضور داشته است وجالا تیم تازه اش یعنی بادران تهران که در دسته اول لیگ حاضر است،تیم یازدهم اوست. عنایتی حالا رکورد را به مهدی رجب زاده وآرش برهانی میسپرد، 2 مردی که بالای 100 گل در لیگ برتر زده اند اما مشخص است که این 2 نمیتوانند در تیم های ذوب آهن و پیکان بیش از 10 گل در یک فصل بزنند چه برسد به 0 و40 گل برای آن که به عنایتی برسند، ظاهرا فعلا این رکورد را باید دست نخورده دانست.
سیر و سلوک کودکی روزه دار
به تازگی ارقام سنم از یک رقم فراتر رفته و احساس بزرگی مرا احاطه نموده است. می خواهم همپای خانواده و همنوای مسلمانان روزه دار باشم آنهم یک روزه ی کامل، نه شامل کله گنجشکی و غیره. به اهل خانه سپرده ام که تحت هر شرایطی خوابم را بر هم زنند ناسلامتی ما روزه داریم.
زمان کله ی سحر، اینجا ایران است در خواب ناز بسر می بری و تمام وعده و وعیدهای خویش را به باد فراموشی سپرده ای و با توسل به لگد از خواب بیدار می شوی، برخاستم اما بیدار نیستم، خمار خوابم اما غذا می خورم، چشمانم برای خواب بی تابی می کنند اما هنوز اذان نزده اند دقایقی را در خواب و بیداری سر کردم تا دوباره به مقام ارزشمند خواب ادای احترام کنم.
زمان حین تبادل صبح و ظهر، اینجا ایران است، به آشپزخانه رجوع نموده و مواد مغذی مصرف نمودیم، لقمه دقیقاً در میانه ی گلو بود که دو هزاریمان افتاد که خیر سرمان روزه داریم نه حق پایین رفتن دارد و نه قابل بازگشت مخیّر میان دهان و معده، در همین اثنا نفس ما هم راهی برای بالا آمدن پیدا نمی کرد. اوضاعی بود بس بغرنج، خلاصه لقمه را به پایین هدایت نمودیم هر چند طعم لذیذش کوفتمان شد، اما از اینکه با این ندانم کاری روزه ی خویش را به بطالت نکشاندم نیشم تا بناگوش گشوده شد.
کاریکاتور روضه رمضانزمان لنگ ظهر، اینجا همچنان ایران است. دقایقی است به لزوم وجود وعده های غذایی می نگرم، کمی به ضعف دچار شده ام، دلم حسابی برای ناهار تنگ شده است، صدایی از درون مرا می خواند، نمی دانم از جانب قابلمه ی غذاست یا از سمت سبد میوه یا از حوالی یخچال مملو از خوردنی است. اینجا امتحان اراده ها برگزار می شود، حیف پای اراده در میان است و حیثیتم در معرض خدشه قرار گرفته است در غیر این صورت شاید به ندای دستگاه گوارش پاسخ می دادم.
زمان دمدمای غروب، یحتمل اینجا زیمباوه است. گوشه ای پهن شده ام و چشم به ساعت دوخته ام و چشم انتظار کمک های بشر دوستانه هستم، زمان خیال گذشتن ندارد و چیزی نمانده با طمانینه اش ما را جان به لب کند. نمی دانم چرا حال معنوی ام با فالوده بستنی عجین شده است. درونم وضع فوق العاده ای پیش آمده، غذا نایاب و آب جیره بندی شده است و فشار خونم سقوط نموده و در خونم قحطی قند به راه افتاده است.
پای به بازی خطرناک اراده ها گذارده ام نزدیک است از گردونه ی رقابت ها خارج شوم. زمان بیست دقیقه مانده به اذان، به گمانم اینجا سومالی است حال ما خوش نیست. در حسرت لقمه ای نان، در تمنای جرعه ای آب، در این وانفسا به منویات یونیسف پی می برم. دهانم چون کویر لوت خشکیده، چشمانم به سیاهی گرویده، قند سابقاً موجود در خونم اعلام ورشکستگی نموده است، صورتم چون گچ رنگ باخته، هیمنه ام چون آش از هم وارفته، پس چرا مؤذن تعلل می ورزد.
دیگر وارد جنگ اراده شده ام، اراده ام سرکوب شده هرچند تا پای جان ایستادگی نموده است. زمان حین اذان، اینجا محل اسکان موقت قوم بربرت، به عدد کالری های از دست رفته ام شکر خدای را بر جای می آورم که بالاخره اذان را سر دادند و من همچون قحطی زدگان به سفره حمله ور شدم از اینکه بر زمامداری روزه ی کله گنجشکی پایان داده و روزه ی تمام و کمال را بر سر کار آورده ام کبکم خروس می خواند احساس بزرگی مرا فراگرفته و هم اینک به خود و اراده ی پولادین خود می بالم.
سید ابوالفضل طاهری/ روزنامه ابتکار
تحولات اورژانسی
آدم دچار یک مختصر خنده تلخی میشود وقتی میشنود که بر طبق آمار رسمی موجود، حداقل نیمی از آمبولانسهای کشور در زمره خودروهای فرسوده قرار دارد. این مثل آن است که مثلاً اعلام شود نصف ماشینهای آتش نشانی فاقد شلنگ آب میباشند.
فلذا جای تعجب نیست اگر میزان رضایتمندی ملت از وضعیت و کیفیت خدمات اورژانس، خیلی چنگی به دل نزند و گاهی آژانس را به اورژانس برای رفتن به بیمارستان ترجیح دهند. حقیر خود شاهد صحنه ای لطیف در سطح خیابان بوده که آمبولانسی خراب شده بود و مریض داخل آن پیاده شده بود و داشت آمبولانس را هل میداد. (خدا رحمتش کند!)
در باب اُشترلانس :
ای ساربان آهسته ران، اورژانس ما فرسوده است
گویا شتر از آمبولانس، ای دوست، بهتر بوده است!
با این تواصیف است که آدم خوشحال میشود وقتی که از وزارت بهداشت، همچین خبر میرسد که در پی تحولات اخیر در نظام سلامت و همگام با اجرای طرح تحول سلامت، قرار است کیفیت خدمات اورژانس کشور نیز ارتقاء پیدا کند و تجهیزات مراکز فوریتهای پزشکی به روز شود. طوری که هر بیماری هوس کند خودش را سریع برساند به اولین اورژانس نزدیک و امید داشته باشد که آب و روغن قاطی نمیکند. یا دم در به او نمیگویند که اول برو پول واریز کن، بعد بیا تا جلو سکته قلبی ات را بگیریم و کپسول اکسیژن بهت وصل کنیم که در رقص و حالت آورد پیران پارسی را!
بسته پیشنهادی آمبولانس:
حوزه سلامت به سلامتی همگان ارتباط دارد. از اینرو به سلامتی شما، نگارنده نیز در این قضیه وارد گود میشود و اظهاراتی چند را مطرح میفرماید:
۱ـ تحول اورژانسی: ایجاد تحول در کیفیت اورژانسها از نان شب هم واجبتر است؛ اما لازم است که این تحولات هم سریع و اورژانسی اتفاق بیفتد. زمانی اتفاق نیفتد که بیماران بیشتری مرخص شده باشند. لذت بستری شدن را در اورژانس بیمارستان ما تجربه کنید!
۲ـ آمبولانس مدل بالا: هر چه مدل ماشین آمبولانس بالاتر باشد، در بهبود سریع تر بیمار و بالارفتن روحیه وی مؤثرتر میباشد. ای بسا به هنگام انتقال به داخل آمبولانس، همراهان بیمار مورد نظر، با او و آمبولانس مدل بالایش عکس یادگاری هم بگیرند. حتماً طرف نباید رنگ بنز را زمانی ببیند که ماشین بنز اداره متوفیات، برای بردنش بیاید.
۳ـ مجازات اورژانسی: هر اورژانسی که بیماری را علیرغم وضعیت اورژانسیاش، تنها به دلیل نداشتن پول، پذیرش نکند؛ آنقدر جریمهاش کنند که معنی بی پولی را با تمام وجود درک کند. چیزی که عوض دارد،گله ندارد. شهر هرت که نیست.
رضا رفیع / روزنامه اطلاعات
